صهیونیزم اسلامی
ارسال شده: چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۵۳ ب.ظ
صهیونیزم اسلامی
علي عبدي
[External Link Removed for Guests]
زمانی بود که صهیونیزم تنها در یهودیت شعبه داشت و مبارزه با آن مبارزه با برخی یهودیان بود .
از حدود دهه ۷۰ میلادی بود که شعبه ای از صهیونیزم در مسیحیت به طور رسمی و البته گسترده ایجاد شد.(که ریشه های تاریخی این فرقه را می توان از آغاز پروتستانیزم پی گیری کرد) و از آن هنگام بود که تا امروز مسیحیان صهیونیست تبدیل به دشمن بشریت شدند. و این بازوهای اجرایی صهیونیزم یهودی به خوبی به صهیونیزم خدمت کرد . در شناخت و معرفی این جریان کارهای خوبی صورت گرفته و می گیرد.
اما مراد از صهیونیسم اسلامی چیست! ؟« صهیونیسم اسلامی» شعبه نو پدیدی از صهیونیسم جهانی در دل جهان اسلام است که حکم« اسب تروا»ی آن در جهان اسلام را دارد .در واقع آخرین مدل والگوی صهیونیسم جهانی است که مروجانش مسلمانانی اند که به ظاهر سر بر آستان« اسلامیت» دارند و به باطن دل در گرو« صهیونیسم و استکبار جهانی» و غایات و مطامع آن. این جریان دفاع از ماهیت و منافع صهیونیسم و استکبار جهانی ،رژیم اشغالگر قدس و اسرائیل و اسرائیلیات مدرن و صهیونیستی را در هر دو ساحت اندیشه و عمل سیاسی خویش بر خود فرض می داند و این مهم را در پس حجاب و لعابی از خیر خواهی و شبه استدلالهای دینی واسلامی پنهان ساخته وگاه در این مسیر حتی به قرآن و روایات نیز تمسک می جوید.این جریان را در واقع می توان مدل« اسلامیزه» شده صهیونیسم تلقی کرد درست بر سیاق «صهیونیسم مسیحی».از جمله برجسته ترین صهیونیستهای مسلمان می توان به «انور سادات»، «ملک حسین اردنی» ، «صدام حسین»و«ملک حسن» پادشاه مقبور مراکش اشاره کرد.
محکمات مانیفست یا دکترین صهیونیسم اسلامی را چنین می توان برشمرد:
۱/ به دست دادن قرائتی کاملاُ سکولار- لیبرال ، سازشکارانه، صهیونیستی و تسلیم پذیر از اسلام .(اسلام غیر سیاسی منهای جهاد و مقاومت)
۲/ به چالش کشیدن امهات و محکمات اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) خاصه خصلت ضد صهیونیستی آن(استراتژی « خمینی زدائی» ).
۳/ ترویج، اشاعه و تبلیغ اسرائیلیات مدرن و صهیونیستی هم چون «ارض موعود» ، «مظلومیت تاریخی یهود» ، «ماجرای دریفوس»،« یهودستیزی» و … و خاصه «هولوکاست».
۴/ نظریه پردازی در اثبات اینکه صهیونیسم و یهودیت صهیونیستی هیچگاه مسئله اسلام و ایران نبوده است.
۵/ ترویج نگرش ناسیونالیستی به مسئله فلسطین بدان معنی که فلسطین مسئله ما – ایران- نیست واینکه صهیونیسم صرفاّ ایدئولوژی سیاسی مدرن وناسیونالیستی یهودمظلوم بوده وباالذات مسئله ای اروپائی است و نه هیچ چیز دیگر.
۶/ تقلیل سازی مسئله فلسطین( تقلیل مسئله فلسطین به مسئله اعراب و فلسطینی ها و نه جهان اسلام وایران) و «فلسطینی کردن مسئله فلسطین». یعنی اینکه فلسطین نه مسئله جهان اسلام و خاورمیانه که صرفاّ مسئله خود فلسطینیها است و حل آن نیز تنها بر دوش خود آنان است.
۷/ ایفای نقش دستگاه نظریه پردازی بومی صهیونیسم به منظورتطهیر توطئه ها و دسایس صهیونیسم جهانی در پناه اندیشه پردازی در رد مطلق وجود هرگونه توطئه در جهان از سوی قدرتهای امپریال-صهیونیستی عالم ،و تخطئه چنین نگرشهایی با پردازش نظریاتی هم چون «توهم توطئه».
۸/ اندیشه حذف رژیم صهیونیستی تفکر نادرستی است که به جای آن باید بر تشکیل دولت نیم بند فلسطینی تاءکید کرد.
۹/ رژیم صهیونیستی دولتی مشروع!؟ از نظر حقوق و نظام بین الملل است، لذا باید آن را به رسمیت شناخت و با آن تعامل داشت.
۱۰/ هیچ نسبتی میان اسرائیلیات مدرن و صهیونیستی خاصه هولوکاست با رژیم صهیونیستی وجود ندارد.
یهود
اول بار این «برونوبوئر» (۱۸۰۹-۱۸۸۲) – از حلقه هگلی های جوان – بود که در سال ۱۸۴۳ با نگارش رساله «مساله یهود» خود و از نقطه عزیمتی کاملا سکولار به طرح مساله یهود پرداخت و درست در همان سال بود که مارکس از در پاسخ گویی به بوئر «مساله یهود» خود را نوشت. مارکس اما در این رساله به هیچ وجه به «یهود» به مشابه یک «دین» و «مذهب» نمی نگرد و لذا «مساله یهود» را نیز در زمینه ای دینی طرح نمی کند بلکه معنایی که وی از یهود افاده کرده است «الیگارشی پلانتوکرانیک یهودی» بوده است. یعنی« کانون های زرسالار یهودی» که در پوشش مذهب یهود چنان در تاروپود ساختارهای سیاسی و به ویژه اقتصادی غرب (اروپا و امریکا) نفوذ کرده اند که «از طریق آنان (زرسالاری یهودی) پول به قدرتی جهانی بدل شده است و روح عملی یهودی (همان زرسالاری یهودی) به روح عملی ملت های مسیحی مبدل گردیده است. یهودیان از طریق یهودی کردن مسیحیان (دمیدن روح سرمایه داری در کالبد مسیحیت) خود را آزاد ساخته اند». (کارل مارکس، مساله یهود ترجمه محسن حکیمی نثر خجسته ص ۴۷) این گفته مارکس پاسخی است به بوئر که مساله یهود در اروپا را صرفا در چارچوبی مذهبی دیده و راه حل آن را نیز تنها در سکولاریزه کردن جوامع اروپایی و برقراری جامعه مدنی – از نوع هگلی آن – می داند. حال آنکه مارکس معتقد بود مساله اصلا مذهبی نیست بلکه اساس مساله در روح «زرسالاری یهودی» که همانا کسب «منافع عملی» هر چه بیشتر و «اقتدار مالی» آنان ریشه دارد(همان). لذاست که رساله خویش را با جمله ای کلیدی که راه حل مساله را در بطن خویش دارد به اتمام می رساند« آزادی اجتماعی یهودیان همانا آزادی جامعه از یهودیت (زرسالاری یهودی و روح پول پرست آن) است» (همان ص ۵۲) در حقیقت معنایی که مارکس از«”مساله یهود» مراد کرده است به شدت به آنچه که امروزه در ادبیات سیاسی به نام« صهیونیسم» می شناسیم نزدیک است .
اروپا و مسئله صهیونیسم
حقیقت آن است که مساله اروپا با یهود نه منازعه دینی «مسیحیت – یهودی»” و نه گرایش مسیحیان بر ضد یهودیان (به مثابه پیروان دین یهود) که در واقع ناظر بر چالشی جدی میان جوامع اروپایی (خاصه طبقات فرودست و محروم آن) با الیگاری زرسلاری یهودی که از مذهب پوششی برای کسب منافع عملی اقتصادی و سیاسی خود ساخته بود. درست از درون دیالکتیک «تز» زرسالاری یهودی و «آنتی تز» جوامع اروپایی بود که «سنتز» صهیونیسم به مثابه یهود سیاسی – اقتصادی مدرن (و نه یهود مذهبی و سنتی) سر بر کشید و با بر تن کردن ردای مدرنیته زرسالاری یهودی را در قالب یک ایدئولوژی نژادپرستانه سیاسی به نام «صهیونیسم» تحقق بخشید. صهیونیسمی که این بار برای آنکه دیگر هیچگاه میان منافع خویش با محیط پیرامونی خود (در گستره جهانی) با چالش و تضادی جدی مواجه نشود – به علت قلت نیرو و فقدان عمق استراتژیک – بر آن شد تا با تبارسازی مجعول برای خود (به ویژه بر محور اسطوره ارض موعود) و پردازش تئوریک اسرائیلیات مدرن بدان گونه که به کار عصر مدرن و جهان نو بیاید (با اصل قرار دادن مظلوم نمایی تاریخی) بدین مهم دست یابد. این مهم از رهگذر دستگاه عریض و طویل اندیشه پردازی و«تاریخنگاری صهیونیستی» (به عنوان یکی از جریانات اصلی تاریخنگاری رسمی غرب جدید) و با تدوین نهایی اسرائیلیات صهیونیستی بر بنیاد جعل بزرگ «مظلومیت تاریخی یهود» به دست آمد که اولین محصول این دستگاه اندیشه و تاریخ سازی در حوزه نظری کتاب «دولت یهود» بنجامین زیو (تئودور هرتصل) دانست و در حوزه عملی «کنگره جهانی صهیونیسم» سال ۱۸۷۹ در بال سوئیس با تمامی مصوبات و پروتکل هایش.
اسلام، ایران و مسئله صهیونیسم
مقصود از «یهود» چیست؟ پاسخ به این پرسش از دو حال خارج نیست اول مراد یکی از ادیان توحیدی و ابراهیی است که معتقدانش خود را پیرو« موسی کلیم ا…» (ع) می دانند که در قرآن کریم به نام«اهل کتاب» (در کنار نصاری) بدان تصریح و حقوق خاصی برایشان تعریف و مسلمین به مدارا با آنان فراخوانده شده اند و هم در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با نام «کلیمیان» در کنار دیگر اقلیت ها یاد و حقوقشان به رسمیت شناخته شده است. دوم نحوی گرایش و مسلک سیاسی در پوشش مذهب است مبتنی بر سه اصل« ۱/ قوم برگزیده ۲/ ارض موعود ۳/ کسب حاکمیت مطلق بر جهان».
این نحله، از مذهب یهود صرفا پوششی ساخته اند به منظور نیل به اهداف و مقاصد خاص سیاسی خویش. معنای نخست را «یهودیت» می نامند و معنای دوم را «صهیونیسم». دو گونه از یهود یکی «یهود دینی و مذهبی» و آن دیگری «یهود سیاسی – اقتصادی» و هماره در طول تاریخ یهود، گونه نخست چوب سلطه طلبی، نفاق و زرسالاری گونه دوم را خورده است و در پرتو خباثت ها و جنایات گونه دوم چیزی جز بدنامی نصیب نبرده است. موضع اسلام و ایران در برابر این هر دو کاملا روشن و واضح است.
پر واضح است که چه اسلام و چه ایران هیچگاه به معنای نخست یهود (یهودیت) به چشم مساله نمی نگریسته است. پذیرش و زندگی آرام توام با صلح و رفق و مدارای کلیمیان ایران از عهد باستان تاکنون و موضع قران و اسلام در برابر این امر سندی متقن و قاطع بر این مدعاست.
بیانات حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی، بت شکن قرن و پرچمدار مبارزه جهانی بر علیه جهل و شرک و کفر و نفاق خاصه صهیونیسم جهانی نیز در این باره کاملا روشن و راهگشاست و بی نیاز از هر گونه تفسیری;
«یک نفر اسرائیلی (نه یهودی، به این یهودی ها که در ایران هستند کسی حق ندارد تعرض بکند، اینها در پناه اسلام و مسلمین هستند، نه به یهودی ها و نه نصاری. اینهائی که مذهب رسمی دارند، حق ندارند تعرضی بکنند …) اگر آمد در ایران … بر همه مسلمانان واجب است که اینها را بیرون بکنند و بکشند همه شان را، یک اسرائیلی پایش را بگذارد ایران، بر مردم ایران واجب است که اینها را از بین ببرند» (فلسطین از نگاه امام، دفتر تنظیم و تدوین آثار حضرت امام (ره)، ص ۱۳)
«یهودی ها حسابشان از صهیونیست ها جداست» (همان ص ۱۴)
«ما حساب جامعه یهود را از حساب صهیونیسم و صهیونیست ها جدا می دانیم، آنها جز اهل مذهب اصلا نیستند … حساب جامعه یهود غیرحساب جامعه آنها است و ما با آنها مخالف هستیم و مخالفتمان برای این است که آنها با همه ادیان مخالف هستند، آنها یهودی نیستند، آنها یک مردم سیاسی هستند … و یهودی ها هم از آنها متنفر هستند و همه انسانها باید از آنها متنفر باشند» (همان ص ۱۵)
مطابق با بیانات حضرت امام (ره) پر واضح است که شقّ اول از معنای یهود هیچگاه مساله اسلام و ایران نبوده است اما آیا این حکم درباره شق دوم ( صهیونیسم ) نیز صادق است. ایشان پاسخ لازم و مقتضی را داده اند و ما را از هر گونه تفسیر و تاویلی بی نیاز نموده اند. شق دوم از یهود که به مذهب جز به دیده ابزار و دستاویزی به منظور کسب مقاصد نامشروع و شیطانی خویش نمی نگرد (همان صهیونیسم) و در واقع یهودیت کاذب و بدلی است در مقابل یهودیت حقیقی (شق اول) هماره هم مساله اسلام بوده است و هم مساله ایران.
برای بررسی موضع اسلام درباره یهود به مفهوم صهیونیستی آن پیش از هر چیز ضروری است تا به قرآن کریم به مثابه اولین و مهم ترین منبع و سرچشمه آموزه ها و معارف وحیانی اسلام رجوع شود.
مسئله یهود ، مسئله قرآن
در قرآن کریم، میان واژه های «بنی اسرائیل« و «یهود» تفاوت محسوسی است. «بنی اسرائیل» در قران ناظر بر قوم موسی (ع) است و مطابق با این آیات خداوند در آن عصر ایشان را بر عالمیان برتری داد. بنی اسرائیل اما قدر نعمات الهی را ندانسته و ازراه موسی (ع) و سایر انبیای الهی رویگردان شد.
واژه «یهود» اما در قرآن کریم ناظر بر مفهوم جدیدی است که از «قوم یهود» در سده های نخست میلادی شکل گرفته بود. نماد بارز آن کانونهای یهودی معاصر پیامبر اسلام (ص) است که به طور عمده در سرزمینهای بین النهرین و عربستان مستقر بود و به مبادلات پولی مبتنی بر بهره (رباخواری) اشتغل داشتند، عملی که قرآن را به شدت نکوهش کرده است. در قران کریم، یهودیان قومی توصیف شده اند به شدت ناسپاس و حریص بر دنیا، آنان هیچ ربطی به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان یعقوب ندارند؛ زیرا
کتاب خداوند را پنهان کرده اند و گمراهی را بر هدایت ترجیح داده اند. (بقره ۴۰-۹۰)
به سبب پیمان شکنی و کفر بر آیات خداوند و کشتن پیامبران، خداوند بر دلهایشان مهر نهاده است و جز اندکی از ایشان ایمان نخواهند آورد (بقره ۱۴۰-۱۴۱، ۱۷۴-۱۷۵)
به سبب گرفتن ربا و خوردن اموال مردم عذابی دردناک در انتظارشان است (نساء ۱۶۱) و (آل عمران ۱۸۷).
آنان منکر و دشمن پیام خداوند (نساء ۱۵۵)
که کین توزترین دشمن اسلام و مسلمانان و فسادکنندگان بر روی زمین و مورد لعن خداوندند (مائده ۶۴).
خداوند ایشان را «حزب شیطان» می خواند «استحوذ علیهم الشیطان، فانسیهم ذکرا…، اولئک حزب الشیطان، الدان حزب الشیطان هم الخاسرون»(مجادله ۱۹)
همانا دشمن ترین انسانها به مومنین را یهود و مشرکین خواهی یافت” (مائده ۸۲).
خداوند در یک دشمن شناسی صریح، یهود را به عنوان دشمن شماره یک نه تنها اسلام و مسلمین که تمامی مومنین به خداوند معرفی می نماید و این یعنی اینکه یهود نه تنها مساله درجه یک اسلام و مسلمین است که مساله درجه یک تمامی موحدین و خداپرستان حتی یهودیان مومن به موسی کلیم ا… (ع) است. (باز هم تاکید می شود که در این منظور از یهود معنای دومی است که در مقدمه بحث بدان اشاره شد)
در جایی دیگر خداوند به بنی اسرائیل یادآوری می کند که در تورات به آنان تذکر داده شد که دوبار در زمین فساد خواهید کرد. فسادی که بسیار بالا خواهد گرفت و جهان را به خود معطوف خواهد داشت (اسراء ۴) و آیا آن فساد وعده داده شده ام المسائل دنیای امروزیعنی صهیونیسم (یهود سیاسی – اقتصادی مدرن) نیست؟
قطع نظر ازنصوص مصرح قرآنی درباره یهود تا بدان جا که آن را از حیث دشمن شناسی به مساله درجه یک اسلام تبدیل می کند، رجوع به تاریخ صدر اسلام نیز خود به اندازه کافی گویا است. چهار جنگ حضرت رسول امین اسلام (ص) با یهود یعنی یهود« بنی نظیر»،« بنی قریضه»، «بنی قینقاع» و «خیبر» و مشارکت ، دسیسه و زمینه سازی در سایر جنگها چون بدر، احد، خندق و … خود دلالت بر آن دارد که یهود از بدو تولد اسلام مساله اصلی اسلام بوده است کما اینکه یهود در دوران انبیا الهی گذشته خاصه پیامبران بنی اسرائیل از موسی (ع) تا عیسی بن مریم (علی نبینا وعلیه السلام) مساله اصلی آنان نیز بوده است کما اینکه یهود مساله اصلی یهودیان تا به امروز نیز بوده است.
یهود وهولوکاست خونین ایرانی
مطابق با نص صریح تورات استر، همسر «خشایار شاه» پادشاه هخامنشی، ملکه ایران در یک توطئه ضدانسانی به اتفاق پسرعمویش «مردخامی» با کسب نظر مساعد خشایارشاه، ۷۷ هزار ایرانی را در سرتاسر امپراتوری خود از دم تیغ گذرانیدند تا اولین هولوکاست واقعی و ایرانی را در تاریخ به ثبت رسانند. «پس یهودیان جمیع دشمنان خویش را به دم شمشیر زده کشتند و هلاک کردند و با ایشان هر چه خواستند به عمل آوردند … یهودیان در دارالسلطنه شوشن (شوش)پانصد نفر را کشته و هلاک کردند … در روز چهاردهم ماه آذار نیز جمع شده سیصد نفر را در شوشن کشتند … و سایر یهودیانی که در ولایات پادشاه بودند جمع شده و … هفتاد و هفت هزار نفر از مغبضان خویش را کشتند … و آرام یافتند. و آن روز رابزم و شادمانی نگاه داشتند. … آن روزها را از اسم «پور» (در عبری به معنای قرعه) پوریم نامیدند … یهودیان این را فریضه ساختند و آن را بر ذمه خود و ذریت خویش و همه کسانی که به ایشان ملحق شوند گرفتند که تبدیل نشود و آن دو روز را بر حسب کتابت آنها و زمان معین آنها سال به سال نگاه دارند و این روزهای پوریم از میان یهود منسوخ نشود و یادگاری آنها از ذریت ایشان نابود نگردد.” (عهد عتیق، سفر استر باب ۹)
و از آن زمان تا به امروز همه ساله یهود در روزهای ۱۳ و ۱۴ ماه عبرانی آذار به یادبود “هولوکاست ایرانی” شادخواری و پایکوبی می کند و ساغر ساغر می انگوری را به یادبود خون ۷۷ هزار ایرانی می نوشد. و این حقیقتی است که روشنفکران در بند اسرائیلیات مدرن جرات حتی اشاره ای مجمل و غیرمستقیم به آن را ندارد تا چه رسد به تشکیل یک تیم تحقیقاتی به منظور تحقیق و پژوهش در اطراف این هولوکاست بزرگ ایرانی!
صهیونیسم ، مسئله ایران معاصر
تاثیرگذاری یهود صهیونیستی بر تاریخ ایران معاصر مسئله ای است که به مدد محققین و تاریخ نگاران نسل متعهد و نو تاریخ پژوهی ایران معاصر روز به روز آشکارتر می شود. نقش یهود صهیونیستی در تحولات مشروطه و پس از آن از طریق شبکه جاسوسی انگلیسی – صهیونیستی «سراردشیر ریپورتر» – جاسوس خاندان روچیلدهای یهودی زرسالاری جهانی یهود – و بر کشیدن رضاخان به سلطنت ایران توسط وی و تثبیت پهلوی دوم به یاری «شاپور ریپورتر» فرزند اردشیر که درست همان نسبت پدر با روچیلدها را داشت خود گویای این حقیقت است (ر – ک بحران مشروطیت حسین آبادیان و ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ج ۲ بخش ریپورترها)
مضاف بر آنکه حقیقت تاثیر جریان رسمی صهیونیسم جهانی، و جریانهای صهیون زده چون بهائیت و فراماسونری – که در تاروپود پهلوی اول و دوم نفوذی رعب انگیز داشتند – بر حاکمیت و استیلای و تداوم آن به دست بیش از نیم قرن بر ایران معاصر امری است که است که بی نیاز از هر گونه دلیل و مدعایی است. به ضمیمه مواردی چون سهم به سزای پهلوی اول و دوم در مهاجرت و اسکان یهودیان ایرانی در سرزمینهای اشغالی فلسطین و برپایی موجودیت نامشروع رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی و پیوند استراتژیک ایران با آن رژیم و تبدیل ایران به عمق استراتژیک صهیونیست ها در چارچوب «استراتژی پیرامونی» غاصبین قدس .
مساله صهیونیسم ، مسئله امام خمینی ( ره)
کدام وجدان آگاه و بیدار ایرانی است که نداند رژیم صهیونیستی و عمق استراتژیک صهیونیستی آن در دل جهان غرب و در متن کانونهای تصمیم گیری غرب از ابتدای انقلاب تا به امروز در نقش قرارگاه مرکزی جبهه ضد اسلامی و ضد جمهوری اسلامی ایران عمل نکرده است. در واقع فلسفه وجودی تاسیس این رژیم نامشروع نیز چیزی جز این – تاسیس قرارگاه مرکزی در دل جهان اسلام و گرانیکاه استرتژیک خاورمیانه – نبوده است درست بر خلاف نظر عده ای که مدعی اند اروپا برای رهایی از عذاب وجدان تاریخی خود بدین کار مبادرت ورزید و برای تکمیل این آدرس غلط است که به آرژانتین یا اوگاندا احاله می کند. از همان ابتدا تاکید یهود صهیونیستی بر فلسطین بود و هیچگاه دیگر کشورها جدی گرفته نشد.
در دوره معاصر یهود همیشه جزو مسائل درجه یک علماء و مراجع ما بوده است. این را می توان از کتاب
«خطر جهود برای اسلام» غلامرضا سعیدی در سال ۱۳۳۵ فهمید
«دنیا بازیچه یهود» آیت ا… سید محمد شیرازی در حدود ۵۰ سال پیش از این
حکم تاریخی آیت ا… العظمی بروجردی درباره رژیم نامشروع صهیونیستی
اقدام شجاعانه و قاطعانه فدائیان اسلام برای حضور در فلسطین وجهاد در آنجا
اقدام آیت ا… مطهری و علامه طباطبائی برای جمع آوری وجوهات برای فلسطینی ها
و …
علي عبدي
[External Link Removed for Guests]
زمانی بود که صهیونیزم تنها در یهودیت شعبه داشت و مبارزه با آن مبارزه با برخی یهودیان بود .
از حدود دهه ۷۰ میلادی بود که شعبه ای از صهیونیزم در مسیحیت به طور رسمی و البته گسترده ایجاد شد.(که ریشه های تاریخی این فرقه را می توان از آغاز پروتستانیزم پی گیری کرد) و از آن هنگام بود که تا امروز مسیحیان صهیونیست تبدیل به دشمن بشریت شدند. و این بازوهای اجرایی صهیونیزم یهودی به خوبی به صهیونیزم خدمت کرد . در شناخت و معرفی این جریان کارهای خوبی صورت گرفته و می گیرد.
اما مراد از صهیونیسم اسلامی چیست! ؟« صهیونیسم اسلامی» شعبه نو پدیدی از صهیونیسم جهانی در دل جهان اسلام است که حکم« اسب تروا»ی آن در جهان اسلام را دارد .در واقع آخرین مدل والگوی صهیونیسم جهانی است که مروجانش مسلمانانی اند که به ظاهر سر بر آستان« اسلامیت» دارند و به باطن دل در گرو« صهیونیسم و استکبار جهانی» و غایات و مطامع آن. این جریان دفاع از ماهیت و منافع صهیونیسم و استکبار جهانی ،رژیم اشغالگر قدس و اسرائیل و اسرائیلیات مدرن و صهیونیستی را در هر دو ساحت اندیشه و عمل سیاسی خویش بر خود فرض می داند و این مهم را در پس حجاب و لعابی از خیر خواهی و شبه استدلالهای دینی واسلامی پنهان ساخته وگاه در این مسیر حتی به قرآن و روایات نیز تمسک می جوید.این جریان را در واقع می توان مدل« اسلامیزه» شده صهیونیسم تلقی کرد درست بر سیاق «صهیونیسم مسیحی».از جمله برجسته ترین صهیونیستهای مسلمان می توان به «انور سادات»، «ملک حسین اردنی» ، «صدام حسین»و«ملک حسن» پادشاه مقبور مراکش اشاره کرد.
محکمات مانیفست یا دکترین صهیونیسم اسلامی را چنین می توان برشمرد:
۱/ به دست دادن قرائتی کاملاُ سکولار- لیبرال ، سازشکارانه، صهیونیستی و تسلیم پذیر از اسلام .(اسلام غیر سیاسی منهای جهاد و مقاومت)
۲/ به چالش کشیدن امهات و محکمات اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) خاصه خصلت ضد صهیونیستی آن(استراتژی « خمینی زدائی» ).
۳/ ترویج، اشاعه و تبلیغ اسرائیلیات مدرن و صهیونیستی هم چون «ارض موعود» ، «مظلومیت تاریخی یهود» ، «ماجرای دریفوس»،« یهودستیزی» و … و خاصه «هولوکاست».
۴/ نظریه پردازی در اثبات اینکه صهیونیسم و یهودیت صهیونیستی هیچگاه مسئله اسلام و ایران نبوده است.
۵/ ترویج نگرش ناسیونالیستی به مسئله فلسطین بدان معنی که فلسطین مسئله ما – ایران- نیست واینکه صهیونیسم صرفاّ ایدئولوژی سیاسی مدرن وناسیونالیستی یهودمظلوم بوده وباالذات مسئله ای اروپائی است و نه هیچ چیز دیگر.
۶/ تقلیل سازی مسئله فلسطین( تقلیل مسئله فلسطین به مسئله اعراب و فلسطینی ها و نه جهان اسلام وایران) و «فلسطینی کردن مسئله فلسطین». یعنی اینکه فلسطین نه مسئله جهان اسلام و خاورمیانه که صرفاّ مسئله خود فلسطینیها است و حل آن نیز تنها بر دوش خود آنان است.
۷/ ایفای نقش دستگاه نظریه پردازی بومی صهیونیسم به منظورتطهیر توطئه ها و دسایس صهیونیسم جهانی در پناه اندیشه پردازی در رد مطلق وجود هرگونه توطئه در جهان از سوی قدرتهای امپریال-صهیونیستی عالم ،و تخطئه چنین نگرشهایی با پردازش نظریاتی هم چون «توهم توطئه».
۸/ اندیشه حذف رژیم صهیونیستی تفکر نادرستی است که به جای آن باید بر تشکیل دولت نیم بند فلسطینی تاءکید کرد.
۹/ رژیم صهیونیستی دولتی مشروع!؟ از نظر حقوق و نظام بین الملل است، لذا باید آن را به رسمیت شناخت و با آن تعامل داشت.
۱۰/ هیچ نسبتی میان اسرائیلیات مدرن و صهیونیستی خاصه هولوکاست با رژیم صهیونیستی وجود ندارد.
یهود
اول بار این «برونوبوئر» (۱۸۰۹-۱۸۸۲) – از حلقه هگلی های جوان – بود که در سال ۱۸۴۳ با نگارش رساله «مساله یهود» خود و از نقطه عزیمتی کاملا سکولار به طرح مساله یهود پرداخت و درست در همان سال بود که مارکس از در پاسخ گویی به بوئر «مساله یهود» خود را نوشت. مارکس اما در این رساله به هیچ وجه به «یهود» به مشابه یک «دین» و «مذهب» نمی نگرد و لذا «مساله یهود» را نیز در زمینه ای دینی طرح نمی کند بلکه معنایی که وی از یهود افاده کرده است «الیگارشی پلانتوکرانیک یهودی» بوده است. یعنی« کانون های زرسالار یهودی» که در پوشش مذهب یهود چنان در تاروپود ساختارهای سیاسی و به ویژه اقتصادی غرب (اروپا و امریکا) نفوذ کرده اند که «از طریق آنان (زرسالاری یهودی) پول به قدرتی جهانی بدل شده است و روح عملی یهودی (همان زرسالاری یهودی) به روح عملی ملت های مسیحی مبدل گردیده است. یهودیان از طریق یهودی کردن مسیحیان (دمیدن روح سرمایه داری در کالبد مسیحیت) خود را آزاد ساخته اند». (کارل مارکس، مساله یهود ترجمه محسن حکیمی نثر خجسته ص ۴۷) این گفته مارکس پاسخی است به بوئر که مساله یهود در اروپا را صرفا در چارچوبی مذهبی دیده و راه حل آن را نیز تنها در سکولاریزه کردن جوامع اروپایی و برقراری جامعه مدنی – از نوع هگلی آن – می داند. حال آنکه مارکس معتقد بود مساله اصلا مذهبی نیست بلکه اساس مساله در روح «زرسالاری یهودی» که همانا کسب «منافع عملی» هر چه بیشتر و «اقتدار مالی» آنان ریشه دارد(همان). لذاست که رساله خویش را با جمله ای کلیدی که راه حل مساله را در بطن خویش دارد به اتمام می رساند« آزادی اجتماعی یهودیان همانا آزادی جامعه از یهودیت (زرسالاری یهودی و روح پول پرست آن) است» (همان ص ۵۲) در حقیقت معنایی که مارکس از«”مساله یهود» مراد کرده است به شدت به آنچه که امروزه در ادبیات سیاسی به نام« صهیونیسم» می شناسیم نزدیک است .
اروپا و مسئله صهیونیسم
حقیقت آن است که مساله اروپا با یهود نه منازعه دینی «مسیحیت – یهودی»” و نه گرایش مسیحیان بر ضد یهودیان (به مثابه پیروان دین یهود) که در واقع ناظر بر چالشی جدی میان جوامع اروپایی (خاصه طبقات فرودست و محروم آن) با الیگاری زرسلاری یهودی که از مذهب پوششی برای کسب منافع عملی اقتصادی و سیاسی خود ساخته بود. درست از درون دیالکتیک «تز» زرسالاری یهودی و «آنتی تز» جوامع اروپایی بود که «سنتز» صهیونیسم به مثابه یهود سیاسی – اقتصادی مدرن (و نه یهود مذهبی و سنتی) سر بر کشید و با بر تن کردن ردای مدرنیته زرسالاری یهودی را در قالب یک ایدئولوژی نژادپرستانه سیاسی به نام «صهیونیسم» تحقق بخشید. صهیونیسمی که این بار برای آنکه دیگر هیچگاه میان منافع خویش با محیط پیرامونی خود (در گستره جهانی) با چالش و تضادی جدی مواجه نشود – به علت قلت نیرو و فقدان عمق استراتژیک – بر آن شد تا با تبارسازی مجعول برای خود (به ویژه بر محور اسطوره ارض موعود) و پردازش تئوریک اسرائیلیات مدرن بدان گونه که به کار عصر مدرن و جهان نو بیاید (با اصل قرار دادن مظلوم نمایی تاریخی) بدین مهم دست یابد. این مهم از رهگذر دستگاه عریض و طویل اندیشه پردازی و«تاریخنگاری صهیونیستی» (به عنوان یکی از جریانات اصلی تاریخنگاری رسمی غرب جدید) و با تدوین نهایی اسرائیلیات صهیونیستی بر بنیاد جعل بزرگ «مظلومیت تاریخی یهود» به دست آمد که اولین محصول این دستگاه اندیشه و تاریخ سازی در حوزه نظری کتاب «دولت یهود» بنجامین زیو (تئودور هرتصل) دانست و در حوزه عملی «کنگره جهانی صهیونیسم» سال ۱۸۷۹ در بال سوئیس با تمامی مصوبات و پروتکل هایش.
اسلام، ایران و مسئله صهیونیسم
مقصود از «یهود» چیست؟ پاسخ به این پرسش از دو حال خارج نیست اول مراد یکی از ادیان توحیدی و ابراهیی است که معتقدانش خود را پیرو« موسی کلیم ا…» (ع) می دانند که در قرآن کریم به نام«اهل کتاب» (در کنار نصاری) بدان تصریح و حقوق خاصی برایشان تعریف و مسلمین به مدارا با آنان فراخوانده شده اند و هم در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با نام «کلیمیان» در کنار دیگر اقلیت ها یاد و حقوقشان به رسمیت شناخته شده است. دوم نحوی گرایش و مسلک سیاسی در پوشش مذهب است مبتنی بر سه اصل« ۱/ قوم برگزیده ۲/ ارض موعود ۳/ کسب حاکمیت مطلق بر جهان».
این نحله، از مذهب یهود صرفا پوششی ساخته اند به منظور نیل به اهداف و مقاصد خاص سیاسی خویش. معنای نخست را «یهودیت» می نامند و معنای دوم را «صهیونیسم». دو گونه از یهود یکی «یهود دینی و مذهبی» و آن دیگری «یهود سیاسی – اقتصادی» و هماره در طول تاریخ یهود، گونه نخست چوب سلطه طلبی، نفاق و زرسالاری گونه دوم را خورده است و در پرتو خباثت ها و جنایات گونه دوم چیزی جز بدنامی نصیب نبرده است. موضع اسلام و ایران در برابر این هر دو کاملا روشن و واضح است.
پر واضح است که چه اسلام و چه ایران هیچگاه به معنای نخست یهود (یهودیت) به چشم مساله نمی نگریسته است. پذیرش و زندگی آرام توام با صلح و رفق و مدارای کلیمیان ایران از عهد باستان تاکنون و موضع قران و اسلام در برابر این امر سندی متقن و قاطع بر این مدعاست.
بیانات حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی، بت شکن قرن و پرچمدار مبارزه جهانی بر علیه جهل و شرک و کفر و نفاق خاصه صهیونیسم جهانی نیز در این باره کاملا روشن و راهگشاست و بی نیاز از هر گونه تفسیری;
«یک نفر اسرائیلی (نه یهودی، به این یهودی ها که در ایران هستند کسی حق ندارد تعرض بکند، اینها در پناه اسلام و مسلمین هستند، نه به یهودی ها و نه نصاری. اینهائی که مذهب رسمی دارند، حق ندارند تعرضی بکنند …) اگر آمد در ایران … بر همه مسلمانان واجب است که اینها را بیرون بکنند و بکشند همه شان را، یک اسرائیلی پایش را بگذارد ایران، بر مردم ایران واجب است که اینها را از بین ببرند» (فلسطین از نگاه امام، دفتر تنظیم و تدوین آثار حضرت امام (ره)، ص ۱۳)
«یهودی ها حسابشان از صهیونیست ها جداست» (همان ص ۱۴)
«ما حساب جامعه یهود را از حساب صهیونیسم و صهیونیست ها جدا می دانیم، آنها جز اهل مذهب اصلا نیستند … حساب جامعه یهود غیرحساب جامعه آنها است و ما با آنها مخالف هستیم و مخالفتمان برای این است که آنها با همه ادیان مخالف هستند، آنها یهودی نیستند، آنها یک مردم سیاسی هستند … و یهودی ها هم از آنها متنفر هستند و همه انسانها باید از آنها متنفر باشند» (همان ص ۱۵)
مطابق با بیانات حضرت امام (ره) پر واضح است که شقّ اول از معنای یهود هیچگاه مساله اسلام و ایران نبوده است اما آیا این حکم درباره شق دوم ( صهیونیسم ) نیز صادق است. ایشان پاسخ لازم و مقتضی را داده اند و ما را از هر گونه تفسیر و تاویلی بی نیاز نموده اند. شق دوم از یهود که به مذهب جز به دیده ابزار و دستاویزی به منظور کسب مقاصد نامشروع و شیطانی خویش نمی نگرد (همان صهیونیسم) و در واقع یهودیت کاذب و بدلی است در مقابل یهودیت حقیقی (شق اول) هماره هم مساله اسلام بوده است و هم مساله ایران.
برای بررسی موضع اسلام درباره یهود به مفهوم صهیونیستی آن پیش از هر چیز ضروری است تا به قرآن کریم به مثابه اولین و مهم ترین منبع و سرچشمه آموزه ها و معارف وحیانی اسلام رجوع شود.
مسئله یهود ، مسئله قرآن
در قرآن کریم، میان واژه های «بنی اسرائیل« و «یهود» تفاوت محسوسی است. «بنی اسرائیل» در قران ناظر بر قوم موسی (ع) است و مطابق با این آیات خداوند در آن عصر ایشان را بر عالمیان برتری داد. بنی اسرائیل اما قدر نعمات الهی را ندانسته و ازراه موسی (ع) و سایر انبیای الهی رویگردان شد.
واژه «یهود» اما در قرآن کریم ناظر بر مفهوم جدیدی است که از «قوم یهود» در سده های نخست میلادی شکل گرفته بود. نماد بارز آن کانونهای یهودی معاصر پیامبر اسلام (ص) است که به طور عمده در سرزمینهای بین النهرین و عربستان مستقر بود و به مبادلات پولی مبتنی بر بهره (رباخواری) اشتغل داشتند، عملی که قرآن را به شدت نکوهش کرده است. در قران کریم، یهودیان قومی توصیف شده اند به شدت ناسپاس و حریص بر دنیا، آنان هیچ ربطی به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان یعقوب ندارند؛ زیرا
کتاب خداوند را پنهان کرده اند و گمراهی را بر هدایت ترجیح داده اند. (بقره ۴۰-۹۰)
به سبب پیمان شکنی و کفر بر آیات خداوند و کشتن پیامبران، خداوند بر دلهایشان مهر نهاده است و جز اندکی از ایشان ایمان نخواهند آورد (بقره ۱۴۰-۱۴۱، ۱۷۴-۱۷۵)
به سبب گرفتن ربا و خوردن اموال مردم عذابی دردناک در انتظارشان است (نساء ۱۶۱) و (آل عمران ۱۸۷).
آنان منکر و دشمن پیام خداوند (نساء ۱۵۵)
که کین توزترین دشمن اسلام و مسلمانان و فسادکنندگان بر روی زمین و مورد لعن خداوندند (مائده ۶۴).
خداوند ایشان را «حزب شیطان» می خواند «استحوذ علیهم الشیطان، فانسیهم ذکرا…، اولئک حزب الشیطان، الدان حزب الشیطان هم الخاسرون»(مجادله ۱۹)
همانا دشمن ترین انسانها به مومنین را یهود و مشرکین خواهی یافت” (مائده ۸۲).
خداوند در یک دشمن شناسی صریح، یهود را به عنوان دشمن شماره یک نه تنها اسلام و مسلمین که تمامی مومنین به خداوند معرفی می نماید و این یعنی اینکه یهود نه تنها مساله درجه یک اسلام و مسلمین است که مساله درجه یک تمامی موحدین و خداپرستان حتی یهودیان مومن به موسی کلیم ا… (ع) است. (باز هم تاکید می شود که در این منظور از یهود معنای دومی است که در مقدمه بحث بدان اشاره شد)
در جایی دیگر خداوند به بنی اسرائیل یادآوری می کند که در تورات به آنان تذکر داده شد که دوبار در زمین فساد خواهید کرد. فسادی که بسیار بالا خواهد گرفت و جهان را به خود معطوف خواهد داشت (اسراء ۴) و آیا آن فساد وعده داده شده ام المسائل دنیای امروزیعنی صهیونیسم (یهود سیاسی – اقتصادی مدرن) نیست؟
قطع نظر ازنصوص مصرح قرآنی درباره یهود تا بدان جا که آن را از حیث دشمن شناسی به مساله درجه یک اسلام تبدیل می کند، رجوع به تاریخ صدر اسلام نیز خود به اندازه کافی گویا است. چهار جنگ حضرت رسول امین اسلام (ص) با یهود یعنی یهود« بنی نظیر»،« بنی قریضه»، «بنی قینقاع» و «خیبر» و مشارکت ، دسیسه و زمینه سازی در سایر جنگها چون بدر، احد، خندق و … خود دلالت بر آن دارد که یهود از بدو تولد اسلام مساله اصلی اسلام بوده است کما اینکه یهود در دوران انبیا الهی گذشته خاصه پیامبران بنی اسرائیل از موسی (ع) تا عیسی بن مریم (علی نبینا وعلیه السلام) مساله اصلی آنان نیز بوده است کما اینکه یهود مساله اصلی یهودیان تا به امروز نیز بوده است.
یهود وهولوکاست خونین ایرانی
مطابق با نص صریح تورات استر، همسر «خشایار شاه» پادشاه هخامنشی، ملکه ایران در یک توطئه ضدانسانی به اتفاق پسرعمویش «مردخامی» با کسب نظر مساعد خشایارشاه، ۷۷ هزار ایرانی را در سرتاسر امپراتوری خود از دم تیغ گذرانیدند تا اولین هولوکاست واقعی و ایرانی را در تاریخ به ثبت رسانند. «پس یهودیان جمیع دشمنان خویش را به دم شمشیر زده کشتند و هلاک کردند و با ایشان هر چه خواستند به عمل آوردند … یهودیان در دارالسلطنه شوشن (شوش)پانصد نفر را کشته و هلاک کردند … در روز چهاردهم ماه آذار نیز جمع شده سیصد نفر را در شوشن کشتند … و سایر یهودیانی که در ولایات پادشاه بودند جمع شده و … هفتاد و هفت هزار نفر از مغبضان خویش را کشتند … و آرام یافتند. و آن روز رابزم و شادمانی نگاه داشتند. … آن روزها را از اسم «پور» (در عبری به معنای قرعه) پوریم نامیدند … یهودیان این را فریضه ساختند و آن را بر ذمه خود و ذریت خویش و همه کسانی که به ایشان ملحق شوند گرفتند که تبدیل نشود و آن دو روز را بر حسب کتابت آنها و زمان معین آنها سال به سال نگاه دارند و این روزهای پوریم از میان یهود منسوخ نشود و یادگاری آنها از ذریت ایشان نابود نگردد.” (عهد عتیق، سفر استر باب ۹)
و از آن زمان تا به امروز همه ساله یهود در روزهای ۱۳ و ۱۴ ماه عبرانی آذار به یادبود “هولوکاست ایرانی” شادخواری و پایکوبی می کند و ساغر ساغر می انگوری را به یادبود خون ۷۷ هزار ایرانی می نوشد. و این حقیقتی است که روشنفکران در بند اسرائیلیات مدرن جرات حتی اشاره ای مجمل و غیرمستقیم به آن را ندارد تا چه رسد به تشکیل یک تیم تحقیقاتی به منظور تحقیق و پژوهش در اطراف این هولوکاست بزرگ ایرانی!
صهیونیسم ، مسئله ایران معاصر
تاثیرگذاری یهود صهیونیستی بر تاریخ ایران معاصر مسئله ای است که به مدد محققین و تاریخ نگاران نسل متعهد و نو تاریخ پژوهی ایران معاصر روز به روز آشکارتر می شود. نقش یهود صهیونیستی در تحولات مشروطه و پس از آن از طریق شبکه جاسوسی انگلیسی – صهیونیستی «سراردشیر ریپورتر» – جاسوس خاندان روچیلدهای یهودی زرسالاری جهانی یهود – و بر کشیدن رضاخان به سلطنت ایران توسط وی و تثبیت پهلوی دوم به یاری «شاپور ریپورتر» فرزند اردشیر که درست همان نسبت پدر با روچیلدها را داشت خود گویای این حقیقت است (ر – ک بحران مشروطیت حسین آبادیان و ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ج ۲ بخش ریپورترها)
مضاف بر آنکه حقیقت تاثیر جریان رسمی صهیونیسم جهانی، و جریانهای صهیون زده چون بهائیت و فراماسونری – که در تاروپود پهلوی اول و دوم نفوذی رعب انگیز داشتند – بر حاکمیت و استیلای و تداوم آن به دست بیش از نیم قرن بر ایران معاصر امری است که است که بی نیاز از هر گونه دلیل و مدعایی است. به ضمیمه مواردی چون سهم به سزای پهلوی اول و دوم در مهاجرت و اسکان یهودیان ایرانی در سرزمینهای اشغالی فلسطین و برپایی موجودیت نامشروع رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی و پیوند استراتژیک ایران با آن رژیم و تبدیل ایران به عمق استراتژیک صهیونیست ها در چارچوب «استراتژی پیرامونی» غاصبین قدس .
مساله صهیونیسم ، مسئله امام خمینی ( ره)
کدام وجدان آگاه و بیدار ایرانی است که نداند رژیم صهیونیستی و عمق استراتژیک صهیونیستی آن در دل جهان غرب و در متن کانونهای تصمیم گیری غرب از ابتدای انقلاب تا به امروز در نقش قرارگاه مرکزی جبهه ضد اسلامی و ضد جمهوری اسلامی ایران عمل نکرده است. در واقع فلسفه وجودی تاسیس این رژیم نامشروع نیز چیزی جز این – تاسیس قرارگاه مرکزی در دل جهان اسلام و گرانیکاه استرتژیک خاورمیانه – نبوده است درست بر خلاف نظر عده ای که مدعی اند اروپا برای رهایی از عذاب وجدان تاریخی خود بدین کار مبادرت ورزید و برای تکمیل این آدرس غلط است که به آرژانتین یا اوگاندا احاله می کند. از همان ابتدا تاکید یهود صهیونیستی بر فلسطین بود و هیچگاه دیگر کشورها جدی گرفته نشد.
در دوره معاصر یهود همیشه جزو مسائل درجه یک علماء و مراجع ما بوده است. این را می توان از کتاب
«خطر جهود برای اسلام» غلامرضا سعیدی در سال ۱۳۳۵ فهمید
«دنیا بازیچه یهود» آیت ا… سید محمد شیرازی در حدود ۵۰ سال پیش از این
حکم تاریخی آیت ا… العظمی بروجردی درباره رژیم نامشروع صهیونیستی
اقدام شجاعانه و قاطعانه فدائیان اسلام برای حضور در فلسطین وجهاد در آنجا
اقدام آیت ا… مطهری و علامه طباطبائی برای جمع آوری وجوهات برای فلسطینی ها
و …
...در اين باره بيشتر تحقيق ميکنم

پس لطفا مدرکي دال بر صحت ادعا ارائه کنيد