بابک خرمدین از نگاه مورخان شیعه و سنی
استاد رسول جعفریان
اطلاعات مربوط به بابک خرمدین در آثار و منابع تاریخى، اعم از آن که نویسندگان آنها گرایش شیعى داشته باشند یا سنى، حکایت از آن دارد که بابک حتى اگر به حق با عباسیان می جنگیده، به هیچ روى تمایلى به اسلام نداشته است.
[font=Times New Roman]بر اساس این دادهها، وى در خطى سیر مىکرد که از آن مىتوان به عنوان یک جنبش منفى بر ضد اسلام، آن هم بر اساس یک ایدئولوژى التقاطى که ترکیبی از آیین زرتشتى و مزدکى بود، یاد کرد.
این جنبش که ادامه حرکت برخى از مدعیان پیروى از ابومسلم خراسانى و جانشیان وى براى مقابله با اسلام بود، کوشید تا با نوعى اصلاح در نگرههاى مذهبى ایران پیش از اسلام، در برابر دین مقدس اسلام مقاومت کندد.
براى نمونه سخن چند تن از نویسندگان کهن را نقل مىکنیم و پیشاپیش ابراز مىکنیم که گرچه ممکن است این مورخان در برخى از اظهارنظرهاى خود تندروى کرده باشند، اما پایه و اساس اظهاراتشان درست است.
ابن ندیم که نویسنده شیعه مذهب قرن چهارم است، در کتاب الفهرست خود اطلاعات با ارزشى درباره بابک مىدهد. وى مىنویسد: پدر بابک مردى از اهل مداین بود که روغن فروشى مىکرد و دوره گرد بود. وى در بلال آباد از روستاهای میمد در آذربایجان عاشق زنى شد و بابک - به هرشکل، با اختلاف نظرى که در میان مورخان وجود دارد - از وى به دنیا آمد. وى مىافزاید: رئیس خرّمیان بابکى، بابک خرّمى است و او به کسانى که از راه به در برده بود مىگفت: خدا، منم، و در مذهبش کشتن و ربودن و تصرف در اموال دیگران و جنگ و بریدن گوش و بینى روا بود در حالىکه پیش از او خرمیان به چنین کارهایى آلودگى نداشتند (فهرست ابن ندیم، ترجمه علیرضا تجدد، ص 611)
در همین منبع، از دوران جوانى بابک سخن به میان آمده که با جاویدان نامى از اربابان کوهستان بَذّ که رئیس فرقهاى از خرمیه بود، همراهى کرد. زمانى که جاویدان کشته شد، به تحریک همسر او، بابک جانشین وى شد. آنگاه بر اساس عقیده به تناسخ - حلول روح فرد مرده در فرد زنده – که میان خرمیان رایج بود، همسر جاویدان، طى مراسمى به سپاهیان او اعلام کرد که روح جاویدان در بابک حلول کرده است. بدین ترتیب او رئیس خرمیه شد. این زن اظهار داشت که شوهرش جاویدان پیش از مرگ به اوگفته است که امشب مىمیرد و روحش در کالبد بابک مىرود و او موفق مىشود تا آیین مزدک را باز گرداند. بابک هم به طمع افتاد و سخن او را پذیرفت. فرداى آن روز زن جاویدان این مطلب را براى سپاهیان اعلام کرد و بابک رئیس خرمیان شد.
ابن ندیم سپس شرحى از عقاید مشابه عقیده خرمیه که طرفداران شخصى به نام بهآفرید و برخى از پیروان منحرف ابومسلم خراسانى بودهاند بیان کرده و نشان داده است که اینان مسلمان نبودهاند و گاه براى فریب مردم مسلمان، به برخى از دستورات شرعى آن هم ناقص عمل می کردهاند. مانند این که بهآفرید از شهرستان ابرشهر عقیده مجوسیان را داشت و پنج نماز را بىسجده ادا مىنمود. (فهرست ابن ندیم، ترجمهتجدد، ص 615 – 613)
ابن ندیم شیعه مذهب در جاى دیگرى از کتابش هم از تلاش برخى از مجوسیان براى برگرداندن دولت اسلام به ایرانیان مجوسى سخن گفته و بابک را یکى از رهبران این حرکت معرفى کرده است (همان، ص 352).
مسعودى مورخ که شیعه مذهب است، آیین خرمى و عقاید بابک را به همین منوال شرح مىدهد و بر این باور است که رشته مذاهب انحرافى ایرانى در قرن سوم به آیین خرمى ختم شد که درصدد احیاى مجوسىگرى بود. بابک هم در همین مسیر قدم بر مىداشت. در این باره مىتوانید به مروج الذهب ج 4 (تصحیح شارل پلا، بیروت، 1973) ص144 و 359 ، 352 مراجعه فرمایید تا دریابید این مورخ بسیار مشهور و شیعه مذهب هم نظرش نسبت به بابک بسیار منفى است.
بجز مورخان شیعه، نویسندگان سنى هم نظر منفى نسبت به او دارند. بغدادى در کتاب خود از بابک با لقب بابک الخزى یاد مىکند و از کشتارهاى وحشیانهاى که او از مسلمانان داشته، سخن مىگوید. (الفرقبین الفرق، بیروت، 1978، ص 251) البته منطقهاى که بابک در آنمىزیسته به دست مسلمانان فتح شده و آنان پس از فتح شروع به ساختن مسجد کرده، به بچههاى آنان آموزش قرآن مىدادند. با این حال جماعت خرمدینى در پنهان، نه نماز مىخواندند و نه روزه مىگرفتند. (همانجا، ص252)
طبرى مورخ معروف ایرانى هم اطلاعات فراوانى از جنبش خرمدینى که ضد اسلامى بوده ارائه کرده و از رفتار بابک در تصرف دختران و خواهران زیباروى بطریقان ارمنستان یاد مىکند، به طورى که از بسیارى از آنان صاحب فرزند شده بوده است. (تاریخ طبرى، ج 9، ص 48) روشن نیست این مسائل درست است یا نه.
به هر روى، آنچه مسلم است این که تمامى منابع کهنى که در دسترس است، بر عقاید غیراسلامى بابک و گرایش وى به نوعى آیین مجوسى تحریف شده اعتراف دارند.
اگر گفته شود که این منابع را دشمنان او نوشتهاند، در پاسخ خواهیم گفت: این مطلب، اجماعِ منابع موجود است و ما منبع دیگرى از منابع کهن که بابک را فردى مسلمان و خیرخواه مسلمانان معرفى کند، در اختیار نداریم. اگر کسى منبع کهنى در اختیار دارد که او را از اتهام داشتن عقاید نادرست و غیر اسلامى تبرئه مىکند و او را حتی یک مسلمان معمولی نشان می دهد، مىتواند آن کتابها را به ما نیز نشان دهد تا به آن بپردازیم.
به نظر نویسنده این سطور، این بدنامى بزرگى براى شیعیان است که از بابک تجلیل کنند، زیرا شیعیان همیشه به دفاع از عقاید مجوسى متهم بودهاند که نوع اخیر آن تبلیغات صدام حسین و حزب بعث بر ضد شیعیان ایران است که اینان در باطن مجوسی هستند و در ظاهر مسلمان.
هر گونه بزرگداشت براى فردى که عقاید او به اجماع تمامى مورخان بر خلاف اسلام و تشیع بوده، شریک شدن در زمینه سازى براى این اتهام است، اتهامی که روزگارى خواجه نظام الملک در کتاب سیاستنامه و زمانى صدام حسین در جنگش بر ضد ایران و در سالهاى اخیر وهابىها دبستان بر ضد شیعه ابراز می کردند و می کنند.
نوشته اصلان آذراوغلو
گرداورنده:مرداویز
بابک خرمدين از نگاه مورخين شيعه و سني
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

- پست: 237
- تاریخ عضویت: شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۳۹ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 13 بار
- سپاسهای دریافتی: 83 بار
شما را چه مي شود؟ کجاي اين مقاله جالب بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در تمام اين مقاله جز توهين به بابک خرمدين چيزي يافت مي شود ؟ نکنه شما به زباني جز پارسي مي نويسيد و مي خوانيد که چنين برداشت هاي 180 درجه اي با واقعيت مي نماييد کلا و حاشا از شما؟
مي خوام يه چيزي بگم اما چه فايده که کسي را ياراي شنيدنش نيست يا بنا به مصالح سايت حذف مي شه يا شروع مي کنيد به تهمت واتهام و غيره ...
اما بادا باد بذار هر چي مي شه بشه
من نمي دونم شما که نمي تونيد وجود خدا را ثابت کنيد ( نه تنها منظورم تک تک افراد بکله کل اديان چه الهي و چه مادي است) چطور با اين قاطعيت خود را منسوب به او مي کنيد و تمام مخالفان خود را مخالف خدا مي دانيد کي گفته هر چي شما مي گيد درسته با کدام استدلال و منطق خود را بر حق مي دانيد
تمام دلايل شما بر اثبات ذات حق به سه دسته تقسيم مي شه
1_برهان فطرت که اخره استدلاله (آفتاب دليل آفتاب)
2_ برهان عليت که خود خدا را استثنا مي کنه
3_برهان نظم که هيچ ربطي به اصل موضوع نداره
شما از خدا مفهومي براي سو استفاده و رسيدن به قدرت ساخته ايد هيچ واژه و مفهومي در طول تاريخ به اندازه خدا مظلوم نبوده

- پست: 934
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1043 بار
- سپاسهای دریافتی: 3151 بار
دوست گرامي ظاهرا شما منظور اصلي بنده رو از درج اين نوشتار متوجه نشديد .مثل اينکه نمي دونيد قوانين سايت دگرگون شده.به هر حال به هر گونه که شده منظور را بايد رساند (حاشا کيست که نداند بابک راد مردي بزرگ بوده )-بيشتر در مطلب تفحص کن-مرداويزpadeshah نوشته شده::? شما را چه مي شود؟ کجاي اين مقاله جالب بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در تمام اين مقاله جز توهين به بابک خرمدين چيزي يافت مي شود ؟ نکنه شما به زباني جز پارسي مي نويسيد و مي خوانيد که چنين برداشت هاي 180 درجه اي با واقعيت مي نماييد کلا و حاشا از شما؟
مي خوام يه چيزي بگم اما چه فايده که کسي را ياراي شنيدنش نيست يا بنا به مصالح سايت حذف مي شه يا شروع مي کنيد به تهمت واتهام و غيره ...
اما بادا باد بذار هر چي مي شه بشه
من نمي دونم شما که نمي تونيد وجود خدا را ثابت کنيد ( نه تنها منظورم تک تک افراد بکله کل اديان چه الهي و چه مادي است) چطور با اين قاطعيت خود را منسوب به او مي کنيد و تمام مخالفان خود را مخالف خدا مي دانيد کي گفته هر چي شما مي گيد درسته با کدام استدلال و منطق خود را بر حق مي دانيد
تمام دلايل شما بر اثبات ذات حق به سه دسته تقسيم مي شه
1_برهان فطرت که اخره استدلاله (آفتاب دليل آفتاب)
2_ برهان عليت که خود خدا را استثنا مي کنه
3_برهان نظم که هيچ ربطي به اصل موضوع نداره
شما از خدا مفهومي براي سو استفاده و رسيدن به قدرت ساخته ايد هيچ واژه و مفهومي در طول تاريخ به اندازه خدا مظلوم نبوده

Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Let your success
Be your noise

