از این میان 213 هزار نفر آسمانی شدند و بیش از 1 میلیون نفر جانباز که بسیاری از آنان را در اخبار می شنویم که هرهفته غریبانه خاموش می شوند.جانبازان شیمیایی در این میان رنجدیده ترین آنان هستند که حتی نفس کشیدن نیز برایشان عذاب است.با سینه هایی خسته و رنجور از کم لطقی و غربت زمانه.
خیلی از اعضای سنترال خودمان هم فرزند شهید هستند از جمله...که شاید دوست نداشته باشند این موضوع عنوان شود.
روزی در دربند تهران با دوستان دریک اردوی سیاحتی زیارتی از طرف مدرسه مشغول گذران اوقات فراغت بودیم ناگهان جانبازی شیمیایی که حتی نقض عضو هم داشت در تخت روبرویی ما نشست.این عزیزان به علت فرسودگی بافت های تنفسی مدام سرفه می کنند ناگهان دختر پسری سانتی مانتال که به دانشجو ترم اولی ها می ماندند و گویا دربند را قرارگاه خود تعیین کرده بودند در کنار آن عزیز بودند از سرفه های زیاد آن عزیز عصبی شدند. با نگاهی خشم آلود به آن جانباز گفتند رفتی جنگیدی صد جور امتیاز هم گرفتی!!و به سرعت از آن رستوران سنتی رفتند.
چهره غمگین آن عزیز بعد از شنیدن این جمله مرا و دوستان همراه مرا بسیار ناراحت کرد و چون تنها آمده بود ما نیز با او به صحبت نشستیم و از دلش درآوردیم .او از خاطراتش برایمان گفت که درجنگ چه اتفاقاتی که نیفتاد.صدام و بمب هایش او را شیمیایی کرد.ولی با این وجود باز هم جبهه را رها نکرد و تا پایان جنگ داوطلب حضور بود.
امروز این عکسها را در اینترنت دیدم.یاد تابستان 7 سال پیش و خاطره دیدار با آن عزیز افتادم.آن موقع ها نوجوانی بسیار کنجکاو و حساس روی اینگونه مسائل بودم و اوایل علاقه مند شدنم به مباحثی چون شهدا-جنگ-ارتش-نیروی دریایی-و سیاست بود.برایم سوال بود که چرا برای شهدا و جانبازن جوک می سازند مگر اینها برای این مملکت زحمت نکشیدند..
همیشه میشنیدم که بنیاد جانبازان برای اینها فلان کار و بهمان کار را کرده است.و آن موقع فهمیدم که جانبازان چقدر در سختی هستند و حالا که تجربیات زندگی مرا بسیار پخته تر کرد خیلی بهتر می فهمم..
نمیدانم آن جانباز الان کجاست متاسفانه گذر زمان نام ایشان را هم از ذهن من برده است.فقط این خاطره شیرین برجا مانده است.اگر هنوز هم هستند انشالله به سلامت باشند و اگر اهل اینترنت هستند و گذرشان به سنترال خورد و این تاپیک را دیدند مطمئنا یاد آن جریان خواهند افتاد..خیلی انسان شریفی بود و هنوز هم خود را فقط یک رزمنده می نامید.از اینگونه آدمها در عمرم شاید 5 نفر هم ندیده ام..
یادش بخیر
کاش با این یادگاران سینه سوخته مهربان تر باشیم.کاش قدر آن نسل طلایی و تکرار نشدنی را بیشتر بدانیم.تاریخ ایران را اگر ورق بزنیم هر جنگی تکه ای از این خاک را جدا کرد ولی آن نسل نگذاشتند حتی یک وجب به دست دشمن بیفتد.
روحشان شاد. .
بیاییم در این شب عزیز برای سلامتی همه جانبازان دعا کنیم.
یا علی









