"زن"،"بانو" و "دوشیزه"

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

"زن"،"بانو" و "دوشیزه"

پست توسط Mardaviz »

  ی واژه ها ی «زن»، «بانو» و «دوشیزه» 
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
دکترفریدون جنیدی

واژه ی«زن» در زبان پهلوی، که زبان هنگام اشکانیان و ساسانیان بوده است، به گونه ی «کن» خوانده میشده که آن خود؛ از کـَئینی (کَ ای نی) زبان اوستایی ( کهنترین زبان آریاییان جهان ) همچون زبان سانسکریت برگرفته شده است. این واژه نیز از ریشه ی«کن» اوستایی که به معنی «خانه» بوده برآمده است، و برابر است با : دارنده ی خانه [ صاحبخانه ].

ریشه ی «کن» اوستایی، ‌یک برابر دیگر نیز دارد که «دوست داشتن» باشد !وچون آنکه از ریشه ی نخستین آن بر می آید، این واژه ی چندهزارساله ایرانی،ریشه در هنگام درازآهنگ مادرسالاری در ایران (و جهان)‌دارد،‌و زیباترین داستان را از کوششهای مادران ازآن هنگام که مردمان، هم چون دیگر جانوران در رمه های بزرگ میزیستند، و نرم نرم برای گریز از سرما خانه سازی را آغاز کردند، بازمیگوید.
این پیداست که نخستین خانه، به دست مادران در دل کوههاوتپه ها،در آغاز با پنجه ی و پَسان، به یاری سنگ کنده شده است، و همین واژه و کنش نیز خود نشان میدهد که «کن» یا خانه در آغاز در کوه و زمین کنده شده است، ‌و شاید خانه های نخستین برای پنهان کردن کودک و نوزاد برهنه از سوز سرما، ساخته میشده و روزبه روز به گنجایش آن افزوده اند، تا دیگر فرزندان و مادران را نیز در خود جای دهد.

سپس «کن» با پسوند «ت» به گونه ی «کنت» درآمد که در زبان پهلوی برابر با شهر است[در سغدی نیز همین معنا را میدهد و سپس به ترکی راه یافت – مرداویز] و با دگرگونی «ت» به «د» به گونه های «کند»، «کندو» (خانه ی زنبور) و با فروافتادن میانوند «ن» به گونه ی«کد»، «کده»، «کته»، «کدیور»، «دهکده»، ... درآمد.
در آن هنگام ِ بس دور و دراز، مردان و پسران به دنبال نخچیر و خوردن میوه های درختان در کوه و دشت و جنگل پراکنده بودند و گروه مادران و دختران و پسران خردسال همواره با مادران و مادربزرگان با هم به سر میبردند و از آنجا که این گروه ِ به هم پیوسته را یارای کوچهای بزرگ نبود،‌این امر، خانه سازی و پیشرفت آن را نیرومی بخشید و بدین ترتیب یکجانشینی و ساختن دهکده هاآغاز گردید.

گروه مردان و پسران را گاه گاه آرزوی دیدار زنان و خواهران و دختران برمیخواست و آنان را به سوی خانه و کن و دهکده ی خود می کشاند و ازآنجا که آرامشی که درخانه ها روان بود، برایشان سخت دوست داشتنی مینمود، ریشه ی دوم واژه ی «کن» که دوست داشتن باشد، پدیدار گردید، و واژه ی پهلوی «کنیچک» (کن ای چک) از همین ریشه است که در فارسی به «کنیزک» دگرگون گردیده و برابر است با ‌«دوست داشتنی کوچک».

اما با گذر روزگار و با گسترش کار جهان درزمانهای پسین و با گذر از دوران مادر سالاری به پدر سالاری، نرمک نرمک،‌و به پاس بزرگداشت پایه گذاران فرهنگ مردمی که زنان و مادران بودند، از سوی مردان،پاژنامها ( لقب ها)ی دیگر برای زنان پدیدار گردید.

نخستین ِ این نامها«نائیریکا» است که در زبان اوستایی، برابر با «زن پهلوان» می باشد، ریشه ی این نام، واژه ی«نرَ» در اوستا است که پهلوان و زورآور بوده و گونه ی نرینه آن در نام یکی از بزرگترین پهلوانان ایران یعنی «نریمان» نیای رستم جهان پهلوان وجود دارد وازآنجا که درزبانهای کهن آریایی، واژها دوگونه ی، نرینه و مادینه، و یک گونه ی میانه داشته اند، واژه ی نر،نرینه به گونه ی«نئیری» و مادینه ی آن «نائیریکا» خوانده میشده است.
این واژه در زبان پهلوی به گونه ی«نائیریک» درآمد، که پاژنام بانوان بود و هنوز در زبان ارمنی نیز «نایریک»خوانده میشود. در زبان فارسی این واژه از میان رفت،‌مگر آنی که بارها و بارها درباره ی زنان برجسته و بلندمنش شنیده ایم، یعنی پاژنام «شیر زن»‌که یادآور نام نائیرکای اوستایی است.

پاژنام دیگر زن در زبان فارسی «بانو» است که در زبان پهلوی «بانوک» خوانده میشده و در زبان کهن اوستایی خودرا به گونه فارسی می نمایاند. ریشه ی این وا‍ژه «بان» اوستایی است،‌برابر با فروغ و روشنایی،‌و ازآنجا که «ن» درواژه هابه «م» دگرگون میشود، «بان» اوستایی نیز «بام» گردید، ‌که درواژه آمیخته ی «بامداد»(= هنگام روشنایی)،‌و یادهنده ی روشنایی و فروغ سپیده دم، خویش را نگاهداشته است، ‌و بر این بنیاد «کدبانو» «روشنایی خانه» است و اگرچه امروز کم تر کاربرد دارد، درنوشته های تا سده ی هشتم و نهم همه جا به همین گونه آمده است،‌و چون «کد» نیز به «کی» برگشته است در چند گویش امروز ایران گونه ی «کیوانو» هنوز‌بر زبان میرود.
و باز اگرچه امروز، از بان و بانو، فروغ و روشنی درنمی یابیم،‌اما همه میدانیم که در فرهنگ ایرانی زن را چراغ خانه می نامند،که همان برآیند بانو و بانوک را با خود به همراه دارد.

واژه ی دیگر که ایرانیان برای دختران بر زبان می آورند، «‌دوشیزه» است که در زبان پهلوی «دوشیچک» (دو شی چک) خوانده میشده است،که خود؛ ازریشه ی«زوش» اوستایی به معنی دوست داشتن برآمده و بر روی هم «دوست داشتنی کوچولو» است، همانکه در واژه ی،کنیزک هم نهفته است.
از این واژه «دوشارم» پهلوی برابر با معشوق نبز برآمده است و زیباست که این واژه و پاژنام برای دختران و زنان کاربرد داشته است، ‌نه برای مردان !




گرداوری:[مرداویز]
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Fast Poster
Fast Poster
نمایه کاربر
پست: 221
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۶, ۱۰:۳۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 297 بار

Re: "زن"،"بانو" و "دوشیزه"

پست توسط don_Hirbod »

با سلام
بسيار پربار و زيبا بود :razz:
چو ايران نباشد تن من مباد
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”