رخصت پهلوون

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

رخصت پهلوون

پست توسط Mardaviz »

   
 گـود مقـدس زورخـانـه 
[External Link Removed for Guests]  بـازوي تـوانـا بگرفتن دست ناتـوان است

خـانه ورزش ما جـاي هوسنـاكان نيست جـاي پاكان بود اين ، منزل ناپاكان  

دكتر جابر عناصري

زورخانه به طور كلي در نظر ورزشكار جاي نيكان و پاكان و مكتب فتوت و جوانمردي است . ادب و صفا و فروتني و گذشتي كه بين ورزشكاران ( حتي در زمان حاضر ) مجري است در جوامع ديگر كمترديده مي شود.مي توان ادعا كرد كه تمام اصول جوانمردي در مراسم ورزش باستاني گنجانده شده و گود مقدس زورخانه مكتب فضيلت و تواضع و جوانمردي و فداكاريست . مربيان ورزش باستاني مقرر كرده اند كه ورزشكاران همواره طاهر , سحر خيز و پاك نظر بوده و علاوه بر اداي فرائض و سنن ، متهجد و شب زنده دار و داراي حسن خلق باشند. در هنگام غلبه بر خصم كم فرصتي نكرده و خصم را در انظار خوار و خفيف نسازند و بشكرانه قوتي كه از مبداء فيض به آنها عطاء شده در كشتي گرفتن از مروت دور نشوند .

در ضمن بايد مساكين و عجزه را تا سر حد توانايي اعانت كنند و از اخلاق رذيله كه موجب ذلت و انكسار است بپرهيزند و از بكار بردن فنوني كه حريف را در انظار مردم هنگام غلبه بروي خفيف كند خودداري نمايند.
پهلوان یزدی کوچک
[External Link Removed for Guests]
گر بر سر نفس خود اميري مردي بر كور و كر ار نكته نگيري مردي

مـردي نـبـود فتـاده را پـاي زدن گر دست فتـاده اي بگيـري مردي


بنياد زورخانه بر اساس فتوت و جوانمردي ايرانيان عهد باستان و به گفته هايي از آيين پر رمز و راز ميترائيسم است . ورزش باستاني در ايران بعد از اسلام به تصوف آميخته شده و اين طبقه از ورزشكاران به سابقه جوانمردي كه خوي جبلي پهلوانان ايراني است، طريقه « فتوت » را كه شعبه اي از شعب تصوف است ، بين خود رواج داده اند و طهارت و حلم و مدارا و ترك لذت و رخصت را ، كه همان قواعد و آداب مسلكي اهل تصوف است پذيرفته اند . همچنين پس از تعميم تشيع در ايران چون متصوفه شيعي حضرت امير المومنين را « فتي فتيان » عالم مي دانستند از آن زمان ورزش در زورخانه نيز با نام مبارك « علي (ع) » شروع و به همين نام ختم مي گردد.

بطوريكه در تواريخ مذكور است ، زورخانه هفتصد سال پيش بوسيله محمود معروف به پورياي ولي [1] كه ظاهراً از مردم خوارزم بوده و گويا در سال 772 هـ . ق . درگذشته است به صورت امروزي تجديد سازمان شده ، بدين جهت ، بي شك آنچه پيش از آن بوده مي تواند حداقل در كشور ما تاريخي بسيار كهن داشته باشد زيرا ملت ايران كه از آغاز تاريخ خود به پهلواني و كشتي گيري و قدرت بدني نياز مبرم داشت تا بدستور زرتشت پيغمبر باستاني اش خود را براي ياري اهورا مزدا در چالش با اهريمن نيرومند سازد، همواره ضعف و زبوني را مذموم شمرده اند ، در اوستا ، نامه مينوي آئين زرتشت چنين آمده است:

« پهلواني مردانه را ميستائيم كه بمردان گشايش دهد ، كه بهوش گشايش دهد ، كه تندتر از تند و دليرتر از دلير ‌‍‌] است [ كه بسان بهره ئي ايزدي به ] مرد [ رسد و مردان را در گرفتاري رهائي بخشد » .

نقش زورخانه بعد از اسلام ، در احياي نهضت ملي ايران و ضد بيگانگان و همچنين رستاخيز زبان و فرهنگ و آئين فتوت و اخوت كه از عهد باستان در كشور ما رواج داشته است اهميتي بسزا دارد.

ساختمان زورخانه : زورخانه بنائي است مسقف كه بوسيله حجره اي كه در سقف بنا تعبيه شده روشن مي شود ، ساختمان زورخانه در روزگار ما شباهت زيادي به خانقاه صوفيان دارد و « سردمي » كه مرشد برآن مي نشيند به منابر سخنوري آنان مي نمايد.
[External Link Removed for Guests]
« گود » زورخانه كه ورزشكاران در آن ورزش مي كنند ، پايين تر از سطح زمين قرار دارد باين منظور كه ورزشكار هنگام ورزش نسبت به ديگران پايين تر قرا گيرد و در خود احساس كبر و نخوت نكند.

گود معمولاً به شكل كثير الاضلاع هشت گوشه ساخته مي شود و در قديم آنرا چهار گوشه و شش گوشه نيز مي ساخته اند. بر لبه گود بجاي ازاره چوبهايي نصب كرده اند تابر اثر ضرب دست كشتي گيرها و جست و خيز ورزشكاران ريزش نكند . در اطراف گود غرفه هايي براي نشستن تماشاچيان و كندن لباس و گذاشتن آلات و اسباب ورزشي منظور گرديده ، در يكي از غرفه ها كه مدخل زورخانه محسوب مي شود، سكوئي بنام سردم براي نشستن مرشد زورخانه ساخته اند و در جلو آن چوب بست و يا وسيله اي مانند آن براي آويختن زنگ بر پا كرده اند.

كسانيكه بزورخانه هاي قديمي ساز رفته اند ، مشاهده كرده اند كه در ورودي زورخانه بسيار كوتاه ساخته شده بطوريكه عبور كنندگان آن بايستي خم شوند و از در بگذرند ، بعقيده ورزشكاران اين اولين نشانه فروتني و تواضع جبري كسي است كه وارد زورخانه مي شود.
پهلوان اکبرخراسانی
[External Link Removed for Guests]
ضرب زورخانه : يكي از وسايلي كه حركات ورزشي را در زورخانه تنظيم مي كند و محرك ورزشكار بكوشش در كار مي گردد « ضرب » زورخانه است كه با خواندن حماسه ها و ابيات اخلاقي همراه است.

مراتب و القاب رايج در زورخانه : مراتب و القاب ورزشكاران و پهلوانان در مراحل ممارست ورزش باستاني ، شباهت زيادي به سير و سلوك طريقت صوفيان دارد و مرشد نيز به جاي قطب و شيخ و مراد است.

همانطوريكه در طريقت صوفيان ، سالك براي رسيدن به كمال بايد مراحلي را طي كند ، جواني هم كه بخواهد در زورخانه به مقام پهلواني برسد موظف است مراتبي را بگذراند.

جوانان ورزشكاري كه در زورخانه تحت تعليم مخصوص قرار مي گيرند و شاگردي پهلوان بخصوصي را قبول مي كنند ، « نوچه » خوانده مي شوند . نوچه پس از اينكه زير دست پيشكسوتها ( ورزشكاران سابقه دار ) تحت تعليم قرا گرفت و فنون كشتي و آئين پهلواني را آموخت. به مرحله « نوخاستگي » كه رتبه اي بالاتر است مي رسد. وقتي در اين دوره هم با رموز ورزشكاري و هنر و فنون كشتي گيري كاملاً آشنا شد و بدني ورزيده و نيرومند يافت . بمرتبه « ساخته » نائل مي گردد . رتبه بالاتر از آن « پيشكسوت » است و ورزشكاري كه در رعايت آداب و رسوم زورخانه و ورزشكاري و ميانداري و تعليم به نوچه ها و نوخاسته ها ورزيده شده باشد و در جوانمردي و فتوت و فروتني در ميان مردم به حسن اخلاق معروف گردد. به مقام پيشكسوتي مي رسد و مرشد مقدم او را به زورخانه ، با طلب صلوات از حضار وزدن به طبل اعلام مي دارد . هنگاميكه ورزشكار به مرتبه كمال پهلواني و پيشكسوتي برسد . عنوان پهلوان صاحب ضرب و صاحب زنگ مييابد و ايشان كساني هستند كه در تمام زندگي با ورزش باستاني سر و كار داشته و عنوان پهلوان را با كليه سجاياي آن دارا هستند.

مرشد با ضرب گرفتن و خواندن اشعار مناسب ، حركات ورزشي را تنظيم مي كند ، اداي احترام به واردين بر حسب مراتب آنها مثلاً با خوش آمد گفتن يا زدن دست به ضرب يا به زنگ سردم از وظايف مرشد است.

رفتار « نوچه » با پهلوانان و مبتدي با متقدم و مريد با مراد ، هر يك با ديگري در محوطه زورخانه مبتني بر اساس « برادري و جوانمردي » است.

انواع ورزش در زورخانه و ورزشهاي متداول در زورخانه عبارتست از :

سنگ گرفتن , شنو رفتن , ميل گرفتن - پا زدن , چرخيدن , كباده گرفتن وكشتي گرفتن.

سنگ : چوبي است وزين به شكل مربع مستطيل با وزنهاي مختلف كه در انتهاي شمالي به قوسي ختم مي شود و در وسط داراي دستگيره اي مي باشد.

گيرنده سنگ ابتدا در جاي سنگ كه در صفه خارج از گود قرار گرفته به پشت مي خوابد و دو سنگ را يكي به دست راست و ديگري را به دست چپ مي گيرد ، اگر گيرنده سنگ پهلوان مشهوري باشد ، مرشد پس از نواختن بزنگ ، شمارش آغاز مي كند ، عدد شمارش از 117 تجاوز نمي كند و به طور كلي جميع اعمال ورزشي كه قابل شمارش باشد به همين عدد ختم مي شود . انتخاب و تقديس عدد117 بواسطه احترام به 117 نفر كمر بسته مولاست.

سنگ گرفتن به دو طريق انجام مي شود ، يكي آنكه گيرنده سنگ را برداشته به قوت بازو ، روي سينه خم نموده بعد بلند مي كند. ديگر آنكه به كمك تمام بدن گاهي به پهلوي راست و گاهي به پهلوي چپ متمايل مي شود .اين طرز سنگ گرفتن را « غلطان » گويند. شمارش سنگ بدين طريق است .
هر كار كه ميكنـي بگـو بسم الله تا جمله گناهان تو بخشد الله

دستت كه رسد بحلقه سنگ بگو لاحــول و لا قــوه الا بــا لله


بزرگست خداي ابراهيم ، دو نيست خدا ، سيد كائنات ، خلاصه موجودات ، پنجه خيبر افكن علي ، شش گوشه قبر حسين ، امام هفتم ، باب الحوائج ، قبله هشتم يا امام رضا بطلب الخ.

شنو : پس از سنگ گرفتن نوبت شنو رفتن است كه تخته هاي مربع مستطيل شكل را به طول 50 يا 75 سانتيمتر با دو پايه كوتاه بكف گود نهاده دو دست را با فاصله روي آن مي گذارند و پاها را به عقب مي كشند و هماره با نواي ضرب مرشد و غزل دلكش او بقدرت بازو ، سر و سينه را بروي تخته خم كره و با همان نيرو به جاي خود باز مي گردند .

ميل , پس از شنو نوبت ميل گيري است ميل عبارت از دو چوب مخروطي شكل است بوزنهاي مختلف كه ابتدا آنها را روي شانه قرار داده و با نواي ضرب و زمزمه مرشد شروع به ورزش مي كنند بدين ترتيب كه يكي را روي دست نگاهداشته ديگري را از پشت شانه به پايين مي آورند و به همين ترتيب ادامه مي دهند . سپس نوبت پا زدن فرا مي رسد وبعد نوبت كباده زدن .

كباده , كاملاً شبيه به كماني است از آهن به اوزان مختلف كه به آن حلقه ها و پولك هاي فلزي آويخته اند. كمان را بدست چپ و دستگيره چوب مخروطي شكل وسط حلقه هاي فلزي را بدست راست مي گيرند و كمان را بالاي سر تا روي شانه مي آورند و باز مي گردانند . بعد از كباده زدن چرخيدن آغاز مي شود وبعد از آن نوبت كشتي گرفتن مي رسد و كشتي گرفتن از زمان باستان ارج و حرمت خاصي در ايران داشته است. فردوسي در شاهنامه شرح كشتي گرفتن پهلوانان نام آور ايران را توصيف مي كند و سعدي در گلستان از كشتي گيري حكايت مي كند كه سيصد و شصت بند ( فن ) فاخر ميدانسته است.

پس از كشتي گيري پايان ورزش اعلام مي شود و مياندار به انبياء و اولياء و بزرگان دين و پيشروان ، دعا مي كند و براي بيماران طلب شفا مي نمايد و كف گود را بوسيده ابتدا پهلوان و به ترتيب پيشكسوت و نوخاسته و نوچه از گود خارج مي شوند و لباس پوشيده از زورخانه بيرون مي روند.

« رده گفتن » يعني سخنان زشت بر زبان آوردن در گود مقدس زورخانه ممنوع است . ورزشكار بايد پاك نظر باشد. بر او فرض استكه در موقع ورود بگود خاك گود را به رسم ادب بوسه زند و از مرشد « رخصت » بطلبد و جواب « فرصت » مرشد را بشنود.

از:آریارمن


[1]در سنت زورخانه ،کمال مطلوب فتوت و عرفان در وجود پوریای ولی تجسم یافت که هنوز پهلوانان به نام او سوگند یاد می کنند و در زورخانه ها هنگام اجرای کارهای شاق «یا پوریای ولی» را ورد زبان دارند.احوال این پیر پهلوان بیشتر در ظلمت افسانه ها و خرافات فرو رفته،افسانه ها حتی نام وی را نیز دربرگرفته است.نام اصلی وی بنابر مشهور محمود بوده است(پهلوان محمود خارزمی) اما در اینکه چرا پوریا خانده شده هنوز روشن نیست.این لفظ را برخی پوربای میخانند و گفته اند پدرش لقب بیک داشته و اور را بدین سبب به این نام خانده اند.و از آن جمله،بوکیار،و بریار.به هر روی درست نمی توان دانست که اصل لفظ چیست.از او پاره یی رباعیات و قطعات باقی مانده و هم چنین چند غزل نیز از وی نقل شده است(مجلس العشاق).بعلاوه مثنوی هم بنام کنزالحقایق به او نسبت داده اند.

ماخذ عمده احوال وی :نفخات جامی.مجالس العشاق بایقرا.لطایف الطوایف صفی.خلاصه المناقب بدخشی.
مرداویز.م
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”