ایران در دوره پارینه سنگی
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

- پست: 934
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1043 بار
- سپاسهای دریافتی: 3151 بار
ایران در دوره پارینه سنگی
ايران در دوره پارينه سنگي (Lower Palaeolithic)
1000000
[External Link Removed for Guests]
به استناد دست افزارهاي سنگي ساده اي كه از انسان در مناطق شرقي و جنوب شرقي قاره آفريقا به دست آمده است، از پيدايش انسان بر روي اين كره خاكي حدود چهار ميليون سال مي گذرد. اين دوره را انسان شناسان دوران " پارينه سنگي " ناميده اند و بر حسب تغييراتي كه به مرور زمان در كاراكتر شدن اين دست افزارها پديد آمده، دوران پارينه سنگي به سه دوره قديم، مياني و جديد تقسيم شده است.
بررسيهاي باستان شناسي – انسان شناسي در ايران امروزي براي شناسايي دوره پارينه سنگي، هم جديد و هم محدود است. به دليل همين دو امر، اطلاعات به دست آمده نيز بسيار ناچيز و در محدوده ظن و گمان است. ولي به نظر مي رسد كه با توجه به جغرافياي طبيعي و وضعيت اقليمي ايران، در اين سرزمين دستهاي كوچكي از انسان به صورت پراكنده قادر به زيست و تامين نيازهاي غذايي خود بوده اند. اين گروهها با جمع آوري فرآورده هاي نباتي كه در ايران به صورت خود رو قابل گرد آوري و استفاده بوده اند و همچنين با شكار حيوانات و صيد آبزيان و شايد پرندگان، غذاي مورد نياز خود را تامين مي كردند و در امر تامين غذا از ابزارهاي بسيار ساده و متناسب با تهيه نوع غذا از سنگ، چوب و استخوان حيوانات سود مي جستند. به دليل قدمت اين دوره، وسايل و ابزارهاي ساخته شده از چوب و استخوان به كلي از بين رفته است و فقط ابزارهاي سنگي را انسان شناسان با بررسيهاي باستان شناسي از قسمتهاي مختلف ايران جمع آوري كرده اند.
چون آثار دوره پارينه سنگي قديم را كه در چند منطقه از ايران گزارش كرده اند، بر اساس يك فصل بررسي ارائه شده است، در صحت آنها هنوز نكات ابهام آميزي وجود دارد. ولي، از آنجا كه اين گزارشها در حال حاضر در نوشته هاي مربوط به اين دوره از حيات انسان در ايران، تا به دست آمدن مدارك دقيقتر، راه يافته است، ناچار به ارائه آنها به عنوان اسناد و مدارك دوره پارينه سنگي در ايران، مخصوصا" دوره قديم آن، هستيم. اين مدارك از سه منطقه ايران شناسايي شده اند كه عبارتند از:
- منطقه اي در نزديكي " بقبقو " در حدود يكصدو چهل كيلومتري مشهد در اطراف بستر خشك " كشف رود" خراسان.
- آثاري شامل چند افزار سنگي از منطقه اي واقع در آذربايجان، در مثلث بين مراغه، تبريز و ميانه، نيز به دست آمده است كه بنا به گزارش متعلق به دوره پارينه سنگي قديم است.
- ابزار سنگي به دست آمده از منطقه " لديز " سيستان كه قدمتي برابر با يكصد هزار سال قبل دارند و از نظر فن ابزار سازي، آنها را جزو نوع آشولين ( Acheulean ) يعني جديدترين ابزارهاي سنگي دوره پارينه سنگي قديم طبقه بندي كرده اند.با توجه به چگونگي پراكندگي و توزيع مناطق معرف دوره پارينه سنگي قديم در ايران، جاي هيچ گونه ترديدي نيست كه بررسي و تحقيق درباره پارينه سنگي قديم در ايران به تنهايي و بدون در نظر گرفتن و ضعيت مناطق همجوار امكان پذير نيست. از طرفي، مطالعات مربوط به دوره پارينه سنگي قديم در مناطق همجوار، يا انجام نشده است و يا چنان مغشوش و غير قابل قبول است كه قابل استناد نيستند. مثلا"، در تركمنستان مطالعاتي كه در اين دوره انجام شده به هيچ صورت با واقعيت علمي مطابقت ندارد. زيرا تمامي آثار سنگي قبل از استقرار در آن نواحي، به دوره ميان سنگي و نوسنگي منسوب شده اند.
علاوه بر موارد فوق، بايد افزود كه تعيين قدمت آثار از طريق استفاده از روشهاي علمي مانند آزمايشات موسوم به پتاسيم آرگون (Potassium Argon ) و تعيين جهت قطب مغناطيسي ( Magnetic Polarity Chronology ) و يا مقدار اورانيوم توريوم ( Uranium Thorium ) كه در ديگر نقاط جهان با موفقيت براي تعيين تاريخ دوره هاي پارينه سنگي به كار رفته است، هنوز بر روي آثار به دست آمده از ايران انجام نشده. به علاوه، وضعيت مربوط به دورانهاي زمين شناسي از جمله دوره پله ايستوسين ( Pleistocene ) يعني دوره كه در آن انسان بر كره زمين پديدار شده است، در ايران تاريك و مبهم مي باشد.
پـارينه سنگي مـيـانه- 40000
شواهد مربوط به دوره پارينه سنگي ميانه در ايران بهتر از دوره قبلي است. آثار اين دوره از نقاط مختلف ايران به دست آمده است. از نظر قدمت، اين دوره در محدوده اي از تاريخ واقع شده است كه آنجا آزمايشات كربن 14 براي تعيين قدمت آثار ممكن است. از اين رو، مي توان اطلاعات دقيقتري از وضعيت فرهنگي اين دوره فراهم كرد. به نظر مي رسد كه اين دوره فرهنگي در ايران از حدود يكصد هزار سال تا هشتادهزار سال پيش آغاز شده است.
بيشتر ابزارها و توليدات سنگي اين دوره را مي توان از نوع موسترين ( moustrian ) طبقه بندي كرد. توليد اين نوع ابزارها از غرب اروپا تا شمال آفريقا، و خاور نزديك تا آسياي مركزي رايج بوده است. هر چند تاريخ دقيق افول فرهنگ داراي دست افزار نوع موسترين در ايران كاملا" روشن نيست، ولي به نظر اكثر قريب به اتفاق انسان شناسان، اين فرهنگ در حدو چهل هزار سال پيش پايان يافته است. بنابر اين منطقي به نظر مي رسد كه طول اين دوره فرهنگي را در ايران بين شصت تا پنجاه هزار سال پيش تصور كنيم .
محلهاي باستاني معرف اين دوره فرهنگي در ايران، بيشتر مناطق رشته جبال زاگرس، نواحي آذربايجان، كردستان و لرستان شناسايي شده اند. در مازندران، خراسان و خوزستان نيز آثاري از اين دوره به دست آمده است. در داخل فلات مركزي ايران در حوالي تهران يك محل، و محل ديگر در كرمان معرفي شده است. در ناحيه " لاديز " در بلوچستان كه مركز فرهنگ لاديزيان مي باشد، هنوز آثاري از دوره موسترين گزارش نشده است. بهترين نمونه هاي اين دوره فرهنگي، از نقاط مختلف باستاني نزديك خرم آباد در لرستان شناسايي شده اند. آثار به دست آمده از غارهاي " كنجي " غاريا پناهگاه سنگي " ارجنه " ( ارژنه ) غار " قمري پناهگاه سنگي " هوميان " كه در ناحيه كوهدشت خرم آباد قرار گرفته اند، ( كه محل اخير، در ارتفاع حدود 2000 متري از سطح دريا قرار گرفته است و در زمره مرتفع ترين محلهايي مي باشد كه آثار دوران سنگ در خاور نزديك از آن به دست آمده است ) ، معرف دوره پارينه سنگي ميانه در لرستان هستند. در ناحيه " هليلان " در دره رودخانه سيمره كه در ارتفاع حدود 900 متري از سطح دريا قرار گرفته است نيز، در هفت نقطه آثار دوره پارينه سنگي ميانه شناسايي شده است كه از آن جمله اند:" پل پاريك " ، " غارويلا" و " غارهوشي" .
در " كاگيكا" در نزديكي شهر كرمانشاه نيز آثار اين دوره شناسايي شده است.
در همين منطقه، در " غار بيستون " و پناهگاه سنگي " ورواسي " و نزديك آنها در غار " خار " آثاري از دوره پارينه سنگي ميانه با ابزارهاي سنگي مشخصه نوع موسترين مورد شناسايي قرار گرفته اند.
علاوه بر اين مناصق كه بايد آنها را مراكز تجمع گروهاي متعلق به دوره پارينه سنگي ميانه تصور كرد، از نقاط باستاني پراكنده در ايران از قبيل : جهرم فارس و محلي واقع در دره رود كر در نزديكي شيراز و همچنين، نزديك " تل ابليس "در كرمان و يا " غاز تمتمه " در نزديك درياچه اروميه نيز، آثار دوره موسترين شناسايي شده است. در غار " كه آرام " در گرگان نيز آثاري مشابه آثار موسترين جبال زاگرس به دست آمده است. اخيرا" نيز، نگارنده موفق به يافتن آثار دوره پارينه سنگي ميانه در حوضه مسيله واقع در نزديكي ورامين در جنوب تهران گرديده است.
پـارينه سنگي جـديـد- 35000
اكثر آثار به دست آمده از دوره پارينه سنگي جديد در ايران از منطقه زاگرس جمع آوري شده اند و با وجود اينكه در ادوات سنگي تنوع زيادي ديده مي شود. به نظر مي رسد كه نحوه زندگي و فن ابزارسازي از دوره پارينه سنگي ميانه به جديد، در منطقه زاگرس تدريجي بوده است.
يكي ديگر از ويژگيهاي فرهنگي دوره پارينه سنگي جديد، تاثير ويژگيهاي فرهنگي منطقه اي و محلي در نحوه ساخت ادوات و ابزارهاي سنگي است. آثار اين دوره كه از غار " يافته " واقع در نزديكي خرم آباد لرستان به دست آمده اند، قدمتي در حدود سي پنج هزار سال دارند. يكي از ويژگيهاي صنعتي دوره پارينه سنگي جديد در ايران، ساختن ادوات سنگي بسيار كوچك است كه اصطلاحا "ريزتيغه" ناميده مي شوند. در خرم آباد، علاوه بر غار "يافته" از غارهاي " ارجنه" و " پاسنگر" نيز آثار اين دوره به دست آمده است. در غرب ايران در غار "خر" و پناهگاه سنگي " ورواسي " نزديك كرمانشاه نيز آثار دوره پارينه سنگي جديد شناسايي شده است.
در دره هليلان در غارهاي " مارزور " ، " مارگورگلان سراب " ،" دارمار" و غار " گوگل " آثاري متعلق به اواخر دوره پارينه سنگي جديد ايران شناسايي شده است. هر چند به طور دقيق آغاز و پايان اين دوره در ايران به روشني معلوم نسيت، ولي به نظر مي رسد در حدود يازده هزار سال پيش اين فرهنگ در ايران ادامه داشته تا اينكه سرانجام با شروع دوره فراپارينه سنگي اين دوره خاتمه پذيرفته است.
فـرا پـارينه سنگي (ميانه سنگي)- 18000
اگر چه اكثر محققين آغاز اين دوره را در منطقه زاگرس از حدود سيزده هزار سال پيش تصور كرده اند، ولي عده اي معتقدند از حدود بيست هزار سال پيش اين فرهنگ از فرهنگ دوران پارينه سنگي مشتق گرديد و تا آغاز دوران توليد غذا از طريق كشاورزي و دامداري، ادامه پيدا كرد. عده اي از باستان شناسان نيز قبلا" اين دوران را به نام ميان سنگي مورد مطالعه قرار داده بودند. به طور كلي، ادوات سنگي اين دوره كوچكتر و ظريفتر از ادوات سنگي دوران قبلي ساخته شده اند. در اين دوره انواع تيغه هاي سنگي ساخته شده و انواع مختلف مته هاي سنگي توليد مي شده است.
از ريز تيغه هاي كوچك و ظريف مثلثي شكل براي توليد داس براي دروغلات خود رو استفاده مي شد. اين ريز تيغه ها را در كنار هم در دسته هاي چوبي، استخواني و يا شاخي قرار مي دانند و آنها را به كمك قير طبيعي، در محل شكافهاي ايجاد شده در دسته هاي محكم مي كردند.
در حال حاضر،بقاياي نخستين اجتماعات دوره فراپاينه سنگي در حوزه بحر خزر در چند غار در نزديكي بهشهر به دست آمده است كه زمان استقرار آنان در آن غارهااز حدود دوازده هزار سال پيش آغاز گرديده است. اين غارها عبارتند از :" كمربند " ،" هاتو " و " علي تپه ". البته به نظر مي رسد غار" علي تپه " در حدود يازده هزار سال قبل متروك گرديد و غارهاي " هاتو" و " كمر بند " كمي پس از آن در حدود اواسط هزاره هفتم يا ششم قبل از ميلاد حدود نه هزار يا هشت هزار سال پيش به كلي متروك شدند.
به هر حال به نظر مي رسد در حدود هفت هزار سال پيش دوره فراپارينه سنگي در ايران به كلي خاتمه پيدا كرد و زندگي كشاورزي و توليد غذا، جايگزين زندگي از طريق جمع آوري و شكار و صيد گرديد.
ايران در دوره نوسنگي(آغاز پیدایش جوامع روستایی)- 12000
در پايان آخرين مرحله پارينه سنگي كه قبلا"دوران ميان سنگي خوانده ميشد و امروزه در ناميدن آن به فراپارينه سنگي توافق همگاني وجود دارد، دوران جديد آغاز شد كه با تحولاتي كه در صنايع و روش زندگي صورت گرفت، آن را دوران نوسنگي مي نامند.
تمامي حوادث و اتفاقاتي كه به وقوع پيوست تا انسان براي ادامه حيات دست از جمع آوري غذا و شكارورزي و صيد بردارد و با توليد غذا وارد مرحله نويني از زندگي فرهنگي گردد، كه ما امروز ادامه آن را مي گذرانيم ، از همين دوران فرهنگي كه اصطلاحا" نوسنگي ناميده شده، آغاز گرديد است. اين دوران در خاورميانه و ايران زودتر از 9000 سال قبل شروع نشده است، در حالي در ساير قسمتهاي جهان گاهي چند هزار سال بعد از آن آغاز گرديد.
در ايران حدود 9000 سال قبل، گروههايي از جوامع انساني با استقرار در يك منطقه و در نهايت يك محل ، دوره كوچ دائم از منطقه اي به منطقه اي ديگر و از محلي به محلي ديگر را پشت سر گذاشتند و دوره توليد غذا و سكونت در يك محل را آغاز كردند.
اين دوران نسبت به ساير ادوار فرهنگي داراي چندين ويژگي است كه از جمله آنها تغييراتي است كه در شكل ظاهري برخي از ابزارهاي سنگي به وجود آمد تا عملكرد آنها را تغيير دهد و در جهت نيازهاي فني خود، آنها را به ابزارهاي كارآمدتري تبديل كند.
[External Link Removed for Guests]
غار هاتو‚ دهانه غار دوم
ابزارهاي سنگي به سرعت تخصصي شدند. انواع تيغه ها، خراشنده ها و رنده ها، اسكنه ها و مته ها براي كاربردهاي خاص ساخته شدند و ابزارهاي خاص متناسب با توليدات كشاورزي نيز، به آنها اضافه گرديد. اين گروه را بيشتر هاونهاي سنگي، دسته هاونها، ساينده ها و ساطورهاي سنگي براي خرد كردن ساقه حبوبات و غلات و نظاير آنها، تشكيل مي دادند.
دوران نو سنگي در ايران را مي توان به چند دوره كوتاهتر بر اساس تحولات صنعتي ابزار سازي و يا نحوه زندگي، تقسيم كرد. آنچه رايج بوده است، تقسيم اين دوران به دو " دوره نوسنگي قبل از توليد و استفاده از سفال " ، و دوره نو سنگي توام با توليد غذا و استفاده از سفال " بوده است. اين تقسيم بندي را اگر براي منطقه محدود خاور نزديك و خاورميانه بتوان پذيرفت، با توجه به فرهنگ انسان در سطح جهان غير قابل قبول است. به عنوان مثال در ژاپن دوره نو سنگي از حدود ده هزار سال قبل شروع شده و از همان آغاز با توليد سفال كه به سفال نوع " جامون" ( jamon ) مشهور است، همراه بوده است. مردم دوره جامون علاوه بر سفال، از ظروف سنگي و همچنين تير و كمان نيز استفاده مي كردند و در محوطه هاي كوچك به سر مي بردند. اين مردم غذاي مورد نياز خود را از طريق جمع آوري و شكار صيد تامين مي كردند. نخستين توليد كنندگان غذا در حدود قرن سوم پيش ميلاد در ژاپن از طريق كشت برنج به تامين نيازهاي غذايي پرداختند كه با دوره " يايوي " ( Yayoi ) آغاز شد.براي ايران در دوران نوسنگي، يعني در دوراني كه پايان آن استقرار كامل در روستاها و آغاز شهر نشيني است، نگارنده با توجه به مطالعات انجام شده انسان شناسي و باستان شناسي تقسيم بندي زير را پيشنهاد كرده است:
الف ) دوره جمع آوري غذا.
ب ) دوره گرد آوري و ذخير غذا.
ج ) دوره توليد و استقرار در روستاها.
به موجب اين تقسيم بندي، دوران نوسنگي ايران با جمع آوري غذا و شكار صيد، كه ادامه روش زندگي در دوره فراپاينه سنگي است، ادامه پيدا كرد، ولي با اين تفاوت كه تحولات و تغييرات چشمگيري در فن ابزار سازي به وجود آمد. از ريز تيغه ها به مراتب بيشتر از دوران قبلي استفاده مي شد و ادوات سنگي تخصصي ديگري كه در دوران قبلي سابقه نداشت، ساخته و به كار گرفته شد.
آثار اين دوره در غارها و پناهگاههاي سنگي در قسمتهاي مختلف ايران شناسايي شده اند كه آثار موجود در غارهاي " علي تپه " ، " هاتو " " و كمربند " مشخص ترين آنها هستند كه تا كنون گزارش گرديده اند.
در دوره بعد، يعني دوره گرد آوري و ذخير غذا كه گاهي نيز با توليد نوعي سفال ساده همراه بوده است، انسان علاوه بر جمع آوري و شكار و صيد براي تامين غذاي مورد نياز فوري، قسمتي از برداشت خود را نيز به صورت ساده و ابتدايي براي مدت كوتاهي ذخيره مي كرده است تپه " گنج دره " در نزديكي هرسين كرمانشاه و " تپه سراب " در شش كيلومتري شرق كرمانشاه، نمونه هاي از اين دوره فرهنگي را ارائه مي كنند.
در دوره بعدي كه توليد غذا آغاز شد، انسان علاوه بر توليد بخش مهمي از نيازهاي غذايي خود، موفق گشت تا با ايجاد سرپناههاي ساده در معماري نيز قابليتهاي فرهنگي خود را ظاهر سازد و با ايجاد روستاهاي كوچك موقت، در نهايت روستاهاي دائمي را پديد آمورد كه خود را مقدمه اي بر شهر نشيني محسوب مي گردد.
در ايران تمامي مراحلي را كه انسان پيموده است تا از زندگي كوچ روي و خانه به دوش دائمي به مرحله آغاز نشيني وارد گردد، مي توان با استنادات و شواهد عيني حاصل از بررسيها و حفريات انسان شناسي مورد مطالعه قرارداد. چنين مطالعه اي در ساير مناطق خاورميانه به آساني ايران امكان ندارد. با توجه به اين مهم است كه بايد خاورميانه و خاور نزديك، منطقه اي كليدي براي بررسي تحولات فرهنگي انسان تصور كرد و آن را گاهواره و مهد فرهنگ و تمدن ناميد.
با وجود تغييراتي كه در هر دوره نسبت به دوره پيش پديد مي آمد، تمام يا جنبه هاي از نحوه فرهنگهاي پيشين باقي ماندند كه امروز با مطالعه آنها مي توان با سابقه فرهنگي برخي از گونه هاي فرهنگي انسان در خاور نزديك نيز آشنا شد. به عنوان مثال، در تپه " گوران " در دره هليلان كه در حدود 60 كيلومتري جنوب كرمانشاه واقع شده است، باستان شناسان موفق به شناسايي چگونگي بقاياي نخستين مرحله استقرار موقت در آن محل شده اند كه مي توان آن را پيشينه اي بر زندگي كوچ روي تصور كرد.
در ايران كه تاثير ويژگيهاي فرهنگي منطقه اي و محلي در نحوه ساخت ادوات و ابزارهاي سنگي به دليل چند گونگي وضعيت طبيعي و اقليمي از دوره پارينه سنگي جدي آغاز شده بود، در دوران نوسنگي با وضوح بيشتري قابل بررسي است. به همين دليل، در بررسي ادوار مختلف دوران سنگي در ايران، تحولات فرهنگي هر منطقه بايد به طور مستقل مورد بررسي قرار گيرد. در مطالعه حاضر، فقط به صورت بسيار فشرده به تغييراتي كه در دوران نوسنگي در مناطقي كه پژوهشهاي باستان شناسي آن مناطق بيش از ساير قسمتها صورت گرفته است، پرداخته خواهد شد. اهم اين مناطق عبارتند از :
جنوب غربي ايران،غرب ايران، منطقه فلات مركزي و شمال شرقي ايران. متاسفانه، هنوز گزارش كامل حفريات و بررسيهاي باستان شناسي انجام شده در ساير مناطق ايران منتشر نگرديده و اطلاعات موجود از حدود خبر نامه هاي كوتاه تجاوز نمي كند. به همين سبب، ارائه نمونه هاي مشخص از تحولات و تغييرات فرهنگي ايران در دوران نوسنگي به مناطقي در جنوب غربي و غرب، فلات مركزي و شمال شرقي ايران در اين مختصر محدود مي باشد. بنابراين ، به اجمال ويژگيهاي فرهنگي اين دوران را در چندين محل باستاني فهرست وار نام مي بريم. در نقشه ها نيز، محلهاي تقريبي باستاني را كه گزارش بررسي و حفريات آنها چاپ و منتشر شده است( هر چند به صورت خبرنامه هاي كوتاه ) تعيين مي نماييم.
آثـار دوران نوسنگي
منطقه جنوب غربي ايران
در منطقه دهلران در نزديك رود خانه مهمه، پنج تپه باستاني واقع شده اند كه يكي از آنها تپه " موسيان " است كه براي نخستين بار در سال 1930 ميلادي ( 1309 ه.ش.) گمانه زني شد و ديگري، تپه " علي كش" است كه حفاري در آن در سال 1961 ميلادي ( 1340 ه.ش. ) انجام گرفت. اين تپه براي دومين بار در سال 1963 ميلادي ( 1342 ه.ش. ) حفاري شد و سه دوره فرهنگي – از آغاز دوره نوسنگي تا پايان دوره استقرار كامل در روستاها – در آن تشخيص داده شد كه خود يكي از محلهاي باستاني است كه مي توان مراحل مختلف تحول و تغييرات فرهنگي را از گرد آوري غذا تا توليد غذا در يك محل، در آن مورد مطالعه قرار داد.
ساكنان اوليه اين محل را شباناني تشكيل مي دادند كه در فصل مناسب سال از ارتفاعات لرستان براي برداشت محصولات نباتي خودرو، به گوشه شمالي دشت خوزستان سرازيز مي شدند. اين تازه واردان در خانه هاي تك اتاقي به سر مي بردند كه ديوارهاي آن را سله مي ساختند و پس از چراي احشام خود و برداشت غلات خود رو منطقه، هنگام آغاز فصل گرما به ارتفاعات لرستان مراجعت مي كردند، اين دوره " بزمرده " ناميده اند.
در دوره بعد يعني، دوره " علي كش" سكنان اين محل علاوه بر جمع آوري غلات و حبوبات خودرو منطقه، به شخم زمين مي پرداختند و در كشت زمينهاي كشاورزي، فعاليتهاي محدود داشتند. اينان، همانند مردم دوره " بزمرده " هنگام فرارسيدن فصل گرما منطقه را ترك مي كردند. مردم دوره " علي كش " در خانه هاي زندگي مي كردند كه ديوارهاي آن از سله ساخته مي شد و بيش از يك اتاق داشت، و در حياط منزل، اجاق نيز براي تهيه غذا مي ساختند. اموات خود را داخل روستا و زير كف مناطق مسكوني همراه با وسايل شخصي متوفي دفن مي كردند. مردم دوره " علي كش " – همانند دوره قبل – ظروف خود را از سنگ مي تراشيدند و از سنگ و چوب و استخوان ابزار مورد نياز را تهيه مي كردند. در اين دوره، سفال هنوز توليد نشده بود. مردم دوره " علي كش " در آخرين مرحله گرد آوري و ذخير غذا و نخستين مراحل توليد كامل غذا و استقرار دائم در روستاها زندگي مي كردند.
سومين دوره فرهنگي مشخص شده در " علي كش" ، به نام " محمد جعفر " ناميده شده است. آنان مردمي كشاورز و دامدار بودند و در روستايي كه منازل آن را با چينه مي ساختند، به سر مي بردند و از ظروف ساده سفالي استفاده مي كردند.
اين چنين وضعيت لايه هاي فرهنگي، كه در ايران مورد بررسي قرار گرفته است، و هر سه مرحله نو سنگي كه مي توان در يك محل مورد مطالعه قرار داد، شاخص چگونگي تغييرات فرهنگ دوره نو سنگي در خاور نزديك و ميانه مي باشد.
در خوزستان و جنوب غربي ايران، نقاط باستاني ديگري نيز مورد بررسي قرار گرفته اند كه آثار بدست آمده از آنها، قابل مقايسه با آثار به دست آمده از " علي كش " هستند كه عبارتند از : " چغابنوت " در كنار رود خانه دز، " چغاميش " در جنوب دزفول، " بنه فاضلي " در دو كيلومتري شمال چغاميش، تپه " جعفرآباد " در كنار رودخانه شائور در سه كيلومتري شمال شوش در كنار انديمشك به اهواز، تپه هاي " بند بال " ، " بوهلان " ، " جوي " در اطراف تپه جعفرآباد و خود تپه باستاني " شوش " ، ( قسمت آكروپل آن ) در دهلران نيز علاوه بر موسيان و علي كش، تپه هاي باستاني ديگدي مانند: " چغا سفيد " ، چغاسرخ " ، مهمه " ، " خزينه " و " بيات " مراحل پيشرفته تر استقرار دايم در روستاها و دوران نو سنگي با توليد غذا و استفاده از سفال را معرفي مي نمايند. در چشمه ماهي " هفت تپه نيز، آثار دوران نوسنگي شناسايي شده است. تپه " تولايي " ، تپه " ابوفندوا " وتپه " قبرشيخان " از ديگر محلهاي باستاني معروف دوران نو سنگي در جنوب غرب ايران هستند.
غرب و شمال غربي ايران
در غرب ايران كه از نظر مطالعات باستان شناسي گاهي نيز به آن منطقه زاگرس گفته مي شود، آثاري از ادوار مختلف تغييرات و تحولات فرهنگي دوره نو سنگي در ايران را مي توان مورد بررسي ومطالعه قرار داد .
در حدود 60 كيلومتري كرمانشاه در هوليان ( هليلان )، تپه " گوران " مورد بررسي و حفاري قرار گرفته است كه در آن 21 لايه باستاني تشخيص داده شد و از دو لايه تحتاني – گرچه چند پيكرك گلي پيدا شد – ولي سفال مشاهد نگشت. اولين نمونه بقاياي معماري كه عبارت بو.دند از چند پاره ديوار گلي از لايه 16 به دست آمد. گاهي پس ديوارها را با سنگ ساخته بودند و ديوارها و كف بعضي از قسمتهاي را با كاهگل اندود كرده بودند.
نخستين ساكنان تپه " گوران " در كلبه هايي به سر مي بردند كه ديوارهاي آنها را با تنه درختان مي ساختند و سپس روي آن را با گل اندود مي كردند. اين ساكنان زندگي كوچ روي داشتند. نخستين نمونه سفال از لايه 19 به دست آمد كه بسيار ساده و خشن بود. همزمان با استفاده از اين نوع سفال، از نوع ديگري سفال كه داراي نقوش ساده هندسي بود نيز استفاده مي شد.
با توجه به نوع معماري دو لايه اول تپه " گوران " به نظر مي رسد كه ساكنان اوليه " گوران" را كوچ نشينان منطقه تشكيل ميدادندكه فقط مدتي كوتاهي در محل به سر مي بردند و در فصل نامناسب سال، به ساير نقاط كوچ مي كردند.
از ديگر نقاط باستاني غرب ايران، تپه " سراب " و تپه " آسياب " مي باشند. اين تپه ها در حدود 6 كيلومتري شمال شرقي كرمانشاه واقع شده اند.
به نظر مي رسد كه ساكنان تپه " آسياب " در توليد غذاي مورد نياز خود دخالت چنداني نداشته اند. اين ساكنان، خانه هاي مدوري داشتند كه قسمتي از آن را در زمين حفر مي كردند. ولي، بقاياي به دست آمده از تپه " سراب " نمايانگر " يك زندگي روستايي ابتدايي است كه ساكنان آن فاقد صنعت سفالگري بودند انا به تدريج به اين فن دست يافتند.
تپه ديگري كه در نزديكي اين دو محل واقع شده است و به نام " سيابيد" خوانده مي شود، مرحله استقرار كامل در روستا را همراه با توليد غذا معرفي مي نمايد. در حدود 10 كيلومتري غرب شهر هرسين و در كنار جاده ارتباطي هرسين – كرمانشاه، تپه باستاني " گنج دره " واقع گرديده است كه حفاري آن در سال 1965 م. ( 1344 ه.ش. ) آغاز و در سالهاي 1967 م. ( 1346 ه.ش. ) 1969 م. ( 1348 ه.ش. ) و 1974 م. ( 1353 ه.ش. ) نيز ادامه يافت و در نتيجه اين حفريات پنج دوره استقرار مشخص شد. قديمي ترين قطعه سفال دوران نو سنگي كه در ايران به دست آمده، از تحتاني ترين طبقه استقرار تپه" گنج دره " يافت شده است. قدمت اين قطعه سفال كه داراي خميري به رنگ خاكستري تيره و در حراراتي كم پخته شده است، با استفاده از تعيين قدمت آثار با روش موسوم به كربن 14، در حدود 8450 سال قبل از ميلاد تعيين شده است. آثار معماري قديمترين طبقه استقرار را، حفره هاي كوچك مدوري تشكيل مي دهند كه در زمين حفر شده اند. طبقات استقرار بالاتر، شامل خانه هايي است با اتاقهاي مستطيلي شكل و فاقد پي سنگي كه سطح ديوار و كف آنها با كاهگل اندود شده بود. به طور كلي، " گنج دره "تپه اي است كه مراحل اوليه استقرار دايم در روستاها را در غرب ايران معرفي مي نمايد.
يكي ديگر از محلهاي باستاني غربي ايران كه همانند تپه هاي " سراب " و " آسياب " و " سيابيد" و " گنج دره " معرف حضور انسان در دوره نوسنگي در غرب ايران هستند، تپه " عبدالحسين " است كه گزارش حفريات در آن اخيرا" منتشر شده است. ايت تپه در 65 كيلومتري مشرق تپه " گنج دره " واقع شده است.
علاوه بر " سه گابي " يكي ديگر از نقاط باستاني واقع در غرب ايران كه بايد در ارتباط با دوره استقرار دائم در روستاها مورد مطالعه قرار گيرد، " گودين "تپه است كه در نزديكي كنگاور و در كنار رودخانه " گاماساب " ( گاماس آب ) قرار گرفته است. آثار دوران نوسنگي در اين تپه ( دوره هفتم ) از دو گمانه آزمايشي كه در سال 1965 ميلادي ( 1344 ه.ش. ) حفر گرديدبه دست آمده است. ساكنان دوران نوسنگي در تپه " گودين " در خانه هايي مي زيستند كه ديوارهاي آن را با چينه مي ساختند و از ظروف ساده سفالي و سنگي استفاده مي كردند. تاريخي كه براي دوران نوسنگي " گودين "(دوره هفتم ) پيشنهاد شده است، بين 7500 تا 7000 سال پيش است. در نهاوند نيز " تپه گيان " و " تپه جمشيدي " آثاب دوران نوسنگي را معرفي مي نمايند.
در كردستان در نزديكي تپه باستاني " زيويه " محلي به نام تپه " سيوان " مورد مطالعه قرار گرفته است و در نتيجه حفاري دو گمانه آزمايشي كوچك، مشخص شده كه اين محل معرف دوران نوسنگي و استقرار كامل در روستاها همراه با توليد غذا و استفاده از سفال است.
در شمال غربي ايران در جنوب درياچه اورميه در دره سولدوز، حفرياتي در چندين تپه باستاني انجام شد كه آثار به دست آمده از " حاجي فيروزه "معرف مرحله اي از دوره نوسنگي است كه ساكنان آن با كشاورزي و دامداري غذاي مورد نياز خود را تامين مي كردند و داراي ظروف سفالي متنوع از نظر شكل و كاربرد و تزيين بودند.
در اين دوره ، سه محل باستاني مراحل مختلف فرهنگي، از استقرار دائم در روستاها در هزاره ششم پيش از ميلاد تا آغاز استقرار در شهرها در هزاره چهارم پيش ميلاد، را معرفي مي كنند كه به ترتيب از قديم به جديد، آثار هر دوره از تپه هاي"حاجي فيروز "، " دالما" وبالاخره " پيزدلي " به دست آمده اند.
تپه " حاجي فيروزه " كه به صورت بر جستگي كوچكي در دو كيلومتري تپه " حسنلو" در دره سولدوز در جنوب درياچه اروميه و شمال شرقي " نقد " واقع شده است، براي نخستين بار در سال 1958 م. ( 1337 ه.ش.) حفاري شد.
ساكنان تپه " حاجي فيروز" ، منازل خود را كه به صورت اتاقهاي منفرد با تقسيماتي داخلي بود، با خشتهاي نامنظمي مي ساختند كه با دست به آنهاشكل داده بودند و ديورها و كف اتاقها را با كاهگل اندود مي كردند. اموات خود را در داخل روستا و گاهي در گوشه اتاقهاي اصلي دفن مي كردند و هداياي همراه اجساد در گور قرار مي دادند. هر خانه متشكل از يك اتاق مستطيل شكل بود كه با يك ديوارك داخلي به دو قسمت تقسيم مي شد. اين خانه، هم محل زندگي و استراحت بود و هم محل انجام كارهاي روزانه از قبيل آماده كردند غذا و طبخ آن. به همين علت در قسمتي كه براي كارهاي روزانه اختصاص يافته بود، اجاق براي طبخ غذا وايجاد گرما و انبارهاي كوچك براي ذخير مواد خواركي مورد مصرف، تعبيه مي شد.
د رميان سفالهاي به دست آمده از تپه " حاجي فيروز "،قطعاتي از نوع سفالي كه به اصطلاح " سيني پوست كني " ناميده مي شوند به دست آمد كه به نظر مي رسد از آنها براي طبخ نان استفاده مي كردند.
از ديگر محلهاي باستاني در شمال غربي ايران كه آثار به دست آمده از آنها معرف دوران نو سنگي مي باشد، مي توان از " يانيك تپه " واقع در شمال شرقي در ياچه اروميه و " اهزنجان " واقع در دشت سلماس در گوشه شمال غربي در ياچه اروميه نام برد. با توجه به بررسي اجمالي كه به آن اشاره شد، به نظر مي رسد كه در غرب ايران ( در گستره اي از جنوب غربي و دشت خوزستان تا شمال غربي و دشت سلماس در راستاي سلسه جبال زاگرس مي توان مراحل مختلف تطور فرهنگي در دوران نوسنگي از جمع آوري غذا تا دوره گرد آوري و ذخيره غذا واز اين دور تا دوره توليد غذا و سرانجام آغاز شهر نشيني، را در اين زمان كه تقريبا" سه هزار سال از تاريخ فرهنگ انسان را شامل مي شود و از حدود 10000 سال تا7000 سال پيش را در بر مي گيرد، مورد بررسي دقيق قرار داد.
فلات مركزي ايران ( شامل ساحل جنوبي درياچه خزر )
مطالعات باستان شناسي در منطقه فلات مركزي ايران، نسبت به منطقه غرب به ويژه جنوب غربي بسيار جديد است و سابقه آن به سال 1930 م. ( 1309 ه.ش. ) مي رسد. تا قبل از حفريات دانشگاه تهران در دشت قزوين، آثار به دست آمده از تپه " سيلك " كاشان شاخص ادوار مختلف دوران نوسنگي در فلات مركزي ايران بود. ولي، با حفريات در دشت قزوين و مطالعات انجام شده بعدي بر روي آثار به دست آمده از تپه هاي سه گانه " زاغه " ، " قبرستان " و تپه " سگزآباد " مشخص شد كه تاريخ تطور فرهنگ را در فلات مركزي ايران از دوران نويسندگي تا اواسط دوره هخامنشي مي توان در اين سه تپه با ستاني مورد مطالعه دقيق قرار داد. تپه " زاغه " در دو كيلومتر و نيمي جنوب روستاي حيدآباد و در دو كيلومتر و سيصد متري شمال شرقي تپه " سگزآباد " در دشت قزوين واقع شده است. تپه " سگزآباد " نيز در هشت كيلومتري شمال روستاي " سگز آباد " از بخش بوئين زهرا واقع شده است.
ساكنان " زاغه " در ابندا منازل خود را از چينه بنا كردند و به تدريج با خشتهايي كه با دست شكل داده شده بود، ديوار خانه هاي را مي ساختند. كف و ديوار منازل را با كاهگل اندود مي كردند. گاهي نيز ديوار منازل را با رنگ تزيين مي كردند. اموات را در داخل روستا و همراه با هدايا دفن مي نمودند. ظروف سفالي ساده و منقوش به كار مي بردند و و غذاي مورد نياز را از طريق كشاورزي و دامداري تامين مي كردند. ساكنان زاغه در حدود 7000 سال پيش اين روستا را ترك كردند و به محل ديگري رفتند. در فلات مركزي ايران، محلهاي باستاني ديگري نيز شناسايي شده اند كه از نظر فرهنگ با آثار به دست آمده از تپه " زاغه " همزمان هستند. اهم از اين محلها عبارتند از : " سيلك كاشان " ، " چشمه علي " نزديك شهر ري در جنوب تهران " قره تپه " شهريار " و اسماعيل آباد " ساوج بلاغ كرج " پوئينك " وارمين. همچنين، در شرق تهران در " دلاريان " سمنان و " شير ژيان " نزديك تپه حصار دامغان نيز آثار دو غار " كمربند" و " هاتو " واقع در ساحل درياچه خزر در هشت كيلومتري بهشهر نيز آثار دوران نوسنگي به دست آمده است. هر چند گزارش حفريات " مهران آباد " ساوه هنوز منتشر نشده است. و از " قمرود " فقط چند سطر اطلاع به صورت خبرنامه در دست است، ولي آثار اين دو محل نيز معرف دوران نوسنگي فلات مركزي هستند. اخيرا" نيز، در يك تپه باستاني به نام تپه " شغالي " واقع در پيشواي ورامين، آثار دوران نوسنگي حفاري شده است.
فلات مركزي، شمال شرقي و ساير قسمتهاي ايران در دوران نوسنگي
در شمال شرقي ايران، اثار دوران نوسنگي در محلهاي باستاني واقع در شمال شهرستان شاهرود نزديك بسطام و نزديك شاهرود و همچنين در دشت گرگان در دو محل " تورنگ تپه " و " ياريم تپه " شناسايي شده اند. در تپه " سنگ چخماق " در كنار جاده شاهرود به بسطام، آثار دوران نوسنگي به صورت خانه هايي كه ديوار آنها با خشت و چينه ساخته مي شد و ساكنان خانه ها از طريق كشاورزي و دامداري غذاي مورد نياز را تامين و از ظروف ساده سنگي و سفالي استفاده مي كردند. شناسايي شده است. نظير چنين آثاري، از محل باستاني " خوريان " واقع در جنوب غربي شاهرود نيز به دست آمده است. در ساير قسمتهاي ايران، ازجمله كرمان در محلهاي باستاني " تل ابليس " در دره مشيز " تپه يحيي " در دره سوغان، نزديك روستاي دولت آباد نيز آثار دوران نوسنگي شناسايي شده است. در جلگه مرودشت فارس نيز آثار به دست آمده از تپه هاي " گپ " ، " جاري " ، " نخودي " ، " موشكي " و " باكون " ،آثار اين دوران مرود بررسي و مطالعه قرار گرفته است. همچنين، در اطراف شيراز و كازرون نيز آثار دوره استقرار در روستاها از محلهايي چون " جليان" ، " بيزدان " " كوتاهي " و " كازرون " شناسايي شده است .
1. " سه گردان "واقع در شمال غربي نقده در آذربايجان غربي.
2. " تپه گرد " در يك كيلومتري جنوب شرقي دهكده چله گاه در بخش لردگان بهبهان .
3. " تل تيموران " در يك كيلومتري مغرب قصبه كوشك ارسنجان فارس.
4. " تل شغا " نزديك شيراز.
5. منطقه دماوند ، بررسي آثار دوران سنگ.
6. " تپه جمشيدي " در دشت خوا در دره نهاوند.
7. " قلعه رستم " از توابع بخش لرد جان در 82 كيلومتري جنوب غربي بروجن، بين دهكده سيله و جوانمردي.
8. " غار كربوتا" ،نزديك دهكده تازه كند، با آثار دوره نو سنگي.
9. " غار غلاباد " بين بوكان و مياندوآب، با آثار دوره فراپاينه سنگي.
10. " غار مزدوران " ، در مزدوران، نزديك مشهد،با آثار دوره نو سنگي .
11. پناهگاه سنگي " ملهان " در جنوب شاپور ( سلماس ) از دوره نو سنگي.
[External Link Removed for Guests]
تپه زاغه - يك خانه روستايي هزاره پنجم پيش از ميلاد
از:فرهنگسرا
دنباله دارد......
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Let your success
Be your noise