مدال شجاعت

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

حمله به هواپيماي مسافربري آخرين سياست دولت آمريکا در برابر ايران

فاجعه حمله و شليک موشک توسط ناو آمريکايي به هواپيماي مسافربري ايران از مهمترين موارد نقض حقوق بشر، حقوق بين‌الملل و حقوق هواپيماي كشوري در تاريخ محسوب مي شود، که پرصداترين محافل سياسي غرب يا در مقابل آن سكوت اختيار کردند و يا در چارچوب اخبار كذب پنتاگون اين موضوع را ارزيابي و تحليل كردند.
يک سال پس از تجاوز رژيم عراق در سال1360، حمله به كشتيهاي تجاري در خليج فارس شروع شد و با اعلام مين گذاري سواحل بندر امام خميني (ره) و حمله به دو كشتي تجاري در تاريخ 21/10/1360 امنيت خليج فارس توسط عراق مختل شد.
به دنبال تحويل هواپيماهاي سوپراتاندارد و موشک هاي اگزوسه توسط فرانسه به عراق ابعاد اين حملات افزايش يافت. در برابر اين حملات كه عراق به صراحت مسئوليت آن را بر عهده مي گرفت، شوراي امنيت عكس العمل مناسبي نشان نداد، ولي در قبال انتساب چند حمله به ايران و شكايت شوراي همكاري خليج فارس، شوراي امنيت در 11/3/1363 مطابق با اول ژوئن 1984، مبادرت به صدور قطعنامه ي 552 نمود و در آن خواستار توقف اين حملات شد.

از آغاز جنگ تا 10 ژوئيه 1984، 112 كشتي در خليج فارس مورد حمله ي موشكي قرار گرفت. جمهوري اسلامي ايران در ژانويه ي 1985، به دبير كل وقت سازمان ملل اعلام داشت كه از هر گونه اقدامي براي تأمين آزادي و امنيت كشتيراني كه در خليج فارس صورت گيرد حمايت و استقبال خواهد كرد، اما حملات به كشتيها ادامه يافت. تا تير 1366، حدود 5/8 ميليون تن كالا از محموله هاي كشتيها در خليج فارس به زير آب رفت. 41 كشتي كاملاً نابود، و به 34 تن محموله ي كالا آسيب وارد، و بيش از 200 تن از ملوانان كشورهاي مختلف به قتل رسيدند و به همين تعداد نيز مجروح شدند.
يكي از نتايج شوم اين همه تشنج آفريني رژيم عراق و دامن زدن ايالات متحده به ناامني در خليج فارس، حمله به هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران بود كه برفراز آب هاي سرزميني ايران و در حوالي جزيره هنگام توسط دو موشک شليک شده از ناو آمريكايي وينسنس كه خود به آبهاي ايران تجاوز كرده و در آن مستقر بود، منفجر و تمامي مسافران وخدمه هواپيما به وضع اسفناكي به شهادت رسيدند.
روز يكشنبه 12 تير 1367 مطابق با 3 ژوئيه 1988 هواپيماي ايرباس جمهوري اسلامي ايران با 275 مسافر و 16 خدمه فرودگاه بندرعباس را به مقصد دوبي ترک کرد.

اين هواپيما در ساعت 10:15 دقيقه محلي و 6:45 گرينويچ شروع به اوج گيري نمود و در ساعت 10:24 به وقت محلي، سطح پروازي 12000 پا را گزارش کرد و از آن لحظه به بعد ديگر تماسي از طرف خلبان گرفته نشد.
در واقع از اين لحظه به بعد هواپيما مورد اصابت 2 فروند موشک سطح به هواي ناو وينسنس آمريكا قرار گرفت و در نزديكي جزيره ايراني "هنگام" سقوط كرده بود. در اين فاجعه تمامي سرنشينان هواپيما به شهادت رسيدند كه 66 كودك زير 12 سال، 52 زن و 46 نفر تبعه كشورهاي يوگسلاوي، كويت، افغانستان، هندوستان، پاكستان، ايتاليا ، شارجه و دوبي از جمله وابسته نظامي پاكستان در ايران و خانواده اش در ميان كشته شدگان بودند.

متعاقب اين تجاوز آشكار، جمهوري اسلامي ايران در روز 14 تير 1367، طي نامه اي به رييس شوراي امنيت سازمان ملل خواستار تشكيل جلسه فوري شورا براي رسيدگي به موضوع شد.
پس از وقوع اين حادثه سازمان ‏هاي بين‏المللي از جمله شوراي امنيت و سازمان بين‏المللي هواپيماي کشوري (ايکائو) از حقوق ايران دفاع نکردند.
25 تير 1367، مطابق با 16 ژوئيه 1988، شورا تشكيل جلسه داد که از سوي جمهوري اسلامي ايران، علي اکبر ولايتي وزير امور خارجه وقت و از جانب آمريكا بوش معاون وقت رييس جمهوري در جلسه حضور داشتند.
شوراي امنيت پس از استماع سخنان ولايتي و جرج بوش در جلسه شماره 2821 خود در تاريخ 20 ژوئيه 1988 (29/4/1367) طرح قطعنامه پيشنهادي را تصويب كرد.

شوراي امنيت در آن زمان فقط با ابراز تأسف عميق از اين كه يك هواپيماي غير نظامي "ايران اير" در پرواز برنامه ريزي شده بين المللي 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسيله موشك شليك شده از ناو جنگي ايالات متحده آمريكا (وينسنس) منهدم شده تنها تسليت عميق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگيز جان انسانهاي بي گناه ابراز دارد و با خانواده هاي قربانيان اين سانحه غم انگيز و دولتها و كشورهاي آنان همدردي کند.
جمهوري اسلامي ايران علاوه بر شوراي امنيت و شوراي ايكائو شكايت خود را در ديوان بين المللي دادگستري لاهه نيز مطرح كرد که اين عنصر تخصصي سازمان ملل متحد نيز از مسائل سياسي به دور نماند و به جاي بررسي فني و ارائه راه حل به شوراي امنيت به ابراز تأسف و تسليت به بازماندگان سانحه پرداخت و در تاريخ 23/4/1367( 14 ژوئيه 1988) با صدور بيانه اي ضمن ابراز همدردي با تأكيد بر اصل كاربرد زور عليه هواپيماهاي غير نظامي كاربرد سلاح عليه يك هواپيماي مسافري (بدون ذكر جزئيات) را تقبيح كرد.

رهبر معظم انقلاب درباره ايکائو ‏فرمودند: "آمريکايي‏ها خودشان گزارش دادند. گفتند گزارش ايکائو، با همکاري ارتش آمريکا تهيه شد. خوب، ايکائو مثلاً يک سازمان بي‏طرف بين‏المللي است. اگر آن روز ما مي‏گفتيم ايکائو اين گزارش را مغرضانه نوشته است، يک عده مي‏گفتند شما خيلي بدبين هستيد. ايکائو يک سازمان بي‏طرف است، به آمريکا و شما چه‏کار دارد. (بعدها) خود آمريکايي‏ها اعتراف کردند و گفتند که گزارش سازمان ايکائو را آمريکا تنظيم کرده است و خلاصه اين‏که، آمريکا در انداختن ايرباس ايراني مقصر نيست؛ مجامع جهاني اين‏گونه‏اند".
انهدام هواپيماي مسافربري ايران بر اثر شليک موشک ازناو وينسنس، عملي اتفاقي يا صرفاً ناشي از ضعف فناوري و خطاي بشري نبود، بلکه آخرين سياست دولت آمريکا در برابر ايران به شمار مي‏آمد. البته از مدت‏ها پيش اخطارهاي غيرقانونيِ مرکز اطلاعات پرواز سازمان هواپيمايي آمريکا، موجب ناامني فراگير و تهديدهايي بر ضد هواپيماهاي غيرنظامي منطقه خليج فارس شده بود. در نهايت، دولت آمريکا نيت اصلي خود را آشکار ساخت و يک فروند هواپيماي مسافربري ايران را بي‏دليل ساقط کرد و جان 290 انسان بي‏گناه را گرفت.
هدف آمريکا، نه تنها ساقط کردن هواپيماي ايرباس ايران، بلکه وادار کردن جمهوري اسلامي به پذيرش صلح و پايان جنگ تحميلي بود. چنان‏که دونالد ريگان، رييس جمهور وقت آمريکا در اين زمينه اظهار داشت: "اين فاجعه (سقوط هواپيماي مسافربري ايران از سوي آمريکا) ضرورت دست‏يابي به برقراري صلح را با حداکثر شتاب، دو چندان ساخته است".
پس از سرنگوني هواپيماي ايرباس ايران، سران کاخ سفيد با رفتار دوگانه خود، به تمسخر افکار جهاني پرداختند. از سويي ريگان در اعلاميه ‏اي، با اظهار تأسف از اين رويداد تلخ، به سرنگون شدن هواپيماي مسافربري ايران اعتراف کرد، ولي اقدام ناو آمريکايي را عمل دفاعي به جا دانست و مدعي شد هواپيماي ايرباس ايراني در حال کاهش ارتفاع و شيرجه رفتن به سوي ناو آمريکايي بوده است.
فرمانده ناو وينسنس که موجب سقوط هواپيماي مسافربري ايران شده بود، نشان افتخار دريافت کرد و بر جنايت او مهر تاييد زده شد.
اين تناقض آشکار، عوام فريبي رياکارانه دولت آمريکا و نيات شوم سردمداران اين کشور را به رخ جهان کشيد. عوام فريبى و جنايتكارى كه همچنان ادامه داشته و در ذات حاكميت آمريكا نهادينه شده است.

محمد سعيد نجفي مقدم
برنا نیوز

[External Link Removed for Guests]


ادامه دارد...
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

مرگ انسانيت در مسلخ ناو وينسنس

بيست سال پيش ، آن زمان که در ناو " وينسنس " آمريکا ، " انسانيت " مصلوب ، و 290 انسان با پيکرهاي قطعه قطعه از فراز آسمان خليج فارس بر آب هاي نيلگون دريا سرنگون شدند ، تاريخ بشر صفحه سياه ديگري در کارنامه شيطان بزرگ و سردمداران به ظاهر مدافع حقوق بشر آن ثبت کرد.
122 تيرماه سال 1367، مسافران پرواز 655 هواپيماي ايرباس ايران ، به اتکاي حقوق عمومي بين الملل و قوانين هواپيمايي ، با طيب خاطر عازم " دبي " بودند که بر اثر اصابت دو موشک از سوي ناو وينسنس آمريکا هواپيما سقوط کرد و همه مسافران جان خود را از دست دادند.
دراين حادثه 290 سرنشين اين هواپيما شامل 53 زن، 57 کودک دو تا 12 ساله، 156 مرد و 16
خدمه هواپيما به شهادت رسيدند. در بين مسافران 42 نفر اتباع خارجي ازکشورهاي هند ، پاکستان، امارات متحده عربي و يوگسلاوي وجود داشتند.
اين فاجعه جانکاه هرگز نبايد تحت تاثير فجايع ديگر شيطان بزرگ در جهان (مانند زندان هاي""گوانتانامو" و "ابوغريب" و مداخلات شرر بار نيروهاي امريکايي در عراق ) يا ادعاهاي بشر دوستانه آن قرار گيرد، نبايد گذشت زمان فاجعه ناو "وينسنس" را از خاطره ها ببرد .
هواپيماي مسافربري ساقط شده ، طبق ضوابط و قوانين بين الملل، در حال اوج گيري و دور شدن از ناو وينسنس و در کريدور (مسير) مصوب هوايي بوده است و براساس برنامه منظم هفتگي که از شش ماه قبل اعلام و در تمامي نشريات ذي ربط بين المللي درج شده بود، با اخذ مجوزهاي لازم از مبادي مربوط به آن در حال پرواز بود.
پس از وقوع اين حادثه دردناک و بهت آفرين ، دولت امريکا با دروغ و فريبکاري تلاش کرد افکار عمومي جهان را منحرف و حقايق را تحريف کند. از اين رو در يک اقدام عجولانه ادعا کرد که باتوجه به اينکه هواپيما نظامي بوده و فرمانده ناو احساس خطر کرده دستور هدف گيري صادر شده است . ولي زماني که تصاوير اجساد زنان و کودکان قرباني و بارها و لوازم شخصي آنها که بر روي آبها سرگردان بود از سوي رسانه ها منتشر شد ناچار به عقب نشيني از ادعاي واهي خود شد. اما اين بار ادعاي ديگري مطرح کرد و مدعي شد هواپيما خارج از کريدورهاي بين المللي و در حال کاهش ارتفاع به منظور حمله به ناو بوده است. تصاوير ماهواره اي نادرستي اين ادعا را نيز اثبات کرد زيرا
مشخص شد هواپيما مسافربري است و از اين رو فاقد توانايي حمله و اقدام جنگي بوده ، به علاوه هواپيما در حال اوجگيري و دور شدن از ناو بوده است. واکنش مقام هاي کاخ سفيد به همه شواهد و مدارک ، اعطاي مدال به فرمانده و سرنشينان ناو وينسنس بود و بدين ترتيب تکان دهنده ترين حادثه حمله به يک هواپيماي غيرنظامي به نام امريکا به ثبت رسيد.
طبق نظر کارشناسان هواپيماهاي غيرنظامي همواره چهاردسته اطلاعات رادر حال پرواز منتشر مي کنند که معرف نوع هواپيما ، مسير ، ارتفاع و اطلاعات مربوط به هواپيماست که هواپيماهاي نظامي فاقد اين سيستم هستند .
کارشناسان نظامي همچنين اعلام کردند: به رغم برخورداري ناو آمريکايي از سيستم هاي پيچيده راداري و کنترل فضاي تحت پوشش دريايي و هوايي، ادعاي عدم تشخيص صحيح نوع هواپيما ازسوي فرمانده اين ناو جنگي غيرقابل قبول است.
کارشناسان نظامي آمريکانيزباوجودتناقض گويي هاي سياستمداران کاخ سفيد به اين امر اعتراف کرده وادعاهاي سردمداران آمريکا را بي اساس قلمداد کردند.
برخي تحليل گران به نقل از کارشناسان نظامي گفتند: سيستم موشکي زمين به هواي آمريکا پيشرفته ترين سيستم رزمي نيروي دريايي جهان است و احتمال اشتباه درمورد تشخيص اهداف براي آن وجود ندارد.
به گفته کارشناسان نظامي ، اين سيستم قادر است بيش از 200 هدف را در برد 400 کيلو متري تشخيص و سرعت و مسير آن را مشخص کند و به طور هم زمان 15 تا 20 هدف را در آن واحد مورد حمله قرار دهد.
واقعيت اين بود که هواپيماي ايرباس ايراني، خارج از کريدور پروازي نبود وا ين ناو وينسنس بود که به بهانه هاي واهي و با طراحي سناريوهاي از پيش ساخته به آبهاي ساحلي ايران در نزديکي جزيره هنگام تجاوز کرده بود.
ريشه جنايت ساقط کردن هواپيما را بايد در حضور سلطه جويانه آمريکا در خليج فارس جستجو کرد. آمريکا زماني دست به اقدام تجاوزکارانه و جنايت منشانه خود درساقط کردن هواپيماي مسافربري ايران زد که ملت ايران باتوکل به خداوند و هدايت پرچمدارانقلاب اسلامي ، حلاوت پيروزيهاي مکرر مجاهدان خود را درجبهه هاي جنگ
تحميلي مي چشيد .
ازاين منظر سرنگون کردن هواپيماي مسافري جمهوري اسلامي برفراز خليج فارس ادامه حمايت هاي آشکار وعلني آمريکا از دشمنان ايران به ويژه رژيم متجاوز عراق دردوره جنک تحميلي بشمار مي رود.
هر چند که در ابتدا مجامع جهاني به راحتي از کنار اين فاجعه عظيم انساني و جنايت بي نظير تاريخ گذشتند و آمريکا نيز اعلام کرد که حاضر نيست از اين بابت غرامت به دولت ايران بپردازد، اما سرانجام دادگاه بين المللي لاهه پس از گذشت 6 سال تمام از فاجعه ايرباس، در برابر دلايل محکم و مستند ايران مبني بر سقوط عمدي هواپيماي مسافربري ايران از سوي آمريکا، تسليم شد و آمريکا را به پرداخت غرامت به ايران و خانواده هاي قربانيان اين تهاجم وحشيانه محکوم کرد. غرامتي که نشان دهنده محکوميت سياست ساکنان کاخ سفيد در برخورد با جهانيان است.
همچنين آمريکا که هيچگاه نپذيرفته بود بابت بدنه هواپيما خسارتي بپردازد ، به دنبال اقامه دعوي در اين خصوص و با استفاده از مواضع و فرصت هاي حقوقي مجبور شد بابت بدنه هواپيما نيز خسارت به پردازد.
اگرچه آمريکا بنا به قوانين بين المللي مجبور به پرداخت غرامت به ايران شد ولي ننگ اقدام ضد انساني نظاميان آمريکايي با همه عمق و ابعاد آن ، تا هميشه تاريخ بر پيشاني آمريکا خواهد ماند و هرگز از يادها نخواهد رفت.

[External Link Removed for Guests]

ادامه دارد...
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

بغض 20 ساله خليج‌فارس از جنايت آمريكا روزي سر باز مي‌كند

خليج فارس 20 سال است كه خاطره روز غمگين 12تيرماه سال 1367 را در دل نگاه داشته است؛ روزي كه 290 شهروند بيگناه، قرباني سرمستي نظاميان آمريكايي از موشك‌هاي خود شدند تا اينكه روزي خليج هميشه فارس انتقام خود را از آنها بگيرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، روز دوازدهم تير سال 1367 روز سياهي براي كارنامه ننگين ليبرال دمكراسي آمريكايي در تاريخ معاصر است، در اين روز هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران بر اساس يك برنامه سري از قبل تدارك ديده شده كه به تاييد بالاترين مقامات رسمي آمريكا رسيده بود، هدف دو فروند موشك رزمناو آمريكايي وينسس مستقر در آب هاي خليج فارس قرار گرفت و همگي مسافران پرواز اين هواپيما از زنان و مردان و كودكان خردسال به شهادت رسيدند.
آنچه كه در اين حادثه بيشتر مايه تاسف و حيرت است آنكه فرمانده جاني اين ناو به دليل آنچه كه مقامات مسئول كاخ سفيد و پنتاگون آن را اقدام شجاعانه ناميدند، به دريافت مدال شجاعت از دست رئيس جمهور وقت آمريكا نائل گرديد.
موضوع تاسف آور ديگر در اين اقدام جنايت آميز و تروريستي آمريكا بي توجهي شوراي امنيت سازمان ملل بود، بطوريكه عدم عكس العمل مناسب شوراي امنيت در قبال اين حمله نظامي به يك هواپيماي مسافربري معمولي كه با وجود همه تلاش هاي مذبوحانه آمريكايي ها حتي يك نقطه انحرافي در مسير پرواز و ساير امور مربوط به پرواز در آن مشاهده نشد بطور قطع يك لكه سياه در تاريخچه اين شورا در تاريخ است.
هر چند جنايات هيئت حاكمه آمريكا در جنگ هاي عراق و افغانستان بحدي زياد و فراتر از تصور است كه ممكن است كشته شدن 290 مسافر هواپيماي ايرباس ايراني در برابر آنها چندان ديده نشود، ليكن يادآوري اقدامات ضد بشري آمريكاييها، رسالتي است كه همه ايرانيان در اقصي نقاط دنيا وظيفه دارند در دفاع از انسانيت و مخالفت با جنگ طلبان و تروريست ها به طرح آن بپردازند.
در تاريخ دوازدهم تيرماه سال شصت و هفت شمسي، يك ناوشكن جنگي آمريكايي با نام وينسنس، هواپيماي ايرباس ايراني را بر فراز خليج فارس، با دو فروند موشك مورد هدف قرار داد و موجب سقوط هواپيما و شهادت همه دويست و نود نفر مسافر اين هواپيما گرديد.
اين ماجراي غم انگيز تا مدت ها بعد نيز به شدت خشم جهانيان را برانگيخت و آمريكا را بار ديگر به عنوان يك قاتل وحشي مردم بي گناه معرفي نمود.
روز يكشنبه 12 تيرماه 1367 مطابق با 3 ژوئيه 1988، هواپيماي ايرباس جمهوري اسلامي ايران با 275 مسافر و 16 خدمه فرودگاه بندرعباس را به مقصد دوبي ترك گفت.
سطح پرواز اين هواپيما 14000 پا تعيين شده بود، در ساعت 10:15 دقيقه محلي و 06:45 دقيقه گرينويچ شروع به اوج گيري نمود و در ساعت 10:24 به وقت محلي، سطح پروازي 12000 پا را گزارش نمود و از آن لحظه به بعد ديگر تماسي از طرف خلبان گرفته نشد. در واقع از اين لحظه به بعد هواپيما مورد اصابت 2 فروند موشك سطح به هواي ناو وينسنس آمريكا قرار گرفته و در نزديكي جزيره ايراني «هنگام» منفجر و سقوط كرده بود. در اين فاجعه، تمامي سرنشينان هواپيما به شهادت رسيدند كه 66 كودك زير 12 سال، 52 زن و 46 تن تبعه كشورهاي يوگسلاوي، كويت، افغانستان، هندوستان، پاكستان، ايتاليا، شارجه و دوبي از جمله وابسته نظامي پاكستان در ايران و خانواده‌اش در ميان كشته شدگان بودند.
نكته بسيار جالب اين جنايت وحشتناك اين است كه خدمه ناو وينسنس بعدها در پاسخ به اين اقدام، ادعا كردند كه علايم ايرباس ايراني را با علايم راداري يك اف- 14 كه در حال فرود آمدن بر روي ناو هواپيمابر فورستال كه در حدود 160 كيلومتر دورتر از وينسنس بود اشتباه گرفته‌اند.
اين ادعا زماني مضحك به نظر مي‌رسد كه بدانيم، وينسنس مجهز به سيستم راداري «ايجيز» (Agies) بوده كه يكي از معروفترين و پيشرفته‌ترين سيستم‌هاي راداري در تمام جهان محسوب مي‌شود به نحوي كه برخي كارشناسان نظامي آن را متعلق به جنگ جهاني سوم مي‌دانند.
اين سيستم در واقع، سيستم تشخيص دشمن از دوست است تا در صورت انتشار امواج غيرقابل قبول از سوي مهاجم احتمالي، سيستم دفاع موشكي وارد عمل شود. ادعاي فرمانده ناو وينسنس در اشتباه پنداشتن ايرباس از اف- 14 به اين معني است كه مدرنترين سيستم جهان قادر به تشخيص يك هواپيماي مسافربري از هواپيماي جنگي نيست. در حالي كه گفته مي‌شود قدرت سيستم راداري ايجز به حدي است كه همزمان چند هدف را كشف و مورد رهگيري قرار مي‌دهد.
اظهارات ضد و نقيض مقامات آمريكايي در باره فاجعه ايرباس زماني رنگ باخت كه 4 سال بعد از اين حادثه روزنامه نيويورك تايمز در گزارشي نوشت كه ناو وينسنس در آب‌هاي فلات قاره ايران بوده است نه در آب‌هاي بين‌المللي! بعدها، ويليام كراو رئيس وقت ستاد مشترك نيروهاي مسلح آمريكا هم در گفت‌وگويي با بي‌بي‌سي تأكيد كرد كه ناو وينسنس بدون هيچ دليل روشني با وجود برخورداري از توپ‌ها و موشك‌هاي دور برد به كرانه آبهاي ايران رفته بود.

*شرح حادثه

يك سال پس از تجاوز رژيم عراق در سال 1360، حمله به كشتي هاي تجاري در خليج فارس شروع شد و با اعلام مين گذاري سواحل بندي امام خميني (ره) و حمله به دو كشتي تجاري ، در تاريخ 21/10/1360 امنيت خليج فارس توسط عراق مختل شد و به دنبال تحويل هواپيماهاي سوپراتاندارد و موشك هاي اگزوسه توسط فرانسه به عراق ، ابعاد اين حملات افزايش يافت. در برابر اين حملات كه عراق ، به صراحت مسئوليت آن را بر عهده مي گرفت، شوراي امنيت عكس العمل مناسبي نشان نداد، ولي در قبال انتساب چند حمله به ايران و شكايت شوراي همكاري خليج فارس، شوراي امنيت در تاريخ 11/3/1363 مطابق با اول ژوئن 1984، مبادرت به صدور قطعنامه 552 نمود و در آن خواستار توقف اين حملات شد. از آغاز جنگ تا 10 ژوئيه 1984، 112 كشتي در خليج فارس مورد حمله موشكي قرار گرفت. جمهوري اسلامي ايران در ژانويه 1985، به دبير كل وقت سازمان ملل اعلام داشت كه از هر گونه اقدامي براي تأمين آزادي و امنيت كشتيراني كه در خليج فارس صورت گيرد حمايت و استقبال خواهد كرد، اما حملات به كشتيها ادامه يافت. تا تير ماه 1366، حدود 5/8 ميليون تن كالا از محموله هاي كشتيها در خليج فارس ، به زير آب رفت. 41 كشتي كاملاً نابود، و به 34 تن محموله كالا آسيب وارد شد ، و بيش از 200 تن از ملوانان كشورهاي مختلف به قتل رسيدند و به همين تعداد نيز مجروح شدند.
بدين ترتيب عراق در هدف خود مبني بر بين المللي كردن جنگ خليج فارس تا اندازه زيادي موفق شد و قدرت هاي غربي و در رأس آنها آمريكا، حضور گسترده و تهديدآميزي در خليج فارس يافتند و بالاخره كشتيهاي نفتكش كويتي با پرچم آمريكا در خليج فارس حركت كردند و اسكورت نظامي نفتكش‌ها و كشتي‌هاي تجاري مورد نظر آمريكا در خليج فارس آغاز شد. در21 سپتامبر 1987 كشتي ايراني ( ايران اجر) مورد حمله نيروهاي نظامي آمريكا واقع شد. همچنين حملات نظامي آمريكا به سكوهاي نفتي ايران دخالت آشكار آن دولت در منطقه به نفع عراق و عليه جمهوري اسلام ايران را به وضوح نشان داد.
يكي از نتايج شوم اين همه تشنج آفريني رژيم صدام و دامن زدن ايالات متحده به ناامني در خليج فارس، حمله به هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران بود كه در مورخه 12/4/1367 مطابق با 3 ژوئيه 1988، برفرازآب هاي سرزمين ايران و درآب هاي حوالي جزيره «هنگام»، توسط دو موشك از ناو آمريكايي وينسنس- كه خود به آب هاي سرزمين ايران تجاوز كرده و در آن مستقر بود- مورد حمله قرار گرفت و تمامي مسافران و خدمه هواپيما به وضع اسفناكي به شهادت رسيدند.
متعاقب اين تجاوز آشكار جمهوري اسلامي ايران در روز 14 تير 1367 طي نامه‌اي به رئيس شوراي امنيت، خواستار تشكيل جلسه فوري شورا براي رسيدگي به موضوع شد. 25 تير 1367 مطابق با 16 ژوئيه 1988 شورا تشكيل جلسه داد و از سوي جمهوري اسلامي ايران علي اكبر ولايتي وزير امور خارجه وقت و از جانب آمريكا بوش معاون وقت رئيس جمهوري در جلسه حضور داشتند.


*قطعنامه 616 شوراي امنيت (1988)

شوراي امنيت پس ازاستماع سخنان ولايتي و جورج بوش درجلسه شماره 2821 خود درتاريخ20 ژوئيه 1988
( 29/4/1367) طرح قطعنامه پيشنهادي را تصويب كرد. متن قطعنامه به شرح زير است:
« شوراي امنيت، با بررسي نامه مورخه 5 ژوئيه 1988 جانشين نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران خطاب به رئيس شوراي امنيت و با استماع بيانات نماينده جمهوري اسلامي ايران، وزير امور خارجه ( علي اكبر ولايتي ) و سخنان نماينده ايالات متحده آمريكا ( معاون رئيس جمهوري جورج بوش ) ، با ابراز تاسف عميق از اين كه يك هواپيماي غيرنظامي « ايران اير »در پرواز برنامه ريزي شده بين المللي 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسيله موشك شليك شده از ناو جنگي ايالات متحده آمريكا ( وينسنس) منهدم گرديد، با تاكيد بر ضرورت تبيين حقايق سانحه توسط بازرسي بي طرفانه، با اضطراب عميق از تشنج دائم التزايد در منطقه خليج فارس:
1- تأسف عميق خود را از ساقط ساختن هواپيماي غيرنظامي ايران به وسيله موشكي كه از يك ناو جنگي آمريكا شليك شده و تسليت عميق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگيز جان انسانهاي بي گناه ابراز مي دارد.
2- همدردي صميمانه خود را به خانواده هاي قربانيان سانحه غم انگيز و دولت ها و كشورهاي آنان اعلام مي دارد.
3- از تصميم سازمان بين المللي هواپيمايي كشوري در پاسخ به درخواست جمهوري اسلامي ايران مبني بر ايجاد گروه تحقيق براي بررسي تمام حقايق موجود همچنين از اعلام ايالات متحده آمريكا و جمهوري اسلامي ايران مبني بر تصميمشان براي همكاري با برسي سازمان هواپيمايي كشوري استقبال مي‌كند.
4- از تمامي اعضاي كنوانسيون 1944 شيكاگو ، درخواست مي‌كند كه در همه شرايط ، مقررات و رويه‌هاي سلامت هوانوردي كشوري به ويژه ضمائم آن كنوانسيون به منظور جلوگيري از چنين پيشامدهايي را دقيقاً مراعات نمايند.
5- لزوم اجراي فوري و كامل قطعنامه 598(1987) ، شورا را به عنوان تنها مبناي حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پايدار، منازعه ميان ايران و عراق ابراز و پشتيباني خود را از دبير كل براي اجراي اين قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همكاري با دبير كل براي تسريع در اجراي طرح اجرايي او مي نمايد.»
جمهوري اسلامي ايران علاوه بر شوراي امنيت و شوراي ايكائو ، شكايت خود را در ديوان بين المللي دادگستري لاهه نيز مطرح كرد. عنصر تخصصي سازمان ملل متحد يعني ايكائو (سازمان هواپيمايي كشوري بين المللي) نيز از مسائل سياسي به دورنمانده و به جاي بررسي فني و ارائه طريق به شوراي امنيت، تنها به ابراز تاسف و تسليت به بازماندگان سانحه پرداخت.

[External Link Removed for Guests]

ادامه دارد...
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

 حجله اي در آسمان

رئوف پيشدار سکانس اول : فرودگاه بندرعباس ساعت 9:12 دقيقه يکشنبه 12تيرماه 1367 (اول ژوئيه 1988) تابلوي پروازها : پروازشماره 655 هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران – مقصد دوبي – پرواز به موقع انجام مي شود.
دماسنج تابلو درجه حرارت هواي بندرعباس را 36 درجه سانتي گراد بالاي صفر نشان مي دهد. هوا بشدت شرجي است. محلي ها به اين گرما عادت دارند .غير محلي ها چيزي براي باد زدن با خود دارند. دستگاههاي خنک کننده فرودگاه در برابر اين گرما کم آورده است . يکي از مسافراني که در نوبت دريافت کارت پرواز و تحويل بار ايستاده به مسوول باجه اعتراض مي کند که : چرا کولر ها کار نمي کند؟
مسوول باجه جواب مي دهد: کار مي کند ولي هوا خيلي گرم و شرجي است .
هنوز هم مسافران زيادي در سالن خروجي هستند.
بلندگو: از مسافران محترم هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران پرواز شماره 655 که عازم دوبي هستند ، دعوت مي شود تا براي انجام تشريفات خروج و سوار شدن به هواپيما به سالن شماره يک مراجعه نمايند.
مردي با عجله خودش را به باجه مي رساند. با ته لهجه اي محلي مي گويد:‌آقا ببخشيد که ما خيلي دير کرديم . خانم هي دست دستي کرد . بچه ها هم تا حاضر شن دير شد.
مسوول باجه : دير شده ! ولي مساله اي نيست. بارهاتون را سريعا بگذاريد روي باسکول – بفرماييد اين هم کارتهاي شما 4 نفر – لطفا سريعا برين خروجي شماره يک – هواپيما دارد از تهران مي ياد.
بلندگو: اين آخرين اخطار به مسافرين محترم پرواز شماره 655 هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران به مقصد دوبي است و...
همين اعلان به زبان انگليسي هم تکرار مي شود.
" حسن علي محمد " دائم به "فهد حسن همراه " مي گويد: استعجل (عجله کن )
اين دو شارجه اي هستند. جمع هندي ها هم جمع است .پاکستاني ها هم هواي همديگر را دارند . مسافر ايتاليايي همدمي ندارد.
عجب پروازي است. نمايندگان همه ي ملت هاي دنيا انگار تو اين پروازند.
غرش هواپيمايي روي باند به گوش مي رسد.
بلندگو: توجه فرماييد . هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران از تهران هم اينک وارد فرودگاه بندرعباس شد.
سکانس دوم : فرودگاه بندرعباس – داخل هواپيماي ايرباس
ميهماندار : مسافرين محترم ! اينجا فرودگاه بندرعباس است. لطفا صندلي هاي خود را ترک نفرماييد. پس از سوار شدن مسافراني که دراين فرودگاه به ما ملحق خواهند شد ، راهي دوبي مي شويم. همکارانم در اين لحظه از شما پذيرايي خواهند کرد.
روي صندلي هاي A, B در رديف 28 يک خانم و آقاي جوان نشسته اند. خانم جوان از پنچره بيضي هواپيما چشم به بيرون دوخته است. اتوبوس مسافران را پاي پله هواپيما مي آورد . غرش موتورهاي ايرباس گوش ها را کر مي کند. خدمه زميني پرواز همه گوشي دارند.
مرد جوان : عزيزم ! عزيزم ! حواست به منه ؟
زن جوان : چي ؟ آره ! مي بيني اينام با ما مي يان دوبي
مرد جوان : انشاالله به همه خوش بگذره
زن جوان :‌انشاالله – ولي من دلم خيلي شور مي زنه!
مرد جوان : چرا ؟ شايد براي اين باشه که ...
زن جوان : هنوز هيچي نشده دلم براي مامان و بابام تنگ شده . آنقدر زود راه افتاديم که نتونستم خوهرم رو ببينم و باهاش خداحافظي کنم .
مرد جوان : خوب مساله اي نيست . برگشتيم با يک سوغاتي خوب مي ريم ديدنش . فعلا به اين فکر کن که داريم مي ريم ماه عسل !
زن جوان : ماه عسل نه ! سه روز – قراره سه روز دوبي باشيم .
مرد جوان : اسمش ماه عسله ديگه ! من همه فکرهامو کردم .کجا بريم . چي بخوريم . کجاها را ببينيم ! راستي يادت مي ياد نامزدي چه قولي بهت دادم ؟
زن جوان :‌قول که نه ! قولها!
مرد جوان :‌ آره يک دنيا قول – به همه شون عمل مي کنم!.
زن جوان : ببينم !
مرد جوان با لبخندي برلب و گوشه چشمي که کمي بالا مي آورد : قول مي دم ! راستي خوب شد اون تلويزيونه رو نخريديم . دوبي همه جورش هست . يکي از اون خوب خوباشو برات مي خرم .
سه صندلي کنار اين دو خالي است. سه مرد با قيافه هاي هندي روي آنها مي نشينند. ميهمانداران کمک مي کنند بقيه مسافران هم روي صندلي هاي خود بنشينند.
سرميهماندار : مسافرين محترم ! ورود شما را به ايرباس هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران پرواز شماره 655 از طرف کاپيتان رضاييان و ساير همکاران اين پرواز خوش آمد مي گويم. مقصد ما دوبي خواهد بود و در طول پرواز تا ارتفاع ...
زن جوان رو به شوهرش : من مي ترسم !
مرد جوان : چرا ؟ دليلي ندارد . اصلا نگران نباش . بار اول نيست که هواپيما سوار مي شي . هواپيما که بلند شه يک چشم به هم بزني دوبي !
زن جوان : نمي دانم ولي حس بدي دارم . ديشب تو خبرها بود که بازهم عراقي ها کشتي ها را تو خليج فارس زدن !
مرد جوان : خوب کشتي رو زدن اينکه هواپيماست !
زن جوان : بازهم لوس شدي !
زن جوان از کيفش آيينه اي کوچک را بيرون مي آورد و با آن صورتش را مي بيند. هنوز آثار آرايش شب عروسي اش را روي چهره دارد. اين دو خيلي سال بود که همديگر را مي خواستند . خانواده هايشان هم جشن مفصلي ديشب براي عروسي آنها ترتيب داده بودند و سفر دوبي هديه پدر و مادر آقا داماد بود. بليط – هتل و يک ويزاي سه روزه –
سرميهماندار : مسافران محترم ! لطفا کمربندهاي خود را ببنيديد و در طول پرواز به علامت نکشيدن سيگار توجه داشته باشيد. تا دقايقي ديگر فرودگاه بندرعباس را به مقصد دوبي ترک خواهيم کرد.از تاخيري که پيش آمده پوزش مي خواهم .
از پشت در کابين مي شود صداي کاپيتان رضاييان را شنيد که از برج مراقبت فرودگاه بندرعباس اجازه تاکسي وي (‌حرکت براي رفتن روي باند )‌ مي خواهد . مامور حراستي که پشت در نشسته همه را زير نظر دارد . سرميهماندار نگاهي به ليست نهايي مسافران مي اندازد. 275 نفر – 42 نفر آنها خارجي اند- 66کودک – 52 مسافر خانم – خودمان هم که 15نفريم مي شويم جمعا 290 نفر
صداي موتورهاي ايرباس هر لحظه بيشتر مي شود. هواپيما روي باند قرار مي گيرد و برج اجازه مي دهد هواپيما فرودگاه را ترک کند. اول چرخ جلو و بعد چرخهاي عقب از روي باند کنده مي شود.
مهندس پرواز: کاپيتان ! همه چيز درست است .
کاپيتان رضاييان نگاهي به عقربه هاي پرتعداد جلوي خود مي کند . سرعت – دورموتورها و... همه چيز درست است . به کمکش مي گويد : عين ساعت !
زير لب دعايي مي خواند . چشم به دور دستهاي آسمان دارد . آنچه جلوي چشمش قرار دارد ، آسماني آبي است و او غولي آهني را با آخرين سرعت ممکن به سمت آسمان بي نهايت هدايت مي کند.از پنجره نگاهي به لنگرگاه مي اندازد. چند کشتي بزرگ در انتظار تخليه کالا هستند. پدافندها را هم مي بيند که آماده اند هر تجاوزي را دفع کنند.
زن جوان هم همين منظره را مي بيند. رو به شوهر خود مي کند : ببين ! کشتي ها رو مي بيني ؟
مرد جوان : آره چقدر قشنگه ! اون کشتي ها را هم مي بيني که دارن مي يان بندر ؟
زن جوان به کارهايي که در دوبي بايد بکند فکر مي کند. چقدر سوغاتي بايد بخرد. با خودش فکر مي کند: براي مادر شوهر و خواهر شوهر بايد چيزهاي خوب تري بخرم !
تا ديروز که عقد و عروسي اونها بود ، نه از مادر شوهر خبري بود و نه از خواهر شوهر – تو شناسنامه اش هم اسمي جلوي نام همسر نبود.
4دقيقه و 15ثانيه است که پرواز شماره 655 فرودگاه بندرعباس را ترک کرده است. مشايعت کنندگان درحال خروج از فرودگاه هستند . اوج گيري هواپيما دارد تمام مي شود.
مهندس پرواز : کاپيتان ! تو کريدور قرار داريم . سرعت 800 کيلومتر درساعت و...
سکانس سوم : داخل ناو متجاوز آمريکايي وينسنس (‌ نقل از شبکه تلويزيوني " کانال تاريخ " – آمريکا) و مرکز عمليات نيروي دريايي آمريکا در بحرين – براي پرهيز از طولاني شدن ، مطلب با حفظ تمامي محورهاي اصلي تلخيص شده است. مطالب و اظهار نظر هاي آمده در اين بخش صرفاً نظرات برنامه و مصاحبه شوندگان است .
از ناويو اس اس مونتکمري : در يک کشتي ليبريايي 5 تا 7 انفجار رخ داده است ...
مرکز عمليات (کاپيتان ريچارد مک کنيا) : مونتکمري مسير خود را به سمت جنوب ادامه دهد .کاپيتان ويل راجرز فرمانده ناوشکن موشک انداز وينسنس دستور دارد تا يکي از هليکوپتر هاي خود را براِي شناسايى اعزام کند، اما خود ناو در موقعيت قبلى آن در جنوب ناحيه مذکور به منظور پشتيبانى از ناو مونتکمرى باقى بماند.
کمى دورتر در تنگه هرمز و در کاروان نفتکش هاى کويتى اسکورت شده به وسيله شناور هاى جنگى نيروى دريايى آمريکا، ناو يواس اس سايدز به فرماندهى کاپيتان "ديويد کارلسون" دستور گرفت تا در اسرع وقت خود را به ناو وينسنس برساند. در ساعت 7 و 42 دقيقه بامداد به وقت گرينويج خلبان هليکوپتر ناو وينسنس گزارش داد که قايق هاى ايرانى با حالتى خصمانه به دور يک کشتى بازرگانى آلمانى گردش مى کنند. راجرز در واکنش به اين خبر در وينسنس اعلام وضعيت فوق العاده مى کند و خود به مرکز جنگى ناو مى رود و دستور مى دهد که کشتى به سرعت به سوى محل شناور آلمانى رهسپار شود. اما بنا به گزارش هاى رسمى نيروى دريايي آمريکا پيرامون حادثه ايرباس ايرانى، هيچ کشتى بازرگانى در محل مورد بحث، درخواست کمک نکرده بود! با نزديک شدن وينسنس به آب هاى عمان، گارد ساحلى اين کشور گزارش داد : قايق يا قايق هاى مسلح ايرانى در آب هاى اين منطقه نيستند.
به رغم گزارش گارد ساحلى عمان در مورد عدم وجود هرگونه خطر، ناو وينسنس مسير خود را در کنار مونتکمرى به سوى شمال تنگه هرمز و به سمت جايي که ادعا شده قايق هاى ايرانى حضور دارند ، دنبال مى کند. چند دقيقه بعد، کاپيتان مک کنيا از اينکه ناو وينسنس 40 مايل (64 کيلومتر) بالاتر از محلى قرار دارد که مى بايست در آن مستقر باشد، متعجب شد. در تماس هاى راديويى پس از آن ، مک کنيا به طور موکد از فرماندهان هر دو ناو وينسنس و مونتکمرى مى خواهد که مجدداً به سوى جنوب خليج فارس بازگردند. ديويد ايونز، خبرنگار امور نظامى روزنامه شيکاگو تريبيون در اين باره مى گويد: «روشن بود که در فرماندهى عمليات واقع در بحرين، کسى ميل ندارد که کاپيتان راجرز وارد معرکه مذکور شود. کاپيتان مک کنيا در بحرين مى دانست که در چنين صورتى بايد انتظار پيش آمدن مشکل را داشته باشد.»

در اين حال راجرز دستور پيشين خود مبنى بر اعلان حالت جنگى در ناو را لغو کرد و دستور داد تا وينسنس به سمت جنوب باز گردد. اما با اين همه از هليکوپتر خود خواست تا پشت ناو باقى بماند و به زير نظر گرفتن قايق هاى ايرانى ادامه دهد.
در ساعت 9 و 10دقيقه ، با نزديک شدن قايق هاى ايرانى به آب هاى سرزمينى خود، خلبان هليکوپتر ناو وينسنس گزارش کرد که قايق هاى ايرانى به سوى او تيراندازى کرده اند. در واکنش به اين گزارش، راجرز بار ديگر در ناو حالت جنگى اعلام مى کند و مجدداً راهى شمال تنگه هرمز مى شود تا به قايق هايى که به سوى هليکوپترش تيراندازى کرده اند، پاسخ گويد. اما "ايونز" ، مفسر نظامى روزنامه شيکاگو تريبيون اسنادي ارايه مي کند که نشان مي دهد اين هليکوپتر آمريکايى بود که با کم کردن فاصله اش با قايق هاى ايرانى، بيش از حدى که بدان مجاز بوده، قوانين درگيرى را نقض کرده و دست به انجام اقدامى خصمانه نسبت به واحد هاى سطحى ايرانى زده است.
کاپيتان کارلسون نيز در اين مورد مى گويد: «وقتى بخواهيم منطقى به موضوع نگاه کنيم، مى بينيم، هليکوپتر مورد اصابت قرار نگرفته بود و مى توانست منطقه را با سرعت ترک کرده و ظرف چند دقيقه به ناو وينسنس بازگردد. هيچ ضرورتى نبود که ناو وينسنس با سرعت تمام به سمت قايق هاى ايرانى حرکت کند». کاپيتان راجرز حال آماده استقبال از دردسر است، اما هيچ دردسرى پيش روى وى وجود ندارد. در همين لحظات ناو وينسنس از ميان دو قايق ايرانى عبور مى کند ولى هيچ اتفاقى نمى افتد. راجرز در پى گرفتن اجازه از مرکز فرماندهى مستقر در بحرين بود تا با قايق هاى ايرانى درگير شود. به گفته ايونز، در تمامى اين دوره که در حدود 30 دقيقه به طول انجاميده بود، هليکوپتر بدون آنکه آسيبى ديده باشد به ناو بازگشته بود و هيچ شاهد و مدرک محکمى دال بر انجام اقدامى خصمانه از سوى قايق هاى ايرانى عليه وينسنس يا هليکوپتر آن وجود نداشت.
به اعتقاد ايونز، در آن روز کاپيتان راجرز هدفى جز درگيرى با ايرانى ها نداشت و در حال اجراى مانور هاى تحريک آميزى بود تا زمينه را براى درگير شدن با قايق هاى ايرانى به وجود آورد.
در ساعت 9 و 37 دقيقه کاپيتان راجرز پس از آنکه به بحرين گزارش مى کند که قايق هاى ايرانى به کشتى وى نزديک تر شده اند بر سرعت آنها افزوده شده و آرايشى خصمانه گرفته اند!! درخواست اجازه براى درگيرى و آتش گشودن بر روى آنها را مى کند. فرماندهى عمليات اين درخواست را مى پذيرد. کاپيتان کارلسون در اين مورد تاکيد مى کند که از ديدگاه او و افسرانش بر روى ناو سايدز، وينسنس به هيچ وجه در شرايطى قرار نداشت که لزوم درگير شدن با آن قايق هاى کوچک ايرانى را توجيه کند. ايونز نيز در همين زمينه مى افزايد: «وينسنس دست به مانور هايى زد که در موقعيت حمله به قايق ها قرار گيرد در حالى که اجازه انجام چنين مانور هاى تحريک کننده اى را نداشت و اين عمل به طور آشکار با «اقدام در دفاع از خود» متفاوت بود.

در حقيقت تحرکات جنگى کاپيتان راجرز، " پوششى بود براى گرفتن اجازه حمله به قايق هاى ايرانى.» سرانجام در ساعت 9 و 42 دقيقه قايق هاى ايرانى به سوى ناو وينسنس که در حال تعقيب آنها بود نزديک شدند و يک دقيقه پس از آن توپ هاى ناو آمريکايى به سوى قايق هاى ايرانى شليک کردند. در ساعت 9 و 47 دقيقه رادار هاى ناو وينسنس، هواپيمايى را حال برخاستن از فرودگاه بندرعباس نشان داد.کاپيتان کارلسون، فرمانده سابق ناو سايدز مي گويد: ايرباس ايرانى علاوه بر علائمى که مبنى بر غيرنظامى بودن خود مى فرستاده با سرعتى کم در حال اوج گرفتن بود و حتى اگر در چنين شرايطى آن را به عنوان يک جت F14 (جنگي ) شناسايى مى کردند باز من ترديد دارم که يک هواپيماى F14 مى توانست حتي تهديدي سطحى را متوجه ناو وينسنس يا سايدز يا هر شناور ديگرى کند.
اپراتور هاى رادار ناو هواپيمابر فورستال نيز هواپيماى مزبور را به عنوان يک هواپيماى بازرگانى شناسايى کردند. جت هاى جنگنده F14 مستقر بر روى ناو فورستال مى توانستند در صورتى که کاپيتان راجرز درخواست مى کرد، با شناسايى چشمى هواپيماى ايرانى از فاصله نزديک از غيرنظامى بودن آن اطمينان حاصل کنند، ولى زمان براى اين کار هم سپرى شد. در ساعت 9 و 51 دقيقه ، خلبان ايرباس گزارش مى کند که ارتفاع خود را به 7 هزار پا (2100 متر) رسانده و باز هم در حال اوج گيرى است. در مرکز عمليات، واقع در بحرين اين احتمال همچنان وجود دارد که هواپيماى ايرانى يک هواپيماى غيرنظامى است. راجرز از مرکز عمليات در بحرين براى شليک به هدفى که به عنوان يک F14 در فاصله 20 مايلى (32 کيلومترى) شناخته شده، درخواست اجازه آتش مى کند. مرکز بحرين از اين واقعيت بى خبر بود که تيم اپراتور هاى رادار وينسنس علائم رادارى هواپيماى ايرباس را با علائم رادارى موجود بر روى صفحه رادار يک ناو ديگر آمريکايى مستقر در خارج از خليج فارس که به صورت الکترونيکى با يکديگر در ارتباط بودند، اشتباه گرفته است.
در ساعت 9 و 52 دقيقه به کاپيتان راجرز اطلاع داده مى شود که جت F14 مهاجم در حال نزديک شدن به صورت مستقيم به آنهاست. در حقيقت، علائم ثبت شده به وسيله خدمه وينسنس، مربوط به يک جت F14 آمريکايى بود که در حال فرود بر روى ناو هواپيمابر فورستال در حدود 100 مايل (160 کيلومتر) دورتر بود. در ساعت 9و 35 دقيقه ، ايرباس ايرانى از فاصله 32 کيلومترى وينسنس گذشت و همچنان در حال اوج گيرى بود. افسر تسليحاتى وينسنس آنقدر عصبى بود که حتى قادر به فشار دادن کليد شليک موشک نبود و افسر ديگرى اين کار را براى وى انجام داد و دو فروند موشک، به سوى پرواز شماره 655 ايران اير پرتاب شد.
نيروى دريايى آمريکا، ساعاتى پس از اين واقعه، ضمن رد اتهامات ايران، اين کشور را متهم کرد که هواپيماى مسافربرى خود را به ناحيه اى فرستاد که يک درگيرى نظامى در آن جريان داشت. کاپيتان ويل راجرز نيز در اولين واکنش هاى خود گفت که هواپيماى ايرانى هيچ گونه علائمى دال بر غيرمتخاصم بودن خود نشان نداد و وى چاره ديگرى جز سرنگون کردن آن نداشت. اما کاپيتان ديويد کارلسون فرمانده ناو سايدز در اين مورد نظر ديگرى دارد. به اعتقاد او هيچ راهى وجود نداشته که خلبان ايرباس ايرانى بداند که بر روى ناحيه اى پرواز مى کند که فرمانده يک ناو آمريکايى تصميم مى گيرد با چند قايق کوچک تندرو وارد زورآزمايى شود. کارلسون اضافه مى کند: «من اعتقاد دارم که چنانچه وينسنس با قايق هاى تندرو درگير نمى شد، در شرايطى قرار نمى گرفت که علائم رسيده از يک هواپيماى مسافربرى را به عنوان يک جت جنگنده تلقى کند و ما امروز درباره اين حادثه سخن نمى گفتيم.»
دريادار بازنشسته يوچين لاروک از مرکز اطلاعات دفاعى نيز با ابراز نظرى مشابه مى گويد: «ناو وينسنس اصولاً نمى بايست براى عمليات به خليج فارس اعزام مى شد. ما در حال جنگ با ايران نبوديم و هيچ اعلان جنگى ميان دو کشور وجود نداشت. هواپيماى ايرانى در يک محدوده هوافضاى بين المللى بر فراز آب هاى بين المللى بود و آمريکا حق نداشت آن را براى هر هواپيماى مشکوک يا غير مشکوک منطقه جنگى اعلام کند، زيرا رسماً با ايران در حال جنگ نبود. دليلى هم وجود نداشت که ايرباس ايرانى به پيام هاى هشدار ما پاسخ دهد.»
به عقيده ايونز، برگزارى يک دادگاه نظامى براى ناخدا راجرز و عملکرد او در حادثه سرنگون کردن يک جت مسافربرى با 290 سرنشين بى گناه امرى عادلانه محسوب مى شد، ولى ايالات متحده در مقابل ديدگان ايرانيان، در پايان خدمت راجرز به وى مدال اعطا کرد و هيچکدام از خدمه وينسنس تحت پيگرد قانونى قرار نگرفتند!

خبرگزاری ایرنا

[External Link Removed for Guests]

ادامه دارد...  
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

پرواز بي فرود 655

12 تيرماه مصادف با سالروز سقوط هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران توسط ناوگان امريکا در خليج فارس است که به شهادت 290 مسافر بي گناه منجر شد.
در اين فاجعه که از مهمترين موارد نقض حقوق بشر، حقوق بين‌الملل و حقوق هواپيماي کشوري در تاريخ محسوب مي شود، فرمانده ناو «وينسنس» به دليل جنايتش نشان لياقت گرفت و پرصداترين محافل سياسي غرب در مقابل اين فاجعه سکوت اختيار کردند و يا آن را در چارچوب اخبار کذب پنتاگون ارزيابي و تحليل کردند.
در روز يکشنبه، ‌12 تير ماه ‌1367، ساعت ‌10 و ‌17 دقيقه صبح، هواپيماي «ايرباس» هواپيماي جمهوري اسلامي ايران که بايد مسير تهران - بندرعباس - دوبي را طي مي‌کرد، با فرمان برج مراقبت هوايي بندرعباس، از فرودگاه اين شهر ساحلي برخاست.
هفت دقيقه بعد، در حالي که تقريبا يک چهارم مسير کوتاه هوايي بندرعباس - دوبي پيموده شده بود، يک موشک سطح به هواي شليک شده از يک ناو آمريکايي، هواپيما را منهدم کرد و ‌290 مسافر و خدمه پرواز آن هواپيما جان خود را از دست دادند.
شدت و وخامت سانحه به حدي بود که تا دو روز، رسانه‌هاي بين‌المللي در سرگيجه‌اي بي‌سابقه از اطلاعات متفاوت به سر مي‌برند.
در اين ميان صحت يک مطلب کاملا مشخص بود، اين هواپيماي مسافري، هدف موشکي شليک شده از يک رزمناو آمريکايي مجهز به پيشرفته ترين رادارهاي رديابي قرار گرفته بود و پس از اين فاجعه، انجام اين گناه نابخشودني توسط امريکا، از سوي جهانيان تاييد شد.
کساني که عاملان اصلي اين فاجعه بودند، پس از وقوع آن، بهانه هاي بسيار آوردند تا به نحوي بتوانند موضوع را تعديل کنند، ولي موضوع تهاجم به هواپيماهاي غيرنظامي، مشخص و معلوم بود و هيچ بهانه اي براي پوشاندن آن باقي نمانده بود.
خدمه پرواز ‌655 «ايران اير» در حالي عهده‌دار وظايف خود شدند که همگي آنان از جمله «محسن رضائيان»، خلبان هواپيما، گواهي‌نامه معتبر بين‌المللي داشتند که از طرف اداره بازرسي و استاندارد پرواز هواپيمايي کشوري، به نمايندگي سازمان بين‌المللي هواپيمايي کشوري صادر مي‌شود.
از سوي ديگر هواپيماي ايرباس نيز تمام چک هاي پروازي را در موعد مقرر گذرانده بود، بنابراين خدمه پروازي و هواپيما، هر دو در وضعيت مناسب و شايسته‌اي براي پرواز قرار داشتند.
مسير هوايي بندر عباس - دوبي در حدود ‌30 دقيقه ‌يا به عبارت دقيقتر ‌28 دقيقه زمان مي‌برد. اين مسير به سه قسمت تقريبا مساوي براي اوج‌گيري، پرواز خطي و نزول ارتفاع تقسيم مي‌شود. با توجه به اين که هواپيما در دقايق اوليه پرواز مورد اصابت موشک قرار گرفته بود، در حالت اوج گيري بسر مي‌برد، به عبارت ديگر، اوج‌گيري و نزول هواپيما، در يک وهله صورت نمي‌گيرد. بلکه هر مقطع از تغيير ارتفاع، به سقف ارتفاع دالان هوايي و موافقت برج مراقبت مسئول مسير بستگي دارد.
اين هواپيما در دالان هوايي آمبر ‌59 که در حقيقت کوتاه‌ترين مسير ميان بندرعباس - دوبي است،‌ پرواز مي کرد . مسير انتخاب شده در يک هفته قبل از سانحه، حدود ‌180 پرواز به خود ديده بود. از اين رو مي‌توان دالان هوايي آمبر ‌59 را مسيري پر تراکم و آزموده شده‌اي تلقي کرد. سقف پرواز آمبر ‌59، ‌14 هزار پاست که با توجه به شرايط جوي مناسب - مانند روز سانحه - مي‌توان از ارتفاع پايين‌تري - مثلا ‌11 هزار پا - استفاده کرد.
از سوي ديگر، هواپيماي منهدم شده، در دهم ارديبهشت ‌1361 وارد خدمت شده بود و تا لحظه سقوط 11 هزار و ‌497 ساعت پرواز داشت و همين امر نشان دهنده اين است که هواپيما از نظر فني در وضعيت پروازي مناسبي قرار داشت.
پس از سقوط هواپيماي ايرباس، مقامات وزارت دفاع امريکا تا 12 ساعت پس از حمله، بر انهدام يک فرزند هواپيماي اف-14 ايراني تاکيد داشتند.
از سوي ديگر، مقامات امريکايي در توجيه اين اشتباه مسلم بر آن بودند که بيشتر بر انحراف مسير پرواز ايرباس تاکيد کنند.
درياسالار «کراو» رييس ستاد مشترک نيروهاي مسلح امريکا، در توجيه اقدامات وينسنس اعلام کرد : ايرباس ايراني دقيقا در جهت ناو حرکت مي‌کرد و با سرعت ‌800 کيلومتر در ساعت، حدود ‌‌8 تا 5/9 کيلومتر از دالان هوايي بين‌المللي بيرون بود.
اما اطلاعات بدست آمده بوسيله پنتاگون، نشان مي‌دهد که هواپيما هيچ گونه انحرافي نداشته است. اين مسير هوايي، ‌200 کيلومتر طول و ‌35 کيلومتر عرض دارد و ايرباس ايران در قسمت عريض‌تر دالان مورد تهاجم قرار گرفته است.
اظهارات ضد و نقيص مقامات امريکايي درباره فاجعه ايرباس، زماني رنگ باخت که چهار سال بعد روزنامه «نيويورک تايمز» در گزارشي که حاوي چندين نکته تازه بود، اعلام کرد که ناووينسنس در آب‌هاي فلات قاره ايران قرار داشت و نه در آب‌هاي بين المللي و پنتاگون (وزارت دفاع آمريکا) در آن زمان بر اين حقيقت سرپوش گذاشته شده بود.
همچنين دريا سالار «ويليام کراو» بعدها در گفت‌وگو با بي بي سي تاکيدکرد که ناو «وينسنس» بدون هيچ دليل روشني با وجود برخورداري از توپ‌ها و موشک‌هاي دوربرد، به کرانه آبهاي ايران آمده بود.
در واقع، اين ناو بطور غيرقانوني وارد آب هاي ايران در خليج فارس شده بود و با اين وجود کاپيتان" ويليام راجرز" فرمانده ناو وينسنس، پس از پرواز يک هواپيماي ايراني در منطقه، دستور به شليک دو فروند موشک سطح به هوا مي دهد. هر دو موشک به هواپيماي مسافربري برخورد و پس از لحظاتي هواپيما منفجر و در نزديکي جزيره ايراني، «هنگام» سقوط مي کند. در اين حادثه دردناک تمام سرنشينان هواپيما که در ميان آنها 66 کودک زير 12 سال، 52 زن و همچنين 42 تبعه کشورهاي يوگسلاوي، کويت، افغانستان، هندوستان، پاکستان، ايتاليا و وابسته نظامي پاکستان در ايران و خانواده اش جان باختند.
پس از وقوع اين فاجعه، جمهوري اسلامي ايران در نامه اي خواستار تشکيل جلسه فوري شوراي امنيت براي رسيدگي به موضوع شد. اين درخواست سبب شد تا 25 تير 67 (16 ژوئيه1988) شوراي امنيت تشکيل جلسه داد و پس از استماع سخنان "علي اکبر ولايتي "وزير وقت امور خارجه ايران و "جورج بوش" معاون رييس جمهوري آمريکا، قطعنامه 616 را تصويب کرد.
در اين قطعنامه، شورا با ابراز تأسف عميق از اين که يک هواپيماي غيرنظامي ايران اير در پرواز برنامه ريزي شده بين المللي 655، با شليک موشک از ناو جنگي ايالات متحده آمريکا منهدم شده، بر ضرورت تبيين حقايق اين سانحه تأکيد کرد. در پايان نيز اجراي فوري و کامل قطعنامه 598 را مورد تاکيد قرار داد و از آن به عنوان تنها عامل حفظ ثبات و صلح در منطقه ياد کرد.
انچه مسلم است، واکنش شورا در برابر اقدام جنايتکارانه آمريکا بسيار ضعيف بود، چنانچه تنها به ابراز تأسف و همدردي مطلق بسنده کرد.
همچنين واکنش اين شورا قابل مقايسه با حادثه انفجار هواپيماي پان امريکن بر فراز شهر لاکبري نيست، چرا که در آن حادثه پس از سه سال تحقيق و بازجويي، مقامات آمريکايي و انگليسي اعلام کردند که دو تبعه ليبي در اين حادثه نقش داشتند. پس از آن، بلافاصله شوراي امنيت با تصويب قطعنامه 731، از دولت ليبي خواست تا متهمان ادعا شده توسط آمريکا و انگليس را به اين دو کشور تحويل دهند. افزون بر آنً، غرامت اين حادثه نيز بايستي پرداخت شود. پس از تعلل ليبي در قبال اين قطعنامه شوراي امنيت، اين شورا در قطعنامه 748، با لحن شديدتري از ليبي خواست تا به خواسته هاي آمريکا و انگليس تن دهد.
ايران، افزون بر شوراي امنيت، خواستار بررسي اين فاجعه در شوراي سازمان بين المللي هواپيماي کشوري (ايکائو) شد .
به دنبال درخواست ايران از اين شورا، جلسه اي در 23 تيرماه 1367 در مقر اصلي اين سازمان در مونترال کانادا برگزار شد. نماينده ايران در اين جلسه با قرائت نامه اي، خواستار محکوميت صريح ايالات متحده آمريکا به دليل استفاده از سلاح عليه هواپيماي مسافربري ايران و استفاده از زور و تهديد عليه فضاي جمهوري اسلامي ايران و کشورهاي خليج فارس شد.
در اين جلسه، نماينده آمريکا نه تنها حاضر نشد به تخلف ناو وينسنس اشاره کند، بلکه وقايع را طوري بيان کرد که گويي اين هواپيماي ايران بوده است که با رعايت نکردن موارد فني و ايمني، موجب حادثه شده است.
شوراي سازمان بين المللي هواپيماي کشوري (ايکائو)، پس از شنيدن سخنان دو طرف، در بيانيه اي از دو کشور خواست تا در بررسي موضوع با شورا همکاري کنند. در جلسه بعدي شورا، هيأت تحقيق گزارش خود را ارايه کرد و در آن گزارش اظهار کرد که: « هواپيماي ايرباس به طور طبيعي بلند شده و پرواز آن در همه مراحل کاملاً طبيعي بوده است.»
در نهايت، شورا با انتشار بيانيه اي، ضمن ابراز تأسف از استفاده از سلاح عليه هواپيماي مسافربري، اين حادثه را غيرعمدي و به دليل اشتباه در شناسايي هواپيما دانست. اين تصميم شورا در عين حال که غيرمنصفانه و ناعادلانه بود، اين قضيه را ثابت مي کرد که شورا تحت تأثير برخي از ملاحظات سياسي، نتوانست اصول و قواعد حقوقي در اسناد بين المللي را اعمال و اجرا کند.
از آنجا که بيانيه ايکائو براي ايران رضايت بخش نبود، پرونده را به ديوان بين المللي دادگستري (لاهه) ارجاع داد و خواسته هاي خود را در اين مرجع بين المللي مطرح کرد. اما در مقابل، ايالات متحده صلاحيت ديوان را براي رسيدگي به موضوع، مورد اعتراض قرار داد.
برغم اعتراض آمريکا، ديوان روز 12 سپتامبر 1994 را براي رسيدگي به اين موضوع مشخص کرد، ولي در نهايت اين قضيه در ديوان بررسي نشد، زيرا در توافقات دو طرفه قرار شد موضوع در خارج از ديوان بررسي شود.
علت اين تصميم گيري هم آن بود که در آن زمان با توجه به نفوذ و قدرت ايالات متحده در بيشتر محافل سياسي و قضايي، مقامات ايراني اميدي به صدور رأي از جانب ديوان بين المللي دادگستري مبني بر محکوميت آمريکا در قضيه ايرباس نداشتند.
به هر صورت با پي گيري هاي مجدانه مقامات جمهوري اسلامي ايران در عرصه هاي بين المللي ابعاد اين فاجعه براي مردم جهان مشخص شد و امروز پس از گذشت 20 سال از اين فاجعه ممکن است جهانيان آن را فراموش کرده باشند، ولي از بين رفتن 290 مسافر بي گناه ننگي است که برپيشاني نظاميان امريکايي تا ابد در تاريخ بر جاي مي ماند.


خبرگزاری ایرنا

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

 جنايت در سكوت


صدام از اوايل سال 1988 همزمان با جنگ نفتكش‌ها، جنگ شهرها را ازسر مي‌گيرد و طي چند هفته، بيش از 180فروند موشك اسكات به تهران و شهرهاي ديگر ايران شليك مي‌كند.
استفاده از سلاح‌هاي شيميايي گام بعدي رژيم بعثي است كه در سكوت جامعه بين‌الملل و وجدان‌هاي آگاه بشري عليه سربازان ايران در جبهه‌ها و مناطق مسكوني از جمله سردشت و زرده در استان كرمانشاه به كار گرفته مي‌شود و فقط از كردهاي حلبچه 5هزار نفر در اثر استنشاق گازهاي شيميايي عراق جان مي‌بازند.

در اين زمان هيچ صدايي از مجامع بين‌المللي و يا سازمان غيردولتي شنيده نمي‌شود كه اين اقدامات را تقبيح كنند و به نوشته واشنگتن پست در دوم فوريه 1988، ايالات متحده نيز مانع از مداخله سازمان ملل براي متوقف كردن جنگ شهرها و يا محكوم كردن استفاده غيرانساني عراق از سلاح‌هاي شيميايي مي‌شود.

سكوت منفجر نشد

اما جنايت در سكوت، به اوج خود مي‌رسد و روز يكشنبه، ‌١٢ تير ماه ‌١٣٦٧، پرواز ‌٦٥٥ هواپيماي «ايرباس» هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران كه ساعت ‌١٠:47 صبح با فرمان برج مراقبت هوايي بندرعباس، از فرودگاه اين شهر ساحلي برخاسته بود هفت دقيقه بعد در حالي كه تقريبا يك چهارم مسير كوتاه هوايي بندرعباس - دبي پيموده شده بود، توسط يك فروند موشك سطح به هواي شليك شده از ناو وينسنس آمريكا، منهدم شده و ‌٢٩٠ نفر سرنشين شامل ‌٥٦ مرد، ‌٥٢ زن، ‌٥٦ كودك زير دو سال و ‌١٦ خدمه بر فراز آب‌هاي خليج فارس به قتل رسيدند.

اين اقدام جنايتكارانه داراي ابعاد انساني، سياسي و حقوقي است و سؤالات فراواني پس از اقدام تروريستي ايالات متحده آمريكا ايجاد شده است.

كمي آنطرف‌تر

1 - به صورت آشكار حقوق بشر، كنوانسيون‌ها و قوانين بين‌المللي از سوي آمريكا نقض شد.

2 - از نظر سياسي آمريكا با اين اقدام ضمن خارج شدن از حالت بي‌طرفي كه مدعي آن در طول جنگ تحميلي عراق عليه ايران بود، مستقيما وارد جنگ شد و تاكنون نيز در اين خصوص بازخواستي از ايالات متحده آمريكا نشده است، هرچند كه از سال1984 واشنگتن ايران را در «محاصره عملياتي» قرار داده بود و از آن زمان به طور غيرمستقيم ادعاي بي‌طرفي‌اش بي‌پايه و اساس بود.

جنايتي بدون محكوميت حقوقي

در اواخر سال ‌٦٧ بعضي از خانواده‌هاي قربانيان به دادگاه بخش سانفرانسيسكو شكايت كردند كه شكايت و دادخواست ايشان به لحاظ آنچه دولتي بودن حادثه از سوي دادگاه خوانده شد رد گرديد.

متعاقب اين رأي، خانواده‌ قربانيان از دادگاه فدرال سانفرانسيسكو تقاضاي تجديدنظر در رأي دادگاه بخش را كردند، اما دادگاه مذكور نيز رأي دادگاه بخش را تأييد و اعلام كرد «دولت را نمي‌توان به خاطر سهل‌انگاري نيروهاي نظامي مسئول و مقصر شناخت.»

كي بود؟

دولت آمريكا در اين ميان به خانواده‌ قربانيان پيشنهاد مي‌دهد كه حاضر است خارج از دادگاه و بدون پذيرش مسئوليت، خسارتي بين ‌١٠٠ تا ‌٢٥٠هزار دلار به خانواده‌ قربانيان بپردازد.

پنج عضو دائمي سازمان ملل پس از طرح شكايت ايران از آمريكا در شوراي امنيت سازمان هيچ گونه محكوميتي را براي آمريكا در نظر نگرفتند و فقط از وقوع اين حادثه اظهار تأسف كردند.

شوراي ايكائو (هواپيمايي بين‌المللي كشوري) نيز پس از شكايت ايران فقط اين حادثه و حمله را سرزنش كرد؛ ولي آن را محكوم نكرد، با خانواده‌ قربانيان اعلام همدردي كرده و اين حادثه را ناشي از خطا و قصور و غيرعمدي دانست.

مغاير با سياست طلبكارانه

دولت ايران براساس كنوانسيون ‌١٩٧١ مونترال و كنوانسيون ‌١٩٤٤ شيكاگو و به عنوان پژوهش خواهي از نظر شورا در سال ‌١٣٦٩ دادخواستي را به ديوان بين‌المللي دادگستري تقديم كرد.

بعد از درخواست ثبت شكايت ايران، دادخواست ابتدايي و لايحه‌ تفصيلي به ديوان تسليم شد و پس از آن دادخواست تكميل و ضمايم آن نيز تحويل ديوان شد. اما در سال ‌١٣٧٤ با مصالحه‌ ايران و آمريكا ـ دو روز قبل از شروع جلسه‌ ديوان بين‌المللي دادگستري لاهه، دو دولت با ارائه‌ لايحه‌اي به ديوان اعلام مي‌كنند كه با يكديگر مصالحه كرديم.

متعاقب آن ديوان، رأي بر تنفيذ مصالحه‌نامه صادر كرد كه مي‌بايست براساس موافقت‌نامه طرفين، پرداخت خسارت انجام شود.

بر اين اساس مبلغ ‌٨/٦١ميليون دلار براي جبران خسارات جسماني و خون‌بهاي قربانيان به خانواده ايشان پرداخت مي‌شود و براي هواپيما نيز مبلغ ‌٤٠ميليون دلار در نظر گرفته مي‌شود.

همچنين مبلغ ‌٣٠ميليون دلار ديگر بابت دعاوي بانكي و غيره كه ارتباطي به پرونده مذكور نداشت، براي ايران در نظر گرفته شد. دولت آمريكا براي خسارت اقدام به افتتاح حسابي در بانك (يو‌بي‌اس) سوئيس كرد و مبلغ خسارت به آن حساب پرداخت و مقرر شد با نظارت صليب سرخ و سفارت سوئيس به خانواده قربانيان پرداخت شود.اما اين پايان ماجرا نمي‌تواند باشد.

يك سند لو مي‌رود

چهار سال بعد از حمله موشكي آمريكا به هواپيماي مسافربري ايرباس روزنامه نيويورك تايمز در گزارشي كه حاوي چندين نكته تازه بود نوشت: ناو وينسنس در آب‌هاي فلات قاره ايران بوده است نه در آب‌هاي بين‌المللي و پنتاگون (وزارت دفاع آمريكا) در آن زمان بر اين حقيقت سرپوش گذاشته است.

در اين حمله موشكي ناو وينسنس كه تا دوازده ساعت پس از آن مقامات وزارت دفاع آمريكا بر انهدام يك فروند هواپيماي اف-14 ايراني تاكيد داشتند، سيستم «ايجيز» ( Agies )كه پيشرفته‌ترين سيستم راداري، براي اكتشاف و رهگيري در تمام جهان محسوب مي‌شود و سيستم فعال تصميم گيرنده براي دفاع و تشخيص دشمن از دوست است به كار گرفته شده بود، سيستمي كه پس از انتشار امواج غير قابل قبول از سوي مهاجم احتمالي، دفاع موشكي را وارد عمل مي‌كند.

استثناء فقط براي جنايت

اما با اين همه مدرن‌ترين سيستم راداري جهان كه برخي از كارشناسان نظامي، آن را متعلق به جنگ جهاني سوم مي‌دانند، قادر به تشخيص يك هواپيماي ايرباس از اف - ‌١٤ نيست.

چرا كه يكي از متخصصان نيروي دريايي آمريكا كه سيستم مديريت حمله وينسنس را مورد بررسي قرار مي‌دهد، مي‌گويد: سيستم «ايجيز» به صورت خودكار تمام روند شناسايي تا حمله را كنترل مي‌كند و فقط يك استثناء در اين راه وجود دارد «اين سيستم به صورت خودكار قادر به تشخيص دشمن از دوست نيست!»

مصالحه بين ايران و آمريكا چرا صورت گرفت؟ و چه اقداماتي براي پيگيري مصرانه تعدي به حقوق شهروندان ايراني صورت گرفته است؟ فقط دو پرسشي است كه بعد از 19 سال بايد پاسخي براي آنها يافت.

مشتي كامواي قرمز

1. حباب زد و آمد بالا. موهاي كاموايي‌اش ديگر رنگ پس‌ نمي‌داد. مامان كامواهاي قرمز را قيچي زده بود: «مواظب باش موهاش خيس نشه» و سوزن انگشت مامان را نيش زد. مامان نمي‌خواست عروسكش خراب بشود.

2. كاپيتان چشمش را در فلاش دوربين‌ها تنگ كرد. فكر كرد: صفحه اول! و لب‌هايش را شبيه لبخند كرد. صفحه اول روزنامه فردا نشان افتخار كاپيتان را تيتر يك كرد و تصوير مدالي كه روي كتي آويخته بود: «تقديم به كاپيتان ويل راجرز فرمانده ناو وينسنس، به خاطر منهدم كردن هواپيماي ايراني در آسمان خليج فارس»

3. افتاد توي آب و حباب زد. آب دور تا دورش، قرمز شد و نگذاشت قرمزي بر تنش بنشيند. فكر كرد: عروسك مامان! و ياد نيش سوزن افتاد. گيس قرمز را توي مشت فشرد و ديگر به چيزي فكر نكرد. دايره سرخ داشت بزرگ‌تر مي‌شد.

4. كاپيتان نشانش را از سينه كند و مشت كرد. عروسك دخترش را در دست ديگر گرفت. رو به غرب ايستاد و تلاطم خليج فارس را تماشا كرد. گيس قرمز برق نشان را ديد. حباب زد و آمد بالا. موهاي كاموايي‌اش ديگر رنگي نداشت.

5. لباس‌هاي سوخته را كه ديد، بيل را برداشت و آوار را كنار زد. مثل لباس‌هاي سوخته‌اي بود كه در خليج فارس آمده بودند روي آب. دوربين را برداشت تا آن تن بي‌جان دخترك عراقي را قاب بگيرد. لحظه‌اي نفس را حبس كرد تا شاتر را بزند. مشت دخترك نگاهش را گرداند. دوربين را به سمت مشت او نشانه رفت. دخترك مشتي كامواي قرمز را چنگ زده بود.

[External Link Removed for Guests]
 
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

 پروازی که به مقصد نرسید

ساعت 9 بامداد روز 12 تیر 1367" 3 ژوئیه 1988" در حالی که 66 کودک ایرانی همراه خانواده های خود، شادی کنان در صندلی های خود در هواپیمای ایرباس 655 مستقر می شدند از سرنوشتی که در انتظار آنان بود، بی خبر بودند.
هواپیمای ایرباس 655 خطوط هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران با ۲۹۰ مسافر وخدمه درحالی از بندر عباس راهی دبی بود که بیشترسرنشینان آن بویژه کودکان ایرانی به اتفاق خانواده های خود تعطیلات تابستانی را در ایران گذرانده بودند وقصد داشتند نزد پدران خود که در امارات متحده به کار مشغول بودند، باز گردند.
خلبان هواپیما کاپیتان شادمهر مشخصات پرواز را برای مسافران بازگو می کرد: سطح پرواز 14 هزار پا ، مقصد دوبی مدت پرواز یک ساعت تعداد مسافران 275 نفر.
در فاصله 150 مایلی بندر عباس ناو هواپیمابرفوق مدرن "کارل وینسنس " در حالی که در محدوده آبهای بین المللی جمهوری اسلامی ایران در اطراف جزیره ایرانی "هنگام " مشغول گشت زنی بود پیام رمزی از سوی قرارگاه عملیاتی ناوگان پنجم امریکا در منامه دریافت کرد .
پیام بلافاصله در اختیار کاپیتان" راجرز" فرمانده ناو هواپیمابر وینسنس قرار گرفت.متن پیام این بود :
" بسوی هرنوع هواپیمای ایرانی که بر فراز آبهای خلیج فارس پرواز می کند، شلیک شود.
هواپیمای ایرانی ایرباس درحالی که از کریدور هوائی ازقبل مشخص شده وبه ثبت رسیده درسازمان هواپیمائی بین المللی" ایکائو" پرواز می کرد مسیر خود را به فرودگاه بین المللی دوبی اعلام کرد.
کلیه کشتی های مسافربری و نفتکش ها که درخلیج فارس تردد می کردند، بر روی شنودهای رادیوئی خود پیام را دریافت کردند .
هیچگونه حرکت غیر عادی در آبهای خلیج فارس مشاهده نمی شد وهواپیمای ایرانی با مسافران خود در کریدور تعیین شده در شمالی ترین نقطه تنگه هرمز مسیر خود را طی می کرد.
کاپیتان " ویل راجرز" پس از دریافت پیام شوم سر فرمانده ناوگان پنجم فرمان وضعیت اضطراری از نوع "EIFF" را صادر کرد.
دردرون هواپیمای ایرباس 655 ایرانی تنها گریه گاه و بیگاه نوزادانی که درآغوش مادران خود خفته بودند، سکوت داخل هواپیما را می شکست.
عقربه های ساعت، زمان را 10و24 دقیقه روز12 تیرماه 1367" 3 ژوئن 1988 " نشان می دادکه کاپیتان راجرز فرمان شلیک بسوی هواپیما ی ایرانی راصادر کرد .
دوفروند موشک ازناو وینسنس بسوی هواپیما پرتاب شد وخنده های شادمانه مسافران کوچک هواپیما را درگلو خفه کرد.موشکها به بدنه هواپیما اصابت کردند و لحظاتی بعد اجساد ۲۹۰ مسافر که در میان آنها 66 کودک زیر 12 سال وجود داشتند در آبهای خلیج فارس پراکنده شدند.
کاپیتان راجرزدرتماس با سرفرماندهی ناوگان پنجم امریکا این پیام را ابلاغ کرد: "ماموریت با موفقیت انجام شد".راجرز وافسران ناو وینسنس جامهای خود را برای انجام"موفقیت آمیز" این ماموریت شوم وضد انسانی سرکشیدند.
پنتاگون به رئیس جمهوری وقت امریکا "رونالد ریگان " پیشنهاد کرد تا به کاپیتان نا و هواپیمابر وینسنس مدال لیاقت اعطا کند.
به این ترتیب کاخ سفید امریکا در تاریخ 3 ژوئیه 1988از طریق کشتار کودکان و زنان بیگناه ایرانی بار دیگر نقطه سیاه دیگری بر کارنامه ننگین خود افزود.
جمهوری اسلامی ایران نیز بلافاصله موضوع را از طریق شورای امنیت سازمان ملل تعقیب کرد، اما این شورا تنها با صدور قطعنامه 616 از وقوع چنین حادثه ای ابراز تاسف کرد و از محکوم کردن امریکا خودداری نمود.
دولت امریکا نیز بدون عذر خواهی رسمی از جمهوری اسلامی ایران تنها اعلام کرد که به خانواده قربانیان مبالغی پرداخت خواهد کرد.
در بررسی سانحه مشخص شد که هواپیمای مسافربری برفراز آبهای سرزمین ایران مورد هدف واقع ‌و در حوالی جزیره هنگام سقوط کرده است.در این تهاجم ناو وینسنس به آبهای سرزمین ایران تجاوز کرده بود و قبل از این واقعه نیزتوسط نیروهای آمریکایی ‌به هواپیماهای گشت ایرانی از لحظه برخاستن از باند بندرعباس تا لحظه فرود اخطار داده می شد . معنای این اقدام آن است که نیروهای آمریکایی حتی برفرازخاک جمهوری اسلامی ایران نیزهواپیماهای ایرانی را مورد تهدید قرارمی دادند .در 8 ژانویه 1988 آمریکاییان مرتکب نقض حریم هوایی ایران برای رهگیری شدند. ازدیگرسونیروهای آمریکایی بدون مجوزشورای امنیت در منطقه حضور پیدا کرده و با نقض بی طرفی در خلیج فارس علیه ایران و به نفع عراق ، عملا در کار بازرسی کشتیها از سوی جمهوری اسلامی ایران ممانعت به عمل آوردند و نیز در مقابل تهاجم عراق به کشتی های تجاری ساکت و در برابر عمل متقابل ایران عکس العمل نشان می دادند و تا آنجا پیش رفتند که سکوهای نفتی ایران و کشتی ایرانی « ایران اجر» را مورد حمله قرار داده و به آتش کشیدند .
یاد همه قربانیان بیگناه پرواز 655 در سالگرد وقوع این حادثه دردناک گرامی باد وننگ ابدی بر دولتمردان جنایتکارآمریکا باد.

[External Link Removed for Guests]  
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

 پرواز بي‌فرود «ايرباس» ...

‌١٢ تير ماه مصادف است با سالگرد حمله موشكي ناو متجاوز «وينسنس» آمريكا به هواپيماي مسافربري خطوط هوايي جمهوري اسلامي ايران و شهادت ‌٢٩٠ نفر از مسافران بي‌گناه آن.
در فاجعه «ايرباس» كه از مهمترين موارد نقض حقوق بشر، حقوق بين‌الملل و حقوق هواپيماي كشوري در تاريخ محسوب مي شود، فرمانده ناو «وينسنس» به دليل جنايتش نشان لياقت گرفت و پرصداترين محافل سياسي غرب در مقابل اين فاجعه سكوت اختيار كردند و يا آن را در چارچوب اخبار كذب پنتاگون ارزيابي و تحليل كردند.

روز يكشنبه، ‌١٢ تير ماه ‌١٣٦٧، ساعت ‌١٠ و ‌۱۷ دقيقه صبح، هواپيماي «ايرباس» هواپيماي جمهوري اسلامي ايران كه بايد مسير تهران - بندرعباس - دوبي را طي مي‌كرد، با فرمان برج مراقبت هوايي بندرعباس، از فرودگاه اين شهر ساحلي برخاست.
هفت دقيقه بعد در حالي كه تقريبا يك چهارم مسير كوتاه هوايي بندرعباس - دوبي پيموده شده بود، يك موشك سطح به هواي شليك شده از يك ناو آمريكايي، هواپيما را منهدم كرد و ‌٢٩٠ مسافر و خدمه پرواز آن هواپيما جان خود را از دست دادند.

شدت و وخامت سانحه به حدي بود كه تا دو روز، رسانه‌هاي بين‌المللي، در سرگيجه‌اي بي‌سابقه از اطلاعات متفاوت به سر مي‌برند.

در اين ميان يك چيز كاملا مشخص بود هواپيمايي مسافري، هدف موشكي شليك شده از يك رزم‌ناو آمريكايي قرار گرفته و همين موضوع به عنوان گناهي غيرقابل توصيف و بخشش از سوي جهانيان مورد تاييد قرار گرفته بود.

اما مهاجمان نيز براي خود بهانه‌اي بسيار آوردند، تا به نحوي بتوانند موضوع را تعديل بخشند. موضوع تهاجم به هواپيماهاي غيرنظامي، موضوع تازه‌اي نيست. در سپتامبر ‌١٩٨٣، يك فروند شكاري روسي، هواپيماي ‌٧٤٧ خطوط هوايي كره جنوبي را به بهانه انحراف از مسير و دالان هوايي و احتمال اينكه هواپيمايي جاسوسي باشد، با موشك هوا به هوا منهدم كرد. پس از چنين تهاجمي، تمام جهان بر عليه شوروي بسيج شد و سازمان‌هاي هوايي و حقوقي بين‌المللي، بهانه‌هاي شوروي را بي‌اساس تلقي كردند، بنابراين، سانحه «ايرباس» ايران، اولين مورد تهاجم‌هايي از اين دست نيست و نخواهد بود.

براي ريشه‌يابي چنين حوادثي، اولين موضوع قابل بررسي، شناسايي هوايي است. آيا واقعا سيستم‌هاي بسيار پيشرفته رادار با وجود مشخص بودن راه‌هاي هوايي، تا اين حد ناتوان هستند يا اينكه سيستم‌هاي ناوبري هوايي و كنترل‌هاي زميني، چنين خطاكارند؟ يا هيچ كدام؟

بررسي پرواز: نظر كارشناسان ايراني

خدمه پرواز ‌٦٥٥ «ايران اير» در حالي عهده‌دار وظايف خود شدند كه همگي از جمله شهيد «محسن رضائيان»، خلبان هواپيما، گواهي‌نامه معتبر بين‌المللي داشتند كه از طرف اداره بازرسي و استاندارد پرواز هواپيمايي كشوري، به نمايندگي سازمان بين‌المللي هواپيمايي كشوري صادر مي‌شود. از سوي ديگر هواپيماي ايرباس نيز تمام چك هاي پروازي را در موعد مقرر گذرانده بود، بنابراين خدمه پروازي و هواپيما، هر دو در وضعيت مناسب و شايسته‌اي براي پرواز بودند. مسير هوايي بندر عباس - دوبي كه در اينجا مورد تاكيد ماست، چيزي حدود ‌٣٠ دقيقه ‌يا به عبارت دقيقتر ‌٢٨ دقيقه زمان مي‌برد. اين مسير به سه قسمت تقريبا مساوي براي اوج‌گيري، پرواز خطي و نزول ارتفاع تقسيم مي‌شود. با توجه به اينكه هواپيما در دقيقه هشتم پرواز مورد اصابت موشك قرار گرفته است، در حالت اوج گيري به سر مي‌برده است. به عبارت ديگر، اوج‌گيري و نزول هواپيما، در يك وهله صورت نمي‌گيرد. بلكه هر مقطع از تغيير ارتفاع به سقف ارتفاع دالان هوايي و موافقت برج مراقبت مسئول مسير بستگي دارد.

ايرباس ايران دالان هوايي آمبر ‌٥٩ را انتخاب كرده بود كه در حقيقت كوتاه‌ترين مسير بين بندرعباس - دوبي است. مسير انتخاب شده در يك هفته قبل از سانحه، حدود ‌١٨٠ پرواز به خود ديده بود. از اين رو مي‌توان دالان هوايي آمبر ‌٥٩ را مسيري پر تراكم و آزموده شده‌اي تلقي كرد. سقف پرواز آمبر ‌٥٩، ‌١٤ هزار پا است، كه با توجه به شرايط جوي مناسب - مانند روز سانحه - مي‌توان از ارتفاع پايين‌تري - مثلا ‌١١ هزار پا - استفاده كرد.

در بخش ديگري از اين مقاله با اشاره به اين‌كه پرواز در ارتفاع بالا، سبب مصرف سوخت كمتر و دستيابي به سرعت بيشتر مي‌شود، آمده است: از آنجا كه تمام مسير آمبر ‌٥٩ بر فراز دريا قرار دارد، مي‌توان از سقف پرواز كمتر، با موافقت برج مراقبت استفاده كرد. آمبر ‌٥٩ در نيمه راه به دو مسير فرعي آمبر ‌٥٩ غربي، براي دوبي و آمبر ‌‌٥٩ شرقي براي عمان، تقسيم مي‌شود، در حالي كه عملا ايرباس «ايران اير» تا نقطه تقسيم دالان فاصله زيادي داشته و هيچ گونه تغيير مسيري امكان نداشته است.

در اين ميان، كارشناسان هواپيمايي ايران تاكيد زيادي به سلامت هواپيما دارند. آنها مي‌گويند كه هواپيماي منهدم شده، در دهم ارديبهشت ‌١٣٦١ وارد خدمت شده بود و تا لحظه سقوط ‌١١ هزار و ‌٤٩٧ ساعت پرواز داشته است.

يكي از مسئولان ايراني بررسي سانحه، در برابر ادعاي آمريكا مبني بر اخطار راديوي به پرواز ‌٦٥٥ گفت كه اين اخطار بر باند UHF و بر باند ‌٥/١٤١ مگاهرتز است. بنابراين با فرض چنين اقدامي، هم هواپيماي ايرباس و هم برج مراقبت بندرعباس نمي‌توانسته‌اند آن را دريافت كنند.

در بخش ديگري از اين مقاله، در بررسي نظرات كارشناسان و مسئولان آمريكايي، بخش‌هايي از ادعاهاي آن‌ها را كه در شماره ژوييه هفته‌نامه «هوانوردي و تكنولوژي فضايي» گردآوري شده، مورد ارزيابي قرار داده، آورده‌ است : سانحه سقوط هواپيماي ايرباس ايران به وسيله رزم‌ناو آمريكايي، سبب بروز پرسش‌هاي بسياري در مورد قابليت‌هاي سيستم موشكي دفاع هوايي «ايجيز» (Agies) شده است. سقوط هواپيماي ايراني كه در مسير پروازي پيش‌بيني شده‌اي بر فراز خليج فارس حركت مي‌كرد چند لحظه پس از گشودن آتش قايق‌هاي توپ‌دار بر يك فروند هليكوپتر آمريكايي به وقوع پيوست. در اين حمله موشكي تمام ‌٢٩٠ سرنشين و خدمه‌ پرواز، كشته شدند، و اين در حالي بود كه تا دوازده ساعت پس از حمله، مقامات وزارت دفاع امريكا بر انهدام يك فرزند هواپيماي اف-14 ايراني تاكيد داشتند.

فرماندهان دريايي آمريكا، از چند هفته قبل، گزارش‌هايي مبني بر حضور نظامي ايران در منطقه دريافت كرده بودند. همين مسئولان مي‌گويند كه تعدادي از هواپيماهاي اف -14 به پايگاه هوايي بندرعباس، يعني جايي كه پرواز ‌‌٦٥٥ از آنجا آغاز شده بود منتقل شده‌اند. در اين راه، يك روز قبل از سانحه، يك فروند اف-14 ايراني، از ناو «هالسي» اخطار راديويي دريافت كرده بود.

تعدادي از مقامات آمريكايي كه دست‌اندركار مسائل صنعتي و نظامي هستند، مي‌پرسند كه چگونه هواپيماي اف-14 مي‌تواند خطري براي ناو «وينسنس» (vincennes) تلقي شود؟

هواپيماي اف - ‌١٤ اي كه پيش از پيروزي انقلاب به ايران تحويل شده است، از جنگ افزارهاي هوا به هوا و امكانات محدود حمله به زمين بهره مي‌برد. در ماموريت حمله به زمين يا سطح، جنگ افزارهاي هواپيما عبارتند از توپ ‌٢٠ ميلي‌متري ام -61، با تعدادي بمب‌هاي غير هدايت شونده.

طبق اظهارنظري از طرف مقامات وزارت دفاع آمريكا، هواپيماهاي ايراني مي‌توانند موشك ضد كشتي «هارپون» حمل كنند اما «وينسنس» هيچ گونه اخطاري مبني بر شليك موشكي، دريافت نكرده بود.

سيستم «ايجيز» نيز پيشرفته‌ترين سيستم راداري، براي اكتشاف و رهگيري، در تمام جهان محسوب مي‌شود. به نحوي كه برخي از كارشناسان نظامي، آن را متعلق به جنگ جهاني سوم مي‌دانند. با تمام اين اوصاف، مدرنترين سيستم راداري جهان قادر به تشخيص يك هواپيماي ايرباس از اف - ‌‌١٤ نيست.

به بيان ديگر، تنها سيستم فعال تصميم گيرنده براي دفاع، سيستم‌ « تشخيص دشمن از دوست» است، تا در صورت انتشار امواج غير قابل قبول از سوي مهاجم احتمالي، سيستم دفاع موشكي وارد عمل شود.

در حالي كه سناتور «سام نان، رييس كميته نيروهاي مسلح سناي آمريكا بر احتمال خرابي يكي از سيستم‌هاي وينسنس تاكيد داشت و مي‌گف»ت كه در اوايل ژوئن رادار تخته‌يي AN/SPY-1 دچار خرابي جزئي شده بود، نيروي دريايي آمريكا اعلام كرد كه در زمان اعزام به خليج فارس، عيب مذكور رفع شده بوده است.

سيستم ايجيز براي دفاع ناوگان‌هاي دريايي، به عنوان سپر دفاعي عمل مي‌كند و مي‌تواند همزمان چند هدف را مورد كشف و رهگيري قرار دهد. هدف اصلي از اعزام وينسنس به خليج فارس، رهگيري و انهدام موشك‌هاي ساحل پايه «كرم ابريشم» بوده است، تا ديگر ناوگان‌هاي مستقر در منطقه از آسيب احتمالي به دور ماند.

قضيه ناو جنگ جهاني سوم وقتي جالبتر مي‌شود كه يكي از متخصصان نيروي دريايي آمريكا سيستم مديريت حمله وينسنس را مورد بررسي قرار مي‌دهد. وي مي‌گويد: سيستم ايجيز به صورت خودكار تمام روند شناسايي تا حمله را كنترل مي‌كند و فقط يك استثناء در اين راه وجود دارد: اين سيستم به صورت خودكار قادر به تشخيص دشمن از دوست نيست.

در بخش ديگري از اين مقاله در تحليل ادعاهاي ضد و نقيض مسئولان آمريكايي مبني بر انحراف مسير پرواز ايرباس ايراني آمده است: درياسالار «كراو» در توجيه اقدامات وينسنس مي‌گويد: ايرباس ايراني دقيقا در جهت ناو حركت مي‌كرد و با سرعت ‌٨٠٠ كيلومتر در ساعت، حدود ‌‌٨ تا ‌٥/٩ كيلومتر از دالان هوايي بين‌المللي بيرون بود. اما اطلاعات به دست آمده به وسيله پنتاگون نشان مي‌دهد كه هواپيما هيچ گونه انحرافي نداشته است. مسير آمبر ‌٥٩، ‌٢٠٠ كيلومتر طول و ‌٣٥ كيلومتر عرض دارد و ايرباس ايران در قسمت عريض‌تر دالان مورد تهاجم قرار گرفته است.

طبق همين اظهارات ضد و نقيض، وزارت دفاع آمريكا اعتقاد دارد كه هواپيما در عرض مقدر هوايي مورد تهاجم قرار گرفته است.

وينسنس هفت اخطار، سه اخطار به باند تجاري و چهار اخطار بر باند نظامي به هواپيما داده است. در حالي كه طبق همين ادعا، پنج اخطار از ناو همسايه وينسنس يعني «سايدز» صادر شده است. اخطار به هواپيمايي كه دقيقا در مسير بين‌المللي پروازي حركت مي‌كند، به كلي بي‌معني است.

گفتني است، اين مقاله در شماره شهريور ماه ‌١٣٦٧ ماهنامه «دانشمند» و پيش از اعلام نظر نهايي كارشناسان ايكائو منتشر شده است.

همچنين اظهارات ضد و نقيص مقامات امريكايي درباره فاجعه ايرباس زماني رنگ باخت كه چهار سال بعد روزنامه «نيويورك تايمز» در گزارشي كه حاوي چندين نكته تازه بود، گفت كه ناووينسنس در آب‌هاي فلات قاره ايران بوده است نه در آب‌هاي بين المللي و پنتاگون (وزارت دفاع آمريكا) در آن زمان بر اين حقيقت سرپوش گذاشته شده است.

همچنين دريا سالار «ويليام كراو»، رييس ستاد مشترك نيروهاي مسلح آمريكا بعدها در گفت‌وگو با بي بي سي تاكيدكرد: ناو «وينسنس» بدون هيچ دليل روشني با وجود برخورداري از توپ‌ها و موشك‌هاي دوربرد به كرانه آبهاي ايران آمده بود.
اين نشان دهنده آن است كه ناو به عمد براي عمل سوء آماده شده بود.
منبع: بخشي از مقاله مهندس محمد علي عمادي، كارشناس مسائل هوافضا و سردبير ماهنامه علمي «دانشمند» كه اندكي پس از اين جنايت، در تابستان ‌١٣٦٧ در اين ماهنامه علمي تدوين شده است.  
 
[External Link Removed for Guests]
 
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

 مدال شجاعت بوش، پاداش قتل عام ۲۹۰ غیرنظامی

جرج بوش پدر رئیس جمهور وقت آمریكا 19 سال پیش به فرمانده رزم ‌ناو وینسنس به دلیل سرنگون كردن هواپیمای ایرباس ۳۰۰ هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران و كشته شدن ۲۹۰ سرنشین و خدمه هواپیما، مدال شجاعت داد.
19 سال پیش، شورای امنیت پس از استماع سخنان دكتر ولایتی و جرج بوش در جلسه شماره ۲۸۲۱ خود در تاریخ ۲۰ جولای ۱۹۸۸ (۱۳۶۷/۴/۲۹) طرح قطعنامه پیشنهادی را به عنوان قطعنامه شماره ۶۱۶ تصویب نمود. در این قطعنامه شورای امنیت، ابراز تاسف عمیق خود را از سقوط یك هواپیمای غیر نظامی ایران ایر در پرواز برنامه ریزی شده بین المللی ۶۵۵ ، برفراز تنگه هرمز به وسیله موشك شلیك شده از ناو جنگی وینسنس آمریكا اعلام نمود.
بر اساس این قطعنامه، علاوه بر تاسف عمیق، همدردی صمیمانه و تسلیت، شورای امنیت سازمان ملل از تصمیم سازمان بین المللی هواپیمایی كشوری در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد گروه تحقیق جهت بررسی تمام حقایق موجود و جنبه های فنی زنجیره حوادث مربوط به این پرواز و انهدام هواپیما و همچنین از اعلام ایالات متحده آمریكا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیمشان برای همكاری با بررسی سازمان هواپیمای كشوری استقبال كرد.
بر اساس این قطعنامه شورای امنیت از تمامی اعضای كنوانسیون ۱۹۴۴ شیكاگو در مورد هواپیمای كشوری بین المللی در خواست شد كه در همه شرایط، مقررات و رویه های سلامت هوانوردی كشوری را رعایت نمایند. كارشناسان در بررسی این قطعنامه بیش از هر نكته ای بر بی تفاوتی سازمان ملل و شورای امنیت صحه گذاردند چون تنها با پیشنهاد ایران است كه شورای امنیت هیاتی را مامور رسیدگی به موضوع نمود. البته بسیاری بر این عقیده‌اند كه با توجه به ساختار شورای امنیت و جو فشار و تهدید كه در هنگام تصویب قطعنامه ۶۱۶ علیه جمهوری اسلامی ایران وجود داشت و نیز وضعیت جبهه های جنگ در آن زمان می توان صدور این قطعنامه را نوعی موفقیت برای جمهوری اسلامی ایران به حساب آورد.
در بررسی سانحه نیز مشخص گردید كه هواپیمای مسافربری برفراز آب های ایران مورد هدف واقع و در حوالی جزیره هنگام سقوط كرده است. قبل از این واقعه نیز نیروهای آمریكایی به هواپیماهای گشت ایرانی از لحظه برخاستن از باند بندر عباس تا لحظه فرود اخطار می داد این بدان معنا بود كه نیروهای آمریكایی حتی برفراز خاك جمهوری اسلامی ایران نیز هواپیمایی ایران را مورد تهدید قرار دادند.
در تحقیقات تكمیلی مشخص گردید كه نیروهای نظامی آمریكا مستقر در آبهای خلیج فارس و دریای عمان در زمان حادثه و قبل از آن عملا" تمامیت ارضی ایران را با استفاده از انواع ترفند ها مورد تجاوز قرار داده و به انحاء مختلف كشتی ها و هواپیماهای ایران را مورد تهدید قرار می دادند.
اما با توجه به مستندات فوق عملا" شورای امنیت در قضیه مطروحه با جو حاكم بر شورا به راحتی از كنار قضیه گذشته و دولت ایران را به اجرای قطعنامه ۵۹۸ سوق داده است و نهایتا حمایت كامل نسبت به ایمنی هواپیماهای بین المللی و به ویژه ممنوعیت مطلق توسل به زور كه در ضمیمه دوم كنوانیسیون شیكاگو مورد تاكید قرار گرفته و به صورت قاعده مسلم حقوق بین المللی در آمده است از طرف شورای امنیت كاملا نادیده گرفته می شود. پس از آن نیز سازمان هواپیمایی كشوری بین المللی (ایكائو) تنها به ابزار تاسف و تسلیت به بازماندگان بسنده می كند.
به دلیل حاكمیت چنین اوضاعی بر سازمان ملل متحد، آمریكا پس از سرنگونی هواپیما اعلام نمود كه در نظر ندارد هیچ تجدید نظری در دستورات جنگی موجود به عمل آورد و با ورود نیروهای شورای امنیت در خلیج فارس به كرات مخالفت نمود.
19 سال پیش در روز یكشنبه ۱۲ تیرماه ۱۳۶۷ هواپیمای ایرباس ۳۰۰ هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران با ۲۹۰ سرنشین شامل ۱۵۶ مرد ، ۵۳ زن و ۵۷ كودك ۲ تا ۱۲ ساله و ۸ كودك زیر دو سال كه ۴۲ نفر آن با ملیت‌های یوگسلاو، پاكستانی، هندی، عرب و ۱۶ خدمه پروازی راس ساعت ۱۰:۱۷ صبح به مقصد دوبی به پرواز درآمد. ناو جنگی آمریكایی «وینسنس » كه در تاریخ هفتم خرداد از بندر «سان دیه گو» وارد خلیج فارس شده بود به قصد یك ماجراجویی هوایی به آبهای مرزی ایران نزدیك شد. «ایچنرمارك» قلب این رزم ناو به شمار می رفت و وظیفه اصلی آن كشف هدف های پرنده ، اعم از موشك، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف به طول همزمان و كنترل آتش آنها بود، همچنین این رزم ناو به موشك های زمین به هوا با برد ۴۰۸ كیلومتر نیز مجهز بود. چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس ۳۰۰ به منطقه كنترل هوایی امارات در محلی به نام مولبیت خلبان به مركز كنترل هوایی كشور اطلاع داد كه قصد دارد به ۱۴ هزار پایی صعود كند. در این لحظه ناو وینسنس كه خود را به بهترین و نزدیكترین موقعیت رسانده بود به دستور ناخدا «ویل راجرز» فرمانده ناو، موشك استاندارد ۲ به سوی پرواز ۶۵۵ شلیك كرد. ناگهان هواپیما از صحنه رادارهای زمینی محو شده و در طوفانی از دود و آتش به پهنه آبهای نیلگون خلیج فارس فرو رفت.
با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما برج مراقبت فرودگاه بندر عباس، در تماس با دوبی، پیگیر سرنوشت پرواز فوق شد ولی آنها اظهار بی اطلاعی كردند. بلافاصله ستاد تامین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغازنمود. با شناسایی دقیق محل سقوط، چرخبال ها و شناورها به موقعیت ۲۶ و ۴۲ عرض شمالی و ۵۶ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی منتقل شدند. بلافاصله پس از این جنایت هولناك ، مقامات آمریكایی اعلام كردند كه یك فروند هواپیمای اف ۱۴ جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرار داده‌اند. پس از روشن شدن نوع هواپیما، آمریكایی ها سعی كردند تا به نحوی وانمود كنند كه در این مورد مرتكب اشتباه شده اند، اما شواهد بعدی این نظر آنان را كاملا مردود جلوه داد.
مقامات نظامی آمریكا اعلام كردند كه هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز می كرده و رزم ناو آمریكایی نیز هفت بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره كرده ولی جوابی دریافت نكرده است. اما شواهد نشان از واقعیتهای دیگری داشت.

[External Link Removed for Guests]  
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

  آمريكايي فاش كرد:

دروغهاي واشنگتن درباره دلايل حمله به هواپيماي مسافربري ايران

استاد دانشگاهي در آمريكا در مقاله‌اي به دروغ‌هاي مقامات آمريكايي و انگليسي در توجيه اقداماتشان اشاره كرده و گفت اين دولت‌ها پس از هر حادثه‌اي بسرعت از رسانه‌ها براي ترسيم مسائل آنگونه كه خود مي خواهند استفاده مي كنند.
به گزارش خبرنگار فارس در لندن ، مانو سينگهام Mano Singham فيزيكدان تئوري و مدير مركز نوآوري در تعليم و آموزش در دانشگاه Case Western Reserve در كليولند آمريكا، در در مقاله اي با عنوان "چگونه دولت‌ها دروغ مي گويند" ، به نمونه هايي از مواردي پرداخته است كه دولت آمريكا و مقامات انگليسي پس از وقوع حوادثي بسرعت از رسانه ها استفاده كرده اند تا آنچه را كه در نظر دارند در ابتدا از زاويه ديد خود در ذهن مردم كشورشان جا بيندازند و با اعلام مطالب دروغين به هدف خود برسند..
فاجعه شليك يك ناو جنگي آمريكايي به هواپيماي مسافربري ايران كه در 3 ژوئيه سال 1988 (12 تير سال 1367) در آبهاي خليج فارس به وقوع پيوست و در آن 290 انسان بي‌گناه از جمله 66 كودك جان خود را از دست دادند، از جمله مواردي است كه مانو سينگهام به آن پرداخته است.
مانو سينگهام در مقاله خود گفته است: حوادثي در چند سال اخير از جمله حوادثي كه به شرح آنها خواهم پرداخت، موجب شده اند تا شك و ترديدهايم به آنچه كه دولتها به محض وقوع حادثه اي بيان مي كنند، قوت پيدا كنند.
مانو سينگهام در مقاله خود نوشته است: در سوم ژوئيه سال 1988 در جنگ خليج [ فارس] جنگ بين عراق و ايران ، ناو امريكايي يو اس اس وينسنس USS Vincennes كه در خليج فارس قرار داشت به يك هواپيماي مسافربري غير نظامي ايراني شليك و آن را ساقط كرد و موجب كشته شدن تمامي 290 سرنشين آن هواپيماي غير نظامي شد.
رونالد ريگان رئيس جمهور آن زمان آمريكا و ويليام كراو William Crowe كه فرماندهي نيروي دريايي آمريكا را در آن زمان برعهده داشت، پس از شليك ناو جنگي آمريكا به آن هواپيماي غير نظامي ايراني، بسرعت در تلويزيون ظاهر شدند و من خيلي خوب آن روز را به خاطر دارم.
هر دو نفر يعني رونالد ريگان و ويليام كراو گفتند كه كاري را كه ناو جنگي امريكا انجام داده است به 4 علت موجه بوده است و 4 علت را بدين صورت تشريح كردند:
1ــ هواپيماي ايراني به سوي ناو آمريكايي در حركت بوده است و در حركتش به سوي ناو آمريكايي سرعت گرفته بوده است يعني همان كاري كه يك هواپيماي تهاجمي انجام مي دهد.
2ــ هواپيماي ايراني به جاي يك فركانس غير نظامي ، يك فركانس نظامي ارسال مي كرده است.
3 ــ در آن زمان قرار نبوده است كه هيچ هواپيماي ايراني غير نظامي اي پرواز داشته باشد.
4 ــ مسير پرواز هواپيماي ايراني در خارج از كريدوري بوده است كه هواپيماهاي غير نظامي استفاده مي كنند.
مانو سينگهام در ادامه مقاله خود آورده است: بنابراين تصويري را كه در نتيجه اظهارات مقامات امريكايي به تكرار در نخستين روزهاي وقوع اين فاجعه ترسيم مي كرديم بر اين اساس بود كه هواپيماي عظيم الجثه مسافربري ايراني يعني هواپيماي ايرباس A300 ،احتمالا به روش كاميكازه Kamikaze درصدد فرود آمدن بر سر ناو آمريكايي بوده است.
و در نتيجه فرمانده ناو جنگي آمريكايي هيچ گزينه اي به جز ساقط كردن آن هواپيماي ايراني نداشته است.
مانو سينگهام افزود: در آن زمان تصور من بر اين بود كه اين غير قابل باور است كه ايراني ها در يك چنين ماموريت ديوانه واري قصد داشته اند كه قريب به 300 نفر از مردمشان را قرباني كنند اما رسانه هاي آمريكا بر سر غير محتمل بودن چنين مسئله اي تمركز نكردند.
از اينها گذشته، خاطرات تسخير سفارت آمريكا در تهران كه در سال 1981 پايان يافته بود ، همچنان در اذهان مردم آمريكا زنده مانده بود و از مسلمانان تصويري فناتيك را در اذهان ترسيم كرده بود و در نتيجه تصورها بر اين اساس بود كه امكان وقوع هر چيزي از سوي آنها وجود دارد.
چند ماه پس از وقوع فاجعه ساقط شدن هواپيماي مسافربري ايران توسط ناو آمريكايي، بتدريج اخباري در روزنامه هاي آمريكا، البته در ميان صفحات مياني روزنامه ها و نه در صفحات اول ، به چاپ رسيدند و گفته شد كه هيچيك از 4 عللي كه براي شليك به هواپيماي ايراني بيان شده بودند ، حقيقت نداشته اند يعني اينكه:
1ــ هواپيماي مسافربري ايران در ارتفاعي و سرعتي كه به طور مداوم يكسان بوده است، در حركت بوده است.
2ــ هواپيماي ايراني فركانس يك هواپيماي غير نظامي را ارسال كرده است.
3ــ هواپيماي مسافربري ايران در مسير هميشگي خود و بر اساس برنامه هميشگي اش در حركت بوده است.
مانو سينگهام در ادامه نوشته است: 3 سال پس از وقوع اين حادثه فاجعه آميز، ويليام كراو فرمانده آن زمان نيروي دريايي آمريكا به اين مسئله اعتراف كرد كه ناو وينسنس در حقيقت در اراضي آبي ايران بوده است.
همچنين 5 سال بعد از اين حادثه فاجعه آميز، دادگاه بين المللي دادگستري International Court of Justice در نتيجه گيري خود اعلام كرد اقدام آمريكا در ساقط كردن هواپيماي مسافربري ايران غير قانوني بوده است.
مانو سينگهام در ادامه افزود: البته هيچيك از مقامات آمريكايي از دروغ هايي كه گفتند عذر خواهي نكردند و هيچ فردي نيز مجازات نشد و اين فاجعه به آرامي براي همه مردم به جز مردم ايران به فراموشي سپرده شد و دروغ هايي كه از سوي مقامات آمريكايي گفته شدند براي تحقق هدفشان بود يعني جلب حمايت مردم امريكا از دولتشان در پي بروز اين حادثه غم انگيز.
مانو سينگهام در مقاله خود به مورد ديگري از دروغ گفتن هاي مقامات آمريكايي براي رسيدن به هدفشان اشاره كرده است و آورده است: مورد مشابه ديگر به زماني كه بيل كلينتون رئيس جمهور امريكا بود مربوط مي شود.
بيل كلينتون در زمان رياست جمهوري اش در 20 اوت سال 1998 دستور بمباران يك كارخانه داروسازي را در سودان صادر و ادعا كرد كه اين كارخانه توليد كننده سلاح هاي بيولوژيكي است و در آن بمباران دستكم يك نفر كشته شد.
اعلام اخبار مربوط به بمباران كارخانه داروسازي در سودان توسط امريكا در زماني رخ داد كه قرار بود اخبار مربوط به رابطه مونيكا لوينسكي با بيل كلينتون پخش شوند و قرار بود كه مونيكا لوينسكي در دادگاه شهادت دهد.
اخبار دروغيني كه دولت آمريكا در آن زمان در باره علت بمباران كارخانه داروسازي در سودان در رسانه ها و مطبوعات امريكا پخش كرد موجب شد تا اخبار مربوط به رابطه مونيكا لوينسكي و بيل كلينتون از صفحات اول روزنامه ها در امريكا برداشته شوند و اخبار سودان جايگزين آنها شوند .
دولت بيل كلينتون تاكيد كرده بود كه مدارك محكمي را در اختيار دارد مبني بر اينكه كارخانه داروسازي در سودان توليد كننده سلاح هاي بيولوژيكي و گازهاي عصب nerve gas است .
اما در همين حال دولت آمريكا گفت كه نمي تواند به علل امنيتي ، اين مدارك را برملا كند.
دولت امريكا همچنين مانع تحقيقات سازمان ملل در باره اين بمباران شد و هيچ مدركي براي موجه بودن بمباران كارخانه اي كه در سودان توسط امريكا بمباران شد، هرگز ارائه نشد.
پس از اينكه مدت بسياري از بمباران كارخانه داروسازي سودان گذشت، دولت آمريكا بتدريج و به آرامي اعلام كرد كه اشتباه كرده است و آن كارخانه در سودان توليد كننده سلاح هاي بيولوژيكي نبوده است.
مانو سينگهام در ادامه افزود: بمباران آن كارخانه داروسازي در سودان ضرر دارويي گسترده اي را به مردم سودان يعني به مردمي بسيار نيازمند، وارد كرد و منجر به بروز مشكلات درماني جدي و مرگ و مير در سودان شد و دولت امريكا بار ديگر به خاطر اهدافش دروغ گفت .
مانو سينگهام در مقاله خود به عملكرد اسكاتلنديارد در 23 ژوئيه سال 2005 نيز اشاره كرده است يعني روزي كه پليس لندن تبعه برزيلي بي گناهي را در يك ايستگاه قطار زيرزميني در لندن به جاي يك مظنون تروريستي به اشتباه مورد اصابت گلوله قرار داد و كشت.
مانو سينگهام در مقاله خود نوشته است: ايان بلر كميسر پليس لندن در پي اين حادثه گفت كه فرد كشته شده به طور مستقيم در ارتباط با تحقيقات تروريستي بوده است.
اما ايان بلر اين مسئله را بيان نكرد كه چرا هويت، نام و مليت فرد كشته شده را در آن موقع اعلام نشده بود.
واشنگتن پست نيز در آن روز گزارش داد كه فرد كشته شده تحت نظر پليس لندن بوده است .
مانو سينگهام افزود : اعلام چنين مطالبي در ظاهر به اين معنا بود كه پليس لندن مدارك و علت موجهي را براي كشتن آن فرد برزيلي داشته است اما چند روز بعد گزارش ديگري منتشر شد و گفته شد كه فرد كشته شده هيچ ارتباطي با تحقيقات مربوط به حملات بمب گذاري لندن كه در ژوئيه سال 2005 رخ دادند ، نداشته است .
مانو سينگهام در ادامه نوشت: با اعلام اين مطالب از سوي مسئولان انگليسي، اين سوال ها مطرح شدند كه چگونه در مدت چند روز يك نفر كه گفته شده بود تحت نظر پليس بوده است و در ارتباط مستقيم با عمليات تروريستي بوده است، به يكباره به فردي بدون هيچ ارتباطي با عمليات تروريستي تبديل مي شود؟
اينگونه به نظر مي رسد كه به احتمال بسيار زياد علت بيان مطالبي مبني بر اينكه فرد كشته شده با عمليات تروريستي در ارتباط بوده است به اين دليل بيان شده بودند كه در اذهان عمومي يك علت موجه را پديد آورند تا مردم عملكرد پليس را موجه بدانند و در اين راستا مقامات انگليسي درهمان ابتداي زماني كه حادثه كشته شدن اين تبعه برزيلي در لندن رخ داد ، بدون اهميت به اين مسئله كه آيا آنچه را كه مي گويند حقيقت دارد يا خير ، فقط صرف اينكه به هدف خود در موجه كردن اقدامشان برسند ، دروغ گفته بودند و اين تبعه بي گناه برزيلي را به عمليات تروريستي ربط داده بودند .
و البته فرقي كه در ميان دروغ گفتن مقامات انگليسي و مقامات امريكايي در مواردي كه بيان شدند ، وجود دارد ، اين است كه مسئولان انگليسي به فاصله مدت زماني كمي و در پي چند روز اعلام كردند كه حادثه آنگونه كه گفته شده بود ، نبوده است و حقيقت چيز ديگري است .
اما در امريكا اين كار خيلي كند و به تدريج صورت مي گيرد يعني براي مدت مديدي آن مطالب كذب در رسانه ها براي مردم امريكا پخش مي شوند و پس از اينكه حوصله مردم به سر آمد و مردم خواستار مطالب جديد شدند ، به تدريج حقايق در باره مطالب غير واقعي پيشين بيان مي شوند .
مانو سينگهام در مقاله خود همچنين آورده است: رسانه ها در حال حاضر نيز همينگونه عمل مي كنند يعني با بيان فقط هر آنچه كه دولتي بگويد مطالب را عنوان مي كنند تا بدين ترتيب جانب ايمني را رعايت كرده باشند.
البته وجود اينترنت موجب مي شود تا دروغ ها برملا شوند و صداقت بيشتري به زندگي سياسي آورده شود.
اما بهترين كاري را كه مي توان در رويارويي با نخستين خبرهايي كه در پي حادثه اي پخش مي شوند ، انجام داد اين است كه تا زماني كه به پايه و اساس محكمي براي باور آنها دست نيافته ايم ، همواره به نخستين خبرهاي مربوط به وقوع حادثه اي با ديده شك و ترديد نگاه كنيم .

[External Link Removed for Guests]  
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

 به ياد جانباختگان هواپيماي ايراني ايرباس  
 
چگونه؟
هواپيماي ايرباس جمهوري اسلامي ايران در دوازدهم تير 1367 (3جولاي1988) به همراه ۲۷۵ مسافر و ۱۵خدمه، فرودگاه بندرعباس را به مقصد دوبي ترك كرد. سطح پرواز اين هواپيما 14000 پا تعيين شده بود. در ساعت ۱۰:۱۷دقيقه محلي 6:45 گرينويچ) شروع به اوج گيري كرد و در ساعت 10:24دقيقه به وقت محلي سطح 12000 پا را گزارش كرد، ولي بعد از آن ديگر تماسي از طرف خلبان گرفته نشد.
دقيقاً در همان روز ناو جنگي نيروي دريايي ايالات متحده آمريكا موسوم به وينسنس به طور غيرقانوني وارد آب هاي ايران در خليج فارس شده بود. گويي اين ناو كه يكي از پيشرفته ترين ناوهاي جنگي آمريكا محسوب مي شود در خليج فارس به دنبال يافتن طعمه اي است كه پس از دقايقي آن را مي يابد. كاپيتان ويليام راجرز فرمانده ناو وينسنس پس از پرواز يك هواپيماي ايراني در منطقه دستور به شليك دو فروند موشك سطح به هوا مي دهد. هر دو موشك به هواپيماي مسافربري برخورد و پس از لحظاتي هواپيما منفجر و در نزديكي جزيره ايراني، «هنگام» سقوط مي كند. در اين حادثه دردناك تمام سرنشينان هواپيما كه در ميان آنها 66 كودك زير 12 سال و 52 زن و همچنين 42 تبعه كشورهاي يوگسلاوي، كويت، افغانستان، هندوستان، پاكستان، ايتاليا و وابسته نظامي پاكستان در ايران و خانواده اش ديده مي شدند جان باختند.
مقامات آمريكايي در نخستين واكنش اعلام كردند كه هواپيماي منهدم شده نظامي بوده و قصد داشته است تا به ناو فوق پيشرفته وينسنس حمله كند. اما حتي پس از روشن شدن موضوع در مورد نوع هواپيما و كوتاهي عامدانه ارتش آمريكا باز هم سعي در توجيه عمل خود نموده و حاضر نشدند به تخلف خود اقرار كنند بلكه رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح آمريكا اظهار كردند: «اقدام ناو دريايي آمريكا براي دفاع از خود بوده است.» البته برخي از مقامات واشنگتن اذعان كردند كه حمله به هواپيماي ايراني ايرباس در خليج فارس يك فاجعه بوده است، هر چند از نظر سياسي و استراتژيكي گريزي از آن نبوده است. راديو آمريكا در 17 تير67 با پخش برنامه اي اعلام كرد: «برقراري صلح تنها نفعي است كه آمريكا در خليج فارس به دنبال آن است و اين فاجعه انساني(انهدام ايرباس) ضرورت دست يابي به آن هدف را به شدت افزايش داده است"

چه كرديم؟
واكنش مقامات ايراني به اقدام آمريكا در انهدام هواپيماي مسافربري ايرباس، بدون هيچ گونه تهديدي به اقدامات تلافي جويانه در آينده بود كه البته چنين واكنشي با توجه به اوضاع آن زمان تا حد زيادي قابل قبول و داراي توجيه بود. ديپلمات ها و صاحب نظران مسائل جنگ ايران و عراق علت خودداري ايران از توسل به اقدامات تلافي جويانه عليه واشنگتن را كسب حمايت بين المللي و جلوگيري از احتمال توسل آمريكا به اقدامات مشابه گذشته اعلام كردند. در چنين شرايطي امام خميني با هدف جلوگيري از شبهه افكني براي تضعيف روحيه ملي پيامي را با اين مناسبت صادر كردند و در آن با توجه به بروز شايعاتي در مورد معامله پنهاني براي پايان دادن به جنگ فرمودند: «امروز ترديد به هر شكلي خيانت به اسلام است. غفلت از جنگ خيانت به رسول الله است.» پس از پيام شورانگيز رهبر كبير انقلاب مسئولان كشوري و لشكري نيز در پيام ها و سخنراني هايي مختلف خواستار وحدت و مقاومت ملي در مقابل توطئه هاي دشمن شدند.
عليهذا در آن مقطع زماني سياست جمهوري اسلامي ايران اينگونه رقم خورد كه ايران نخست موضوع را در شوراي امنيت سازمان ملل، سپس در شوراي اجرايي سازمان ايكائو و در نهايت در ديوان دادگستري لاهه مطرح و پيگيري كند.


فاجعه در شوراي امنيت
پس از وقوع اين تجاوز آشكار، جمهوري اسلامي ايران در نامه اي خواستار تشكيل جلسه فوري شوراي امنيت براي رسيدگي به موضوع شد. اين درخواست سبب شد تا 25 تير 67(16ژوئيه1988) شوراي امنيت تشكيل جلسه داد و پس از استماع سخنان علي اكبر ولايتي وزير وقت امور خارجه ايران و جورج بوش معاون رئيس جمهور آمريكا قطعنامه 616 را تصويب كرد. در اين قطعنامه شورا با ابراز تأسف عميق از اينكه يك هواپيماي غيرنظامي ايران اير در پرواز برنامه ريزي شده بين المللي 655، با شليك موشك از ناو جنگي ايالات متحده آمريكا بر ضرورت تبيين حقايق اين سانحه تأكيد كرد. در پايان نيز اجراي فوري و كامل قطعنامه 598 مورد تصريح قرار گرفته و از آن به عنوان تنها عامل حفظ ثبات و صلح در منطقه ياد مي شود.
پس از بررسي اين قطعنامه به سادگي روشن مي شود كه قطع نظر از ارتباطي كه بين مسئله جنگ و ساقط شدن هواپيماي ايراني ايجاد شده و يا پيش بيني نشدن محكوميت و جبران خسارت وارده و ساير مسئوليت هاي ناشي از حمله، واكنش شورا در برابر اقدام جنايتكارانه آمريكا بسيار ضعيف بوده و تنها به ابراز تأسف و همدردي مطلق بسنده كرده است.
همچنين واكنش اين شورا قابل مقايسه با حادثه انفجار هواپيماي پان امريكن بر فراز شهر لاكبري نيست، چرا كه در آن حادثه پس از سه سال تحقيق و بازجويي مقامات آمريكايي و انگليسي اعلام كردند كه 2 تبعه ليبي در اين حادثه نقش داشته اند. پس از آن بلافاصله شوراي امنيت با تصويب قطعنامه 731 از دولت ليبي خواست متهمان ادعا شده توسط آمريكا و انگليس را به اين دو كشور تحويل دهند. مضافاً بر اينكه غرامت اين حادثه نيز بايد پرداخت شود. پس از تعلل ليبي در قبال اين قطعنامه شوراي امنيت در قطعنامه 748 با لحن شديدتري از ليبي خواست تا به خواسته هاي آمريكا و انگليس تن دهد.
حال اين پرسش مطرح است كه شوراي امنيت چگونه واكنش هاي متفاوت خود را با دو قضيه مشابه با فاصله كمتر از يك سال توجيه مي كند؟ البته با توجه به ساختار شوراي امنيت و جو فشار و تهديدي كه در هنگام تصويب قطعنامه 616 عليه جمهوري اسلامي ايران وجود داشت و نيز وضعيت جبهه هاي جنگ مي توان صدور همين قطعنامه ناقص را نيز نوعي پيروزي به حساب آورد.  

 
ايكائو هم سياسي است
پس از شوراي امنيت نوبت به شوراي سازمان بين المللي هواپيماي كشوري (ايكائو) رسيد. به دنبال درخواست ايران از اين شورا، جلسه اي در 23 تيرماه 1367 در مقر اصلي اين سازمان در مونترال كانادا برگزار شد. نماينده ايران در اين جلسه ضمن قرائت نامه اي خواستار محكوميت صريح ايالات متحده آمريكا به دليل استفاده از سلاح عليه هواپيماي مسافربري ايران و استفاده از زور و تهديد عليه فضاي جمهوري اسلامي ايران و كشورهاي خليج فارس شد. در پاسخ به اين درخواست ها نماينده آمريكا شرح حادثه را چنين بيان كرد: «در آن روزهامنطقه خليج فارس ناامن بود. كشتي هاي مختلفي از جمله يك كشتي پاكستاني و ليبريايي هدف حمله قرار گرفتند. در همان روز يك هواپيماي F_14و يك هواپيماي مسافربري از فرودگاه بندرعباس برخاستند. به رغم تلاش هاي ناو وينسنس براي شناسايي هواپيما ازجانب اين هواپيما پاسخي دريافت نشد و فرمانده ناو براي دفاع از خود به سوي هواپيما شليك كرد.» در اين جلسه نماينده آمريكا نه تنها حاضر نشد به تخلف ناو وينسنس اشاره كند بلكه وقايع را طوري بيان كرد كه گويي اين هواپيماي ايران بوده است كه با رعايت نكردن موارد فني و ايمني موجب حادثه شده است.
شورا پس از شنيدن سخنان طرفين در بيانيه اي از دو طرف خواست تا در بررسي موضوع با شورا همكاري كنند. در جلسه بعدي شورا هيأت تحقيق گزارش خود را ارائه كرد و در آن گزارش اظهار كرد كه:«هواپيماي ايرباس به طور طبيعي بلند شده و پرواز آن در همه مراحل كاملاً طبيعي بوده است.» در نهايت شورا با صدور بيانيه اي ضمن ابراز تأسف از استفاده از سلاح عليه هواپيماي مسافربري اين حادثه را غيرعمدي و به دليل اشتباه در شناسايي هواپيما دانست. اين تصميم شورا در عين حال كه غيرمنصفانه و ناعادلانه بود اين قضيه را ثابت مي كرد كه شورا تحت تأثير برخي از ملاحظات سياسي، نتوانست اصول و قواعد حقوقي در اسناد بين المللي را اعمال و اجرا كند.

احقاق حق در لاهه
از آنجا كه بيانيه ايكائو براي ايران رضايت بخش نبود پرونده را به ديوان بين المللي دادگستري (لاهه) ارجاع داد و همان خواسته هاي پيشين خود را تكرار كرد. اما در مقابل ايالات متحده صلاحيت ديوان براي رسيدگي به موضوع را مورد اعتراض قرار داد. به رغم اعتراض آمريكا ديوان روز 12 سپتامبر 1994 را براي رسيدگي به اين موضوع قرارداد ولي در نهايت اين قضيه در ديوان بررسي نشد، زيرا در توافقات دو طرفه قرار شد موضوع در خارج از ديوان بررسي شود.
علت اين تصميم گيري هم آن بود كه در آن زمان با توجه به نفوذ و قدرت ايالات متحده در بيشتر محافل سياسي و قضايي مقامات ايراني اميدي به صدور رأي از جانب ديوان بين المللي دادگستري مبني بر محكوميت آمريكا در قضيه ايرباس نداشتند.
مطابق توافق ايالات متحده پذيرفت تا به بازماندگان هر مسافر ايراني كشته شده غير شاغل 150 هزار و مسافران كشته شده شاغل 300 هزار دلار به عنوان ديه و ساير هزينه ها پرداخت كند. همچنين توافق شد اين مبلغ كه در مجموع رقمي حدود 69 ميليون دلار از طريق سفارت سوئيس به طور مستقيم به بازماندگان قربانيان پرداخت و قيمت هواپيما نيز به خود دولت پرداخت شود.

فلسفه فاجعه
جرج بوش معاون وقت رئيس جمهوري آمريكا در شوراي امنيت در ضمن توجيه اعمال خلاف ارتش آمريكا در سرنگوني هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران اظهار داشت: «اگر ايران به جنگ خود با عراق پايان داده بود، قطعاً حادثه ايرباس اتفاق نمي افتاد.» اين سخنان نماينده آمريكا در شوراي امنيت بيانگر اين واقعيت بود كه حمله ناو وينسنس به هواپيماي غيرنظامي ايران در راستاي اجراي سياستي بود كه آمريكا و متحدانش براي جلوگيري از پيروزي ايران و شكست عراق اتخاذ كرده بودند.
موافقت ضمني و مشروط ايران با پذيرش قطعنامه 598 از سويي و خواست طراحان اين قطعنامه به دنبال اجراي بي قيد و شرط قطعنامه از سوي دو طرف جنگ از سويي ديگر سبب شد تا ابرقدرت ها فشارهاي خود را عليه ايران براي قبول بي قيد و شرط و فوري قطعنامه تشديد كنند. ريگان در سخنراني خود (چند ماه قبل از فاجعه ايرباس) خود در مجمع عمومي سازمان ملل با سخنان تهديد آميزي از ايران آشكارا خواست تا قطعنامه را بپذيرد و در غير اينصورت به پذيرش آن وادار خواهد شد. از جمله اين فشارها در آن سال ها مي توان به جنگ سفارتخانه ها، تحريم واردات نفت ايران، بسته شدن دفتر خريدهاي نظامي ايران در انگلستان، تحريم كالاهاي ايران، بمباران سكوهاي نفتي رشادت، رسالت، نصر، سلمان و مبارك، حمله به ناوچه هاي ايراني و در نهايت در 12 تيرماه 1367 حمله به هواپيماي مسافربري اشاره كرد.

[External Link Removed for Guests]  
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: مدال شجاعت

پست توسط sokuteasemuni »

 مرگ 290 پرنده

در ساعت24 : 10 صبح 12 تيرماه 1367 هواپيماي مسافربري ايرباس 655 ايران، بر اثر اصابت 2 فروند موشك سطح به هواي ناو هواپيمابر فوق مدرن وينسنس در آب هاي خليج فارس سقوط كرد و غرق شد.
در اين جنايت هولناك كه در حوالي جزيره ايراني هنگام ، به وقوع پيوست، تمامي ۲۹۰ مسافر و خدمه آن به شهادت رسيدند.

سحرگاه حادثه
روز يكشنبه 12 تيرماه 1367 مطابق با 3 ژوئيه 1988 ناو هواپيمابر فوق مدرن كارل وينسنس درحالي كه به آب هاي سرزميني كشورمان تجاوز كرده بود، هواپيماي مسافربري ايرباس 655 جمهوري اسلامي ايران را در نزديكي تنگه هرمز بين شارجه و بندرعباس و در حوالي جزيره ايراني هنگام مورد اصابت 2 فروند موشك سطح به هوا قرار داد و تمامي ۲۹۰ مسافر و خدمه آن را به شهادت رساند.
آن روز مسافران بيگناهي كه بي خبر از تقدير خود، راهي مقصدي كه هرگز به آن نرسيده بودند، حتي فكر آن را نمي كردند كه قرباني جاه طلبي هاي متجاوزي شوند كه جان آنان را هدف رسيدن به مطامع خود قرار داده است.اين پرواز در حالي از بندرعباس راهي دبي بود كه بيشتر سرنشينان آن به ويژه كودكان، هدف نگاه چشم انتظاراني بودند كه لحظه هاي ورودشان را مي شمردند، بي خبر از آنكه گذر لحظه ها، مسافرانشان را به سوي مرگ مي برند.
سطح پرواز اين هواپيما، 14 هزار پا تعيين شده بود، در ساعت 15:10 محلي و 6:45 گرينويچ، شروع به اوج گيري كرد و در ساعت 10:24 به وقت محلي، سطح پروازي 12 هزار پا را گزارش كرد و از آن لحظه به بعد، ديگر تماسي از طرف خلبان گرفته نشد. در فاصله 150 مايلي بندرعباس، ناو هواپيمابر فوق مدرن وينسنس در حالي كه در محدوده آب هاي بين المللي جمهوري اسلامي ايران، در اطراف جزيره ايراني هنگام، مشغول گشت زني بود، پيام رمزي از سوي قرارگاه عملياتي ناوگان پنجم آمريكا در منطقه دريافت كرد. پيام بلافاصله، در اختيار كاپيتان راجرز فرمانده ناو هواپيمابر وينسنس قرار گرفت، متن پيام اين بود: «به سوي هر نوع هواپيماي ايراني كه برفراز آبهاي خليج فارس پرواز مي كند، شليك شود.»
هواپيماي ايراني ايرباس در حالي كه از كريدور هوايي از قبل مشخص شده و به ثبت رسيده، در سازمان هواپيمايي بين المللي ايكائو پرواز مي كرد، مسير خود را به فرودگاه بين المللي دبي اعلام كرد، كليه كشتي هاي مسافربري و نفتكش هايي كه در خليج فارس تردد مي كردند، روي شنودهاي راديويي خود، پيام را دريافت كردند.
هيچ گونه حركت غيرعادي در آب هاي خليج فارس مشاهده نمي شد و هواپيماي ايراني با مسافران خود در كريدور تعيين شده در شمالي ترين نقطه تنگه هرمز مسير خود را طي مي كرد.
كاپيتان ويل راجرز، پس از دريافت پيام شوم سرفرمانده ناوگان پنجم، فرمان اضطراري، از نوع «EIEF» را صادر كرد.
در اين فاجعه انساني، تمام سرنشينان هواپيما كه در ميان آنان 66 كودك زير 12 سال، 52 زن و 46 نفر تبعه كشورهاي ديگر از جمله 20 نفر هندي، 13 نفر ازامارات متحده عربي، 6 نفر يوگسلاو، 6 نفر پاكستاني و 1 نفر ايتاليايي و از جمله وابسته نظامي پاكستان و خانواده اش حضور داشتند، به شهادت رسيدند.
مدتي بعد، پنتاگون به رئيس جمهور وقت آمريكا، رونالد ريگان، پيشنهاد كرد تا به كاپيتان ناو هواپيمابر وينسنس، مدال لياقت اعطاء كند، به اين ترتيب كاخ سفيد در تاريخ 3 ژوئيه 1988 از طريق كشتار كودكان و زنان بي دفاع، بار ديگر نقطه سياه ديگري بر كارنامه ننگين خود افزود.

صدور قطعنامه 616
متعاقب اين تجاوز آشكار، جمهوري اسلامي ايران، بلافاصله در 14 تير 1367 موضوع را از طريق شوراي امنيت سازمان ملل تعقيب كرد، اما اين شورا، تنها با صدور قطعنامه 616 از وقوع چنين حادثه اي، ابراز تأسف نمود و از محكوم كردن آمريكا خودداري نمود، دولت آمريكا نيز بدون عذرخواهي رسمي از جمهوري اسلامي ايران، تنها اعلام كرد كه به خانواده هاي قربانيان، مبالغي پرداخت خواهد كرد.
در اين پيگيري، شورا پس از استماع سخنان دكتر ولايتي، وزير امور خارجه وقت ايران و جرج بوش، معاون وقت رئيس جمهوري آمريكا، در جلسه شماره 2821 خود در تاريخ 20 ژوئيه 1988 (29/4/67) طرح قطعنامه پيشنهادي را به عنوان قطعنامه شماره 616 تصويب كرد، متن قطعنامه به شرح زير است:
قطعنامه شماره 616 (1988) «شوراي امنيت»
با بررسي نامه مورخ 5 ژوئيه ،1988 جانشين نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران، خطاب به رئيس شوراي امنيت، با استماع بيانات نماينده جمهوري اسلامي ايران، وزير امور خارجه، علي اكبر ولايتي و سخنان نماينده ايالات متحده آمريكا، معاون رئيس جمهور، جرج بوش، با ابراز تأسف عميق از اين كه يك هواپيماي غيرنظامي ايران اير در پرواز برنامه ريزي شده بين المللي 655 در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسيله موشك شليك شده از ناو جنگي ايالات متحده آمريكا(وينسنس) منهدم گرديد، با تأكيد بر ضرورت تبيين حقايق سانحه توسط بازرسي بي طرفانه، با اضطراب عميق از تشنج دائم التزايد در منطقه خليج فارس؛
1) تأسف عميق خود را از ساقط ساختن هواپيماي غيرنظامي ايران، به وسيله موشكي كه از يك ناو جنگي آمريكا شليك شده و تسليت عميق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگيز جان انسانهاي بي گناه ابراز مي دارد.
2) همدردي صميمانه خود را به خانواده هاي قربانيان اين سانحه غم انگيز و دولتها و كشورهاي آنان اعلام مي دارد.
3) از تصميم سازمان بين المللي
هواپيمايي كشوري در پاسخ به درخواست جمهوري اسلامي ايران، مبني بر ايجاد فوري گروه حقيقت يابي، براي بررسي تمامي حقايق موجود و جنبه هاي فني زنجيره حوادث مربوط به اين پرواز و انهدام هواپيما و همچنين از اعلام ايالات متحده آمريكا و جمهوري اسلامي ايران، مبني بر تصميماتشان براي همكاري با بررسي سازمان بين المللي هواپيمايي كشور استقبال مي كند.
4) از تمامي اعضاي كنوانسيون 1944 شيكاگو در مورد هواپيمايي كشوري بين المللي، درخواست مي كند كه در همه شرايط مقررات و رويه هاي سلامت هوانوردي كشور، به ويژه ضمائم آن كنوانسيون، به منظور جلوگيري از چنين پيشامدهايي را دقيقاً مراعات نمايند.
5) لزوم اجراي فوري و كامل قطعنامه 598 (1987) شورا را به عنوان تنها مبناي حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پايدار منازعه ايران و عراق ابراز و پشتيباني خود را از دبير كل براي اجراي اين قطعنامه، اعلام و خود را ملتزم به همكاري با دبير كل براي تسريع، در اجراي طرح اجرايي او مي نمايد.در بررسي اين قطعنامه، مشاهده مي شود كه شوراي امنيت از شوراي سازمان بين المللي هواپيمايي كشوري، عملكرد بهتري داشته است، زيرا شوراي ايكائو، با آن كه يك مرجع فني و تكنيكي و بالاترين ارگان مسئول است، تنها به صدور بيانيه، بسنده كرده است، از سوي ديگر، قطعنامه شوراي امنيت، از نظر محتوا و كلمات به كار رفته در آن، از بيانيه شوراي ايكائو، قوي تر و محكم تر است و مي توان صدور قطعنامه 616 را نوعي موفقيت براي ايران به حساب آورد.

ريشه هاي سياسي سانحه
ساقط كردن هواپيماي مسافربري ايران از سوي تجاوزگران آمريكا در حقيقت يكي ديگر از مراحل رويارويي جامعه جهاني با جمهوري اسلامي ايران، براي تقويت متجاوزان عراقي در جبهه هاي جنگ و به زانو در آوردن مسئولان نظام بود. در اين ميان، مهمترين بخش سياست جديد آمريكا، مداخله مستقيم در جنگ ايران و عراق بود. در مارس 1987 آمريكا پرچم خود را بر فراز 11 فروند كشتي كويتي به اهتزاز در آورد. به دنبال اين اقدام، ايالات متحده به طور مستقيم، وارد عرصه جنگ ايران و عراق شد و به حمايت آشكار از عراق پرداخت.
ناوگان آمريكا، خيلي زود نيمي از ناوگان كوچك ايران را نابود كرد و به راحتي آنچه را كه صدام حسين از آغاز جنگ نفتكش ها به دنبال آن بود، ولي از انجام آن ناكام مانده بود، براي عراق به انجام رساند، تعدادي از سكوهاي نفتي ايران، از جمله سكوي سيري را كه 8 درصد نفت ايران از آنجا تأمين مي شد را نابود كرد و به گونه مؤثري از سوي عراق براي پوشش حمله به كشتي ها و تأسيسات نفتي ايران مورد استفاده قرار گرفت.
طبق اعلام دبير كل اتحاديه بين المللي كارگزاران حمل و نقل دريايي، (ITF) در طول جنگ ايران و عراق، تا تاريخ 10 ژوئيه 1984 حدود 112 كشتي در خليج فارس مورد حمله موشكي قرار گرفت.هدف عراق از حمله به كشتي هاي تجاري و نفتكش، قطع صدور نفت ايران، اخلال در واردات و صادرات، قطع راههاي ارتباطي آبي ايران و بين المللي كردن جنگ به منظور درگير كردن كشورهاي ديگر و اعمال فشار بين المللي به ايران براي خاتمه جنگ بود.
بدين ترتيب، عراق در هدف خود، مبني بر بين المللي كردن جنگ خليج فارس تا اندازه زيادي موفق شد و قدرتهاي غربي و در رأس آنها، آمريكا، حضور گسترده و تهديدآميزي در خليج فارس يافتند و سرنگوني هواپيماي ايرباس 655 ايران، توسط آمريكا، همگان را بر اين باور داشت كه اين حادثه، نشانه اي از توسل آمريكا به قوه قهريه براي خاتمه جنگ است.

[External Link Removed for Guests]
 
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”