تاريخ خط در ايران

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه ۶ تیر ۱۳۸۸, ۳:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 58 بار
سپاس‌های دریافتی: 190 بار

تاريخ خط در ايران

پست توسط Matilda »

 تاريخ خط در ايران 
    
 
 بیش از     خط مکتوب در ایران زمین 
    
 
 تاريخ خط و زبان ايران به دو دوره متمايز پيش از اسلام و بعد از اسلام تقسيم مي  .  تقسيم ، تنها تسلط اعراب و انقراض سلسله ساساني نيست زيرا اتفاقات وحوادث سياسي تنها عامل تمايز خط و زبان نمي تواند باشد بلكه علت اين تقسيم، آن است اين دو دوره از هر جهت با هم تفاوت دارند و با آنكه ايرانيانبسياري از سنن و خصوصيات كهن ملي خود را بعد از تسلط اعراب تازي حفظ كردندولي به علت تغيير مذهب و تحول اوضاع سياسي و اجتماعي ادبيات خط و تا حدوديزبان بعد از اسلام با پيش از آن تفاوت كلي را حاصل نمود  .   
 در اين مقاله به زبان و خط بعد از اسلامپرداخته نخواهد شد و هدف اصلي شناساندن زبان ، خط و ادبيات از شاهنشاهیهخامنشی تا پایان شاهنشاهی ساسانی است  .   به تارخچه خط در ایران باستان که طبق کتیبه ای که در جنوب ایران کشفشده است مبدا آن به حدود پنج تا هفت هزار سال پیش می رسد  .   میتوان از کتیبه های موجود در معبد سه هزار و پانصد ساله زیگوراتنام برد ولی از آنجا که مدارک در این باره کامل نیست از نوشتن خط قبل ازهخامنشیان خودداری   .   
 دوره هخامنشي 
 تاريخ ايران از زمان مادها روشن و مدون است خلاصه اينكه شخصي به نام دياكو مؤسس سلسله ماد بود او هگمتان يا اكباتان  (  )  پايتخت خود قرار داد يكي از فرمانروايان بزرگ ماد بنام هُوَخشَتَرَ حكومت آشور را منقرض ساخت و دولت متد را اقتدار و اهميت بخشيد  .   او كه آستياگ نام داشت مغلوب كوروش كبير گرديد و سلسله ماد منقرض شد  .   
 از زبان مادي سند و آثار كتبي باقي نمانده استولي شكي نيست كه زبان مادي با پارسي باستان خويشاوندي نزديك داشته است ‍‌؛به طوري كه پارسيها و مادي ها زبان يكديگر را به خوبي مي فهميدند  .   
 كوروش موسس سلسله هخامنشيان ، مركز حكومت خويشرا در پاسارگاد قرار داد و كشور ليدي و بابل را مسخر نمود و مهمترين دولتو سلطنت دنياي قديم را تشكيل   .   
 داريوش بزرگ بزرگترين شاهنشاه هخامنشي ، نخستياغيان كشور را سركوب كرد و در داخل كشور ايران را از سر حد چين تاريگزارهاي سوزان افريقا بسط داد و دولت هخامنشي را از مقتدرترين دولت هايروي زمين كرد  .   
 فرهنگ و تمدن درخشان ايران از روزگار هخامنشيآغاز مي شود كه سند هاي موجود و آثار باقيمانده ، قدرت و عظمت هخامنشيان ونياكان ما را مسلم مي دارد  .   
 پارسي باستان 
 زبان ايرانيان در زمان هخامنشيان پارسي باستان يا فرس قديم ناميده مي شود كه ريشه زبان فارسي كنوني   .   
 كتيبه هاي شاهان هخامنشي و لوح هاي زرين و سيمين كه از آن روزگار باقيمانده به اين زبان نوشته شده است  .   واژه هاي اصلي كتبيبه ها از چهارصد كلمه تجاوز نمي كند و مطالب آن عبارت است از نام و شرح خاندان شاهان  –  فتوحات  –   يزدان  –   دروغ و ناپاكي  –   به راستي و نيكو  .  
 اين كتيبه ها غالبا به چند زبان است و غير ازپارسي باستان ، به زبان هاي آسوري ،ايلامي ، آرامي كه بين ملل دست نشاندههخامنشيان معمول بوده ، نگاشته شده است  .   
 مجموع كتيبه هاي هخامنشي بالغ بر چهل كتيبه استو مهمترين آنها در تخت جمشيد ، همدان ، شوش ،نقش رستم ، بيستون ،الوند ،وان است كه كتيبه بيستون از همه مفصل تر و مشتمل بر     هيجده هزار و نهصد كلمه مي باشد كه داريوش در اين كتيبه چگونگيفرونشاندن شورش هاي داخلي و غلبه و تسلط به كشورهاي خارجي و حدود متصرفاتخود را شرح مي دهد و در پايان مجد و بزرگواري كشور ايران را آرزو مي كند  .   
 خط ميخي 
 كتيبه هاي هخامنشي به خط ميخي است  .   اين خط را از قوم كلده و آشور گرفتند و در آن تغييراتي دادند و آن را به صورت الفبايي در   .   
 تين خط از چپ به راست نوشته مي شد و داراي     بود و در كنده كاري و نوشتن روي سنگ و اجسام سخت به كار مي   .   
 اولين خط ميخي كه به دست آمده از زمان آريارمنه و آخرين آن از روزگار پادشاهي اردشير سوم است و به سبب دشواري نگارش ،خط ميخي از دوران اشكانيان رو به زوال نهاد و به تدريج منسوخ گرديد  .   
 در خط ميخي و كتيبه هاي پنج كلمه به صورت پندار نگاري باقي مانده است پندار نگاري  :   مرحله تصوير نگاري در تاريخچه خط را گويند كه تصوير كم كم ساده شد و بهصورت علامت و نشانه در آمد و براي اسامي معني نيز علائمي ايجاد  .  رياضي كه به صورت خط بين المللي در آمده از نمونه هاي پندارنگاري است  .   
 اورامزدا     
 خشايثيه     
 دهيو     
 بغا     
 بومي      –   
 گذشته از سنگ نبشته ها ، سكه هاي هخامنشي و خطوطروي بعضي ظروف و سنگ ترازو ها و نگين هاي باقي مانده از آن عهد ، همه بهخط ميخي و زبان پارسي باستان مي باشد  .   
 براي شناختن زبان پارسي باستان چند جمله از بند اول كتيبه نقش رستم با زبان پارسي باستان نوشته مي   .   
    [FONT=Times New Roman]بغ وزر كه اورامزداهي ايمم بوميم اداهي اومام آسمانم اداهي مرتيم اداهي شياتيم ادامرتيهي   .   
 ترجمه  :   بزرگ است اهورا مزدا كه اين زمين را آفريد كه آن آسمان را آفريد كه شادي را براي مردم آفريد  .   
 زبان اوستايي 
 قديمي ترين اثر از آثار آريايي اوستاست  .   با سانسكريت ،زبان ادبي و كهن هنديان شباهت تام دارد و معلوم ميشود كه ايرانيان و هنديان در روزگاري با هم زندگاني كرده و زبان مشتركيداشته اند كه ريشه زبان اوستايي و سانسكريت بوده   .   
 زردشت پيامبر ايران باستان كه قرن ها پيش ازمسيح زندگي مي كرده است از شمال يا شمال غرب ايران برخاسته است و متوجهمشرق ايران شده است و پيروانش گشتاسب و گرشاسب در مشرق ايران بوده اند پسزبان اوستايي در قسمت هاي شرقي هم مفهوم بوده است  .   
 اوستا داراي دو لهجه است قسمتي از خود زردشت كه خيلي قديمي است و بقيه جديدتر مي  .   يا سرودهاي مذهبي از خود زردشت مقدس است  .   
 اوستا در قديم     را شامل مي شده كه مردم ايران از حفظ داشتند  .   استيلاي اسكندر ، مقداري از آن از دست رفت  .   اول اشكاني اهتمام به جمع آوري اوستا نمود و دستور داد اوستاي پراكنده را كه موبدان در حافظه داشتند جمع آوري  .   اساسي براي تدوين اوستا در زمان ارشير بابكان انجام گرفت و عده اياز موبدان كه رياست آنها با تنسر ، هيربد هيربدان بود مامور جمع آورياوستا شدند  .   از اردشير ، پسرش شاپور اول خرده اوستا را كه پراكنده بود جمع آوري كرد  .   شاپور دوم ساساني درباره مراسم ديني بين زردشتيان اختلاف افتاد وبه دستور شاپور ، آذر بد مهر اسپندان موبد موبدان به كتاب اوستا مراجعه ومطالب آن را مرتب نمود  .   
   
                 
[COLOR=#1d1b10]هر کس ممکنه اشتباه کنه..
اما نکته ی مهم اینه که وقتی اشتباه کردی کسی نفهمه.
 
Major II
Major II
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه ۶ تیر ۱۳۸۸, ۳:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 58 بار
سپاس‌های دریافتی: 190 بار

Re: تاريخ خط در ايران

پست توسط Matilda »

تصویر
خط تحرير مرحوم حسينعلي خان امير نظام گروسي

تصویر
خط طغري اقتباس از كليد نگارش آقاي مجد الدين
تصویر
خط شكسته تعليق اقتباس از كليد نگارش آقاي مجدالدين
تصویر
خط شكسته منتسب به عبدالمجيد درويش طالقاني
تصویر
خط نستعليق منتسب به مرحوم سيد حسين خوشنويس باشي



خط اوستايي

خط اوستايي بااحتمال زياد در زمان ساسانيان تنظيم شده است در ضمن تدوين اوستا و كتابت آن متوجه شدند كه خط پهلوي براي نوشتن تلفظ صحيح اوستا ، رسا نيست . بنابراين موبدان ، الفبايي از روي الفباي پهلوي بوجود آوردند كه بتوان تمام لغات و كلمات مقدس و قرائت صحيح اوستا را بوسيله آن نوشت . اين خط دين دبيره نام دارد كه امروزه به خط اوستايي يا دبيري دين نيز خوانده مي شود .

اين خط كه از راست به چپ نوشته مي شود كاملترين خطوط موجود عالم است . زيرا در الفباي اوستايي اولا اعراب جزء حروف است ثانيا براي تمام صداها ، حروف و علامت خاص وجود دارد .

الفباي اوستايي 44 حرف دارد و حرو متصل به يكديگر نيستند و جدا نوشته مي شوند . چون اعراب داخل حروف است خواندن و نوشتن بسيار ساده است . و به جرات مي توان گفت خط اوستايي يكي از كاملترين خطوطي است كه تا كنون مورد استفاده واقع شده است .
[COLOR=#1d1b10]هر کس ممکنه اشتباه کنه..
اما نکته ی مهم اینه که وقتی اشتباه کردی کسی نفهمه.
 
Major II
Major II
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه ۶ تیر ۱۳۸۸, ۳:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 58 بار
سپاس‌های دریافتی: 190 بار

Re: تاريخ خط در ايران

پست توسط Matilda »

ط اوستايي

خط اوستايي بااحتمال زياد در زمان ساسانيان تنظيم شده است در ضمن تدوين اوستا و كتابت آن متوجه شدند كه خط پهلوي براي نوشتن تلفظ صحيح اوستا ، رسا نيست . بنابراين موبدان ، الفبايي از روي الفباي پهلوي بوجود آوردند كه بتوان تمام لغات و كلمات مقدس و قرائت صحيح اوستا را بوسيله آن نوشت . اين خط دين دبيره نام دارد كه امروزه به خط اوستايي يا دبيري دين نيز خوانده مي شود .

اين خط كه از راست به چپ نوشته مي شود كاملترين خطوط موجود عالم است . زيرا در الفباي اوستايي اولا اعراب جزء حروف است ثانيا براي تمام صداها ، حروف و علامت خاص وجود دارد .

الفباي اوستايي 44 حرف دارد و حرو متصل به يكديگر نيستند و جدا نوشته مي شوند . چون اعراب داخل حروف است خواندن و نوشتن بسيار ساده است . و به جرات مي توان گفت خط اوستايي يكي از كاملترين خطوطي است كه تا كنون مورد استفاده واقع شده است .

دوره اشكانيان

پس از مرگ اسكندر گجسته ( ملعون ) ، كشور هاي متصرفي ، بين جانشينان او تقسيم شد و سلكوس به فرمانرواييئ ايران منصوب گرديد. مدت هشتاد سال سلوكي ها بر كشور ايران تسلط داشتند تا آنكه مردم خراسان با قيامي مردانه ،سلوكي ها را مغلوب ساختند و دولت پارت يا اشكانيان بوجود آوردند .

توضيح آنكه پارت parthava پرثوه – به سبب گذشت زمان در كلمه پرتو تحول ايجاد شده و حروف ( ر ) به ( ل) و ( ث ) به ( ه) تبديل گرديده و در نتيجه پرتو پلهو شده و بر اثر قلب ل و ه بصورت پهلو در آمده است .

پارت سرزمين خراسان و گرگان امروزي كنوني است كه در كتيبه بيستون جزو كشور هاي كه داريوش بر آن ها حكمراني داشته ، نامش آمده است . واژه پهلو همان طور كه توضيح داده شد از همان لغت پرتو يا پرثوه است كه در نتيجه تطور لغوي به آن صورت درآمده است و لفظ پهلوان به معني شجاع از همين واژه پهلوي است چه پرتوها ( پهلوي ها ) قريب 500 سال در مقابل حمله روميان مقاومت كردند .

زبان پهلوي اشكاني

پس از استقرار اشكانيان ، زبان پهلوي يا زبان مردم خراسان زبان رسمي و درباري ايران شد و تا تسلط اعراب تازي زبان مردم شمال و مشرق ايران بود .

از زبان پهلوي اشكاني كه به زبان پهلوي شمالي نيز معروف است جز چند كلمه بروي سكه ها ، آثار مهمي باقي نمانده است و در ضمن زبان ارمني و لهجه هاي آذربايجان و خراسان ، پاره اي از واژه هاي پهلوي اشكاني ديده مي شود .

گاهي از كلمه پهلوي ، زبان فارسي روان اراده مي شود به طوريكه در دوره هاي منفور اسلامي ، پهلوي زبان مي گفتند مقصود زبان پارسي بوده و آن را در برابر زبان عربي استعمال مي كردند . اين زبان كه اصل آن از پارسي باستان است به مرور زمان تغيير پيدا كرد و پس از تحول بسيار به صورت پارسي و زبان دري در آمد .

ماني در سال 251 ميلادي به سن 45 سالگي ادعاي پيامبري كرد و جهت تبليغ شاپور اول ساساني به دين خود ، كتاب شاپورگان را به زبان پهلوي اشكاني نگاشت . قسمتي از آثاري كه اخيرا از مانويان در تورفان ايالتي از تركستان چين پيدا شده بنا به عقيده عده اي از محققين به خط و زبان پهلوي اشكاني مي باشد .

رساله اي هم به زبان پهلوي اشكاني در دست است به نام درخت آسوريك كه جمعي از محققين عقيده دارند كه اصل آن به زبان پهلوي اشكاني بوده و بعد به پهلوي ساساني در آمده است و اين كتاب در اصل منظوم بوده و اشعار 12 هجايي داشته ولي اكنون اوزان ابيات به هم خورده و به نثر تبديل شده است .
[COLOR=#1d1b10]هر کس ممکنه اشتباه کنه..
اما نکته ی مهم اینه که وقتی اشتباه کردی کسی نفهمه.
 
Major II
Major II
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه ۶ تیر ۱۳۸۸, ۳:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 58 بار
سپاس‌های دریافتی: 190 بار

Re: تاريخ خط در ايران

پست توسط Matilda »

موضوع درخت آسوريك عبارتست از مناظره درخت خرما و بز

به عنوان نمونه چند سطر كتاب با ترجمه نقل مي شود

درختي رست است تر او شتر و اسوريك ،

بنش خشك است ، سرش هست تر ،

ورگش كنيا ماند ، برش ماند انگور،

شيرين بار آورد

مرتومان ويناي آن ام درختي بلند

ترجمه : درختي رسته است آن طرف شهرستان آسوريك ، بنش خشك است و سر او تر است ، برگش به ني ماند و بارش به انگور. شيرين بار آورد . مردمان بيني من آن درخت بلندم .

اخيرا سندي به زبان پهلوي اشكاني در اورمان كردستان كشف شده و آن عبارت از دو قباله زمين است كه در 120 سال پيش از ميلاد مسيح آن را به خط پهلوي اشكاني روي پوست آهو نوشته اند .

خط پهلوي اشكاني

خط پهلوي اشكاني كه با حروف جدا از هم و منقطع و از راست به چپ نوشته مي شد از خط آرامي اقتباس شده بود ، خط آرامي را كلدانيان كه تابع ايران بودند در اين كشور رواج دادند .

در زمان هخامنشيان اين خط مخصوص تحرير بود و خط ميخي براي كتيبه و كنده كاري به كار مي رفت ، در دوره اشكانيان خط پهلوي براي كتيبه و كنده كاري هر دو معمول شد. خط پهلوي داراي 25 حرف است و عيب بزرگ و اشكال اينست كه يك حرف گاهي چند صداي مختلف مي دهد .


تصویر

خط تعليق خواجه اختيار اقليم
تصویر
خط رقاع. اقتباس از كليد نگارش آقاي مجدالدين
تصویر
خط توقيع. اقتباس از كليد نگارش آقاي مجدالدين
تصویر
خط نسخ سيد محمد بقاء اشرف الكتاب اصفهاني
تصویر
خط ثلث ناخني فخر جهان
[COLOR=#1d1b10]هر کس ممکنه اشتباه کنه..
اما نکته ی مهم اینه که وقتی اشتباه کردی کسی نفهمه.
 
Major II
Major II
پست: 56
تاریخ عضویت: شنبه ۶ تیر ۱۳۸۸, ۳:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 58 بار
سپاس‌های دریافتی: 190 بار

Re: تاريخ خط در ايران

پست توسط Matilda »

دوره ساسانيان

اردشير بابكان ، اردوان آخرين پادشاه اشكاني را شكست داد و آن سلسله را منقرض كرد و سلسله ساساني را تاسيس نمود و پايتخت را از شمال به جنوب آورد . مذهب مقدس زردشتي را كه از روزگار تسلط اسكندر به تدريج از رونق افتاده بود آيين رسمي ايرانيان كرد و آتشكده هاي خاموش را روشن ساخت و با احياي امور مذهبي و تنظيم كارهاي كشوري همت گماشت . جانشينان اردشير ، در آباداني كشور و بسط علم و فرهنگ و ترويج آداب و رسوم ملي ، كوشش بسيار نمودند .

زبان پهلوي ساساني

زبان پهلوي ساساني كه به پهلوي جنوبي معروف است با پهلوي اشكاني تفاوت مختصري دارد .

با ملاحظه بعضي كلمات كه هنوز در زبان پارسي به كار مي رود. مي توان به اختلاف ميان دو لهجه اشكاني و ساساني پي برد . مثلا (( گرسنه ، گسنه )) كه به زبان پهلوي اشكاني است در زبان پهلوي ساساني گشنه )) است. همچنين ((فرستك)) در پهلوي اشكاني، (( فرشتك )) در پهلوي ساساني و فرشته در زبان پارسي كنوني است .

اصل زبان پهلوي جنوبي نيز از پارسي باستان است و به جهت آنكه پاره اي از اصطلاحات ديني و لغات اوستايي در آن راه يافته و از حيث قواعد دستوري با پهلوي اشكاني فرق مختصري دارد ، از اينرو آن را لهجه اي از لهجه هاي پهلوي مي شمارند .

از زبان پهلوي ساساني آثار متعددي باقي مانده است كه قسمت عمده آن كتب ديني ، اخلاقي ، ادبي ، داستان است .

در روزگار ساسانيان اوستا جمع آوري شد و ترجمه و تفسيرهايي بر آن نوشته شد و ترجمه و تفسير هايي بر آن به پهلوي نوشته اند و آن را زند گفته اند و شرحي كه بعد براي زند نوشته شد به پازند معروف است .

خط پهلوي ساساني از روي خط پهلوي اشكاني تنظيم شه كه در كتيبه ها ، حروف آن مانند پهلوي اشكاني از هم جدا نوشته مي شد و در نامه ها و تحرير، با هم تركيب مي يافت . تعداد الفباي پهلوي را از 18 تا 25 حرف نوشته اند و علت اين امر آن است كه در خط پهلوي يك حرف چند صداي مختلف مي دهد .

دبيران دوره ساساني بعضي از لغات را به آرامي مي نوشتند و هنگام خواندن پهلوي مي خواندند و آن را هُزوارٍٍِِ‌ش مي ناميدند ، مثلا « ملكان ملكا » مي نوشتند ، « شاهنشاه » مي خواندند و « يوم » مي نوشتند و « روز » مي خواندند .

با آنكه زبان پهلوي از حيث قواعد دستوري و ريشه كلمات با زبان پارسي كنوني اختلاف جزيي دارد، به سبب اينكه الفباي پهلوي حروف صدادار ندارد و يك حرف ، صداي مختلف مي دهد و تفنن نوسيدگان كه هزوارش را معمول كرده ، خواندن كتب پهلوي خالي از اشكال نيست .

خط پهلوي در دوره ساسانيان معمول بوده و تا حدود يك قرن بعد از اسلام در ايران زمين رواج داشته است و تا زمان حجاج بن يوسف ثقفي دفاترديواني به خط پهلوي نوشته ميشد و بعد از آن كه خط عربي جانشين آن گرديد تا مدتي بين جمعي از ايرانيان خصوصا موبدان اين خط براي نامه نگاري و نوشته هاي ديني به كار مي رفت

كتيبه هايي از دوره ساسانيان كشف شده كه مهمترين آن ها عبارتست از :

1- كتيبه نقش رستم نزديك تخت جمشيد از اردشير بابكان به سه زبان پهلوي اشكاني و ساساني و يوناني

2- كتيبه حاجي آباد در سه فرسخي تخت جمشيد ار شاپور اول ساساني كه به پهلوي ساساني و اشكاني نوشته شده

3- كتيبه پايكوبي بين قصر شيرين و سليمانيه کردستان عراق که بخشی از ایران بوده است كتيبه بسيار مفصلي است از نرسي به خط پهلوي اشكاني و ساساني نوشته شده .در اين كتيبه نرسي بيان مي كند كه چگونه بهرام سوم را از تخت پايين آورده و خود به سلطنت رسيده ات . اين كتيبه راجع به حدود ايران درآن زمان اطلاعات جالبي مي دهد .

كتيبه هايي در طاق بستان و نقش رجب و تخت جمشيد و همچنين لوح ها و سكه ها و مهر هايي از دوره ساساني باقي ست كه جهت رعايت اختصار از ذكر آن ها خودداري مي شود و البته يكي از آثار پر ارزش به خط پهلوي ساساني كارنامه اردشير بابكان است كه در قسمتي از آن مي گويد .

پس از مرگ اسكندر گجستک رومي ايران شهر 240 كدخدايي بود. سپاهان و پارس و نواحي نزديك آن در دست اردوان سردار بود. بابك مرزبان وشهردار پارس و گمارده اردوان بود .
[COLOR=#1d1b10]هر کس ممکنه اشتباه کنه..
اما نکته ی مهم اینه که وقتی اشتباه کردی کسی نفهمه.
 
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: تاريخ خط در ايران

پست توسط Mardaviz »

Matilda نوشته شده:براینمونه میتوان از کتیبه های موجود در معبد سه هزار و پانصد ساله زیگورات نام برد
 با درود
با سپاس از نوشتار ارسالی تان.
لطفن نام منبع و یا نویسنده مقاله را ذکر کنید.
لازم به یادآوری است که معابد میانرودان به طور عام زیگورات نامیده می شود(که نامی بین النهرینی است).و همچنین در برخی مواقع نیز به معبد های بازمانده از تمدن های کهن آمریکا نیز اطلاق می گردد.
 
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”