رویدادنامه نبونید و کوروش بزرگ

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

رویدادنامه نبونید و کوروش بزرگ

پست توسط ganjineh »

  [FONT=Times New Roman] رویدادنامه نبونید و کوروش بزرگ 
[FONT=Times New Roman] کهن‌ترین کتیبه از زمان کوروش هخامنشی  [FONT=Times New Roman]شاه آستیاگ، سپاهش را فراخواند. آنان بسوی کوروش، شاه اَنشان به پیشتاختند تا به نبردی پیروزمندانه با او در آیند. اما سپاهیان آستیاگ بر شاهخود شوریدند. او را به زنجیر کشیده و به کوروش سپردند. آنگاه کوروش، بسویکشور هگمتانه پیش تاخت و سرای پادشاهی او را تصرف کرد.  
[FONT=Times New Roman]شاه نَبونید در تِما اقامت گزیده بود. اما ولیعهد، بلندپایگان و سپاهیاندر بابل بودند. شاه برای آیین‌های ماه نيسانو (جشن آغاز بهار/ اَکیتو) بهبابل نیامده بود. پیکر خدا نَبو به بابل نیامده بود. پیکر خدا بِـِل ازاِسَگيلَه (نیایشگاه مَردوک) برای همراهی مشایعت‌کنندگان به بیرون نرفتهبود. جشن سال نو برگزار نمی‌شد. اما برابر با سنت‌های همیشگی، پیشکشی‌هابه درون نیایشگاه‌های اِسَگیلَه و اِزیدَه برده شدند.  
[FONT=Times New Roman] گَئوبَروَه فرماندار گوتیوم، همراه با سپا[COLOR=DarkRed]ه کوروش بدون جنگ و پیکار به بابل اندر آمد ونگاهبانی از نیایشگاه اِسَگیلَه به سپرهای گوتیان سپرده شد تا مبادا هیچیکاز سپاهیان به درون اسگیله و دیگر بناهای مقدس آن پا بگذارند. از آن پس،آیین‌ها و مراسم به مانند گذشته برگزار ‌شدند.   
[FONT=Times New Roman][COLOR=DarkRed]کوروش به بابل اندر آمد. به پیش گام‌های او، شاخه‌های سبز افشانده می‌شد.او با مردمان شهر، پیمان صلح و آشتی گذارد. کوروش به همه مردمان بابل،پیام درود و شادباش فرستاد. گئوبَروَه به فرمانداری بابل برگماشته شد وهمه خدایان اَکَد که نَبونید آنها را در بابل بی‌قدر کرده بود، به شهرهایمقدس خودشان بازگردانده شدند.تصویر: s29 :  
[FONT=Times New Roman]بانوی شاه (کاساندان) بمرد. یک بلندپایه، مراسم اشک‌ریزان را در اَکَدبرگزار کرد. همگی مردمان با گیسوان پریشان در آن انباز گشتند.  
 [FONT=Times New Roman]کمبوجیه پسر کوروش، به نیایشگاه برفت و پیشکشی‌هایی را با دست خویش برپیکر نَبو فراز برد. سپس از نزد نَـبـو بسوی اسگیله فرا رفت و در برابربِـل و خدا مـاربیتی، گوسفندی را پیشکش بکرد.

ترجمه این کتیبه توسط  
رضا مرداي غياث آبادي صورت گرفته.
 [FONT=Times New Roman][External Link Removed for Guests]

 
[FONT=Times New Roman]آدم خواب رو میشه بیدار کرد ولی آدمی که خودش رو به خواب زده هرگز. 
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”