مهـر یشت/ میترا یشت

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

مهـر یشت/ میترا یشت

پست توسط ganjineh »

مهـر یشت/ میترا یشت
پیمان‌نامه فراگیرترین و تأثیرگذارترین دین و آیین ایرانی
رضا مرادی غیاث آبادی


[FONT=Times New Roman]پـیـش‌گـفـتـار [FONT=Times New Roman]مهــریشت یا میترا یشت، دهمین یشتِ اوستا و از لحاظ مضمون پس از فروردین یشت،كهن‌ترین بخش آن است. این یشت در بزرگداشت و ستایش ایزد بزرگ و كهنِایرانی به نام «مهر» یا «میترا» (در اوستا «میثْرَه») ایزد پیمان، فروغ وروشنایی سروده شده كه نام او در «گاتها»ی زرتشت نیز یكبار آمده است. مهریشت از نگاه اشاره‌های نجومی و باورهای كیهانی از مهمترین و ناب‌ترینبخش‌های اوستا است. مهر یشت، پیمان‌نامه ایزد کهن ایرانی، و نیایش‌نامهفراگیرترین و تأثیرگذارترین آیین و دین ایرانی است.  
[FONT=Times New Roman]مهریشت دارای 35 بخش یا كرده و 146 بند است. اما بسیاری از این بندها دردوره‌های جدیدتر به متن اصلی افزوده شده‌اند. افزوده‌های احتمالی جدیدترعبارتند از بندهای 1 تا 3، 5، 6، 8، 9، 18 تا 21، 23، 24، 28 تا 34، 37،41، 48 تا 59، 72 تا 74، 83 تا 94، 98 تا 103، 105 تا 111، 114 تا 122،126، 137 تا 139، 144، 146.  
[FONT=Times New Roman]مهـریشت در متن اصلی به نظم سروده شده و كهن‌ترین شعر بدست آمده ایرانی است.این یشتِ دلكش، سرشار از نیروی شاعرانه و سرچشمه سرودهای ایرانی در وصف دوویژگی ارزشمند و اصیل ایرانیان یعنی راستی و پهلوانی به شمار می‌رود.«میتْرَه» یا «مهر» در اصل به معنای دوستی و محبت بوده اما بعدها بهخورشید و نور آن نیز اطلاق ‌شده كه در دوران سرایش مهر یشت چنین باوری درمیان نبوده است و همانگونه كه در بند 13 خواهیم دید، آشكارا بین مهر وخورشید تفاوت قائل شده است.  
[FONT=Times New Roman]اشاره‌هایجغرافیایی موجود در مهر یشت نشان می‌دهد كه محل سرایش آن، سرزمین‌هایجنوبی آسیای میانه و شمال افغانستانِ امروزی و نواحی پیرامون رود «آمـو»(آمـودریا) بوده است. جایگاه‌هایی كه از سرزمین‌های اصلی ایرانی به شمارمی‌آمده است. اشاره‌های متعدد در مهر یشت نسبت به تقسیمات كشوری و دادگری،نشانه وجود سرزمین و جامعه‌ای منظم، منسجم، قانونمند و با شكوه است.  

[FONT=Times New Roman]بهگمان نگارنده، «مهر» و «گردونه مهر» در باورهای ایرانیان باستان وسرایندگان مهر یشت عبارت بوده است از ستاره قطبی و دو صورت فلكی پیرا قطبی«خرس بزرگ» و «خرس كوچك» (دبّ اكبر و دبّ اصغر). می‌دانیم كه قطب آسمانیدر هر 25800 سال، یكبار بر دور قطب دایره‌البروج می‌گردد و امروزه در كنارستاره «جُـدَی» (جَـدْی) قرار دارد. اما در حدود 4800 سال پیش قطب آسمانیدر نزدیكی ستاره «ذیـخ» از صورت فلكی «ثُعبان» (اژدها/ تِـنّـین) بودهاست؛ این ستاره با نام صورت فلكی خود نیز خوانده می‌شود. در آن زمان ستاره«ذیـخ» قطب آسمانی زمین بوده است و مانند ستاره قطبی امروزی در جای خودثابت و بی‌حركت بوده و در همه شب‌های سال دیده می‌شده و هیچگاه طوع و غروبنمی‌كرده است، این ستاره در میانه دو صورت فلكی پیرا قطبی «خرس بزرگ» و«خرس كوچك» واقع شده است و این دو صورت فلكی در هر شبانروز یكبار به دورآن می‌گردیده‌اند. این گردش، همراه با گردش صورت فلكی «ثُعبان»، نگارهباستانی «چلیپا» یا «صلیب شكسته» را در آسمان رسم می‌كردند كه همان«گردونه مهر» است.  
[FONT=Times New Roman]دربند 7 (که بارها تکرار می‌شود) عبارت‌های «در فرازنای آسمان ایستاده» و«بهخواب نرونده» اشاره آشكاری به ستاره قطبی است كه همیشه در یكجا ایستاده وهیچگاه غروب نمی‌كند. اما پس از 4800 سال پیش و هنگامی كه ستاره «ذیـخ» ازقطب آسمانی فاصله می‌گیرد، این فاصله منجر به گردش این ستاره به دور نقطهقطب آسمانی و ترسیم دایره یا حلقه كوچكی در آسمان می‌شود كه سرچشمه پیدایشباوری به نام «حلقه مهر» یا « «حلقه پیمان» است.  
[FONT=Times New Roman]ناممهر در متون ادبیات فارسی برای قُبه‌ای كه بر فراز خیمه و خرگاه، علم وچتر نصب می‌كرده‌اند نیز بكار رفته است كه شباهت ستاره قطبی با اینقُبه‌ها نیز قابل توجه است. توضیحات دیگری در پـانویس‌های دیگر گفته خواهدشد. لازم به یاد‌آوریست كه بسیاری از نام‌های عربی پدیده‌های آسمانی،نام‌هایی هستند كه توسط ایرانیان بكار بسته شده‌اند، برای نمونه نامایرانی دو صورت‌فلكی «دب‌‌اكبر» و «دب‌اصغر» كه در بین اعراب با نام«بَنات‌النعش»(دختران نعش) شناخته می‌شوند.  
 [FONT=Times New Roman][FONT=Mitra]بخش یکم (کرده یکم)   [FONT=Times New Roman]4می‌ستاییم مهرِ دارنده دشت‌های پهناور را، می‌ستاییم مهرِ دارنده دشت‌هایپهناور را؛ او كه به همه سرزمین‌های ایرانی، خانمانی پُر از آشتی، پُر ازآرامی و پُر از شادی می‌بخشد.  
 [FONT=Times New Roman]بخش   [FONT=Times New Roman]7 می‌ستاییم مهـرِ دارنده دشت‌های پهناور را؛ او كه آگاه به گفـتار راستین  [FONT=Times New Roman]است،آن انجـمن‌آرایـی كه دارای هزار گوش است، آن خـوش انـدامی كه دارای هزارچشم است، آن بلند بالای برومندی كه در فرازنای آسمان ایستاده و نگاهبانینیرومند و به خواب نرونده است. 
 عبارت «دارندهدشت‌های پهناور» نیز به این دلیل كه ستاره منسوب به مهر در همه سرزمین‌هادیده می‌شود و همه سرزمین‌ها قلمرو اقتدار اوست، گفته شده است. این بند درسرآغاز بیشتر بخش‌ها تکرار می‌شود. 
 [FONT=Times New Roman]بخش   [FONT=Times New Roman]10   تکرار بند 7. 
[FONT=Times New Roman]11كسی كه رزم‌آوران بر بالای پشتِ اسب به او نماز می‌برند و برای تواناییاسب و تندرستی خود، از او یاری می‌خواهند؛ تا بتوانند دشمنان را از دوردستبشناسند و هماوردان را بازدارنده باشند و بر دشمن بدخواه چیره آیند. 
 [FONT=Times New Roman]بخش   [FONT=Times New Roman]12   تکرار بند 7. 
[FONT=Times New Roman]13  [FONT=Times New Roman] اوست نخستین ایزد مینوی كه پیش از خورشیدِ نیستی‌ناپذیر [FONT=Times New Roman] و تیز‌اسب از فراز كوه البـرز [FONT=B Mitra][FONT=Times New Roman] بر آید.  [FONT=B Mitra][FONT=Times New Roman]اوست نخستین كسـی كـه بـا زیورافزار زرین و آذین بسته از آن فرازگاه زیبابر ‌دمیده؛ از آنجاست كه آن بسیار توانا همه خانمان‌های ایرانی را می‌نگرد.  
 كوه «البرز» درباورهای ایرانی نه تنها همین البرز فعلی بلكه همه كوهستان‌هایی كه از«پامیر» و «بدخشان» در شرق ایران آغاز و به غربی‌ترین بخش كوه‌های آسیایكوچك می‌پیوندد، در نظر بوده است. این بند همچنین نشان می‌دهد كه در دورانسرایش مهر یشت، مهر غیر از خورشید بوده است . 

[FONT=Times New Roman]14  [FONT=Times New Roman]آن جایی كه شهریاران دلاور، سپاهی آراسته فراهم كنند؛ آن جایی كه برای چارپایانِ «ثـاتَـئـیـرو» (؟) [FONT=Times New Roman]كوهستان‌های بلنـد و چراگاه‌های بسیار آماده شده است؛ آن جایی كه دریاهایژرف و پهـناور، گسـترده شـده اسـت؛ آن جـایی كه رودهای فراخِ كشتی‌رو بـاانبـوه خیـزاب‌های خـروشـان به كـوه و سنـگ خـارا بر می‌خـورند ومی‌شتابنـد به سوی «مـرو» و «هِـرات» و «سُـغـد» و «خـوارزم». 
[FONT=Times New Roman]15  [FONT=Times New Roman]آن مهـرِ توانا نگرانِ كشورهای «اَرِزَهی»، «سَـوَهی»، «فْـرَدَهذَفْـشـو»، «ویدَه ذَفْـشو»، وُئـورو بـَرِشْـتی»، «وُئورو جَـرِشْـتی» ونگران این كشورِ «خْـوَنیـرَث» درخشان است؛ آن جایی كه آرامشگاه ستوران وپناهگاه بی‌آسیبِ چارپایان است. 
 در جغرافیایایران باستان، زمین به هفت بخش تقسیم می‌شده است كه «خْوَنیرث» در میانهآن قرار داشت و شامل ایران نیز می‌شد. «اَرِزَهی» در سوی شرق، «سَوَهی» درسوی غرب، «فْرَدَه ذَفْشو» در سوی جنوب‌شرق، «ویدَه ذَفْشو» در سویجنوب‌غرب، «وُئورو بَرِشْتی» در سوی شمال‌غرب، و وُئورو جَرِشْتی» در سویشمال شرق واقع بوده‌اند. 
[FONT=Times New Roman]16  [FONT=Times New Roman] آن ایزد مینوی بخشنده فَـرّ، به سوی همه كشورها می‌رود؛ آن ایزد مینوی بخشنده شهریاری، به سوی همه كشورها می‌رود. 
 اشاره است به گردش گردونه مهر یا خرس بزرگ و كوچك كه در حین گردش به همه سو متوجه می‌شوند. 
 [FONT=Times New Roman]بخش   [FONT=Times New Roman]17   تکرار بند 7. 
[FONT=Times New Roman]او كه هیچكس نتوانـد با او به دروغ باشد، نه سرور خانـواده، نه سرور روستا، نه سرور دهستان، نه سرور استان.  
 [FONT=Times New Roman]بخش   [FONT=Times New Roman]22   تکرار بند 7. 
[FONT=Times New Roman]او كه اگر با او به دروغ نباشند، مردمان را از نیازمندی و آسیب برهاند. 
 [FONT=Times New Roman]بخش   [FONT=Times New Roman]25   تکرار بند 7. 
[FONT=Times New Roman]آنسـرورِ تـیزنـگر، آن پـاداش بخشِ تـوانـا، آن انجــمن‌ آرای گـذارنـدهنـیــایـش، آن پهـلـوانِ رزم‌آزمـا، آن بـازو تـوانـا، آن نیـك‌بـختِبلـند پـایـگاهـی كـه پیـكرش از گفتار مینوی است. 
[FONT=Times New Roman]26او كه دیوان را فرو كوبد؛ او كه بر مردمانِ دروغ‌پیشه خشم گیرد؛ او كه ازمردمان پیمـان‌شكـن، داد خواهد؛ او كـه پریان را به تنگنا در می‌اندازد؛كسی كه اگر با او به دروغ نباشند، توانایی فراوان به كشور می‌بخشد؛ كسی كهاگر با او به دروغ نباشند، پیروزی سرشار به كشور می‌بخشد. 
[FONT=Times New Roman]27  [FONT=Times New Roman]او كه كشور دشمن را ناكام می‌سازد؛ فَـرّ را بر می‌گیرد و پیروزی را دورمی‌كند؛ او كه از پی دشمنانِ بی‌توانِ گریز، می‌تازد و ده هزار بار آنانرا می‌نوازد. او كه ده هزار دیده‌بان [FONT=Times New Roman] دارد، از همه چیز آگاه، نیرومند و فریفته نشدنی است. 
 منظور از «ده هزار دیده‌بان»، همه ستارگان آسمان است كه در مقام دیده‌بانان مهـر انجام وظیفه می‌كنند. 
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”