نبرد الاميه
خبرگزاريفارس:آن شب آسمان حالت عجيبي داشت. هوا صاف بود. من خود احساس ميكردم كهبعد از خدا هيچ كس ديگري را ندارم. ما مأموريت داشتيم به طرف اسكله الاميهاز شهر قاسميه برويم و از نهر قاسميه تا اسكله حدود 25 كيلومتر فاصله بود.

حضورعملياتي سپاه پاسداران در ميدان جنگ دريايي با عمليات كربلاي 3 آغاز شد.عملياتي كه اجراي آن را تنها يگان نيروي زميني يعني لشكر 14 امام حسين (ع)با هدايت نيروي دريايي سپاه به عهده داشت. اين عمليات در وضعيتي دشوارتراز عملياتهاي زميني كه با كمبود تجهزات لازم صورت ميگرفت، به اجرا درآمدو بر ابداعات و ابتكاراتي متكي بود كه تنها ميزاني عالي از ايمان، بصيرت،اراده جهاد، جسارت وشهادت طلبي نيروهاي لشكر 14 امام حسين (ع) ميتوانستآنرا محقق سازد. مكمل اين اوصاف توانايي و تجربه جنگ در مشكلترينموقعيتها بود كه خروج سر بلند لشكر 14 از اين عمليات دشوار را موجب شد.رژيم عراق براي رفع معضل صدور نفت از اواسط دههي 60 ميليوني با كمككارشناسان خارجي و شركتهاي چند مليتي اقدام به ساخت دو اسكله عظيم الاميهو البكر كرد. از اين پس دو پايانه نفتي به عمدهترين محلهاي صدور نفت عراقتبديل شدند، تا آنجا كه بيش از يك سوم نفت عراق از اين دو اسكله صادرميشد. و اسكله الاميه و البكر در شماليترين قسمت آبهاي خليج فارس و درجنوب شرقي رأس البيشه به فاصله 11 كيلومتر از يكديگر احداث شده است و درضلع شمالي آنها سواحل جمهوري اسلامي ايران و در ضلع غربي شبه جزيره فاو،خور عبدالله و جزيره بوبيان قرار دارد.
اين عمليات كه با انگيزه اوليه تصرف و انهدام اسكله الاميه عراقصورت گرفت به اهداف ديگري نيز رسيد. اولين هدف آن تكميل عمليات والفجر 8با ساقط كردن مهمترين پايگاههاي دريايي دشمن بعثي و كوتاه كردن دست عراقاز شمال خليج فارس بود. هدف دوم ايجاد فضا و منطقه سالم دريايي برايكشتيراني بوده است و هدف آخر، حضور مقتدرانه نيروي دريايي سپاه درمنطقهخليج فارس بيان گرديده است. از آنجائيكه در كتب منتشر شده از سوي مركزمطالعات و تحقيقات جنگ و همچنين ساير كتب منتشره از سوي مراكز تحقيقاتيتكامي در خصوص نحوه شناسايي اسكله الاميه مطلبي درج نشده، لذا بر آن شديمبا يكي از شركتكنندگان در اين شناسايي كه از نيروهاي اطلاعات عمليات لشكرميباشد گفتگويي داشته باشيم كه در اينجا متن آن گفتگو از زبان ايشان نقلميگردد:
آن شب آسمان حالت عجيبي داشت. هوا صاف بود. من خود احساس ميكردم كهبعد از خدا هيچ كس ديگري را ندارم. ما مأموريت داشتيم به طرف اسكله الاميهاز شهر قاسميه برويم و از نهر قاسميه تا اسكله حدود 25 كيلومتر فاصله بود.گروه شناسايي ما سه نفره بود. برادر مهدي مظاهري فرمانده دسته، شهيد احمدشاطرپور كه وظيفه جهت يابي را بر عهده داشت و اينجانب كه زمانها را مشخصميكردم، سه نفري به طرف اسكله الاميه حركت كرديم. هول وهراس زيادي داشتيمبخاطر اينكه خداي ناكرده نتوانيم مأموريت خود را بخوبي انجام دهيم با توجهبه موقعيت اسكله و ديگر اينكه هر نوع احتمالي بود كه ديده و يا شهيد و يااسير گرديم. ولي چون بحث مأموريت شناسايي اسكله بود، ما همزمان با جذر آبدر حال حركت به سمت اسكله بوديم و گويي خود آب، ما را در حركت به سمتاسكله ياري ميكرد، شهيد شاطرپور هر چند لحظهاي يكبار سرش را زير آبميبرد و با قطب نما جهتيابي ميكرد، مقداري از مسافت را طي نموديم كهشهيد شارطرپور به ما گفت كه بدنم شروع به لرزيدن كرده است. ما در آن لحظهفكر كرديم كه شهيد شاطرپور از ترس بدنش ميلرزد : ناچار مسافتي ديگر جلورفتيم و حدود 3 كيلومتري اسكله بوديم كه ديديم بدنهاي ما هم شروع بهلرزيدن كرد. اما اينها نميتوانست مانع مأموريت ما بشوند. به حركت ادامهداديم ناگهان متوجه شديم يك سري دلفين از فاصله 20 متري ما به سمت اسكلهكه حالا ما شبحي از آن را ديديم در حال حركت بودند و اين باعث تسكين خاطرما شد چون اگر عراقيها متوجه حركتي ميشدند ميفهميدند كه دلفينها هستند.لرزشها شديدتر شده بود و گاهي هم قطع ميشد. به نزديكي اسكله رسيديم درآنجا متوجه شديم كه مرافبها مواد منفجرهاي را در اطراف اسكله در آبمياندازند و مواد منفجره در عمق 7 الي 8 متري در زير آب منفجر ميشود وعلتش اين بود كه آنها فكر ميكردند غواصها از عمق آب به طرف اسكله ميآينددرحالي كه ما از سطح آب به طرف آنها ميرفتيم. در آن لحظه ما تازه متوجهشديم كه لرزش بدنهايمان از موج انفجاري بود كه در عمق آب صورت ميگرفت.وقتي كه به زير اسكله رسيديم هر سه نفر با هم دستهايمان رابه هم داديم تاتوانستيم يكي از آن ستونها را كه جنس آهن بود و به علت شوري آب حالت تيز وبرندگي پيدا كرده بود را در ميان بگيريم. بعد از ده دقيقه شروع به شناساييكرديم. نرديانهاي اسكله را كه در طرف ما بود و از يك رشته سيم خاردارپوشانده بودند شناسايي كرده و به سمت نردبان يك كيلومتر طول و بين 1 تا10متر عرض داشت و توان نظامي روي اسكله نيز 170 نفر بود. عراقيها از ابتداتا انتهاي اسكله را با مواد منفجرهاي كه باهم آماده كرده بودند و يكباردر آب ميانداختند محافظت ميكردند و ما تازه متوجه شده بوديم كه شهيدشاطرپور چون سرش را جهت ديدن قطب نما زير آب ميبرد به علت انفجار زودتربدنش شروع به لرزيدن كرده بود و تا از اين فاصله زماني استفاده كرديم و بهطرف نيروهاي خودي حركت نموديم. با اين حال كه حاج حسين خرازي به ما گفتهبودند اگر ميتوانيد 24 ساعت همانجا مخفي شويد تا شناسايي كاملتري راانجام دهيد ولي به علت نبودن جاي مناسب در زير اسكله و اين كه در روز بهراحتي ديده ميشديم مجبور شديم اسكله را ترك كنيم و اين زماني بود كه هنوزمد صورت نگرفتهب ود و ما ميبايست در جهت مخالف آب شناسايي ميكرديم و كارخيلي مشكلي بود. حدود يك كيلومتر كه از اسكله دور شديم آرام آرام آب حالتراكد به خود گرفت و ما كه خيلي خيلي خسته بوديم با چراغ قوه به نيروهايخودي كه در نهر قاسميه منتظر ما بودند علامت ميداديم ولي نه قايقي به كمكما آمد و نه علامتي را ديديم ناچاراً تمام مسير را شنا كرديم تا اين كه بهبچهها در نهر قاسميه رسيديم و از آنها گلايه كرديم كه چرا به كمك مانيامديد، آنها در پاسخ گفتند كه اين هم جزء مأموريت بود كه بدانيم راهبرگشت را ميتوانيد طي كنيد يا نه …
شهيد حجةالسلام و المسلمين ميثمي در خصوص عمليات كربلاي 3 ميگويد:
شما نگاه كنيد كه گرفتن سكوي الاميه ( سكويي كه هزار متر طول دارد وصد و پنج متر عرض و در وسط آبهاي پرمخاطره خليج فارس قرار دارد و تمامقدرتها به آن چشم داشت دارند ) كار آساني نيست . رفتن به اين سكو يك كاركلاسيك نيست و روز اول عمليات دويست و پنجاه بار اين سكو را بمبارانكردند. هشت فروند موشك زدند و هفت ناوچه جنگي راه انداختند . اين كار رابا يك نيروي دريايي كلاسيك نميتوان انجام داد. اين سكو ده متر از سطحدريا بالاتر است . بالا رفتن غواصان بدون نردبان و طناب از اين اسكله كارسادهاي نيست . آن هم در حالي كه سه كيلو متر را در آبهاي گرم خليج فارسزير آب حركت كردند. مراحل عمليات كربلاي 3 در سه مجموعه مباحث خلاصهميشود . اولين مرحله ، عبور نيروها بود كه ميبايستي ابتدا از سوياسكله خودي به سمت اسكله الاميه حركت داد و سپس نقطه رهايي غواصها و آنگاهشكستن خط صورت گيرد . از جمله مشكلات بحث انگيز اين عمليات فشار و مقاومتو جريان آب در حالت جز و مد دريا و… طول شبانه روز، باد و ساير اوضاعاقليمي منطقه بود . مسئله ديگر بردن شناورهاي لشكر تا نقطه رهايي با توجهبه وجود رازيت و رادارهاي سطحي دشمن در ثبت هر گونه تحرك دريايي بود.
مرحله ديگر بحث صعود از اسكله بود كه ارتفاع پايانه الاميه از سطحآب به 5 متر ميرسيد ، جهتيابي و استفاده به موقع از نردبانهايي كهساخته شده بود و همچنين بحث پاكسازي و تصرف مواضع دشمن از نكات اساسي وحساس در افزايش موفقيت نيروهاي عمل كننده بحساب ميآمد .
از جمله موارد جالب و ابتكاري در اين عمليات رعايت سكوت راديويي وخاموش نگاه داشتن رادارهاي جديدي بود كه در آستانه عمليات كربلاي 3 بهمنطقه آورده شده بود كه از جمله طرحهاي فريب براي غافلگيري دشمن محسوب ميشد . در خصوص استعداد و سازمان رزم اين عمليات بايد گفت گردان يونس(ع) بهعنوان گردان خط شكن با استعداد 3 گروهان و گردانهاي امام رضا (ع) ، اماممحمد باقر (ع) و موسي ابن جعفر عليهمالسلام با غواصان خط شكن در سه محورهجوم به اسكله الاميه را آغاز نمودند . گذشته از اين ستاد فرماندهيقرارگاه نوح نيروي دريايي سپاه به دو ناو تيپ 14 كوثر با استعداد كامل وناو تيپ 13 اميرالمؤمنين (ع) با استعداد يك گردان ابلاغ كرد كه همزمان باآغاز حركت غواصان لشكر 14 امام حسين (ع) براي مسدود نمودن خورعبداللهاقدام به عمليات كند و همچنين تيپهاي 34 امام سجاد (ع) و 42 حضرت يونس(ع) به ترتيب پوشش پدافند هوايي و نيز اجراي آتش توپخانه ساحلي ، اعم ازاجراي آتشهاي ايذايي با پشتيباني مستقيم انتخاب گرديدند.
واحدهايي از نيروي هوايي ارتش و هوانيروز جمهوري اسلامي جهتپشتيباني نزديك هوايي ازنيروهاي عمل كننده روي اسكله و نيروي دريايي ارتشنيز جهت تجسس و نجات نيروها در صورت لزوم در طرح پيش بيني شدند. ساعت 9صبح روز بعد كار اسكله بطور كلي تما م شد و 50 تن از نيروهاي دشمن كشته وبيش از صد نفر اسير شدند . در راستاي تدابير و فرماندهي قرارگاه نوحعليهمالسلام طرح انهدام اسكله الاميه با عمليات محتويات لوله هاي نفتفاو- البكر توسط يك تيم فني از مهندسين قرارگاه نوح(ع) و شليك توپخانه 155ميلي متري روي اسكله الاميه انجام گرفت . مهندس سربازي مسئول تيم مهندسيقرارگاه خاتم الانبياء (ص) ميگويد : از رأس البيشه دو لوله 48 اينچيميرفت به طرف البكر … لوله ها پر از نفت بود . نفتها را پمپاژكرديم .در نهايت شش پمپ ما شروع كرد به كار كردن . در هر ثانيه 3 تا 4 متر مكعبنفت پمپ ميكرديم و طي 4 ساعت 300-200 هزار بشكه نفت روي اسكله پمپ كرديم. حدود ساعت 10 بود كه ما يكباره احساس لرزش كرديم . برگشتيم نگاه كرديمشعله آتش روي آسمان بود مثل يك قارچ بسيار قوي به ارتفاع 100 متر كه ازفاصله 34 كيلومتري ديده ميشد . با اين انفجار تمامي پايههاي اسكله ازشدت حرارت ذوب ميشد و به پايين ميافتاد . عمليات فوق تحسين همگان رابرانگيخت و تشكر فرماندهي كل سپاه و رضايت حضرت امام (ره) را در پي داشت.
