به نام خدا
يكي از صحنههاي دردناك و در عين حال نمونه بارز نقض حقوق بشر از سوي رژيمبعثي عراق، حملههاي مكرر به مناطق مسكوني ايران است كه «جنگ شهرها»ناميده شده است. پس از ناكامي نظامي، سياسي و رواني در جبهههاي جنگ،سردمداران اين رژيم با هدف كسب امتيازات و تحميل شرايط خود به كشاندن جنگبه شهرها و مناطق مسكوني مبادرت ورزيدند.
حمايت از غيرنظاميان در حملات مسلحانه، تفكيك اهداف نظامي از غيرنظامي وتلاش براي محدود ساختن صدمات ناشي از جنگ در مناطق غيرنظامي، اساس و مبنايتدوين مقررات و قوانين مربوط به حقوق جنگ است؛ اما دولت عراق به هيچ يك ازهنجارهاي بينالمللي تن درنميداد، حملات خود به شهرها و مردم بيدفاعرا افزايش داد. سازمانها و نهادهاي بينالمللي نه تنها به محكوم كردن ايننقض آشكار قوانين مبادرت نميورزيدند، بلكه با حمايتهاي پنهان و آشكارخود از رژيم بعث، زمينه را براي گسترش عملياتهاي غيرانساني بازميگذاشتند.
در حاليكه ايران براي تعيين سرنوشت جنگ، اجراي عمليات نظامي را دنبالميكرد. عراق براي مقابله با اين وضع، حمله به جزيره خارك و مناطقغيرنظامي را برنامهريزي كرده بود. در نتيجه، پس از فتح خرمشهر، عراقحمله به شهرها را از سر گرفت و به موازات آن، حمله به خارك را آغاز كرد.حمله عراق به شهرها بهويژه حمله موشكي به دزفول و حمله خمپارهاي به شهراهواز و ديگر مناطق مسكوني به صورت متناوب انجام ميشد، ولي با آغازعمليات رمضان، حمله به مناطق مسكوني و افراد غيرنظامي به شكل جديد وگستردهاي از سرگرفته شد. به عبارتي ديگر، حمله هوايي دشمن كه در پي طراحيعمليات سرنوشتساز رمضان و همچنين شكست دشمن در عمليات كربلاي يك، دو و سهدر تير و شهريورماه افزايش يافته بود، ادامه پيدا كرد و همزمان و پس از آندر ماههاي شهريور، مهر و آبان ماه 1365 مناطق صنعتي،كارگري، اقتصادي ونفتي و نيز شهرها و مناطق مسكوني و مناطق عملياتي زير شديدترين حملههايهوايي و بمبارانها قرار گرفتند.
عراق از اين كار دو هدف را دنبال ميكرد؛ يكي هدف كوتاهمدت كه جلوگيرياز اجراي عمليات سرنوشتساز بود، ديگري هدف بلندمدت كه انهدام منابع ارزيو درآمد كشور و همچنين به ستوه آوردن مردم و برانگيختن مخالفت آنان با جنگو در نتيجه، تسليم جمهوري اسلامي و پذيرش آتشبس به نحوي كه مطلوب رژيمعراق باشد، بود.
افزايش حمله هوايي عراق و دسترسي به نقاطي كه قبل از اين در توان عراقنبود، علاوه بر اين كه به دليل واگذاري تجهيزات و هواپيماهاي پيشرفتهايبود كه شوروي و فرانسه در اختيار عراق گذاشته بودند، مرهون همكاريكارشناسان آمريكايي بود.
ايران تا بهمن ماه 1362 از حمله به شهرهاي عراق خودداري ميكرد و جوابحملات ارتش عراق به شهرها را در جبههها ميداد. ايران در چند نوبت اعلامكرد حمله به شهرها و روستا و مردم بيدفاع خلاف قوانين اسلامي وبينالمللي است. ولي فرماندهان ارتش عراق كمترين توجهي به هشدارهايايران كه تمركز جنگ در جبههها بود، نكردند و اين باور را داشتند كهايران توانايي جنگ شهرها را ندارد.
در 22 بهمن ماه 1362 ارتش عراق با حمله موشكي به شهر قهرمانپرور دزفولصدها تن از هموطنان ما را به خاك و خون كشيد. فرماندهان ايران به ساكنانهفت شهر عراق اعلام كردند شهرهاي خود را خالي كنند و 24 ساعت بعد آتشتوپخانه خود را روانه آن شهرها كردند.
صدام كه انتظار چنين حمله بزرگي از سوي ايران را نداشت، دستور حمله بهشهرهاي ايلام، اسلامآباد غرب، گيلانغرب، مسجد سليمان، انديمشك،بهبهان و... را صادر كرد. وقتي فرماندهان ايران اين شرايط را ديدند بهمردم عراق اعلام كردند فقط شهرهاي كربلا، نجف، كاظمين و سامرا امن هستندو از آنها خواستند به شهرهاي مذكور پناه ببرند. سربازان عراقي به دستورفرماندهان خود تلاش كردند مانع از خروج مردم از شهرهاي غيرامن عراق شوند،ولي موفق نشدند. وقتي صدام مشاهده كرد شهر بصره و ساير شهرهاي عراق در آتشقهر رزمندگان اسلام شعلهور است، با دروغ و نيرنگ اعلام كرد به خواستةرجوي، سركرده گروهك منافقين، جنگ شهرها را قطع ميكند.
بيشترين حملات عراقيها در اين مدت به كرمانشاه صورت گرفت. از جمله درحمله روز هفتم آبان ماه 1365 كه كرمانشاه و اسلامآباد زير آتش بمب، راكتو مسلسل هواپيماهاي دشمن قرار گرفت، 120 شهيد و 580 مجروح شدند. همچنين دراين مدت تأسيسات نفتي خارك و نقاط مسكوني و صنعتي اصفهان، اراك، تهران،سردشت، خرمآباد، تبريز، لرستان، شيراز، آغاجاري، هفت تپه، گيلانغرب،آبادان، پتروشيمي بندرامام(ره)، راهآهن انديمشك و سدهاي دز و شهيدعباسپور، مورد حملههاي شديد هوايي دشمن قرار گرفتند.
دور جديد جنگ شهرها در اسفندماه 1363 آغاز شد؛ ارتش عراق وقتي از جبرانشكستهاي خود در جبههها نااميد شده بود دوباره حمله موشكي و هوايي بهشهرها و مناطق مسكوني و غيرنظامي را در دستور كار خود قرار داد. ايران نيزدر مقابل اعلام كرد اگر عراق جنگ شهرها را متوقف نكند، بغداد را با موشكمورد حمله قرار خواهد داد. صدام و حاميانش اين ادعاي ايران را يك بلوفنظامي قلمداد كردند و به حملات كور خود با موشكهاي اهدايي اروپا عليهمردم كوچه و خيابان ادامه دادند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اعلام كردبا موشكهاي ساخت ايران بغداد را خواهد زد. اولين موشك شليك شده توسطايران، بانك هجده طبقه رافدين را در بغداد مورد هدف قرار داد. دومين موشكدر باشگاه افسران ارتش عراق در بغداد فرود آمد و حدود دويست نفر ازفرماندهان عراقي را به هلاكت رساند. ادامه حملات موشكي ايران به بغدادباعث شد صدام از بغداد فرار كند و به سامرا، يكي از شهرهاي امن كه از سويفرماندهان ايراني اعلام شده بود، پناهنده شود.
عراقيها از اين حمله غافلگير شدند، اما يك مقام بلندپايه عراق در مكالمهتلفني با يك خبرنگار آمريكايي حمله موشكي ايران به بغداد را تكذيب كرد وگفت: «خرابكاران ايراني يك بمب در داخل ساختمان بانك كار گذاشته بودند كهبه ساختمان آسيب رساند، ولي كسي را حتي مجروح نكرد.» سخنگوي وزارت خارجهآمريكا در واشنگتن نيز گفت: ما چنين برداشت ميكنيم كه انفجار بغدادانفجاري داخلي بوده است و نه يك بمباران. مطبوعات كويت نوشتند: پرتاب موشكبه بغداد يك ادعاست.
حمله موشكي ايران به شهرهاي بغداد، بصره و العماره، هر چند محدود بود، اماموازنه جديدي را در جنگ شهرها برقرار كرد كه عراق آن را پيشبيني نميكردو به نظر ميرسيد ادامه آن وضع با طولاني شدن زمان و افزايش حجم حملههايايران به شهرهاي عراق، آن كشور را از حمله به شهرها باز خواهد داشت؛ درغير اين صورت، عراق بايد عامل جديدي در جنگ شهرها وارد معادله كند.
العمل سازمانهاي بينالمللي و توافق 12
پس از اين اقدام ايران(مقابله به مثل) دبيركل وقت سازمان ملل متحد درپيامي از دولتهاي ايران و عراق خواست تا از حمله به مناطق مسكوني در خاكيكديگر خودداري كنند.
ايران براي سياست خود مبني بر خودداري از گسترش جنگ در مناطق غيرنظامي وبراي رعايت حقوق انسان دوستانه، به تقاضاي دبيركل وقت پاسخ مثبت داد ورژيم عراق نيز بر اثر فشار افكار عمومي جهان در ظاهر موافقت خود را اعلامكرد و بدين ترتيب توافق«12ژوئن» 1984م (22 خرداد 1363) شكل گرفت.
به دنبال اين توافق و بنابر تقاضاي دبيركل شوراي امنيت سازمان ملل، قرارشد تا هيأتهاي ناظر آن سازمان براي نظارت بر اجراي مفاد اين توافق درتهران و بغداد مستقر شوند. اما پس از مدتي، رژيم عراق با استناد به دلايلغيرمعقول بارها توافق 12 ژوئن را ناديده گرفت.
سازمان ملل متحد پس از اطلاع از اين اقدام، هيأت ناظر خود مستقر در تهرانرا به بازديد از مناطق مورد حمله فرستاد و در گزارش خود به شوراي امنيتاين موارد را مورد تأييد قرار داد. اما رژيم عراق براي انحراف افكار عموميو كاستن از فشارهاي بينالمللي به دروغ مدعي حملههاي مشابه ايران بهمناطق مسكوني آن كشور شد.
عراق، سياست غيرانساني حمله به مناطق مسكوني را به منظور وادار ساختنايران به قبول شرايط تحميلي آن كشور، همواره تكرار كرد. رژيم بعثي، درديماه 1365 براي چندمينبار جنگ شهرها را آغاز و حمله به مناطق مسكوني وغير نظامي ايران را به وحشيانهترين وجهي دنبال كرد كه در پي آن، مدارس،دانشگاهها، بيمارستانها و... مورد حمله كور بمب و موشك قرار گرفتند وحتي اماكن مذهبي نيز مصون نماندند.
آخرين و حساسترين جنگ شهرها، حمله موشكي عراق به تهران و شهرهاي مركزيايران بود. در اين اقدام از تاريخ دهم اسفندماه 1366 موشكباران تهرانآغاز شد و تا يازدهم ارديبهشتماه 1367 ادامه يافت.
عراق در اين مدت، متجاوز از 170بار از موشك ميانبرد استفاده كرد و تلفاتجاني و آسيبهاي مالي زيادي را وارد كرد. در اين مرحله نيز ايران بار ديگربراي توقف حملههاي عراق به اقدام متقابل روي آورد و از موشكهاي ميانبردبر ضد آن كشور استفاده كرد.
مقابل به مثل يا اصل تقابل در تاريخ جنگ، همواره يكي از عوامل مؤثر ايرانبود كه دشمن را از حمله به مناطق مسكوني و مردم غيرنظامي بازداشته است. باوجود اين، همواره خواستار اقدام بينالمللي براي توقف حمله به مناطقمسكوني بود و در همه مراحل جنگ شهرها، بارها در مجامع بينالمللي و همچنيندر مراسم نمازجمعه تهران اعلام كرد كه از حمله به شهرهاي عراق بهعنوانعمل متقابل اكراه داشته و از هرگونه تلاشي براي اجراي توافق 12 ژوئن حمايتميكند و در صورت خودداري عراق از انجام آن، از اقدام متقابل خودداريخواهد كرد.
البته عراق براي پايان دادن به جنگ شهرها، شروطي را مطرح كرد كه بسيارنامربوط و متزلزل بودند و راه از سرگيري آن را براي خود باز ميگذاشت. درشرايط پيشنهادي عراق براي پايان دادن به حملهها، مسئله بمباران شهرها بههمه جنگ مرتبط شده و هيچگونه تمايزي بين اينگونه اعمال غيرقانوني وغيرانساني با اقدام دفاع مشروع در جبهههاي نبرد، مشاهده نميشد.
در شش ماه آغازين جنگ(1359) 413 بار به شهرهاي ايران حمله شد. اين تعداد حملات در سالهاي بعدي به شرح زير است:
571 بار 1360، 476 بار1361 260 بار 1362، 246 بار 1363، 790 بار 1364، 962بار 1365، 745 بار 1366 و پنج ماه پاياني جنگ (1367) 306 بار. شهرهايايران در كل چهارهزار و 769 بار توسط رژيم بعث عراق مورد بمباران،موشكباران يا گلوله باران قرار گرفتند.
از آغاز تا پايان جنگ شهرها بالغ بر 127 شهر (بهعلاوه جزاير جنوبي كشور)مورد تهاجم قرار گرفتند. در بين اين شهرها آبادان با بيش از يك هزار وهفده بار، بيش از همه مورد تهاجم واقع شد كه در واقع اين تعداد معادل 3/21درصد از كل مجموع حملات به كليه شهرهاي كشور است. شهر اهواز با 316 بارحمله و 6/6 درصد از كل حملات به شهرها در درجه دوم قرار گرفته و سپس دزفول241 تهاجم يا 1/5 درصد از كل حملات را تحمل نموده است. برخي ديگر ازشهرهاي ايران به ترتيب زير هدف حملات هوايي قرار گرفتند. اراك 57 بار،اروميه 77 بار، اسلامآباد غرب 112 بار، اصفهان 19 بار، انديمشك 52 بار،بانه 76 بار، بروجرد 51 بار، بوشهر 42 بار، پاوه 35 باره، پيرانشهر 78بار، تبريز 76 بار، تهران 92 بار، خرمآباد 140 بار، خرمشهر 128 بار،جزاير مختلف خليج فارس 195 بار، زنجان 32 بار، سرپل ذهاب 67 بار، سردشت99 بار، سنندج 61 بار، قم 67 بار، گيلانغرب 83 بار، مريوان 117 بار،همدان 109 بار، ايلام 177بار، مياندوآب 10 بار، نهاوند 44 بار و....
تعداد شهدا و مجروحين برخي از شهرها بر اثر حملات هوايي به شرح زير است:
آبادان5073 نفر، اراك 895 نفر، اروميه 1827 نفر، اسلام آباد غرب 1203نفر، اصفهان 1650 نفر، انديمشك 2484 نفر، اهواز 8253 نفر، بانه1270نفر، بروجرد1922 نفر، بهبهان 1535 نفر، پاوه 696 نفر، پيرانشهر 1026نفر، تبريز 905 نفر، تهران 2597 نفر، خرمآباد 2354 نفر، دزفول 5326نفر، سردشت 1444 نفر، سنندج 1446 نفر، شيراز 858 نفر، قم 1841 نفر،كرمانشاه 6080 نفر، گيلانغرب 725 نفر، مريوان 1269 نفر، مسجدسليمان 1803نفر، ميانه 768 نفر و ايلام3334 نفر؛ در مجموع 76 هزار و 873 نفر در اثرحملات هوايي عراق به شهرهاي مختلف به شهادت رسيده و يا مجروح شدند.
63 درصد حملات هوايي توسط هواپيما، 9/4 درصد توسط موشك، 9/31 درصد توسطتوپخانه انجام ميشد. بر اساس حقوق بينالملل، اقدامات غيرانساني رژيمبعثي عراق در آن سالها ميبايستي بيدرنگ در سال 1359 توسط شوراي امنيتسازمان ملل پيگيري و صدام بهعنوان نقضكننده صلح بينالملل تنبيه ميشد،اما حتي پس از صدور قطعنامه 598 و اعلام خاويرپرز دكوئيار، دبيركل وقتسازمان ملل مبني بر متجاوز بودن دولت عراق، پرونده اين تجاوز عملاً تاسقوط صدام و دستگيري و محاكمه و اعدام وي مسكوت ماند
مجله امتداد
سایت ساجد
پرواز های سیاه بر شهرهای سپید ( نگاهی به جنگ شهرها )
مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

-
- پست: 820
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۵۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4147 بار
- سپاسهای دریافتی: 2180 بار
Re: پرواز های سیاه بر شهرهای سپید ( نگاهی به جنگ شهرها )
سلام
من زماني كه حملات موشكي عراق كه با موشكهاي الحسين با برد 645 كيلومتر عليه تهران و... آغاز شد كلاس پنجم ابتدائي بودم.روزهاي آخر اسفند 66 حدود ساعت 10:20 صبح تو مغازه پدرم نشسته وآماده ميشدم كه تا چند دقيقه بعد به طرف مدرسه حركت كنم (اون موقع اكثر مدارس سه شيفت بود ومدرسه ما به نام شهيد علي مهراني در بالاي تپه اسلام آباد كرج مشرف به عظيميه بود وتوي مدرسه كه تازه ساخت هم بود يك پناهگاه در حال احداث بود يك زمين فوتبال خاكي هم بود كه الآن به نظرم بيمارستان كودكان شده)تو مغازه بودم كه ناگهان صداي انفجار شديدي شنيده شد .به حمله هوائي وآژير خطر عادت داشتيم اما اين صدا خيلي نزديك بود و وحشتناك بيرون اومدم وبيخيال مدرسه همراه بقيه مردم ميدويديم تا به محل برسيم اون هم تو كوچه هاي اسلام آباد يا همون زورآباد كرج.خلاصه تو منطقه 3 محل اصابت را پيدا كرديم .چند تا خانه خراب شده بود وبوي مواد منفجره ودود همه جا پر شده بود چند تا از مجروهين را هم ديدم اما به خاطر شلوغي وهمچنين حالت تهوع كه داشتم اونجا نموندم وبرگشتم . تو را بعضيها شايعه ميكردند كه شيميائي زدند .به خونه كه رسيدم ديدم پدرم چند تا سطل بزرگ پلاستيكي پر از آب كرده و داره پتوها رو خيس ميكنه چون خيلي ترسيده بود كه نكنه شيميائي بزنند .من هم كه اين چيزها رو نميفهميدم بيخيال به طرف مدرسه راه افتادم . نميتونم توصيف كنم كه وقتي جلوي مدرسه بهمون گفتند تا اطلاع ثانوي مدارس تعطيله چقدر خوشحال شديم .چون وقت امتحانات هم بود
.روزهاي بعد اعلان شد كه دانش آموزان از طريق تلوزيون درسهاشون را بخونند .كه خوب معلم با چوب وشيلنگ نميتونست مجبورمون كنه شبكه2 تلوزيون كه عمرا
خلاصه اينكه تو كارنامه كلاس پنجم ابتدائي من رديف نمرات ثلث دوم خالي بوده ونمرات ثلث سوم هم از نوع نمرات وجبي ميباشد

من زماني كه حملات موشكي عراق كه با موشكهاي الحسين با برد 645 كيلومتر عليه تهران و... آغاز شد كلاس پنجم ابتدائي بودم.روزهاي آخر اسفند 66 حدود ساعت 10:20 صبح تو مغازه پدرم نشسته وآماده ميشدم كه تا چند دقيقه بعد به طرف مدرسه حركت كنم (اون موقع اكثر مدارس سه شيفت بود ومدرسه ما به نام شهيد علي مهراني در بالاي تپه اسلام آباد كرج مشرف به عظيميه بود وتوي مدرسه كه تازه ساخت هم بود يك پناهگاه در حال احداث بود يك زمين فوتبال خاكي هم بود كه الآن به نظرم بيمارستان كودكان شده)تو مغازه بودم كه ناگهان صداي انفجار شديدي شنيده شد .به حمله هوائي وآژير خطر عادت داشتيم اما اين صدا خيلي نزديك بود و وحشتناك بيرون اومدم وبيخيال مدرسه همراه بقيه مردم ميدويديم تا به محل برسيم اون هم تو كوچه هاي اسلام آباد يا همون زورآباد كرج.خلاصه تو منطقه 3 محل اصابت را پيدا كرديم .چند تا خانه خراب شده بود وبوي مواد منفجره ودود همه جا پر شده بود چند تا از مجروهين را هم ديدم اما به خاطر شلوغي وهمچنين حالت تهوع كه داشتم اونجا نموندم وبرگشتم . تو را بعضيها شايعه ميكردند كه شيميائي زدند .به خونه كه رسيدم ديدم پدرم چند تا سطل بزرگ پلاستيكي پر از آب كرده و داره پتوها رو خيس ميكنه چون خيلي ترسيده بود كه نكنه شيميائي بزنند .من هم كه اين چيزها رو نميفهميدم بيخيال به طرف مدرسه راه افتادم . نميتونم توصيف كنم كه وقتي جلوي مدرسه بهمون گفتند تا اطلاع ثانوي مدارس تعطيله چقدر خوشحال شديم .چون وقت امتحانات هم بود
.روزهاي بعد اعلان شد كه دانش آموزان از طريق تلوزيون درسهاشون را بخونند .كه خوب معلم با چوب وشيلنگ نميتونست مجبورمون كنه شبكه2 تلوزيون كه عمرا
خلاصه اينكه تو كارنامه كلاس پنجم ابتدائي من رديف نمرات ثلث دوم خالي بوده ونمرات ثلث سوم هم از نوع نمرات وجبي ميباشد

باآزمايش hla وثبت نام در پايگاه پيوند مغز استخوان كشور در بيمارستان شريعتي شانس زندگي را در بيماران سرطان خون و... افزايش دهيد [External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]