بازهم باران ...
ارسال شده: شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸, ۱۲:۲۱ ق.ظ
شست باران بار دیگر شیشه پنجره را
باز هم ان خاطرات گنگ یک بار دگر
پرسه های بی هدف را تازه کرد
باز هم این بغض چندین ساله را نم نم باران دوباره پاره کرد
یاد ان شب کوچه را
باز باران چاره کرد
چتر می خواهم چه کار
شاید این بار دلم ارام شد
شاید ان منحوس شب
بست بارش را از این افکار من
شاید ارام شدم
یا که از یاد برم
ان شب پاییز را
نم نم باران با خش خشی دلریز را
یاد خواهم برد حرف های تورا
یاد خواهم برد سیمای تو را
یاد خواهم برد جفت حلقه ای را که یخ زد در میان دست من
یاد دارم من که گفتی با سکوت
در میان ما گر چه عشق بود
لیک هنگام جدایی امده
گفتمت با من بمان اما سکوت...
رفتنت باران را هم سنگ کرد.
سال های سال از ان روز رفت
باز هم باران تو را معشوقه کرد.
باز هم بر این دلم غم بوته کرد
باز هم تلخی ان شب کوچه را
نم نم باران دوباره تازه کرد...

دوستان شرمنده اگر خوشتون نیومد.به هر حال کار از خودم بود و شاید مورد پسندتون نباشه ولی برای بارون گفتم و حالا که نم نم بارون میاد قرارش دادم.


باز هم ان خاطرات گنگ یک بار دگر
پرسه های بی هدف را تازه کرد
باز هم این بغض چندین ساله را نم نم باران دوباره پاره کرد
یاد ان شب کوچه را
باز باران چاره کرد
چتر می خواهم چه کار
شاید این بار دلم ارام شد
شاید ان منحوس شب
بست بارش را از این افکار من
شاید ارام شدم
یا که از یاد برم
ان شب پاییز را
نم نم باران با خش خشی دلریز را
یاد خواهم برد حرف های تورا
یاد خواهم برد سیمای تو را
یاد خواهم برد جفت حلقه ای را که یخ زد در میان دست من
یاد دارم من که گفتی با سکوت
در میان ما گر چه عشق بود
لیک هنگام جدایی امده
گفتمت با من بمان اما سکوت...
رفتنت باران را هم سنگ کرد.
سال های سال از ان روز رفت
باز هم باران تو را معشوقه کرد.
باز هم بر این دلم غم بوته کرد
باز هم تلخی ان شب کوچه را
نم نم باران دوباره تازه کرد...


دوستان شرمنده اگر خوشتون نیومد.به هر حال کار از خودم بود و شاید مورد پسندتون نباشه ولی برای بارون گفتم و حالا که نم نم بارون میاد قرارش دادم.


