شعری از شاعری گمنام

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست

بیپروا درباره شعرم نظر بدید

از خواندن شعر زازی هستید
1
25%
شعر توانسته ریتم,وزن,قافیه و فاکترهای لازم را دارا باشد
1
25%
معنای ابیات براهتی قابل فهم هستند
1
25%
این شعر خوب است
1
25%
این شعر متوسط است
0
بدون راي
این شعر ضعیف است
0
بدون راي
 
مجموع رای گیری: 4

Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 72
تاریخ عضویت: جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 553 بار
سپاس‌های دریافتی: 153 بار

شعری از شاعری گمنام

پست توسط e.g »

الا ای آینه من شبنشینم ز جور شبنشینی خود نبینم

مرا لالايی از عالم نشد یار ز عشق عاشقی حیران و گیرم

@@@@@

الا آیینه ها شبگرد مویم بیارا می که خواهان سبویم

زمینو آسمان میخانه و مست من اینجا آینه خود را نجویم

@@@@@

الا رخهای در آیینه پیدا من از خود دورمو نادیده شیدا

گر از شیداییم چشمان من خون ببینم صورت جاوید لیلا

@@@@@

الا آیینهء قلبم کجایی مرا تابی نباشد زین جدایی

بیا کندر رخت هیهات بینم فریبایی رهایی از خدایی تصویر تصویر تصویر
به امیدی که رسد روزی و در سایه عدل..............

گرگ گوید ندریمو برّه گوید بچریم!!!!! تصویرتصویر تصویر
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”