گل من گریه مکن

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
New Member
نمایه کاربر
پست: 13
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ فروردین ۱۳۸۹, ۴:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 34 بار

گل من گریه مکن

پست توسط sabriyena »

 [External Link Removed for Guests]  




که در اینه ی اشک تو غم من پیداست
قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست
گل من گریه مکن
سخن از اشک مخواه
که سکوتت گویاست
از نگه کردنت احوال تو را می دانم
دل غربت زده ات
بی نوایی تنهاست
من و تو می دانیم
چه غمی در دل ماست
گل من گریه مکن
اشک تو صاعقه است
تو به هر شعله ی چشمان ترم می سوزی
بیش از این گریه مکن
که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی
من چو مرغ قفسم
تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی
گل ن گریه مکن
که در ایینه ی اشک تو غم من پیداست
فطره ی اشک تو داند که غم من دریاست
دل به امید ببند
نا امیدی کفرست
چشم ما بر فرداست
ز تبسم مگریز
در دندان تو در غنچه ی لب زیباست
گل من گریه مکن……
man to ra be yad miavaram bi hich bahaneyi shayad dost dashtan hamin bashad
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”