احساسم لطیفم

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
New Member
نمایه کاربر
پست: 13
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ فروردین ۱۳۸۹, ۴:۰۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 34 بار

احساسم لطیفم

پست توسط sabriyena »

روی احساس لطیفم پا نذار
طعنه بر بی خوابی های من نزن
من فرامین خدایم را چنان از بر شدم
گوئیا یک دشت نیلوفر شدم
هر کجا دیدی کمی متروکه است
گل بکار و بر کبوتر ها بخند
رنگ زرد باد پاییزی نشو
پیچکی را روی شب هایت ببر
نو گل احساس خود را هدیه کن
چون جواهر بر صدای باد مست
با نسیم تا پای شب بو ها برو
ضربه ای بر خاطرات بد بزن
گاهی از روی صداقت خنده کن
یا بده بر برگ خشکی رنگ سبز
پا به روی خاک نمناکی گذار
پایکوبان در دل صحرا بچرخ
سر بده آواز مستی را دمی
که ستاره می درخشد بر لبت
نامه های عاشقانه را بخوان
شب به روی پشت بام خانه ات
در زمستان برف ها را لمس کن
کودک دل را به بازی ها ببر
آب را بوسه هایت نوش کن
شعرهایت را به مهمانی ببر
بر بخار شیشه ها قلبی بکش
گاهگاهی هم نگه بر پشت سر
آفتاب ظهر را تسبیح کن
یا برایش کرم شبتابی ببر
زیر باران بوسه بر یاسی بزن
دزدکی در مشت خود رویا ببر
گوش کن از کوه می اید صدا
مرد چوپان باز در نی می دمد
یک شبی تا می شوی مهمان من
طعنه بر بی خوابی های من نزن
کودکانه دست در دستم گذار
من شبیه دشتی از نیلوفرم
روی احساس لطیفم پا نذار
man to ra be yad miavaram bi hich bahaneyi shayad dost dashtan hamin bashad
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”