تا قبل از جنگ جهاني دوم- بنا به مقتضيات جنگ- فقط چندين کشور که در حال جنگ بودند ابرقدرت موشکي محسوب مي شدند (مانند روسيه و آلمان). در واقع جنگ براي اينها مانند کاتاليزوري در جهت پيشرفت صنايع موشکي بود؛ همچنان قدرتمند و قدرتمندتر مي شدند و اين امر موجب رعب و وحشت کشورهاي ديگر شد، چرا که از همان ابتدا هم پيش بيني مي شد اگر فقط چند ابرقدرت خاص، اين تکنولوژي را به دست مي گرفتند، ديگر پاسخ ندادن به درخواست هاي آنها کار مشکلي بود.
پس از فروکش کردن التهابات جنگ جهاني دوم، بسياري از کشورها دست به کار شدند و شروع به ساخت يا حداقل خريد موشک کردند زيرا مي دانستند اگر سيستم موشکي قوي داشته باشند، پشتوانه خوبي براي حفظ امنيت دارند. هرروزه انواع موشک ساخته و آماده مي شد و در اين ميان يک فناوري، توجه همگان را بيش از ديگر شاخه ها به خود جلب کرد و آن، تکنولوژي ساخت موشک هاي بالستيک بود.
برد بسيار بالا و توانايي حمل مقدار زياد مهمات، آنها را از ساير موشک ها متمايز مي سازد و همين موضوع، موجب رعب و وحشت و نگراني مي شود. با اينکه يک موشک بالستيک به خودي خود يک سلاح کشتار جمعي (WMD) محسوب نمي شود، ولي مي تواند مقدار زيادي از انواع سلاح هاي کشتار جمعي را حمل کند و به عنوان يک منبع نگراني براي کشورها به حساب آيد.
تکنولوژي موشک هاي بالستيک هم پس از جنگ جهاني دوم نمو پيدا کرد و از دهه ???? ابرقدرت هايي موشکي به وجود آمدند که تهديدي براي کشورهاي ديگر محسوب مي شدند. در اين عرصه، اتحاد جماهير شوروي يک سر و گردن از رقباي خود بالاتر بود. با گذشت زمان، قدرتش بيشتر و بيشتر مي شد و همواره حرف اول را در اين زمينه مي زد. اين مسئله، کشورهاي ديگر- مخصوصاً رقيب سرسختش يعني ايالات متحده آمريکا- را آزار مي داد.
شوروي در عين حال با توجه به مصالح سياسي- اقتصادي اش، بخشي از اين قدرت را با برخي کشورها- به ويژه چندين کشور آسيايي، تقسيم کرد. اين قضيه آمريکا را به تأملي سخت در عرصه نظامي کشاند زيرا به جز قدرتمندشدن کشورها، اين نگراني وجود داشت که کشورهاي قسمت سلطه، خود به تنهايي به گسترش تکنولوژي موشک بالستيک دست يافته و به ساخت موشک بپردازند.
تقريباً تمامي کشورهاي آسيايي، خريداران بسيار خوبي براي روسيه هستند و در فهرست موشک هاي اين کشورها، حداقل نام چندين نوع از موشک هاي روسي ديده مي شود. حتي به غير از کشورهاي آسيايي، اروپايي ها نيز به همين گونه اند.
به غير از روسيه و چين، در آسيا به تازگي بهترين پيشرفت ها نصيب کشورهاي ايران و کره شمالي شده است؛ البته هند و پاکستان نيز به دليل ساخت کلاهک هاي اتمي از قدرت هاي موشکي آسيا محسوب مي شوند.
شمالي با داشتن موشک هاي بالستيک از قبيل تائپودونگ 1 و 2 يا نودونگ 1 و 2 به گستره اي به شعاع 4000 تا 6000کيلومتري اطراف کشورش مسلط است و ايران نيز با داشتن موشک هاي زلزال و شهاب ? (موشک شهاب ? نيز در حال آزمايش است) قدرت بزرگي محسوب مي شود. نگراني هاي آمريکا از گسترش و فروش موشک هاي بالستيک از زمان دولت رونالد ريگان شروع شد، به نحوي که تمرکز نيروي نظامي آمريکا را بر اين موضوع برانگيخت و زماني که شوروي نخستين موشک بالستيک قاره پيما (ICBM) خود را پرتاب کرد -که توانايي حمل تسليحات هسته اي و غيرهسته اي در حجم بالا را داشت- نيروي نظامي آمريکا موفق به طرح سيستم دفاع موشک هاي بالستيک شد. ريگان، طراحان و مهندسان هوا- فضاي خود را بر سيستم ابتکاري دفاع راهبردي- فضايي متمرکز کرد که اين تمرکز موجب ارتقاي چشمگير سطح تکنولوژي دفاع موشکي بالستيک (BMD) آمريکا شد. گونه هاي جديد اين سيستم که در دوران رياست جمهوري جورج بوش مي بينيم هم، گونه هاي تکميل يافته دوران ريگان است.
بسياري از کارشناسان دفاعي آمريکا متذکر شدند که سيستم دفاع موشکي بالستيک بسيار پرهزينه تر از سيستم حمله موشکي است و بايد بيشتر به حمله موشکي متکي شود. موشک هاي بالستيک در جنگ ها خسارات زيادي به کشورها وارد کرده اند. به عنوان مثال در جنگ جهاني دوم(طي سال هاي ??-????)آلمان بيش از 3000موشک بالستيک با نام V-2 (ملقب به اسلحه انتقام) به انگلستان و آنتورپ شليک کرد. در جنگ ايران و عراق بارها از موشک هاي اسکاد روسي استفاده شد. در جنگ خليج فارس، عراق از موشک هاي بالستيک استفاده کرد و بسياري از نقاط عربستان سعودي را در سال 1991نشانه گرفت که يک موشک به يک پايگاه نظامي آمريکا شليک شد و 28 سرباز آمريکايي را کشت.
موشک هاي بالستيک همواره باعث ايجاد تنش بين کشورها بود؛ براي نمونه، بحران موشک هاي بالستيک کوبا در سال 1962که با تحويل موشک هاي دوربرد شوروي به کوبا، جنگ سرد را گرم تر کرد. يا بحران تايوان در سال 1996پس از انتخابات دموکراتيک چين چندين موشک بالستيک به خطوط کشتيراني نزديک تايوان شليک کرد و در اواخر بحران تائپودونگ در سال 1998که کره شمالي يک موشک بالستيک را به طور غيرمنتظره اي روي محدوده هوايي ژاپن آزمايش کرد که باعث اعتراض کشورهاي غربي شد.
هنگامي که آمريکا و شوروي پيمان منع گسترش موشک هاي بالستيک را امضا کردند، فقط 9 کشور موشک بالستيک داشتند، ولي امروز بيش از 30کشور، موشک بالستيک دارند و 14کشور در توليد يا صادرات موشک بالستيک و تکنولوژي مربوط به آن دست دارند. پس هميشه تهديد شليک يک موشک بالستيک از طرف اين کشورها وجود دارد و بايد جوابي در قبال آن موجود باشد.
در پي نگراني هاي جهاني براي جلوگيري از اين امر، موافقت نامه بين المللي کنترل تکنولوژي موشکي (MICR) -که موافقت نامه اي داوطلبانه است- در سال 1987بين ملل مختلف براي کنترل جابه جايي و خريد و فروش موشک ها و تکنولوژي هاي مربوطه که قابليت حمل سلاح هاي کشتار جمعي (WMD) را ايجاد مي کند، بسته شده است. اما آيا مي توان مطمئن بود که تمامي کشورها به همه توافقنامه هايي که تاکنون امضا کرده اند، پايبندند؟
موشک بالستيک چيست ؟
يک موشک بالستيک در حقيقت يک ماشين تحويل موشک- مولد، شامل سيستم رهيابي و محفظه حمل مهمات است که اساساً عليه اهداف زميني و سطحي مورد استفاده قرار مي گيرد. انواع گوناگون موشک هاي بالستيک بر حسب برد، طبقه بندي مي شوند. نوع خاصي از موشک هاي بالستيک وجود دارد که از زيردريايي ها شليک مي شود و SBLM نام دارد. در ساخت موشک هاي بالستيک، مبحث «پيشران» که مشخص کننده برد موشک است مهمترين مسئله محسوب مي شود و پس از آن ميزان توانايي حمل مهمات که قدرت تخريب آن را افزايش مي دهد.
موشک هاي بالستيک به موشک هايي مي گويند که تا ارتفاع بسيار بالايي اوج مي گيرند(که اين قسمت راه با موتور روشن انجام مي شود) و مابقي راه را با استفاده از نيروي جاذبه زمين به سمت هدف مي روند که مانند يک سقوط آزاد البته با هدايت صحيح است.
برخي از موشک هاي بالستيک حتي از جو زمين نيز خارج مي شوند و با استفاده از يک ماشين ورود مجدد (RV) به جو باز مي گردند که برد بسيار بالايي دارند.

