در عملیات فتح المبین من امداد های غیبی را به چشم خود دیدم و آن زمانی بود که به ما خبر دادند نیروهای خودی در محاصره دشمن قرار گرفته اند و 20 دستگاه تانک دشمن هم برای کمک به نیروهای شان در حال حرکت هستند. بلافاصله با یک تیم آتش به منطقه رفتیم. عراقی ها سعی می کردند با ایجاد خط آتش مانع نفوذ ما به آن منطقه شوند، به هر طریق بود از خط آتش عبور کرده و بالای سر نیروهای عراقی رسیدیم.
هلیکوپترهای مسلح به موشک " تاو " اقدام به شکار تانکها کردند . نحوه عمل هلیکوپترها به این صورت بود که یک هلیکوپتر به طرف دشمن شیرجه می زد و بقیه منتظر و مراقب او می شدند و پس از پایان تیراندازی آن هلیکوپتر ، هلیکوپتر بعدی وارد عمل می شد.
اردلانی و سروان محسنی خلبانان یکی از هلیکوپترهای همراه ما بودند که وقتی به طرف دشمن یورش بردند دشمن با تیراندازی گلوله ای تأخیری، پرواز آنها را مختل کرد و هلیکوپتر آنها در هوا چرخی خورد و به زمین افتاد. شدت ضربه هلیکوپتر چنان بود که دستگاه تیراندازی و حمل موشک هلیکوپتر با آن همه پیچ و بست از هلیکوپتر کنده شد و به زمین افتاد، هلیکوپتر هم سرش به طرف زمین برگشت و به زمین برخورد کرد. من از بالا، ناظر این حادثه بودم و با خود گفتم که دیگر از هیچ کس کاری بر نمی آید و از هلیکوپتر و خلبانان آن چیزی نخواهد ماند ولی لحظاتی بعد با ناباوری دیدم که حتی ملخ های هلیکوپتر به زمین نخورد و با توجه به اینکه دستگاه مهماتش را از دست داده بود ولی زود از زمین کنده شد و در حالت عادی به پرواز در آمد . این واقعه نمی توانست بجز امداد های غیبی چیز دیگری باشد.بلافاصله هلیکوپترهای بعدی منطقه ای را که نیروی زمینی با گلوله های فسفری نشان داده بود، مورد هدف قرار دادند و پس از تار و مار کردن دشمن در آن منطقه، به پایگاههای اصلی خود برگشتیم.
"سرهنگ خلبان ابراهیم صادقی "
(به قلم : سرهنگ حجت شاه محمدی)
===
اضافات:3 تصویر (که اولین تصویر مربوط به سایت میلیتاری می باشد)
منبع:sajed.ir
