سایه ....

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

سایه ....

پست توسط SAMAN »

سایــــــــــــه


تــــــو یه سایه بودی همقد خواب نیمروز من

تـــــــــو یه سایه بودی تو ظهر داغ تن سوز من

تو هرم داغ بی رحم آفتاب تو یه سایه بودی یه سایه ناب
من مسافر تن تشنه ی خواب حریص فتح یه جرعه آب
پای پر تاول من تو بهت راه تن گرما زدمو نمی کشید
بی رمق بودم و گیج و تب زده جلو پامو دیگه چشمام نمی دید

تا تو جلوه کردی ای سایه خوب مهربون با یه بغل سبزه و آب
باورم نمی شد این معجزه بود به گمانم تو سرابی یه سراب


[External Link Removed for Guests]


من گنگ و خسته تن تشنه و داغ
تو سایه سبز میراث یک باغ

تو مرهم این زخم عمیقی
لبریز ایثار پاک و شفیقی

رخت خستگیمو از تنم بگیر با تنت برهنگیمو بپوشون
منو تا مهمونی عشق ببر کتاب در به دریمو  وز 

بزار این سایه همیشگی باشه سایه ایی که جای خوب موندنه
سایه باش و سایبون تا بدونم سایه ایی رو سر بودن منه



ترانه از ایرج جنتی تصویر
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”