ببر مازندران(تاریخچه و تصاویر منحصر به فرد)

در اين بخش مي‌توانيد در مورد طبیعت و محیط زیست به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1921
تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6415 بار
سپاس‌های دریافتی: 11867 بار

ببر مازندران(تاریخچه و تصاویر منحصر به فرد)

پست توسط رونین »

در همان سال «سروان احمد هنرور» عزم شکاردر مینودشت و کلاله را کرد و راهی روستای «آق قمیش» شد. محلی هایی کههمراه او بودند ناگهان چشمشان به حیوان عظیم و الجثه و راه راهی افتاد کهدر بیشه های اطراف جنگل راه می رفت. سروان را مطلع کردند و او هم بلادرنگتفنگ برنو را نشانه رفت و حیوان را از پای در آورد. به رسم قدیمی، هنرور وهمراهانش در کنار لاشه شکار، عکس یادگاری گرفتند اما این عکس برای همیشهدر تاریخ جاودانه شد. هنرور نمی دانست که بعد از او دیگر هیچکس نمی توانداز ببر ایران عکس بگیرد. تصویر  
  نمی توان هنرور را به خاطر کشتن آخرین ببر مازندران ملامت کرد. چون حتیاگر او هم آن ببر را شکار نمی کرد، ببر مازندران منقرض می شد. چونبزرگترین گربه سان ایران از سالها قبل از آن در سرازیری انقراض افتاده بودو دیگر تعداد ببرها آنقدر کم شده بود که دیر یا زود منقرض می شدند. حتیممکن است در همان زمان به غیر از ببر شکار شده، ببرهای دیگری در ایران میزیسته اند. اما پس از آن ببر، دیگر گزارشی از مشاهده این حیوان وجودندارد.
تنها یک گزارش مربوط به سال 1337 وجود دارد که فردی ترکمندر جنگل گلستان ببری را مشاهده کرده است که البته او هم پس از مشاهدهحیوان، به پاسگاه ژاندارمری «شارلق» مراجعه کرده است و با گرفتن اسلحهبرنو، حیوان را از پای در می آورد.
پس از آن دیگر هیچ اثری از ببرمازندران چه در طبیعت ایران و چه در باغ وحش کشورهای دیگر مشاهده نشد. حتیپس از تاسیس سازمان حفاظت محیط زیست، تلاش هایی برای یافتن ببر مازندرانانجام شد اما هیچ یک از این تلاش ها نتیجه نداد و ناچار پس از گذشت چنددهه از آخرین گزارش مشاهده ببر مازندران، این گربه سان منحصر به فرد،«منقرض شده» اعلام شد.
هم اکنون پوست این دو ببر شکار شده موجوداست. یکی از این پوست ها در موزه حیات وحش دارآباد و دیگری در موزه تنوعزیستی سازمان حفاظت محیط زیست در پارک پردیسان نگهداری می شود.  
 تصویر 
 شکار، عامل اصلی انقراض
جمعیت ببرهای ایران در یک قرن پیش آنقدر زیاد بود که تعادل زیستی منطقه راکنترل کند. طعمه اصلی آنها در جنگل های شمال، مرال و گراز بود و ببرها باشکار این حیوانات جمعیت آنها را کنترل می کردند. اما به دلیل آنکه هر دوطعمه اصلی این گوشتخوار بنا به دلایلی چون شکار به میزان قابل توجهی کمشد، رفته رفته از تعداد ببرها نیز کاسته شد تا جایی که در کمتر از نیم قرنمنقرض شدند.
گوزن ها به دلیل گوشت و شاخشان شکار می شدند و گرازهاعلاوه بر استفاده از گوشتشان، به خاطر آسیب هایی که به مزارع وارد میکردند از بین می رفتند.  
 تصویر 
 ظل السلطان، متهم اصلی
اما شکار بی رویه ببرها نیز تا حد زیادی باعث نابودی نسل این گربه سان درایران شدند. مسعود میرزا ملقب به «ظل السلطان» پسر ارشد ناصرالدین شاهقاجار را یکی از مسئولان انقراض ببر مازندران می دانند. او سه سال ازبرادر خود «مظفرالدین میرزا» بزرگتر بود اما هیچ وقت به عنوان ولیعهدانتخاب نشد.
عقده رسیدن به تاج و تخت پادشاهی تا پایان عمر با مسعود میرزا همراه بود و او از طریق شکار حیوانات، عقده گشایی می کرد.  
  تصویر 
  ظل السلطان به تنهایی مسئول شکار 37 قلاده ببر است. او در سفری به بابل 2قلاده و در سفری دیگر به شبه جزیره میانکاله (جنوب شرقی دریای خزر و دراستان گلستان فعلی) 35 ببر دیگر را شکار کرد. شرح این شکارها تماماً در«تاریخ مسعودی» آمده است. در این کتاب درباره شکار ببرهای میانکاله یکنکته حائز اهمیت است. او به هر ببری که دید تیر اندازی کرد و تعدادی ازببرهای زخمی از مهلکه گریختند که به احتمال قوی تعدادی از حیوانات زخمینیز در گوشه ای از جنگل جان داده اند. کشته شدن این تعداد ببر در آن زمانممکن بود که موجبات شادی برخی از مردمان محلی را فراهم کند اما ضربه ایسخت به اکوسیستم منطقه به حساب می آید.
اسکندر فیروز، بنیانگذاراولین تشکیلات حفاظت محیط زیست در ایران، در کتاب «حیات وحش ایران» مینویسد: «شاید کل جمعیت ببر در آن زمان بیش از چیزی حدود چهار یا پنج برابراین رقم نبوده و لذا همین یک شکار عظیم ضربه سهمناکی در کاهش تعداد ببربوده است.» به بیان دیگر ظل السلطان حداقل 20 درصد کل ببرهای ایران راکشته است و به این ترتیب جمعیت این گونه را به اندازه چشمگیری کاهش دادهاست.  
 تصویر  
  دوران شکارگری ظل السلطان آنقدر طولانی و با شکارهای پرتعداد سپری شد کهامروزه جانور شناسان و فعالان حفظ حیات وحش از آن، به عنوان سیاهتریندوران برای حیات وحش کشور یاد می کنند. شرح کلیه این شکارها در تاریخمسعودی به قلم شخص ظل السلطان آمده است.
اما از سوی دیگر، مطالبتاریخ مسعودی و همچنین عکس های به جا مانده از شکارهای آن زمان، تنهااطلاعات مستندی هستند که امروزه از تاریخچه زیستگاه های مختلف در دستهستند.  
 ببر ایران، حریف گلادیاتورها
ببر مازندران جثه ای بزرگ داشت و از این لحاظ دومین ببر جهان پس از ببرسیبری به حساب می آمد. در سالیان دور که نبرد گلادیاتورها یکی از تفریحاتشاهان روم باستان بود، از «ببر هیرکانی» در این نبردها استفاده می شد.منظور از هیرکانی منطقه جنوب دریای خزر و استان های گیلان و مازندران وگلستان فعلی است.  
  تصویر 
  گفته می شود که تا قرن هفدهم تنها ببرهای شناخته شده در اروپا، ببرهایهیرکانی بوده اند تا جایی که شکسپیر در مکبث از ببر هیرکانی سخن می گوید.شکل ظاهری این حیوان و دلیری و شجاعت و نیرومندی آن باعث شده بود تااروپاییان علاقه زیادی به این گربه نشان دهند و به دلیل آنکه ببر گربهمختص به قاره آسیا است، از دوران باستان رومیان و حتی مصریان برای بهاسارت درآوردن ببرها راهی شمال ایران می شدند. آن زمان ببرهای هیرکانی ازقفقاز، سواحل خزر و خراسان تا شمال افغانستان، بخش های جنگلی رود جیحون وسواحل دریاچه های آرال و بالخاش در آسیای مرکزی پراکنده بودند که رفتهرفته از تعداد آنها کم شد و تا صد سال گذشته فقط تعداد نسبتا کمی از آنهادر شرق مازندران باقی ماندند.  
 تصویر 
 حذف ببر و برهم خوردن تعادل زیستگاه ها
با از بین رفتن ببرهای مازندران تعداد گرازها هم افزایش یافت. برای مرالها این اتفاق نیفتاد چون آنها موجوداتی با عمر نسبتا طولانی هستند که درهر بار جفت گیری به ندرت دوقلو زایی دارند. به همین دلیل جمعیت آنها بهآهستگی افزایش می یابد. مضاف بر اینکه هنوز شکار مرال رواج دارد و علاوهبر شکار، دشمنان طبیعی دیگری نظیر گرگ و پلنگ نیز از مرال ها تغذیه میکنند. اما در گرازها اینطور نیست. آنها حیواناتی هستند که به سرعت برتعدادشان افزوده می شود. در هر بار زایمان هر گراز ماده بین 4 تا 8 و گاهی12 بچه به دنیا می آورد که به دلیل وجود غذای فراوان و نبود شکارچی طبیعی،اکثر این بچه ها باقی می مانند و در یک سالگی به سن بلوغ می رسند. به خاطرهمین تعداد آنها امروزه آنقدر زیاد شده که تبدیل به آفتی برای مزارع شدهاند. آنها زمین های کشاورزی را برای جستجوی ریشه گیاهان با پا ودندانهایشان زیر و رو می کنند و هر ساله میلیون ها تومان به زمین هایکشاورزی شمال آسیب وارد می کنند.  
 تصویر 
 پژوهش های جدید و امیدهای تازه
در سال 1378 برخی گزارش ها حاکی از وجود چند قلاده ببر مازندران در باغوحش های چند کشور خارجی بود. کارشناسان و فعالان حیات وحش کشور که امیدواربودند این بار موفق به یافتن ببر زنده شوند «ستاد جستجوی جهانی برای یافتنببر مازندران» را در تهران تشکیل دادند. آنها از سفارتخانه های ایران درکشور های مختلف، باغ وحش های معتبر سراسر جهان، جانورشناسان بین المللی وایرانیان مقیم خارج از کشور خواستند تا اگر اطلاعی از وجود ببر مازندران(چه به صورت زنده و چه به صورت قطعه ای از بدن مانند پوست) در جهان دارنداعلام کنند. تلاش ها نتیجه نداد و هیچ چیز یافت نشد.
اما دو سالقبل محققان به نتیجه جالب و با ارزشی دست یافتند. آن ها فهمیدند ببرهایسیبری و ببرهای مازندران از لحاظ ژنتیکی چندان تفاوتی با هم ندارند واختلافات ظاهری و جزئی آنها تنها به دلیل تغییر زیستگاه است. به بیان دیگرببر سیبری (از نظر ژنتیک) همان ببر مازندران است که در زیستگاهی دیگرزندگی می کنند. در واقع جمعیت بالای این جانور در هزاره گذشته باعث شدهبود تا این حیوانات (که علاقه زیادی به آب و هوای سرد هم دارند) به سمتشمال پیشروی کنند و به دلیل قرار گرفتن در زیستگاهی با شرایط متفاوت رفتهرفته تغییرهایی ظاهری به نسبت شکل اولیه داشته باشند.
این کشف ازنظر علم زیست شناسی بسیار مهم است. چرا که امیدهایی تازه را برایبازگرداندن این گربه سان باشکوه به طبیعت کشور تازه می کند. از این رو درسال گذشته دولت های ایران و روسیه یادداشت تفاهمی مبنی بر تبادل دو قلادهپلنگ ایرانی با دو قلاده ببر سیبری را به امضا رساندند.
با اینوجود به عقیده بسیاری از کارشناسان داخلی و بین المللی، بازگرداندن ببر بهطبیعت ایران تقریبا غیر ممکن است. چرا که از طرفی نمی توان انتظار داشت کهبا در اختیار داشتن دو قلاده ببر، جمعیت زیادی از این جانور به دست آید واز سوی دیگر به نظر می رسد که زیستگاهی مناسب برای زندگی ببرها در ایرانباقی نمانده باشد.
گفته می شود که ببر، برای زادآوری نیاز به برکهها و نیزارهای اطراف آن دارد و به طور کلی این گربه آسیایی در کنارآبگیرها تولید مثل می کند. اما آنچه از گزارش های متخصصان محیط زیست بر میآید، آن است که چنین زیستگاهی به ندرت در شمال ایران وجود دارد.
همچنین اختلاف دمای زیاد بین سیبری و جلگه های شمالی ایران، یکی دیگر ازمسایلی است که احیای این گوشتخوار را را مشکل روبرو خواهد کرد. 
 :http://www.iran20.com
 
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم

شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار


زیبنده
یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید
.
ارسال پست

بازگشت به “طبیعت و محیط زیست”