اتل متل پهلوون...

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 629
تاریخ عضویت: جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸, ۹:۲۵ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1394 بار
سپاس‌های دریافتی: 2882 بار
تماس:

اتل متل پهلوون...

پست توسط Takhrib Chi »

 تصویر
 

اتل متل يه بابا

يه باباي شکسته

خيلي پهلوون، ولي

نحيف و زار و خسته



بپرس ازش تا بگه

چه جور ميشه سوخت و ساخت

با فروش زندگي

اجاره خونه پرداخت



بپرس رنگ فاطمه

براي چي پريده

يا از کجا مي‏آره

اجاره خونه مي‏ده



آي قصه قصه قصه

نون و پنير و پسته

مامان، بابا، بچه‏ها

کنار هم نشسته



حميده پشت بابا

نشسته رو شونه‏هاش

محمد و مليحه

دست ميکشن رو موهاش


  تصویر
 
يه خورده اون طرف تر

مامان کنار ديوار

زل زده به بابا جون

با اون دو چشم بيمار



تو خونه هرکي امروز

از بابا چيزي مي‏خواد

چون که قرار بابا

با دستاي پر بياد



با صد هزاران اميد

براي دريافت وام

بچه‏ها رو مي‏بوسه

ميگه دست پر ميام



کفش‏ها رو پا کرد و بعد

اون باباي مهربون

براي دريافت وام

زد از تو خونه بيرون



الهي که بميرم

با صد هزاران اميد

اون باباي اميدوار

رفت و به مقصد رسيد



پا گذاشت تو ساختمون

يه گوشه آروم ايستاد

وقتي که نوبتش شد

تقاضاي وام رو داد



تقاضا رو اون آقا

گرفتش و خيلي سرد

يک نگاه ، به تقاضا

يک نگاه به ، بابام کرد



با تلخي گفت: «ببينم

علي ملک تو نيستي؟

من تو رو مي‏شناسم

چهل درصدي تو هستي!



اون که يه تيکه ترکش

جا خوش کرده تو سرش

يه جا ، سالم نداره

تو همه پيکرش


يه بار که وام گرفتي

ديگه واسه چي مي خواي؟

مگه خونه خالته

راه به راه اينجا مي‏آي !

 تصویر
  چرا جواب نميدي؟

بگو که نگرفتي !

ديگه نداريم بديم

به ما چه جبهه رفتي»



سر رو پايين ميندازه

راه گلوش مي‏گيره

آبروش رو مي‏برن

مي‏گن برو، نميره



قلب بابام شکسته

رنگ بابام پريده

اگر بره ، جواب

صاحبخونه رو کي ميده ؟



شير خشک فاطمه

خرج دوا و درمون

اشکهاي چشم مادر

آدوقه خونه‏مون



فاطمه بي قراره

در انتظار شيره

قسطها عقب افتاده

بايد وامو بگيره

  تصویر
 صد دفعه توي اتاق

زنده ميشه، مي‏ميره

ميگن برو ، نميره

ميگن برو ، نميره



هر چي غمه تو دنيا

تو قلب اون مي‏شينه

يه دفعه پشت اون ميز

دوشکا‏چي رو مي‏بينه



حس مي‏کنه تو فکه

توي کانال اسيره

فضاي توي اتاق

پر از تر کش و تيره



خون جلوي چشماي

بابا جو نو ميگيره

ميگن برو ، نميره

ميگن برو ، نميره



داد ميزنه : «نميرم

چرا ميگي نميشه»

مي‏زنه تو صورتش

با سر ميره تو شيشه


 تصویر
  بچه من مريضه

در انتظار شيره

صاحبخونه امروز مياد

اجارشو بگيره



يقه شو وا ميکنه

سينه‏شو نشون ميده

داد ميزنه يا حسين(ع)

علي داره جون ميده



اون مرده داد ميزنه:

«اين همه دور ور ندار

اينجا ديگه جبهه نيست

صداتو پايين بيار



سو استفاده کردي

هرچي ، هيچي نمي‏گيم

حالا که اينجوريه

داريم ولي نمي‏ديم»
 تصویر
 
قلب بابام مي‏گيره

با سوز و آه و با شرم

ميگه ديگه نمي‏خوام

خيلي مردي دمت گرم



بيرون مياد از اتاق

سر رو ميندازه پايين

با بغض ميگه حسين جان(ع)

عشقه و عشقه ، همين



تکيه ميده به ديوار

روي زمين مي‏شينه

عکس حسينش‏ رو بر

روي ديوار مي بينه



اشک آقا(ع) مي‏چکه

از توي چشم ترش

نشسته بود کنار

نعش علي اکبرش

شاعر: ابوالفضل سپهر
منبع: [External Link Removed for Guests]
ای چشم من گریان نباش
اینگونه اشک افشان مباش
حیران و سرگردان نباش
در گردش گیتی ،رسد روزی ،به پایان هر غمی
دست نگارتصویر ما داغ دل را گذارد مرهمی.
http://www.centralclubs.com/topic-t78644.html
طلبه جوان دیگری در دفاع از ناموس مردم، چاقو خورد
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1407
تاریخ عضویت: جمعه ۳ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۳۱ ق.ظ
محل اقامت: مازندران
سپاس‌های ارسالی: 6679 بار
سپاس‌های دریافتی: 5422 بار

Re: اتل متل پهلوون...

پست توسط airplane »

از مسجد که اومدم فایل صوتیش رو میزارم
آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


[External Link Removed for Guests]

[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بت‌پرستان  

خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت



 
New Member
پست: 15
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۵, ۲:۱۹ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 34 بار

Re: اتل متل پهلوون...

پست توسط hawk »

خدا بیامرزتش ، شاعر توانمندی بود ، من یکی از کتابهاش رو خریدم وقتی که میخونم مو به تنم سیخ میشه ...
هر دفعه هم که میخونم برام تازگی داره ....
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1407
تاریخ عضویت: جمعه ۳ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۳۱ ق.ظ
محل اقامت: مازندران
سپاس‌های ارسالی: 6679 بار
سپاس‌های دریافتی: 5422 بار

Re: اتل متل پهلوون...

پست توسط airplane »

سلام
اینم فایل صوتی این شعر.
خیلیی از اینها تووسایت bachehayeghalam.com هست
[External Link Removed for Guests]
آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


[External Link Removed for Guests]

[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بت‌پرستان  

خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت



 
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”