تمرين ادراكي

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با فلسفه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 37
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹, ۱:۲۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 53 بار

تمرين ادراكي

پست توسط shahab89 »

  نبض خود را بگیرید اما به ساعت خود نگاه نکنید . ضربان قلب را نشمارید . فقط امواجی را که در درون شما جاریست را تجربه نمائید امواج خون زندگی که در درون شما جاریست . ریتم نبض خود را احساس نمائید . این ضرب شما می باشد . هیچ شخص دیگری ریتمی چون شما ندارد گذشتگان بر این باور بودند که هر چیزی نبض دارد . هزاران سال پیش آنان طبل هائی می ساختند و بر آن ها ریتم های آفرینش را میزدند تا روح خویش را با ضرب خود کیهان هم آهنگ سازند .    از تخیل خود کمک بگیرید . خون شما چه رنگی دارد؟آیا مطمئن هستید که قرمز است؟ چرا رگهای شما آبی است؟چه زمانی خون شما تغییر رنگ داد؟چرا؟ بدن شما پاسخ را می دانداز آن بپرسید . جریان خون خود را تا قلب دنبال کنید . و پاسخ را بیابید قلب اولین اورگان است که خون قرمز سرشار از اکسیژن را از ریه ها می گیرد و ابتدا خود را تغذیه کرده و سپس خون را برای تغذیه ی بدن پمپ می کند . اکنون هوشیاری خود را به تنفس خود بیاورید.اول یک سوراخ بینی و بعد دیگری را ببندید . از کدام سوراخ تنفس می کنید؟ما عمدتا" از طریق یک سوراخ بینی برای چند ساعت تنفس می کنیم و سپس دیگری . نفس خود را همان طور که از طریق نای به ریه هایتان می رود دنبال کنید.چه حسی دارید؟ آیا نرم است یا صدا دار؟ نفس شما از کجا آمده ؟ و برای چه مدت مال شماست؟اکنون حس بویائی خود را به کار گیرید. بوی شما چه هست؟ هر شخصی بوئی منحصر به فرد دارد . دست خود را پس از آنکه سیر یا پیاز بریده اید بو کنید رایحه های متفاوتی را ببوئید . بوی شیرین گلها بوی تند سرکه بوی زننده شیر کهنه . اکثر پستانداران در ابتدا بیشتر بر حس بویائی خویش تکیه می کنند. یک خرس قطبی قادر است که از سی مایلی بوی یک فک را احساس کند. میمون ها وقتی که یکدیگر را برای اولین بار می بینند یک دیگر را بو می کشند.یک شیر در جنگل ترس شما را بو می کشد . اکنون حس لامسه ی خود را بکار گیرید .پوست وسیع ترین ارگان حسی در بدن است . آن از همان جنسی ساخته شده که سیستم عصبی مغز شما دارد . پوست زنده است . وقتی که خشمگین است بر انگیخته می شود . وقتی که نوازش می شود می درخشد . لحضه ای برای نوازش صورت خود بگذارید . لب هایتان را حس کنید با انگشت تمام آن را لمس کنید . اکنون نسبت به پاهایتان هوشیار شوید . انگشتان خود را در درون کفش حرکت دهید . مغز انسان با ممانعت کار می کند . وقتی که صبح کفش می پوشید از دما آگاه بوده و درون کفش هایتان را احساس می کنید . اما بعد از آن مغز مانع این حس کردن می شود زیرا به هر حال شما نمی خواهید تمام روز نسبت به کفش هایتان هوشیار باشید . فقط هنگامی که که به یک صندلی میزنید و یا بر یک میخ پا می نهید دوباره نسبت به پاهایتان هوشیار می شوید . دفعه بعد که برای غذا خوردن می نشینید دستها را که برای گرفتن قاشق و چنگال استفاده می شوند کج کنید . دقت کنید که چقدر احساس ناجوری است که این حس را برای هوشیار شدن از هر لقمه ای که می خورید و مزه غذای خود استفاده نمائید . اکنون حس چشائی خویش را بکار گیرید . مزه پوست شما چیست ؟ بازوی خویش را بمکید . شور است یا شیرین ؟ مزه خون شما چیست ؟دفعه بعد که دست خود را بریدید آن را امتحان کنید و از مزه اش آگاه شوید . مزه آب چه هست ؟ این ایده وجود دارد که آب نوشیدنی بدون مزه است . این حقیقت ندارد آب مزه خود را دارد و آب در هر شهری و هر نهری مزهای متفاوت دارد . به آهستگی آب را نوشیده و آن را مزه مزه نمائید . سردی آب را حس کرده و با آن سردی یکی شوید و احساس کنید که دهان شما مملو از آب بوده و از آنجا در تمام بدن شما پخش می شود . بگذارید که سردی شما را پر کند . سر انجام چشمان خود را بسته نفس عمیقی بکشید و گوش فرا دهید صداهای اطراف شما چه هستند ؟ تلاش کنید که تا می توانید صداهای طبیعی اطراف خود را شناسائی کنید آیا پرنده ای آواز می خواند ؟ آیا زنبورها ویز ویز می کنند ؟ آیا تمام صدا های اطراف شما ساخته دست بشر است ؟ آیا چیزی غرش می کند ؟ آیا صدای جیر جیرکها و فریاد آنها را می شنوید ؟ با تمرین کردن ادراک اولیه نوعی شعور را پرورش می دهیم که بر همه حس ها پل میزند . بعد ها قادر خواهید بود آتش را مزه کنید رایحه یک گل را لمس کرده و یک خیال را مزه نمائید این ترکیب حسی فقط برای کسانی که خود را از یک تجربه اولیه مستقیم از جهان طبیعی جدا نموده اند عجیب به نظر می رسد . موسیقی دان ها غالبا" می گویند زمانی که در حال تماشای پرنده های در حال پرواز هستند صدای هوا را که از لابلای پرهای بال هاشان می گذرد را می شنوند این شعور که نشانه ی ادراک اولیه می باشد یک نوع قابلیت است که اکثر ما با رشد تمدن از دست داده ایم به قول یکی از فلاسفه که می گوید: ادراک تجسمی قانون است و ما نسبت به آن هوشیار نیستیم.زیرا دانش علمی مرکز ثقل تجربه را جابجا می کند در نتیجه ما یاد نمی گیریم که چگونه ببینیم و بشنویم و در مجموع احساس کنیم برای آن که از سازمان فیزیکی خود آنچه را که فیزیک دان ها درک می کنند استنباط کرده و آنچه که باید ببینیم، بشنویم و احساس کنیم حس تجسمی که هوشیاری خویش را به لمس، مزه، حس ها و صدا ها می بریم رشد می نمائیم . یکی از تمرین های مورد علاقه من مربوط به مزه کردن عواطف است . هوشیار شدن از مزه آن در دهان . آیا شیرین است؟ شور است؟ مزه چوب یا فلز دارد ؟ اکنون به حادثه ای بیاندیشید که موجب شد احساس غم کنید . توجه کنید که مزه دهان شما تغییر می کند . یک واقعه لذت بخش را به خاطر بیاورید و دوباره توجه کنید که چگونه مزه دهان شما دگرگون می شود اکنون یک واقعه ترسناک را به خاطر بیاورید . آیا قادرید مزه ترس را احساس کنید ؟ مزه عشق و مزه لذت و مزه سرور را؟  
ارسال پست

بازگشت به “فلسفه”