تمركز(ذن)

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با فلسفه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 37
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹, ۱:۲۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 53 بار

تمركز(ذن)

پست توسط shahab89 »

[BLOCKQUOTE]انسان جلوه چند بعدي روح است و روح گوهر جاودانه وجود انسان، اگر دريابيم. تعريف كردن ذن كار درستي نيست، مثلا درست نشستن، درست انديشيدن، در بحر تفكر فرو رفتن براي رسيدن به آرامش، اين ذن است، ولي وقتي موجود شد ديگر ذن نيست. يا به قول سهراب سپهري: زندگي يعني يك سار پريد. يك سار پريد ذن است ولي اگر به عنوان ذن تعريف شود ديگر ذن نيست.
انتخاب هاي متفاوتي پيش رو داريم و زيستن در هريك راهي است كه آزادانه و نه آگاهانه، انتخاب مي كنيم.
بعضي در آينده مي زيند و تمام اوقات را به اميد روزي در آينده مي گذرانند حال آن كه، آينده اي وجود ندارد، فردايي در كار نيست؛ حتي براي خورشيد كه سازنده فردا است.
فرداها وقتي به ما مي رسند امروز نام مي گيرند. بعضي در گذشته مي زيند و پيوسته با افتخارات ديروز رهسپارند، غافل از اين كه ديروز گذشته امروز است و پيوسته امروز و حالا را به مسلخ مي برند. همين حالا وقت زندگي كردن است. ذن و مراقبه به ما كمك مي كند پرسه زدن هاي فكر و سوژه هايي را كه براي نابود كردن حال به ما مي دهد، محدود كنيم.
ذن راه مي نمايد تا شما بتوانيد با آرامش از مرز منيت هاي خود بگذريد، بعضي از استادان ذن شيوه ترسناكي ارائه مي دهند كه باعث وحشت شاگردان مي شود. علت اين ترس، جهل است. اينكه از مسيري آشنا به مسير ناشناخته تغييرجهت بدهند يا از طول موجي كه مي پسندند به طول موج ديگري كه نمي شناسند بروند.
هر انسان يك تاريخ مستقل، يك هستي مستقل است و ميليون ها ميليون انسان فقط به واسطه ظاهري مشابه با تمركز برروي بعضي از اصول توافقي، جهاني را خلق كرده اند.
همگي دوباره مي توانيم با تمركزي يگانه جهاني ديگر به شيوه اي ديگر خلق كنيم كه در آن خبري از فقر و جنگ و بي عدالتي نباشد. براي رسيدن به اين جهان و هر جهاني كه مي خواهيم خلق كنيم كافي است پيوسته امواجي از خود صادر كنيم كه حامل پيام آن جهان باشد. مثلا براي خلق جهاني سرشار از عشق و دوستي و صلح پيام هاي ما پيوسته بايد حامل صلح و دوستي براي همه كس و همه چيز باشد. پيام ها آهسته آهسته توسط انسان هاي ديگر، كه گيرنده پيام هستند، دريافت و تقويت مي شود. از خانواده خود شروع كنيد؛ نتيجه آن شگفت انگيز است. بايد بياموزيم كه بدون فكر كردن اين كار را انجام بدهيم؛ فقط همان كار را به عنوان بهترين كار جهان و به عنوان آخرين حركتمان روي زمين انجام دهيم. اصولا هر كاري را كه انجام مي دهيم بايد به عنوان بهترين و آخرين حركت در روي زمين درنظر بگيريم. اگر چنين كنيم هرگز پشيمان نمي شويم و نيازي نيست گذشته خود را مرور كنيم. پس در حال مي مانيم. درست زندگي مي كنيم و درست مي بينيم. به قول حافظ:
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولي.......عشق داند كه در اين دايره سرگردانند
------برگرفته از كتاب آناتوآ------(ناياب) [/BLOCKQUOTE]
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 37
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹, ۱:۲۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 53 بار

پست توسط shahab89 »

[BLOCKQUOTE]روزي شاگردي نزد استاد رفت و گفت: خواهش مي كنم ديدن را به من بياموزيد. استاد او را به كنار چشمه اي زلال برد و گفت: خود را در آب بنگر. شاگرد به آب نگاه مي كرد و استاد شن هاي كوچكي را در آب مي انداخت و آن را متلاطم مي كرد. شاگرد گفت: استاد، من نمي توانم ببينم چون شما آب را متلاطم مي كنيد. استاد گفت: علت نديدن را كشف كردي، ذهن شما مثل اين آب متلاطم است. هرگاه آرام بگيرد، به روشن بيني مي رسي.[/BLOCKQUOTE]
ارسال پست

بازگشت به “فلسفه”