تمام كشورهاي منطقه مديون نيروي دريايي ارتش ايران هستند

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 7545
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷, ۴:۲۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 9280 بار
سپاس‌های دریافتی: 22106 بار

تمام كشورهاي منطقه مديون نيروي دريايي ارتش ايران هستند

پست توسط sinaset »

عملكرد نيروي دريايي ارتش در جنگ به روايت دريادار معنوي:
تمام كشورهاي منطقه مديون نيروي دريايي ارتش ايران هستند
خبرگزاري فارس: حاكم خليج فارس، حاكم دنيا خواهد بود چرا كه بيشتر نفت جهان از اين منطقه خارج مي‌شود در حقيقت همه كشورهاي منطقه مديون نيروي دريايي ارتش ايران هستند كه اين امنيت را در ايام دفاع مقدس در خليج فارس برقرار كرد.
 تصویر 
وقتي رژيم بعث عراق تمام توان دريايي خود را در ابتداي جنگ به كار گرفت، شايد بدبين‌ترين كارشناسان نظامي آنها هم فكر نمي‌كردند كه نيروي دريايي‌ ايران پيش از ورود آنها به خليج فارس در كمينشان باشند.
عملكرد هوشمندانه و مقتدرانه نيروي دريايي ايران در كنار نيروي هوايي در عمليات مرواريد باعث شد تا قواي دريايي عراق منهدم و تا يايان جنگ نتواند سر بلند كند.
اما اين پايان كار نيروي دريايي ايران نبود. حفظ خطوط مواصلاتي تجاري كشور براي تامين مايحتاج زندگي مردم فاز ديگري است كه بلافاصله نيروي دريايي درگير آن شد.
اسكورت بيش از 10هزار كشتي تجاري با همكاري نيروي هوايي ارتش موجب شد تا هيچ‌گاه تجربه وحشتناك جنگ جهاني دوم در قحطي آذوقه، براي مردم ايران رخ ندهد. تجربه‌اي كه هنوز پيرمردهاي غربي حاضر در جنگ، از يادآوري آن به وحشت مي‌افتند.
دريادار عبدالله معنوي از فرماندهان نيروي دريايي ارتش در ايام دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، به بررسي برخي عملكردهاي مقتدارنه و در عين حال مظلوم نيروي دريايي ارتش در كوران جنگ تحميلي در پهنه دريا پرداخت كه نابودي نيروي دريايي عراق، اسكورت كشتي‌هاي تجاري و رويارويي با شيطان بزرگ بخشي از اين گفتگو ست:

* دزدي دريايي تيمسار حبيب‌اللهي

در ابتداي جنگ، نيروي دريايي ارتش با چند دسته افراد روبرو بود.
برخي وابسته بودند و نتوانستند خود را با سيستم فكري انقلاب تطبيق دهند. مانند تيمسار حبيب‌اللهي كه فرمانده نيرو بود و از ايران رفت و كارش به جايي رسيد كه در سال 58 وقتي سه فروند ناوچه خريداري شده ايران از فرانسه راهي كشور بود، در مرز اسپانيا مانند دزدان دريايي، قصد ربايش اين ناوچه‌ها را داشت. آنها فكر مي‌كردند پرسنل اين ناوچه‌ها هنوز به آنها وفادارند اما ديدند كه اينطور نشد.
گروهي هم از نظر فكري، دين و مذهب اسلامي نداشتند و كمونيست شده بودند اما در دوران طاغوت مجالي براي رشد پيدا نكردند و به محض انقلاب، با استفاده از فضاي بوجود آمده، شروع به تبليغ كردند كه البته كار به جايي نبردند.
تعداد ديگري نيز شايد صددرصد مسلمان نبودند اما دلشان با كشور بود و همين افراد در كنار متدينين، چارچوب نيروي دريايي را تشكيل داده و خدمات زيادي كردند و بعدها نيروهايي كه قرابت بيشتري با انقلاب داشتند، جايگزين آنها شدند.

* نيروي دريايي 6 ماه قبل از آغاز جنگ آماده بود

6 ماه قبل از جنگ تحميلي، فرمانده وقت نيرو يعني دريادار ملك‌زادگان طرحي به نام "ذوالفقار " خدمت امام(ره) برد كه در آن به برخي اتفاقات در مرز با عراق اشاره شده و گفته بود در صورت درگيري چطور عمل كنيم كه طرح مصوب شد.
در حقيقت وقتي شما يك سيستم نظامي را هدايت مي‌كنيد، بايد توجه داشته باشيد كه نيروي انساني و تجهيزات براي مملكت بار اقتصادي دارد و بايد حفظ شوند. ما همين تفكر را داشتيم و الان هم اين تفكر وجود دارد. اما در بحث عمليات، دو حالت داشت، يا نيرو موفق مي‌شود يا به شهادت مي‌رسد كه هر دو خوب است.
در ابتداي جنگ، پايگاه بزرگ ما در خرمشهر و بهترين ناوهايمان آنجا حضور داشتند و هواناو‌ها هم در خسروآباد يعني در اروند در نزديكي دشمن بودند و ارزش كار نيروي دريايي اين بود كه سه روز قبل از شروع جنگ، توانست تا جايي كه مي‌تواند اين تجهيزات را به عقب بكشد و در منطقه دوم بوشهر و جزيره خارك نگهداري كند و بعدها همين هوانا‌ها در عمليات شكست حصر آبادان خدمت بزرگي كردند چرا كه تنها راه انتقال نيرو از طريق همين هوانا‌ها بود.

* تمام فرانسوي‌ها را با لگد بيرون مي‌كنيم

با پيروزي انقلاب و فرار مستشاران خارجي، تنها يكي مستشار فرانسوي در بوشهر مانده بود.
آن زمان من فرمانده ناوچه بودم كه يك اشكالي در آن به وجود آمد و من در موتورخانه آن در حال بررسي بودم.
فرمانده نيرو هم به همراه يكي از پرسنل و همان مستشار فرانسوي به داخل موتورخانه آمد و به زبان انگليسي با هم صحبت مي‌كردند. مستشار فرانسوي به فرمانده نيروي دريايي مي‌گفت: "حالا در كشور شما يك اتفاقي افتاده كه نمي‌توان به آن "انقلاب " گفت بلكه فقط يك رفرم و تغيير است. اما با اين حال ما براي برطرف كردن اين عيب در خدمت شما هستيم. "
آن فرانسوي در حقيقت به عنوان گارانتي ناوچه حضور داشت تا در صورت خرابي آن را برطرف كند.
يكي از پرسنل ما از بالا صحبت اينها را مي‌شنيد. وقتي صحبت‌هاي آن مستشار فرانسوي به اينجا رسيد، به سرعت پايين آمد و بعد از چند بدوبيراه، به او گفت تنها اشتباه تو اين است كه نمي‌تواني بفهمي در مملكت ما چه اتفاقي افتاده است. بعد با همان زبان انگليسي ادامه داد تو كه هيچ، ما تمام فرانسوي‌ها را با لگد بيرون مي‌كنيم و تو هم بايد از ايران بروي. بعد به فرمانده نيروي دريايي گفت اگر او اينجا بماند پدرش را درخواهيم آورد.
همين فرد بعدها سرمنشأ خدمات فراواني در نيروي دريايي شد و در حقيقت شعار "ما مي‌توانيم " در همان زمان مدنظر قرار داشت.
 [External Link Removed for Guests]  * اجازه نداديم نيروي دريايي عراق در خليج فارس پخش شود  

يكي از اقدامات مهم نيروي دريايي ما اين بود كه قواي دريايي عراق را همان ابتداي كار در نطفه خفه كرد. چرا كه اگر ارتش عراق در دريا پخش مي‌شد، نه تنها جزيره خارك را از دست مي‌داديم بلكه مقابله با آنها بسيار سخت بود. چون دريا مانند زمين نيست كه خط مقدمي براي آن فرض كنيم. در آبهاي آزاد همه كشورها هستند و نمي‌توان به همه آنها حمله كرد.
67 روز بعد از جنگ با يك برنامه‌ريزي يك ماهه و فشرده، طرح عمليات مراوريد ريخته شد. در حقيقت صدام كه در نبردهاي زميني پيروزي‌هاي زيادي را به دست آورده بود، گمان نمي‌كرد كه ايران در دريا حرفي براي گفتن داشته باشد. بنابراين تمام توان دريايي خود از جمله ناوچه‌هاي فوق‌مدرن كه موشك يكي از آنها، ناو ايليات اسرائيل در مصر را غرق كرده بود، به صحنه آورد. اما نيروي دريايي ما با كمك نيروي هوايي توانست نيروي دريايي عراق را پيش از پخش شدن در دريا به طور كامل منهدم كند.

* براي بازنگه داشتن خطوط تجاري به دل عراق مي‌رفتيم

فاز دوم كار نيروي دريايي ارتش برقراري امنيت براي خطوط تجاري كشور بود. براي درك بهتر اهميت اين موضوع يك مثال مي‌زنم.
يكي از اقوام ما كه قدري جنگ جهاني دوم را به ياد دارد، مي‌گفت در آن زمان علاوه بر نبود امنيت، با كمبود آذوقه و سپس با قحطي آن مواجه شديم.
يا اينكه وقتي خود من در آلمان تحصيل مي‌كردم. ديدم يكي از پيرمردهاي آلماني كه در جنگ جهاني نيز حاضر بوده، تمام يخچال خود را پر از مرغ يخ‌زده كرده بود. يعني آنها هنوز از موضوع قحطي مي‌ترسيدند چرا كه آنرا در جنگ درك كردند اما اين وضعيت هيچوقت براي مردم ما بوجود نيامد و در همان بوشهر كه ما بوديم هر وقت هرچه كه مي‌خواستيم بود و مايحتاج عمومي مردم هيچ وقت قطع نشد.
آن زمان فقط بندر امام(ره) براي ورود كشتي‌هاي تجاري مانده بود و ديگر اسكله‌اي براي پهلو گرفتن كشتي نداشتيم. بيش از 90 درصد مايحتاج عمومي كشور هم از طريق دريا وارد مي‌شد و ما مجبور بوديم كه اين ورودي را باز نگه داريم تا اقتصاد كشور حفظ شود چرا كه قحطي آذوقه مي‌توانست كشور را با بحران داخلي مواجه كند كه خواست دشمن بود. براي اينكار ما بايد مدام به دل عراق مي‌رفتيم و در آن زمان تنها اميد من به همين اميديه بود كه از آنجا مي‌توانستند ما را هدايت كنند تا مورد هدف قرار نگيريم.

* از 10هزار كشتي تجاري ما تنها 40 فروند مورد اصابت قرار گرفت

باز شدن مسير تجاري با اسكورت كاروان‌ها ممكن بود. براي اينكار حدود از 150 عمليات توسط نيروي دريايي و نيروي هوايي انجام شد و ما توانستيم بيش از 10 هزار فروند كشتي تجاري را اسكورت كنيم كه تنها 40 فروند از آنها مورد اصابت قرار گرفت و اين رقم در دنيا باورنكردني است.
جالب است كه بدانيد در طول يك ماه جنگ ميان انگليس و آرژانتين، 5 فروند از مدرن‌ترين ناوهاي انگليس مورد هدف قرار گرفت و غرق شد. اما در 8 سال جنگ با شرايطي كه ما داتشيم، اين رقم مثل يك معجزه بود.
 [External Link Removed for Guests] 
* شوخي با خلبانان نيروي هوايي در اسكورت كشتي‌ها

اسكورت كشتي‌ها به اين نحو بود كه ما در كنار آنها و جنگنده‌هاي نيروي هوايي در بالاي سرشان حركت مي‌كردند. طبيعتاً سرعت جنگنده‌ها خيلي بالاتر از سرعت كشتي است براي همين گاهي آنها حوصله‌شان سر مي‌رفت و خسته مي‌شدند. براي همين من گاهي بر روي آنها لاك مي‌كردم و آنها به سرعت متوجه مي‌شدند و مي‌ترسيدند. من به شوخي به آنها مي‌گفتم اين كار را كردم تا شما از خستگي خوابتان نبرد و به هوش باشيد.

* جزيره خارك را به مثلث برمودا تبديل كرديم

صادرات نفت براي ما در آن زمان يك امر حياتي بود و بيشتر اين صادرات هم از جزيره خارك صورت مي‌گرفت. ما براي حفظ جزيره، پدافند بوشهر را در يك طرف، پدافند خارك را در يك طرف و خودمان هم در طرف ديگر قرار گرفتيم. مي‌گفتيم اينجا مثلث برموداست و هيچ هواپيمايي نبايد جرات ورود به آن را پيدا كند.
البته زدن خارك براي آنها مشكل نبود و آنجا را مي‌زدند و حتي ما يك كشتي هم آنجا از دست داديم اما تا آخرين روز جنگ، صادرات نفت از خارك قطع نشد.

* همه كشورهاي منطقه مديون ايران هستند

حاكميت در خليج فارس بسيار مهم است و اينكه شما با پرچم ايران حرف آخر را بزنيد. تمام رؤساي جمهور آمريكا يك چيز مي‌گويند و آن اينكه منافع ما با خليج فارس به هم گره خورده و هر كس به آن ضربه بزند دشمن ماست.
در حقيقت حاكم خليج فارس، حاكم دنيا خواهد بود چرا كه بيشتر نفت جهان از اين منطقه خارج مي‌شود در حقيقت همه كشورهاي منطقه مديون ايران هستند كه اين امنيت را برقرار كرد.
ما گاهي اوقات روزي 35 واحد در دريا داشتيم و اين كار براي كشوري با وضعيت ما كه در تحريم بود، يك معجزه بود.

* فقط ماهي يك بار تلفني با خانواده صحبت مي‌كرديم

زندگي در دريا بسيار سخت است و دريا مي‌تواند خودش به عنوان يك دشمن عمل كند.
براي درك بهتر اين موضوع، اگر ما در زلزله مقايس ريشتر را داريم، در دريا به آن فورس مي‌گويند. من از 12 فورس دريا، فورس 9 را ديدم. وقتي عظمت موج را در برابرت مي‌بيني، احساس ذره بودن به شما دست مي‌دهد حالا در كنار اين موارد، دشمن هم از فاصله 40 مايلي با موشك ما را مي‌زد درحالي كه ما اصلا آنها را نمي‌ديديم و اينجا نقش نيروي هوايي بسيار تاثيرگذار بود.
در ماه فقط يكبار تلفني با خانواده صحبت مي‌كرديم. در حقيقت زندگي اول ما در دريا بود.
من در زمان طاغوت به ظفار هم رفته‌ام آنجا به ما گفتند در پايان ماموريت، پادشاه عمان به هر كدام يك خنجر مرصع به عنوان هديه خواهد داد البته اين كار صورت نگرفت اما انگيزه ما در جنگ تحميلي به هيچ وجه مادي نبود.
از دريا كه برمي‌گشتيم بايد 48 ساعت به نيروها مرخصي مي‌داديم اما گاهي اين مرخصي هم لغو مي‌شد و اين انگيزه جز انگيزه معنوي هيچ چيز ديگري نمي‌توانست باشد.

* آمريكايي‌ها از صدام هم نامردتر بود

به نظر من صدام از آمريكايي‌ها مردتر بود چرا كه قبل از شروع جنگ، هنگام پاره كردن قراداد الجزاير اعلام كرد كه با ايران وارد جنگ مي‌شود اما وقتي ما با آمريكايي‌ها در خليج فارس درگير شديم، هيچ اعلامي از پيش وجود نداشت در حقيقت ناوچه سهند و سبلان تنها در ميان دريا براي گشت‌زني رفته بودند كه جنگنده‌هاي آمريكايي به آنها حمله كردند.
حالا از آمريكايي‌ها بپرسيد اگر شما جاي اين دو ناوچه بوديد، اصلا جرات خروج از اسكله‌تان را داشتيد؟
زدن يك ناوچه تنها در وسط دريا آيا يك كار نظامي با ارزش است؟
جنگ در دريا حساب و كتاب دارد. طبيعي است كه اگر بالگرد و يا جنگنده، حتي 5 سانتيمتر بالاتر از برد سلاح‌هاي ما قرار مي‌گرفت، نمي‌توانستيم با آن مقابله كنيم و اين وظيفه يك پدافند ديگر بود.
اين چه شجاعتي است كه ناوهواپيمابر امريكايي، وقتي ما ديد خوبي در هوا نداشتيم، جفت جفت جنگنده‌هاي خود را بالاي سر ما مي‌فرستاد؟
هرچند در ابتداي كار با شليك ما فرار كردند ولي بلافاصله با بمب‌هاي ليزري برگشتند كه ما توانايي مقابله با آن را نداشتيم و آنها از راه دور مي‌زدند و مي‌رفتند.
در همان حال من نگاه كردم ديدم حتي يك نفر از پرسنل ناو، محل ماموريت خود را ترك نكردند. بنابراين بايد از مردم آمريكا بپرسيم كه آيا پيروز اين جنگ آمريكا بود يا رزمندگان ما؟
ما در آن ماموريت اصلا اميدي به بازگشت نداشتيم. آيا آمريكايي‌ها حاضرند به ماموريتي بروند كه اميد به بازگشت نباشد؟
اينها همه‌اش تأثير انقلاب اسلامي است. درست است كه ما در اروپا و آمريكا تحصيل كرديم اما عشق به ولايت در درون ما بيشتر بود.
ما بواسطه حضور در آمريكا و اروپا، آنها را به خوبي مي‌شناسيم و با آنها جنگيديدم و نشان داديم زير بار زور هيچ كس حتي امريكا نمي‌رويم.
انتهاي پيام/
منبع خبرگزاری فارس
اضافات دو عکس مربوط به رزمایش ها.
"قرآن"(کلام خدا) ...راه سعادت و خوشبختی.
با عرض پوزش،دیگر در انجمن حضور ندارم،که به پیام ها پاسخ بدم.
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”