وصف اصحاب پیامبر (ص)از زبان حضرت علی(ع)در نهج البلاغه

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 7545
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷, ۴:۲۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 9280 بار
سپاس‌های دریافتی: 22106 بار

وصف اصحاب پیامبر (ص)از زبان حضرت علی(ع)در نهج البلاغه

پست توسط sinaset »

 بسم الله الرحمن الرحیم  ...................  وصف اصحاب پیامبر(ص)  (قسمت اخر خطبه 97 حضرت علی خطاب به اهل کوفه)  .........   اصحاب محمد(ص) را دیدم،اما هیچ کدام از شما را همانند انان نمی نگرم،انها صبح می کردند در حالی که موهای ژولیده و چهره های غبار الوده داشتند،شب را تا صبح در حال سجده و قیام به عبادت می گذاراندند،وپیشانی و گونه های صورت را در پیشگاه خدا بر خاک می ساییدند،با یاد معاد چنان ناارام بودند گویا بر روی اتش ایستادهاند. بر پیشانی انها از سجده های طولانی پینه بسته بود .اگر نام خدا برده می شد چنان می گریستند که گریبان های انان تر می شد. و چون درخت در روز تند باد می لرزیدند ، از کیفری که از ان بیم داشتند،یا برای پاداشی که به ان امیدوار بودند.  .....  [External Link Removed for Guests]  (ترجمه محمد دشتی) 
"قرآن"(کلام خدا) ...راه سعادت و خوشبختی.
با عرض پوزش،دیگر در انجمن حضور ندارم،که به پیام ها پاسخ بدم.
New Member
پست: 19
تاریخ عضویت: شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۰۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 33 بار
سپاس‌های دریافتی: 9 بار

Re: وصف اصحاب پیامبر (ص)از زبان حضرت علی(ع)در نهج البلاغه

پست توسط javad 110 »

حضرت علی میفرمایند:

سگ 10 صفت دارد كه شایسته است هر مؤمن واقعی داشته باشد تا به كمال برسد،یا به روایتی مومن است .

1) سگ را درمیان مردم قدر و منزلتی نیست واین حال مسکینان و بیچارگان است.

2) مال وملکی از آن سگ نیست واین همان صفت مجردان و فرشتگان است.

3) سگ لانه و خانه ی معینی ندارد و هرجا كه برود رفته است. و این علامت متوکلان است.

4) سگ اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است.

5) سگ اگرصد تازیانه از دست صاحب خود بخورد، در خانه او را رها نمی کند و این صفت مریدان حقیقی است.

6) شب هنگام به جز اندکی نمی آرامد و این حالت عاشقان و دوستداران است.

7) هرگاه رانده شود وستم بیند، چون صدایش کنند بدون دلگیری باز گردد واین صفت فروتنان است.

8) هر خوراكی که صاحبش به او بدهد راضی است و این صفت و حال قانعان است.

9) بیشتر اوقات لب فرو بسته وخاموش است و این علامت خائفان است.

10) وقتی بمیرد هیچ میراثی بر جای نمی گذارد واین حال زاهدان حقیقی است.داشته باشد تا به كمال برسد.

1) سگ را درمیان مردم قدر و منزلتی نیست واین حال مسکینان و بیچارگان است.

2) مال وملکی از آن سگ نیست واین همان صفت مجردان و فرشتگان است.

3) سگ لانه و خانه ی معینی ندارد و هرجا كه برود رفته است. و این علامت متوکلان است.

4) سگ اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است.

5) سگ اگرصد تازیانه از دست صاحب خود بخورد، در خانه او را رها نمی کند و این صفت مریدان حقیقی است.

6) شب هنگام به جز اندکی نمی آرامد و این حالت عاشقان و دوستداران است.

7) هرگاه رانده شود وستم بیند، چون صدایش کنند بدون دلگیری باز گردد واین صفت فروتنان است.

8) هر خوراكی که صاحبش به او بدهد راضی است و این صفت و حال قانعان است.

9) بیشتر اوقات لب فرو بسته وخاموش است و این علامت خائفان است.

10) وقتی بمیرد هیچ میراثی بر جای نمی گذارد واین حال زاهدان حقیقی است.


مرحوم حضرت آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی حدیثی را از حضرت مولا بدینگونه نقل می فرمودند که:حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در اوصاف " سگ" می فرمایند:طوبی لمن عیشه کعیش الکلب، ففیه عشرة خصال فینبغی ان یکون کلها للمؤمن خوشا بحال کسی که زندگیش چون زندگی سگ باشد. در این حیوان ده خصلت است که مومن به داشتن آنها سزاوار است
الاول: لیس له مقدار بین الخلق و هو حال المساکین اول: آنکه سگ را در میان مردمان قدری نیست و این حال مسکینان است.
الثانی: ان یکون فقیرا لیس له مال و لا ملک و هو صفة المجردین دوم: آنکه مالی و ملکی ندارد و این همان صفت مجردین است - مجردین یعنی کسانی که به مقام تجرد نائل شده اند و از همه چیز و همه کس حتی خودفارغ شده اند
الثالث: لیس له مأوی معلوم و الارض کلها له بساط و هو من علامات المتوکلین سوم: آنکه او را خانه و لانه ای معین نیست و همه زمین بساط اوست واین علامت متوکلان است.
الرابع: ان یکون اکثر اوقاته جائعا و هم من دأب الصالحین چهارم: آنکه اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است
الخامس: إن ضربه صاحبه مأة جلدة لا یترک بابه و هو من علامات المریدین پنجم: آنکه اگر صد تازیانه از صاحب خود بخورد در خانه او را رها نمی کند واین صفت مریدان است.
السادس: لا ینام من الیل الا الیسیر و ذلک من اوصاف المحبین ششم: آنکه شب هنگام بجز اندکی نمی خوابد و این از اوصاف محبین است
السابع: انه یطرد و یجفی فیجیب و لا یحقد و ذلک من علامات الخاشعین هفتم: آنکه رانده می شود و جفا می بیند لکن چون بخوانندش بدون دلگیریباز می گردد و این از علامات خاشعین است
الثامن: رضی بما یدفع صاحبه من الاطعمة و هو حال القانعین هشتم: آنکه به اضافه طعام صاحبش راضی است و این حال قانعین است
التاسع: اکثر عمله السکوت و ذلک من علامات الخائفین نهم: آنکه بیشتر اوقاتش خاموش است و این از علامات خائفین است
العاشر: اذا مات لم یبق منه المیراث و هو حال الزاهدیندهم: آنکه چون بمیرد میراثی بجای نگذارد و این حال زاهدان است منابع:
نشان از بی نشانها، چاپ هجدهم، ج اول، ص 310کتاب در ثمین و ماء مَعین چاپ دوم صفحه 457 ـ تالیف آیت الله سید مجتبی حسینی میر صادقی زنجانی و کتاب لئالی الاخبار ج 5 – ص 387- 388تحریر المواعظ العددیة، ص:
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”