هدف پادگان پنجوین

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با حماسه و حماسه آفرینان نيروي هوايي ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 2653
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2612 بار
سپاس‌های دریافتی: 5561 بار
تماس:

هدف پادگان پنجوین

پست توسط moh-597 »

 هدف پادگان پنجوین و اسارت یکی از دوستان
خاطره ای از سرتیپ خلبان محمد عتیقه چی
 
 

[External Link Removed for Guests] 

کمتر از 45 روز از شروع جنگ تحمیلی می گذشت که سروان عتیقه چی ماموریت یافت بعنوان لیدر یک دسته دو فروندی به پادگان پنجوین عراق حمله کند . محمد به همراه سروان عبدوس باهم برای ماموریت از بندرعباس به همدان آماده بودند و در آن روز هم قرار بود با هم پرواز کنند . بریفینگ قبل از پرواز انجام شد و جنگنده ها آماده پرواز شدند . عبدوس به کنار عتیقه چی آمد و به او گفت :
- محمد یک جوری برویم که سالم بمانیم ، من نمی خواهم اسیر شوم
- خیالت راحت یک طور می ریم که هیچ خطری تهدیمون نکنه

ساعت 30/6 صبح روز چهارم آبان سال 1359 دو فروند جنگنده فانتوم به فرماندهی سروان محمد عتیقه چی و شماره 2 سروان یدا... عبدوس به قصد حمله به پادگان پنجوین به پرواز درآمدند و با پرواز به سمت مرز ، خلبانان از قسمت جنوبی شهر مریوان وارد خاک عراق شدند . هوا بسیار خوب و آفتابی و زمین هم سرسبز بود محمد که از اوضاع عبدوس خبر داشت شروع به شوخی با او نمود

- یدی انشاا... اینجا را می گیریم و باهم می آییم اینجا پیک نیک


عبدوس هدف قرار گرفت

جنگنده در وسط دره پرواز می کردند که به رشته کوههای انتهای دره رسیدند جنگنده بلافاصله ارتفاع گرفتند و در حال عبور از روی کوه بودند ارتفاع بقدری کم بود که هر آن خطر برخورد با عوارض طبیعی خلبانان را تهدید می کرد . درهمین حین شماره 2 با من تماس گرفت :
- محمد من رو زدند هواپیمام آتش گرفته
- مطمئنی ، چراغ آتش سوزی هواپیما هم روشن است ؟
- بله
- سریع از هیمنجا برگرد و ارتفاع بگیر و به سمت مرز حرکت کن
ثانیه هایی بعد از صدای بادی که در گوشی کلاه پروازم پیچید متوجه شدم عبدوس و لهراسبی (کابین عقب ) اجکت کردند . شروع به صدا کردن آنها نمود
- یدی ! یدی !

هدف را به سختی بمباران کردم

ولی جوابی نشنیدم . بلافاصله ارتفاع گرفتم و خود را به 15000 پای رسانیدم و با گردش به سمت منطقه اجکت شروع به جستجوی هواپیما و خلبانان نمودم ولی هیچ چیز مشاهده نکردم که ناگهان متوجه یک ستون نظامی عراقی شدم که از منطقه غرب به سمت محل سقوط هواپیما می آمدند بلافاصله بر روی آنها شیرجه زدم و دو تیر بمب برروی آنها ریختم . ستون کاملا متلاشی شد . بلافاصله گردش کردم و به سمت پادگان رفتم . با رسیدن به پادگان آنها که از حضور هواپیماهای ایرانی اطلاع داشتند از هر طرف به سمت من شلیک می کردند شروع به مانور نمودم و با مانورهای بجا موفق شدم آنجا را با موفقیت بمباران کنم . بعد از بمباران دوباره به منطقه سقوط شماره 2 بازگشتم و شروع به جستجوی آنها نمودم ولی چیزی پیدا نکردم و به سمت مرز حرکت کردم . ساعت 7 صبح بود م بسیار آشفته و ناراحت بودم بلافاصله با رادار تماس گرفت .
- رادار شماه 2 هدف قرار گرفت و در نزدیکی مرز سقوط کرد فکر می کنم 5 تا 6 مایلی مرز . اگر همین الان هلی کوپتر نجات به پرواز درآید می تواند آنها را نجات دهد
- شنیدم الان اطلاع می دم
ولی بدلیل نبودن هلی کوپتر و یا خطراتی که می توانست پرواز هلی کوپتر داشته باشد این پرواز ساعت 2 بعداز ظهر انجام شد که آن موقع برای نجات خلبانان بسیار دیر بود و آنها به اسارات در آمدند و 10 سال بعد به همراه دیگر آزادگان به میهن اسلامی بازگشتند

  مصاحبه از : محمد ( iranian-airforce.blogfa.com )  


هرگونه برداشت و استفاده از این مطلب منوط به اجازه نامه ، ذکر منبع و نام نویسنده می باشد
پایان   
پاينده باد ايران زنده باد ايراني

وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “حماسه و حماسه آفرینان نيروي هوايي”