کاکو سِی کن...

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 338
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۸, ۱۱:۰۸ ق.ظ
محل اقامت: شيراز
سپاس‌های ارسالی: 337 بار
سپاس‌های دریافتی: 1377 بار

کاکو سِی کن...

پست توسط ستاره شب تار »

بیژن سمندر شاعر معاصر در شیراز به دنیا آمد. ا و پس از دریافت کارشناسی مهندسی به آمریکا سفر کرد.و شاعری غزلسرا و غزلیاتش لطیف و شیواست. همچنین اشعاری به لهجه شیرازی سروده است.


کاکو سِی کن
هِي صبح شد و باز به امّيد تو شُو شد

هِي از چيش من اشك به ياد تو وِلُو شد

من لِبدي1مفلوك و تو بشكن بالُو بِنداز2

شِفتِش3 نميدم از حركاتت دلم اُو شد

دل دُشتَم و جُز دل چي‌چي دُشتَم كه ز مَردم،

يِي عمر قايِم4 كِرده بودم، باز چَپُو5 شد

جِر6 دادي و شِر7 كِردي و پيوند پُو كُوندي

اي اَرقِه مالونديش و خودت گفتي يِهو شد

گفتم يَلهِ8 شَم، تو شاچراغ9 تيرشِه10 ببندم

تابلكه‌حاليم شه‌كه‌چطُوشدكه‌ايطُو شد؟

پِلكيدم11 و پِلكيدم و افسوس... ها بلهِ

تا مَشت12 شدي شيره‌ء جونُم رُوِ رُو13 شد

درهر كِر14و هر سوك15 تو رو هِي جار زدم من

يعني كه بدون تو دلُم غرق اَلُو16 شد

من شاپّركم، بَچهء فلك از بِه17 چِلُوندُم18

دل لِه شد و بازيچه واسِي دسِّ بَچُو19 شد

ديشُو چُغُليت20 كِرد سمندر، كاكُو سِي كن:

ئي بسّهِ زبون21 از غم عشق تو قَدُو22 شد!




معنی لغات:
1. لِبدي: بي‌بند و بار.
2. بشكن‌بالوُبنداز: شوخ و شنگ و غمّاز.
3. شِفت(دادن): سخن رابه درازا كشاندن.
4. قايِم: مخفي، پنهان كردن.
5. چَپُو: غارت، چپاول.
6. جِر: پاره كردني كه با صدا توأم باشد.
7. شِر: پاره و مندرس.
8. يَلِه (شدن): رفتن.
9. شاچراغ: پسرامام‌‌موسي‌‌ بن ‌جعفر(ص)
10. تيرشه: تكه نازك و باريك پارچه.
11. پلكيدن: فعاليت كردن، جنبيدن.
12. مشت: وقارو متانتي نزديك به تكبر.
13. رو: رقيق، روان.
14. كر: گوشه، كنار.
15. سوك: گوشه، سو.
16. الو: آتشي كه شعله‌ور باشد.
17. از به: از بس، بسكه.
18. چلوندن: فشردن.
19. بچو: آن بچه.
20. چغلي (كردن): شكايت كردن.
21. بسّه زبون: بسته زبان.
22. قدو: سوختن زياده‌از حد، جزغاله.




با کسی که میتونی زندگی کنی زندگی نکن

با کسی زندگی کن که بدون اون نمیتونی زندگی کنی
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”