باز هم دوستان مارو قابل ندونستند که در تاپیک شرکت کنند .(مگه دستم بهشون نرسه

)
از این به بعد هرکس در این تاپیک باید یه پست داشته باشه وگرنه با اقا میثم طرفه .
دو خط بالا طنز بود امما خواستم بگم این تاپیک فقط برای بالا بردن اگاهی شما دوستانه و نه برای من و نه برای کسی نه ضرری داره نه سودی .
یاد بگیریم بدون زور برای ملت خود زحمت بکشیم.
پیروز و سر بلند باشید



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اهوازاَهواز مرکز استان خوزستان یکی از هشت کلانشهر ایران است. این شهر که در بخش مرکزی شهرستان اهواز قرار دارد، در موقعیت جغرافیایی ۳۱ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی در بخش جلگه ای خوزستان و با ارتفاع ۱۸ متر از سطح دریا واقع میباشد.
بر پایه تازه ترین آمار رسمی، ۳۲٪ مردم استان خوزستان در کلانشهر اهواز زندگی میکنند. از این جمعیت ۳۵٪ در حاشیه شهر زندگی میکنند و از این رو پس از کلانشهر مشهد، اهواز جایگاه دوم حاشیه نشینی را داراست. ۵۱٪ نفت مناطق نفت خیز جنوب کشور در اهواز تولید میشود و برخی از بزرگترین کارخانههای مادر کشور در این شهر جای دارند.
شهر اهواز با ۲۰۰۰۰ هکتار مساحت، چهارمین شهر وسیع ایران پس از تهران و مشهد وتبریز میباشد. جمعیت آن نیز در سرشماری سال ۱۳۸۵ ۹۶۹٬۸۴۳ نفر بوده که اهواز را در جایگاه هفتمین شهر پرجمعیت ایران قرار میدهد.
کارون پرآبترین رود ایران با سرچشمه گرفتن از کوههای بختیاری، با ورود به اهواز، شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم نموده و جلوه زیبایی به شهر داده است.
وجود کارخانجات بزرگ صنعتی، تاسیسات اداری و صنعتی شرکت مناطق نفتخیز جنوب و شرکت ملی حفاری ایران، اهواز را به یکی از مهمترین مراکز صنعتی ایران تبدیل کرده و همین امر سبب شده که مهاجران بسیاری روی به اهواز کنند.
شهرهای اطراف اهواز عبارتند از: شهرهای تاریخی دزفول، مسجدسلیمان، شوشتر و شوش در سمت شمال، رامهرمز و هفتکل در شرق، ماهشهر، شادگان و خرمشهر در جنوب و سوسنگرد، هویزه و بستان در سمت غرب.
اهواز کنونی محور ترانزیتی بسیار مهمی است که بوسیله راههای زمینی و ریلی و هوایی سایر نقاط کشور را به بنادر مهم آبادان، خرمشهر، بندر امام خمینی و ماهشهر پیوند میدهد. همچنین با وجود پایانه و بازارچههای مرزی شلمچه و چزابه در نزدیکی اهواز، این شهر به طور مستقیم متاثر از ترافیک کالا و مسافر و مسافران سیاحتی و زیارتی ایرانی و عراقی میباشد.
وجه تسمیه اهواز
درباره وجه تسمیه اهواز اظهارنظرها و آراء مختلفی بیان شدهاست.
حمزه اصفهانی ریشه اهواز را «هوجستان واجار» دانستهاست. وی «سوقالاهواز» را معرّب «هوجستان واجار» میداند. حمزه در اینباره میگوید که «هرمز اردشیر» نام دو شهر است. چون اردشیر آنها را بنا نهاد، هر یکی را به نامی مُرَکب از نام خود و نام خدای بنامیده آنگاه بزرگان و اشراف را در یکی جای داد و کسبه و بازاریان را در دیگری. لذا شهر بازاریان به «هوجستان واجار» معروف شد و عرب معرّب نموده «سوقالاهواز» خواندند و نام شهر دیگر را هم به عربی «هرمشیر» گفتند و هنگام فتح خوزستان توسط عربها شهر بزرگان خراب شد و جای بازاریان بماند. «هوجستان واجار» به معنی بازار خوزستان است و ترجمهٔ عربیاش «سوقالاهواز» است. البته قیم [با فرض اینکه «سوقالاهواز» معرب است نه ترجمهنشده] میگوید «سوقالاهواز» نمیتواند معرّب «هوجستان واجار» باشد، زیرا یک کلمه غیرعربی وقتی در زبان عربی وارد شده و معرّب میشود یک یا دو حرف آن تغییر میکند یا اِعراب آن تغییر میکند، مانند «پولاد» که معرّب آن «فولاد» است و یا «سپاهان» که معرّب آن «اصفهان» است و یا «پارس» که معرّب آن «فارس» است. حال آنکه «هوجستان واجار» هیچگونه قرابت و سنخیتی با «سوقالاهواز» ندارد. این را نمیتوان معرّب آن دانست.
دو نقل قول از توزی پیرامون نام اهواز موجود است. نخست نقل قول بلاذری از توزی در فتوحالبلدان و دوم نقل قول یاقوت حموی از وی در معجمالبلدان. بلاذری در فتوحالبدان به نقل از توزی میآورد که اهواز را در پارسی «هوزمسیر» میخواندند و سپس اخواز نامیده شد و مردم تغییرش داده اهواز گفتند. سپس بلاذری شعری را از زبان مردی عرب در تائید سخن توزی میآورد که در آن شعر، شاعر از الاخواز استفاده کردهاست. یاقوت نیز همین نقل قول را از توزی میآورد ولی با اندکی تفاوت در نحوهٔ دگرگونی. در معجمالبدان چنین از گفتهٔ توزی نقل شده که اهواز را در پارسی «هوزمسیر» میخواندند و سپس اخواز نامیده شد و «مردم عرب» تغییرش داده اهواز گفتند.
احمد کسروی نقل سخن توزی از قول یاقوت را نااستوار میداند. کسروی در این باره باورندست که اگر بپذیریم اصل نام اهواز، اخواز بوده، خود آن جمع مکسر خوز است و دیگر عربی گرادانیدن و اهواز گفتنِ اخواز بیپایهاست.[۱۰] قیم نیز مانند کسروی این سخن توزی را نااستوار میداند. وی به این دلیل نظر توزی را بیپایه میداند که اول توزی نمیگوید چگونه «اخواز» به «اهواز» تبدیل شدهاست. به باور قیم او دلیل حذف شدن نقطهٔ «خاء» را نمیگوید، پس از آن نیز نیاز به ارائه ادله محکم درباره تبدیل «حاء» به «هاء» است. حال آنکه ایشان هیچگونه دلیل و برهانی در این خصوص ارائه نمیکند. علاوه بر این توزی نگفته «خوز» که یک کلمه فارسی است، چگونه به صورت عربی جمع مکسّر شده و به «اخواز» تبدیل شدهاست. اگر پذیرفته شود که جمع بستن عربی، کلمات و واژههای فارسی امکانپذیر است، باز قیم سخن او را فاقد اعتبار دانسته، زیرا «خوز» نام مردمی بوده که در آن ناحیه زندگی میکردند و «اخواز» جمع مکسّر آن است و به معنی مردم خوزی است و به هنگامی که بدین صورت جمع شود، بر مردم دلالت کند نه بر مکان. احمد کسروی معتقد است که واژه «اوواجا» [Uvaja] که در کتیبههای داریوش هخامنشی در بیستون وجود دارد همان اهواز است. اما کسروی به چگونگی تبدیل واژه «اوواجا» به اهواز اشاره نکردهاست.جهانگیر قائم مقامی در «تطورات نام سرزمین خوزستان» چنین آوردهاست که هخامنشیـان چون با سرزمین اواژ یـا اوژ که بخشی از کوه کیلویهٔ امـروزی را شامل میشد همسایه بودند و با ناحیه مزبور آشنایی بیشتری داشتند، عیلام را روی هم رفته «اوژ» میخواندند. وی میافزاید پس از آن واژهٔ پارسی اوژ در دورهٔ ساسانیان و در زبان پهلوی به صورت «هوج» درآمده و مردم غرب کهگیلویه امروزی و شرق ایذه را به این نام خواندند و سرزمین آنها را هوجستان گفتهاند. به اعتقاد قائم مقامی، واژهٔ «اوژ» دورهٔ هخامنشی در دورهٔ ساسانی «هوج» شده و پس از آن «هوج» به «خوج» تبدیل گردیده و سرزمین محل سکومت این مردم را خوجستان گفتهاند. قیم در این باب چنین میگوید که در همان زمان کتب و منابع معتبر، همهٔ این منطقه را اهواز گفتهاند، به عنوان مثال محمدبن جریر طبری به هنگام ذکر جنگهای اردشیر بابکان با اشکانیان از این سرزمین به نام اهواز یاد کردهاست. طبری در جای دیگر از اهواز به عنوان منطقهای بزرگ مشتمل بر هفتاد شهر و روستا به مرکزیت سوق الاهواز نام بردهاست. بنا به نوشتهٔ طبری پیش از اسلام نیز این ناحیه را به نام اهواز میخواندند.نویسندگان و مورخان پس از طبری مانند گردیزی، بیهقی و نویسندهٔ یا نویسندگان تاریخ سیستان و همچنیـن ناصرخسـرو این منطقـه را به همین نام میشناختند و در کتب خود آن را اهواز خواندهاند. بنا به نوشتهٔ جهانگیر قائم مقامی در آن دورهها در کتابهای تاریخی همه جا این منطقه (خوزستان) را اهواز میخواندهاند.
یاقوت حموی در ادامهٔ معجمالبلدان میآورد که اهواز جمع «هوز» است و آن در اصل «حَوز» بود. چون فارسیزبانان این نام را فراوان به کار برده، تغییر دادند، چنانکه اصل آن از میان رفت، زیرا در سخن آنان «حاء» نمیباشد و در هر کلمهای که آن حرف «حاء» بیاید، «هاء» خوانند. و حسن را «هسن» و محمد را «مهمد» گویند. سپس عربها چون آن نام را از فارسیزبانان گرفتند و به پیروی ایشان «اهواز» گفتند. پس اهواز نام عربی است که در زمان اسلام به آن کشور داده شدهاست.
از نظر عبدالنبی قیم سخن یاقوت حموی مورخ و جغرافیدان معروف قابل قبولتر و معتبرتر از دیگر سخنان است.
قیم سخن یاقوت درباره منشأ و ریشه واژهٔ «اهواز» را از اعتبار بیشتری برخوردار میداند و در این باره میگوید چون میتوان این سخن را پذیرفت که «اهواز» جمع مکسر و عربی «هوز» است. علاوه بر این، در زبان فارسی «حاء» را «هاء» تلفظ میکنند، از این رو در زبان فارسی حتی اگر این نام را به صورت «احواز» بنویسند، باز آن را «اهواز» تلفظ میکنند. پس بیان این مطلب که به مرور زمان و در نتیجهٔ تلفظ فارسی زبانان «احواز» را همانند تلفظ فارسی آن، کتابت کرده و «اهواز» نوشتهاند، سخن بیاعتباری نیست. کماینکه امروزه در نوشتار فارسی برخی کلمات را هم با «حاء» مینویسند و هم با «هاء» مانند «حوله» که «هوله» هم نوشتهاند.
قیم دومین دلیل در تأیید سخن یاقوت حموی چنین میداند که، نوشته محمد بن جریر طبری که منطقه اهواز را شامل هفتاد شهر به مرکزیت «سوقالاهواز» میداند. همان طوری که پیش از این ذکر شد سخن مزبور بیانگر این امر است که در منطقهٔ مزبور هفتاد «حوز» یا «هوز» وجود داشته که مرکز آنها سوقالاهواز بودهاست.
ایشان سومین دلیل در صحت گفته یاقوت، اطلاق نام حویزه بر شهری میداند که در قرن چهارم هجری توسط عفیفبن دبیس اسدی بنا نهاده شد. حویزه مصغّر «حوز» است و از این رو آن را حویزه نامیدهاند که با «حوز»های دیگر متفاوت باشد، قدر مسلم این شهر کوچکتر از حوزهای مزبور و کوچکتر از سوقالاهواز بودهاست.
علاوه بر اینها قیم میگوید: سست بنیان و بیپایه بودن سخنان دیگر در اینباره خود بهترین و بزرگترین حجت بر صحت گفتار یاقوت است.
قیم سخن حمزهٔ اصفهانی را نادرست دانسته و این چنین میگوید در این باره که «سوقالاهواز» معرّب «هوجستان واجار» است را پیش از این برشمردیم، اما بزرگترین ایراد وارده به کسانی که ریشه و منشأ اهواز را از واژه «اوژ» یا «اواژ» میدانند این است که آنها ریشه و اصل کلمه خوزستان را نیز از واژه «اوژ» یا «اواژ» یا «اوواجا» دانستهاند. یعنی یک بار «اوژ» از زبان پارسی به پهلوی رفته و «خوز» شده و دگر بار همین واژه باز از همین طریق «هوز» شده و در نهایت چنین میگویند: «... واژههای «خوزستان» و «اهواز» هر دو از کلمههای «خوز» و «اوز» که عیلامی شده «اوژ» هستند، گرفته شدهاند.
[خوز یا اوز عیلامی شدهٔ اوژ نیستند، بلکه واژه اوژِ پارسی در زمان ساسانیان به صورت هوج یا خوج در آمدهاست. در آن زمان دیگر نشان و اثری از عیلامیها نبوده نگاه کنید به جهانگیر قائم مقامی؛ «تطورات نام سرزمین خوزستان»، همان، ص ۱۷۵] قیم اینگونه اظهارنظرها را بیپایه و نااستوار دانسته او میگوید: زیرا اگر بپذیریم واژه «اوژ» در نتیجه وارد شدن به زبان دیگر یعنی از زبان پارسی به زبان پهلوی «خوز» شده، این واژه نمیتواند دوباره از زبان پارسی به پهلوی برود و اینبار هوز شود. از این دو استدلال فقط یکی میتواند درست باشد. یاقوت حموی درباره وجه تسمیه حویزه میگوید: حویزه مصغّر حوز است که ریشه آن از حازَ یَحُوزَ حَوْزاً آمدهاست.
با توجه به معنی حَوْز، پیش از اسلام، ساکنان این خطه که در قالب عشایر و قبایل مختلف بودهاند، هر کدام برای خویش زمینی را در نظر گرفته، آن را از زمینهای اطراف متمایز و مشخص کرده و آن را حوز خود نامیدهاند، مثلاً حوز بنیتمیم، حوز بنیحنظله و حوز کلیببن وائل. اینها حوزههای جداگانه و پراکندهای بودند که جدا از هم و به شیوه اقتصاد بسته روزگار میگذراندند. [از این گونه حوزها کماکان در خوزستان وجود دارد مانند حوز الملاکه (الملاچه) در خرمشهر که هنوز با همین نام خوانده میشود.] مرکز این حوزها که به احتمال زیاد بزرگتر از سایر آنها بوده همان سوقالاهواز بودهاست. محمدبن جریر طبری نیز به هنگام ذکر فتح اهواز خاطر نشان میسازد که کلیببن وائل گرداگرد اهواز منزل داشتند و آنها با ملک اهواز به نام هرمزان عداوت داشتند از بهر حدها و زمینها و دهها که میان ایشان و هرمزان بود. به هر حال همانطوری که پیش از این ذکر شد در زمان اردشیر بابکان همه این مناطق را اهواز میخواندند و شهر اهواز را به نام سوقالاهواز میگفتند. به مرور زمان پیشوند سوق از عبارت «سوقالاهواز» نیز حذف شده، شهر اهواز را بدین نام خواندهاند.
پیش از اسلام
اهواز در دوران پهلوی
شهری که امروز آن را اهواز مینامند یکی از قدیمیترین شهرهای استان خوزستان است و قدمت آن حتی به قرنهای پیش از میلاد مسیح میرسد. این شهر در طول حیات خود تحولات و تطورات فراوانی داشته تا بدین جا رسیده است. در مقطعی از تاریخ و به طور مشخص از قرن پنجم هجری تا قرن چهاردهم هجری، کمی بیش از هشت قرن این شهر به طور کلی نابود شده و از صحنة تاریخ محو شده بود... اما درصد سال اخیر دوباره این شهر احیا گردید و هشتاد سال پیش مرکز استان خوزستان شد. پس از آن که این شهر به عنوان مرکز اداری استان انتخاب گردید روز به روز بر اهمیت آن افزوده شد. و از آنجایی که از نظر جغرافیایی در مرکز استان قرار داد و به دلیل وجود رود کارون و زمینهای هموار اطراف آن در حال حاضر بزرگترین و مهمترین شهر استان خوزستان است.
تاریخ بنای این شهر به درستی مشخص نیست، قدیمیترین نوشتهای که در اینباره وجود دارد این است که اسکندر پس از تصرف ایران و هند، «نثار خوس» (nearxus) فرمانده نیروی دریایی خود را مأمور کرد تا با کشتیهای خود به خلیجفارس باز گردد، او نیز در سال ۳۲۵.ق پس از عبور از اقیانوس هند به خلیج فارس رسید و از آنجا وارد رودخانه کارون شد و در شهری به نام «تارینا» (Tareiana) لنگر انداخت. به همین دلیل برخی بر این عقیدهاند که «تارینا» در محل فعلی شهر اهواز بوده است.
بنظر میرسد این سخن چندان بیپایه نباشد، چون محمدبن جریر طبری (متولد ۳۱۰.ق) در کتاب خود خاطر نشان میسازد که در زمان شاپور دوم (۳۱۰-۳۷۹.م) گروهی از بنوحنظله در رُمیله از خاک اهواز نشیمن داشتند.
البته از نوشته طبری چنین برمیآید که اهواز نام منطقه وسیعی بوده و هر ناحیه و هر مکان آن اسم خاصی داشته است و منظور طبری شهر اهواز نبوده است. اما حتی اگر به وجود شهری به نام «تارینا» در محل اهواز فعلی با دیدة شک و تردید بنگریم، آنچه مسلم است این است که در اواخر دورة ساسانی و در آستانه فتح ایران توسط سپاه اسلام شهری به نام «سوقالاهواز» در محل اهواز فعلی وجود داشته است. نویسندة تاریخ طبری به هنگام ذکر فتح اهواز توسط سپاه اسلام در سال هجدهم هجری، آنجا را منطقهای مشتمل بر هفتاد شهر به مرکزیت «سوقالاهواز» نامیده است.همو متذكر ميشود كه رود بزرگي به نام «دجيل» از ميان سوقالاهواز ميگذرد. از اين رو سوقالاهواز به احتمال زياد در محل اهواز فعلي بوده است.
دوره امويان و عباسيان:
در زمان خلافت عمر اکثر مردم به جز اقليت هاي صابئي ومسيحي مسلمان شدند. در روزگاري که خلفاي اموي وعباسي قدرت وچيرگي داشتند اهواز منبع ماليات هاي نقدي و جنسي بود وهرگاه دستگاه خلافت دست خوش آشفتگي مي شد، اين شهر ميدان کارزار رقيبان ومخالفان وعرصه قتل عام وغارت وانواع ستمگري مي گرديد. به عنوان مثال در زمان خلافت (مهتدي عباسي) بردگان سياه آفريقايي که از بازار برده فروشي زنگار خريداري مي شدند وبه همين نام هم شهرت داشتند قيام نمودند ودر جنگ وگريز پانزده ساله خود، برخي از نواحي خلافت عباسي را تحت تصرف درآوردند. و در رمضان سال256 هجري قمري وارد اهواز شدند. ابن اثير در اين باره مي نويسد:« زنگيان چون به اهواز رسيدند همه مردمان وسپاهيان از هراس ايشان مي گريختند وجز اندکي نماندند. پس به شهر درآمدند وآن را در هم کوبيدند.»
از ديگر رويدادهاي مهم تاريخي اين دوران فتح اهواز توسط يعقوب ليث صفاري سر سلاله صفاريان و باز پس گيري شهر قارت شده از زنگيان است.
دوره آل زيار وآل بويه:
مردآويج پسر زيار و طلايه دار سلسله آل زيار(433-316 ه ق) پس از تسخير مناطق طبرستان، همدان، قم، کاشان واصفهان، لشکريان خليفه را در اهواز شکست داد وقلمرو خود را هم مرز با قلمرو خليفه نمود.
در زمان آل بويه، به دليل تمايل وتوجه ايشان به مسايل فرهنگي، مذهبي و آباداني سرزمين هاي تحت سيطره اشان، اهواز مورد توجه قرار گرفت وپل قديمي(هندوان) که بر رودخانه کارون قرار داشت و تنها مسجد شهر که مشرف بر رود بود به زيبايي بازسازي شد. در اين دوره اهواز از نظر اقتصادي وتجاري چنان توسعه يافت که همراه با خراج سالانه آن که مبلغ بيست وپنج هزار درهم بود، هزار رطل شکر نيز که از نظر مرغوبيت ضرب المثل زمان خود بود براي سلطان فرستاده مي شد.
دوره مغولان و تيموريان:
مغولها در سال 616هجري قمري به ايران حمله کردند و چهل سال بعد در سال656 هجري قمري خوزستان توسط جانشينان چنگيز فتح شد اما به علت بي رونقي و ويراني اهواز از قرن پنجم هجري، شهر در معادلات سياسي، اجتماعي اين دوره نقش موثري نداشته است واين روند تا حدود هشت قرن بعد ادامه يافت.
دوره قاجاريه:
در ابتداي کار قاجاريه، خوزستان به چند بخش تقسيم شده بود.شهر هاي شوشتر، بهبهان، دزفول و.. و قبايل عرب هرکدام با حاکمي مستقل وبه دور از پذيرش حکومت آقامحمدخان قاجار به سرمي بردند. اما پس از مرگ آقا محمدخان و روي کارآمدن فتحعلي شاه، خوزستان به دوبخش تقسيم شد، بخش شمال وغرب شامل شوشتر، دزفول و هويزه جزو کرمانشاهان شد و بخش جنوب و شرق شامل رامهرمز، فلاحيه (شادگان) و هنديجان جزو فارس گرديد.
پس از وقوع جنگ جهاني اول(1293 هجري شمسي) و علي رغم اعلام بي طرفي دولت ايران، ارتش متفقين(انگليس و روسيه) از شمال وجنوب کشور را اشغال کرده و کشتي هاي انگليسي در کارون لنگر انداختند. و در سال1293 هجري شمسي شهرهاي آبادان، خرمشهر و اهواز را اشغال کردند. با اشغال اهواز انگليسي ها در منطقه امانيه فعلي اردوگاه نظامي برپاساختند و در دي ماه 1293 هجري شمسي دو گردان ارتش عثماني براي کمک به عشايرخوزستان درپانزده کيلومتري غرب اهواز(ميدان جهاد، غدير يا تپه المنيور، بين اهواز وحميديه) مستقر واردوگاه خود رابرپاساختندو در اسفند همان سال ارتش انگليس با همراهي طرفداران شيخ خزعل به سوي منطقه غدير حرکت نموده و جنگ آغازشد. سرانجام نيروهاي ترک عثماني به خاطررسيدن دستور عقب نشيني از طرف فرماندهي کل عثماني و نياز به آنها درجبهه ديگر، در فروردين1294 هجري شمسي اهواز را ترک کردند وعشاير عرب نيز به خاطر نداشتن امکانات جنگي وتسحيلات نظامي مدرن وعدم رهبري واحد، دست از ادامه مبارزه برداشته وبه خانه هاي خود بازگشتند.سپس سران عشاير مورد تعقيب و انتقام سخت ارتش روس وشيخ خزعل قرار گرفتند.نیز مزید بر علت بود تا روند مهاجرت را تسریع بخشد، در شهر دزفول نیز دار و دسته شیخ محمدطاهر با شرارتهای خود آرامش را از مردم سلب کرده بود، همین امر سبب شد تا بازرگانان آن شهر تمایل و رغبت بیشتری به مهاجرت نشان دهند. در حقیقت این اولین مهاجرت شوشتریها و دزفولیها به اهواز بود، همین امر سبب شد تا چند سال پس از آزادی کشتیرانی در رود کارون یعنی در سال ۱۸۹۲.م (۱۳۱۰.ق) و حتی پیش از افتتاح جاده کارون رو اهواز ـ اصفهان، معینالتجار، کاروانسرایی با ۲۴ دهنة مغازه در اهواز احداث کند و به قول کنسول انگلیس او درصدد است بر تعداد آنها بیفزاید. نظامالسلطنه حاکم ایالت و معزالسلطنه به اتفاق هم دو کاروانسرای دیگر ساختند. آنها همچنین دو راسته بازار احداث کردند. معینالتجار نیز به پیروی از آنها یک راسته بازار احداث کرد. . بدین ترتیب در آستانه جنگ جهانی اول (۱۹۱۴.م) بندر ناصری باعث گسترش روستای اهواز شد و کار به جایی رسید که در سال ۱۳۰۳.ش (۱۹۲۵.م) بندر ناصری به عنوان مرکز استان انتخاب شد و در شهریورماه ۱۳۱۴.ش نام آن به شهر اهواز تغيير يافت.
(ahwaz.ir)
اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پر آب کارون واقع شدهاست. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پرجمعیتی مانند کمپلو، کوی علوی و محلههای نو ساز نظیر گلستان، کیانپارس و کیانآباد و فاز۴کورش قرار دارند. امانیه و فلکه ساعت کوی اداری-تجاری و هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل میدهند. قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده، خیابانهای نادری (سلمان فارسی) و امام خمینی (پهلوی سابق) و آزادگان (۲۴متری سابق یا رضا شاه کبیر سابق) و شریعتی (۳۰ متری سابق)و باغ شیخ(ادهم) مرکز قسمت شرقی شهر هستند و همچنین محلههای معروف پادادشهر، آریاشهر، باهنر، رسالت، منبع آب، کوروش، زیتون کارمندی، شهرک نفت در این قسمت از شهر واقعاند.
در حال حاضر پروژههای عمرانی بزرگی در اهواز در دست احداث میباشد که با افتتاح آنها چهرهٔ شهر و وضعیت حمل و نقل شهری دگرگون خواهد شد. مهمترین این پروژهها اتوبان کمربندی اهواز، پل هشتم کارون، پروژه پارک آبی و مترو میباشند.
تیمهای فوتبال فولاد خوزستان و استقلال اهواز از جمله تیمهای مطرح در صحنهٔ فوتبال معاصر هستند.
استقلال اهواز یکی از باشگاههای ورزشی ایران و استان خوزستان میباشد. تیم فوتبال استقلال اهواز هماکنون یکی از باشگاههای لیگ دسته دو ایران است که در شهر اهواز هواداران متعصب و زیادی دارد.از اخرین افتخارات این تیم نایب قهرمانی در فصل ۱۳۸۶ - ۱۳۸۵ لیگ برتر فوتبال ایران است که در آن فصل بر سر آن جنجال زیادی برپا شد. استقلال اهواز در بازی ماقبل آخر خود در مقابل مس کرمان با یک گل مشکوک در دقیقه نود، بازی را مساوی کرد و داور بازی که خداداد افشاریان بود تایید کرد و استقلال اهواز با اختلاف ۲ امتیاز قهرمانی را به سایپا واگذار کرد
تأسیس
این باشگاه در سال ۱۳۲۷ با حمایت آقای حکیم شوشتری تأسیس شد که در ابتدا یکی از شاخههای تیم تاج تهران بود و تا قبل از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ به نام تاج اهواز شناخته میشد.
جام تخت جمشید
تیم استقلال اهواز در سال ۱۳۵۱ موفق به راهیابی به جام تخت جمشید شد ولی از آنجا که قوانین لیگ اجازه حضور دوتیم هم نام یعنی تاج تهران و تاج اهواز را نمیداد تیم تاج اهواز در دسته پایین تر باقی ماند.
پس از انقلاب
نام تیم پس از انقلاب به استقلال اهواز تغییر یافت. در سال ۱۳۷۲ شمسی، پس از جنگ ایران و عراق و با شروع لیگ دسته اول ایران موسوم به لیگ آزادگان تیم استقلال اهواز در این رقابتها حاضر شد. و با توسعه چشمگیری که با جاه طلبیهای مالک جدیدش یعنی علی شفیعزاده داشت به زودی به یکی از باشگاههای طراز اول فوتبال ایران تبدیل شد. ولی در سال ۸۹ به لیگ آزادگان و در سال ۹۰ هم به خاطر کسب نتایج ضعیف و کسب رتبه سیزدهم به لیگ دسته دو سقوط کردند.
فولاد خوزستان یکی از تیمهای خوزستانی حاضر در لیگ برتر ایران است . باشگاه فولاد در چند سال اخیر توانسته با کشف و پرورش بازیکنان بومی و مستعد ضمن کسب عناوین مختلف نامی برای خود در عرصه فوتبال فراهم کند . باشگاه فولاد خوزستان با داشتن مدارس حرفهای فوتبال و با استفاده از دانش مربیان خارجی مانند وینگو بگوویچ، لوکا بوناچیچ و ملادن فرانچیچ توانست بازیکنان مطرحی مانند ایمان مبعلی، حسین کعبی، عادل کلاه کج، ابراهیم میرزاپور، جلال کاملی مفرد، میلاد زنیدپور، احمد آل نعمه، علی بداوی، بختیار رحمانی، رضا نوروزی و آرش افشین را به فوتبال ایران معرفی کند. همچنین این تیم توانست بازیکنانی از لیگ های خارجی را به لیگ ایران وارد کند از جمله فابیو جانواریو، عماد محمد رضا و باکاری دیاکیته و سامال سعید و کارلوس آلبرتو فرناندز.
فولاد خوزستان تیمی است که تا قبل از سقوط و انحلال تیم فوتبال «جنوب اهواز» کسی از آن اطلاعی نداشت. در اصل این تیم جنوب اهواز بود که پروانه باشگاه فوتبال خود را در سال ۱۳۷۴ به فولاد خوزستان فروخت تا این تیم بتواند در لیگ سراسری ایران بازی کند.
تیم فولاد در سال ۱۳۷۰ قهرمان اهواز شده و دو سال بعد از آن به فوتبال دسته دو لیگ فوتبال خوزستان راه پیدا کرده بود. در سال ۱۳۷۴ این تیم در حالیکه فصل را در لیگ دسته دوم خوزستان به اتمام رساند، توانست امتیاز باشگاه سقوط کرده «جنوب اهواز» که در آستانه انحلال و ورشکستگی بود را بخرد و جواز حضور در لیگ دوم فوتبال ایران را کسب کند.
پس از یکسال حضور در لیگ دوم کشور، در سال ۱۳۷۵ با مربیگری «همایون شاهرخی» فولاد خوزستان توانست به لیگ آزادگان (لیگ سطح یک) راه پیدا کند. حضور در لیگ اول کشور افتخار و کاری شگفت انگیز برای این تیم محسوب میشد چرا که آنها ده سال پیش از آن، در لیگ دسته چهار محلی بازی میکردند.
این تیم در سال ۱۳۸۴ توانست پس از سالها فوتبال خوزستان را به یکی از بزرگترین افتخارات خود نایل آورد. این تیم با هدایت مربی کروات خود، ملادن فرانچیچ، و با حضور بازیکنان نامداری چون ایمان مبعلی، حسین کعبی، ابراهیم میرزاپور و.. توانست قهرمان لیگ برتر باشگاههای ایران شود. متاسفانه در دورهٔ بعد به علت کاهش بودجهٔ تیم این تیم نتوانست حضور موفقی در لیگ برتر ایران و لیگ باشگاههای آسیا داشته باشد و در نهایت سیر نزولی خود را با سقوط به دستهٔ اول به پایان برد.. این تیم در سال (۱۳۸۸-۱۳۸۷) پس از آنکه نتوانست موفق به حضور در لیگ برتر شود امتیاز تیم سپاهان نوین اصفهان را خریداری کرد تا باز هم فوتبال خوزستان پس از تیم استقلال صاحب یک تیم دیگر در لیگ برتر باشگاههای ایران شود. در اوایل فصل نیز مسعود رضاییان مدیرعامل باشگاه جای خود را به سیف الله دهکردی رییس سابق و موفق هیئت فوتبال خوزستان داد. دهکردی از سال ۷۹ رئیس هیئت فوتبال خوزستان بود. وی در اواخر بهمن ماه سال ۸۶ به عنوان نائب رئیس هیئت امنا باشگاه فولاد انتخاب شد و پس از ماهها حدس و گمان درباره جایگزینی وی به جای مسعود رضاییان سرانجام با پایان دوره ریاستش در هیئت فوتبال در شهریور ۸۷ و در حالی که سه هفته از شروع لیگ هشتم گذشته بود به عنوان مدیر عامل باشگاه فولاد معرفی شد. در پایان لیگ هشتم و در شرایطی که مجید جلالی با تیم نتایج خوبی کسب کرده بود، به یکباره لوکا بوناچیچ که سابقه هدایت فولاد را نیز در کارنامه داشت به عنوان سرمربی تیم فولاد خوزستان در لیگ نهم معرفی شد.دهکردی علاقهٔ بسیاری به لوکا داشت و اعتقاد داشت حضور لوکا در خوزستان به رشد و ارتقا فوتبال خوزستان کمک خواهد کرد. با شروع مسابقات تیم تحت هدایت لوکا بوناچیچ دور از تصور ظاهر شد و این تیم در پایان هفته هشتم با 4 امتیاز در قعر جدول قرار داشت! لوکا بوناچیچ در پایان هفته هشتم و بر خلاف میل دهکردی از باشگاه فولاد کناره گیری کرد و دوباره مجید جلالی به عنوان سرمربی انتخاب شد. عدم موفقیت لوکا بوناچیچ به مسائلی مربوط می شد که هیچگاه رسانه ای نشد. مهمترین عامل عدم موفقیت او عدم تعامل با بازیکنان بود. جلال کاملی مفرد، سیامک سرلک و بختیار رحمانی از کسانی بودند که گفته میشود کارشکنیهای بسیاری در کار لوکا کردند و علنا خواستار بازگشت جلالی بودند. سیف الله دهکردی مدیرعامل باشگاه فولاد تلاش بسیاری کرد تا تیره گی روابط بین لوکا و بازیکنان را از بین ببرد اما در این راه موفق نبود که در نتیجه چندین بار از مدیریت باشگاه استعفا داد که با مخالفت هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت فولاد خوزستان روبرو شد.
نخستین چاه نفت در اهواز
در سال ۱۲۹۱ خورشیدی نخستین چاه نفت در نزدیکی اهواز کنده شده و این چنین شرکت ملی نفت به صورت گسترده به ساخت و ساز در این شهر پرداخت. شرکت نفت در سال ۱۲۹۹ خورشیدی یک کمپ در "کمپلو" کنونی ایجاد کرد و نخستین ساختمان شرکت نفت در سال ۱۳۰۵ در اهواز ساخته شد.
جنگ مردم اهواز و عثمانیها با انگلستان
در سال ۱۲۹۴ بین مردم عرب خوزستان و انگلیس جنگی رخ داد که این جنگ در دو مرحله صورت گرفت مرحله اول جنگ مردم عرب خوزستان با اسلحه سرد بود که منجر به شکست انگلیس شد. در مرحله دوم انگلیس با اسلحه گرم سنگین روبروی مردم عرب خوزستان قرار گرفت اما اسلحه مردم عرب تغیری نکرد وبا همان اسلحههای سرد با انگلیس روبرو شدند که منجر به کشته شدن صدها نفر از مردم عرب شد، مزار این کشته شدهگان در ۱۰ کیلومتری اهواز _ سوسنگرد (المنیور) قرار دارد. از معروفترین شخصیتهای این جنگ حاج سبهان و همچنین عاصی الشرهان که از شیوخ بنی طرف میباشند. این جنگ به جنگ جهاد مشهور است. در جریان جنگ جهانی اول علمای نجف منجمله «محمدکاظم طباطبایی یزدی» که مرجع تقلید عالم تشیع بود به منظور جلوگیری از تهاجم انگلیس به کشورهای اسلامی و تجهیز قوای مسلمان فتوای جهاد علیه قوای مهاجم را صادر کردند.
پس از ابلاغ فتوا عشایر عرب خوزستان منجمله دشت آزادگان از مناطق سوسنگرد، بستان، حمیدیه، هویزه و روستاهای اطراف به سوی اهواز به حرکت درآمدند و پس از تقریباً ۵۰ کیلومتر پیادهروی در دشتی بین اهواز و حمیدیه برابر قشون انگلیس صفآرایی کردند. بسیاری از طوایف دشتآزادگان در این جنگ حضور داشتند. نیروهای انگلیس از چندین لشکر مجهز به توپخانه و سلاح سنگین تشکیل شده بودند و «ویلسون» یکی از قوای انگلیسی با همکاری شخصی بنام «کوکی» به شعیبه و بصره و خرمشهر به اهواز آمد و در انجا متمرکز شد. ویلسون، نخست نامهای به عشایر منطقه دشتآزادگان نوشته، و اعلام کرد که قشون انگلیس هیچگونه دشمنی با آنها ندارند لذا آنان نیز به نوبه خود اجازه دهند لشکریان بریتانیا به راه خود ادامه دهند. عشایر خوزستانی در اهواز با رد پیشنهاد انگلیس به ویلسون نوشتند که به هیچ وجه اجازه عبور به قوای انگلیس را نخواهد داد و برای جنگ با لشکریان ویلسون به خط اول جبهه آمدند. سلاح عشایر مناطق در این جنگ «تفنگ»، «فاله»، «چماق قیری» (مگوار) نیزه و شمشیر بودهاست.

نیروهای انگلیس پس از دریافت پاسخ عشایر از اهواز به طرف تپههای منیور در غرب اهواز به حرکت درآمدند و برای جنگ با عشایر آماده شدند. عشایر با سردادن شعارهای اسلامی خود را برای شهادت آماده ساخته بودند. با توجه به برتری ارتش انگلیس و عدم امکانات جنگی عشایر، به افراد تحت فرماندهی خویش دستور دادند که با یورش شبانه خود به انگیسیها اجازه استفاده از توپخانه و سلاح سنگین را ندهند. در این زمان نیروهای عثمانی به کمک نیروهای خوزستان آمدند. در این نبرد یاری بین عشایر عرب و ترک مشهود بود. سید «طاهر هاشمی آل مهدی» بزرگ عشیره سادات آلمهدی، آخرین رزمنده دفاع عشایر عرب خوزستان در برابر قوای انگلیسی بود که تیرماه سال ۱۳۸۹ در سن ۱۱۲ سالگی بر اثر کهولت سن، دارفانی را وداع گفت.در اهواز بارها سالگرد این جنگ کورد تقدیر قرار میگیرد و در نود و پنجمین مراسم سالگرد آن با حضور ۴۰ خبرگزاری داخلی و خارجی جهت پوشش خبری این مراسم و انعکاس آن دعوت به عمل آمده بود. تجمع بزرگ عشایر عرب خوزستان در محل یادمان عشایر عرب خوزستان در ۱۵ کیلومتری غرب اهواز پشت روستای گمبوعه با حضور علما، مسئولین کشوری و استانی و عشایر خوزستان برگزار شد. در این مراسم امام جمعه اهواز گفت مردم خوزستان با انگلیسیها را در سه محور غرب، شمال اهواز و شهرستان شادگان شرکت داشتند و اظهار داشت: درگیری اول در حد فاصل اهواز و حمیدیه با شرکت طوایف بنی طرف، سواری، بنی سالم، سواعد و ... رخ داد که حماسه المنیور را رقم زد. محور دوم درگیری در شمال اهواز و با حضور طوایف زرگان، باوی، حمیدی، نواصر، سلامات و در یک عملیات پارتیزانی به انفجار لولههای نفت شرکت انگلیسی منتهی شد و سومین محور عملیات در منطقه شادگان توسط طوایف بنی کعب و دیگر عشایر فهیم منطقه به فرماندهی سیدجابر آلبوشوکه و الوان کعبی بر علیه نیروهای اشغالگر انجام شد.
جغرافیا و آب و هوا وسعت: حدود 7925 کيلومتر مربع
- جمعيت کلان شهر اهواز: 1425891
- جمعيت شهر اهواز:1081826 نفر
- موقعيت:بين 49درجه و11 دقيقه طول شرقي تا 31 درجه و50دقيقه عرض شمالي
- اقليم: براساس طبقه بندي دامارتن که متکي به دومتغير ميانگين بارندگي و ميانگين دما است، شهرستان اهواز در گروه اقليم خشک Arid climate قرار دارد. شايان ذکر است اقليم خشک براي مناطقي بکار مي رود که ميزان ريزش هاي جوي درآنجا کمتر از 250ميليمتر در سال باشد و يا ميزان تبخير و تعرق پتانسيل بيش از بارش باشد.
- بررسي فاکتورهاي دما: براساس اطلاعات ايستگاه هواشناسي اهواز دو ماهتير و مرداد با متوسط دماي 6/38 درجه سانتيگراد گرمترين ماههاي سال و ماههاي دي وبهمن با متوسط (4/12 )درجه سانتيگراد، سردترين ماه سال به شمار مي رود.
در طول 50 سال گذشته حداقل و حداکثر دماي شهر اهواز به ترتيب (7-) و (54 ) درجه سانتيگراد و ميانگين دماي شهر در همين دوره ()25 درجه سانتيگراد بوده است.
- متوسط درجه حرارت: (48) درجه درتابستان و(4) درجه در زمستان
- ميزان بارندگي: ميزان بارندگي سالانه اهواز به طور متوسط (213) ميليمتر است و بيشترين ميزان بارندگي در ماه ژانويه(11دي تا11بهمن) روي مي دهد.
- ارتفاع از سطح دريا: 12متر
- فاصله از تهران: فاصله زميني881 کيلومتر و فاصله هوايي 551کيلومتر
- شهرستان اهواز مرکزسياسي، اداري وتجاري استان خوزستان بوده و براساس آخرين تقسيمات کشوري داراي 5 شهر به نام هاي اهواز، ملاثاني، شيبان، ويس وحميديه ، سه بخش به نام هاي مرکزي، باوي وحميديه ، دوازده دهستان و439 روستاي داراي سکنه است.
- شهرستان اهواز از شمال به شهرستانهاي دزفول وشوشتر، از شرق به رامهرمز و شوشتر، از غرب به دشت آزادگان واز جنوب به بندر ماهشهرو شهرهاي شادگان و خرمشهر محدود مي شود.
- وضعيت توپوگرافي: درقسماتهاي شمالي ومرکزي شهرستان جلگه اي هموار ونسبتاً حاصلخيز قرار دارد. درحاشيه هاي شرقي وغربي شهرستان نيز تپه هاي ماسه اي وشني قرار دارند که جهت آنها به موازات ارتفاعات زاگرس جنوبي واز سمت شمال غرب به سمت جنوب شرق امتداد يافته اند. در بخش جنوبي و جنوب شرقي شهرستان جلگه خشک وبي حاصل مارن قرار دارد که داراي منابع عظيمي از نفت وگاز است.
- بافت جمعيتي: بافت جمعيتي شهرستان اهواز از قوميت هاي مختلف مانند اعراب بختياري ها بهبهاني، دزفولي ها، رامهرمزي ها، شوشتري ها و... تشکيل شده است.
اکو سیستم کارون
کارون بزرگ، رودی که در سنگ نوشته های باستانی کرن،کرنک و گوهرنگ نامیده شده و اولین تمدن های بشری در کنار آن شکل گرفته است، با طول حدود 850 کیلومتر و عرضی متفاوت، از دره های تنگ و عمیق سرچشمه خود در ارتفاعات زاگرس میانی تا بستر پهن و گسترده در مصب، جریان یافته و بزرگترین و طویل ترین رود ایران و خاورمیانه است. کارون پس از خروج از کوهستان زاگرس و اتصال تعداد زیادی رود به آن در شمال شوشتر به دو شعبه تقسیم می شود. شعبه خاوری گرگر یا دودانگه و شعبه باختری که بزرگتر است شطیط یا چهاردانگه نامیده می شود. این دو شعبه و رودخانه دز در حوالی محلی به نام بند قیر در نزدیکی شوشوتر به هم متصل می شوند و پس از عبور از وسط شهر اهواز به سمت خرمشهر جریان می یابد. در شرق شهر خرمشهر به دو شاخه تقسیم می شود. شاخه غربی به نام بهمنشیر به جنوب غربی جریان یافته و از طریق خور موسی به خلیج فارس راه می یابدو شاخه شرقی از جنوب خرمشهر گذشته و به اروند رود می ریزد.
در رود کارون 32 گونه ماهی زندگی می کند که تقریبا شامل 18 درصد گونه های آب شیرین ایران است. شیربت، توینی، لوتک، حمری، برزم، کپور، بنی، کتان، سلیمانی، بیاح و مارماهی شماری از ماهیان ساکن در رودخانه اند. از گیاهان کارون می توان به نی، گرز، هفت بند، نخل مردابی و تیزک اشاره کرد که ضمن تامین اکسیژن آب به عنوان منبع سرشار از مواد غذایی مورد استفاده آبزیان قرار می گیرند.
بیشه زارهای پوشیده از پده، گز و جاز در دو سوی کارون که تا زمانی نه چندان دور جولانگاه گوزن زرد، یوزپلنگ و گربه وحشی خوزستان بود، امروزه زیستگاه دهها نوع پرنده بومی مانند حواصیل، گاو چرانک، کبک، تیهو، دراج، فاخته، سبزقبا، هدهد چکاوک، دم جنبانک، چلچله، توکا و هزاران مرغ مهاجر مانند پلیکان، بالکان، بوتیمار، حواصیل، لک لک، فلامینگو،غاز، بلدرچین، درنا،هوبره،صدف خوار، پرستو، سینه سرخ، بلبل و حتی عقاب و شاهین و کرکس است که با توجه به اقلیم خاص استان و به امید هوایی مطبوع و غذای کافی در قالب دسته های بزرگ به مهمانی زمستانه دشت بخشنده خوزستان و رود کارون می آیند.
عرض زیاد و بستر نسبتا عمیق رودخانه، امکان کشتیرانی در آن را مهیا نموده است به طوری که تا اوایل قرن جاری مسیر رودخانه تا اهواز، بخشی از مسیر آب حمل کالا به شمار می رفت. اما امروزه به دلیل عدم لایروبی بستر رود و احداث پلهای متعدد امکان کشتیرانی در محدوده شهر اهواز وجود ندارد.
گونه های گیاهی خوزستان
دشت وسیع خوزستان با برخورداری از مواهب طبیعی فراوان در زمینه کاشت انواع درختان و گیاهان زینتی و مثمر دارای استعدادها و قابلیت های درخور توجهی است. گرچه عبور رودخانه کارون از میان شهرهای استان، وجود آب فراوان و خاک حاصلخیز امکان کشت بسیاری از گونه های گیاهی را فراهم آورده است اما شرایط آب و هوایی گرم و خشک و بارش سالانه 230 میلی متر و در برخی مناطق شوری و قلیایی بودن خاک محدودیت هایی در این زمینه ایجاد کرده است.
مهمترین محصولات گیاهی با ارزش اقتصادی خوزیتان عبارتند از: گل و گیاه زینتی، انواع خرما، مرکبات، زیتون و قارچ خوراکی.
اکالیپتوس، کهور، برهان، اکاسیا، انجیرمعابد، کنار، نخل(150 نوع)، شمشاد اهواز، شاه پسند، شیشه شور، گل سرخ، گل کاغذی، محبوبه شب، ناترک، مورد و کنوکارپرس از جمله گونه های درختی و درختچه های زینتی هستند که به وفور در خوزستان کشت می شود.
(ahwaz.ir)
بخش بزرگی از استان خوزستان جلگه است، و شهر اهواز نیز در بخش جلگه ای جای دارد، ولی کمبود شدید پوشش گیاهی سبب گرمی و خشکی اهواز شده و آن را در رده گرمترین مناطق ایران جای داده است. در زمستان سرما تا پنج درجه سانتیگراد کاهش و در تابستان تا پنجاه درجه سانتیگراد افزایش مییابد. البته از سال ۱۳۸۱ برنامههای سودمندی برای افزایش سرانه فضای سبز شهری در اهواز انجام شده که از آنها میتوان به کاشت گونه کنوکارپوس که بومی فلوریدا است اشاره کرد.
آلودگی هوا
بر اساس آمار رسمی، اهواز پس از اصفهان و تهران، بیشترین آلودگی هوا را دارد. میزان آلودگی هوا در این شهر روزبهروز افزایش یافته و شدیدتر میشود . مهمترین علت آلودگی هوای اهواز، گرد و غبار و حمل و نقل درونشهری است و دیگر عامل آلودگی ها گسترش افسارگسیخته بافت شهری و رسیدن آن به کارخانههایی مانند ایران کربن و فولاد خوزستان میباشد.
بارها از طرف سازمانهای مختلف همچون سازمان حفاظت محیط زیست استان خوزستان اعلام شده که اهواز ۸ برابر بیش از حد مجاز آلوده است، به همین دلیل بیشتر پروازها لغو و مدارس و کودکستانهای این شهر تعطیل می شوند، برخی سازمان های دولتی دلیل این گرد و غبار را آلودگی ناشی از گرد و غبار صحرای عربستان و جنوب عراق و همچنین نبود بارش باران و نبود پوشش گیاهی در برخی مناطق خوزستان دانسته اند. دامنه ی گسترش این آلودگی به استانهای ایلام، لرستان و برخی از شهرهای استان فارس و بوشهر نیز بروز کرده
بر اساس برنامه های سازمان محیط زیست، در صورت افزایش ۵۰۰ هکتاری پوشش گیاهی در شهر اهواز، و انجام پروژه کمربند سبز، بین چهار تا شش درجه از گرمای هوا در اهواز کاسته خواهد شد، و آلودگی هوا نیز تا حد چشمگیری پایین خواهد آمد. وانگهی از پاییز ۱۳۸۵ کل استان خوزستان درگیر پدیده توفان خاک شده است که زیانهای مالی و جانی فراوانی به بار آورده است و گمان نمیرود با این برنامه ها بتوان آن را ناپدید یا کم نمود.
رودخانه کارون
از داخل اهواز رود کارون که پرآبترین و بزرگترین رودخانه ایران است عبور میکند. این رود با طول ۹۵۰ کیلومتر طولانیترین رودیست که تنها در داخل ایران قرار دارد و همچنین تنها رود ایران است که بخشی از آن قابل کشتیرانی است.همچنین آب آشامیدنی کلانشهر اهواز از رودخانه کارون تامین میشود.
پیچ و خمهای موجود در سر راه این رود، خوزستان را به جلگهای بینظیر تبدیل کردهاست. سدهای مختلفی بر روی این رودخانه ساخته شدهاند که مهمترین آنها، سدهای کارون ۱، کارون ۳، کارون ۴، مسجد سلیمان و در پایینتر، سدهای گتوند علیا و سد تنظیمی گتوند میباشند.




و در نهایت
شهروندان
بر پایه تازه ترین آمار استانداری خوزستان، ۲۱۶ هزار نفر از شهروندان اهوازی کارگر، ۶۵ هزار نفر دانشجو، و ۲۳۰ هزار نفر دانش آموز هستند. در جنگ تحمیلی با عراق، از میان شهروندان اهوازی ۴۶۲۸ نفر شهید، بیش از ۱۰ هزار نفر جانباز، و ۹۲۳ نفر اسیر شدهاند.
یاسر عرفات در اهواز
یکی از موضوعات مهم اوایل انقلاب اسلامی در ایران حضور یاسر عرفات بود. وی اولین میهمان خارجی که بلافاصله پس از انقلاب به تهران آمد، یاسر عرفات بود که در تاریخ ۲۸ بهمن ۵۷ وارد تهران شد. یاسر عرفات در اهواز با اجازه خمینی یک دفتر دائر کرده بود. یاسر عرفات به همراه ابراهیم یزدی سفری به اهواز داشت. در این سفر عرفات با استقبال چشمگیر عربهای اهواز مواجه شد.در زمان ورود عرفات به اهواز بحث مطالبات قومی نیز در اهواز و سایر نقاط قومی از سر گرفته شده بود. حركت جريان قومي در خوزستان و سخنرانی های شبیر خاقانی و اجتماع گروه موسوم به " روشنفكران عرب خوزستان " در اهواز در حمايت از شناسايي حقوق فرهنگي و ملي خلق عرب و مشاركت عرب ها در مجلس مؤسسان. تحرك جريان قومي در سيستان و بلوچستان و کردستان از جمله موضوعات و مباحثی بود که در زمان ورود عرفات به اهواز مورد نقاش قرار گرفته بود. این دفتر به سرعت پس از بازگشایی به اتهام جاسوسی و مداخله در امور داخلی ایران تعطیل شد.
دلیل تعطیلی این دفاتر فلسطینی در اهواز از جانب تهران این بود که این دفاتر به نزاع و درگیری های قومی عربهای اهوازی دامن میزدند.
امکانات شهری
راهآهن
ایستگاه راه آهن اهواز در سال ۱۳۰۶ خورشیدی، افتتاح شد و هماکنون نیز دردست بهرهبرداری است. یک ایستگاه راهآهن دیگر نیز در این شهر موجود است بنام ایستگاه راهآهن کارون که قطارهای باری و مسافرتی از آنجا به بندر امام خمینی میروند.
دانشگاهها
سردر دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز
اهواز کنونی به دلیل وجود دانشگاههای بزرگ و معتبر از لحاظ آموزش عالی در جایگاه بسیار ممتازی در سطح کشور میباشد. یکشنبه ۲ مهرماه سال ۱۳۳۴ دانشگاه گندیشاپور تأسیس شد که چندی بعد به جندیشاپور تغییر نام داد و تا آغاز انقلاب اسلامی به همین نام شناخته میشد.دانشکدهٔ کشاورزی اولین دانشکدهٔ راهاندازیشده در دانشگاه و رشتههای کشاورزی، ادبیات، ریاضی و پزشکی از اولین رشتههای ارائهشده در دانشگاه جندیشاپور میباشد. یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۳۷ نخستین گروه سی و هشت نفری فارغالتحصیلان دانشکدهٔ کشاورزی دانشگاه جندیشاپور طی مراسمی گواهینامهٔ خود را دریافت داشتند. دانشکدههای مهندسی، الهیات در بدو شروع انقلاب اسلامی و مجتمع دزفول در سال ۱۳۶۶ و مابقی دانشکدهها پیش از انقلاب اسلامی شروع به فعالیت نمودهاند. با توجه به صنعتی بودن ناحیهٔ خوزستان فعالیتهای تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران از اهمیت ویژهای برخوردار است و دهها تألیف و ترجمه و صدها طرح تحقیقاتی حاصل تلاشهای محققین این دانشگاه است.
هم اینک بیش از ۱۷۰ رشته در ۵۷ گروه آموزشی و ۱۳ دانشکده در حال فعالیت در این دانشگاه میباشند و رشتههای پزشکی نیز به دانشگاه مستقلی تحت نام دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز تبدیل شدند. هم اکنون در اکثر رشتهها دورهٔ لیسانس و فوق لیسانس و در رشتههای کشاورزی، علوم تربیتی و روانشناسی، ریاضی، دامپزشکی، شیمی دورههای دکتری برگزار میشود.دانشگاه شهید چمران دارای فضای آموزشی بسیار وسیع و مناسبی میباشد به طوری که در بین دانشگاهها یکی از چهار دانشگاه بزرگ کشور و بزرگترین دانشگاه درجنوب و غرب کشور است.
دانشگاه صنعت نفت اهواز
دانشگاه شهید چمران اهواز

قدمت دانشگاه جندی شاپور به سده پنجم يا چهارم ميلادی بازمی گرددودر طی شش قرن نام جندی شاپورمترادف با مرکزی علمی در رشته های مختلف بوده است وعصر تعالی و ترقی آن درزمان خسروانوشيروان بوده است. شهردانشگاهی جندی شاپوردرايران باستان درهيجده کيلومتری جنوب شرقی دزفول وپنجاه کيلومتری شمال غربیشوشتر بوده است که از لحاظ جغرافيايی درسی درجه عرض شمالی قرارداشته است وبه دستور شاپور اول اين شهر ساخته شده است. درباره اين دانشگاه درتاريخ ايران باستان مطالب فراواني ديده می شود .اضطحری در کتاب خود اشاره می کند که جندی شاپور شهری بزرگ وآباد و دارای نخلستانهای خرما وساير امور کشاورزی در آن فراوان می باشدوآوازه شهرت جندی شاپور علاوه برآبادانی وداشتن کشاورزی پيشرفته آنزمان ، مرکزيت علمی و کانون تجمع دانشمندان ومحققان آن دوران ازکشورهای مختلفی چون يونان وروم ومصروهند بوده است. در کتاب مقدمه ای برتاريخ علم نوشته جرج سارتون آمده است در يونان قديم ژوستی نين مدارس علميه رابعنوان اينکه ناشر افکار ضاله وبت پرستی هستند ، بست ودانشمندان آن ازترس کشته شدن به ايران فرارکردند وهمگی آنان درجندی شاپور مشغول به کار شدند. از جمله بزرگان مدارس آتن يونان سيمپلکيوس وپرسکيانوس که از برجسته ترين عناصر علمی مداری بوده اند نيز حضورداشته اند.در جايی ديگر آورده است بانسطوريانی که در چهارصدونودوشش ميلادی از ادسا رانده شدند و بعدها برای نو افلاطونيانی که درپانصدونوزده ميلادی از آتن تبعيد شدند، دانشگاه جندی شاپور پناهگاه آنان شد. بانسطوريان ترجمه های سريانی آ ثارطبی يونان را با خود آوردند ونو افلاطونيان افکار فلسفی خويش را که تأثير آنرا در تصرف بعدی ايران می توان يافت و در زمان انوشيروان عادل بزرگترين پادشاه ساسانی که ازپانصدوبيست ويک تا پانصدوهفتادونه ميلادی سلطنت کرد، با خود آوردند.ابی اقتدا مورخ بزرگ اسلامی متوفی هفتصدوسی وسه ميلادی می نويسد که در جندی شاپور توجه زيادی به جمع آوری کتب فلسفی وترجمه آن به زبان پهلوی بوده است. ابن نديم در کتاب الفهرست می نويسد که کتابخانه بزرگ جندی شاپور بزرگترين مرکز جمع آوری وترجمه بوده است. اسنادومدارک موجودنشان می دهد که اولين کنگره بزرگ پزشکی جهان درآن روزگار ودر اين دانشگاه برگزار شده است و بعضی از پزشکان آن زمان عبارتند از سرجيس سريانی مترجم آثار بقراط وجالينوس به زبان سريانی ،بختيشوع چهارم و
يکشنبه 2 مهرماه سال 1334 دانشگاه جندی شاپور تاسيس شد وتا آغاز انقلاب اسلامی به همين نام شناخته می شد.دانشکده کشاورزی اولين دانشکده راه اندازی شده دردانشگاه ورشته های کشاورزی،ادبيات،رياضی وپزشکی از اولين رشته های ارائه شده در دانشگاه جندی شاپورمی باشد.. يکشنبه 25 خرداد 1337 نخستين گروه سی وهشت نفری فارغ التحصيلان دانشکده کشاورزی دانشگاه جندی شاپور طی مراسمی گواهينامه خودرا دريافت داشتند. دانشکده های مهندسی ،الهيات دربدوشروع انقلاب اسلامی ومجتمع دزفول درسال1366 و مابقی دانشکده ها پيش ازانقلاب اسلامی شروع به فعاليت نموده اند. با توجه به صنعتی بودن ناحيه خوزستان فعاليتهای تحقيقاتی دانشگاه شهيد چمران از اهميت ويژه ای برخوردار است ودهها تأليف وترجمه وصدها طرح تحقيقاتی حاصل تلاشهای محققين اين دانشگاه می باشد .
هم اينک بيش از 170رشته در 57 گروه آموزشی و13 دانشکده درحال فعاليت در اين دانشگاه می باشند و رشته های پزشکی نيز به دانشگاه مستقلی تحت نام دانشگاه علوم پزشکی اهواز تبديل شدند.هم اکنون در اکثررشته ها دوره ليسانس وفوق ليسانس ودررشته های کشاورزی ،علوم تربيتی ،رياضی ،دامپزشکی ،شيمی دوره های دکتری برگزار می شود.دانشگاه شهيد چمران دارای فضای آموزشیبسيار وسيعو مناسبی می باشدبطوريکه دربين دانشگاهها يکی ازچهار دانشگاه بزرگ کشور وبزرگترين دانشگاه درجنوب و غرب کشور است .
شهيد دکتر مصطفی چمران ، مبارز متفکر و سردار بزرگ جبهه های جنگ ، بخشهايی ازاين دانشگاه را دردوران دفاع مقدس پايگاه فرماندهی خود قرار داده بود که پس از شهادت به پاس فداکاريها و جانفشانيهايش، دانشگاه جندی شاپور به دانشگاه شهيد چمران اهوازتغيير نام يافت .
قدیمیترین دانشگاه این شهر است که در بخش غربی شهر و مشرف بر کنارهٔ رود کارون تأسیس شدهاست. دانشکدهٔ ادبیات و زبانهای خارجی این دانشگاه از پردیس اصلی جدا است و به عنوان یکی از نمادهای شهر اهواز شناخته میشود .
دانشگاه شهید چمران اهواز یکی از بزرگترین دانشگاههای جنوب غرب کشور است. در سال ۱۳۸۷ تعداد ۵۰۹ عضو هیات علمی در آن فعالیت داشتهاند، و بیش از ۱۴۰۰۰ دانشجو در آن مشغول به تحصیل بودند .
دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز
در سال ۱۳۳۴ خورشیدی دانشگاه بزرگی با نام جندی شاهپور در اهواز بنیاد نهاده شد. در آغاز رشته کشاورزی، و پس از آن رشته های گوناگون دیگر به آن افزوده شد. اکنون بخش مهندسی این دانشگاه به نام شهید چمران نام گذاری شده، و بخش پزشکی آن پس از یک دوره کوتاه که نام دانشکده علوم پزشکی اهواز به خود گرفت، دوباره در سال ۱۳۸۲ نام دانشگاه علوم پزشکی جندی شاهپور بر آن نهاده شد.(cua.ac.ir)
موسسهٔ آموزش عالی جهاد دانشگاهی خوزستان
دانشکدهٔ صنعت آب و برق خوزستان
دانشگاه آزاد اسلامی اهواز
نخستین واحد دانشگاه آزاد اسلامی در استان خوزستان بودهاست که در سال ۱۳۶۲ با یک رشته ریاضی کار خود را آغاز کرد.
دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز نخستين دانشگاه در استان خوزستان بوده است كه در سال 1362با يك رشته رياضي كار خود را آغاز كرد.وجود پاره اي مشكلات موجب شد كه اين رشته پس از چندي منحل اعلام گردد و اين واحد بار ديگر در بهمن ماه سال 1363 با دو رشته عمران و كشاورزي (زراعت و اصلاح نباتات) تجديد حيات نمود و به دانشجويان رشته رياضي اعلام شد كه مي توانند به واحدهاي ديگر انتقال يافته و يا در دو رشته مذكور ادامه تحصيل دهند. تاسيس رشته هاي واحد اهواز به تفكيك رشته و سال راه اندازي به شرح جدول شماره 1 مي باشد.
اولين ساختمان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز يك ساختمان ملكي در منطقه زيتون كارمندي بوده است كه در آن دو رشته كشاورزي (زراعت – اصلاح نباتات) و عمران راه اندازي گرديد. پس از راه اندازي رشته حقوق قضايي دو ساختمان ديگر به صورت استيجاري در منطقه كيانپارس اهواز به ساختمانها افزوده شد.
درسال 1372ساختمان منطقه چهارشير از واحد آبادان –خرمشهر خريداري گرديد. در سال 1373 قطعه زميني در منطقه گلستان (كوي سعد) جهت مدرسه وابسته به دانشگاه (سما) خريداري شد.
آخرين مرحله در توسعه فضاي آموزشي اختصاص دارد به خريد پنج هكتار و نيم زمين در منطقه گلستان اهواز كه فعاليت آن در سال تحصيلي 74-1373 آغاز شده است و در حال حاضر با بيش از 16400 متر مربع فضاي آموزشي مجتمع دانشگاهي واحد اهواز را تشكيل مي دهد.
پرسنل اين واحد كه در ابتداي تاسيس به 9 نفر مي رسيد. بنا بر جدول شماره 2 افزايش و تنوع بسيار نشان مي دهد. تعداد اعضاي هيئت علمي واحد نيز كه در بدو تاسيس به 3 نفر مي رسيد هم اكنون به 46 نفر مي رسد.
(iauahvaz.ac.ir)
دانشگاه آزاد اسلامی اهواز علوم و تحقیقات
دانشگاه پیام نور اهواز
دانشگاه امام حسین (ع)
مرکز آموزش عالی فنی شهید چمران
آموزشکدهٔ فنی و حرفهای سما
مجتمع آموزش عالی جهادکشاورزی خوزستان
جاذبههای مذهبی
آرامگاه علی بن مهزیار اهوازی
علیابن مهزیار اهوازی، که در قرن سوم قمری میزیستهاست، از فقها، محدثان و دانشمندان معروف شیعه و از نزدیکان رضا، جواد، هادی، و حسن عسکری بوده و احکام دینی را نزد آنها فرا گرفته و در برخی از مناطق، بخصوص در اهواز به عنوان نماینده ایشان بودهاست.
علیابن مهزیار از مردم دورق (شادگان امروزی) بود که بعداً در اهواز ساکن شد. محل تولد او هندیجان میباشد ولی با توجه به اینکه در قرن سوم هـ. ق هندیجان از توابع شهر دورق بود لذا او را اهل دورق معرفی کردهاند. پدر وی مذهب نصرانی داشت و سپس مسلمان شد و علی نیز به تبعیت از پدر در نوجوانی مسلمان گردید.
بقعه علی بن مهزیار اهوازی در محلهی عامری و در کنار رود کارون اهواز واقع شده. این محل همه ساله محل برپایی مراسمات مختلف مذهبی از جمله مراسمات حسینی و مراسمات مربوط به ماه رمضان است.
هتل ها
هتل بین المللی پارس (فجر یا آستوریای سابق)
اهواز در حال حاضر دارای بیست هتل با نامهای زیر میباشد:
اکسین پارس (فجر یا آستوریای سابق) ایران بهبهانی پارس پارک نو نادری بوستان هتل آپارتمان هدیه هتل آپارتمان مهزیار
هتل قو، ساخت این هتل در اواخر دوره قاجاریه آغاز و در اوائل دوره پهلوی اول به صورت یک ساختمان دوطبقه با تعدادی ساختمان جانبی شامل آشپزخانه و سرایداری، مشرف به رودخانه کارون ساخته شد. این هتل توسط بانک انگلیس در ایران و خاورمیانه از مالکین آن خریداری و مورد استفاده قرار گرفت و سپس مدتی بعنوان اداره بهداشت اهواز و در حال حاضر به صورت مسکونی مورد استفاده قرار میگیرد.
هتل فجر سپاه(ملی راه)
هتل اخوت هتل اسلامی هتل الصادق هتل امین هتل زیبا هتل طلوع هتل کاخ هتل آپارتمان علی بن مهزیار هتل کارون نو
شهرداری
شهرداری اهواز در سال ۱۳۰۴ خورشیدی تأسیس شد، و در حال حاضر دارای هشت منطقه میباشد.
نمایشگاه بین المللی
نمایشگاه بین المللی اهواز واقع در قسمت شمالی کیانپارس است این نمایشگاه دارای دو سالن مسقف به نام های خرمشهر و خلیج فارس می باشد.[نیازمند منبع]
بیمارستان های اهواز
بیمارستان امام خمینی اهواز- بیمارستان گلستان اهواز - بیمارستان رازی اهواز-بیمارستان ابوذر اهواز- بیمارستان شفا اهواز- بیمارستان سینا اهواز- بیمارستان بزرگ نفت اهواز- بیمارستان آپادانا اهواز- بیمارستان شهید بقایی اهواز بیمارستان آریا اهواز- بیمارستان اروند اهواز -بیمارستان مهر اهواز- بیمارستان امیرکبیر اهواز-بیمارستان امیرالمومنین اهواز- بیمارستان فاطمه الزهرا اهواز- بیمارستان 598 ارتش اهواز- بیمارستان طالقانی اهواز-بیمارستان کرمی اهواز
فرودگاه اهواز
نوشتار اصلی: فرودگاه اهواز
فرودگاه اهواز (یاتا:AWZ و ایکائو:OIAW) نام فرودگاهی است که در اطراف شهر اهواز در جنوب غربی ایران واقع شده است. شرکتهای هواپیمایی جمهوری اسلامی (ایران ایر)، ایران ایرتور، آسمان، ماهان، کاسپین، تابان، کیشایر، حمل و نقل هوایی نفت، ساها، ارم، فارس ایر، قشم و قشم ایر در فرودگاه اهواز فعال هستند، میانگین پروازهای داخلی و خارجی فرودگاه بینالمللی اهواز روزانه ۱۸ پرواز می باشد.

نشریات
اکثر نشریات خوزستان در اهواز منتشر میشوند. در دولت خاتمی نشریات عربی و عربی _ فارسی نیز منتشر میشد که بنا به دلایل منع انتشار[نیازمند منبع] و مشکلات مالی ادامه فعالیت ندادند همچون روزنامه ی همسایهها، هفته نامه ی صوت الشعب (رای مردم)، الحدیث (از سال ۸۳ تا ۸۶)و هفته نامه ی عربی _ فارسی شورا (الشورا)
روزنامه ی عصر کارون-صبح کارون-روزنامه ی کارون -روزنامه ی نور خوزستان -ندای بهبهان-هفته نامه ی اهواز-ندای جنوب-هفته نامه ی آنزان-فرهنگ جنوب
پلها
یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری شهر اهواز پلهای اهواز هستند. هم اکنون ۷ پل بر روی کارون در اهواز وجود دارد که اولین آنها یعنی پل سیاه مختص عبور قطار میباشد. از ۶ پل دیگر پل سفید (پل اول - پل معلق) و پل هفتم به دلیل سبک خاص معماری و طراحی منحصر به فرد، چشمانداز زیبایی به شهر دادهاند. آخرین و هفتمین پل اهواز با نام پل ششم یا پل فولاد نیز در ۱۳۸۶ به بهرهبرداری رسیدهاست.
همچنین در حال حاضر عملیات ساخت پل هشتم بر روی رودخانه کارون در حال اجراست. این پل که بزرگترین پل کابلی ایران خواهد بود محله امانیه را در حد فاصل سیلو و گمرک به خیابان زند در قسمت شرقی شهر متصل میکند و تا حدودی از بار ترافیکی دیگر پلها میکاهد.
عملیات ساخت دو پل دیگر نیز بر روی اتوبان کمربندی اهواز در حال اجراست که پیشبینی میشود عملیات ساخت این دو پل تا پایان سال ۸۹ خاتمه یابد.
پل سفید
مهندسی آلمانی به اتفاق همسر مهندسش شروع به ساختمان پل کرد و کار را تا مرحله سوار کردن یکی از هلالیها با موفقیت پیش برد، ولی انگلیسیهای حاکم بر شرکت نفت در آن زمان لوازم و ادواتی که در اختیار سازنده پل گذارده بودند از جمله جرثقیلی که با آن هلالی اول را بالا کشیده و مهار کرده بود، پس گرفتند که این عمل انگلیسیها باعث دق کردن و مرگ مهندس آلمانی، سازنده پل شد. ولی بعد از چندی، سرانجام زن مهندس آلمانی با ابتداییترین وسایل ممکن آن زمان و بکار گرفتن چند دوبه بجای جرثقیل، هلالی دوم را بر اسکلت پل سوار کرد و ساختمان آنرا بپایان رسانید و پل را آماده تحویل و بهرهبرداری کرد.
گفتنی است در تابستان سال ۱۳۸۹ عملیات بازسازی و مرمت این پل در دستور کار قرار گرفت و به گفته مدیرعامل سازمان زیباسازی شهرداری اهواز عملیات مرمت و بازسازی این پل در حال انجام است و با مساعد شدن شرایط جوی عملیات جوشکاری اتصالات و قطعات فرسوده و همچنین رنگآمیزی پل انجام میشود . همچنین تجهیزات مورد نیاز برای نورپردازی پل سفید با حمایت مالی بانک ملی از کشور ایتالیا تهیه شدهاند و پس از پایان عملیات رنگآمیزی، عملیات نورپردازی پل سفید اهواز آغاز میشود تا این پل در ایام نوروز جلوه ای خاص داشته باشد .


پل سیاه
نمایی از پل سیاه اهواز، یکی از قدیمی ترین پل های ایران
در سال ۱۳۰۸ خورشیدی و همزمان با احداث راهآهن سراسری ایران، اولین پل شهر اهواز که بعدها بدلیل رنگ سیاه بدنه و پایههای آن به پل سیاه شهرت یافت، به طول ۱۰۵۰ متر و عرض ۶ متر، تقریباً درست در محل احداث پل تاریخی اهواز (که دارای قدمت ساسانی بوده و به پل شادووان معروف بود)، بر روی رودخانه کارون ساخته شد. تا خط آهن بندر امام در جنوب استان خوزستان و در ساحل خلیج فارس، را به راهآهن سراسری خرمشهر ـ تهران ـ شمال وصل نماید.
این پل در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان مسیر حمل آذوقه، نیرو و مهمات نیروهای متفین مورد استفاده قرار میگرفت و به دلیل تأثیری که در پیروزی متفقین داشت به آن لقب پل پیروزی داده شد.

پل سوم
پل سوم بالاتر از پل هفتم واقع شده است که میدان شهید بندر (چهارشیر) را به کیانپارس وصل میکند. ساختمان پل مذکور در شهریورماه سال ۱۳۴۶ ه.خ. آغاز و در بهمنماه سال ۱۳۴۹ ه.خ. مورد بهرهبرداری قرار گرفت. طول پل ۴۹۶ متر و عرض آن ۱۴ متر و ۵۹ سانتیمتر است که از بتون فشرده ساخته شده و دارای ۱۶ چشمهٔ ۳۱متری است و جادهٔ اندیمشک را به جادهٔ ماهشهر و بندرهای جنوبی متصل میکند. برای احداث پل مذکور بالغ بر ۳۱۰ میلیون ریال هزینه شده است. این پل در سال ۱۳۸۰ ه.خ. مرمت و بازسازی شد.
پل چهارم
پل چهارم یا پل نادری که در امتداد خیابان سلمان فارسی (نادری) و خیابان امام موسی صدر واقع گردیده، در سال ۱۳۵۶ ه.خ. احداث شده است. طول این پل ۵۷۶ متر و عرض آن ۱۶ متر و ۷۱ سانتیمتر است. هزینهٔ احداث پل مذکور در حدود ۲۳۰ میلیون ریال بوده است.
پل پنجم
پل پنجم در دو باند ساخته شده است که مسیر خیابان دکتر شریعتی را به اتوبان گلستان وصل میکند. این پل در سوم خردادماه سال ۱۳۷۵ ه.خ. افتتاح شد. طول پل مذکور ۴۸۰ متر و عرض آن ۳۰ متر و ۷۰ سانتیمتر است و در آیلند وسط آن لولهٔ آب شهری مستقر شده است.
پل ششم
این پل که به پل فولاد موسوم است با تعهد صنایع و کارخانههای موجود در شهر اهواز، مانند نورد و فولاد در حال احداث است. پل ششم ۴۰۰ متر طول و ۲۰ متر عرض دارد و دارای در چهار باند است.
پل هفتم
پل هفتم ارتباط بین بلوار توحید و تقاطع خیابان شهید چمران (میدان دوم کیانپارس) و بلوار آیتالله بهبهانی را برقرار میسازد. ساختمان پل مدکور از ابتدای سال ۱۳۷۵ ه.خ. شروع و پس از دو سال در بهمنماه سال ۱۳۷۷ ه.خ. افتتاح شد. طول پل هفتم ۴۹۰ متر است . دارای شش دهنه است که دو دهنهٔ ۱۴۰متری در وسط و دو دهنهٔ ۷۵متری در دو طرف و دو دهنهٔ ۳۰متری در کنارههای پل میباشد. عرض پل ۱۶ متر است که ۱۲٫۵ متر آن سوارهرو و ۳٫۵ متر آن پیادهرو است که در هر طرف ۱٫۷۵ متر میباشد. پل مذکور دارای ۸۰ شمع بتونی به قطر ۱٫۵ متر و به ارتفاع ۱۶ متر و ۷ عدد سر شمع است و حدود ۴۰۰ متر مکعب بتون، ۱۵۰۰ تن فولاد (میلگرد)، ۴۰۰ تن کابلهای کششی و غلافهای مربوطه و ۱۰۰ تن آهنآلات مختلف در آن به کار رفته است.
پارکهای اهواز
پارک محلهای گلهای نرگس (کیانپارس)
اهواز حدود ۲۸ پارک دارد که قرار است بزرگترین پارک شهربازی سرپوشیده ایران در اهواز نیز راه اندازی شود و قرار است ۱۵ پارک جدید نیز راه اندازی شود
پارک لاله
هفت جام نرگس
پارک شهر بازی پاداد شهر
پارک دولت
پارک و شهربازی ۴۲ هکتاری ساحلی کیانپارس
پارک جنگلی ۲۰۰ هکتاری شهروند
پارک زیتون کارمندی
پارک علامه
پارک رزمندگان واقع درشهرک اهواز
پارک محله ای گلهای نرگس (کیانپارس)
پارک صدف بهارستان
پارک قوری گلستان
پارک رشد فولادشهر
سینما
خیابان ۲۴ متری، سینما ساحل
اهواز مرکز رشد و شکوفایی سینما در ایران بود به طوری که اولین سینما در ایران در شهر مسجد سلیمان توسط انگلیسی ها ساخته شد[۱۳۸]. شهر اهواز دارای ۱۰ سینما می باشد.
سینما ساحل در خیابان آزادگان (۲۴ متری)
سینما فلسطین در خیابان دکتر شریعتی (سی متری)نام سابق آن شهر فرنگ بوده است
سینما هلال در کیانپارس
سینما آفریقا در خیابان دکتر شریعتی
سینمای شرکت نفت در نیوساید
سینمای شرکت نفت در شهرک نفت
سینمای شرکت حفاری در زیتون کارمندی
سینمای شرکت حفاری در تالار شهرک حفاری
سینما قدس که نام سابق آن آریا بود
سینما تالار آب و برق اهواز واقع در (گیت بوستان)
سینمایی غیر مسقف کنار رودخانه کارون واقع در نادری
سینما اکسین
تالارها
تالار آفتاب (منطقه لشکر)
تالار مهتاب (منطقه کیانپارس)
تالار فردوسی
تالار مهر (منطقه لشکر)
تالار شهدای دانشگاه علوم پزشکی
تالار اجتماعات شهر ( روبروی بیمارستان رازی)
تالار آوینی ( جنب اداره کل ارشاد، رو به کارون )
فرهنگسراها
اهواز دارای چندین فرهنگسرا می باشد. فرهنگ سرای اهواز در مساحت ۱۲۰۰۰ متر مربع دارای فضاهای مجزای اداری، رستوران، سالن سینما، آمفی تاتر و سرای هنرمندان می باشد. این پروژه به منظور محاسبات و طراحی تاسیسات الکتریکی شامل سیستم روشنایی، سیستم نیرو و سیستم فشار ضعیف شامل سیستمهای اعلام حریق، صوتی، تلفن طرح ریزی شده است[۱۴۵]. فرهنگسرای مهدیه واقع در کوت عبدالله. فرهنگسرای علوی[۱۴۶]. : فرهنگسرای شیبان، در زمینی به مساحت هزار متر و با زیر بنای ۹۵۰متر مربع در دو طبقه شامل : خانه فرهنگ(کلاسهای آموزشی و اداری و فضاهای نمایشگاهی )کتابخانه :مخزن کتاب و سالن مطالعه خواهران وبرادران فعالیت خود را آغاز می کند[۱۴۷]. فرهنگسرای گلستان واقع در منطقه ۴ شهرداری.
مصلای عربی
مصلای عربی در اهواز اولین مصلای نماز جمعه ایران است که در آن خطبهها، به زبان عربی ایراد میشود. ساخت این مصلی با درخواستهای مردمی و پیشنهاد و پیگیریهای نماینده ولی فقیه در استان خوزستان به انجام رسید و برای اولین بار در ایران خطبههای نماز جمعه به زبان عربی در این مکان ایراد می شود، این امر در حالی به انجام می رسد که نماز جمعه اهواز در مصلای امام خمینی نیز به زبان فارسی برگزار می شود. [۱۴۸] در این مصلا مراسم و جشن های مذهبی با حضور عشایر عرب برپا می شود.
سوغات اهواز
نمایی از یک درخت نخل
سوغات اهواز خرما میباشد.
غذاهای سنتی
غذاهای دریایی که با استفاده از ماهی طبخ میشوند مانند قلیه ماهی، ماهی صبور و حشو
آداب و رسوم
عید فطر
یکی از اعیاد مذهبی اهواز و خوزستان است. بارها استان خوزستان برای عید فطر از امتیاز تعطیلی چند روزه برخوردار بودهاست و نماینده اهواز و استاندار خوزستان دلیل این امر حضور مردم عرب در این استان است که عید فطر از اهمیت بالایی نزد آنها برخوردار است. براساس یک سنت دیرینه مردم خوزستان عید را در کنار اعضای خانواده، دوستان و دیگر مسلمانان با شکرگزاری به درگاه خداوند سپری کرده و یا پس از بازگشت از نماز عید فطر افراد کوچکتر به خانه بزرگترهای خود میروند تا عید را به یکدیگر تبریک بگویند. این بازدیدها در محلهها به صورت دسته جمعی صورت میگیرد.
در سال ۱۳۹۰ نیز بحث افزایش عید در خوزستان مطرح بود. در خوزستان، روز عید فطر، از اهمیت و جایگاه بسیار بالاتری در فرهنگ عمومی برخوردار است؛ بدین معنا که گرامیداشت عید فطر، با هنجارها، رفتارها، رسمها و آداب و سنن بسیاری همراه است. مجموعه این آیینها از حدود یک هفته (کمتر یا بیشتر) قبل از فرا رسیدن روز عید فطر آغاز و تا حداقل یک هفته پس از روز عید فطر ادامه مییابد.
در این مناطق، عید فطر، مانند عید نوروز در یک بازه زمانی چند روزه گرامی داشته میشود. برای ملموس تر شدن این موضوع میتوان این مثال را مطرح کرد که آیا میتوان عید نوروز را تنها در یک روز محدود کرد؟ قطعا جواب منفی است چرا که این عید با آداب و رفتار و مراسم و سنن بسیاری همراه است که عمل به آنها به طور حتم بیش از یک روز تعطیلی میطلبد.
درباره عید فطر نیز وضعیت همین گونهاست. یعنی برخلاف پایتخت و مناطق مرکزی ایران که روز عید فطر هیچ تفاوتی با دیگر روزها ندارد در برخی مناطق، گرامیداشت عید فطر با آداب و سننی به حجم عید نوروزهمراه میشود.
در بخش مهمی از مناطق ایران، مردم، قبل از رسیدن عید فطر، لباس نو میخرند، خانه تکانی میکنند و با خرید شیرینی و دیگر وسایل پذیرایی، برای استقبال از مهمانان عیدآماده میشوند. روند عیددیدنی شامل همه اعضای یک خانواده بزرگ یا فامیل مستقر در مناطق و شهرهای مختلف میشود. این عیددیدنیها معمولا تا یک هفته طول میکشد و سفرههای آجیل و شیرینی و شربت نیز در این مدت، به عنوان یک رسم پهن هستند. [۱۵۹]
عربهای اهواز و خوزستان روز دوم قبل از عید را «امالوسخ» و یک روز مانده به عید را «امالحلس» مینامند. امالوسخ به معنای روز «چرکین» میباشد. در این روز مردم عرب به نظافت خانههای خود میپردازند، اجناس جدید برای منزل خرید میکنند و خانه را برای فرارسیدن عید و اکرام مهمان تمیز و آماده میکنند. روز بعد از امالوسخ را امالحلس مینامند. امالحلس نیز که نامی محلی و قدیمی میباشد به معنای روز نظافت و رسیدگی شخصی که در آن جوانان به ظاهر خود رسیدگی میکنند. البته واژه حلس دیگر کمتر به کار برده میشود و میتوان گفت امالحلس متضاد و نقطه مقابل امالوسخ است. عربهای خوزستان برای خرید عید در روزهای پایانی ماه مبارک روانه بازار شده و از کوچک تا بزرگ آنها لباسهای جدید و نو میخرند.
گرگیعان
گرگیعان از آداب بسیار کهن است که هر ساله در ۱۵ رمضان در اهواز اجرا میشود. در این شب کودکان عرب با پوشیدن لباسهای عربی به خیابانها آمده و کیسههای کوچکی را که از قبل تهیه کردهاند به گردن میآویزند و با سردادن سرودهای فولکوریک این شب، به درب منازل همسایگان رفته و از آنان تقاضای عیدی و شیرینی میکنند. از معرفترین سرودهای این شب، ماجینه یا ماجینه حل الکیس و انطینه است. که معنای فارسی آن، ما آمدیم ما آمدیم، کیسه را بگشا و در آن برای ما هدیهای بگذار، است.
چهارشنبهسوری
مراسمی است که در اهواز نیز مانند بیشتر نقاط ایران در آخرین سهشنبه شب سال برگزار میشود. این مراسم معمولا با حوادثی نظیر آتشسوزی و آسیبدیدگیهای جسمی نیز همراه است.[۱۶۲] این مراسم بیشتر در زیتون کارمندی و کارگری, کیانپارس, شهرک نفت و طالقانی, شرکتکنندگان بیشتری دارد و بهمین خاطر معمولا در مسیرهای منتهی به این نواحی محدودیتهای ترافیکی چند ساعته درنظر گرفته میشود.[۱۶۳] از دیگر آئینهای چهارشنبه سوری که در اهواز اجرا میشود مراسم قاشقزنی میباشد که بیشتر کودکان به آن میپردازند.
رسوم مندائیان
مندائیان یا صابئین پیروان حضرت یحیی و یکی از اقلیتهای مذهبی ایران هستند که در خوزستان صبّی مینامند و تعمید در آبجاری، همه ابعاد زندگی منداییان را دربرگرفته است. محل تمرکز منداییان ایران در مجاورت رود کارون در استان خوزستان است.
غسل تعمید
صابئين مندايي، هر يكشنبه در كنار رودخانه كارون غسل تعميد ميبينند. تعميد اصليترين منسك مندائيان است که در زبان مندائي، «مصويا» گفته ميشود. تعميد فقط بايد توسط روحاني مندائي انجام شود. انجام تعميد به خودي خود در هر زماني مستحب است. فرد روحاني مندايي داخل آب ميرود و سپس فرد تعميد شونده در آب مينشيند. اگر كودك باشد، همراه فرد ديگري داخل آب ميرود. ا خواندن «بوثه»اي ديگر آب روي سر فرد ريخته ميشود. سپس فرد از آب بيرون آمده، روي صندلي، كرسي يا تختهاي مينشيند و روحاني بار ديگر از «گنزاربا» ميخواند. سپس فرد دعاي توبه يا حفاظت را ميخواند و نان و آب مقدس را ميخورد.
ازدواج
مناسك ازدواج در صبح يكشنبه آغاز ميشود و عروس و داماد هر كدام دوبار توسط روحاني تعميد ميشوند. بعد از انجام تعميدها عروس و داماد از محل تعميد كه لب رودخانه است به محل اجراي مراسم ازدواج ميروند. مناسك عروسي مندايي مناسكي مشتمل بر عهد گرفتن از عروس و داماد، خوردن غذاي مشترك آئيني و رد و بدل كردن آئيني بعضي هدايا است.
رسوم زرتشتیان
در اهواز اقلیت دینی زرتشتی همانند سایر زرتشیتان ایران، در جشن ها و مراسم مختلف گرد هم می آیند و آداب و رسوم خود را برپا میکنند.
جشن سده
در روز دهم بهمن ماه هر سال زرتشتیان اهواز گرد هم می آیند و با برافروختن آتش و خواندن سرود و نیاش آیین جشن سده را به جا می آورند.
جشن فروردینگان
این جشن در روز نوزده فروردین ماه برای یادبود درگذشتگان برپا می شود و با پخت خوراک و نان از مهمانان جشن پذیرایی میکنند. درگذشت آشوزرتشت
زرتشتیان اهواز در سالگرد درگذشت پیامبر خود اشوزرتشت گرد هم می آیند و به نیایش و خیرات برای شادی روح درگذشتگان می پردازند.
اردیبهشتگان
اردیبهشتگان از جملهٔ جشنهای دوازدگانهٔ سال ایران باستان بوده است و از شمار جشنهای آتش است. زرتشتیان اهواز دوم اردیبهشت هر سال دور هم جمع می شوند و آن را جشن میگیرند.
جشن گهنبار
گهنبار از با شکوه و مهمترین جشنهای مردمی زرتشتیان است که هدف برجسته آن، باردادن یعنی بخشش و داد و دهش و ایجاد همبستگی و همازوری و پی بردن زرتشتیان از وضع یکدیگر در جامعهاست. زرتشتیان در این جشنها به ستایش اهورامزدا و سپاسگزاری از او برای دادهها و آفریدههای نیک اش میپردازند.
جشن مهرگان
مهرگان یکی از کهن ترین جشن های ایرانی است که همچون سایر نقاط این در اهواز هم برگزار میشود.
آثار تاریخی اهواز
سرای عجم
سرای عجم بنای تاریخی که در ر سال ۱۳۸۲ با شماره ۱۰۸۷۵ به ثبت ملی رسید. این بنا در گذشته هم به عنوان یکی از کاروانسراهای شیخ خزعل بوده و هم بازار و در حال حاضر به عنوان انبار از آن استفاده میشود. بنای سرای عجم از لحاظ معماری منحصر به فرد و بنایی یک طبقه است و دارای آجر چینی، ستونهای حجاری شده، حجرههای متعدد، سنگفرش و در و پنجره چوبی است.
خانه دادرس
خانه دادرس بنایی بازمانده از دوره قاجاری است که در سال ۱۳۸۲ به شماره ۹۷۶۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست. این بنا در مرکز شهر اهواز (در ولایت عربستان آن وقت) در خیابان عبدالحمید (نام یکی از پسران شیخ خزعل) ساخته شد. این خانه را شیخ خزعل به عنوان کاروانسرا بنا نهاده بود و دقیقا در پشت قصر شیخ خزعل است. در خیابان عبدالحمید و مرکز شهر اهواز خانههای متعددی از دورههای قاجاریه و پهلوی به جا مانده که بخش ناچیزی از آنها به ثبت رسیدهاست. سرای دادرس یکی از این بناهای تاریخی شهر اهواز است که تاکنون فقط به ثبت رسیده و در نگهداری و مرمت آن کوتاهی شدهاست.


ساباط جنب خانه معین التجار
ساباط جنب خانه معین التجار مربوط به اوایل دوره قاجار است و در اهواز، قسمتی ازبازارقدیمی واقع شده و این اثر در تاریخ ۸ دی ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۵۴۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.
معین التجار
بنای معین التجار مربوط به دوره قاجار است و در اهواز، خیابان ۲۴ متری، خیابان کاوه غربی، نبش اول واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۱۵۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
منزل نفیسی
ساختمان نفیسی واقع در خیابان سلمان فارسی (نادری) روبه روی پارکینگ کارون بوده و به شماره ۳۴۹۴ در بیست و پنجم اسفند ماه ۱۳۷۹ ش به ثبت آثار ملی کشور رسیدهاست.
میدان چهارشیر
میدان شهید بندر (چهارشیر) در سال ۱۳۳۸ ش احداث شده است و به شماره ۷۰۴۰ در دهم دی ماه ۱۳۸۱ ش به ثبت آثار ملی کشور رسیده است.

سد قدیمی (شادروان)

در دوران باستان هفت سد بر روی رودخانهٔ کارون ساخته شده بود که آخرین آنها سد اهواز بود. بزرگترین و معروفترین این هفت سد، سد شوشتر بوده است.
سد اهواز دارای سه دریچه بود که زمینهای اظراف رودخانهٔ کارون به وسیلهٔ آن آبیاری میگردید و در زمان بالا آمد آب دریچههای مزبور باز میشد تا از خطر سیل جلوگیری شود. نوع معماری سد حاکی از این است که این بنا متعلق به دورهٔ ساسانیان میباشد.
تاریخ شکسته شدن سد مذکور دقیقاً ثبت نشده است، ولی احتمالاً در قرن پنجم یا ششم هجری قمری بوده است. زیرا تا قبل از تاریخ مذکور، سد اهواز هنوز سالم بوده است. به طوری که مقدسی در قرن چهارم هجری قمری دربارهٔ آن مینویسد: «اگر شادروان (سد) نبود اهواز نبود! چه در آن هنگام از آبهایش بهرهبرداری نمیشد. شادروان درهایی دارد که هنگام افزایش آب آنها را باز میکنند و گر نه اهواز را غرق میکند.»

در زمانی که سد هنوز تخریب نشده بود از آن به عنوان پل جهت عبور و مرور نیز استفاده میشد.ابودُلَف تاریخنگار سدهٔ چهارم هجری قمری جایگاه این سد را روبهروی مسجد علی بن موسی الرضا گزارش کرده است.
دبیرستان شاپور (مصطفی خمینی کنونی)
دبیرستان شاپور واقع در خیابان شریعتی، جنب کلوپ ورزشی بوده و به شماره ۳۶۱۰ در بیست و پنجم ۱۳۷۹ ش به ثبت آثار ملی رسیدهاست.
بیمارستان امام خمینی (جندی شاپور دوران شاهنشاهی)
بیمارستان امام خمینی در شرق رودخانه کارون، بین بلوار ساحلی و خیابان ۲۴ متری و در ضلع شمالی باغ معین واقع شدهاست. ساختمان بیمارستان مزبور متعلق به دوره پهلوی اول است که به شماره ۷۰۴۱ در دهم دی ماه سال ۱۳۸۱ ش به ثبت آثار ملی کشور رسیدهاست.
منازل سازمانی راه آهن (هشت بنگله)
منازل مذکور که در دوره ی پهلوی اول ساخته شده اشت در خیابان فلسطین روبروی فرمانداری قرار دارد وبه شماره ۲۵۷۵ در بیست وهفتم بهمن ماه سال ۱۳۷۸ شمسی به ثبت آثار ملی کشور رسیده است.معروفترين ساكن اين منطقه حاج يعقوب سبهاني بوده است كه در سال 1386 دار فاني را به وداع گفت
منازل مسکونی راه آهن
منازل مزبور که مربوط به دوره پهلوی اول میباشد در غرب رودخانه کارون کنار پل نادری واقع شده وبه شماره ۲۵۸۷ در بیست وهفتم ماه سال ۱۳۸۷ شمسی به ثبت آثار ملی کشور رسیدهاست.
کارخانه ریسندگی و بافندگی
در سال ۱۳۰۹ شمسی در دوره پهلوی اول اولین کارخانه ریسندگی و بافندگی توسط چند نفر از تجار شهر به صورت شرکت سهامی در انتهای خیابان امام خمینی (ضلع شرقی) روبروی ساختمان فعلی جهاد کشاورزی استان احداث گردید. کارخانه مزبور را از شرکت آ.ا.گ (A.E.G) خریداری کرده بودند. قسمت اعظم ساختمان کارخانه ریسندگی طی سالهاس اخیر توسط صاحبان آن تخریب وبخشی از زمین به فروش رسید. باقیمانده بنای مذکوربه شماره۲۹۱۳ در تاریخ بیستم آذرماه سال ۱۳۷۹ شمسی به ثبت آثار ملی کشور رسیدهاست. اما با کمال تاسف در مهرماه سال ۱۳۸۴ شمسی بقایای آن تخریب گردید.
دانشکده ادبیات
دانشکده ادبیات با مساحتی حدود سه هزارمترمربع ذر ساحل غربی رود کارون کنارپل نادری وابتدای خیابان امام موسی صدر قراردارد بنای مذکوردرسال ۱۳۱۳ شمسی احداث شده وقوسهای دایرهای شکل ایوان آن وهمچنین رواقهای حیات مرکزی حاکی ازمشخصههای معماری دورهٔ پهلوی اول میباشد.درابتدای بنای مذکور به عنوان ساختمان مرکزی بانک ملی استان مورد استفاده قرار میگرفت. سپس در اختیاردانشگاه جندی شاپور (شهید چمران فعلی)قرار داده شد. وتا کنون از آن به عنوان دانشکده ادبیات استفاده میشود. دانشکده ادبیات (ساختمان سه گوش) به شماره ۲۴۹۷ در بیست وششم آبان ماه سال ۱۳۷۸ شمسی به ثبت آثار ملی کشور رسیدهاست. معمار دانشکده ادبیات فردی آلمانی به نام مهندس آندره گدار بودهاست.
کوشک حمیدیه
کوشک حمیدیه واقع درشهر حمیدیه در اواخر دوره قاجار واوایل دوره پهلوی ساخته شدهاست وبه شماره ۳۹۸۰ در پنجم تیر ماه سال ۱۳۸۰ شمسی به ثبت آثار ملی کشور رسیدهاست.
دانش سرای مقدماتی
دانش سرای مذکور متعلق به دوره پهلوی اول بوده و در ضلع جنوبی باغ معین در انتهای خیابان شهید آهنگری ( بختیاری قبلی ) واقع گردیدهاست . این بنا با شماره ۲۶۰۵ در بیست و پنج اسفند ماه سال ۱۳۷۸ شمسی به ثبت آثار ملی کشور رسیدهاست.
سیلوی اهواز
نقش بنای سیلوی اهواز در سال ۱۳۱۵ شمسی طرح وساختمان آن در سال ۱۳۱۷ شمسی ودر سال ۱۳۱۹ شمسی با هزینه پانزده میلیون ریال به پایان رسید. سیلوی اهواز با ظرفیت ۳۲۰۰ تن دومین سیلوی کشور بعد از سیلوی تهران بودهاست. این سیلو به سه راه آبی، شوسه وراه آهن دسترسی داشت.
منزل ماپار
بنای مذکور متعلق به دوره پهلوی اول بوده و در خیابان فردوسی بین شهید جهانیان وکافی شدهاست.این بنا دارای زیرزمینی ساخته شده ازسنگ ودوحیاط با دو حوض میباشد. وجود تزئینات آجری وطاق نماها ودرچوبی به کار گرفته شده در بنا جلوهای به آن بخشیدهاست. منزل ماپار به شماره ۴۲۲۶ در بیستم شهریور ماه سال ۱۳۸۰ به ثبت آثار ملی ایران رسیدهاست.
نکتههایی درباره شهر اهواز
- گذر بزرگترین رود ایران از درون شهر.
- چهارمین پل پولادی جهان در این شهر ساخته شد (پل سپید؛ به دست مهندسین آلمانی)
- یکی از هشت کلانشهر ایران است.
- نیمی از نفت ایران در این شهر تولید میشود.
- یکی از پایتختهای امپراتوری اشکانی. (در دوره اردوان چهارم اشکانی)(ویکی پدیا )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای این مقاله وقت زیادی صرف شد . در صورت کپی حتما نام منابع ذکر شود . خواهشا
همچنان در انتظار همکاری دوستان...