به نام خداوند شعر و سرود
ساعت
ای عقربک , آهسته تر بر صفحه ی ساعت گذر
شاید در این دم بیشتر از عمر خود گیرم ثمر
تندی مکن در کار خود, تا من ببندم بار خود
آهسته کن رفتار خود , تا با تو گردم همسفر
در راه تنها مانده ام , از همرهان وا مانده ام
در کوی و صحرا مانده ام بی رهنما, بی راهبر
نیمی ز عمرم شد تمام , از آن نبردم هیچ کام
اکنون به سعی و اهتمام از عمر گردم بهره ور
ای ساعت دیواریم , ای مایه ی بیداریم
کردی چو هر دم یاریم , از وقت گشتم باخبر
به به به بانگ زنگ تو , آن دلنشین آهنگ تو
وآن صفحه ی خوش رنگ تو , ای حاصل علم و هنر
زنگ تو چون آید به گوش , آید به گوشم از سروش
از جای برخیز و بکوش , از عمر خود سودی ببر
زنگ تو هوشیارم کند , از خواب بیدارم کند
آماده ی کارم کند , تا گردم از خود باخبر
با روزگاری همعنان , طی می کنی ره با زمان
هر دم دهی بر من نشان , عمری که باشد در گذر
چون وقت را قدر و بها, باشد فزون تر از طلا
فرصت مکن از کف رها , بیکار منشین ای بشر
برخیز تا غوغا کنی , شوری ز خود برپا کنی
هر عقده ای را وا کنی , زانگشت فرهنگ و هنر
ای بی خبر , آگاه شو , آگه ز راه و چاه شو
با عقربک همراه شو , بر گردش ساعت نگر
( مرحوم استاد علی مظاهری - کتاب این لحظه ها و ثانیه ها.........)
{آزیتا(دریا)}
ای عقربک.................
مدیر انجمن: شوراي نظارت

-
- پست: 527
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰, ۷:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1884 بار
- سپاسهای دریافتی: 2113 بار
ای عقربک.................
[COLOR=#548dd4] کسی شد شمع , آبش می
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 

- پست: 1407
- تاریخ عضویت: جمعه ۳ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۳۱ ق.ظ
- محل اقامت: مازندران
- سپاسهای ارسالی: 6679 بار
- سپاسهای دریافتی: 5422 بار
Re: ای عقربک.................
بسیار زیبا وتاثیر گذار بود.
برای شادی روح استاد حتما همه ماها یه فاتحه میخونیم
برای شادی روح استاد حتما همه ماها یه فاتحه میخونیم

آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید
[External Link Removed for Guests]
[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بتپرستان
خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید
[External Link Removed for Guests]
[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بتپرستان
خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت

-
- پست: 527
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰, ۷:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1884 بار
- سپاسهای دریافتی: 2113 بار
Re: ای عقربک.................
به نام خداوند آیینه ها
تشکر
تشکر
[COLOR=#548dd4] کسی شد شمع , آبش می
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 
هر که شد تصویر ,قابش می کنند
هر که با افسانه پردازان نشست
با فسون خویش, خوابش می کنند
برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه
[External Link Removed for Guests]
[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............
به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش
قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را
گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
DARYA 