اخبار فرهنگی و هنری
مدیران انجمن: MASTER, شوراي نظارت

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
اخبار فرهنگی و هنری
هیوستون، خواننده و بازیگر ۴۸ ساله آمریکایی درگذشت
یک سخنگوی خانواده هیوستون ضمن تائید این خبر به خبرگزاری رویترز گفت:"متاسفانه حقیقت دارد." هیوستون با ترانه های پرفروشی مثل I Will Always Love You و Saving All My Love For You ، از درخشانترین خوانندگان زن جهان به شمار می رفت.
[HR]

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اخبار فرهنگی و هنری
پروندهای برای اسکار هشتاد و چهارم
بهترین فیلم سال:
۱- [External Link Removed for Guests] : بله، این شما و این فیلم سیاه و سفید و صامتای که دل داوران اسکار را هم بردهاست! این چهارمین فیلم «میشل هازاناویسیوس» است و داستانش در زمانی می گذرد که محصولات تازه به بازار آمدهی سینمای ناطق، رقبای صامت خود را یکییکی از میدان بهدر می کنند، یک ستارهی فیلم صامت برای ماندن در میدان رقابت، تصمیم می گیرد با همکاری یک خواننده و رقصندهی جوان، همچنان در اوج باقی بماند. بازیگر نقش پپی، «بنریس بژو»، همسر آقای کارگردان است و دو فرزند هم دارند و کاراکتر آقای هنرپیشه را به «ژان دُژاردین» سپردهاند.
۲- [External Link Removed for Guests]): داستان فیلمی که ستارهاش «جرج کلونی» است، کمی من را یاد «[External Link Removed for Guests]» میاندازد. مادر خانوادهای میمیرد و پدر خانواده که کلونی است، در تلاش برای احیای روابط با دخترانش است. کارگردان کار، «الکساندر پین» است که پیشتر او را با دو فیلم خوب «دربارهی اشمیت» و «راههای جانبی» شناختهایم. او برای نوشتن فیلمنامهی «راههای جانبی»، در سال ۲۰۰۴ بهطور مشترک با «جیم تیلور» اسکار گرفت. در همین بخش با تیلور، او برندهی گلدن گلوب شده، هم برای «راههای جانبی» و هم «دربارهی اشمیت». این همکاری در فیلمنامهنویسی با تیلور، در این فیلم تازه ادامه نیافته. فیلمنامه از روی رمانی به قلم «کای هارت همینگز» نوشته شده است.
۳- [External Link Removed for Guests] : کارگردان بسیار کمکار و بسیار محبوب من، «استیفن دالدری»، با داستان پسربچهی باهوشی بازگشته که به دنبال رازهایی دربارهی پدر کشتهشدهاش در حادثهی ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ است. نقش پدر را «تام هنکس» بر عهده دارد. دالدری تمام زحمتش را کشیدهبود که فیلم درست به سالگرد این حادثه برسد.
۴- [External Link Removed for Guests]) : فیلم کم سر و صدای «خدمتکار»، که حسابی در جشنوارههای مختلف مورد توجه قرار گرفته، توسط «تِیت تیلور» کارگردانی شده. تیلور که علاوه بر کارگردانی، تهیهکنندگی و بازیگری هم میکند، دومین تجربهی ساخت کار بلندش را از سر گذرانده. داستان فیلم، برمیگردد به دههی ۶۰ میلادی و مبارزات سیاهپوستان آمریکا. نویسندهای میخواهد دربارهی زندگی خدمتکار سیاهپوستی بنویسد که برای خانوادهای سفیدپوست کار میکند. این فیلم از روی رمان «کتلین استاکت» ساخته شده که تا پیش از اکران فیلم، ۶۰ بار تجدید چاپ گردید.
۵- [External Link Removed for Guests]: بعد از بیمهری شدید داوران اسکار در دورهی قبل نسبت به «شاترآیلند»، امسال با ۱۱ نامزدی برای فیلم استاد سعی دارند دلخوری گذشته را جبران کنند. اولین تجربهی سهبُعدی استاد «مارتین اسکورسیزی» با دنیای کودکانهی کار، کلی از تجربیات آشنای ما با اسکورسیزی فاصله گرفتهاست. در دوازده سال اخیر، این نخستینبار است که اسکورسیزی از «لئوناردو دیکاپریو» بهعنوان ستارهی فیلمش استفاده نکرده. «جیمز کامرون» گفته این بهترین استفاده از تکنیک سهبُعدی است که تا بحال دیده، البته در کنار «آواتار» خودش! این فیلم اقتباسی از یک رمان است که کار «برایان سلزنیک» است و به گفتهی اسکورسیزی، وقتی کتاب را برای فرزند خردسالش میخوانده، این ایده در ذهنش جرقه زده که چرا فیلمش نکند؟! «جان لوگان»، فیلمنامهنویس ۵۰ سالهی این کار، پیشتر با نوشتن فیلمنامهی «هوانورد» با اسکورسیزی همکاری کرده و جز آن، کارهای فاخری چون نوشتن فیلمنامهی «رنگو»، «آخرین سامورایی» و «گلادیاتور» را نیز انجام داده. داستان فیلم دربارهی پسربچهی یتیمی است که در دههی ۳۰ میلادی در خیابانهای پاریس دستفروشی میکند و ناگهان درگیر راز پدر فقیدش میشود.
۶- [External Link Removed for Guests]: تقریباً هرچه از منتقدان بزرگ در باب فیلم تازهی «وودی آلن» خواندهام، تحسین بوده. داستان مملو از کاراکتر آلن، دربارهی نویسندهی جوانی است که بزرگان ادب قرن گذشته را یکییکی ملاقات میکند. کلی بازیگر خوب، از «ماریون کوتیارد» و «مایکل شین» بگیرید، تا بانوی اول فرانسه، «کارلا برونی»، جلوی دوربین آلن آمدهاند تا این فیلم ساخته شده. مثل خیلی از کارگردانان پا به سن گذاشته، آقای آلن هم برای نخستین بار استفاده از تکنیکهای دیجیتالی را با این فیلم تجربه کردهاست. او قصد داشت این فیلم را در سال ۲۰۰۶ بسازد، اما به دلیل گزاف بودن بودجهی تهیه، کار تا سال ۲۰۱۰ عقب میافتد. توضیحات تکمیلی دربارهی این فیلم را میتوانید در[External Link Removed for Guests] بخوانید.
۷- [External Link Removed for Guests]: این فیلم را «بنت میلر» ساخته که اگر نخستین کارش را که یک مستند بود بهحساب نیاوریم، دومین فیلم سینماییاش محسوب میشود. فیلم قبلی او «کاپوتی» بود که درخشش «فیلیپ سیمور هافمن» در آن، برایش اسکار به ارمغان آورد و میلر هم برای کارگردانی آن نامزد اسکار شد. هافمن در فیلم تازهی میلر نیز حضور دارد، اما ستارهی اصلی فیلم، «برد پیت» است. داستان فیلم دربارهی مدیر یک تیم بیسبال است که برای موفقیت تیمش، یک آنالیزور کامپیوتر را استخدام می کند و نتیجهی خوبی هم میگیرد.
۸- [External Link Removed for Guests] : میگویند برای اینکه از کارهای «ترنس مالیک» لذت کامل را ببرید، باید «فیلم مالیکباز (!)» باشید. شخصاً برای دومینبار بود که فیلمی از مالیک میدیدم. نیمهی اولش را موقع ورزش صبحگاهی دیدم که با توجه به روند فیلم، یکی از شکنجهآمیزترین تجربیات تلاش ورزشام بود! اما اگر با آرامش بنشینید و فیلم را ببینید، بسته به سلیقهتان یا در نهایت دوستش دارید و یا فیلم را به آخر نمیرسانید. من که دوستش داشتم. قرار بود در این فیلم، «هیث لجر» فقید، «کالین فارل» و «مل گیبسن» به ایفای نقش بپردازند، با اینحالی نقشها به «برد پیت» و «شان پن» رسید. مالیک، کار جلوههای ویژه را به «داگلاس ترامبال» سپرد که روی جلوههای ویژهی «۲۰۰۱: یک ادیسهی فضایی» کار کردهبود. «شان پن» این کار را بسیار متفاوت در کارنامهاش میداند، چرا که در تمام مدت حضورش، یک نمای دقیق از او نشان دادهنشد و نمیداند کلاً در آنجا چه میکرده! وی فیلم را چنین توصیف میکند که باید از «شنیدنش» لذت برد. فیلم آقای مالیک، حسابی محبوب جشنوارههاست و تا به امروز، ۵۴ جایزهی معتبر را از آن خود نمودهاست.
۹- [External Link Removed for Guests]: اسپیلبرگ و کمکاری، دو موضوع کاملاً دورافتاده از هم هستند. استاد که ما را با تجربهی تنتن سهبُعدی آشنا کردهبود، حالا با یک کار پر سوز و گداز در انتهای سال، دوباره برگشتهاست. استیون اسپیلبرگ، برای نخستینبار، تجربهی ادیت دیجیتالی فیلم را با این اثر چشید. داستان، از پسر نوجوانی به نام آلبرت میگوید که در بحبوحهی جنگ جهانی اول، اسبش به سوارهنظام فروخته میشود و او به دنبال اسب عزیزش، در اروپای غرق در آتش و خون به دنبال او میگردد.
[HR]
بهترین هنرپیشهی مرد در نقش اصلی
۱- دمیَن بِشیر [External Link Removed for Guests]: «یک زندگی بهتر» از آن داستانهایی دارد که من را مشتاق دیدن فیلم میکند. کارلوس، پدری است که باغبانی میکند و در یک محلهی پر جرم و جنایت، سعی دارد پسرش را از ارتباط با خلافکاران بهدور دارد. سکانسهای خطرناک فیلم، بدون بدل گرفته شدهاست. بشیر، خودش از درختهای نخل بالا میرفت. برخلاف دیگر نامهای این لیست، بشیر نه معروف است و نه بیوگرافی چندانی از او قابل دسترسی است. حتی همین هم یک نشانهی خوب است که فقط کار فوقستارهها دیده نمیشود!
۲- جرج کلونی ([External Link Removed for Guests]): میگوید: کارگردانی بسیار هیجان انگیز است، نقاش بودن از نقاشی بودن، جالبتر است. کلونی از خانوادهای کاملاً آشنا به دوربین و دنیای سرگرمی می اید. از پدر، دایی و عمههایش، همگی نامهاش شناختهشدهای در دنیای رسانه و سینما بودهاند. او که یکی از معروفترین مردان مجرد دنیاست، برای «سیریانا» اسکار و گلدنگلوب بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را گرفت، هرچند که سر آن فیلم حادثهای برایش پیش آمد که تا مدتی باعث آسیب کمر، سردرد مزمن و فراموشی برایش شد. کلونی برای فیلم «نسلها» نامزد این بخش شدهاست.
۳- ژان دژاردین ([External Link Removed for Guests]): دژادین حسابی با این فیلم شناختهشد و نامزد جوایز معتبر جهانی شد. از جمله جوایزی که او برای ایفای نقش در این فیلم دریافت کرده، جایزهی همین رشته در جشنوارههای کن و همچنین گلدنگلوب بهترین بازیگر مرد در فیلم کمدی یا موزیکال است. باید دید با رقبای سرسختی که دژاردین در این رشته با آن ها روبروست، چقدر احتمال برد اسکار برایش وجود دارد.
۴- گری اُلدمن ([External Link Removed for Guests]): در سال ۱۹۷۹ [External Link Removed for Guests] با همین نام و با بازی «سر الک گینس» ، از روی رمان «جان لِکارِ» ساخته شدهبود. بازسازی سینمایی آن، با حضور الدمن در همان نقش گینس ساخته شدهاست. این نخستین بار است که الدمن شانس نامزدی در اسکار را مییابد.
۵- برد پیت ([External Link Removed for Guests]): پیت سابقهی نامزدی در اسکار کم ندارد، ۴ بار، برای «دوازده میمون»، «مورد عجیب بنجامین باتن» و Moneyball (در مقام بازیگر و یکی از تهیهکنندگان فیلم). او دربارهی نامزد شدن برای این جایزه میگوید: «بهقدر کافی تجربهاش کردهام که بدانم، حالتی بیثبات است، مثل یک گردونه! اما من میگویم خیلی جالب است که شمارهات بیرون بیاید!» تا بهحال که شمارهی پیت بلیط بختآزمایی اسکار را نبردهاست. سلبریتیای که در سال ۱۹۸۷ تنها ۳۸ دلار دستمزد برای «کمتر از صفر» گرفتهبود، دستمزدهای ۲۰ و ۳۰ میلیون دلاری برای فیلمهای سالهای اخیرش میگیرد و دست به خیر بودن و بشردوستیاش، او را ستارهای با محبوبیت روزافزون ساختهاست.
پن: باز هم کار «لئوناردو دیکاپریو»، این بار برای «جِی. ادگار»، کاملاً نادیده گرفتهشد. اینقدر نبود او حتی در بین نامزدها من را اذیت میکند که نتوانستم بدون ذکر این موضوع، این بخش را ببندم.
[HR]
بهترین هنرپیشهی زن در نقش اصلی
۱- گلن کلوز ([External Link Removed for Guests]): خانم کلوز، هنرپیشهی محبوب دههی ۸۰ بود. او بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۹، ۵ بار نامزد دریافت جایزهی اسکار برای ایقای نقشهای اصلی و مکمل شد. حالا بعد از ۲۳ سال، باز نام او در میان نامزدها مطرح شدهاست و انصافاً هم نقش جذابی به نظر میرسد. در قرن نوزدهم، زنی طی سالهای طولانی لباس مردانه میپوشد تا کار پیدا کند و زندگیاش را بگذراند. خانم کلوز، علاوه بر بازی در نقش آلبرت نایز، تهیهکنندگی و نوشتن بخشی از فیلمنامه را هم بر عهده داشته. او علاوه بر تحمل ساعات نسبتاً طولانی برای گریمش، رنج ابتلا به پنومونی (ذاتالریه) را هم در حین این فیلم، از سر گذراند.
۲- ویولا دیویس ([External Link Removed for Guests]): دیویس را بیشتر با «شک» بهیاد میآورم، آنجا که به خواهر آلوشس (مریل استریپ) میگوید بگذارد پسرش بههر قیمتی شده تا چند ماه دیگر هم در مدرسه بماند، حتی با تردیدهایی که دربارهی رابطهی کشیش مدرسه با فرزندش وجود دارد و خواهر آلوشس با بهت و خشم میپرسد او چطور مادری است؟! برای همان حضور کوتاه، دیویس در سال ۲۰۰۹ نامزد اسکار برای بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد. با این حال، «خدمتکار» بزرگترین شانس او برای مطرح شدن و واقعاً دیدهشدن است. او نهمین بازیگر زن آمریکایی- آفریقاییتبار است که نامزد اسکار شده و در کنار «ووپی گلدبرگ»، تنها بازیگر زن سیاهپوستی که هم در نقش مکمل و هم در نقش اصلی شانس نامزدی در اسکار داشتهاست.
۳- رونی مارا ([External Link Removed for Guests]): پیشتر هم[External Link Removed for Guests]، لیست بلندبالایی از بازیگران بدلیل مشغلهی کاری یا پذیرفتهنشدن در تست بازیگری و یا مشکلات شخصی، از بازی در فیلم تازهی «دیوید فینچر» باز ماندند تا نقش به «رونی مارا» رسید که در فیلم قبلی این کارگردان، نقش نسبتاً کوتاهی را ایفا کردهبود. حالا او این بخت را دارد که در ۲۶ سالگی پلههای شهرت و کسب جوایز معتبر را با سرعت بیشتری بپیماید. فیلم، [External Link Removed for Guests] دارد که دوستانی که هر دو را دیدهاند، تماشای نسخهی سوئدی را بیشتر توصیه میکنند!
۴- مریل استریپ ([External Link Removed for Guests]): بسیار خب! رسیدیم به کاندیدایی که میدانید، فقط او را لایق اسکار میدانم و بسیار برایم عزیز است! کاراکتر مارگارت تاچر، تا کنون چندینبار دستمایهی آثار نمایشی هنرمندان قرار گرفتهاست، مثل[External Link Removed for Guests] در سال ۲۰۰۹ . اما احتمالاً اثری که برترین بازیگر زن تاریخ سینما نقش او را پذیرفته، تا سالهای سال معروفترین برداشت سینمایی از این کاراکتر سیاستمدار گردد. بانو برای پذیرش این نقش، طبق معمول تمرینات زیادی کردهاست، تا چند ماه مدام فیلمهای سخنرانی تاچر را تماشا میکرده و با بسیاری از کسانی که او را از نزدیک می شناختند، صحبت کردهاست. با اینحال، در آغاز کار دجار تردید شدهبود و گمان میکرد از پسش بر نمیاید، این را به کارگردان هم گفت و کارگردان به او اطمینان داد که جز او، شخص دیگری از پس کار بر نمیآید. استریپ از خودش در جلسهی ابتدایی فیلمبرداری راضی نبود، اما به تدریج بر خود و نقش مسلط شد و طبق گفتهی خودش، از خودش بسیار مایه گذاشته تا نقش را ایفا کند. با اینحال، برخی از این فیلم راضی نیستند، مثلاً خانوادهی خانم تاچر که برای افتتاحیهی فیلم در لندن نیامدهبودند، یا «دیوید کمرون» که اعتقاد دارد در این فیلم، یکی از قدرتمندترین نخستوزیرهای تاریخ بریتانیا، در موضع ضعف به نمایش در آمده. این اظهار نظر، به مذاق استریپ خوش نیامده و بهشدت از اینکه فیلم به جنبههای شخصیتر زندگی تاچر وارد شدهاست، دفاع نمودهاست. بانو بدون تردید با ۱۷ نامزدی در اسکار، میان تمامی همکارانش بیرقیب است. بعد از ۲۹ سال، دیگر نوبتش است. دیگر وقتش است! دیگر نوبت نسل ما رسیده که او را با مجسمهی طلایی در دستانش ببیند!
۵- میشل ویلیامز ([External Link Removed for Guests]): در[External Link Removed for Guests]، دربارهی فیلم توضیح دادهبودم، فیلمی که به روابط سر لارنس اولیویه و مریلین مونرو در جریان ساخت «شاهزاده و دختر نمایش»، میپردازد.
ویلیامز، برای سومینبار است که نامزد اسکار میشود –سال گذشته برای «ولنتاین غمگین» و برای ایفای نقش مکمل در «کوهستان بروکبک»- و برای این فیلم هم در رشتهی بهترین بازیگر زن در فیلم کمدی یا موزیکال در گلدنگلوب اخیر، جایزه را از آن خود کرد، مریلین مونرو نیز در سال ۱۹۶۰، در همین رشته گلدنگلوب را برای فیلم «شاهزاده و…» از آن خود کردهبود.
[HR]
بهترین هنرپیشهی مرد در نقش مکمل
۱- کِنِت برانا ([External Link Removed for Guests]): هنرپیشه، کارگردان و تهیهکنندهی شکسپیرین و ایرلندی، این بخت را یافته تا برای پنجمین بار نامزد اسکار گردد –پیش از این نامزدی، در مقام کارگردان و بازیگر نقش اصلی فیلم «هنری پنجم»، فیلم کوتاه «آواز قو»، بهترین فیلمنامهی اقتباسی برای «هملت»-. برانا در این فیلم در نقش اولیویه ظاهر شده، ستارهای که همچون برانا، از عشاق وفادار تئاتر و آثار شکسپیر بود.
۲- جونا هیل ([External Link Removed for Guests] ): هیل، از هنرپیشههای شناختهشدهی گونهای از کمدیهای هالیوودی است که هرگز طرفدارشان نبوده و نیستم. بیشتر موفقیت هیل از بازی در همین فیلم در جشنوارههای مختلف نشأت گرفتهاست، نقشی که البته قرار بود به «دیمیتری مارتین» برسد.
۳- نیک نولته ([External Link Removed for Guests] ): این هم فیلم بوکسی امسال! –یاد [External Link Removed for Guests] بازی بیبدیل «کریستین بیل» عزیز بخیر واقعاً!- نولته در این فیلم نقش بوکسور قدیمی و حالا مشروبخواری را دارد که تلاش میکند پسرش را برای مبارزه آماده کند. میبینید که کلیّت داستان، خیلی شبیه به همان «جنگجو» است. نولته برای سومین بار است که نامزد اسکار میشود.
۴- کریستوفر پلامر ([External Link Removed for Guests] ): یک داستان پدر و پسری، دربارهی پسر که درمییابد پدرش سرطان دارد و بهعلاوه، رازی دربارهی زندگی عاطفی پدر برایش رو میشود. این فیلم کمدی، تقریباً بیوگرافی کارگردان اثر، «مایک میلز»، است و آن را بر اساس تجربیات خود با پدرش ساختهاست. پلامر، از آن دسته هنرپیشههای خارقالعادهای است که هنر بازیگریاش متأسفانه خیلی دیر به چشم داوران اسکار آمدهاست. او علیرغم سالها تجربه و هنرنمایی، تا همین دو سال قبل که برای «ایستگاه آخر» نامزد اسکار شد، تجربهی بودن در لیست کاندیداهای مجسمهی طلایی را نداشت. با توجه به گلدنگلوبی که برای اولینبار برای همین فیلم از آن خود نمودهاست، احتمال آنکه کمیتهی اسکار در ۸۲ سالگیش از او دلجویی کند و جایزهی این رشته را به او ببخشد، بسیار بالاست. در سخنان کوتاهی که بعد از گرفتن یکی از جوایزش برای این فیلم داشته، این موضوع را که در سالخوردگی برای جایزه انتخاب شده را جالب دانست و آن را مانند نوری توصیف نمود که از جاممقدس بر وی تابیدهاست.
۵- مکس فون سایدو ([External Link Removed for Guests] ): در طول ۶۳ سال دوران بازیگری، ۱۴۵ فیلم بازی کردهاست. شاید پررنگترین خاطرهای که از او دارم، همان «مهر هفتم» استاد «اینگمار برگمان» باشد. فون سایدو هم درست مانند پلامر، فقط دو بار مورد توجه داوران اسکار قرار گرفتهاست –جز این نامزدی، ۲۵ سال قبل هم برای فیلم «پلهی فاتح» (البته نه آن پلهی فوتبالیست برزیلی!) هم نامزد اسکار شدهاست- فون سایدو از طرفداران پر و پا قرص بازی بزرگانی چون آل پاچینو و رابرت دنیرو است.
[HR]
بهترین هنرپیشهی زن در نقش مکمل
۱- بنریس بژو ([External Link Removed for Guests]): دختر یک کارگردان، به نام «میگوئل بژو» و همسر «میشل هازاناویسوس»، کارگردان فیلم است و در ۳۶ سالگی برای بازی در این فیلم صامت، به شهرت رسیدهاست.
۲- جسیکا چستین ([External Link Removed for Guests] ): به نظر میرسد بعد از «درخت زندگی» و «خدمتکار»، از این هنرپیشهی ۳۰ ساله بیشتر خواهیم شنید. او که تجربیات تئاتری زیادی دارد، توسط آل پاچینو برای بازی در نقش «[External Link Removed for Guests]» انتخاب شد و استاد، او را به «ترنس مالیک» پیشنهاد داد تا نقش مادر را در «درخت زندگی» به او بسپارد. ظاهراً مالیک هم از کار او بهقدر کافی راضی بوده و در پروژهی بعدیش، از او قول همکاری گرفتهاست. چستین گیاهخوار است و برای رسیدن به اضافهوزن مورد نظر برسد، حسابی بستنی سویا خورد.
۳- ملیسا مککارتی ([External Link Removed for Guests] ): از پوستر و داستان فیلم بر میاید که یکی از همین چند ده کمدیهای معمول هالیوودی باشد. کارگردان کار، «پل فِیگ» است که یک اپیزود از Mad Men و یک اپیزود «فریکها و گیکها» را –[External Link Removed for Guests]- را کارگردانی کرده. این نامزدی، بزرگترین اتفاق زندگی هنری مککارتی است، او بیشتر سابقهی بازی در سریالهای کمدی تلویزیونی را در کارنامه داشته.
۴- جنت مکتیر ([External Link Removed for Guests]): مکتیر بریتانیایی، از نوجوانی به بازیگری علاقمند بود و در تئاتر یورک، نقش کوچکی بهدست آورد. برای اینکه بتواند خرج خود را بدهد، در آنجا پیشخدمت هم بود. همانجا بود که «گری اُلدمن» که آنروزها به شهرت حالا نبود به او پیشنهاد کرد که اگر واقعاً بازیگری را دوست دارد، تحصیلاتش را در Royal Academy of Dramatic Art پی بگیرد. شاخصترین فیلم مکتیر که پیشتر او را به نامزدی جوایز معتبر رساندهبود، Tumbleweeds بود.
۵- اکتاویا اسپنسر ([External Link Removed for Guests] ): در آستانهی ۴۰ سالگی، اسپنسر به این موفقیت دست یافتهاست. او تا کنون، ۱۲ جایزهی معتبر بینالمللی، از جمله گلدنگلوب و بفتا را برای بازی در این فیلم بهدست آوردهاست. در سال ۱۹۹۵، اسپنسر بهصورت اتفاقی برای ایفای نقش کوتاهی در فیلم «زمانی برای کشتن»، به کارگردانی «جوئل شوماخر»، انتخاب شد و تا امروز، مسیر آهسته و پیوستهای را برای بازیگری خود در سینما و تلویزیون پیمودهاست.
[HR]
بهترین کارگردانی
۱- وودی آلن ([External Link Removed for Guests]): مجموعهای از افتخارات! سه اسکار گرفته -۲ اسکار برای «آنی هال» و یکی برای فیلمنامهی «هانا و خواهرانش»- با اینحال، آخرین اسکارش برمیگردد به ۲۵ سال قبل. در یکی از اظهارنظرهایش، گفتهبود که فیلمسازی او بهمرور زمان بهتر شدهاست، «آنیهال» و «منهتن» کارهایی هستند که در بین مردم دارای محبوبیت هستند، اما خودش اعتقاد دارد «امتیاز نهایی» فیلم بهتری از آن دو است، «نیمهشب در پاریس» کاری است که خوب دیدهخواهد شد، اما بهترین فیلمی که در سالهای اخیر ساختهاست «ویکی کریستینا بارسلونا» است (شخصاً کاملاً برعکس فکر میکنم و «نیمهشب در پاریس» را یک سر و گردن بالاتر از کارهای سالهای اخیر استاد دوست دارم!)
۲- میشل هازاناویسیوس ([External Link Removed for Guests]): از این کارگردان ۵۵ ساله چیزی نشنیدهبودیم تا ناگهان با این فیلم آمد و جهانی را به خود مشغول کرد. نامزدی خود را در اسکار، روشی برای تشکر از مردمی میداند که آمدند و تماشاگر فیلم صامت سیاهوسفیدش شدند.
۳- ترنس مالیک ([External Link Removed for Guests]): این کارگردان کمکار، در ماههای آینده پرکارتر خواهد شد. اخیراً گفته شده که «ناتالی پورتمن» برای همکاری در دو پروژهی آیندهی او به توافق رسیدهاست. نماهای فلسفی، نریشن یکی از کاراکترهای اصلی روی فیلم، استفاده از نماهای طبیعی، از امضاهای مالیک بر فیلمهایش است که البته در کار اخیرش هم کاملاً رعایت شده. مالیک، تا حدودی عزلتگزین است و کمتر مصاحبه میکند و عکسی از او منتشر میگردد. مالیک ۱۴ سال قبل هم برای «خط قرمز باریک»، نامزد اسکار شدهبود.
۴- الکساندر پین ([External Link Removed for Guests]): پین پس از فیلمهای تحسینشدهی «دربارهی اشمیت» و «راههای جانبی» و یک ساخت یک اپیزود از «پاریس، دوستت دارم» دوباره به پردهی نقرهای بازگشته و با این نامزدی نشان داده که بازگشتش، ارزشمند است. پین در ۵۰ سالگی، علاوه بر اینکه تجربهی بردن مجسمهی طلایی اسکار را در کارنامه میبیند –برای فیلمنامهی «راههای جانبی»، یک لیست بلندبالا از ۵۸ جایزهی معتبر و ۵۹ نامزدی در کارنامهی خود میبیند. میگوید: «وقتی فیلم میسازم، اهمیتی نمیدهم که هنرپیشهام کیست. من یک هنرپیشه دارم که بازی میکند، من در خدمت فیلمنامه هستم، نه در خدمت نقش هنرپیشه. آرزو میکنم پس از ۲۰ دقیقه بیننده فراموش کند کسی که میبیند «جرج کلونی» است یا «جک نیکلسن»، و فقط کاراکتر را ببیند.» پین، سابقاً شوهر «ساندرا اُه» بود که او را از ایفای نقشش در «آناتومی گری» میشناسیم.
۵- مارتین اسکورسیزی ([External Link Removed for Guests]): استاد و خالق برخی از آثاری که مسلماً بهترین تجربهی ما از سینما هستند، در آستانهی ۷۰ سالگی بار دیگر نامزد اسکار شدهاست. او از مجموع ۱۰ نامزدی که در اسکار داشته، تنها یک بار برای «جدا مانده»، این جایزه را از آن خود کردهاست. اسکورسیزی در کنار ایستوود، از کسانی است که بهشدت برای احیا و نمایش دوبارهی فیلمهای کلاسیک تلاش میکند. میگویند اطلاعاتش آنقدر دربارهی سینمای جهان قوی است که اگر از او دربارهی فیلمسازی درجهی ۲ اهل سوئد بپرسید، اطلاعات جامع و کاملی از او به شما میدهد! اسکورسیزی با ساخت این فیلم سهبُعدی، نشان داده که افزایش سن او را محافظهکار نکرده و همچنان اهل تجربه است.
[HR]
بهترین فیلمنامهی غیراقتباسی
۱- [External Link Removed for Guests] / میشل هازاناویسوس
۲- [External Link Removed for Guests] / کریستن ویگ، آنی مومولو: هر دوی آنها علاوه بر نوشتن فیلمنامه، در فیلم ایفای نقش کردهاند.
۳- [External Link Removed for Guests] / جِی. سی. چندُر: فیلمی با ستارههایی چون «کوین اسپیسی»، «جرمی آیرونز»، «استنلی توچی»، «پل بتانی» و… دربارهی شخصیتهای یک بانک در روزهای بحران اقتصادی. کارگردان و فیلمنامه نویس جوان این اثر، میگوید سالهاست که منتظر ساخت این اثر بوده و از فحوای کلامش بر میاید که از ساخت این فیلم، و کار کردن با گروهی از هنرپیشههای معروف، حسابی راضی است.
۴- [External Link Removed for Guests] / وودی آلن
۵- [External Link Removed for Guests] بله، دیگر اسکار برای ما دربارهی رقابت ستارگان فرنگی دور از دسترس نیست. اسکار این دوره، حسابی به ما مربوط است و دغدغهی ما شده. نام کارگردان بااستعداد ما که آثار سالهای اخیرش حسابی بین ایرانیها گل کرده، حالا در ردیف «وودی آلن» آمده و رقیبش شدهاست. برای رسیدن اسکار و لحظهای که نام او خواندهشود، لحظهشماری میکنیم.
[HR]
بهترین فیلمنامهی اقتباسی
۱-[External Link Removed for Guests] / الکساندر پین، نت فکسن، جیم رش: این نویسندگان، فیلمشان را از روی رمانی به قلم «کای هارت همینگز» اقتباس کردهاند. همکاران پین در نگارش فیلمنامه، به اندازهی او افتخارات معتبر کسب نکردهاند و اولین تجربهی خود را در نوشتن فیلمنامهی سینمایی کسب کردهاند.
۲- [External Link Removed for Guests] / جان لوگان: برخلاف دو فیلمنامهنویس بالایی، لوگان تجربهی نوشتن ۱۴ فیلمنامهی سینمایی دارد که در میان انها، نامهایی چون «رنگو»، «آخرین سامورایی» و «گلادیاتور» دیده میشود. لوگان سابقهی همکاری با اسکورسیزی برای نگارش «هوانورد» را دارد. او قبلاً هم برای نگارش «گلادیاتور» و «هوانورد»، نامزد اسکار شدهبود.
۳- [External Link Removed for Guests] / جرج کلونی، گرنت هسلوو، بیو ویلیمون: فیلم سیاسی آقای کلونی در گلدنگلوب مورد توجه بیشتری قرار گرفتهبود. هسلوو که سابقهی همکاری با کلونی را در تهیهکنندگی و نویسندگی [External Link Removed for Guests] و برای آن نامزد دو اسکار شدهبود، همکاری تازهاش را هم با او خوشیمن میبیند. این دو، بیو ویلیمون تازهکار را هم بین خودشان راه دادهاند تا در این افتخار شریک باشد و از روی نمایشنامهاش، «شمال در همریخته»، فیلمنامهی این کار را بنویسند.
[External Link Removed for Guests]-4 / استیون زیلیان، آرون سُرکین، استن شروین: کتابی که این سه از آن فیلمنامهی فیلم را استخراج کردهاند، اثری از «مایکل لوییس» است، با نام «Moneyball: هنر بُردن بازی ناجوانمردانه». زیلیان فیلمنامهی فیلمهای بزرگی چون «دار و دستهی نیویورکی»، «گانگستر آمریکایی»، «مأموریت: غیرممکن»، «فهرست شیندلر»، «تمام مردان شاه» و «دختری با خالکوبی اژدها» را نگاشتهاست. او برای «فهرست شیندلر» اسکار گرفتهاست و برای Awakenings و «دار و دستهی نیویورکی» هم نامزد مجسمه شدهاست. معروفترین کار سُرکین، «شبکهی اجتماعی» است که برایش اسکار گرفتهاست. شروین در کنار این فیلمنامهنویسان مجرب و اسکارگرفته، اولین تجربهی فیلمنامهنویسیاش را تجربه کرده.
۵-[External Link Removed for Guests] / بریجیت اُکانر، پیتر استراگان: از روی اثری از «جان لِکارِ» نوشته شدهاست. نویسندگان فیلمنامه زن و شوهر هستند و با این فیلم نامزد جوایز مختلفی شدهاند. آنها جایزهی بفتا را برای نگارش این فیلمنامه از آن خود کردند.
[HR]
بهترین انیمیشن سال
۱- [External Link Removed for Guests] : سبک بصری این انیمیشن فرانسوی، یادآور «پرسپولیس» است. داستان آن دربارهی زندگی رازآلود و دوگانهی یک گربه است که زندگی روزانه و شبانهی کاملاً متفاوتی دارد.
۲- [External Link Removed for Guests] : داستانی عاشقانه بین یک نوازندهی پیانو و دختری خواننده که تلخیهایی را رقم می زند. این انیمیشن هم از تصویرسازیهای انیمیشنهای کلاسیک بهره بردهاست.
۳- [External Link Removed for Guests]: انیمیشنی که اغلب طرفداران انیمیشن و بالاخص، طرفداران پر و پا قرص قسمت اول این اثر آن را دیدند و راضیشان کرده. یک ادامهی خوب، یک داستان قوی و یک پایانبندی جذاب که نوید یک قسمت سوم هیجانانگیز را میدهد. اتحاد آهنگسازی «هانس زیمر» و «جان پاول»، همانطور که انتظار میرفت، عالی عمل کردهاست.
۴- [External Link Removed for Guests] : کاراکتر محبوب داستانهای کودکی ما و گربهی دوستداشتنی انیمیشن «شرک»، از نگاه کمپانی این توانایی را داشت که خود، تبدیل به انیمیشنی جداگانه شود. این انیمیشن، یکی از بدترین آغازهای اکران برای کمپانی «دریموُرکس» را رقم زد، اما در هالووین، برخلاف انتظار با فاصلهای فراوان فیلمهای ترسناک در حال اکران را در فروش، پشتسر گذاشت. کریس میلر، کارگردان اثر، با کار روی سری «شرک» و «ماداگاسکار»، کارگردانی مجرب در زمینهی انیمیشن محسوب میشود.
۵- [External Link Removed for Guests] : شخصاً باور دارم بهترین انیمیشنی است که در سالهای اخیر دیدهام. داستان جذاب درگیری قهرمان داستان، برای یافتن کیستی خود و خاطرهانگیزی یادآوری بهترین فیلمهای کلاسیک وسترن که تا کنون دیدهایم و نام رنگو که یادآور کاراکتر «رینگو» با بازی گریگوری پک در Gun Fighter است. شوخیهایی که شدیداً گرفته و صداپیشگیهای عالی، آهنگسازی متفاوت «هانس زیمر» و داستانی جذاب. رنگو تمام استانداردهای بالای یک انیمیشن عالی را کسب میکند. کارگردان اثر، «گُر وربینسکی»، کارگردان ۳ قسمت ابتدایی «دزدان دریایی کارائیب» است و در اولین تجربهاش در انیمیشنسازی، یک کار عالی خلق کردهاست.
[HR]
بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان سال
۱- [External Link Removed for Guests] / (بلژیک): یک دامدار محلی بهواسطهی دامپزشکی، در آستانهی بستن قرارداد با یک تاجر گوشت بدنام است.
۲- [External Link Removed for Guests] / (اسرائیل): داستانی دربارهی پدر و پسری که پروفسور هستند و رقابت میانشان، روابطشان را تیره کردهاست. مهمترین جایزهای که فیلم گرفته، در جشنوارهی کن و در زمیهی بهترین فیلمنامه است که به «جوزف سدار»، کارگردان و فیلمنامهنویس اثر، تعلق گرفت.
۳- [External Link Removed for Guests] / (لهستان): فیلم راوی داستان واقعی «لئوپولد سوها» است. مردی که در طول جنگ جهانی دوم موفق شد چندین نفر را از اردوگاه یهودیان در شهر لِووف از مرگ نجات دهد.
۴-[External Link Removed for Guests] / (کانادا): یک مهاجر الجزیرهای به نام «بشیر لازار»، برای آموزگاری در یک دبستان برگزیده میشود. فیلم بر اساس نمایشنامهای از «اِولین د لا شِنِلیه» که توسط کارگردان فیلم، «فیلیپ فالاردیو» بازنویسی شده، ساخته شدهاست.
۵- [External Link Removed for Guests] / (ایران): چیزی برای گفتن نمیماند، جز اینکه شدیداً منتظریم که مجسمهی طلایی به دست اصغر خان فرهادی برسد و بزرگترین افتخار سینمایی دنیا، از آن کشور ما گردد. ۴۴ جایزه، ۲۰ نامزدی و ۲ بخت در اسکار… بیایید همه با هم آرزو کنیم!
[HR]
بهترین فیلمبرداری
۱- گیلام شیفمن [External Link Removed for Guests] بعد از ۳ همکاری با «میشل هازاناویسوس»، شیفمن در معتبرترین جایزهی زندگیاش نامزد شدهاست.
۲- جف کراننوِث [External Link Removed for Guests] : مدتی فیلمبردار ویدئوکلیپهای «جرج مایکل» بود و سابقهی همکاری با فینچر را در Fight Club و «شبکهی اجتماعی» هم دارد که برای این آخری هم نامزد اسکار شدهبود.
۳- رابرت ریچاردسن [External Link Removed for Guests] : پیش از این، با «هوانورد» و «شاتر آیلند» هم با اسکورسیزی همکاری کردهبود. فیلمبردار محبوب «کوئنتین تارانتینو» هم هست و «حرامزادههای بیشرف» و مجموعهی «بیل را بکش» را فیلمبرداری کردهاست. او ۷ بار نامزد اسکار شدهاست و دو بار برای «هوانورد» و «جِی. اف. کی» جایزه را از آن خود نمودهاست.
۴- امانوئل لوبزکی ([External Link Removed for Guests]) : او پنجمین نامزدیاش را در اسکار تجربه میکند و پس از این فیلم، در دو پروژهی آیندهی «ترنس مالیک» نیز با او همکاری خواهد کرد.
۵- یانوش کامینسکی ([External Link Removed for Guests]) : فیلمبردار محبوب «استیون اسپیلبرگ» که در «نجات سرباز رایان»، «اگه میتونی منو بگیر» و ، «فهرست شیندلر»، «گزارش اقلیت» و چندین فیلم دیگرش با او همکاری کردهبود. ۵ بار نامزد اسکار بوده که برای «فهرست شیندلر» و «نجات سرباز رایان» جایزه را گرفته. باید دید همکاری تازهاش با اسپیلبرگ باز هم برایش خوشیمن خواهد بود یا خیر.
[HR]
بهترین تدوین
۱- آنه- سوفی بیون، میشل هازاناویسوس ([External Link Removed for Guests])
2- استوارت کریگ، استفانی مکمیلان ([External Link Removed for Guests])
3- دانته فرِتی، فرانچسکا لو شیاوو ([External Link Removed for Guests])
4- آنه سیبل، هلن دوبروئیل ([External Link Removed for Guests])
5- ریک کارتر، لی ساندارس ([External Link Removed for Guests])
[HR]
بهترین طراحی صحنه
۱- لیزی کریستل [External Link Removed for Guests])
2- مارک بریجز ([External Link Removed for Guests])
3- سندی پاول ([External Link Removed for Guests])
4- مایکل اُکانر ([External Link Removed for Guests])
5- آریان فیلیپس ([External Link Removed for Guests].)
[HR]
بهترین گریم
۱- مارتیال کنتویل، لین جانسن، متیو دبلیو. مانگل ([External Link Removed for Guests]) : کارنویل، معمولاً آرایشگر موهای «گلن کلوز» است و در ۱۹ سال اخیر، در بسیاری از فیلمهای او همراهش بوده. آن دو نفر دیگر هم تا قبل از فیلم «آلبرت نابز»، جوایز چندانی را از آن خود نکردهاند.
۲- نیک دودمن، آماندا نایت، لیزا تامبلین ([External Link Removed for Guests]) : این تیم مدتهاست با پروژهی هری پاتر همکاری دارند و جوایز چندانی را هم از آن خود نکردهاند.
۳- مارک کولیه، جِی، روی هِلند ([External Link Removed for Guests]) : هلند ۳۰ سالی میشود که آرایشگر و مسئول گریم اختصاصی بانو «مریل استریپ» است. او نیز همچون دیگر نامزدهای این لیست، بسیار کمجایزه بودهاست.
[HR]
بهترین موسیقی اوریجینال
۱- جان ویلیامز ([External Link Removed for Guests] – [External Link Removed for Guests] ): یکی از بخشهای مورد علاقهی من و در عینحال، بخشی که معمولاً آهنگسازان محبوبم در آن نمیبرند! امسال، «هانس زیمر» اعلام کردهبود که نمیخواهد موسیقی اوریجینال بسازد و ترجیح می دهد به هنر همکارانش گوش فرا دهد. بنابراین جایش در لیست خالی است. در این شرایط، آقای ویلیامز برای دو همکاری با «استیون اسپیلبرگ» بیشترین شانس را برای گرفتن جایزه به خود اختصاص دادهاست. ویلیامز، بهتازگی ۸۰ ساله شده و هنوز کارهایی درجهی یک میسازد. او ۵ اسکار گرفته که آخرینش، به سال ۱۹۹۴، برای فیلم «فهرست شیندلر» برمیگردد. او با دو نامزدی اخیرش در اسکار، با ۴۲ نامزدی برای این جایزه، از تمام همکارانش پیشی گرفته و با این رکورد افسانهای بهتنهایی در صدر ایستادهاست.
۲- لودویک بورس ([External Link Removed for Guests]): کمافتخارترین نام این لیست، همین آقای بروس است که لیست کارهایش بسیار کوتاهتر از همکاران دیگرش در این بخش است. مسلماً نامزدی در این بخش، مهمترین افتخاری است که تا کنون کسب کردهاست. بورس هم سابقهی همکاری با هازاناویسوس را دارد و حتی در یکی از فیلمهایش، علاوه بر آهنگسازی نقشی را هم ایفا کردهاست.
۳-هاوارد شور ([External Link Removed for Guests] ): شور به مانند هانس زیمر، یکی از آهنگسازانی است که اگر این آثار حماسی بیبدیل را خلق نمیکردند، واقعاً نمیدانم رادیو و تلویزیون ما چطور ولههایش را پیش میبرد! عاشقان سینما، شور را با آن موسیقی بینظیری که برای سهگانهی «ارباب حلقهها» ساخته تا مدتها بهیاد خواهند داشت که میگویند از ریچارد واگنر الهام گرفتهبود. او برای «ارباب حلقهها: یاران حلقه» و «ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه»، هر سه اسکار خود را گرفته و برای دو فیلم تازهی «پیتر جکسن»، «هابیتها» هم آهنگ میسازد. کارگردان دیگری که شور علاقمند به همکاری با اوست، «دیوید کراننبرگ» است.
۴- آلبرتو ایگلسیاس ([External Link Removed for Guests] ): این آهنگساز ۵۷ ساله با «پدرو آلمادووار» سابقهی همکاریهای موفقی را دارد، اما هیچکدام از نامزدیهای اسکارش برای کارهای او نبوده. «باغبان وفادار»، «بادبادکباز» و این فیلم، نام او را در فهرست بختهای اسکار مطرح کردهاست.
[HR]
بهترین موسیقی برای آواز اوریجینال
این بخش را خیلی مختصر و مفید، اختصاص دادهاند به آواز [External Link Removed for Guests] و [External Link Removed for Guests]
[HR]
بهترین میکس صدا
بخت دست یافتن به جایزهی این بخش، به عوامل آنها در [External Link Removed for Guests] ، [External Link Removed for Guests] ، [External Link Removed for Guests] ، [External Link Removed for Guests] و[External Link Removed for Guests] تعلق خواهد گرفت.
[HR]
بهترین ویرایش صدا
۱- لان بِندِر، ویکتور ری انیس ([External Link Removed for Guests] )
2- رن کلایس ([External Link Removed for Guests] )
3- فیلیپ استاکتن، اگویین گِرتی ([External Link Removed for Guests] )
4- اتان ون در رین، اریک آدال ([External Link Removed for Guests])
5- ریچارد هایمنس، گری رایداستورم ([External Link Removed for Guests])
[HR]
بهترین جلوههای ویژه
۱- تیم برک، دیوید ویکری، گرک باتلر، جان ریچاردسن ([External Link Removed for Guests] ): برک برای سومین بار بخاطر سری «هری پاتر» نامزد اسکار می شود، اما او اسکارش را برای «گلادیاتور» گرفتهاست. ویکری علاوه بر همکاری قبلی با پروژهی «هری پاتر»، با پروژهی «بتمن» نولان هم همکاری میکند و نخستین بار است که نامزد اسکار میشود.
۲- رابرت لگاتو، جاس ویلیامز، بن گراسمن، الکس هنینگ ([External Link Removed for Guests]): لگاتو برای جلوههای ویژهی «تایتانیک»، جایزهی اسکار را از آن خود کرده و برای «آپولو ۱۳» هم نامزد اسکار بودهاست. ویلیامز نخستین بار است که نامزدی اسکار را تجربه میکند، اما تجربهی همکاری با «اولتیماتوم بورن» و «تروی» را هم دارد.
۳- جو لِتِری، دن لمون، آر. کریستوفر وایت، دنیل بَرِت ([External Link Removed for Guests]): یکی از پرافتخارترین نامهای این لیست، لتری است که ۴ بار برای «ارباب حلقهها»، «کینگکنگ» و «آواتار» اسکار را از آن خود نمودهاست.
۴- اریک نش، جان رُزنگرنت، دنی گوردن تیلور، سوون گیلبرگ ([External Link Removed for Guests] ): مهمترین پروژههایی که نش در آن همکاری داشته، «تایتانیک» و «دزدان دریایی کارائیب» بود و جز این، برای دستیاری لتری در «من، روبات» هم نامزد اسکار شدهبود.
۵- اسکات فَرر، اسکات بنزا، متیو ای. باتلر، جان فریزر [External Link Removed for Guests]: فرر در سال ۱۹۸۵ برای فیلم Cocoon اسکار گرفته و با بنزا در پروژهی «ترنسفورمرها» سابقهی همکاری دارد. از کارهای مهم دیگرش «جنگهای ستارگان» است.
[HR]
بهترین فیلم مستند
۱- [External Link Removed for Guests] : این مستند دربارهی سربازانی است که درگیر جنگ میشوند. کارگردان این فیلم، یک آسیایی- آمریکایی بهنام «ذنفتنگ دنیس» است که در اولین تجربهی فیلمسازی خود نامزد اسکار میشود.
۲-[External Link Removed for Guests]: این مستند به درگیریهای FBI با گروهی از حافظان محیطزیست میپردازد. «مارشال کری» ۴ اثر مستند ساخته و برای «جنگ خیابانی» هم در سال ۲۰۰۵ نامزد اسکار شدهاست.
۳- [External Link Removed for Guests] : سه نوجوان بهجرم قتل سه جوان دیگر دستگیر میشوند. محکوم می گردند و به زندان مخوف آرکانزاس فرستاده میشوند. ۲۰ سال تمام را پشت میلهها میمانند تا پرونده دوباره به جریان میافتد تا مطالعات DNA صورت گیرد.
۴- [External Link Removed for Guests] : این مستند، دربارهی یک رقصنده به نام «پینا بوش» است. کارگردان اثر، معروفترین نام این لیست هم شاید باشد: «ویم وندرس». وندرس را حتماً با «بالهای آرزو» (معروف به «پرواز بر فراز برلین») میشناسیم، اما او تنها یک بار دیگر نامزد اسکار شد، برای یک مستند دیگر بهنام «باشگاه اجتماعی بوئنا ویستا» در سال ۱۹۹۹٫
۵- [External Link Removed for Guests] : به یک تیم راگبی و مربیاش، «بیل کارتنی»، میپردازد. خالقان اثر، «دنیل لیندسی» و «تی. جِی. مارتین»، ۳، ۴ مستند دیگر را هم کار کردهاند و اولین بار است که نامزد اسکار میشوند.
[HR]
بهترین مستند کوتاه
۱- [External Link Removed for Guests] : داستان آقای آرمسترانگ ۸۵ ساله که سالهای مبارزات مدنی را پشتسر گذاشته و اکنون از اینکه میبیند یک سیاهپوست رئیسجمهور آمریکا شده، شاد و خرسند است. «گیل دالگین»، کارگردان اثر، پیشتر در سال ۲۰۰۲ برای «ذختر دانانگ» نامزد اسکار شدهبود.
۲- [External Link Removed for Guests] : کارگردان عربتبار اثر، خانم «ربهکا کمیسا»، برای دومینبار است که نامزد اسکار میشود. او در سال ۲۰۰۹ هم برای «خانه کدام طرف است؟» نامزد اسکار شده بود.
۳- [External Link Removed for Guests] : «اتان مککورد»، یک افسر کارکشتهی ارتش امریکا بود که حادثهای، زندگیاش را زیر و رو میکند. او شاهد است که چگونه دو خبرنگار رویتر و گروهی از مردم غیرمسلح در حملهی یک هلیکوپتر آمریکایی در بغداد کشته میشوند.
۴- [External Link Removed for Guests] : این مستند، به معضل وحشیانهای میپردازد که در کشورهای خاورمیانه شایع است: اسیدپاشی بر چهرهی زنان. این فیلم، اتفاقاتی از این دست را در پاکستان پی میگیرد. «دنیل جانگ» با ساخت ۱۳ مستند، مجربترین نام در میان این لیست است. او در سال ۲۰۱۰ هم برای مستند«آخرین کمپین فرماندار بوث گاردنر» نامزد اسکار شدهبود.
۵- [External Link Removed for Guests] : چنانکه کاملاً واضح است، این مستند به بازماندگان مصیبت سونامی ژاپن میپردازد و اینکه با فرا رسیدن فصل شکوفههای گیلاس، چگونه به دنیا نشان میدهند که به سنتها پایبندند و کشورشان را دوباره خواهند ساخت. احتمالاً گریهدارترین کار میان این لیست باشد! کارگردان اثر، «لوسی واکر»، سال گذشتههم برای «سرزمین تلفشده» در این بخش نامزد اسکار شده بود.
[HR]
بهترین فیلم انیمیشن کوتاه
۱- [External Link Removed for Guests] : یکی از همان یکشنبههای معمولی است که پسرک باید با خانواده اش ابتدا به کلیسا و سپس به خانهی اقوام برود… این اولین تجربهی سینمایی کارگردان اثر، «پاتریک دویون» است.
۲- [External Link Removed for Guests] : چندین داستان و نماد آشنا در این انیمیشن در هم میآمیزند تا بگویند که جهان داستان، تا چه حد پر جاذبه و دوستداشتنی است. سازندگان اثر، پیشتر هم انیمیشن ساختهاند و برای نخستین بار است که نامزد اسکار میشوند.
۳- [External Link Removed for Guests]: داستانی از خیالپردازیهای پسرکی که برای اولینبار، با پدر و پدربزرگش برای ماهیگیری به دریا میرود. کارگردان اثر، «انریکو کاساروزا»، جزو دپارتمان هنری پروژههایی چون «بالا»، «عصر یخبندان» و «راتاتویی» بودهاست و با این اثر، برای نخستین بار است که مستقلاً کارگردانی را تجربه میکند.
۴- [External Link Removed for Guests] : یک داستان پیادهروی صبحگاهی مخلوط با حقیقت و خیال نیویورکی.
۵- [External Link Removed for Guests] : در سال ۱۹۰۹، یک مرد انگلیسی برای کار به شهرکی مرزی در کانادا میرود. شرایط زندگی در آنجا برایش دردناک است، اما او نامههایی به خانه مینویسد که شرایط را مساعد و خوب توصیف میکند… «آماندا فوربیس» و «وندی تیلبای»، کارگردانان اثر هستند که هر دو تجربیات نسبتاً زیادی بهعنوان انیماتور دارند.
[HR]
بهترین فیلم کوتاه
۱- [External Link Removed for Guests] : دمین، در سال ۱۹۷۷ یک پسربچهی ایرلندی است که باید بین خدمت در محراب کلیسا برای یک مراسم مهم کلیسا و تماشای بازی تیم محبوبش، لیورپول، یکی را انتخاب کند… «پیتر مکدانلد»، کارگردان اثر، بیشتر بهعنوان ایفاکنندهی نقشهای کوچک در فیلمها و سریالها مطرح بوده و نخستینبار است که کارگردانی را تجربه میکند.
۲- [External Link Removed for Guests] : راجو، پسرکی است که در کلکته توسط یک زوج آلمانی به فرزندخواندگی پذیرفته میشود و ناگهان ناپدید میشود… این کار نیز نخستین تجربهی کارگردانش به حساب میآید.
۳- [External Link Removed for Guests]: کارگردان این اثر، بهعنوان فیلمنامهنویس، برای نوشتن «هتل روآندا» و «به نام پدر»، دو بار نامزد اسکار شدهاست. او معمولاً کارهای تلویزیونی را کارگردانی میکند و نخستینبار است که یک فیلم سینمایی کوتاه ساختهاست.
۴- [External Link Removed for Guests]: یک مخترع با سابقهی بیماری روانی، یک ماشین زمان اختراع میکند و با استفاده از آن در زمان گم میشود…
۵- [External Link Removed for Guests] : مردی در آستانهی مرگ، تصمیم می گیرد برادرش را پس از سالها ببخشد… کارگردان جوان نروژی این فیلم هم نخستین بار است که کارگردانی را تجربه میکند.
بهترین فیلم سال:
۱- [External Link Removed for Guests] : بله، این شما و این فیلم سیاه و سفید و صامتای که دل داوران اسکار را هم بردهاست! این چهارمین فیلم «میشل هازاناویسیوس» است و داستانش در زمانی می گذرد که محصولات تازه به بازار آمدهی سینمای ناطق، رقبای صامت خود را یکییکی از میدان بهدر می کنند، یک ستارهی فیلم صامت برای ماندن در میدان رقابت، تصمیم می گیرد با همکاری یک خواننده و رقصندهی جوان، همچنان در اوج باقی بماند. بازیگر نقش پپی، «بنریس بژو»، همسر آقای کارگردان است و دو فرزند هم دارند و کاراکتر آقای هنرپیشه را به «ژان دُژاردین» سپردهاند.
۲- [External Link Removed for Guests]): داستان فیلمی که ستارهاش «جرج کلونی» است، کمی من را یاد «[External Link Removed for Guests]» میاندازد. مادر خانوادهای میمیرد و پدر خانواده که کلونی است، در تلاش برای احیای روابط با دخترانش است. کارگردان کار، «الکساندر پین» است که پیشتر او را با دو فیلم خوب «دربارهی اشمیت» و «راههای جانبی» شناختهایم. او برای نوشتن فیلمنامهی «راههای جانبی»، در سال ۲۰۰۴ بهطور مشترک با «جیم تیلور» اسکار گرفت. در همین بخش با تیلور، او برندهی گلدن گلوب شده، هم برای «راههای جانبی» و هم «دربارهی اشمیت». این همکاری در فیلمنامهنویسی با تیلور، در این فیلم تازه ادامه نیافته. فیلمنامه از روی رمانی به قلم «کای هارت همینگز» نوشته شده است.
۳- [External Link Removed for Guests] : کارگردان بسیار کمکار و بسیار محبوب من، «استیفن دالدری»، با داستان پسربچهی باهوشی بازگشته که به دنبال رازهایی دربارهی پدر کشتهشدهاش در حادثهی ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ است. نقش پدر را «تام هنکس» بر عهده دارد. دالدری تمام زحمتش را کشیدهبود که فیلم درست به سالگرد این حادثه برسد.
۴- [External Link Removed for Guests]) : فیلم کم سر و صدای «خدمتکار»، که حسابی در جشنوارههای مختلف مورد توجه قرار گرفته، توسط «تِیت تیلور» کارگردانی شده. تیلور که علاوه بر کارگردانی، تهیهکنندگی و بازیگری هم میکند، دومین تجربهی ساخت کار بلندش را از سر گذرانده. داستان فیلم، برمیگردد به دههی ۶۰ میلادی و مبارزات سیاهپوستان آمریکا. نویسندهای میخواهد دربارهی زندگی خدمتکار سیاهپوستی بنویسد که برای خانوادهای سفیدپوست کار میکند. این فیلم از روی رمان «کتلین استاکت» ساخته شده که تا پیش از اکران فیلم، ۶۰ بار تجدید چاپ گردید.
۵- [External Link Removed for Guests]: بعد از بیمهری شدید داوران اسکار در دورهی قبل نسبت به «شاترآیلند»، امسال با ۱۱ نامزدی برای فیلم استاد سعی دارند دلخوری گذشته را جبران کنند. اولین تجربهی سهبُعدی استاد «مارتین اسکورسیزی» با دنیای کودکانهی کار، کلی از تجربیات آشنای ما با اسکورسیزی فاصله گرفتهاست. در دوازده سال اخیر، این نخستینبار است که اسکورسیزی از «لئوناردو دیکاپریو» بهعنوان ستارهی فیلمش استفاده نکرده. «جیمز کامرون» گفته این بهترین استفاده از تکنیک سهبُعدی است که تا بحال دیده، البته در کنار «آواتار» خودش! این فیلم اقتباسی از یک رمان است که کار «برایان سلزنیک» است و به گفتهی اسکورسیزی، وقتی کتاب را برای فرزند خردسالش میخوانده، این ایده در ذهنش جرقه زده که چرا فیلمش نکند؟! «جان لوگان»، فیلمنامهنویس ۵۰ سالهی این کار، پیشتر با نوشتن فیلمنامهی «هوانورد» با اسکورسیزی همکاری کرده و جز آن، کارهای فاخری چون نوشتن فیلمنامهی «رنگو»، «آخرین سامورایی» و «گلادیاتور» را نیز انجام داده. داستان فیلم دربارهی پسربچهی یتیمی است که در دههی ۳۰ میلادی در خیابانهای پاریس دستفروشی میکند و ناگهان درگیر راز پدر فقیدش میشود.
۶- [External Link Removed for Guests]: تقریباً هرچه از منتقدان بزرگ در باب فیلم تازهی «وودی آلن» خواندهام، تحسین بوده. داستان مملو از کاراکتر آلن، دربارهی نویسندهی جوانی است که بزرگان ادب قرن گذشته را یکییکی ملاقات میکند. کلی بازیگر خوب، از «ماریون کوتیارد» و «مایکل شین» بگیرید، تا بانوی اول فرانسه، «کارلا برونی»، جلوی دوربین آلن آمدهاند تا این فیلم ساخته شده. مثل خیلی از کارگردانان پا به سن گذاشته، آقای آلن هم برای نخستین بار استفاده از تکنیکهای دیجیتالی را با این فیلم تجربه کردهاست. او قصد داشت این فیلم را در سال ۲۰۰۶ بسازد، اما به دلیل گزاف بودن بودجهی تهیه، کار تا سال ۲۰۱۰ عقب میافتد. توضیحات تکمیلی دربارهی این فیلم را میتوانید در[External Link Removed for Guests] بخوانید.
۷- [External Link Removed for Guests]: این فیلم را «بنت میلر» ساخته که اگر نخستین کارش را که یک مستند بود بهحساب نیاوریم، دومین فیلم سینماییاش محسوب میشود. فیلم قبلی او «کاپوتی» بود که درخشش «فیلیپ سیمور هافمن» در آن، برایش اسکار به ارمغان آورد و میلر هم برای کارگردانی آن نامزد اسکار شد. هافمن در فیلم تازهی میلر نیز حضور دارد، اما ستارهی اصلی فیلم، «برد پیت» است. داستان فیلم دربارهی مدیر یک تیم بیسبال است که برای موفقیت تیمش، یک آنالیزور کامپیوتر را استخدام می کند و نتیجهی خوبی هم میگیرد.
۸- [External Link Removed for Guests] : میگویند برای اینکه از کارهای «ترنس مالیک» لذت کامل را ببرید، باید «فیلم مالیکباز (!)» باشید. شخصاً برای دومینبار بود که فیلمی از مالیک میدیدم. نیمهی اولش را موقع ورزش صبحگاهی دیدم که با توجه به روند فیلم، یکی از شکنجهآمیزترین تجربیات تلاش ورزشام بود! اما اگر با آرامش بنشینید و فیلم را ببینید، بسته به سلیقهتان یا در نهایت دوستش دارید و یا فیلم را به آخر نمیرسانید. من که دوستش داشتم. قرار بود در این فیلم، «هیث لجر» فقید، «کالین فارل» و «مل گیبسن» به ایفای نقش بپردازند، با اینحالی نقشها به «برد پیت» و «شان پن» رسید. مالیک، کار جلوههای ویژه را به «داگلاس ترامبال» سپرد که روی جلوههای ویژهی «۲۰۰۱: یک ادیسهی فضایی» کار کردهبود. «شان پن» این کار را بسیار متفاوت در کارنامهاش میداند، چرا که در تمام مدت حضورش، یک نمای دقیق از او نشان دادهنشد و نمیداند کلاً در آنجا چه میکرده! وی فیلم را چنین توصیف میکند که باید از «شنیدنش» لذت برد. فیلم آقای مالیک، حسابی محبوب جشنوارههاست و تا به امروز، ۵۴ جایزهی معتبر را از آن خود نمودهاست.
۹- [External Link Removed for Guests]: اسپیلبرگ و کمکاری، دو موضوع کاملاً دورافتاده از هم هستند. استاد که ما را با تجربهی تنتن سهبُعدی آشنا کردهبود، حالا با یک کار پر سوز و گداز در انتهای سال، دوباره برگشتهاست. استیون اسپیلبرگ، برای نخستینبار، تجربهی ادیت دیجیتالی فیلم را با این اثر چشید. داستان، از پسر نوجوانی به نام آلبرت میگوید که در بحبوحهی جنگ جهانی اول، اسبش به سوارهنظام فروخته میشود و او به دنبال اسب عزیزش، در اروپای غرق در آتش و خون به دنبال او میگردد.
[HR]
بهترین هنرپیشهی مرد در نقش اصلی
۱- دمیَن بِشیر [External Link Removed for Guests]: «یک زندگی بهتر» از آن داستانهایی دارد که من را مشتاق دیدن فیلم میکند. کارلوس، پدری است که باغبانی میکند و در یک محلهی پر جرم و جنایت، سعی دارد پسرش را از ارتباط با خلافکاران بهدور دارد. سکانسهای خطرناک فیلم، بدون بدل گرفته شدهاست. بشیر، خودش از درختهای نخل بالا میرفت. برخلاف دیگر نامهای این لیست، بشیر نه معروف است و نه بیوگرافی چندانی از او قابل دسترسی است. حتی همین هم یک نشانهی خوب است که فقط کار فوقستارهها دیده نمیشود!
۲- جرج کلونی ([External Link Removed for Guests]): میگوید: کارگردانی بسیار هیجان انگیز است، نقاش بودن از نقاشی بودن، جالبتر است. کلونی از خانوادهای کاملاً آشنا به دوربین و دنیای سرگرمی می اید. از پدر، دایی و عمههایش، همگی نامهاش شناختهشدهای در دنیای رسانه و سینما بودهاند. او که یکی از معروفترین مردان مجرد دنیاست، برای «سیریانا» اسکار و گلدنگلوب بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را گرفت، هرچند که سر آن فیلم حادثهای برایش پیش آمد که تا مدتی باعث آسیب کمر، سردرد مزمن و فراموشی برایش شد. کلونی برای فیلم «نسلها» نامزد این بخش شدهاست.
۳- ژان دژاردین ([External Link Removed for Guests]): دژادین حسابی با این فیلم شناختهشد و نامزد جوایز معتبر جهانی شد. از جمله جوایزی که او برای ایفای نقش در این فیلم دریافت کرده، جایزهی همین رشته در جشنوارههای کن و همچنین گلدنگلوب بهترین بازیگر مرد در فیلم کمدی یا موزیکال است. باید دید با رقبای سرسختی که دژاردین در این رشته با آن ها روبروست، چقدر احتمال برد اسکار برایش وجود دارد.
۴- گری اُلدمن ([External Link Removed for Guests]): در سال ۱۹۷۹ [External Link Removed for Guests] با همین نام و با بازی «سر الک گینس» ، از روی رمان «جان لِکارِ» ساخته شدهبود. بازسازی سینمایی آن، با حضور الدمن در همان نقش گینس ساخته شدهاست. این نخستین بار است که الدمن شانس نامزدی در اسکار را مییابد.
۵- برد پیت ([External Link Removed for Guests]): پیت سابقهی نامزدی در اسکار کم ندارد، ۴ بار، برای «دوازده میمون»، «مورد عجیب بنجامین باتن» و Moneyball (در مقام بازیگر و یکی از تهیهکنندگان فیلم). او دربارهی نامزد شدن برای این جایزه میگوید: «بهقدر کافی تجربهاش کردهام که بدانم، حالتی بیثبات است، مثل یک گردونه! اما من میگویم خیلی جالب است که شمارهات بیرون بیاید!» تا بهحال که شمارهی پیت بلیط بختآزمایی اسکار را نبردهاست. سلبریتیای که در سال ۱۹۸۷ تنها ۳۸ دلار دستمزد برای «کمتر از صفر» گرفتهبود، دستمزدهای ۲۰ و ۳۰ میلیون دلاری برای فیلمهای سالهای اخیرش میگیرد و دست به خیر بودن و بشردوستیاش، او را ستارهای با محبوبیت روزافزون ساختهاست.
پن: باز هم کار «لئوناردو دیکاپریو»، این بار برای «جِی. ادگار»، کاملاً نادیده گرفتهشد. اینقدر نبود او حتی در بین نامزدها من را اذیت میکند که نتوانستم بدون ذکر این موضوع، این بخش را ببندم.
[HR]
بهترین هنرپیشهی زن در نقش اصلی
۱- گلن کلوز ([External Link Removed for Guests]): خانم کلوز، هنرپیشهی محبوب دههی ۸۰ بود. او بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۹، ۵ بار نامزد دریافت جایزهی اسکار برای ایقای نقشهای اصلی و مکمل شد. حالا بعد از ۲۳ سال، باز نام او در میان نامزدها مطرح شدهاست و انصافاً هم نقش جذابی به نظر میرسد. در قرن نوزدهم، زنی طی سالهای طولانی لباس مردانه میپوشد تا کار پیدا کند و زندگیاش را بگذراند. خانم کلوز، علاوه بر بازی در نقش آلبرت نایز، تهیهکنندگی و نوشتن بخشی از فیلمنامه را هم بر عهده داشته. او علاوه بر تحمل ساعات نسبتاً طولانی برای گریمش، رنج ابتلا به پنومونی (ذاتالریه) را هم در حین این فیلم، از سر گذراند.
۲- ویولا دیویس ([External Link Removed for Guests]): دیویس را بیشتر با «شک» بهیاد میآورم، آنجا که به خواهر آلوشس (مریل استریپ) میگوید بگذارد پسرش بههر قیمتی شده تا چند ماه دیگر هم در مدرسه بماند، حتی با تردیدهایی که دربارهی رابطهی کشیش مدرسه با فرزندش وجود دارد و خواهر آلوشس با بهت و خشم میپرسد او چطور مادری است؟! برای همان حضور کوتاه، دیویس در سال ۲۰۰۹ نامزد اسکار برای بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد. با این حال، «خدمتکار» بزرگترین شانس او برای مطرح شدن و واقعاً دیدهشدن است. او نهمین بازیگر زن آمریکایی- آفریقاییتبار است که نامزد اسکار شده و در کنار «ووپی گلدبرگ»، تنها بازیگر زن سیاهپوستی که هم در نقش مکمل و هم در نقش اصلی شانس نامزدی در اسکار داشتهاست.
۳- رونی مارا ([External Link Removed for Guests]): پیشتر هم[External Link Removed for Guests]، لیست بلندبالایی از بازیگران بدلیل مشغلهی کاری یا پذیرفتهنشدن در تست بازیگری و یا مشکلات شخصی، از بازی در فیلم تازهی «دیوید فینچر» باز ماندند تا نقش به «رونی مارا» رسید که در فیلم قبلی این کارگردان، نقش نسبتاً کوتاهی را ایفا کردهبود. حالا او این بخت را دارد که در ۲۶ سالگی پلههای شهرت و کسب جوایز معتبر را با سرعت بیشتری بپیماید. فیلم، [External Link Removed for Guests] دارد که دوستانی که هر دو را دیدهاند، تماشای نسخهی سوئدی را بیشتر توصیه میکنند!
۴- مریل استریپ ([External Link Removed for Guests]): بسیار خب! رسیدیم به کاندیدایی که میدانید، فقط او را لایق اسکار میدانم و بسیار برایم عزیز است! کاراکتر مارگارت تاچر، تا کنون چندینبار دستمایهی آثار نمایشی هنرمندان قرار گرفتهاست، مثل[External Link Removed for Guests] در سال ۲۰۰۹ . اما احتمالاً اثری که برترین بازیگر زن تاریخ سینما نقش او را پذیرفته، تا سالهای سال معروفترین برداشت سینمایی از این کاراکتر سیاستمدار گردد. بانو برای پذیرش این نقش، طبق معمول تمرینات زیادی کردهاست، تا چند ماه مدام فیلمهای سخنرانی تاچر را تماشا میکرده و با بسیاری از کسانی که او را از نزدیک می شناختند، صحبت کردهاست. با اینحال، در آغاز کار دجار تردید شدهبود و گمان میکرد از پسش بر نمیاید، این را به کارگردان هم گفت و کارگردان به او اطمینان داد که جز او، شخص دیگری از پس کار بر نمیآید. استریپ از خودش در جلسهی ابتدایی فیلمبرداری راضی نبود، اما به تدریج بر خود و نقش مسلط شد و طبق گفتهی خودش، از خودش بسیار مایه گذاشته تا نقش را ایفا کند. با اینحال، برخی از این فیلم راضی نیستند، مثلاً خانوادهی خانم تاچر که برای افتتاحیهی فیلم در لندن نیامدهبودند، یا «دیوید کمرون» که اعتقاد دارد در این فیلم، یکی از قدرتمندترین نخستوزیرهای تاریخ بریتانیا، در موضع ضعف به نمایش در آمده. این اظهار نظر، به مذاق استریپ خوش نیامده و بهشدت از اینکه فیلم به جنبههای شخصیتر زندگی تاچر وارد شدهاست، دفاع نمودهاست. بانو بدون تردید با ۱۷ نامزدی در اسکار، میان تمامی همکارانش بیرقیب است. بعد از ۲۹ سال، دیگر نوبتش است. دیگر وقتش است! دیگر نوبت نسل ما رسیده که او را با مجسمهی طلایی در دستانش ببیند!
۵- میشل ویلیامز ([External Link Removed for Guests]): در[External Link Removed for Guests]، دربارهی فیلم توضیح دادهبودم، فیلمی که به روابط سر لارنس اولیویه و مریلین مونرو در جریان ساخت «شاهزاده و دختر نمایش»، میپردازد.
ویلیامز، برای سومینبار است که نامزد اسکار میشود –سال گذشته برای «ولنتاین غمگین» و برای ایفای نقش مکمل در «کوهستان بروکبک»- و برای این فیلم هم در رشتهی بهترین بازیگر زن در فیلم کمدی یا موزیکال در گلدنگلوب اخیر، جایزه را از آن خود کرد، مریلین مونرو نیز در سال ۱۹۶۰، در همین رشته گلدنگلوب را برای فیلم «شاهزاده و…» از آن خود کردهبود.
[HR]
بهترین هنرپیشهی مرد در نقش مکمل
۱- کِنِت برانا ([External Link Removed for Guests]): هنرپیشه، کارگردان و تهیهکنندهی شکسپیرین و ایرلندی، این بخت را یافته تا برای پنجمین بار نامزد اسکار گردد –پیش از این نامزدی، در مقام کارگردان و بازیگر نقش اصلی فیلم «هنری پنجم»، فیلم کوتاه «آواز قو»، بهترین فیلمنامهی اقتباسی برای «هملت»-. برانا در این فیلم در نقش اولیویه ظاهر شده، ستارهای که همچون برانا، از عشاق وفادار تئاتر و آثار شکسپیر بود.
۲- جونا هیل ([External Link Removed for Guests] ): هیل، از هنرپیشههای شناختهشدهی گونهای از کمدیهای هالیوودی است که هرگز طرفدارشان نبوده و نیستم. بیشتر موفقیت هیل از بازی در همین فیلم در جشنوارههای مختلف نشأت گرفتهاست، نقشی که البته قرار بود به «دیمیتری مارتین» برسد.
۳- نیک نولته ([External Link Removed for Guests] ): این هم فیلم بوکسی امسال! –یاد [External Link Removed for Guests] بازی بیبدیل «کریستین بیل» عزیز بخیر واقعاً!- نولته در این فیلم نقش بوکسور قدیمی و حالا مشروبخواری را دارد که تلاش میکند پسرش را برای مبارزه آماده کند. میبینید که کلیّت داستان، خیلی شبیه به همان «جنگجو» است. نولته برای سومین بار است که نامزد اسکار میشود.
۴- کریستوفر پلامر ([External Link Removed for Guests] ): یک داستان پدر و پسری، دربارهی پسر که درمییابد پدرش سرطان دارد و بهعلاوه، رازی دربارهی زندگی عاطفی پدر برایش رو میشود. این فیلم کمدی، تقریباً بیوگرافی کارگردان اثر، «مایک میلز»، است و آن را بر اساس تجربیات خود با پدرش ساختهاست. پلامر، از آن دسته هنرپیشههای خارقالعادهای است که هنر بازیگریاش متأسفانه خیلی دیر به چشم داوران اسکار آمدهاست. او علیرغم سالها تجربه و هنرنمایی، تا همین دو سال قبل که برای «ایستگاه آخر» نامزد اسکار شد، تجربهی بودن در لیست کاندیداهای مجسمهی طلایی را نداشت. با توجه به گلدنگلوبی که برای اولینبار برای همین فیلم از آن خود نمودهاست، احتمال آنکه کمیتهی اسکار در ۸۲ سالگیش از او دلجویی کند و جایزهی این رشته را به او ببخشد، بسیار بالاست. در سخنان کوتاهی که بعد از گرفتن یکی از جوایزش برای این فیلم داشته، این موضوع را که در سالخوردگی برای جایزه انتخاب شده را جالب دانست و آن را مانند نوری توصیف نمود که از جاممقدس بر وی تابیدهاست.
۵- مکس فون سایدو ([External Link Removed for Guests] ): در طول ۶۳ سال دوران بازیگری، ۱۴۵ فیلم بازی کردهاست. شاید پررنگترین خاطرهای که از او دارم، همان «مهر هفتم» استاد «اینگمار برگمان» باشد. فون سایدو هم درست مانند پلامر، فقط دو بار مورد توجه داوران اسکار قرار گرفتهاست –جز این نامزدی، ۲۵ سال قبل هم برای فیلم «پلهی فاتح» (البته نه آن پلهی فوتبالیست برزیلی!) هم نامزد اسکار شدهاست- فون سایدو از طرفداران پر و پا قرص بازی بزرگانی چون آل پاچینو و رابرت دنیرو است.
[HR]
بهترین هنرپیشهی زن در نقش مکمل
۱- بنریس بژو ([External Link Removed for Guests]): دختر یک کارگردان، به نام «میگوئل بژو» و همسر «میشل هازاناویسوس»، کارگردان فیلم است و در ۳۶ سالگی برای بازی در این فیلم صامت، به شهرت رسیدهاست.
۲- جسیکا چستین ([External Link Removed for Guests] ): به نظر میرسد بعد از «درخت زندگی» و «خدمتکار»، از این هنرپیشهی ۳۰ ساله بیشتر خواهیم شنید. او که تجربیات تئاتری زیادی دارد، توسط آل پاچینو برای بازی در نقش «[External Link Removed for Guests]» انتخاب شد و استاد، او را به «ترنس مالیک» پیشنهاد داد تا نقش مادر را در «درخت زندگی» به او بسپارد. ظاهراً مالیک هم از کار او بهقدر کافی راضی بوده و در پروژهی بعدیش، از او قول همکاری گرفتهاست. چستین گیاهخوار است و برای رسیدن به اضافهوزن مورد نظر برسد، حسابی بستنی سویا خورد.
۳- ملیسا مککارتی ([External Link Removed for Guests] ): از پوستر و داستان فیلم بر میاید که یکی از همین چند ده کمدیهای معمول هالیوودی باشد. کارگردان کار، «پل فِیگ» است که یک اپیزود از Mad Men و یک اپیزود «فریکها و گیکها» را –[External Link Removed for Guests]- را کارگردانی کرده. این نامزدی، بزرگترین اتفاق زندگی هنری مککارتی است، او بیشتر سابقهی بازی در سریالهای کمدی تلویزیونی را در کارنامه داشته.
۴- جنت مکتیر ([External Link Removed for Guests]): مکتیر بریتانیایی، از نوجوانی به بازیگری علاقمند بود و در تئاتر یورک، نقش کوچکی بهدست آورد. برای اینکه بتواند خرج خود را بدهد، در آنجا پیشخدمت هم بود. همانجا بود که «گری اُلدمن» که آنروزها به شهرت حالا نبود به او پیشنهاد کرد که اگر واقعاً بازیگری را دوست دارد، تحصیلاتش را در Royal Academy of Dramatic Art پی بگیرد. شاخصترین فیلم مکتیر که پیشتر او را به نامزدی جوایز معتبر رساندهبود، Tumbleweeds بود.
۵- اکتاویا اسپنسر ([External Link Removed for Guests] ): در آستانهی ۴۰ سالگی، اسپنسر به این موفقیت دست یافتهاست. او تا کنون، ۱۲ جایزهی معتبر بینالمللی، از جمله گلدنگلوب و بفتا را برای بازی در این فیلم بهدست آوردهاست. در سال ۱۹۹۵، اسپنسر بهصورت اتفاقی برای ایفای نقش کوتاهی در فیلم «زمانی برای کشتن»، به کارگردانی «جوئل شوماخر»، انتخاب شد و تا امروز، مسیر آهسته و پیوستهای را برای بازیگری خود در سینما و تلویزیون پیمودهاست.
[HR]
بهترین کارگردانی
۱- وودی آلن ([External Link Removed for Guests]): مجموعهای از افتخارات! سه اسکار گرفته -۲ اسکار برای «آنی هال» و یکی برای فیلمنامهی «هانا و خواهرانش»- با اینحال، آخرین اسکارش برمیگردد به ۲۵ سال قبل. در یکی از اظهارنظرهایش، گفتهبود که فیلمسازی او بهمرور زمان بهتر شدهاست، «آنیهال» و «منهتن» کارهایی هستند که در بین مردم دارای محبوبیت هستند، اما خودش اعتقاد دارد «امتیاز نهایی» فیلم بهتری از آن دو است، «نیمهشب در پاریس» کاری است که خوب دیدهخواهد شد، اما بهترین فیلمی که در سالهای اخیر ساختهاست «ویکی کریستینا بارسلونا» است (شخصاً کاملاً برعکس فکر میکنم و «نیمهشب در پاریس» را یک سر و گردن بالاتر از کارهای سالهای اخیر استاد دوست دارم!)
۲- میشل هازاناویسیوس ([External Link Removed for Guests]): از این کارگردان ۵۵ ساله چیزی نشنیدهبودیم تا ناگهان با این فیلم آمد و جهانی را به خود مشغول کرد. نامزدی خود را در اسکار، روشی برای تشکر از مردمی میداند که آمدند و تماشاگر فیلم صامت سیاهوسفیدش شدند.
۳- ترنس مالیک ([External Link Removed for Guests]): این کارگردان کمکار، در ماههای آینده پرکارتر خواهد شد. اخیراً گفته شده که «ناتالی پورتمن» برای همکاری در دو پروژهی آیندهی او به توافق رسیدهاست. نماهای فلسفی، نریشن یکی از کاراکترهای اصلی روی فیلم، استفاده از نماهای طبیعی، از امضاهای مالیک بر فیلمهایش است که البته در کار اخیرش هم کاملاً رعایت شده. مالیک، تا حدودی عزلتگزین است و کمتر مصاحبه میکند و عکسی از او منتشر میگردد. مالیک ۱۴ سال قبل هم برای «خط قرمز باریک»، نامزد اسکار شدهبود.
۴- الکساندر پین ([External Link Removed for Guests]): پین پس از فیلمهای تحسینشدهی «دربارهی اشمیت» و «راههای جانبی» و یک ساخت یک اپیزود از «پاریس، دوستت دارم» دوباره به پردهی نقرهای بازگشته و با این نامزدی نشان داده که بازگشتش، ارزشمند است. پین در ۵۰ سالگی، علاوه بر اینکه تجربهی بردن مجسمهی طلایی اسکار را در کارنامه میبیند –برای فیلمنامهی «راههای جانبی»، یک لیست بلندبالا از ۵۸ جایزهی معتبر و ۵۹ نامزدی در کارنامهی خود میبیند. میگوید: «وقتی فیلم میسازم، اهمیتی نمیدهم که هنرپیشهام کیست. من یک هنرپیشه دارم که بازی میکند، من در خدمت فیلمنامه هستم، نه در خدمت نقش هنرپیشه. آرزو میکنم پس از ۲۰ دقیقه بیننده فراموش کند کسی که میبیند «جرج کلونی» است یا «جک نیکلسن»، و فقط کاراکتر را ببیند.» پین، سابقاً شوهر «ساندرا اُه» بود که او را از ایفای نقشش در «آناتومی گری» میشناسیم.
۵- مارتین اسکورسیزی ([External Link Removed for Guests]): استاد و خالق برخی از آثاری که مسلماً بهترین تجربهی ما از سینما هستند، در آستانهی ۷۰ سالگی بار دیگر نامزد اسکار شدهاست. او از مجموع ۱۰ نامزدی که در اسکار داشته، تنها یک بار برای «جدا مانده»، این جایزه را از آن خود کردهاست. اسکورسیزی در کنار ایستوود، از کسانی است که بهشدت برای احیا و نمایش دوبارهی فیلمهای کلاسیک تلاش میکند. میگویند اطلاعاتش آنقدر دربارهی سینمای جهان قوی است که اگر از او دربارهی فیلمسازی درجهی ۲ اهل سوئد بپرسید، اطلاعات جامع و کاملی از او به شما میدهد! اسکورسیزی با ساخت این فیلم سهبُعدی، نشان داده که افزایش سن او را محافظهکار نکرده و همچنان اهل تجربه است.
[HR]
بهترین فیلمنامهی غیراقتباسی
۱- [External Link Removed for Guests] / میشل هازاناویسوس
۲- [External Link Removed for Guests] / کریستن ویگ، آنی مومولو: هر دوی آنها علاوه بر نوشتن فیلمنامه، در فیلم ایفای نقش کردهاند.
۳- [External Link Removed for Guests] / جِی. سی. چندُر: فیلمی با ستارههایی چون «کوین اسپیسی»، «جرمی آیرونز»، «استنلی توچی»، «پل بتانی» و… دربارهی شخصیتهای یک بانک در روزهای بحران اقتصادی. کارگردان و فیلمنامه نویس جوان این اثر، میگوید سالهاست که منتظر ساخت این اثر بوده و از فحوای کلامش بر میاید که از ساخت این فیلم، و کار کردن با گروهی از هنرپیشههای معروف، حسابی راضی است.
۴- [External Link Removed for Guests] / وودی آلن
۵- [External Link Removed for Guests] بله، دیگر اسکار برای ما دربارهی رقابت ستارگان فرنگی دور از دسترس نیست. اسکار این دوره، حسابی به ما مربوط است و دغدغهی ما شده. نام کارگردان بااستعداد ما که آثار سالهای اخیرش حسابی بین ایرانیها گل کرده، حالا در ردیف «وودی آلن» آمده و رقیبش شدهاست. برای رسیدن اسکار و لحظهای که نام او خواندهشود، لحظهشماری میکنیم.
[HR]
بهترین فیلمنامهی اقتباسی
۱-[External Link Removed for Guests] / الکساندر پین، نت فکسن، جیم رش: این نویسندگان، فیلمشان را از روی رمانی به قلم «کای هارت همینگز» اقتباس کردهاند. همکاران پین در نگارش فیلمنامه، به اندازهی او افتخارات معتبر کسب نکردهاند و اولین تجربهی خود را در نوشتن فیلمنامهی سینمایی کسب کردهاند.
۲- [External Link Removed for Guests] / جان لوگان: برخلاف دو فیلمنامهنویس بالایی، لوگان تجربهی نوشتن ۱۴ فیلمنامهی سینمایی دارد که در میان انها، نامهایی چون «رنگو»، «آخرین سامورایی» و «گلادیاتور» دیده میشود. لوگان سابقهی همکاری با اسکورسیزی برای نگارش «هوانورد» را دارد. او قبلاً هم برای نگارش «گلادیاتور» و «هوانورد»، نامزد اسکار شدهبود.
۳- [External Link Removed for Guests] / جرج کلونی، گرنت هسلوو، بیو ویلیمون: فیلم سیاسی آقای کلونی در گلدنگلوب مورد توجه بیشتری قرار گرفتهبود. هسلوو که سابقهی همکاری با کلونی را در تهیهکنندگی و نویسندگی [External Link Removed for Guests] و برای آن نامزد دو اسکار شدهبود، همکاری تازهاش را هم با او خوشیمن میبیند. این دو، بیو ویلیمون تازهکار را هم بین خودشان راه دادهاند تا در این افتخار شریک باشد و از روی نمایشنامهاش، «شمال در همریخته»، فیلمنامهی این کار را بنویسند.
[External Link Removed for Guests]-4 / استیون زیلیان، آرون سُرکین، استن شروین: کتابی که این سه از آن فیلمنامهی فیلم را استخراج کردهاند، اثری از «مایکل لوییس» است، با نام «Moneyball: هنر بُردن بازی ناجوانمردانه». زیلیان فیلمنامهی فیلمهای بزرگی چون «دار و دستهی نیویورکی»، «گانگستر آمریکایی»، «مأموریت: غیرممکن»، «فهرست شیندلر»، «تمام مردان شاه» و «دختری با خالکوبی اژدها» را نگاشتهاست. او برای «فهرست شیندلر» اسکار گرفتهاست و برای Awakenings و «دار و دستهی نیویورکی» هم نامزد مجسمه شدهاست. معروفترین کار سُرکین، «شبکهی اجتماعی» است که برایش اسکار گرفتهاست. شروین در کنار این فیلمنامهنویسان مجرب و اسکارگرفته، اولین تجربهی فیلمنامهنویسیاش را تجربه کرده.
۵-[External Link Removed for Guests] / بریجیت اُکانر، پیتر استراگان: از روی اثری از «جان لِکارِ» نوشته شدهاست. نویسندگان فیلمنامه زن و شوهر هستند و با این فیلم نامزد جوایز مختلفی شدهاند. آنها جایزهی بفتا را برای نگارش این فیلمنامه از آن خود کردند.
[HR]
بهترین انیمیشن سال
۱- [External Link Removed for Guests] : سبک بصری این انیمیشن فرانسوی، یادآور «پرسپولیس» است. داستان آن دربارهی زندگی رازآلود و دوگانهی یک گربه است که زندگی روزانه و شبانهی کاملاً متفاوتی دارد.
۲- [External Link Removed for Guests] : داستانی عاشقانه بین یک نوازندهی پیانو و دختری خواننده که تلخیهایی را رقم می زند. این انیمیشن هم از تصویرسازیهای انیمیشنهای کلاسیک بهره بردهاست.
۳- [External Link Removed for Guests]: انیمیشنی که اغلب طرفداران انیمیشن و بالاخص، طرفداران پر و پا قرص قسمت اول این اثر آن را دیدند و راضیشان کرده. یک ادامهی خوب، یک داستان قوی و یک پایانبندی جذاب که نوید یک قسمت سوم هیجانانگیز را میدهد. اتحاد آهنگسازی «هانس زیمر» و «جان پاول»، همانطور که انتظار میرفت، عالی عمل کردهاست.
۴- [External Link Removed for Guests] : کاراکتر محبوب داستانهای کودکی ما و گربهی دوستداشتنی انیمیشن «شرک»، از نگاه کمپانی این توانایی را داشت که خود، تبدیل به انیمیشنی جداگانه شود. این انیمیشن، یکی از بدترین آغازهای اکران برای کمپانی «دریموُرکس» را رقم زد، اما در هالووین، برخلاف انتظار با فاصلهای فراوان فیلمهای ترسناک در حال اکران را در فروش، پشتسر گذاشت. کریس میلر، کارگردان اثر، با کار روی سری «شرک» و «ماداگاسکار»، کارگردانی مجرب در زمینهی انیمیشن محسوب میشود.
۵- [External Link Removed for Guests] : شخصاً باور دارم بهترین انیمیشنی است که در سالهای اخیر دیدهام. داستان جذاب درگیری قهرمان داستان، برای یافتن کیستی خود و خاطرهانگیزی یادآوری بهترین فیلمهای کلاسیک وسترن که تا کنون دیدهایم و نام رنگو که یادآور کاراکتر «رینگو» با بازی گریگوری پک در Gun Fighter است. شوخیهایی که شدیداً گرفته و صداپیشگیهای عالی، آهنگسازی متفاوت «هانس زیمر» و داستانی جذاب. رنگو تمام استانداردهای بالای یک انیمیشن عالی را کسب میکند. کارگردان اثر، «گُر وربینسکی»، کارگردان ۳ قسمت ابتدایی «دزدان دریایی کارائیب» است و در اولین تجربهاش در انیمیشنسازی، یک کار عالی خلق کردهاست.
[HR]
بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان سال
۱- [External Link Removed for Guests] / (بلژیک): یک دامدار محلی بهواسطهی دامپزشکی، در آستانهی بستن قرارداد با یک تاجر گوشت بدنام است.
۲- [External Link Removed for Guests] / (اسرائیل): داستانی دربارهی پدر و پسری که پروفسور هستند و رقابت میانشان، روابطشان را تیره کردهاست. مهمترین جایزهای که فیلم گرفته، در جشنوارهی کن و در زمیهی بهترین فیلمنامه است که به «جوزف سدار»، کارگردان و فیلمنامهنویس اثر، تعلق گرفت.
۳- [External Link Removed for Guests] / (لهستان): فیلم راوی داستان واقعی «لئوپولد سوها» است. مردی که در طول جنگ جهانی دوم موفق شد چندین نفر را از اردوگاه یهودیان در شهر لِووف از مرگ نجات دهد.
۴-[External Link Removed for Guests] / (کانادا): یک مهاجر الجزیرهای به نام «بشیر لازار»، برای آموزگاری در یک دبستان برگزیده میشود. فیلم بر اساس نمایشنامهای از «اِولین د لا شِنِلیه» که توسط کارگردان فیلم، «فیلیپ فالاردیو» بازنویسی شده، ساخته شدهاست.
۵- [External Link Removed for Guests] / (ایران): چیزی برای گفتن نمیماند، جز اینکه شدیداً منتظریم که مجسمهی طلایی به دست اصغر خان فرهادی برسد و بزرگترین افتخار سینمایی دنیا، از آن کشور ما گردد. ۴۴ جایزه، ۲۰ نامزدی و ۲ بخت در اسکار… بیایید همه با هم آرزو کنیم!
[HR]
بهترین فیلمبرداری
۱- گیلام شیفمن [External Link Removed for Guests] بعد از ۳ همکاری با «میشل هازاناویسوس»، شیفمن در معتبرترین جایزهی زندگیاش نامزد شدهاست.
۲- جف کراننوِث [External Link Removed for Guests] : مدتی فیلمبردار ویدئوکلیپهای «جرج مایکل» بود و سابقهی همکاری با فینچر را در Fight Club و «شبکهی اجتماعی» هم دارد که برای این آخری هم نامزد اسکار شدهبود.
۳- رابرت ریچاردسن [External Link Removed for Guests] : پیش از این، با «هوانورد» و «شاتر آیلند» هم با اسکورسیزی همکاری کردهبود. فیلمبردار محبوب «کوئنتین تارانتینو» هم هست و «حرامزادههای بیشرف» و مجموعهی «بیل را بکش» را فیلمبرداری کردهاست. او ۷ بار نامزد اسکار شدهاست و دو بار برای «هوانورد» و «جِی. اف. کی» جایزه را از آن خود نمودهاست.
۴- امانوئل لوبزکی ([External Link Removed for Guests]) : او پنجمین نامزدیاش را در اسکار تجربه میکند و پس از این فیلم، در دو پروژهی آیندهی «ترنس مالیک» نیز با او همکاری خواهد کرد.
۵- یانوش کامینسکی ([External Link Removed for Guests]) : فیلمبردار محبوب «استیون اسپیلبرگ» که در «نجات سرباز رایان»، «اگه میتونی منو بگیر» و ، «فهرست شیندلر»، «گزارش اقلیت» و چندین فیلم دیگرش با او همکاری کردهبود. ۵ بار نامزد اسکار بوده که برای «فهرست شیندلر» و «نجات سرباز رایان» جایزه را گرفته. باید دید همکاری تازهاش با اسپیلبرگ باز هم برایش خوشیمن خواهد بود یا خیر.
[HR]
بهترین تدوین
۱- آنه- سوفی بیون، میشل هازاناویسوس ([External Link Removed for Guests])
2- استوارت کریگ، استفانی مکمیلان ([External Link Removed for Guests])
3- دانته فرِتی، فرانچسکا لو شیاوو ([External Link Removed for Guests])
4- آنه سیبل، هلن دوبروئیل ([External Link Removed for Guests])
5- ریک کارتر، لی ساندارس ([External Link Removed for Guests])
[HR]
بهترین طراحی صحنه
۱- لیزی کریستل [External Link Removed for Guests])
2- مارک بریجز ([External Link Removed for Guests])
3- سندی پاول ([External Link Removed for Guests])
4- مایکل اُکانر ([External Link Removed for Guests])
5- آریان فیلیپس ([External Link Removed for Guests].)
[HR]
بهترین گریم
۱- مارتیال کنتویل، لین جانسن، متیو دبلیو. مانگل ([External Link Removed for Guests]) : کارنویل، معمولاً آرایشگر موهای «گلن کلوز» است و در ۱۹ سال اخیر، در بسیاری از فیلمهای او همراهش بوده. آن دو نفر دیگر هم تا قبل از فیلم «آلبرت نابز»، جوایز چندانی را از آن خود نکردهاند.
۲- نیک دودمن، آماندا نایت، لیزا تامبلین ([External Link Removed for Guests]) : این تیم مدتهاست با پروژهی هری پاتر همکاری دارند و جوایز چندانی را هم از آن خود نکردهاند.
۳- مارک کولیه، جِی، روی هِلند ([External Link Removed for Guests]) : هلند ۳۰ سالی میشود که آرایشگر و مسئول گریم اختصاصی بانو «مریل استریپ» است. او نیز همچون دیگر نامزدهای این لیست، بسیار کمجایزه بودهاست.
[HR]
بهترین موسیقی اوریجینال
۱- جان ویلیامز ([External Link Removed for Guests] – [External Link Removed for Guests] ): یکی از بخشهای مورد علاقهی من و در عینحال، بخشی که معمولاً آهنگسازان محبوبم در آن نمیبرند! امسال، «هانس زیمر» اعلام کردهبود که نمیخواهد موسیقی اوریجینال بسازد و ترجیح می دهد به هنر همکارانش گوش فرا دهد. بنابراین جایش در لیست خالی است. در این شرایط، آقای ویلیامز برای دو همکاری با «استیون اسپیلبرگ» بیشترین شانس را برای گرفتن جایزه به خود اختصاص دادهاست. ویلیامز، بهتازگی ۸۰ ساله شده و هنوز کارهایی درجهی یک میسازد. او ۵ اسکار گرفته که آخرینش، به سال ۱۹۹۴، برای فیلم «فهرست شیندلر» برمیگردد. او با دو نامزدی اخیرش در اسکار، با ۴۲ نامزدی برای این جایزه، از تمام همکارانش پیشی گرفته و با این رکورد افسانهای بهتنهایی در صدر ایستادهاست.
۲- لودویک بورس ([External Link Removed for Guests]): کمافتخارترین نام این لیست، همین آقای بروس است که لیست کارهایش بسیار کوتاهتر از همکاران دیگرش در این بخش است. مسلماً نامزدی در این بخش، مهمترین افتخاری است که تا کنون کسب کردهاست. بورس هم سابقهی همکاری با هازاناویسوس را دارد و حتی در یکی از فیلمهایش، علاوه بر آهنگسازی نقشی را هم ایفا کردهاست.
۳-هاوارد شور ([External Link Removed for Guests] ): شور به مانند هانس زیمر، یکی از آهنگسازانی است که اگر این آثار حماسی بیبدیل را خلق نمیکردند، واقعاً نمیدانم رادیو و تلویزیون ما چطور ولههایش را پیش میبرد! عاشقان سینما، شور را با آن موسیقی بینظیری که برای سهگانهی «ارباب حلقهها» ساخته تا مدتها بهیاد خواهند داشت که میگویند از ریچارد واگنر الهام گرفتهبود. او برای «ارباب حلقهها: یاران حلقه» و «ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه»، هر سه اسکار خود را گرفته و برای دو فیلم تازهی «پیتر جکسن»، «هابیتها» هم آهنگ میسازد. کارگردان دیگری که شور علاقمند به همکاری با اوست، «دیوید کراننبرگ» است.
۴- آلبرتو ایگلسیاس ([External Link Removed for Guests] ): این آهنگساز ۵۷ ساله با «پدرو آلمادووار» سابقهی همکاریهای موفقی را دارد، اما هیچکدام از نامزدیهای اسکارش برای کارهای او نبوده. «باغبان وفادار»، «بادبادکباز» و این فیلم، نام او را در فهرست بختهای اسکار مطرح کردهاست.
[HR]
بهترین موسیقی برای آواز اوریجینال
این بخش را خیلی مختصر و مفید، اختصاص دادهاند به آواز [External Link Removed for Guests] و [External Link Removed for Guests]
[HR]
بهترین میکس صدا
بخت دست یافتن به جایزهی این بخش، به عوامل آنها در [External Link Removed for Guests] ، [External Link Removed for Guests] ، [External Link Removed for Guests] ، [External Link Removed for Guests] و[External Link Removed for Guests] تعلق خواهد گرفت.
[HR]
بهترین ویرایش صدا
۱- لان بِندِر، ویکتور ری انیس ([External Link Removed for Guests] )
2- رن کلایس ([External Link Removed for Guests] )
3- فیلیپ استاکتن، اگویین گِرتی ([External Link Removed for Guests] )
4- اتان ون در رین، اریک آدال ([External Link Removed for Guests])
5- ریچارد هایمنس، گری رایداستورم ([External Link Removed for Guests])
[HR]
بهترین جلوههای ویژه
۱- تیم برک، دیوید ویکری، گرک باتلر، جان ریچاردسن ([External Link Removed for Guests] ): برک برای سومین بار بخاطر سری «هری پاتر» نامزد اسکار می شود، اما او اسکارش را برای «گلادیاتور» گرفتهاست. ویکری علاوه بر همکاری قبلی با پروژهی «هری پاتر»، با پروژهی «بتمن» نولان هم همکاری میکند و نخستین بار است که نامزد اسکار میشود.
۲- رابرت لگاتو، جاس ویلیامز، بن گراسمن، الکس هنینگ ([External Link Removed for Guests]): لگاتو برای جلوههای ویژهی «تایتانیک»، جایزهی اسکار را از آن خود کرده و برای «آپولو ۱۳» هم نامزد اسکار بودهاست. ویلیامز نخستین بار است که نامزدی اسکار را تجربه میکند، اما تجربهی همکاری با «اولتیماتوم بورن» و «تروی» را هم دارد.
۳- جو لِتِری، دن لمون، آر. کریستوفر وایت، دنیل بَرِت ([External Link Removed for Guests]): یکی از پرافتخارترین نامهای این لیست، لتری است که ۴ بار برای «ارباب حلقهها»، «کینگکنگ» و «آواتار» اسکار را از آن خود نمودهاست.
۴- اریک نش، جان رُزنگرنت، دنی گوردن تیلور، سوون گیلبرگ ([External Link Removed for Guests] ): مهمترین پروژههایی که نش در آن همکاری داشته، «تایتانیک» و «دزدان دریایی کارائیب» بود و جز این، برای دستیاری لتری در «من، روبات» هم نامزد اسکار شدهبود.
۵- اسکات فَرر، اسکات بنزا، متیو ای. باتلر، جان فریزر [External Link Removed for Guests]: فرر در سال ۱۹۸۵ برای فیلم Cocoon اسکار گرفته و با بنزا در پروژهی «ترنسفورمرها» سابقهی همکاری دارد. از کارهای مهم دیگرش «جنگهای ستارگان» است.
[HR]
بهترین فیلم مستند
۱- [External Link Removed for Guests] : این مستند دربارهی سربازانی است که درگیر جنگ میشوند. کارگردان این فیلم، یک آسیایی- آمریکایی بهنام «ذنفتنگ دنیس» است که در اولین تجربهی فیلمسازی خود نامزد اسکار میشود.
۲-[External Link Removed for Guests]: این مستند به درگیریهای FBI با گروهی از حافظان محیطزیست میپردازد. «مارشال کری» ۴ اثر مستند ساخته و برای «جنگ خیابانی» هم در سال ۲۰۰۵ نامزد اسکار شدهاست.
۳- [External Link Removed for Guests] : سه نوجوان بهجرم قتل سه جوان دیگر دستگیر میشوند. محکوم می گردند و به زندان مخوف آرکانزاس فرستاده میشوند. ۲۰ سال تمام را پشت میلهها میمانند تا پرونده دوباره به جریان میافتد تا مطالعات DNA صورت گیرد.
۴- [External Link Removed for Guests] : این مستند، دربارهی یک رقصنده به نام «پینا بوش» است. کارگردان اثر، معروفترین نام این لیست هم شاید باشد: «ویم وندرس». وندرس را حتماً با «بالهای آرزو» (معروف به «پرواز بر فراز برلین») میشناسیم، اما او تنها یک بار دیگر نامزد اسکار شد، برای یک مستند دیگر بهنام «باشگاه اجتماعی بوئنا ویستا» در سال ۱۹۹۹٫
۵- [External Link Removed for Guests] : به یک تیم راگبی و مربیاش، «بیل کارتنی»، میپردازد. خالقان اثر، «دنیل لیندسی» و «تی. جِی. مارتین»، ۳، ۴ مستند دیگر را هم کار کردهاند و اولین بار است که نامزد اسکار میشوند.
[HR]
بهترین مستند کوتاه
۱- [External Link Removed for Guests] : داستان آقای آرمسترانگ ۸۵ ساله که سالهای مبارزات مدنی را پشتسر گذاشته و اکنون از اینکه میبیند یک سیاهپوست رئیسجمهور آمریکا شده، شاد و خرسند است. «گیل دالگین»، کارگردان اثر، پیشتر در سال ۲۰۰۲ برای «ذختر دانانگ» نامزد اسکار شدهبود.
۲- [External Link Removed for Guests] : کارگردان عربتبار اثر، خانم «ربهکا کمیسا»، برای دومینبار است که نامزد اسکار میشود. او در سال ۲۰۰۹ هم برای «خانه کدام طرف است؟» نامزد اسکار شده بود.
۳- [External Link Removed for Guests] : «اتان مککورد»، یک افسر کارکشتهی ارتش امریکا بود که حادثهای، زندگیاش را زیر و رو میکند. او شاهد است که چگونه دو خبرنگار رویتر و گروهی از مردم غیرمسلح در حملهی یک هلیکوپتر آمریکایی در بغداد کشته میشوند.
۴- [External Link Removed for Guests] : این مستند، به معضل وحشیانهای میپردازد که در کشورهای خاورمیانه شایع است: اسیدپاشی بر چهرهی زنان. این فیلم، اتفاقاتی از این دست را در پاکستان پی میگیرد. «دنیل جانگ» با ساخت ۱۳ مستند، مجربترین نام در میان این لیست است. او در سال ۲۰۱۰ هم برای مستند«آخرین کمپین فرماندار بوث گاردنر» نامزد اسکار شدهبود.
۵- [External Link Removed for Guests] : چنانکه کاملاً واضح است، این مستند به بازماندگان مصیبت سونامی ژاپن میپردازد و اینکه با فرا رسیدن فصل شکوفههای گیلاس، چگونه به دنیا نشان میدهند که به سنتها پایبندند و کشورشان را دوباره خواهند ساخت. احتمالاً گریهدارترین کار میان این لیست باشد! کارگردان اثر، «لوسی واکر»، سال گذشتههم برای «سرزمین تلفشده» در این بخش نامزد اسکار شده بود.
[HR]
بهترین فیلم انیمیشن کوتاه
۱- [External Link Removed for Guests] : یکی از همان یکشنبههای معمولی است که پسرک باید با خانواده اش ابتدا به کلیسا و سپس به خانهی اقوام برود… این اولین تجربهی سینمایی کارگردان اثر، «پاتریک دویون» است.
۲- [External Link Removed for Guests] : چندین داستان و نماد آشنا در این انیمیشن در هم میآمیزند تا بگویند که جهان داستان، تا چه حد پر جاذبه و دوستداشتنی است. سازندگان اثر، پیشتر هم انیمیشن ساختهاند و برای نخستین بار است که نامزد اسکار میشوند.
۳- [External Link Removed for Guests]: داستانی از خیالپردازیهای پسرکی که برای اولینبار، با پدر و پدربزرگش برای ماهیگیری به دریا میرود. کارگردان اثر، «انریکو کاساروزا»، جزو دپارتمان هنری پروژههایی چون «بالا»، «عصر یخبندان» و «راتاتویی» بودهاست و با این اثر، برای نخستین بار است که مستقلاً کارگردانی را تجربه میکند.
۴- [External Link Removed for Guests] : یک داستان پیادهروی صبحگاهی مخلوط با حقیقت و خیال نیویورکی.
۵- [External Link Removed for Guests] : در سال ۱۹۰۹، یک مرد انگلیسی برای کار به شهرکی مرزی در کانادا میرود. شرایط زندگی در آنجا برایش دردناک است، اما او نامههایی به خانه مینویسد که شرایط را مساعد و خوب توصیف میکند… «آماندا فوربیس» و «وندی تیلبای»، کارگردانان اثر هستند که هر دو تجربیات نسبتاً زیادی بهعنوان انیماتور دارند.
[HR]
بهترین فیلم کوتاه
۱- [External Link Removed for Guests] : دمین، در سال ۱۹۷۷ یک پسربچهی ایرلندی است که باید بین خدمت در محراب کلیسا برای یک مراسم مهم کلیسا و تماشای بازی تیم محبوبش، لیورپول، یکی را انتخاب کند… «پیتر مکدانلد»، کارگردان اثر، بیشتر بهعنوان ایفاکنندهی نقشهای کوچک در فیلمها و سریالها مطرح بوده و نخستینبار است که کارگردانی را تجربه میکند.
۲- [External Link Removed for Guests] : راجو، پسرکی است که در کلکته توسط یک زوج آلمانی به فرزندخواندگی پذیرفته میشود و ناگهان ناپدید میشود… این کار نیز نخستین تجربهی کارگردانش به حساب میآید.
۳- [External Link Removed for Guests]: کارگردان این اثر، بهعنوان فیلمنامهنویس، برای نوشتن «هتل روآندا» و «به نام پدر»، دو بار نامزد اسکار شدهاست. او معمولاً کارهای تلویزیونی را کارگردانی میکند و نخستینبار است که یک فیلم سینمایی کوتاه ساختهاست.
۴- [External Link Removed for Guests]: یک مخترع با سابقهی بیماری روانی، یک ماشین زمان اختراع میکند و با استفاده از آن در زمان گم میشود…
۵- [External Link Removed for Guests] : مردی در آستانهی مرگ، تصمیم می گیرد برادرش را پس از سالها ببخشد… کارگردان جوان نروژی این فیلم هم نخستین بار است که کارگردانی را تجربه میکند.

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اخبار فرهنگی و هنری
اعلام برندگان نهایی اسکار
نخستین اسکار: تام هنکس بر روی صحنه می آید و نام رابرت ریچاردسون،فیلمبردار هیوگو را به عنوان برنده اسکار بهترین فیلمبرداری اعلام می کند.
اسکاردوم: تام هنکس نام برنده دومین اسکار امشبرا اعلام می کند: هیوگو برنده بهترین کارگردان هنری.
اسکار سوم: کامرون دیاز و جنیفر لوپز برنده اسکار بهترین طراحی لباس را معرفی کردند: مارک بریجز برای آرتیست.
اسکار چهارم: این دو بازیگر نام برندگان اسکار بهترین چهرهپردازی را هم اعلام کردند؛ مارک کولیر و جیروی هلاند برای فیلم بانوی آهنین
اسکار پنجم: جدایی نادر از سیمین برنده اسکار شد.
اسکار ششم: جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن به اکتاویااسپنسر برای فیلم خدمتکاران رسید. این جایزه کریستین بیل اعطا کرد.
اسکار هفتم: کرک بکستر و اگنس وال تدوینگران دختری باخالکوبی اژدها جایزه بهترین تدوین را می گیرند.
اسکار هشتم: فیلیپ اتاکستون و یوجین گرتی جایزه بهترین صدابرداری را برای هیوگو می گیرند.
اسکار نهم، بهترین تدوین صدا: این جایزه به هم به هیوگو رسید.
اسکار دهم: او همراه گوینت پالترو فیلم شکست ناپذیر را به عنوان برنده اسکار بهترینمستند اعلام می کنند.
اسکار یازدهم: کریس راک، بازیگر و کمدین آمریکایی برایاعلام برنده اسکار بهترین انیمشن بلند بر روی صحنه می رود. رنگو برنده این جایزه میشود.
اسکار دوازدهم: اسکار بهترین جلوه های ویژه به فیلم هیوگو رسید.
اسکار سیزدهم، جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد. کریستوفر پلامر برای فیلم تازه واردها برنده این جایزه شد.
اسکار چهاردهم: جایزه لودویس بورس اسکار بهترین موسیقی اریژینال را از اوون ویلسن و پنه لوپه کروز برای فیلم آرتیست گرفت.
اسکار پانزدهم: بهترین آهنگ اریژینال به فیلم مرد و ماپت رسید
اسکار شانزدهم: نویسندگان فیلم اولاد به عنوان برندگان بهترین فیلمنامه اقتباسی معرفی می شوند.
اسکار هفدهم: وودی آلن بهترین فیلمنامه اریژینال می شود. وودی آلن برای گرفتن جایزه اش در سالن حضور ندارد.
اسکار هجدهم: اسکار بهترین فیلم کوتاه به فیلم ساحل اهدا می شود.
اسکار نوزدهم: جایزه بهترین انیمیشن کوتاه به "کتاب های پرنده آقای موریس لسمور" رسید
اسکار بیستم: میشل آزاناویسیوس کارگردان فیلم آرتیست جایزه بهترین کارگردانی را گرفت.
اسکار بیست و یکم: ژان دوژردن بازیگر فیلم صامت آرتیست برنده بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.
اسکار بیست و دوم: کالین فرث نام مریل استریپ را به عنوان برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم بانوی آهنین اعلام کرد.
اسکار بیست سوم و آخر: آرتیست به عنوان بهترین فیلم هشتاد و چهارمین دوره اسکار معرفی شد. (هیوگو 5 - آرتیست 5)
نخستین اسکار: تام هنکس بر روی صحنه می آید و نام رابرت ریچاردسون،فیلمبردار هیوگو را به عنوان برنده اسکار بهترین فیلمبرداری اعلام می کند.
اسکاردوم: تام هنکس نام برنده دومین اسکار امشبرا اعلام می کند: هیوگو برنده بهترین کارگردان هنری.
اسکار سوم: کامرون دیاز و جنیفر لوپز برنده اسکار بهترین طراحی لباس را معرفی کردند: مارک بریجز برای آرتیست.
اسکار چهارم: این دو بازیگر نام برندگان اسکار بهترین چهرهپردازی را هم اعلام کردند؛ مارک کولیر و جیروی هلاند برای فیلم بانوی آهنین
اسکار پنجم: جدایی نادر از سیمین برنده اسکار شد.
اسکار ششم: جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن به اکتاویااسپنسر برای فیلم خدمتکاران رسید. این جایزه کریستین بیل اعطا کرد.
اسکار هفتم: کرک بکستر و اگنس وال تدوینگران دختری باخالکوبی اژدها جایزه بهترین تدوین را می گیرند.
اسکار هشتم: فیلیپ اتاکستون و یوجین گرتی جایزه بهترین صدابرداری را برای هیوگو می گیرند.
اسکار نهم، بهترین تدوین صدا: این جایزه به هم به هیوگو رسید.
اسکار دهم: او همراه گوینت پالترو فیلم شکست ناپذیر را به عنوان برنده اسکار بهترینمستند اعلام می کنند.
اسکار یازدهم: کریس راک، بازیگر و کمدین آمریکایی برایاعلام برنده اسکار بهترین انیمشن بلند بر روی صحنه می رود. رنگو برنده این جایزه میشود.
اسکار دوازدهم: اسکار بهترین جلوه های ویژه به فیلم هیوگو رسید.
اسکار سیزدهم، جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد. کریستوفر پلامر برای فیلم تازه واردها برنده این جایزه شد.
اسکار چهاردهم: جایزه لودویس بورس اسکار بهترین موسیقی اریژینال را از اوون ویلسن و پنه لوپه کروز برای فیلم آرتیست گرفت.
اسکار پانزدهم: بهترین آهنگ اریژینال به فیلم مرد و ماپت رسید
اسکار شانزدهم: نویسندگان فیلم اولاد به عنوان برندگان بهترین فیلمنامه اقتباسی معرفی می شوند.
اسکار هفدهم: وودی آلن بهترین فیلمنامه اریژینال می شود. وودی آلن برای گرفتن جایزه اش در سالن حضور ندارد.
اسکار هجدهم: اسکار بهترین فیلم کوتاه به فیلم ساحل اهدا می شود.
اسکار نوزدهم: جایزه بهترین انیمیشن کوتاه به "کتاب های پرنده آقای موریس لسمور" رسید
اسکار بیستم: میشل آزاناویسیوس کارگردان فیلم آرتیست جایزه بهترین کارگردانی را گرفت.
اسکار بیست و یکم: ژان دوژردن بازیگر فیلم صامت آرتیست برنده بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.
اسکار بیست و دوم: کالین فرث نام مریل استریپ را به عنوان برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم بانوی آهنین اعلام کرد.
اسکار بیست سوم و آخر: آرتیست به عنوان بهترین فیلم هشتاد و چهارمین دوره اسکار معرفی شد. (هیوگو 5 - آرتیست 5)

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اخبار فرهنگی و هنری
ماجراهایی که دردسر ساز شد: مزاحمت برای تهمینه میلانی و تهدید به قتل وی توسط عده ای ناشناس
تهمینه میلانی تهدید به قتل شده است؟! این کارگردان و تهیهکننده سرشناس نمیداند به کدامین گناه و کینه در شرایط خطرناکی قرار گرفته است!؟ زندگی این زن هنرمند از چندی پیش توفانی شده است چرا که گروهی ناشناس و نامرئی با روشهای مختلفی وی را تهدید به مرگ میکنند و سعی دارند به وی ضربه بزنند.
پیامکهای تهدیدآمیز، نخستین گام مزاحمان تهمینه میلانی، برای به وحشت انداختن وی بود و در حالیکه تصور میشد تهدیدها در همان حد SMS بماند اما شکستن شیشههای خودروی این کارگردان سرشناس نشان داد که خطر بر سر وی و خانوادهاش سایه افکنده است.
این هنرمند هر بار شیشه خودرویش را تعویض میکرد باز با حمله گروه ناشناس مواجه میشد به گونهای که مشخص بود تهدیدکنندگان وی را تعقیب میکنند و در جاهای مختلف شیشه خودرویش را میشکنند. در پیامکها آشکارا نوشته شده بود که «تو را خواهیم کشت!» و تهمینه میلانی که میدید تهدیدها جدی هستند چارهای ندید جز مراجعه به پلیس و طرح شکایت تا از این فضای وحشتناک نجات یابد. میلانی که گفتار جسورانهای دارد این بار وقتی پای در کلانتری 101 تجریش گذاشت پریشان و نگران بود. وی به مأموران گفت که با هیچ کس اختلافی ندارد و نمیتواند مظنون را معرفی کند.
پلیس با دستور بازپرس پرونده از دادسرای شمیرانات تهران، دست به تجسسهای اطلاعاتی ویژهای زد و در حالیکه پی برده بود عامل تهدیدات آشنایی کاملی به محل زندگی تهمینه میلانی دارد، رفتارهای وی را تحت نظر گرفت و توانست ردپایی از یک مرد را به دست آورد. با وجود این سرنخ قوی، مأموران نتوانستند عامل تهدیدها را دستگیر کنند و پرونده پس از صدور کیفرخواست در اختیار قاضی شعبه 1054 دادگاه جزایی و عمومی تهران قرار گرفت.
عامل تهدید با عدم حضور در جلسه دادگاه باز ناشناس ماند تا این که قاضی در حکمی غیابی وی را بخاطر توهین و تهدید به تحمل 91 روز زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کرد. این پرونده پس از صدور حکم در اختیار شعبه چهارم اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه تهران و محکوم تحت تعقیب قضایی قرار گرفت.
بنابراین گزارش در حال حاضر تلاشها برای شناسایی خانه و مخفیگاه مرد مزاحم ادامه دارد تا پس از دستگیری، این مرد روانه زندان شود. بر اساس آنچه از پیامهای تهدیدآمیز مشخص است، انگیزه مرموز وی است. این مرد در پیامهای تهدیدش انگیزههای مرموزی را مطرح میکند که عجیب به نظر میرسد.
سکوت تهمینه میلانی
وقتی خبرنگار شوک با تهمینه میلانی تماس گرفت، وی که بشدت مشوش به نظر میرسید با بیان اینکه وی و خانوادهاش چند ماهی تحت تأثیر این مزاحمتها و تهدیدها قرار داشتند از بیان توضیحات بیشتر خودداری کرد و گفت: فقط امیدوارم قوه قضائیه و پلیس برای دستگیری این مرد یا افراد جدیت نشان دهند.
تهمینه میلانی تهدید به قتل شده است؟! این کارگردان و تهیهکننده سرشناس نمیداند به کدامین گناه و کینه در شرایط خطرناکی قرار گرفته است!؟ زندگی این زن هنرمند از چندی پیش توفانی شده است چرا که گروهی ناشناس و نامرئی با روشهای مختلفی وی را تهدید به مرگ میکنند و سعی دارند به وی ضربه بزنند.
پیامکهای تهدیدآمیز، نخستین گام مزاحمان تهمینه میلانی، برای به وحشت انداختن وی بود و در حالیکه تصور میشد تهدیدها در همان حد SMS بماند اما شکستن شیشههای خودروی این کارگردان سرشناس نشان داد که خطر بر سر وی و خانوادهاش سایه افکنده است.
این هنرمند هر بار شیشه خودرویش را تعویض میکرد باز با حمله گروه ناشناس مواجه میشد به گونهای که مشخص بود تهدیدکنندگان وی را تعقیب میکنند و در جاهای مختلف شیشه خودرویش را میشکنند. در پیامکها آشکارا نوشته شده بود که «تو را خواهیم کشت!» و تهمینه میلانی که میدید تهدیدها جدی هستند چارهای ندید جز مراجعه به پلیس و طرح شکایت تا از این فضای وحشتناک نجات یابد. میلانی که گفتار جسورانهای دارد این بار وقتی پای در کلانتری 101 تجریش گذاشت پریشان و نگران بود. وی به مأموران گفت که با هیچ کس اختلافی ندارد و نمیتواند مظنون را معرفی کند.
پلیس با دستور بازپرس پرونده از دادسرای شمیرانات تهران، دست به تجسسهای اطلاعاتی ویژهای زد و در حالیکه پی برده بود عامل تهدیدات آشنایی کاملی به محل زندگی تهمینه میلانی دارد، رفتارهای وی را تحت نظر گرفت و توانست ردپایی از یک مرد را به دست آورد. با وجود این سرنخ قوی، مأموران نتوانستند عامل تهدیدها را دستگیر کنند و پرونده پس از صدور کیفرخواست در اختیار قاضی شعبه 1054 دادگاه جزایی و عمومی تهران قرار گرفت.
عامل تهدید با عدم حضور در جلسه دادگاه باز ناشناس ماند تا این که قاضی در حکمی غیابی وی را بخاطر توهین و تهدید به تحمل 91 روز زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کرد. این پرونده پس از صدور حکم در اختیار شعبه چهارم اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه تهران و محکوم تحت تعقیب قضایی قرار گرفت.
بنابراین گزارش در حال حاضر تلاشها برای شناسایی خانه و مخفیگاه مرد مزاحم ادامه دارد تا پس از دستگیری، این مرد روانه زندان شود. بر اساس آنچه از پیامهای تهدیدآمیز مشخص است، انگیزه مرموز وی است. این مرد در پیامهای تهدیدش انگیزههای مرموزی را مطرح میکند که عجیب به نظر میرسد.
سکوت تهمینه میلانی
وقتی خبرنگار شوک با تهمینه میلانی تماس گرفت، وی که بشدت مشوش به نظر میرسید با بیان اینکه وی و خانوادهاش چند ماهی تحت تأثیر این مزاحمتها و تهدیدها قرار داشتند از بیان توضیحات بیشتر خودداری کرد و گفت: فقط امیدوارم قوه قضائیه و پلیس برای دستگیری این مرد یا افراد جدیت نشان دهند.

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اخبار فرهنگی و هنری
"جدایی نادر از سیمین" در سینماهای اسرائيل نایاب شد
فیلم "جدایی نادر از سیمین" پس از کسب اسکار با استقبال شدید مردم اسرائيل روبرو شده است. به گزارش شبکه اول تلویزیون آلمان مهمترین علت استقبال اسرائيلیها آن است که میخواهند بدانند ایرانیها چه مردمانی هستند
هفت سینما در اسرائيل بلافاصله پس از اعطای جایزه اسکار به فیلم "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی نمایش این فیلم را آغاز کردهاند. شبکه اول تلویزیون آلمان گزارش میدهد که مردم اسرائيل به سینماهای محل نمایش این فیلم موفق هجوم بردهاند و بلیتهای آخر هفته آن نایاب شده است.
گزارشگر شبکهاول تلویزیون آلمان میگوید:«در شرایطی که تهدیدهای نظامی مناسبات میان ایران و اسرائيل را بحرانی کردهاست، برای اسرائيلیها خیلی جالب است که ببینند ایرانیها نیز انسانهائی عادی هستند و مشکلاتی شبیه آنها دارند.»یک شهروند اسرائيلی به نام "یارون گلیک"، بعد از تماشای اثر فرهادی گفته است:« دیدن ایران از زاویه نگاه کارگردان این فیلم خیلی جالب است. تو به عنوان اسرائيلی نمیدانی که زندگی در ایران چگونه است. و حالا آدمهای کاملا معمولی را میبینی، با مشکلاتی که شبیه مشکلات تو است. همه چیز عادی است و آدم را تکان میدهد. هم داستان و هم فیلمنامه خیلی طبیعی هستند.»
اما همه اسرائيلیها از موفقیت کارگردان ایرانی تعجب نمیکنند. بهگفته "داوید مناشری" استاد سرشناس دانشگاه تلآویو:«مردم ایران صبح از خواب بیدار نمیشوند تا از خودشان بپرسند امروز برای ویران کردن اسرائيل چهکار باید بکنند. انسانها چنین نیستند. آنها میخواهند غذای بچههاشان را تهیه کنند و به خانه ببرند. سیاست تنشهائی را برای همه میآفریند که ضرورتی ندارند.»"تورستن تایشمن" گزارشگر شبکه اول تلویزیون آلمان در ادامه گزارش خود توضیح میدهد: فیلم فرهادی، فضای تازهای را در اسرائيل ایجاد کرده است. در عرصه سیاست، برنامه هستهای ایران بر همه چیز مقدم است. سیاستمداران اسرائيلی میگویند که ایران ممکن است به فکر ساختن بمب اتمی باشد. گمانهزنیهایی هم درباره حمله احتمالی اسرائیل علیه ایران وجود دارد. در چنین موقعیتی فرهادی هنگام دریافت جایزه اسکار از فرهنگ شکوهمند و صلحآمیز کشورش گفته است:«من این جایزه را به مردم میهنم تقدیم میکنم. مردمی که به همه فرهنگها و تمدنها احترام میگذارند و دشمنی و تحقیر را نفی میکنند.»
تورستن تایشمن در گزارش خود ادامه میدهد:«فیلم "جدایی نادر از سیمین" به شوق تعامل و کنجکاوی برخی از اسرائیلیها پاسخ میدهد. این فیلم در هفت سینمای اسرائيل به زبان اصلی و با زیرنویس عبری نمایش داده میشود. تمام بلیتهای سانسهای آخر هفته آن پیشفروش شدهاند.»
"امیر صربر"، یکی از تماشاگران این فیلم که موفق شده در نخستین روز نمایش آن را ببیند میگوید:«فیلمی فوقالعاده، نگاههایی متفاوت و عمیق به خانواده، دوستان، تعهد پسر در برابر پدر. من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و امیدوارم ایرانیها موفقیتهای بیشتری کسب کنند و برای ما هنر بفرستند، نه موشک!»
Please Login or Register to see this code

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اخبار فرهنگی و هنری
هرکول سینمای ایران درگذشت
ایلوش خوشابه بازیگر قدیمی سینما و یکی از سرشناسترین چهره زیبایی اندام ایران سهشنبه 29 فروردین در 80 سالگی در تهران درگذشت.
به گزارش خبرآنلاین، خوشابه که مدتها بود از بیماری ریوی و کلیوی رنج میبرد، بعد از یک هفته بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان دی از دنیا رفت.
او متولد 1311 در شهر ارومیه بود. خوشابه سال 1327 با حضور در مسابقات زیبایی اندام کشور عنوان آقای ایران را به دست آورد. این مسئله باعث شد تهیهکنندگان فیلم برای بازی در فیلمهای قهرمانی از او دعوت کنند.
خوشابه که اندامی کشیده داشت و قدش 190 سانتیمتر بود، سال 1333 با بازی در نقش امیر ارسلان در فیلم «امیر ارسلان نامدار» وارد دنیای سینما شد و بعد در فیلمهای «قزل ارسلان» و «بیژن و منیژه» نقشآفرینی کرد.
او سپس به آمریکا رفت و عنوان قهرمان زیباییاندام و کشتی کج شهرهای لس آنجلس و سکرامنتو را به دست آورد. خوشابه پس از بازگشت از آمریکا در سال 1340 در فیلم «دندان افعی» بازی کرد.
او بعد از بازی در این فیلم از طرف استودیو «یولوفیلم» برای شرکت در فیلم «ولکان خدای جنگ» به ایتالیا دعوت شد و برای 30 سال در فیلمهایی چون «پسر ژوپیتر»، «علی بابا»، «هرکول، سامسون و اولیس»، «برادران شکستناپذیر» و «هفت تیرکشهای نفرینشده» ایفای نقش کرد.
خوشابه سال 1369 به ایران بازگشت و به اصرار گروهی از جوانان بدنساز مجددا به این رشته پیوست. او سال 1371 در فیلم اکشن «افعی» به کارگردانی محمدرضا اعلامی با جمشید هاشمپور همبازی شد. خوشابه سپس در فیلمهای «یاران»، «گارد ویژه» نقشآفرینی کرد و آخرین بار سال 1374 در فیلم «تعقیب» مقابل دوربین رفت.
او سال 1389 نشان شوالیه افسر ارشد را از سوی رئیس جمهور ایتالیا و وزیر امور خارجه این کشور دریافت کرد.
ایلوش خوشابه بازیگر قدیمی سینما و یکی از سرشناسترین چهره زیبایی اندام ایران سهشنبه 29 فروردین در 80 سالگی در تهران درگذشت.
به گزارش خبرآنلاین، خوشابه که مدتها بود از بیماری ریوی و کلیوی رنج میبرد، بعد از یک هفته بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان دی از دنیا رفت.
او متولد 1311 در شهر ارومیه بود. خوشابه سال 1327 با حضور در مسابقات زیبایی اندام کشور عنوان آقای ایران را به دست آورد. این مسئله باعث شد تهیهکنندگان فیلم برای بازی در فیلمهای قهرمانی از او دعوت کنند.
خوشابه که اندامی کشیده داشت و قدش 190 سانتیمتر بود، سال 1333 با بازی در نقش امیر ارسلان در فیلم «امیر ارسلان نامدار» وارد دنیای سینما شد و بعد در فیلمهای «قزل ارسلان» و «بیژن و منیژه» نقشآفرینی کرد.
او سپس به آمریکا رفت و عنوان قهرمان زیباییاندام و کشتی کج شهرهای لس آنجلس و سکرامنتو را به دست آورد. خوشابه پس از بازگشت از آمریکا در سال 1340 در فیلم «دندان افعی» بازی کرد.
او بعد از بازی در این فیلم از طرف استودیو «یولوفیلم» برای شرکت در فیلم «ولکان خدای جنگ» به ایتالیا دعوت شد و برای 30 سال در فیلمهایی چون «پسر ژوپیتر»، «علی بابا»، «هرکول، سامسون و اولیس»، «برادران شکستناپذیر» و «هفت تیرکشهای نفرینشده» ایفای نقش کرد.
خوشابه سال 1369 به ایران بازگشت و به اصرار گروهی از جوانان بدنساز مجددا به این رشته پیوست. او سال 1371 در فیلم اکشن «افعی» به کارگردانی محمدرضا اعلامی با جمشید هاشمپور همبازی شد. خوشابه سپس در فیلمهای «یاران»، «گارد ویژه» نقشآفرینی کرد و آخرین بار سال 1374 در فیلم «تعقیب» مقابل دوربین رفت.
او سال 1389 نشان شوالیه افسر ارشد را از سوی رئیس جمهور ایتالیا و وزیر امور خارجه این کشور دریافت کرد.

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اخبار فرهنگی و هنری
صفربيك «روزي روزگاري» درگذشت
ايسنا، زندهياد مسروري به دليل ابتلا به بيماري سرطان ريه مدتي در بيمارستان بستري بود و آخرين ساعات زندگي را در منزل گذراند.
او در سن 62 سالگي دار فاني را وداع گفت و بازي در سريال «پشت كوههاي بلند» به كارگرداني امرالله احمدجو آخرين حضورش در تلويزيون بوده است.
بهروز مسروري همچنين در سريال «روزي روزگاري» از ساختههاي احمدجو بازي كرده است.
به گفتهي خانواده مسروري مراسم تشييع پيكر اين بازيگر يكشنبه ـ نهم مهر ماه ـ برگزار ميشود و وي در قطعه هنرمندان به خاك سپرده خواهد شد.
همسر مرحوم مسروري روز گذشته در تشريح آخرين وضعيت وي گفت: حال او اصلا خوب نيست. در چند مقطع زماني در بيمارستانهاي مختلفي بستري شد تا اينكه از يك ماه پيش كه دكترها او را جواب كردند و در خانه به سر ميبرد. اما ديروز به طور ناگهاني حالش بد شد و او را به بيمارستان پيامبران منتقل كرديم.
به گزارش مشرق، بهروز مسروري اخيرا با سريال «پشت كوههاي بلند» در نقش «كدخداي كوليآباد» روي آنتن بود. او همچنين در سريال «روزي روزگاري» نقش «صفربيك» را بازي كرده است. سريال «تفنگ سرپر» و فيلمهاي «پرده آخر» و «روزهاي زندگي» از ديگر آثار اين هنرمند هستند.
ايسنا، زندهياد مسروري به دليل ابتلا به بيماري سرطان ريه مدتي در بيمارستان بستري بود و آخرين ساعات زندگي را در منزل گذراند.
او در سن 62 سالگي دار فاني را وداع گفت و بازي در سريال «پشت كوههاي بلند» به كارگرداني امرالله احمدجو آخرين حضورش در تلويزيون بوده است.
بهروز مسروري همچنين در سريال «روزي روزگاري» از ساختههاي احمدجو بازي كرده است.
به گفتهي خانواده مسروري مراسم تشييع پيكر اين بازيگر يكشنبه ـ نهم مهر ماه ـ برگزار ميشود و وي در قطعه هنرمندان به خاك سپرده خواهد شد.
همسر مرحوم مسروري روز گذشته در تشريح آخرين وضعيت وي گفت: حال او اصلا خوب نيست. در چند مقطع زماني در بيمارستانهاي مختلفي بستري شد تا اينكه از يك ماه پيش كه دكترها او را جواب كردند و در خانه به سر ميبرد. اما ديروز به طور ناگهاني حالش بد شد و او را به بيمارستان پيامبران منتقل كرديم.
به گزارش مشرق، بهروز مسروري اخيرا با سريال «پشت كوههاي بلند» در نقش «كدخداي كوليآباد» روي آنتن بود. او همچنين در سريال «روزي روزگاري» نقش «صفربيك» را بازي كرده است. سريال «تفنگ سرپر» و فيلمهاي «پرده آخر» و «روزهاي زندگي» از ديگر آثار اين هنرمند هستند.

- پست: 1062
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۲, ۷:۵۴ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6153 بار
- سپاسهای دریافتی: 3146 بار
Re: اخبار فرهنگی و هنری
میان ابرو درست کنن ، چش درمیارن
مطلب پایین رو از جام جم سینما پیدا کردم
----------------------
[External Link Removed for Guests]
[HR]
روز گذشته از علی صادقی به همراه دو کودک عکسی منتشر شد که در یادداشت ضمیمه آن، عنوان شده بود فرزندان این بازیگر هستند. مسئله ای که صادقی آن را تکذیب می کند و می گوید: عکسی که به تازگی از من در فضای مجازی همراه با دو کودک منتشر شده است، صحت ندارد.

علی صادقی با اعلام این مطلب گفت: «به تازگی عکسی از من همراه با دو کودک در فضای مجازی منتشر و در شرح عکس آن عنوان شده که آن دو فرزندان من هستند، در حالی که این امر به هیچ وجه صحت ندارد. هفته گذشته یکی از ساکنان آپارتمانم مراسم تولدی برگزار کردند که در حین ورود به خانه ام با وجود ظاهر نامناسبم به اصرار مادر و تنها برای شاد کردن دل بچه ها، عکسی یادگاری در راهروی آپارتمان گرفتیم».
او اضافه کرد: «به هر حال اقدام غیرحرفه ای مادر بچه ها که این عکس را در فضای مجازی منتشر کرده به هیچ وجه اقدام مناسبی نبوده است. ضمن اینکه من هیچ صفحه ای در فضای مجازی ندارم که بخواهم برای این عکس چنین شرحی بنویسم».
صادقی در پایان گفت: «با عاملان این اتفاق و کسی که از قول من این صحبت های کذب را منتشر کرده قطعاً برخورد جدی خواهم کرد تا در آینده شاهد چنین رفتارهای زشتی برای هیچکدام از بازیگرانمان نباشیم». (بانی فیلم)
----------------------------
حالا جالب اینجاس که علی صادقی همسر ملیکا زارعی هست و سه تا بچه دارن
مطلب پایین رو از جام جم سینما پیدا کردم
----------------------
[External Link Removed for Guests]
[HR]
روز گذشته از علی صادقی به همراه دو کودک عکسی منتشر شد که در یادداشت ضمیمه آن، عنوان شده بود فرزندان این بازیگر هستند. مسئله ای که صادقی آن را تکذیب می کند و می گوید: عکسی که به تازگی از من در فضای مجازی همراه با دو کودک منتشر شده است، صحت ندارد.

علی صادقی با اعلام این مطلب گفت: «به تازگی عکسی از من همراه با دو کودک در فضای مجازی منتشر و در شرح عکس آن عنوان شده که آن دو فرزندان من هستند، در حالی که این امر به هیچ وجه صحت ندارد. هفته گذشته یکی از ساکنان آپارتمانم مراسم تولدی برگزار کردند که در حین ورود به خانه ام با وجود ظاهر نامناسبم به اصرار مادر و تنها برای شاد کردن دل بچه ها، عکسی یادگاری در راهروی آپارتمان گرفتیم».
او اضافه کرد: «به هر حال اقدام غیرحرفه ای مادر بچه ها که این عکس را در فضای مجازی منتشر کرده به هیچ وجه اقدام مناسبی نبوده است. ضمن اینکه من هیچ صفحه ای در فضای مجازی ندارم که بخواهم برای این عکس چنین شرحی بنویسم».
صادقی در پایان گفت: «با عاملان این اتفاق و کسی که از قول من این صحبت های کذب را منتشر کرده قطعاً برخورد جدی خواهم کرد تا در آینده شاهد چنین رفتارهای زشتی برای هیچکدام از بازیگرانمان نباشیم». (بانی فیلم)
----------------------------
حالا جالب اینجاس که علی صادقی همسر ملیکا زارعی هست و سه تا بچه دارن