برآمد باد صبح و بوی نوروز....
ارسال شده: سهشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۱, ۱۰:۴۹ ق.ظ
برآمد باد صبح و بوی نوروز * به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال * همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گُلنار * دگر منقل مَنِه آتش میفروز
چو نرگس چشمِ بخت از خواب برخاست * حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خُرمست ای گل کجایی * که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد * برادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت * مَبَر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرایِ عمر سعدی * که بر گنبد نخواهد ماند این گوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودی * دریغ آهو اگر بُگذاشتی یوز
مبارک بادت این سال و همه سال * همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گُلنار * دگر منقل مَنِه آتش میفروز
چو نرگس چشمِ بخت از خواب برخاست * حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خُرمست ای گل کجایی * که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد * برادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت * مَبَر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرایِ عمر سعدی * که بر گنبد نخواهد ماند این گوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودی * دریغ آهو اگر بُگذاشتی یوز