یک عکس ... یک دنیا حرف!

در اين بخش ميتوانيد درباره کليه مباحث عكس و هنر نقاشي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

Major
Major
نمایه کاربر
پست: 1212
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2116 بار
سپاس‌های دریافتی: 5462 بار

یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط anybody »

 تصویر 
خواب دیدم قیامت شده است .

هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
گفت:«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یادهندوستان کند خود بهتر از هرنگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله بازگردانیم!
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 1212
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2116 بار
سپاس‌های دریافتی: 5462 بار

Re: یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط anybody »

 تصویر 
خواب دیدم قیامت شده است .

هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
گفت:«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یادهندوستان کند خود بهتر از هرنگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله بازگردانیم!
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 1212
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2116 بار
سپاس‌های دریافتی: 5462 بار

Re: یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط anybody »

 تصویر  
خواب دیدم قیامت شده است .

هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
گفت:«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یادهندوستان کند خود بهتر از هرنگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله بازگردانیم!
Junior Poster
Junior Poster
پست: 135
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۷, ۲:۲۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 31 بار
سپاس‌های دریافتی: 465 بار

Re: یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط sabalan1400 »

ابهت شهادت
تاسی به علمدار نینوا

علمدار علم افراشته

افراشته بر تاریخ

سرافراز

انتهای مرز جوانمردی و ایثار

عشق ازلی و ابدی

شکوه یک ملت
Junior Poster
Junior Poster
پست: 135
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۷, ۲:۲۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 31 بار
سپاس‌های دریافتی: 465 بار

Re: یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط sabalan1400 »

ابهت شهادت
تاسی به علمدار نینوا

علمدار علم افراشته

افراشته بر تاریخ

سرافراز

انتهای مرز جوانمردی و ایثار

عشق ازلی و ابدی

شکوه یک ملت
Junior Poster
Junior Poster
پست: 135
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۷, ۲:۲۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 31 بار
سپاس‌های دریافتی: 465 بار

Re: یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط sabalan1400 »

ایستاده بر قله تاریخ
منتظر منتقم کربلا
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 1212
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2116 بار
سپاس‌های دریافتی: 5462 بار

Re: یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط anybody »

 تصویر 
خواب دیدم قیامت شده است .

هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
گفت:«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یادهندوستان کند خود بهتر از هرنگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله بازگردانیم!
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 1212
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2116 بار
سپاس‌های دریافتی: 5462 بار

Re: یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط anybody »

 تصویر 
خواب دیدم قیامت شده است .

هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
گفت:«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یادهندوستان کند خود بهتر از هرنگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله بازگردانیم!
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 1212
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2116 بار
سپاس‌های دریافتی: 5462 بار

Re: یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط anybody »

 تصویر 
خواب دیدم قیامت شده است .

هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
گفت:«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یادهندوستان کند خود بهتر از هرنگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله بازگردانیم!
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 1212
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2116 بار
سپاس‌های دریافتی: 5462 بار

Re: یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط anybody »

 تصویر 
خواب دیدم قیامت شده است .

هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
گفت:«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یادهندوستان کند خود بهتر از هرنگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله بازگردانیم!
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 1212
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2116 بار
سپاس‌های دریافتی: 5462 بار

Re: یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط anybody »

 تصویر 
خواب دیدم قیامت شده است .

هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
گفت:«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یادهندوستان کند خود بهتر از هرنگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله بازگردانیم!
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1454
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۱۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 8701 بار
سپاس‌های دریافتی: 13240 بار

Re: یک عکس ... یک دنیا حرف!

پست توسط Java »

دوست عزیز ,ضمن تشکر از شما بابت عکس ها...
نیاز نیست برای هر عکس یک پست زده بشه!

میشد تمام عکس ها رو یک جا تجمیع کرد. :razz:
تا در طلب گوهر کانی کانی      تا در هوس لقمهٔ نانی نانی

این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی     هر چیزی که در جستن آنی آنی


https://www.instagram.com/javad.molaiee/
ارسال پست

بازگشت به “عكس و نقاشي”