پیشگفتار :
در كتاب قطور تاريخ فصل جديدي به نام انقلاب اسلامي و به نام
انسان نوشته شده است. اين فصل از جنس بهار است ولي به رنگ
سرخ نوشته شده است و خزاني به دنبال ندارد. اين فصل داستان
تجديد عهد انسان در روزهاي پاياني تاريخ است و براي همين با
خون و اشك نوشته شده است؛ خوني كه يك روز در اين سرزمين
بر خاك ريخته شد و اشكي كه روزي در وداع، گوشه چادري پنهان
شد و روزي ديگر بر سر مز اري به خاك فرو شد؛ و امروز باز هم
جاري مي شود تا يك بار ديگر گرد وغبار ناگزير زمان را از چهره
سرداران روزهاي انتظار بشويد.
در كتاب قطور تاريخ فصل جديدي نوشته شده است كه سخت
عاشقانه است .
پايت را كه از زمين برگيري، آسمان راههاي بي كرانش ر ا نشانت
خواهد داد.تو ر ا در بر خو اهد گرفت و چونان امانتي لطيف بالا
خواهد برد. آن وحشت گنگ و بدوي از ارتفاع، صفير گلوله هايي
كه با خود طنين مرگ دارند ديگر نخواهدت ترساند. در نگاهت
آسمان و زمين به هم مي پيوندند تا افق شوند؛ جايي براي
درآمدن و لاجرم غروب كردن واگرغروب اينگونه خونين نباشد،
چگونه آفتاب هر صبح طلوعی تازه خواهد داشت ؟
همان وقت در مكه منتظر آمدنش بود. فرصت كمي مانده بود و
مرد، كه از چند شب پيش تقريباً نخو ابيده بود، كارهاي زيادي
داشت که باید انجام میداد
*
حقيقت همسايه ديوار به ديوار مرگ بود و مرد حقيقت را يافته بود.
___________________
عباس بابایی
تولد: 14 آذر 1329
اعزام به آمريكا جهت تكميل دوره خلباني: 1348
بازگشت به ايران: 1351
ازدواج با صديقه(مليحه) حكمت: 4 شهريور 1354
شهادت: 15 مرداد 1366
ادامه دارد ...