در حين وقوع هر انقلابي بروز وقايع و رفتارهائي اينچنين احتراز ناپذير است، چرا كه از هر قشري با هر نوع فرهنگ و رفتاري در آن مشاركت ميكنند. نميشود گفت فلان كسان كه فرهنگ پائيني دارند يا مثلا عقده اي هستند در انقلاب شركت نكنند، چرا كه به وجود آنها هم براي شكل گيري يك انقلاب احتياج هست. اما اينها ماهيت انقلاب را رد نميكند. يعني جزء ماهيت كل را رد نميكند. چيزي كه ميتواند ماهيت يك انقلاب را (از هر نوع) زير سوال ببرد، تحقّق نيافتن اهداف اصلي و منظورهاي شكل گيري آن هستند. بايد ديد كه آيا دستاوردهاي يك انقلاب همان هائي هستند كه اهداف اصلي آن را تشكيل ميدادند؟
در ضمن بنده هم متوجه نشدم عكس ملاقات مرحوم هويدا با صدام، كه خيلي قبل تر از وقايع انقلاب صورت گرفته، چه ارتباطي به وقايع دوران انقلاب دارد!







