تیر خلاص بر پیکر نیمه جان سامان پسری 24 ساله از دیار لرستان!1.فتوای جدید:پیچوندن جواب سوالات با قرار دادن شکلک ممنوع و فرد خاطی توسط مجری و سایر عواملش به شدت ضایع خواهد شد!!!!

2.تریلی من لاستیک نداره عامو! که پنجر بشه!مثل تانک زنجیری اش کردم!!!
3.البته سامان از مواضع مصنوعی و طالبانی اش عقب نشینی کرد!! سامان رو در همین حد مجازی که می شناسم بچه روشن و منطقی به نظر می یاد و اصلا دگم و یک دنده نیست و به راحتی میشه باهاش صحبت کرد بدون اینکه کار به زد و خورد و احیانا جنایت منتهی بشه!ولی باید بگم مگه میشه با خانمها فقط سلام علیک کرد! اگر کاری بعد از سلام علیک داشتیم حتما باید مثل جبار باغچه بان از پانتومیم یا زبون کر و لال ها استفاده کنیم..جدی یک لحظه تصور کنید دختر پسری که نمیخوان با هم حرف بزنند نشستند و با حرکات دست و چشم دارند منظورشونو به همدیگه می رسونند! پسر ناموس(آخر) خنده است!
4.راستی از موتور متنفرم! حدودا 20 سانتی متر پایین تر از زانوی راست من براثر تصادفی که با یک پراید کردم اندکی استخوان اضافه دراورده است!یک بار هم با یک موتوری دیگر تصادف کردم و بنده خدا با زنش بود و گورومپی هر دومون افتادیم رو آسفالت! از موتور وقتی استفاده می کنم که ماشین در دسترس نباشه(مثل الان که ناچارا فروختمش) و یا اینقدر ترافیک باشه که رانندگی فقط حروم کردن بنزین باشه و با موتور اگه بری راحت ماشینا رو لایی میدی و از بینشون سریع به مقصد میرسی! قلیون هم که گفتم ماهی یا دو ماهی یکبار اونهم فقط در نخلستان و کنار اروند و یا بهمنشیر و با رفقا تفریحی..بیشتر هرگز!
5.درباره خوزستان اشتباه به عرضت رسوندن!اکثر درامد اینجا در خود استان هزینه نمیشه و نقدا از اینجا خارج و به به حساب های مرکزی کشور دربانکهای پایتخت حواله میشه! نمیدونم الان بازار کار برای مهندسین برق مثل سابق هست یا نه چون رشته برق متاسفانه یواش یواش مثل حسابداری و مدیریت داره اشباع میشه... خصوصا بعد از اینکه دانشگاه ازاد تو هر ولایتی یک مهندسی برق هم دایر کرد! ولی اگر اینورا کار گیرت اومد متوجه میشی چه سرمایه هایی در حد میلیارد دلار از خوزستان بدست میاد و خرج سایر نقاط کشور میشه!
6.یک سوتی دیگه دادی!من گفتم سوییت دو خوابه نه دو تخته!ولی خوب شد گفتی باید اون دنیا فکر مونس و همدم هم باشم! به نظرت گیرم میاد؟
7.جدی از سالهای 70 تا 75 هیچی یادت نیست؟ واااااااا! بابا حافظه! من هر وقت ذهنم میره تو اون سالها یاد لیله بازی! لودر بازی!فرار از خونه به سمت مراتع اطراف! و مهمتر از همه آهنگ پریچه معین که فکر کنم اولین اهنگی بود که تونستم حفظش کنم! و مهمتر از همه حمله هفتگی و دسته جمعی در معیت سایر بچه های محل به باغ مشتعلی حسن جهت تناول زردآلوی درشت و شکرپاره!راستی یک حالی به صندلیت میدم و عکس 3 ماهگی ام رو میذارم! البته تو خوشکل تر بودی ها!زیاد کیفیت نداره! چون که زیرا آیا برای اینکه علت چیست؟
[External Link Removed for Guests]8.راستی هتل اوین تنهایی نمیرم!بچه ها رو جمع کن با هم بریم! مواد لازم زیادی هم نمیخواد!برو تو خیابون بگو زنده باد موساد!!!!!!! 10 دقیقه بعد بند 209 اوین!
9.سوالم درباره خواهر مادر هم نگرفتی!

من پاستوریزه نوشتم تا ضایع نباشه! منظورم این بود چرا تو دعوا ها سریع کار رو به فحش خارمادر میکشونن ..خوب همدیگرو بزنن بکشن چیکار ناموس همدیگه دارن؟
10.راستی از نگاه مسحور کننده شروع میشه بعدش به صدای لطیف میرسه!(البته برای بعضی ها حالت عکسش هم ممکنه!!)اگه گفتی چه جوری؟

10.5.یک چیز دیگه من حدود 1 سال است که کار تعمیراتی نمی کنم!

آچار و بوکس و رینگی و تست سیلندر و... این چیزا مال بچگی هامون بود!الان بیشتر کارم نظارت روی کارگرها و همچنین تاییدها و سر و کله زدن با مشتری های شرکت است! و ماهی یکبار هم شاید دیگه دستم به آچار نره!همین الان هم زیاد شرکت نمیرم وبیشتر زنگ میزنند که من برم (البته از فرودین تا خرداد بیکار بودم و ناچارا برگشتم شرکت قبلی

)!!!علت اصلی اش هم ناآشنایی سایر کارمندان با زبان انگلیسی است که الحمدلله همین هلو هاواریو که بلدم به دردم خورده! همگی دوستانی که در حال تحصیل هستند حتما در کنار درس تا می توانند زبان یاد بگیرند که موقعی که وارد بازار کار شدند با مشکل مواجه نشوند!!خود من دیر شروع کردم ولی سرسختانه دارم پیگیری میکنم!دانشگاه رفته ای که به زبان مسلط نباشد با عرض پوزش در شرایط امروزی رسما بی سواد است و نمیشه این رو انکار کرد!
اگرهم مجبور نبودم به علایق خودم می رسیدم مخصوصا نوشتن کتاب خاطراتم(با ادبیات به قول شما طنز) و همچنین هجویه ای پیرامون ناملایمات موجود!البته کتب خاطراتم حدود 140 صفحه اش دست نویس شده است و باید روزی بنشینم تایپش کنم! و بعدش بدم یک ناشر!ولی تا کامل نشه لو نخواهم داد!راستش خیلی ها هم بهم میگن تو باید بازیگر سینما میشدی!البته اگه موقعیتش پیش بیاد بدون هیچ چشمداشتی حاضرم از جلو دوربین رد شم!

11.بحث در قفل شده دسشویی شد بازم باید برام سراغ مصادیقی که سر خودم اومده!البته این سوال تو صندلی محمد 1985 هم طرح شد ولی اونم چیزی برای گفتن نداشت!

یک سری تو خونه دانشجویی تنها بودم...شام نداشتیم و ساعت 1 شب بود و من دستم از همه جا کوتاه!یخچال رو باز کردم دیدم فقط یکذره خامه(یقینا ناسالم) است توش! آقا خامه رو با نون ساندویچ کردیم زدیم تو رگ! حدود نیم ساعت بعد دیدم اساسی عمل کرد و ما اوضاعمون بی ریخت شد و دسشویی لازم!

هیچی آقا رفتم سمت دسشویی دیدم واااااای درش باز نمیشه!

چند لحظه ور رفتم به در دیدم نخیر! دیدم اگه ادامه پیدا کنه با یک بحران بین المللی در افغانستان مواجه میشم!

منم که کلا کله ام خرابه و رفتم یک چکش بزرگ تو مایه های (پتک) تو انباری خونه داشتیم برداشتم زدم در چوبی دسشویی رو با چندین ضربه اساسی آوردم پایین!!!!تقریبا در دسشویی به 3 تیکه تقسیم شد! و سپس ما رفتیم دسشویی و مورد حل شد!

فرداش که بچه ها اومدن من صبح زودش برگشته بودم شهر خودمون و هرچی به گوشی زنگ میزدن میلاد اینجا چی شده ما جواب نمی دادیم... اس ام اس دادن دزد حمله کرده؟ زلزله شده! اراذل ریختن تو خونه!

بازم خیالیم نبود! خوشبختانه این اتفاق مقارن شد با تعطیلات نوروزی و هیاهوی قضیه در این زمان خوابید

و بنده قبل از بازگشت سایر بچه ها روز 11 فرودین به منزل مراجعت و یک درب نو خریداری نمودم و نصب کردم به جای تکه پتویی که به نیابت از در نصب شده بود!! ا

لبته امیدوارم از این بلاها سر شما نیاد که هم خرج در بیفته رو دستتون و هم زحمت تخریب اموال عمومی!!
-------------------------------------------------------------
1.برو تو بحر این شعر پرمعنا و منظور مولانا...!
نردبان این جهان ما و منی است... عاقبت این نردبان افتادنی است... لاجرم آن کس که بالاتر نشست... استخوانش سختتر خواهد شکست!2.بروجرد و خرم اباد پیمان صلح امضا کردن یا هنوز در وضعیت نه جنگ نه صلح و قطعنامه ای هستند!
3.شهر ما از نظر امنیت در وضعیت بسیار مطلوبی است و حتی خانمهایی رو می بینم که ساعت 1 شب هم از کوچه رد می شوند و مزاحمتی براشون پیش نمی یاد! ولی خرم آباد رو یک مقدار وصفی یات شنیدم(راهزنی مسلحانه شبانه) وهر وقت میخوام برم تهران سعی میکنم خرم آباد رو تو روز رد کنم! خیالمو راحت کن سری بعد شب رد بشم!
4.چشماتو ببند نفس عمیق بکش و برو تو شب عروسیت و لحظه ای که عروس خانوم میخواد بله بگه و همه رو معطل کرده!
5.میگم اگه رفتی خواستگاری و لیلی مربوطه چایی ها رو ریخت رو لباست چه وضعیتی بر جلسه حاکم خواهد شد؟
6.اگر تو یک جشنواره مخترعان برنده بشی و بخوای از پله های جایگاه سالن بری بالا تا جایزه ات رو بگیری و از هولت بخوری زمین و 5000 نفر بهت بخندند تا چند وقت ناراحتی روحی میگری؟ یا اصلا عین خیالت نیست؟
7.دیدی اساتید هوای دخترا رو بیشتر دارن!به نظرت باید چیکارشون کنیم؟البته ما یک استادی داشتیم اینقدر هیز بود که ...!
8.سخت ترین درس رشته برق چیه؟الکترومغناطیس!مدار! یا...؟ کدومشون مغز تو رو کاملا ذوب میکنه!

9.یک جوون ایرانی بدون اینترنت چقدر از دنبا عقب می افته؟

10.راههای خلاص شدن از محمد1985 اینا هستند! کدومشون رو دردناک تر می بینی و پیشنهادت برای دردناک تر کردنش چیه؟

1.ذوب در کوره مواد مذاب
2.تبدیل کردن به بخار
3.رنده کردن با دستگاه
4.محبوس کردن در اتاقی کوچک همراه با 1 شیر نر و 3 پلنگ ماده!
5.انداختن از قله اورست به پایین
6.انداخت به قهر گودال ماریانا
7.انداختن در لانه مورچه های ادمخوار
11.برنامه ات برای سفر به جیبوتی-گامبیا-گابون-لائوس-مجمع الجزایر کومور و دیگر نقاط ناشنخته جهان چیست؟ من به تو امیدوارم میتونی یک کریستف کلمپ قرن 21 باشی!
-----------------------------------
final war
سامان و محاصره توسط اوباش دوره گرد
سامان و اظهار فضل!
سامان و کمالاتش!
سامان و زیبایی هایش!

سامان و زشتی هایش!
سامان و بازوهایش!
سامان و فرار از واقعیت هایش!
----------
سامان و قرار گرفتن در شرایط بسته شدن دهانش!
سامان و کوچه های آسفالت نشده!
سامان و خانه های بدون نمای زیبا و کاه گلی مانند!
سامان و آپارتمانهای شیک و خوش بر و رو!
سامان و شهردار خرم اباد شدن!
سامان و رسیدن به مقامات بالا!
سامان و پارتی بازی!
سامان و رشوه!
سامان و دخترش سمانه!

سامان و پسرش ساسان!
سامان و دروغ مصلحتی!
سامان و راستگویی اشتباه و مخرب!
سامان و سکوت علامت رضا!
سامان و منافقین
سامان و مشروطه خواهان(بنا به روایتی سلطنت طلب)
سامان و تجزیه طلبی

سامان و مشروعیت
سامان و مشروطیت
سامان و بلاهت ساده دلان
سامان و خیانت خائنان
سامان و رذالت ناکثان!
سامان و متجاوزان!

سامان و قاتلان!
سامان و جنایتکاران بالافطره!
سامان و جزیره ادمخواران!
سامان و گور دسته جمعی!
سامان و شکنجه های شدید و دلخراش!
سامان و شیرخورشید!
سامان و فروهر!
سامان و تاریخ بلند ایران!
سامان و قیاسی بین ایران بعد و قبل از اسلام!
سامان و خالد بن ولید(لعنت الله علیه و آله)
سامان و عمر الخطاب(لعنت الله علیه و آله)
سامان و سعد ابی وقاص!
سامان و همای رحمت!
سامان وسالار شهیدان!
سامان و پادشاه 8 و 4
سامان و انقلاب 57
سامان و صبح 23 خرداد
سامان و سرگیجه ذهنی!
سامان و رحمت بر روح امواتش!
سامان و صلوات جلی!
سامان و دعای فرج!
سامان و یخچالی پر از غذاها و خوردنیهای متفاوت که بعضی هاشو به عمرش هم ندیده!
سامان و کمدی مملو از لباس که بعضی هاش رو نمیتونه تشخیص بده دخترونه است یا پسرونه!
سامان و گم کردن سنگ پا...!
سامان و فردین بازی!
سامان و جوش!
سامان و پشه کوره!
سامان و زنبور!
سامان و کندویی مملو از عسل و تفکر به چگونگی تصاحب و حمله به ان!
سامان و باغی مملو از میوه و غیبت صاحب باغ!
سامان و جیب خالی!
سامان و پز عالی!
سامان و لاف سنگین!

سامان و لاف سبک!
سامان و جدا کردن پسته های آجیل!
سامان و جدا کردن رولت ها از شیرینی خشک ها!
سامان و یک سیخ داغ که غافله به دستش میگیره!
سامان و بریانی اصفهان!
سامان و کوفته تبریزی(آخر ما این غذای ترکا رو نخوردیم!انقدر هم معروفه)

سامان و قهر!
سامان و ناز کردن!
سامان و عشوه!
سامان و لپ های گل انداخته!
سامان و فانتوم کوسه!
سامان و شل شدن انگشت در اثر تایپ!
سامان و لحظه ای اندیشیدن که میلاد چه حالی داره اینهمه تایپ میکنه!
سامان و فرار از صندلی داغ!

-------------------------------
خوب میدونم که دیگه سامان الان به روغن سوزی افتاده! درکت می کنم اخوی! خودتو کنترل کن و به اعصابت مسلسل باش! چون بچه خوبی بودی یک عکس انمیشینی دیگه مهمون منی!برای موقعی که خواستی زن بگیری یادت باشه اولین چیزی براش بلوتوث می کنی همین باشه...!
[External Link Removed for Guests]سایر کاربران و کارشناسان حملات خود به سامان را با شدت و حدت هر چه تمام تر ادامه دهند و نذارن سالم از صندلی پیاده بشه!

شاد پیروز سربلند در پناه حضرت دوست!
