درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

در اين بخش مي‌توانيد در مورد سلاح و ادوات جنگي زميني به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

   [COLOR=#000080]  فارس/گزارش كنست از جنگ 33 روزه لبنان(1):  [HIGHLIGHT=#c4bd97][COLOR=#0c0c0c]درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان  [COLOR=#0c0c0c]خبرگزاري فارس:آن چه خواهيد خواند متن كامل گزارشي است كه توسط «كميته امور خارجه و امنيت كنست(پارلمان رژيم صهيونيستي)»(گزارش هنگبي) تهيه و منتشر شد.خبرگزاري فارس اين گزارش را براي نخستين بار در ايران به صورت كامل ترجمه كرده وبه صورت سلسله وار منتشر مي نمايد.    تصویر    گزارش خبرگزاري فارس، جنگ 33 روزه لبنان كه براي نخستين بار طعم شكست نظامي را در يك جنگ رودررو به تل آويو چشاند، به قدري براي سران رژيم صهيونيستي تحقير آميز و مايه سرشكستگي بود كه طي مدت دوسال پس از جنگ ، نهاد هاي گوناگون سياسي و نظامي دولت يهودي، از زير بار سنگين اين شكست شانه خالي كرده و آن را بر گردن يكديگر مي انداختند. آن چه خواهيد خواند متن كامل گزارشي است كه توسط «كميته امور خارجه و امنيت كنست(پارلمان رژيم صهيونيستي)» تهيه و منتشر شد و به «گزارش هنگبي» اشتهار دارد

. تلاش براي تهيه چنين گزارشي ، زماني جدي شد كه اخباري مبني بر اين منتشر گرديد كه نتايج تحقيق كميسيون وينوگراد ممكن است تقصير شكست در جنگ 33 روزه را متوجه نهاد سياسي دولت يهود نمايد .اين گزارش در حقيقت پيش دستي نهاد سياسي رژيم صهيونيستي بود تا عوامل شكست در جنگ 33روزه را به سوي نهاد نظامي اين رژيم معطوف كند و در دسامبر سال 2007 منتشر گرديد و خشم نظاميان صهيونيست را برانگيخت. در هر حال اين گزارش نيز مانند «گزارش كميسيون وينوگراد» از ابعاد شكست نظامي ارتش صهيونيستي پرده برمي دارد و مهر تاييد ديگري است بر پيروزي هاي قاطع مجاهدان حزب الله لبنان. خبرگزاري فارس با تهيه متن اين گزارش، آن را به صورت كامل ترجمه كرده و به مناسبت سومين سالگرد پيروزي حزب الله در جنگ 33 روزه لبنان به صورت سلسله وار منتشر مي نمايد. بديهي است كه تنظيم اين گزارش توسط سياستمداران صهيونيست انجام گرفته و اصطلاحاتي كه در آن به كار برده شده است به طور كامل مورد تاييد خبرگزاري فارس نمي باشد اما براي حفظ سنديت اين گزارش از تغيير دادن واژه ها اجتناب شده است.

متن كامل «گزارش كميته امور خارجه و امنيت كنست» درباره «جنگ دوم لبنان»- دسامبر 2007(قسمت اول)

*مقدمه

شصت سال از استقلال* مي گذرد كه تمامي اين سالها با منازعه همراه بوده است. به غرم تمام تلاش هايي كه براي ايجاد صلح با همسايه ها به كارگرفته شد، اما همچنان حكومت اسرائيل از زمان تأسيس خود تا به امروز درگير تثبيت نظام و حمايت از وجود خود مي باشد و همچنان هزينه هاي هنگفتي را براي اين هدف مي پردازد...

در جنگ دوم لبنان، ما ناچار بوديم كه بار ديگر اين هزينه را بپردازيم، اما هزينه اي هنگفت تر و سرسام آور. چون در اين مدت بر اثر حملات موشكي حزب الله 119 سرباز اسرائيلي و نيز 40 شهروند اسرائيلي كشته شدند. در اين ميان افراد بسياري از جمله افراد عائله مند مصدوم شدند كه شرايط زندگي آنان متأثر از اين وضعيت، تغيير كرد و آنان به دليل مصدوميت ها و آسيب هاي وارده، با رنج و مشكلات زندگي خواهند كرد. علاوه بر اين ، دشمن، دو سرباز اسرائيلي به نامهاي ايهود گولد فاسير و الداد ريگيف را در ابتداي اين جنگ به اسارت خود درآورد كه تازمان نگارش اين سطور، از سرنوشت آنان خبري در دست نيست.

اين جنگ موجب شد محافل عمومي اسرائيل دچار نااميدي و ناكامي گردند . دهها اظهار نظر و سخنان ايراد شده توسط افسران ، سربازان و نيروهاي احتياط كه در مرحله اول نتيجه گيري و عبرت گيري از اين جنگ به دعوت ما در اين كميته حاضر شدند، بهترين دليل براي بيان احساسات موجود در محافل عمومي اسرائيل مي باشد. سربازان اسرايئلي در پيشگاه اعضاي اين كميته نسبت به عملكرد رزمي خود در ميدان نبرد احساسات بدي اظهار نمودند. علاوه بر اين، مجموعه اظهارات آنها به نحوي بيانگر اين است كه در صورت بروز جنگي دوباره، اين بار ديگر، به فراخوان براي جنگ، مانند جنگ سي و سه روزه شاهد پاسخ مثبت و فراگير نيروها نخواهيم بود.

اين امر موجب شد اعضاي اين كميته احساس كنند كه سران حكومت بايد نسبت به سربازان احتياط كه در اين جنگ به آنان آسيب رواني جدي وارد شده و همچنان آثار و نشانه هاي آن باقي مانده نقش بيشتري ايفا نمايند و به آنان عنايت بيشتري داشته باشند. چراكه احساس شكست سنگين در جنگ اخير ، به آنان آسيب هاي رواني شديدي وارد ساخته است.

كميته سياست خارجي و امنيت كنيسته، كه تهيه كننده اين گزارش مي باشد، با رفتاري آگاهانه از بيان هرگونه توصيه شخصي به فرماندهان نظامي و سران حكومت خودداري نموده است و كميته اي والا مقام به رياست قاضي الياهو وينوگراد را براي انجام اين مأموريت تعيين كرده است كه گزارش كميته وينوگراد منتشر شده و در دسترس مردم اسرائيل قرار گرفته است.

در گزارش وينوگراد ، نقش هايي كه سران دو رده سياسي و نظامي ايفا نموده اند را مورد بررسي قرار مي دهد. لذا كميته ما ، تا اندازه ممكن از ارائه توصيه هاي شخصي خودداري كرده است. چراكه شماري از اعضاي كميته ما، در سمت هاي پارلماني مشغول كار هستند و اين امر ممكن است كميته ما را با مشكلات جدي مواجه سازد. در نتيجه ما خود را قاضيان مستقل و آزاده از هرگونه قيد هاي ايدئولوژيك ، حزبي يا شخصي اعلام نمي‌كنيم.

اما با اين حال، توصيه هاي ارائه شده درگزارش اين كميته بر مشاهدات و نتايج حرفه اي ، ميداني، و نظري متمركز خواهد بود. چراكه از مباني اوليه تشكيل اين كميته، همكاري با تمامي دستگاهها و نهادها براي اصلاح سيستم امنيتي اسرائيل ، پس از پايان جنگ دوم لبنان مي باشد.

به همين رو، اهتمام بيشتر اين گزارش -كه خوانندگان نيز آنرا به چشم خود مي بينند- توضيح بسياري از مباني بنيادين سياسي امنيتي مي باشد . چراكه با توجه به مسئوليت پارلماني اين كميته، اهتمام به اين مسأله پيش از هر امر ديگري ضروري به نظر مي رسيد.

جنگ دوم لبنان به عنوان واكنش قاطع و سريع اسرائيل به ربايش و كشتار از سوي حزب الله در مناقط تحت حاكميت اسرائيل بروز يافت. حزب الله نيز در پاسخ، باران سنگين موشكي و بمب هاي فراوان خود را بر روي مناطق مختلفي از جبهه داخلي اسرائيل فرو ريخت. البته اين اقدام ، غافلگير كننده نبود، چون تقويت حزب الله و برگزاري دوره هاي كارآمد سازي نيروهاي اين حزب ، اموري هستند كه از سالها پيش مشخص و شناخته شده بودند.

زماني كه اسرائيل مقرر كرد حد و مرز خويشتن داري در برابر حزب الله را تعيين كند و مصمم شد كه پاسخ به حزب الله شديد و در عين حال قاطع باشد،دو رده سياسي و نظامي به خوبي مي دانستند كه يكي از نتايج طبيعي و پيامدهاي قابل پيش بيني اين پاسخ ، ورود اسرائيل به جنگي دراز مدت با حزب الله مي باشد و بايد وارد نبردهايي با مدت طولاني و اهداف گسترده شويم. همچنين پيش بيني مي شد كه بخش گسترده اي از شهروندان اسرائيلي -دست كم در مناطق شمال- مصدوم شوند و آسيب ببينند. اما بر خلاف اين ارزيابي ها، وقتي كه درگيري ها شروع شد، عملكرد ارتش اسرائيل به گونه بود كه گويا تنها مأموريت ارتش، از بين بردن توان موشكي حزب الله و متوقف كردن پرتاب موشك به اسرائيل مي باشد.

اين هدف در عمل محقق نشد و جنگ به مدت 34 روز ادامه يافت ، در حاليكه تهديد موشكي به قوت خود باقي مانده و همچون روز اول شروع جنگ، اين تهديد وجود دارد.

علت شكست: تصميم به ورود به جنگ بر ضد حزب الله با طبيعت هدف مورد نظر تناسبي نداشت. اسرائيل، گزينه ورود به جنگي ويرانگر بر ضد حزب الله را از راه بمباران شديد اهداف حزب الله و ديگر مناطق لبنان شروع كرد. تصميم سازان اسرائيلي گمان كردند كه نيروي هوايي اسرائيل مي تواند به تنهايي تهديد حزب الله را از ميان بردارد. مي دانيم كه شيوه سنتي و كلاسيك براي فعال كردن توان نظامي از راه برداشتن گام هاي زير مي باشد:

1. به تصرف در آوردن مقر ها و سكوهاي پرتاب موشك

2. اقدام به پاكسازي اين مقر ها تا آخرين نقطه...

3. ورود به عمق مناطقي كه احتمال دارد به مقر هاي جايگزين تبديل گردند..

شكست سخت در ميدان نبرد توانست تفسيري آشكار از اختلاف صريح ميان شيوه فعال كردن آتش پدافند با اقدام به انجام عمليات گسترده زميني و با آموزش هاي عميق و دقيق ، ارائه نمايد.

جوهره عملكرد نظامي اسرائيل در جنگ لبنان مبتني بر اين فرضيه است كه تخريب اهداف دشمن از راه ريختن آتش سنگين بر دشمن موجب مي شود كه رهبران حزب الله با شرايط دشوار روبرو شوند و مجبور شوند در خصوص كارآمدي حمله موشكي خود، بازنگري نمايند. اما مشخص شد كه توان عملياتي حزب الله در خصوص پرتاب موشك به شكل اساسي ضربه نخورده است. به ديگر سخن، هدف فرماندهي اسرائيل ، تغيير واقعيت موجود از راه قانع سازي دشمن بود. به طوري كه اميد داشت حزب الله در فرصتي كوتاه قانع شوند كه حملات موشكي حزب الله ، كارآمدي لازم را ندارد. در نتيجه كار به دست حزب الله افتاد و همه چيز به حزالله بستگي داشت. از آنجا كه حزب الله به طور ضعيف آشكار نشد و به دنبال بازنگري در ميزان خسارت هاي وارد آمده از راه حملات هوايي اسرائيل نبود، با تأسف بايد گفت ، واقعيتي كه به خاطر تغيير آن هزينه هاي سنگيني را بر خود تحميل كرديم ، همچنان پابرجاست و هيچ چيز تغيير نكرده است.

اما در مقابل، عمليات زميني مي توانست بدون توجه به اراده دشمن ، تغيير مطلوب را در واقعيت موجود ، پديد آورد، بدون اينكه تلاش كند وضعيت رواني فرماندهان و سران دشمن را بررسي نمايد. در نتيجه ممكن بود كه دشمن مجبور شود ، اهداف خود را تغيير دهد و به دنبال متوقف سازي تهديد بر آيد ، به طوري كه اين عمليات نظامي زميني مي توانست با يك عمليات سرنوشت ساز و تعيين كننده، داده هاي جديدي را در عرصه ميداني ايجاد نمايد.

علت اتكاي استراتژيك بر منحصركردن ابزار نبرد در حملات شديد ، عبارتند از :

1. تقويت كردن روند مسلح شدن به موشك هاي دراز مدت

2. ابداع و خلاقيت در ارائه نظريه هاي جديد نظامي و ميداني

3. اعمال مديريت علمي نبردها.

4. وجود شبكه هاي ارتباطاتي پيشرفته و ... .

در نتيجه شاهد پيشرفت فناوري جديد هستيم تا روند تصميم سازي نظامي اسرائيل به دنبال ايجاد انقلابي جدي در مديريت نبرد نظامي باشد. به همين دليل، تصميم سازان و تصميم گيران در اين سازمان نظامي به دنبال ايجاد انقلابي در شيوه هاي مديريت جنگ هاي نظامي افتادند. لذا هدف راهبردي اين جنگ به مثابه پياده سازي نظريه هاي جديد نظامي بود به طوري كه تصور مي شد بمباران شديد مي تواند سرانجام فرماندهي دشمن را ويران سازد و زمينه را براي انجام عمليات كلاسيك و تعيين كننده در راستاي منافع ما فراهم سازد. تا از راه اين عمليات، كنترل و تسلط بر منطقه جغرافيايي صورت گيرد و نيروهاي دشمن كه در منطقه مستقر مي باشند، از بين بروند.

به همين دليل تصميم گيران در سطوح سياسي و نظامي اسرائيل بر اين باور بودند كه بايد استراتژي بمباران شديد را در رويارويي با حزب الله به كار بنديم. اما اين به معناي بي نيازي از انجام عمليات زميني در عمق خاك دشمن نمي باشد و همچنين به معناي دوري گزيني از رويارويي مستقيم و نزديك با نيروهاي حزب الله نمي باشد. هرچند ا ين مسأله براي ما خسارت هاي انساني سنگيني را به همراه داشته باشد. چون رويارويي هاي زميني بسيار كارآمدتر از جنگ فرسايشي است كه بدون يورش ميداني صورت ميگيرد و در آن از عنصر اشغال مناطق دشمن و پاكسازي آن و نيز حضور دراز مدت در اين مناطق استفاده نمي شود.

روند امور در جنگ اخير ثابت كرد كه اين تنها يك تئوري است، چراكه حمله به اهداف معين و از بين بردن آنها، الزاماً به معناي از بين بردن قاطع دشمن نيست. چون دشمني مانند حزب الله ، با ويران شدن زيرساخت ها چندان آسيب نديد و از آن متأثر نشد. همچنانكه نسبت به آسيب ديدن غير نظاميان نيز نگران نشد ، بلكه تلاش كرد ، آسيب ها را منحصر به صفوف نيروهاي ما بكند.

در نتيجه، بسنده كردن به حملات سنگين و پرحجم هوايي و بمباران شديد سودي نداشت، چون حزب الله توانست نيروهاي خود را سريعاً از طريق گروههاي كوچك مسئول پرتاب موشك، مستقر نمايد و اين گروهها توان پنهان شدن و اختفا در برابر هواپيماهاي ما را داشتند و مي توانستند در اماكن مسكوني غير نظامي سنگر بگيرند. در اين محيط بايد به دنبال خدماتي باشيم كه مهمترين آنها گردآوري اطلاعات امنيتي و ضداطلاعاتي است.

همچنين نوع ميدان نبردي كه نيروهاي ما در جنگ دوم لبنان با آن روبرو بودند، محدوديت قابل توجهي داشت و براي همگان آشكار بود. علاوه بر اين ما با دشواري ها و ناكامي هاي بسياري روبرو بوديم. به ويژه در رويارويي نظامي با سازماني كه از جنگ هاي پارتيزاني استفاده مي كند و عملكرد آن با رفتار ارتش هاي كلاسيك كاملاً متفاوت است.

به دلايل پيش گفته و بسياري دلايل ديگر ، كميته امور خارجه و امنيت كنيست، در نشستي به دنبال انجام يك مأموريت بنيادين بود كه : در نوع رويارويي ها و درگيري هاي جنگ دوم لبنان بازنگري شود و با انجام يك عمليات منظم، دقيق و علمي درس ها وعبرت هاي لازم از اين جنگ گرفته شود و نظر خود را براي اصلاحات لازم در ارتش و عملكرد آن ارائه نمايد تا ارتش بتواند خود را براي نبردهاي پيش رو در آينده -چه آنهايي كه خود آغازگر باشيم و چه نبردهايي كه بر ما تحميل شوند- آماده سازد.

در پايان ، از تمامي اعضاي اين كميته به دليل حضور فعال در بحث و بررسي ها و مأموريت هاي اين كميته براي تهيه اين گزارش ، سپاس فراوان دارم و از نقش بسزاي آنها در تهيه نتايج و توصيه ها براي تصميم سازان تشكر مي نمايم. همچنانكه از اعضاي كميته كارشناسان متخصصي كه با گردآوري اطلاعات بسيار، كمك هاي ارزشمندي به ما ارائه نمودند و ما را در تهيه اين گزارش ياري رساندند، تشكر مي كنم.

عضو كنيست«تساحي هنگبي» رئيس كميته امور خارجه و امنيت

اعضاي كميسيون امور خارجه و امنيت كنيست:

1.تساحي هنگبي: رئيس كميسيون

2.يتسحاق بن يسرائيل،

3.يوفال اشتاينتز

4.عميراه دوتان

5.سليوان شالوم

6.عوتنييل شنلر

7.استرينا تروتمان

8.افرايم سنيه

9.يسرائيل حسون

10.كوليت ابيتال

11.آفي ايتام

12.داني ياتوم

13.تسابي هندل

14.شلومو بن عيزري

15.حنان گيلزر

16.ابراهام رابيتز

17.يوسي بيلن

اعضاي كميته كارشناسان :

1.سرلشكر بازنشسته، ابريئيل بار يوسف، مدير كميته

2.ژنرال بازنشسته، شموئيل ليتكين، : مشاور موضوعي.

3.خانم ميري فرانكيل شور(وكيل): مشاور حقوقي

4.افنير سمحوني، مشاور موضوعي خارجه.

5.اساف فريدمن، معاون مدير كميته.

*پي نوشت ها:

*منظور از«استقلال» تشكيل رژيم غيرقانوني صهيونيستي در سال1948 است.

ادامه دارد

به مناسبت سومين سالگرد جنگ 33 روزه لبنان

ترجمه: مرتضي حسيني فاضل

تهيه و ويرايش: محمدعلي صمدي     
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

  فارس/گزارش «كنيست» از جنگ 33 روزه لبنان(2): 
 
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]پارلمان رژيم صهيونيستي:حزب الله تهديدي جدي براي اسراييل    
 
خبرگزاري فارس:حزب الله به نيروهاي خود جنگ فرسايشي و جنگ پارتيزاني آموزش مي دهد ، به طوري كه آنها توانسته اند در رويارويي هاي ميداني اين آموزش ها را به خوبي عملي سازند.به اين ترتيب، ارتش اسرائيل در برابر چالش و تهديدي جدي به نام حزب الله قرار گرفت.  
 
 
 تصویر 


*خلاصه اي از زمينه هاي رويدادها

در روز چهارشنبه مطابق با 12/7/2006 نزديك ساعت نه صبح، يك نيروي نظامي ارتش شامل دو نفربر نظامي از نوع "همر " حامل هفت سرباز در مرزها لبنان و به سمت شرق (منطقه هاي زرعيت و شتولا) سرگرم گشت زني بود.
پس از گذشت پانزده دقيقه از شروع فعاليت، اين نيرو با آتش سنگين از سوي كمين واقع در منطقه "المطله " مواجه شد. اين كمين در فاصله بسيار نزديك و از داخل اراضي اسرائيل اقدام به حمله نمود.
نتيجه اوليه اين حمله مسلحانه، كشته شدن سه سرباز اسرائيلي و زخمي شدن دو تن و نيز ربوده شدن دو سرباز ديگر از سوي عناصر حزب الله بود.
پس از گذشت يك 75 دقيقه از اين رويداد، يك تانك زرهي به همراه نيروي پياده به سمت ديوار مرزي بين لبنان و اسرائيل و همان نقطه شليك به نيروي گشتي، اعزام شدند. تا رزمندگان حزب الله و ربايندگان دو سرباز اسرائيلي را تعقيب كنند و مانع از عقب نشيني آنها بشوند.
اين تانك نيز در كمين نيروهاي مسلح افتاد ،به طوري كه انفجار يك بمب بزرگ موجب انفجار سريع و انهدام كامل اين تانك گرديد. در نتيجه چهار نيروي داخل تانك نيز به همراه يك سرباز از نيروهاي پياده كشته شدند. عمليات ربايش اين دو سرباز با گشودن آتش سنگين از سمت هاي مختلف و نيز پرتاب خمپاره از سوي نيروهاي حزب الله به سمت چندين هدف در منطقه كوهستاني مرزي همراه بود. به دنبال اين رويداد، دولت اسرائيل ، نشست فوق العاده اي برگزار نمود و تصميم گرفت براي پاسخ قاطع و جدي به حزب الله، عمليات نظامي شروع شود. دولت در اين نشست با يك سري عمليات نظامي كه از سوي مسئولين دستگاه امنيتي ارائه شده بود، موافقت نمود.
از سوي مقابل و به دنبال اجراي عمليات هاي مصوب از سوي اسرائيل، حزب الله نيز حملات خود، به ويژه پرتاب موشك به مجتمع هاي مسكوني درشمال اسرائيل را تشديد نمود نام اين نبرد نظامي "جنگ دوم لبنان " نام گرفت كه به مدت 34 روز و تا تاريخ 12/8/2006 ادامه يافت كه در اين تاريخ شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه 1701 را صادر نمود.
در طول اين جنگ، 40 شهروند به همراه 119 سرباز اسرائيلي كشته شدند و ساكنان مناطق شمال اسرائيل نيز كه بيش از يك ميليون جمعيت را شامل مي شود، مجبور شدند در طول اين جنگ و به دليل حملات موشكي حزب الله، در پناهگاهها و مناطق حفاظت شده به سر ببرند. اين حملات موشكي تا پايان جنگ ادامه يافت و اسرائيل را با اصابت بيش از چهار هزار موشك مواجه نمود كه بيشتر اين موشك ها از نوع كاتيوشا بودند.
اين براي اولين بار نبود كه حزب الله اقدام به ربودن سربازان ارتش اسرائيل مي نمود. حزب الله كه در هنگامه جنگ اول لبنان در سال 1982 تأسيس شد، توانست خود را تقويت و مسلح نموده و در منطقه كمربند امنيتي در جنوب لبنان با ارتش اسرائيل جنگي فرسايشي را آغاز نمايد و در همان حال توانست با موفقيت، به مجموعه هاي مسكوني شمال اسرائيل را هدف موشك قرار دهد و ارتش اسرائيل را در تاريخ ماه مه 2000 ميلادي مجبور به عقب نشيني از جنوب لبنان نمايد. پس از چند ماه از اين عقب نشيني، حزب الله توانست سه سرباز اسرائيلي را از منطقه مرزي در نزديكي "جبل دوف " بربايد. تلاش حزب الله براي ربايش تعداد بيشتري از نيروهاي اسرائيل ادامه يافت تا اينكه در نوامبر 2005 نيز با حمله به يك مقر ارتش اسرائيل در نزديكي روستاي «غجر» تلاش كرد سربازان اسرائيلي موجود در اين مقر را بربايد اما ناكام ماند. حزب الله از زمان تأسيس خود از سوي ايران و سوريه تجهيزات نظامي دريافت مي كند و خود را مسلح كرده است. اين دو كشور براي كادرسازي و آموزش نيروهاي حزب الله ،به آن كمك كرده اند و اين سازمان نيز در راستاي خدمت به منافع اين دو كشور چندين عمليات نظامي بر ضد اسرائيل را انجام داده است.
جوهره توان تسليحاتي حزب الله در بمب هاي دور برد، با برد بيش از يكصد كليومتر خلاصه مي شود كه توانسته مناطق مختلفي از اسرائيل را تهديد كند. در كنار اين تسليحات، حزب الله توانسته شبكه كارآمد ارتباطاتي فرماندهي ميداني و نيز شبكه اي گسترده از مخفي گاهها و نيز تونل ها را در سرتاسر مرزهاي جنوبي لبنان ايجاد كند.
حزب الله به نيروهاي خود جنگ فرسايشي و جنگ پارتيزاني آموزش مي دهد ، به طوري كه آنها توانسته اند در رويارويي هاي ميداني اين آموزش ها را به خوبي عملي سازند. در اينجا بايد يادآوري نمود كه در آغاز سال 2005 ميلادي نيروهاي سوري از لبنان خارج شدند و اين مسأله موجب تقويت موقعيت حزب الله از چند جهت ، از جمله تثبيت موقعيت حزب الله در نقشه سياسي لبنان شد و نيز اين حزب را به بازوي پيشرفته نظامي سوريه در لبنان مبدل گرديد.
به اين ترتيب، ارتش اسرائيل در برابر چالش و تهديدي جدي به نام حزب الله قرار گرفت و به ناچار وارد درگيري نظامي با اين حزب شد. به همين رو با توجه به نوع رويارويي نظامي كه اسرائيل در جنگ دوم لبنان انجام داد و نيز درك اسرائيلي ها مبني بر اينكه اين تجربه ممكن است تكرار شود و ممكن است حكومت اسرائيل وارد رويارويي هاي مشابه اين نبرد گردد، نياز جدي به نتيجه گيري و درس گيري از اين جنگ وجود دارد.
براي تحقق اين هدف، دستگاه امنيتي بلافاصله ، پس از اتمام جنگ اقدام به انجام يك سري تحقيقات گسترده و ژرف نمود و تحقيق و تفحص از تمامي يگانها و دستگاههاي نظامي به كارگرفته شده در طول اين جنگ را شروع كرد تا بتواند توان رزمي ارتش را بهبهود بخشد و سطح آمادگي اين نيرو را بالا ببرد.
با اين حال، هر دستگاهي در سازمان نظامي و در صدر آنها ارتش، به تحقيق و تفحص دقيق و نقد برون سازماني از عملكرد خود نياز دارد تا بتواند فرايند اصلاحات سازماني مورد نظر را تكميل كند. البته اين تحقيق و تفحص و نقد برون سازماني نيازمند توجه و اشراف به اين نكته است كه علاوه بر سازمان نظامي، در اين جنگ سازمان ها و دستگاههاي ديگري نيز مانند دولت، وزارت خارجه و ديگر دستگاههاي امنيتي مشاركت داشته اند.
كميسيون سياست خارجي و امنيت از سوي كنيست، مأمور انجام تحقيق و تفحص دقيق از عملكرد دستگاههاي امنيتي و نظامي فعال در زمينه هاي سياسي، امور خارجه و نيز امنيتي اسرائيل شده است. جنگ دوم لبنان نيز مانند جنگ هاي گذشته نتايجي تاريخي به ارمغان آورد كه به حال و آينده حكومت مرتبط مي باشند. به همين رو، اين كميسيون براي اولين بار در تاريخ فعاليت خود-جداي از چارچوب ها و مسئوليت هاي ديگر كميته هاي دولتي، ناظر و بازرس حكومت و نيز ديگر نهادهاي مسئول بررسي و تحقيق موجود در كشور و جهان - وارد جزئيات و عمق مسائل جنگ شد .
اين گزارش در راستاي مأموريت هاي اين كميسيون مبني بر اشراف بر عملكرد رده هاي سياسي و اجرايي و پيامدهاي مختلف عملكرد اين نهادها در زمينه هاي امنيتي و امور خارجه تهيه گرديده است.

*شيوه كار

بر اساس تصميم رئيس كميسيون امور خارجه و امنيت كنيست و به درخواست تمامي اعضاي اين كميسيون و نيز توصيه كادر كارشناسان خبره تعيين شده از سوي اين كميسيون، لازم ديديم در جزئيات رويدادهاي جنگ از زمان آغاز آن تا به پايان جنگ ، وارد شود. به همين دليل اين كميسيون از دومين روز شروع جنگ در دفتر خود در كنيست جلساتي را تشكيل داد و پشت درهاي بسته با وزير دفاع به مدت دو ساعت و نيم به بحث و بررسي و مناقشه در خصوص جنگ پرداخت. در اين جلسه مجموعه اي از اطلاعات امنيتي و شيوه هاي نظامي داراي ابعاد استراتژيك و به كارگرفته شده در اين جنگ ، به اطلاع حضار رسيد.
وزير دفاع در اين جلسه ، خلاصه اي از تصميمات اتخاذ شده از سوي دولت نيز خطوط كلي عمليات نظامي شروع شده توسط ارتش را ارائه نمود. به محض پايان يافتن اين جنگ، كميسيون ما ، تلاش گسترده اي را به كار بست به طوري كه در مجموع ، با طرف ها و دستگاههاي مرتبط با روند جنگ، 40 نشست و ديدار برگزار نمود. به طوري كه دست كم روزانه يك نشست و بازديد ميداني انجام مي شد.
در خلال فعاليت اين كميسيون، فرماندهان مختلف نظامي و رهبران سياسي بسياري ، به اداي شهادت در اين كميته پرداختند كه از برجسته ترين آنها عبارتند از : نخست وزير، وزير دفاع، وزير خارجه ، رئيس ستاد كل ارتش، رئيس دستگاه اطلاعات نظامي "امان " ، فرمانده نيروي هوايي ،فرمانده نيروي دريايي و رؤساي يگان هاي طرح و برنامه و تحقيقات نظامي ، رئيس يگان امنيت اطلاعات، رئيس بازرسي نظامي، و ديگر نمايندگان يگان هاي مختلف ارتش، نيز رؤساي دستگاههاي امنيتي و بسياري از مقامات و... .
اين كميته اقدام به بازديد ميداني از شماري از اماكن و مقر ها مانند جبهه نبرد در شمال ، مقر ستاد كل ارتش ، پايگاههاي يگان هاي اجرايي، اداره هاي جبهه داخلي و دستگاه اطلاعات نمود. از آنجا كه جبهه داخلي در روند اين جنگ ، اهميت محوري و مستقيمي به خود اختصاص داده بود، مقرر گرديد كميته همكاري، تشكيل شود تا ميزان آمادگي و توان اين جبهه را -چه در شرايط فوق العاده و چه پس از جنگ- بررسي و ارزيابي نمايد. همچنين مقرر گرديد يك تيم ويژه براي تعيين ميزان شايستگي هاي فرماندهي جبهه داخلي در پرتو نتايج نگران كننده اين جنگ، تشكيل گردد.
پس از پايان اين عمليات نظامي، اين كميسيون به ارزيابي هاي خود ادامه داد و بحث و بررسي هاي فراواني را انجام داد تا بتواند نتايج و درس هاي اين جنگ را استخراج نمايد. كه در اين جلسات، افراد برجسته اي از دستگاههاي مختلف امنيتي و امور خارجه حكومت از جمله مقامات بلندپايه سياسي به اداي شهادت و ارائه اطلاعات اقدام نمودند و اعضاي كميسيون خواستار ارائه پيشنهادات و راهكارهاي جايگزين براي جبران نتايج اين جنگ از سوي آنان شدند. از جمله كساني كه در اين كميسيون حاضر شدند، مي توان شخصيت هايي را نام برد كه در كميته هاي تحقيق پس از جنگ ، تعيين شدند.
در خلال اين بحث و بررسي ها و تحقيقات بسياري كه از سوي اين كميسيون انجام شد، مسئوليت ها ميان كميته هاي فرعي كه بعداً تشكيل شدند، توزيع گرديد كه به شرح زير مي باشد:

*1. كميته ويژه امنيت و ضداطلاعات، مأموريت هاي سري ، اسرا و مفقودين.
*2. كميته ويژه تعيين اهميت هشدارهاي امنيتي.
*3. كميته ويژه اصول امينتي و ايجاد نيروي نظامي.
*4. كميته ويژه روابط خارجي و اطلاع رساني.
*5. كميته ويژه نيروي انساني در ارتش اسرائيل.
*6. كميته ويژه ميزان آمادگي جبهه داخلي در شرايط فوق العاده.
*7. كميته ويژه ارزيابي ميزان كادرسازي و آموزش هاي لازم ديده شده از سوي فرماندهان و افسران بلندپايه ارتش.

اين كميسيون به افسران و سربازان احتياط كه در مدت اين جنگ ، فعاليت كرده اند ، اجازه داد تا شهادت ها و اظهارات خود را به اين كميسيون ارائه نمايند. به طوري كه دهها تن از اين افراد به ارائه توضيح در خصوص بسياري از جزئيات ميداني اين جنگ اقدام نمودند. آنها نسبت به نحوه مديريت ميداني جنگ انتقادات جدي وارد نمودند كه اين امر به كميسيون امور خارجه و امنيت كنيست كمك كرد تا بتواند تصويري از تمرين هاي داده شده به سربازان و نيز احساس تناقض در ميان سربازان به هنگام برپايي اين جنگ، را ارائه نمايد.
علاوه بر اين، كادر (تيم) كارشناسان خبره به اسناد و مطالب مختلفي دست يافتند از جمله: طرح هاي عملياتي، گزارش هاي ضداطلاعات، خلاصه ديدارها و نشست ها، نقشه هاي ميداني، تحقيقات و مطالعات، و مقالات مطبوعاتي و نيز تحليل هاي آكادميك. همه اين اطلاعات و اسناد مورد تحليل و بازنگري دقيق قرار گرفتند و داده هاي آنها به خوبي بررسي شدند.
اين كميسيون تأكيد مي كند كه با انجام بازديدهاي فراوان ميداني و نيز از راه اظهارات طرف هاي مختلف امنيتي و امور خارجي توانست اسناد مورد نياز بسياري را به دست بياورد و اين مقامات با كميسيون ما همكاري لازم را نموده اند.
اين كميسيون تمامي مأموريت هاي محوله را به خوبي انجام داد و عملكرد داخلي -مربوط به نهادي هاي رسمي دولتي،سياسي و نظامي - را مورد بررسي قرار داده و اقدام به ارائه توصيه هاي مربوط به روند جنگ نمود. شايان توجه است كه اين كميسيون در گزارش اول خود به جزئيات مربوط به جنگ نپرداخت و به دنبال ترسيم كروكي ميداني روند جنگ نبود. چراكه اين مأموريت در خارج از حيطه اختيارات و صلاحيت هاي اين كميسيون بود و اين مهم به عهده ديگر طرف هاي امنيتي و سياسي بود.
«كميسيون امور خارجه و امنيت كنيست»، تلاش كرده است بر مسائل بنيادين و محوري مربوط به آمادگي براي شروع جنگ، نتايج و دروس برگرفته از آن ، تكيه نمايد و نيز بر موضوع تأثير اين مسائل بنيادين بر نوع رويارويي هاي نظامي -كه ممكن است اسرائيل در آينده نيز با آنها روبرو گردد-تمركز نمايد. اين مسائل بنيادين به مأموريت ها و وظايفي مي پردازد كه بايد علاوه بر دستگاه سياسي حكومت، فرماندهان دستگاههاي مختلف امنيتي نيز به اين مأموريت ها و وظايف مبادرت ورزند.
همچنين ، اين كميسيون به برخي از موضوعات جداگانه در زمينه هاي مختلف پرداخته و اهتمام و توجه خود را محدود به تأثيرات اين امور در كاميابي و ناكامي هاي جنگ نموده است تا بتواند به توصيه ها و نتايج مربوط به جنگ دست يابد.
همچنانكه در ادامه اين گزارش نيز آشكار مي شود كميسيون ما بخش هاي اوليه اين گزارش را به بحث و سخن گفتن درباره محورهاي بنيادين و اصلي اختصاص داده است تا بتواند از اين رهگذر ، نتايج و توصيه هاي لازم را برگيرد.
بر اساس مجوزي كه به ما داده شد و نيز تركيب كنوني كميسيون امنيت و امور خارجه كنيست، اين توان را در خود ديديم كه برخي از جنبه هاي پنهان را توضيح بدهد. چراكه اعضاي اين كميسيون با طيف گسترده اي از اطلاعات روبرو شده اند و نيز در زمينه هاي امور خارجه، مسائل امنيتي و امور ديپلماتيك از تجربه هاي گرانمايه اي برخوردارند. و بي ترديد اين امر توانست به ما كمك كند تا تصويري جامع و فراگير از داده ها و رويدادهاي مختلف جنگ به دست آوريم كه اين تصوير را در اين گزارش مي خوانيد.
اعضاي اين كميسيون اميدوارند توصيه هاي آنان در اصلاح وضعيت اشتباه موجود به هنگام شروع جنگ و در اثناي آن موفق شود و در همين حال بتواند حمايت و پشتيباني ملي لازم از حكومت را ارائه دهد.
شايان يادآوري است كه به هنگام تهيه اين گزارش براي تهيه تعيين نتايج و دروس جنگ، كميسيون به گونه اي مسائل را مورد بحث قرار داد كه طرف ها و رده هاي رسمي به نتايج گرفته شده توسط اين كميسيون نگاهي مثبت داشته باشند و بر اساس داده هايي كه به آنها دست يافتيم، آشكار شد كه ميان اقدامات ميداني به اجرا درآمده از سوي برخي از دستگاههاي مرتبط و نتايج و توصيه هاي تهيه شده توسط كميسيون امور خارجه و امنيت كنيست، ارتباط تنگاتنگي وجود دارد. با اين حال مناسب ديديم توصيه ها و نتايج تهيه شده توسط كميسيون را با صرف نظر از اين اقدامات و عملكرد ها منتشر نماييم.

ادامه دارد

به مناسبت سومين سالگرد جنگ 33 روزه لبنان
ترجمه: مرتضي حسيني فاضل
تهيه و ويرايش: محمدعلي صمدي

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

 [HIGHLIGHT=#c6d9f0]پارلمان رژيم صهيونيستي:قرار نبودعمليات زميني قابل توجهي اجرا شود   
 
خبرگزاري فارس: برنامه ريخته شده براي اين راهكار اين بود كه عمليات چند روز طول بكشد بدون اينكه عمليات زميني قابل توجهي اجرا شود و به طور همزمان لازم بود "يك گريزگاه سياسي سريع " با هماهنگي با سازمان ملل و نيروهاي بين المللي ايجاد گردد.  
 
 
 تصویر 


*وضعيت ها و داده هاي موجود

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*ميزان آمادگي ارتش اسرائيل در مرزهاي شمالي، در آستانه شروع جنگ
 
در طول سالهاي پيش از اين جنگ، دستگاههاي امنيتي، اطلاعاتي و عملياتي و نيز رهبران سياسي اسرائيل نسبت به رشد و افزايش توان نظامي حزب الله و نيز توان حزب الله براي اجراي علميات ربودن سربازان اسرائيلي، آگاهي و بينش درستي داشتند. اما اسرائيل در تعامل خود با اين حزب از راهبردي پيروي كرد كه بر اساس آن بايد از اموري كه به وخامت كلي رابطه ميان دو طرف مي انجامد، پرهيزگردد و تلاش گردد ميان دو طرف ، رويارويي و نزاعي سخت درنگيرد. اين استراتژي و راهبرد از زمان تصميم ارتش اسرائيل به عقب نشيني از جنوب لبنان به سال 2000 ميلادي به منصه ظهور رسيد و به ابزاري براي سنجش و ارزيابي روابط با حزب الله تبديل شد. به طوري كه اسرائيل از اين پس هر رويداد منطقه اي -هرچند ساده و محدود مانند ربودن دو سرباز- را كه قرار باشد به رويارويي دراز مدت نظامي منجر شود ، هرگز در راستاي منافع استراتژيك اسرائيل قلمداد نمي كند. به همين رو در زماني كه حزب الله در مرزهاي شمال اسرائيل به تقويت توان خود و استحكام بخشي به موقعيت هاي خويش بر ضد اسرائيل مبادرت مي نمود، و در شرايطي كه اقتضا مي كرد اسرائيل به اقدامات حزب الله پاسخي بسيار محدود بدهد-و آمادگي اين كار را نيز داشت - اسرائيل به پيروي از همين راهبرد، حاضر نشد تحت هيچ شرايطي آتش جنگ را در منطقه شمال بيفروزد. اسرائيل بر همين مبنا چندين بار از اقدامات نظامي و تشديد وضعيت در اين مناطق خودداري كرد تا پايندي و پافشاري خود بر اين راهبرد را نشان دهد.
با چشم پوشي از انتقالاتي كه به اين سياست وارد مي شد، اين سياست و راهبرد بر يك قاعده و اصل منطقي مبتني بود . چون وضعيت داخلي اسرائيل اقتضا مي كرد كه ارتش اسرائيل، جنگي دوباره را آغاز نكند. چون اين ارتش با تمام وجود و توان در مناطق فلسطيني درگير بود. به همين دليل در پرتو شرايط و داده هاي سياسي و اقتصادي و نگران كننده، در اسرائيل نسبت به ورود به يك رويارويي نظامي، بي ميلي آشكاري وجود داشت.
اما اين سياست در سطح رزمي و پيكارگري ارتش از بعد تاكتيكي، تأثيري بسيار منفي برجاي گذاشت. به طوري كه ارتش در جبهه شمالي وضعيتي تقريباً غايب پيدا كرده بود. چراكه با توجه به عدم تكميل استقرار تجهيزات فناوري رزمي اسرائيل ، عمليات گشتي هاي نظامي و نيز عمليات هاي ميداني در امتداد خط مرزي به طور جدي كاهش پيدا كرده بودند. از سوي ديگر فعاليت هاي اطلاعاتي و عمليات گردآوري اطلاعات نيز روند نزولي پيدا كرده و به اندازي تضعيف گشتند كه تقريباً به حالت تعطيل در آمدند. بنابر اين بايد گفت كه طرح ارتش براي مقابله با هرگونه تلاش براي ربودن احتمالي سربازان از سوي حزب الله اين بود كه سربازان را از مناطق در معرض حملات ربايشي حزب الله دور كند، بي آنكه به ابعاد ميداني اين نوع اقدامات بپردازد.
بنابر اين ، علاوه بر خطري كه با برداشتن چنين گامي، متوجه حاكميت اسرائيل در اين منطقه محدود مي شود، بايد گفت كاهش حضور بي سابقه سربازان در آنجا نيز براي امنيت شهروندان معمولي كه در نزديكي آن منطقه به سر مي برند، خطرناك است، به ويژه اينكه احتمال اقدام به عمليات ربايش ، بالا مي باشد. در طول اين مرحله، فرماندهي ارتش اقدام به انجام عملياتي نظامي ننمود كه بتواند توان حزب الله را در هم كوبد يا دست كم داراي پيام هاي بازدارندگي باشد. به عبارت ديگر، اگر در آن سوي مرزها سوي حزب الله به دنبال ايجاد و تقويت توان نظامي است، در اين سوي مرزها، اقدامات ميداني و حتي تاكتيكي ارتش اسرائيل با روند پر شتاب نزولي مواجه بودند.
براي اصلاح و رفع نقص هاي موجود در وضعيت موجود در ارتش اسرائيل، برخي از رسانه ها، به صورت انفرادي اقدام به ارائه بسياري از ايده ها و پيشنهادات نمودند. اما به اين پيشنهادها-اگرچه از نگاه برخي راهكارهاي موقت بودند- توجه نشد و اين امر به بدتر شدن وضعيت منجر گرديد تا اينكه واقعه ربايش دو سرباز در ژوئيه 2006 رخ داد.
واكنش نظامي ارتش در خط مرزي ، به هر اقدام حزب الله براي نفوذ و رخنه، در راستا و همسو با توصيه هاي مقامات سياسي اسرائيل بود. اين مقامات پيوسته خواستار دادن پاسخ در چارچوب استراتژي مورد اجرا در پيش از ربايش سربازان و نيز حفظ آرامش اين جبهه بودند. اما اين استراتژي مورد بررسي و بحث قرار نگرفت و تأثيرهاي فاجعه بار اين استراتژي بر توان ارتش و ميزان آمادگي ارتش در طول مرزها تشريح نشد. اين در زماني بود كه حزب الله حضور خود در طول مرزها را همچنان و به طور پيوسته حفظ كرده بود و اين حضور را تقويت مي كرد. با ادامه سياست رويگرداني ارتش اسرائيل از انجام عمليات ميداني و كامل نكردن استقرار فناوري هاي رزمي در اين منطقه، اقدام حزب الله به ربايش سربازان و موفقيت اين نيرو در اقدام خود، تنها مسأله وقت بود نه بيشتر.
توصيه اين كميسيون: كميسيون امنيت و امور خارجه كنيست نسبت به فرجام كپي برداري از وضعيت قديمي كه تصميمات سياسي-راهبردي و قانوني از سوي مقامات سياسي در حكومت اتخاذ مي گردد، هشدار مي دهد. چون اين كار موجب مي شود ارتش- چه در سطح تاكتيكي و چه در دراز مدت - نتواند دست به اقدامي بزند و لگام بسته شود. همان امري كه پيش از جنگ رخ داد و ارتش مجبور شد سياست تحميلي "خويشتن داري " را دنبال كند. سياستي كه از سوي دولت هاي پيشين و از طريق وزراي دفاع به آنها ابلاغ شده بود.
در برابر، ارتش مانند ديگر دستگاهها و نهادهاي امنيتي-با مأموريت هاي مختلف- بايد تأثير عملي سياست هاي دنبال شده را براي تصميم گيران و تصميم سازان تشريح نمايد. به ويژه در مسائل مربوط به تمركز نيروها و وضعيتي كه دشمن در آن به سر مي برد. اين امر ، مسئوليتي ديگر را به دوش دولت مي گذارد. چون دولت به دليل اختيارات و صلاحيت هاي خود بايد اين داده ها و وضعيت ها را به خوبي بررسي و مطالعه نمايد و آنها را در تصميم گيري ها مدّ نظر قرار داده و با اين داده ها با جديت بيشتري تعامل داشته باشد. دولت بايد موضوع دادن اجازه كف تحركات به فرماندهان ميداني ارتش-دست كم در سطح تاكتيكي- را مدّ نظر قرار دهد. چون فرض بر اين بود كه دولت-چه از بعد عمليات هاي ميداني و شيوه عملياتي و چه از جنبه به كارگيري فناوري ها و تكنيك هاي اطلاعاتي-، سياست تاكتيكي فعال و در عين حال همراه با هوشياري را در مرزهاي شمالي دنبال كند.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]**گزينه هاي واكنش اسرائيل پس از عمليات ربايش سربازان:  

به دنبال حمله حزب الله و موفقيت آن در ربايش دو تن از سربازان ما، دولت اسرائيل تصميم گرفت به مجريان اين عمليات و سران هدايت كننده اين عمليات پاسخ قاطعي بدهد. به همين رو با اجراي عمليات "تغيير مسير " موافقت شد و براي اين حمله چندين هدف مشخص گرديد.اما تصميم دولت اسرائيل در اين باره ، فاقد چندين نكته بود كه مهمترين آنها عبارتند از :

1. چارچوب(گستره) زماني عمليات نظامي

2. تعيين نوع اهداف در نظر گرفته شده (پيشنهادي)براي يورش به آنها.

3. شرايطي كه براي پايان دادن به عمليات ، بايد فراهم مي شدند.

اما به رغم اين امر، دولت بر اساس داده هاي ارتش و توصيه هاي نظامي، تاكتيكي و استراتژيك ، با انجام عمليات نظامي موافقت نمود. در آن زمان دولت اسرائيل براي پاسخ به عمليات حزب الله سه گزينه را در پيش داشت.

*گزينه اول: انجام عمليات نظامي محدود، بدون يورش نيروهاي ارتش و ورود آنها به خاك لبنان به طوري كه همزمان با اين اقدام ، تلاش هاي سياسي و ديپلماتيك در راستاي تلاش براي تأثير گذاري و يا رساندن پيام به سوريه، لبنان و حزب الله انجام شود و نيز مذاكرات پيوسته با حزب الله براي آزاد سازي اين دو اسير از راه امضاي توافق نامه تبادل اسرا صورت گيرد.

*گزينه دوم: انجام يك واكنش نظامي فوري و سريع مانند آنچه در گزينه اول مطرح است، به شرط آماده كردن نيروهاي نظامي و جبهه داخلي براي آينده به منظور انجام يك رويارويي نظامي با حزب الله.

*گزينه سوم: اجراي يك عمليات گسترده نظامي ، همزمان با ايجاد موج گسترده سياسي و به طور فوري .

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*نقد و بررسي :  

** گزينه اول: در رابطه با گزينه اول بايد گفت، گام هاي كلي ترسيم شده در برابر تصميم سازان ، با نوع واكنش و پاسخ اسرائيل به عمليات ربايش سه سرباز در اكتبر 2000 در منطقه "جبل دوف "بسيار شبيه بود. در نتيجه سياستمداران و دولتمردان اسرائيل ديدند كه اسرائيل مي تواند همين سياست را كه از سالها پيش مطرح بوده، دنبال نمايد. حزب الله نيز به هنگام تصميم براي انجام اين عمليات، پيش بيني مي كرد، اسرائيل همين رويكرد را دنبال كند. به طوري كه انتظار آنان ، رويارويي با يك واكنش محدود از سوي اسرائيل بود. به طوري كه حزب الله نيز پاسخي در همين اندازه به اسرائيل بدهد و وضعيت مرزهاي شمال همچون گذشته ادامه يابد. به اين ترتيب، آرامش مرزهاي شمال براي مدتي كوتاه حفظ مي شود. در نتيجه اين راهكار بر موارد زير تأثير گذار بود:

*الف: آسيب ديدن توان بازدارندگي اسرائيل.

*ب: از بين رفتن تهديد حزب الله و توان نظامي اين حزب.

*ج: آزادي عمل سياسي و نيز آزادي در تحركات نظامي و از سوي ديگر بهبودي موضع ديپلماتيك

*د: تغيير موازنه قدرت موجود ميان اسرائيل و حزب الله به نفع اسرائيل.

بنابر اين ممكن بود عمليات سريع و شديدي انجام شود مانند يك حمله هوايي با تمركز بر اهداف حزب الله و يا حتي هدف قرار دادن موقعيت هاي سوريه در كنار از بين بردن تمامي موقعيت هاي حزب الله در امتداد مرزهاي شمالي. برنامه ريخته شده براي اين راهكار اين بود كه عمليات چند روز طول بكشد بدون اينكه عمليات زميني قابل توجهي اجرا شود و به طور همزمان لازم بود "يك گريزگاه سياسي سريع " با هماهنگي با سازمان ملل و نيروهاي بين المللي ايجاد گردد.
بي ترديد، چنين عملياتي-اگر به مرحله عمل مي رسيد- موجب مي شد سياست هاي اجرا شده در سالهاي گذشته به عقب بر گردد و ضمن ايجاد تحولي در معادلات ، پيامي بازدارنده به حزب الله و به دنبال آن سوريه نيز ارسال مي كرد. همچنانكه پس از گذشت چند روز از دخالت هاي بين المللي امكان دستيابي به توافق آتش بس وجود داشت. به ويژه اينكه اسرائيل مجبور نبود در اين عمليات بهاي سنگيني بپردازد. بلكه بر عكس، مي توانست يك موازنه بازدارندگي بين خود و حزب الله ايجاد نمايد.
اما از همان لحظه اول آشكار بود كه نقص ها و مشكلات اين گزينه از امتيازات و ويژگي هاي مثبت آن به مراتب بيشتر بود. بنيادي ترين مشكل اين گزينه ، نداشتن آشنايي دولت اسرائيل از توان نظامي رزمندگان حزب ا لله بود. در نتيجه اهداف مشخصي وجود نداشت تا از بين برده شوند. در نتيجه بي ترديد، حزب الله ما را وارد عملياتي نظامي مي كرد كه به خوبي براي انجام آن آمادگي نداشتيم. يا اينكه بعد از حمله به جبهه داخلي و وارد آوردن ضربه هاي مهلك و ويرانگر ، با وارد عرصه شدن عناصر بين المللي، آتش بس برقرار مي شد. اگر چه ممكن بود با عمليات شديد و سنگين بر اساس اين گزينه، دستاوردهاي جزئي و ناچيز محقق گردند، و بهايي نسبتاً كم پرداخت شود، اما با اين حال ، با انجام اين گزينه خطر وخيم شدن وضعيت به طور ناخرسند كننده و يا خطر تحميل راهكاري سياسي برخلاف ميل اسرائيل وجود داشت.

**گزينه دوم : بنياد اين گزينه سياست خويشتن داري بود. اما در همين حال اقدام به آماده كردن جبهه داخلي و دستگاه سياسي و بسيج كردن نيروهاي نظامي براي رويارويي هاي آتي وجود داشت. عيوب اين گزينه ، همان هايي است كه در گزينه اول بيان شد. به ويژه در زمينه پيامدها و اثرات كوتاه مدت پاسخ اسرائيل به اين علميات. علاوه بر آنچه گفته شد، بسيار بعيد بود كه اين گزينه بتواند در وضعيت ميداني موجود ميان اسرائيل و حزب الله -كه بدترين وضعيت موجود مي باشد- تغييري استراتژيك و راهبردي ايجاد كرده و بتواند براي مدتي دراز وضعيت را به همين شكل نگه دارد، چراكه حزب الله به دنبال تقويت و افزايش نيروهاي خود بود.

**گزينه سوم: اين گزينه به طور آشكاري به دنبال موافقت دولت با شروع جنگ بر ضد حزب الله بود. نكته مثبت و قوت اين گزينه، اين بود كه اين گزينه براي حزب الله غافلگير كننده و غير منتظره بود و همچنين با اين گزينه امكان محدود كردن توان حزب الله وجود داشت. به طوري كه پيش بيني مي شد انجام يك حمله نظامي شديد ، سكو هاي پرتاب موشك حزب الله ، كارآمدترين و موفق ترين پاسخ به عمليات حزب الله مي باشد. همچنين بر خلاف وضعيتي كه اسرائيل در آستانه ربوده شدن سه سرباز در سال 2000 داشت، اين بار به كمك داده هاي ژئو-سياسي منطقه اي و جهاني، توان حكومت براي هدايت حملات بهبود يافته بود. شايان توجه كه عمليات ربودن دو سرباز در سال 2006 ، شش سال پس از عقب نشيني اسرائيل از جنوب لبنان و نيز پس از گذشت يك سال و نيم از عقب نشيني نيروهاي سوريه از اين كشور رخ مي داد. پس از وقايع يازدهم سپتامبر سال 2001 ، امريكا اقدام به راه اندازي جبهه اي جهاني براي جنگ بر ضد تروريسم مبادرت نموده بود و با ياري تحولات ديگر جهاني توانسته بود عراق و افغانستان را از اين راه به اشغال در آورد و بر سوريه و حزب الله در عرصه بين الملل فشار فراواني وارد كند.

ادامه دارد

به مناسبت سومين سالگرد جنگ 33 روزه لبنان
ترجمه: مرتضي حسيني فاضل
تهيه و ويرايش: محمدعلي صمدي
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2875
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷, ۳:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: DE - CZE
سپاس‌های ارسالی: 39753 بار
سپاس‌های دریافتی: 34089 بار
تماس:

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط CAPTAIN PILOT »

 
[HIGHLIGHT=#000000]وحشت ارتش اسرائیل از قدرت حزب الله در سالگرد جنگ 33 روزه   
با فرا رسیدن سالروز جنگ 33 روزه، فرماندهان بلند پایه ارتش رژیم صهیونیستی ترس خود را از تحرکات حزب الله لبنان اعلام داشتند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه هاآرتص، افسران بلند پایه ارتش اسرائیل بسیار نگران درگیری جدید با نیروهای حزب الله در مرز لبنان در آینده ای نزدیک هستند.
به نوشته این روزنامه، در روزهای اخیر شاهد افزایش تنشهای میان حزب الله و رژیم صهیونیستی بوده ایم وبویژه پس از آنکه یک مخفیگاه کاتیوشا در مرز لبنان با رژیم اسرائیل منهدم شد این تنشها به اوج خود رسید و باعث قوت گرفتن این فرض شد که حزب الله استحکمات خود در مرز را توسعه داده است.
در همین رابطه فرماندهان ارشد ارتش رژیم اسرائیل معتقدند که حزب الله به سرعت در حال افزایش قدرت دفاعی خود در جنوب لبنان است. به گفته این فرماندهان، حزب الله تجهیزات دفاعی خود را در روستاهای جنوب لبنان مخفی کرده و از قرار دادن آنها در محیط های باز خودداری می کند.
این در حالی است که نظامیان صهیونیستی هنوز خاطره جنگ 33 روزه با نیروهای حزب الله لبنان را از یاد نبرده وهمچنان از به یاد آوردن حوادث مربوط به این جنگ دچار اضطراب و ناراحتی می شوند.
در همین رابطه اعترافات جدید نظامیان رژیم صهیونیستی که در جنگ و ماجراجویی شکست خورده 33 روزه در جولای 2006 بر ضد مقاومت لبنان به رهبری حزب الله حضور داشته اند و تاکید آنها بر توانمندی رزمندگان لبنانی، عمق فشارهای روانی و ترس و وحشت در میان آنان را آشکار کرده است.
بر اساس این گزارش نظامیان ارتش رژیم صهیونیستی درسهای فراوانی از حزب الله در جنگ 33 روزه جولای 2006 گرفته اند که ذهن آنان را همچنان به خود مشغول کرده است.
رژیم صهیونیستی که در جنگ 33 روزه با سانسور ویژه اخبار، در تلاش برای رفع نگرانی از ارتش و شهرک نشینان صهیونیست بود، هم اکنون چاره ای جز اعتراف به این واقعیتها ندارد.
یکی از نظامیان صهیونیست در اعترافی با اشاره به اینکه جنگ با حزب الله به یک جهنم واقعی شبیه بود، گفت : درگیری ما با نیروهای مقاومت لبنان همانند جنگ علیه اشباح بود.
خاطر نشان می شود رژیم اشغالگر قدس که از روز 21 تیر1385 (12 جولای 2006) به بهانه اسارت دو نظامی خود توسط مبارزان لبنانی، از زمین و هوا و دریا، مناطق مسکونی و تاسیسات زیربنایی لبنان را آماج حملات خود قرار داد، تمام توان خود را به کار گرفته بود تا با حمایتهای همه جانبه آمریکا، علاوه بر گرفتن انتقام شکست سال 2000(عملیات آزادی جنوب به استثنای مزارع شبعا و تپه های کفرشوبا) ریشه مقاومت را در لبنان بخشکاند، اما محاسبات این رژیم و حامیانش کاملا غلط از آب درآمد و آنها در نهایت شکست ذلت باری در 14 آگوست 2006(23 مرداد 85) متحمل شدند.
سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان چندی پیش به رژیم صهیونیستی هشدار داده بود در صورت تجاوز جدید به لبنان، باید جنگ 33 روزه جولای 2006 را در مقایسه با پاسخ حزب الله به تجاوز، به مثابه یک زنگ تفریح فرض کنند.
  When once you have tasted Flight, you will forever walk the earth with your eyes turned skyward, for there you have been and there you will always long to return
 

[External Link Removed for Guests]
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/گزارش «كنيست» از جنگ 33 روزه لبنان(4):
 
پارلمان رژيم صهيونيستي: بخش مهمي از جهان عرب ما را تاييد كرد  
 
خبرگزاري فارس:در گزارش پارلمان رژيم صهيونيستي درباره جنگ 33روزه لبنان آمده است:بجنگ درتابستان 2006 بر اساس داده ها و شرايط جديد سياسي رخ مي داد.ميزان تأييد جامعه جهاني از اسرائيل در هنگامه جنگ كه همچنين بخش مهمي از جهان عرب را نيز دربر مي گرفت، بهترين دليل براي اين ادعاست.  


 تصویر 



از مسائلي كه موجب گرديد مقامات اسرائيل به انتخاب گزينه سوم روي آورند، وضعيت و داده هاي اقتصادي موجود در آن زمان بود. چراكه اسرائيل در وضعيتي قرار داشت كه توان تحمل پيامدهاي اقتصادي ناشي از يك رويارويي سخت نظامي را داشت. به ويژه اينكه كارآمدي اقدامات مسلحانه فلسطيني ها در كرانه باختري به شدت كاهش يافته است. همچنين ربوده شدن گلعاد شليت، در غزه كه تقريباً يك ماه قبل از ربايش دو سرباز اسرائيلي در مرزها لبنان رخ مي داد، موجب افزايش همبستگي سران اسرائيل در موضع گيري براي رويارويي با سازمان هاي مسلح و جنگ فرسايشي درحال جريان ، شده بود. در نتيجه بازشدن "جبهه دوم "در تابستان 2006 بر اساس داده ها و شرايط جديد سياسي رخ مي داد. ميزان تأييد جامعه جهاني از اسرائيل در هنگامه جنگ كه تأييدي بي سابقه بود و همچنين بخش مهمي از جهان عرب را نيز دربر مي گرفت، بهترين دليل براي اين ادعاست. همچنين تصميم به انجام يك عمليات گسترده نظامي و وارد آوردن ضربه هاي هولناكي كه حتي مجتمع هاي مسكوني را نيز بي بهره نمي گذاشت، با تأييد و موافقت گسترده از سوي عموم اسرائيلي ها مواجه شد. پيش بيني مي شد با اين اقدامات موزانه وحشتي كه از سوي حزب الله به اسرائيل تحميل شده بود، از ميان برداشته شود و در وضعيت ميداني موجود تغيير ايجاد گردد . علاوه بر اين پيش بيني مي شد با انجام عمليات نظامي، به توان و نيروهاي حزب الله ضربه اي سهمگين و ويرانگر زده شود. در نتيجه ، انتخاب گزينه عمليات نظامي گسترده از سوي اسرائيل ، حمله اي پيش دستانه بود تا احتمال كشانده شدن اسرائيل به جنگي كه خود به آن تمايل ندارد-بر اثر پاسخ حزب الله- از بين برود. به همين دليل موفقيت اسرائيل در انجام عمليات نظامي ، براي اين رژيم بازدارندگي قوي و هميشگي در برابر حزب الله و به دنبال آن ايران و سوريه ايجاد مي نمود.
آشكار ترين ايراد اين گزينه ، انجام يك نبرد نظامي بودن فراهم شدن كامل شرايط عملياتي، آمادگي هاي لجستيكي و عدم آمادگي جبهه داخلي براي رويارويي احتمالي با حزب الله بود. چون فرض بر اين بود كه ميان اسرائيل و حزب الله در يك منطقه محدود جغرافيايي درگيري نظامي با شمار محدودي از رزمندگان دشمن رخ دهد. به طوري كه ارتش اسرائيل -در چارچوب جنگي فراگير-تحركات بسيار جزئي انجام دهد و موازنه قدرت به طور قطعي به نفع اين ارتش رقم مي خورد و توان برتر در جنگ از آن ارتش اسرائيل بود.
بر اساس آنچه در پيش گفته شد، گزينه سوم، نزد تصميم سازان اسرائيل گزينه اي برتر بود و بيش از دو گزينه ديگر مورد اقبال آنان قرار گرفت. چراكه با توان انساني ارتش اسرائيل تناسب داشته و اهداف مشخص شده نيز از اهميت برخوردار بودند و از سوي ديگر جامعه اسرائيل اين گزينه را تأييد مي كرد و مي پذيرفت. به اين ترتيب، پس از ربوده شدن دو سرباز، از انجام يك عمليات نظامي سريع و فوري گر يزي نبود. اما در نگاهي دقيق و ژرف مي بينيم كه دولت اسرائيل گزينه اي ميانه بين دو گزينه اول و سوم را انتخاب كرد.چون در عمل، نيروهاي هوايي اسرائيل حملات گسترده و پيوسته اي را انجام دادند بدون اينكه همزمان با آن، تحركات سريع و فوري سياسي شروع شده و براي سركوب حزب الله و ضربه زدن به توان اين حزب ، گستره نبرد افزايش يابد.
درست است كه ارتش اسرائيل ،اهداف حزب الله را مورد حملات هوايي خود قرار داد، اما در همين حال ، با تأخير در وارد كردن نيروي زميني به ميدان نبرد، فرصتي طلايي و ارزشمند را از دست داد. اين به خوبي نشان مي دهد كه اسرائيل از يك طرح عملياتي جنگي روشن و تعيين كننده اي برخوردار نبود و همين مسأله، روند جنگ را به نفع حزب الله پيش برد. عمليات نظامي به عنوان يك مأموريت عملياتي شروع شد اما فرجام اين جنگ به گونه اي تأسف بار نشان داد كه در ارزيابي حجم عمليات نظامي و پيامدهاي آن ابهام و سردرگمي و اشتباه وجود داشته است. بازخورد اين ابهام را مي توان در پيامدهاي منفي ناشي از عدم تعيين اهداف جنگ و چگونگي تحقق اين اهداف مشاهده نمود.
از نگاه شماري از اعضاي اين كميسيون (يوسي بيلين، يسرائيل حسون و داني ياتوم) گزينه اول، براي پاسخ به حزب الله راهكاري بهتر و مناسب تر مي باشد. يعني اينكه لازم بود بر ضد اهداف شناخته شده و مشخص حزب الله حملات هوايي پرحجم و سنگين شروع مي گرديد و علاوه بر اين اهداف سوريه و همچنين زيرساخت هاي لبنان نيز مورد حمله قرار مي گرفت. بر اساس اين گزينه، در جنوب لبنان بايد عمليات زميني انجام مي شد و همگام با آن با هماهنگي با سازمان ملل و دولت لبنان، تحركات سياسي سريعي شروع مي شد. از ديدگاه پيروان اين گزينه، برداشتن اين گام ،- كه در آن زمان جنگ كوتاه مي شد و جبهه داخلي نيز در برابر هرگونه آسيب ، مورد پشتيباني قرار مي گرفت- موجب مي شد دستاوردهاي سياسي و نظامي بسيار ارزشمندي براي اسرائيل به همراه داشته باشد بدون اينكه تلفات انساني -كشته و يا زخمي- بدهيم.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]**طرح ها و مباني عملياتي:  

*طرح هاي اجرايي:

دولت اسرائيل در گرماگرم جنگ به طور رسمي با طرح "پشتيباني از كشور در برابر هرگونه اقدام بدتر حزب الله " موافقت كرد. اما اين تصميم ف بي فايده بود چون اتخاذ اين تصميم بر اساس شرايط و داده هاي ميداني كه در روند نبرد تغييراتي بنيادين ايجاد كرده بود ؛ صورت نگرفت.
از زمان خروج ارتش اسرائيل از لبنان و تمركز اين ارتش در مرزهاي بين المللي در ماه مه سال 2000 ميلادي، و نيز خروج ارتش سوريه از لبنان به سال 2005 ميلادي، توان حزب الله به ويژه در بعد نظامي افزايش چشمگيري داشت ، و موشك هاي حزب الله قادر بودند اهداف دورتري را نشانه بگيرند. همچنانكه توان حزب الله در ربودن سربازان ارتش از منطقه مرزي افزايش يافت. همه اين امور به نحوي موجب شد منطقه مرزي نسبت به گذشته خطرناك تر شود و احتمال رويارويي ميان دو طرف نزاع افزايش يابد. همچنين اين تغييرات موجب شد به ويژه در جبهه داخلي، واقعيت و شرايط استراتژيك جديدي پديد آيد و اين امر اقتضا مي كرد پيش از هر اقدامي وضعيت منطقه مورد ارزيابي دوباره قرار گيرد. بنابر اين مي توان گفت كه ارتش اسرائيل بدون اينكه آمادگي كامل داشته باشد وارد جنگي بزرگ شد. چراكه اين ارتش گيش بيني نمي كرد كه شرايط به اين اندازه متحول شود و با حزب الله يا با لبنان به عنوان يك حكومت، وارد رويارويي شود.
در خلال رزمايش ها و مانورهاي نظامي كه در ژوئن 2004 و به دنبال وجود هشدارهايي نسبت به احتمال بروز درگيري در جبهه شمال انجام شد، پيش بيني مي شد كه جبهه داخلي از اين درگيري ها آسيب جدي ببيند. در آن زمان بيشتر بر آموزش نيروي هوايي تأكيد شد و از سوي مقابل، نيروهاي زميني حاضر در ميدان مورد توجه كمتري قرار گرفتند. چون ابزارهاي رزمي به شكل گسترده اي به كار گرفته نشدند و براي نيروهاي پياده، مأموريت هاي روشني كه از سوي طرف هاي ذيربط مورد ارزيابي قرار گرفته باشند، تعيين نشد. در برابر، آموزش موسوم به "عناق الاذرع " كه در آستانه شروع جنگ اجرا شد، اين نكته را آشكار كرد كه نظريه هاي مختلف نظامي كه به عنوان ابزارهاي حمايت و پشتيباني به هنگام جنگ از سوي دستگاههاي ارتش اسرائيل به روي كاغذ آمده بود به هنگام شروع يك جنگ واقعي اين نظري ها براي پياده شدن و اجرا آماده نبودند. اين عيوب و ايرادهايي كه آشكار گرديد، موجب شد فرماندهان نظامي بپذيرند كه چاره اي جز انجام عمليات نظامي زميني براي جلوگيري از هدف قرار گرفتن جبهه داخلي اسرائيل توسط موشك هاي كاتيوشاي حزب ا لله و نيز چاره اي جز وارد آوردن ضربه اي واقعي به توان نظامي حزب الله وجود ندارد.
نبود طرح عملياتي مورد توافق از سوي ارتش و دولت و نيز متناسب با تحولات پيش گفته و نيز ضعف در آماده كردن نيروهاي نظامي و عدم تربيت آنان به طور شايسته، و نيز ضعفي كه طرف هاي مختلفي در خصوص ابزارهاي رزمي اظهار نموده اند و نواقصي كه در برخي يگان هاي فرماندهي ديده مي شد، همه و همه موجب بروز شكاف و اشكالات خطرناكي در فرماندهي منطقه شمالي و ستاد كل ارتش شدند. اما اشكال و شكاف بزرگتر ، آشكارتر و خطرناكتر اينكه با وجود احتمال بروز درگيري نظامي با حزب الله در جبهه شمال بيش از هر زمان ديگري افزايش يافته بود، اما آمادگي كافي براي اين نبرد وجود نداشت. اين موضوع را كيفيت نيروهاي نظامي شركت كننده در اين جنگ و نيز نبود منطق عملياتي روشن و قابل اجرا در ميان سطوح بالاي فرماندهان اداره كننده جنگ ، آشكار ساخت.

*نگاه استراتژيك(راهبردي) :

به موجب نگاه استراتژيكي كه در ارتش اسرائيل پس از ربايش دو سرباز شكل گرفت و دولت نيز آنرا پذيرفت ، فرضيه هاي مطرح شده از سوي ستاد كل ارتش بايد به تحقق اهداف بسيار ارزشمند منجر مي شد ، اهدافي كه از راه انجام يك عمليات نظامي كارآمد و گسترده قابل تحقق بودند.
اين برآورد استراتژيك ارائه شده از سوي ارتش اسرائيل به دولت، كه مورد پذيرش نيز قرار گرفت، فرض نموده بود كه مي توان با انجام عمليات نظامي كارآمد ، اهدافي بسيار ارزشمند را با انجام عمليات نظامي كارآمد محقق ساخت. اما اجراي عملي اين نظريه هاي استراتژيك جديدي كه ارتش در سالهاي اخير ارائه كرده و موجب تغييرات بنيادين در تفكر استراتژيك شده ،نارسايي هاي جدي اين استراتژي نظري را آشكار ساخت و شكاف بزرگ ميان اين تئوري و عمل را نشان داد. چون بخش اصلي اين نظريه جديد استراتژيك به اندازه فراواني با تحولات سياسي گره خورده و در هم تنيده است و در اين راهبرد ها در صلب راهبرد نظامي قرار نمي گيرند. به عنوان مثال مي توان گفت كه اين نظريه استراتژيك جديد به دنبال ايجاد سياستي جديد با هماهنگي با لبنان و نيز فعال كردن تلاش هاي ديپلماتيك بين المللي بود تا دولت لبنان را به سمت اعمال حاكميت خود بر مناطق جنوب لبنان سوق دهد. با اين حال ، جدا كردن اقدامات نظامي از اين سياست ها ممكن نيست. از جمله اين اقدامات نظامي مي توان به موارد زير اشاره كرد:

*1. اعمال فشار نظامي بر حزب الله براي بازگرداندن سربازان ربوده شده.
*2. جلوگيري از دخالت هايايران.
*3. كاهش ميزان ورود به جبهه فلسطين.
*4. كنار زدن سوريه از اين بازي.

تعداد كمي از فرماندهان موجود در سطوح تصميم ساز، معتقد بودند كه عمليات نظامي "تميز(پاك) " مي تواند در وارد آوردن ضربه اي سهمگين به توان حزب الله موافقت باشد. زيرا از نگاه اين دسته از مقامات، تنها وظيفه ارتش به عنوان دستگاه اجرايي عملياتي اين است كه تنها روي حوزه استراتژي نظامي-مانند ارتقاي سطح تفكر نظامي به بالاترين سطح ممكن- متمركز شود و محور فعاليت هاي ارتش همين نكته باشد. به همين رو ، تلاش ارتش براي ورود به حوزه هاي غير نظامي موجب كاهش ميزان كارآمدي عمليات هاي نظامي در جنگ دوم لبنان شد.

ادامه دارد

به مناسبت سومين سالگرد جنگ 33 روزه لبنان
ترجمه: مرتضي حسيني فاضل
تهيه و ويرايش: محمدعلي صمدي
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/گزارش «كنيست» از جنگ 33 روزه لبنان(5):
 
[HIGHLIGHT=#ddd9c3]پارلمان رژيم صهيونيستي: استراتژي ارتش ما به تقويت حزب الله منجر شد   
 
خبرگزاري فارس:پارلمان رژيم صهيونيستي در گزارش خود نوشت: ممكن است نبردها، در بسياري موارد بر اساس شرايط و شيوه هاي دشمن جريان پيدا كند. به همين دليل مي توان گفت كه استراتژي مورد اتكاي ارتش اسرائيل به تقويت حزب الله انجاميده است  



 تصویر 


در خصوص تحقق "نگاه استراتژيك نظامي " و سطح اجراي كارآمدتر آن در راستاي خدمت به اهداف تعيين شده از سوي رده هاي سياسي ، بايد گفت كه ارتش به تنهايي نمي تواند اين اهداف استراتژيك را محقق سازد. بلكه اين مسأله، بايد فقط مأموريت رده سياسي باشد كه بر ارتش اشراف دارد. امري كه بار ديگر بحث داغ و جديدي را در خصوص اختيارات و مسئوليت ها و نحوه توزيع آن ميان رده هاي سياسي و نظامي احيا مي نمايد.
بايد بدانيم كه تحقق نگاه استراتژيك مذكور ، به دو رده سياسي و نظامي مرتبط و گره خورده است. چنين وضعيتي به خوبي نوع تركيب جنگ و برخي از ابعاد غير نظامي جنگ را نشان مي دهد. همچنانكه تحقق بعد نظامي اين نظريه استراتژيك نيز برخلاف انتظار برخي، امر آساني نيست.
صرف نظر از همه مسائل، نوع نبردها و درگيري هاي رخ داده در اين جنگ اخير كه طرح هاي عملياتي آن مبتني بر نگاه امنيتي استراتژيك بوده، نشان داد كه در برآورد و ارزيابي هاي استراتژيك نظامي يا آنچه كه به آن "نگاه استراتژيك " گفته مي شود، اشكالات و شكاف هاي بسيار جدي وجود دارد. چون ارتش اسرائيل در تحقق اهدافي كه جنگ براي آن شروع شده بود، ناكام ماند. از جمله هدف هاي محقق نشده عبارتند از :

*1. تضعيف توان حزب الله براي انجام عمليات هاي تهاجمي.
*2. از بين بردن تهديد موشكي كه متوجه اسرائيل مي باشد.
*3. كوتاه كردن مدت جنگ تا اندازه ممكن براي ورود به مرحله سرنوشت ساز و تعيين كنندگي.

علاوه بر آنچه گذشت، نبود تصور روشن در ميان رده سياسي اسرائيل ، موجب شد در محافل مجري عمليات هاي ارتش، نوعي سردرگمي و آشفتگي و ابهام ايجاد شود. اين مهم در اتاق فرماندهي كل ستاد ارتش، به خوبي خود را نشان داد.
دليل اچنين وضعيتي به اين حقيقت باز مي گردد كه "نگاه استراتژيك " به شكل پاره پاره(نه منسجم و يكپارچه ) به يك انديشه نظامي و رزمي تبديل شد به گونه اي كه اولويت هاي اين نگاه استراتژيك تعيين نشده بود. اين امر را مي توان به خوبي در نبود جدول زماني براي مراحل نبرد مشاهده نمود. به ويژه زماني كه جنگ ، روزهاي اول خود را سپري كرد. اين حقيقت را مي توان در نبود دستورات روشن ميداني مشاهده نمود. چون دستورات روشن مبني بر اينكه "هدف ، از بين بردن سكوهاي پرتاب موشك حزب الله است " صادر نشد. بلكه طي اوامر صادر شده در آغاز جنگ ، از اصطلاحات و واژه هايي چون "مانع تراشي "، "ايجاد اختلال " استفاده شد و در تاريخ هشتم آگوست ، دستور روشني كه بيانگر هدف بودن سكوهاي پرتاب موشك حزب الله باشد، صادر نگرديد.
به عبارت ديگر، بايد از همان آغاز جنگ، هدف متوقف سازي تهديدات حزب الله كه متوجه جبهه داخلي اسرائيل گرديده بود، به روشني اعلام مي شد و تصريح مي گرديد كه اين امر در صدر اولويت هاي استراتژيك و اهداف نظامي آن، قرار دارد. اگر از آغاز جنگ اين امر محقق مي شد ، بي ترديد درشيوه مديريت نبرد، تفاوت هاي ريشه اي و بنيادين رخ مي داد.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*مكانيسم اجرا:  

در ده سال گذشته، ارتش اسرائيل به دنبال تعيين مكانيسم كار جديدي بوده تا بتواند خود را با تغييرات ريشه اي كه در نوع رويارويي هاي اين ارتش رخ داده-چه در بعد ابزارهاي رزمي و چه از بعد طرح ها و نقشه هاي تحركات و چه از بعد محيط ژئو پلتيك جديد اسرائيل- همگام سازد. همچنين ارتش به دنبال تعيين تصوري نو از نوع عملكرد ارتش در رويارويي هاي مختلف نظامي-به ويژه در رويارويي هاي محدود- بوده است. علاوه بر اين عامل ديگري كه موجب شد ارتش به دنبال اتخاذ مكانيسمي جديد براي عملكرد خود باشد، تفاوت چهره حريف و دشمن و تغيير در نوع تفكرات دشمن مي باشد. امري كه ايجاب مي كرد تغييراتي در طرح و برنامه ريزي هاي نظامي براي مراحل مختلف جنگ(ايجاد آمادگي، طرح ريزي و فرماندهي، ) رخ دهد و ضرورت ايجاد تفكرات جديد و متناسب با شرايط جديد را ايجاد مي نمود. تنها سه ماه پيش از شروع اين جنگ، رئيس ستاد كل ارتش با روش و متدلوژي جديدموافقت كرد و دستورات لازم را به فرماندهان ارتش براي اجرا و عملياتي كردن اين شيوه جديد ابلاغ نمود. البته پيش از اين موافقت، در ميان فرماندهان ستاد كل ارتش و حتي سطوح مختلف اجرايي و عملياتي ارتش اين شيوه جديد مورد بحث و مناقشه هاي جدي قرار گرفته بود.
اين مكانيسم جديد خواستار تعامل "مركب و چندجانبه " با دشمن بود. يعني اينكه براي ورود به مرحله تعيين كنندگي جنگ، ممكن است به بيش از يك رويارويي زميني و مستقيم نياز باشد. علاوه بر اين در اين مكانيسم جديد ، پيشنهاد تعيين و تشخيص نقاط ضعف دشمن و ابزارهاي رزمي آن و نيز فعال كردن آتش پدافند در زماني مشخص -يا از راه نيروي هوايي يا از راه كمك گيري از نيروهاي زميني مستقر در ميدان- مطرح شده است. به طوري كه بي ترديد با اجراي اين نظريه استراتژيك ، توان استراتژيك دشمن نابود خواهد شد.
در رابطه با آموزش و تربيت نيروي زميني، اين مكانيسم جديد توصيه مي كند كه لازم است عرصه تحركات زميني را كاهش بدهيم ، خاستگاه اين توصيه ، اين باور است كه چيره شدن نظامي ، ضرورتاً با اشغال خاك دشمن محقق نمي شود. اين باور در پرتو نتايج اخير به دست آمده از ميدان حاصل شده، مبني بر اينكه تهديدات جديدي در خصوص يگان هاي كماندوهاي ويژه به وجود آمده است. در نتيجه اين احساس پديد آمده كه ميزان كارآمدي عامل سياسي افزايش يافته است. همچنانكه در اين "متدولوژي جديد " براي ابزارهاي جديد و فناوري هاي رزمي به عنوان جايگزين اقدامات ميداني و عمليات هاي زميني اهميت بسيار فراواني در نظر گرفته شده است. اين شيوه جديد به تفكر نظامي ارتش اسرائيل به ويژه در بعد استانداردها و معيارهاي مبنايي رزم اهميت فراواني داده است. چراكه كارآمدي آن در جنگ هاي گذشته ثابت شده است و اين معيارها توانسته نوع اشتباهات فرماندهي در ارتش را در جنگ هاي مختلف آشكار سازد و بر كارآمدي عمليات هاي آن تأثير آشكاري داشته است.
مثال هاي زير، ميزان تأثير تفكر نظامي اسرائيل بر اساس اين شيوه جديد در جنگ سي و سه روزه را توضيح مي دهند:

*اول: به كارگيري واژگان و اصطلاحات اين شيوه جديد در بحث هاي نظامي كه در سطوح مختلف استراتژيك و تاكتيكي انجام شد. به ويژه اينكه محافل مختلفي از ارتش اسرائيل چنين نتيجه گيري كردند كه دنباله روي ارتش از شيوه قديمي و سنتي در جنگ موجب برداشت هاي اشتباه از شرايط نبرد و عدم درك درست آن مي شود كه به شكست و ناكامي مي انجامد.

*دوم: شماري از محافل نظامي سرگرم بررسي شكل و ساختار "نگاه استراتژيك " و انديشه هاي عملياتي شدند، اما اين محافل اقدام به انجام بحث ها و مناقشه هاي روشمند و سازمان يافته ننمودند و شرايط ميداني موجود -چه در خصوص كارآمدي و توانايي نيروهاي ما و جه در رابطه با روشني محيط نظامي و سلسله مراتب فرماندهي-را براي شرايط فوق العاده مورد ارزيابي قرار ندادند. به همين دليل بسياري از بحث ها و مناقشه هايي كه براي ارزيابي وضعيت ميداني موجود برگزار شد ، نتوانست اهداف نظامي روشني را تعيين كند و به نتايج قابل تحققي دست يابد. ادامه وخامت شرايط و عدم اقدام فوري، مساوي است با ادامه ريزش آتش حزب الله بر جبهه داخلي اسرائيل و اين همان چيزي است كه در عمل رخ داد. در نتيجه تداوم اين وضعيت ، بدون ايجاد تغيير در يك بازه زماني طولاني ، پيش از هر چيز به معناي ناكامي و شكست است كه منشأ و عامل اين ناكامي نيز فرماندهي ستاد كل ارتش مي باشد. !

*سوم: سرگرم شدن به ارزيابي مفصل ميزان كارآمدي نبرد و انديشه هاي تئوري نبرد، كه با فشار وقت نيز همراه بود، به مثابه شليك كردن و حمله به بخش اعظم مفاهيمي بود كه ارتش اسرائيل از آغاز بر اساس اين مفاهيم پايه گذاري شده بود. اين امر موجب شد نسبت به آمادگي نيروي مناسب براي نبرد كوتاهي شود و همين مسأله به هنگام ناتواني و فلج شدن در برابر توان دشمن براي انتشار موشك ها و سكوهاي پرتاب موشك در طول مناطق مرزي ، نمايان شد. در نتيجه انديشه "چيرگي از راه هوا " كه باعث كاهش توان موشكي دشمن گردد و يا از راه فعال كردن آتش پدافند موجب ورود به مرحله تعيين كنندگي بشود، انديشه اي بوده كه در سراسر جنگهاي گذشته اسرائيل ، از ارتش اسرائيل جدا نشده است. همچنانكه در نتيجه اين اقدامات، انديشه متوسل نشدن به عمليات زميني نيز تقويت شد. چون علاوه بر مشكلات تاكتيكي، رزمي و سياسي كه ممكن بود مانع از انجام عمليات زميني شود، بيم و هراس از تهديدات قابل پيش بيني، عامل شكل گيري انديشه عدم توسل به عمليات زميني گرديد.

*چهارم: تصميم اسرائيل به عدم يورش به زيرساخت هاي غير نظامي لبنان -كه مي توانست اهرم فشاري بر حزب الله و دولت لبنان باشد- به انجام مطالعه و بررسي بيشتر از سوي مقامات و سطوح مختلف تصميم گير، نيازمند بود. مي توان گفت كه متوسل شدن به استراتژي نظامي و عدول نكردن از اين استراتژي در راه تحقق اهداف والا، بيانگر ناتوان شدن ارتش اسرائيل در از بين بردن تهديد موشكي حزب الله مي باشد و به چيزي كه شايد بتوان از آن به "سركشي و چموشي در تفكر " ياد كرد، اشاره دارد و همچنين نسبت به وجود ناكامي شديد در برنامه ريزي و طراحي نبردهاي آينده هشدار مي دهد.

*پنجم: ارتش اسرائيل راهبردي متناسب با استراتژي حزب الله ترسيم نمود كه بر مديريت نبرد توسط نيروهاي نظامي محدود مبتني مي باشد، بي آنكه ناچار به انجام عمليات سرنوشت ساز و تعيين كننده زميني -كه نيازمند بسيج شمار فراواني نيرو مي باشد- باشيم. ارتش اسرائيل توانسته با ابزارها و مكانيسم هاي مختلفي، اين استراتژي را پياده نمايد. پرونده جنگ هاي مختلفي كه در سال هاي متمادي ، مديريت شده اند، بيانگر اين است كه ممكن است نبردها، در بسياري موارد بر اساس شرايط و شيوه هاي دشمن جريان پيدا كند. به همين دليل مي توان گفت كه استراتژي مورد اتكاي ارتش اسرائيل به تقويت حزب الله انجاميده است.
ششم: گفته هاي ضد و نقيضي كه در خلال جنگ اظهار شدند، حاكي از وجود اختلاف ميان رياست ستاد كل ارتش و فرمانده منطقه مي باشد.
به دليل نبود فرماندهي نظامي براي يك طرح عملياتي ميداني مناسب كه بتواند طرح استراتژيك خود را اجرا نمايد، مي بينيم كه پس از درخواست فرماندهي منطقه شمال و ستاد كل ارتش مبني بر لزوم فعال كردن نيروهاي "تيپ ها " -كه در آستانه پايان يافتن جنگ با آن موافقت شد-، ارتش اسرائيل تحركات خود را به شيوه اي بي هدف و با نيروي نظامي كم و غير مؤثر شروع مي كند.
توصيه هاي كميسيون : اگر سمت و سوي "نگاه استراتژيك " درصدد تحقق دستاوردهاي ارزشمند بود، امكان حصول نتايج مثبت از اين "نگاه يا نظريه استراتژيك " وجود داشت. اما آنچه در خلال جنگ دوم لبنان رخ داد، بيانگر اين است كه اين نظريه استراتژيك با برخي پيچيدگي ها روبرو بوده و در آن به دنبال تحقق اهدافي نبوده اند كه از قبل و با شروع جنگ، ترسيم شده باشند. علاوه بر اين، شايسته بود اين نظريه استراتژيك در دولت نيز پس از هماهنگي ميان سطوح سياسي و امنيتي-شوراي امنيت ملي اسرائيل- به تصويب برسد و پس از آن براي دستگاهاي ذيربط يعني ارتش اسرائيل، وزارت خارجه و ... ارسال شود و بر اي تحقق اهداف سياسي و نظامي مورد بهره برداري قرار گيرد.
با نگاه به نوع اهداف ترسيم شده در اين نظريه استراتژيك كه با انجام عمليات نظامي به دنبال تحقق آنها مي باشد، مي توان فرض نمود كه بدون توسل به راهكار نظامي اجرا شده نيز ، امكان تحقق اين اهداف وجود داشت. چراكه ارزيابي سياسي و ديپلماتيك نبايد الزاماً از مسير نظامي عبور كند. اين امري است كه مسئوليت آن به عهده سطوح عالي فرماندهي ارتش مي باشد كه بايد شرايط مناسب براي تأثيرگذاري مثبت بر تصميم گيري براي عمليات نظامي را فراهم سازد و شيوه ها و راهكارها و نيز اهداف نظامي مختلفي را به تناسب اين شرايط پيشنهاد كند.
با بنانهادن اقدامات بر اساس قواعد شناخته شده نظامي، مي توان به روشني از نوع اهداف و دستورهاي كارآمد نظريه استراتژيك مطمئن شد. همچنين از طريق همان معيارهايي كه بر اساس آن ، نظريه امنيت اسرائيل به اجرا درآمده ، مي توان از اين اهداف و دستورات كارآمد آگاه شد. از جلمه : تلاش براي انتقال ميدان نبرد به خاك دشمن از طريق اقدامي سريع و از بين بردن تهديداتي كه متوجه آن مي باشد.
در اينجا بايد اذعان نمود كه در خصوص اهداف استراتژيك و فعال ، كه اجراي آن از سوي سطوح پايين صورت مي گيرد، نوعي انحراف و به كارگيري بي فايده و زباني نامناسب به كار گرفته شده است. درنتيجه براي اينكه دوباره به اين وضعيت دچار نشويم، لازم است با اقدامي سريع، تلاش شود اين اهداف -چه تاكتيكي و چه فعال- به طور همزمان از دو ويژگي روشن بودن و دقيق بودن برخوردار باشند.
بنابر اين، ضروري است كه نوع نگاه نظامي كه ارتش و عمليات هاي نظامي ارتش بر اساس آن شكل مي گيرند، مورد بحث و بررسي دوباره قرار گيرد. اين امر هم در زمينه مباني رزم و پيكار، شرايط ژئوپلتيك متناسب با اسرائيل و نيز در زمينه نظريه امنيتي لازم الاجرا مي باشد.
در نتيجه ، مي توان نگاه استراتژيك را با هوشياري و عقلانيت مورد بررسي قرار داد و هر بخش جديدي كه از نگاه تصميم سازان مناسب مي باشد، به آن افزوده شود. به ويژه در پرتو تغييراتي كه در وضعيت ميداني نظامي اثرگذار بر درگيري هاي رزمي ، به وجود آمده است كه اين وضعيت نيازمند نوگرايي در شيوه هاي رزم و پيكار مي باشد به گونه اي كه با اين تحولات و تغييرات به وجود آمده متناسب باشند.
در اينجا لازم است به محتواي بحث هاي نظامي بازگرديم و نحوه تعامل با توان دشمن و چگونگي فعال كردن آنرا بررسي كنيم . بنابر اين بهتر است در دفعه هاي آينده ، با به كارگيري توان نظامي و تأكيد و تمركز بر نقاط اثرگذار اين نيرو به دنبال اعمال فشار بر آن بخش از توان دشمن باشيم كه امكان چيره شدن بر آن يا كاستن اين توان براي ما وجود ندارد.
همچنين ، فعال كردن دوباره عمليات هاي ميداني در مواقع غير عادي در فرماندهي ستاد كل ارتش ، فرماندهان بلندپايه، يگان هاي ميداني و تيپ ها امري ضروري است. همچنين بايد بحث هاي مربوط به برآورد و ارزيابي دوباره وضعيت و نيز انتظار براي دريافت دستورات ، فعال گردد.
در اينجا عامل سرعت نيز بيش از هرزماني اهميت پيدا مي كند. چراكه لازم است برآورد حجم پاسخ نظامي ارتش اسرائيل -چه در يك عمليات نظامي و چه در يك جنگ - و نيز برآورد آثار حياتي، تشكيلاتي و فرماندهي مربوط به نبردهاي ارتش به سرعت انجام پذيرد.
همچنانكه در پرتو امكان شروع جنگ در شرايط متفاوت در جبهه هاي مختلف و لزوم ورود ارتش به اين جنگ، اطمينان يافتن از آمادگي طرح هاي نظامي امري بسيار با اهميت مي باشد. در نتيجه بايد به مسأله تربيت نيروها، تسليحات و آموزش نيروها در راستاي مقتضيات اين طرح ها توجه نود. چون اين يك شرط اصلي براي اجراي نظريه استراتژيكي است كه پيش از اين درباره آن سخن گفتيم.

ادامه دارد

به مناسبت سومين سالگرد جنگ 33 روزه لبنان
ترجمه: مرتضي حسيني فاضل
تهيه و ويرايش: محمدعلي صمدي
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 124
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸, ۲:۳۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 305 بار
سپاس‌های دریافتی: 323 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط simab1348 »

حزب الله لبنان باید تاکتیک ها و راهبردهای جدیدی برای نبرد با دشمن صهیونیست طراحی کند. از قرار معلوم اسرائیل عزمش رو جزم کرده تا حزب الله را از لبنان بیرون کنه ! واینبار میخواد بخت خودش رو از طریق حملات چریکی امتحان کنه . باید دید که سربازان سید حسن نصرالله که خودشون رو سرباز رهبر ما میدانند چه تدبیری در مقابل این حرکت جدید در نظر میگیرند ؟
به نظر من صهیونیستها هوش شیعیان رو دست کم گرفتند . اونها یادشون رفته که سازمان جهنمی امنیتی شون با اون همه امکانات هنوز نتونستن به سید حسن دسترسی پیدا کنند !
اونها مطمئن باشند که حزب الله هم بیکار ننشسته و میدان پیکار باز هم آبرویی برای اسرائیل نخواهد گذاشت:

به گزارش فارس، روزنامه صهيونيستي جروزالم پست در گزارشي با اشاره به تمرين‌هاي نظامي ارتش اسرائيل اعلام كرد كه اين ارتش براي نيروهاي پياده‌نظام خود تمريني را طراحي كرده است كه توام با جنگ شهري و جنگ‌هاي چريكي است.
اين روزنامه مدعي شده است كه اين آموزش كه در پادگان‌هاي ويژه‌اي در مناطق مختلف فلسطين اشغالي به نظاميان داده مي‌شود براي مقابله با حضور گسترده نيروهاي حزب‌الله لبنان در روستاهاي جنوب لبنان تدارك ديده شده است.
بنا بر اين گزارش، مدتي پس از جنگ 33روزه لبنان، رژيم صهيونيستي نسخه‌اي از حفاظت‌گاه‌هاي طبيعي حزب‌الله در اين جنگ را طراحي كرد، اين حفاظت‌گاه شامل منطقه‌اي صعب‌العبور است كه اين حزب پناهگاه‌هاي خود را در آنجا قرار مي‌دهد و سكوهاي پرتاب موشك نيز در همين مكان‌ها مستقر مي‌شوند. اسرائيل از اين مكان‌ براي آموزش نيروهاي خود استفاده مي‌كند.
همچنين ارتش اسرائيل مركزي را براي جنگ شهري طراحي كرده است كه بر اساس طرح يك روستاي لبناني گرفته شده است و از اين مكان نيز براي آموزش نيروهاي خود استفاده مي‌كند.
از سوي ديگر روزنامه "الديار " لبنان اخيرا به نقل از منابع آگاه اعلام كرد كه رژيم صهيونيستي در حال تقويت پنج گروه و نهادهاي نظامي خود است كه در سراسر مرزهاي لبنان آن را مستقر كرده و عمليات‌ اطلاعاتي خود را نيز در اين مناطق افزايش داده است.
اين منابع ديپلماتيك فاش كردند كه اسرائيل نقشه‌هايي را براي حمله به لبنان كشيده است، حمله گسترده‌ مورد نظر همانند چيزي است كه در سال 1982 اتفاق افتاد و هدف از آن اخراج حزب‌الله از جنوب لبنان و كوچ اجباري 700 هزار شيعه از اين منطقه است.
اين منابع اشاره كردند كه اسرائيل مي‌خواهد در جنگي كه پيش‌بيني مي‌كند بين دو تا سه ماه به طول انجامد، زيربناها، مراكز ارتش و انبارهاي سلاح حزب‌الله را مورد هدف قرار دهد.
سيد حسن نصرالله اخيرا در نشستي خصوصي در جمع تعدادي از لبناني‌هاي مقيم غرب با تاكيد بر اينكه اسرائيل همسايگان خود را راحت نخواهد گذاشت، پيش‌بيني كرد كه اين رژيم در فاصله زماني ميان آخر سال جاري ميلادي تا بهار سال آينده به لبنان حمله كند.
دبيركل حزب‌الله لبنان در اين سخنان از معادله جديدي در جنگ لبنان با رژيم صهيونيستي خبر داد و گفت كه حتي اگر ضاحيه جنوبي بيروت نيز موشك باران شود، حزب‌الله تل‌آويو را هدف قرار مي‌دهد و اينگونه نيست كه در صورت موشك باران بيروت، تل‌آويو موشك‌باران شود.
نصرالله در سخنراني اخير خود نيز از وجود زمزمه‌هايي درباره جنگ جديد عليه لبنان خبر داده و گفت: هم‌اكنون سخناني درباره جنگ جديدي عليه لبنان مي‌شنويم. تهديدات اسرائيل روز به روز افزايش مي‌يابد.
لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/گزارش «كنيست» از جنگ 33 روزه لبنان(6):
 
[HIGHLIGHT=#c4bd97]پارلمان رژيم صهيونيستي: حزب الله توان ارتش اسراييل را به بازي گرفت    
خبرگزاري فارس: پارلمان رژيسم صهيونيستي در گزارش خود پيرامون جنگ 33روزه نوشت:حزب الله با حملات پيوسته موشكي و عدم انقطاع آن توانست توان ارتش را به بازي بگيرد. ارتش اسرائيل نيز نتوانست فرماندهي هاي بلندپايه حزب الله را مورد هدف قرار دهد.  
 تصویر 

[HIGHLIGHT=#e5b9b7]**مديريت نبرد:  

*مرحله اول نبرد:

مي دانيم كه دولت اسرائيل به هنگام اتخاذ تصميم براي اقدام به عمليات نظامي "تغيير مسير " در عصر چهارشنبه مطابق با 12/7/2006، اهداف استراتژيك روشني را تعيين نكرد. اما با اين حال، نخست وزير اسرائيل به تاريخ هفدهم همين ماه در كنست اعلام كرد كه عمليات نظامي تا زمان تحقق اهداف زير ادامه خواهد يافت:

*1. بازپس گرفتن سربازان ربوده شده.
*2. برقراري آتش بس فراگير.
*3. انتشار نيروهاي ارتش لبنان در طول مرزهاي جنوبي اين كشور.
*4. اخراج حزب الله از اين منطقه به واسطه اجراي قطعنامه 1559 سازمان ملل.

اين طرح نظامي در اساس، بر فعال كردن آتش پدافند ، به ويژه از طريق بمباران هوايي و نيز بر هدف قرار دادن انبارهاي مهمات حزب الله مبتني بود . اين در حالي بود كه رئيس ستاد كل ارتش با هرگونه طرحي براي اجراي عمليات زميني مخالفت مي كرد. در اين مرحله از جنگ، براي آماده كردن كامل سربازان احتياط براي نبرد و ايجاد آمادگي در آنان براي شركت در يك عمليات زميني ، هيچ گونه تلاشي مبذول نگرديد و به دولت نيز هيچگونه پيشنهادي در اين رابطه داده نشد.
تا تاريخ هفدهم ژوئيه، نبرد هوايي ادامه يافت به طوري كه جنگنده هاي اسرائيل اهداف و موقعيت هاي از پيش تعيين شده را نشانه رفتند. همچنين عمليات زميني محدودي در منطقه كاملاً مجاور با مرزهاي لبنان و اسرائيل انجام گرفت. اين عمليات زميني با هدف پاكسازي مقر هايي از حزب الله انجام گرفت كه بر مناطق اسرائيلي اشراف داشت. از فرماندهي منطقه شمال خواسته شد ميزان آتش را مشخص نمايد. اين محدوديت ها موجب شد فرماندهي نظامي امكان توسعه و گسترش عمليات خود را نداشته باشد. در نتيجه اين امر به طولاني شدن بازه مشخص شده براي از بين بردن موقعيت هاي حزب الله و پايگاههاي نظامي آن منجر گرديد، به گونه اي كه اين وضعيت تا پايان جنگ نيز ادامه يافت.

*مرحله دوم :

از تاريخ هفدهم ژوئيه 2006 فرماندهي منطقه شمال به ميزان شايان توجهي گسترش پيدا كرد. اما اين امر نيز در تفكر نظامي تغيير ارزشمندي به شمار نمي آيد. به طوري كه اقدامات نظامي به آتش هوايي و نيز اجراي عمليات در مناطق چسبيده به مرزها و نيز انجام برخي عمليات هاي ويژه محدود شد.
با گذشت زمان، آشكار شد كه عبور از بخش مرزي، به يك مسأله بين فرماندهي منطقه شمال و فرماندهي نيروي هوايي تبديل شده است. به طوري كه فرماندهي منطقه شمال آنقدر محدود شده كه توان متوقف سازي پرتاب موشكي -حتي كوتاه برد- را ندارد.
در اين مرحله از نبرد كه يك بازه زماني ده روزه مي باشد، شكاف ميان رياست ستاد كل ارتش و فرماندهي منطقه شمال در خصوص نوع نگاه آنان به روند جنگ، بيشتر شد. به طوري كه رياست ستاد كل ارتش از انجام يك عميلات گسترده نظامي بيمناك بود و بيشتر به دنبال محدود كردن جنگ به چند عمليات محدودي بود كه هدف از اين عمليات هاي محدود از بين بردن رزمندگان حزب الله و ايجاد امكان به اسارت گرفتن شماري از آنان و نيز اثرگذاري بر تفكرات نظامي حزب الله و ضربه زدن به شخصيت هاي آن بود. اما فرماندهي منطقه شمال معتقد بود ا ين عمليات محدود مي تواند شرايط و فضا را براي انجام عملياتي گسترده تر در آينده ، فراهم سازد.
واقعيت هاي ميداني بيانگر اين است كه عمليات هاي زميني محدودي كه ارتش بر اساس مأموريت هاي ستاد فرماندهي ستاد انجام داده است، هرگز نتوانسته دستگاه عملياتي حزب الله را هدف قرار داده و بر آن اثر بگذارد. اين عمليات هاي محدود حتي توان كاهش حجم حملات موشكي حزب الله را نداشته و نيز نه تنها نتوانست برخي از اهداف جزئي مانند از بين بردن برخي از رزمندگان حزب الله يا سكوهاي پرتاب موشك هاي دور برد را محقق سازد بلكه حزب الله با حملات پيوسته موشكي و عدم انقطاع آن توانست توان ارتش را به بازي بگيرد. ارتش اسرائيل نيز نتوانست فرماندهي هاي بلندپايه حزب الله را مورد هدف قرار دهد. در نتيجه ، پس از شكست و ناكامي نيروي هوايي در تحقق اهداف خود، پروازهاي پيوسته جنگنده هاي نيروي هوايي به سرعت كاهش يافت.
حتي فراتر از اين، اقدامات فرماندهي ستاد ارتش و منطقه شمال و نيز يگان هاي مختلف نظامي در تعيين جدول زماني براي اجراي مأموريت هاي رزمي با آشفتگي و سراسيمگي آشكاري روبرو بودند. اين مسأله گسست هاي فراوان در مكانيسم تصميم گيري براي نيروهاي ميداني به منظور انجام مأموريت هاي مختلف را آشكار ساخت.
شايان يادآوري است كه دولت اسرائيل در تاريخ هفدهم ژوئيه ، به ارتش دستور داد جلوي پرتاب موشك به مجموعه هاي مسكوني و اهداف اسرائيلي را بگيرد و اين تهديد را به كلي از بين ببرد. به عبارت ديگر ، ارتش شيوه اي را كه براي از بين بردن تهديدات موشك هاي كوتاه برد به كار گرفته بود، شيوه اي نبود كه ارتش، خود آنرا برگزيده باشد. همچنانكه ارتش در عمل به تصميم دولت براي انجام مأموريت هاي محوله با شكست مواجه شد.

*مرحله سوم:

در پرتو اين شرايط فرماندهي ارتش به اين باور رسيده بود كه براي جلوگيري كامل از پرتاب موشك هاي حزب الله به ناچار بايد دست به عمليات گسترده زميني زد. در نتيجه مرحله سوم نبرد در پرتو بي اعتمادي و عدم توان براي انجام اين مأموريت در جنوب لبنان -چه از بعد سياسي و چه از بعد نظامي -از تاريخ بيست و هفتم ژوئيه آغاز گرديد و تا آخرين روز جنگ يعني چهاردهم آگوست ادامه يافت.
در ابتداي اين مرحله، نخست وزير مخالفت قاطع خود با انجام هرگونه عمليات گسترده نظامي را اعلام كرد. دليل اين مخالفت، جلوگيري از حجم بالاي خسارت هاي انساني بود كه ممكن بود ارتش به ناچار بايد آنرا مي پرداخت. و نيز ممكن بود حيات اسرائيل را با مشكلاتي مواجه كند و در برابر دستاوردهاي ناچيزي كسب نمايد.
در تاريخ هفتم آگوست، نخست وزير به اين باور رسيد كه تنها توان وي براي متوقف سازي حملات موشكي به سمت اسرائيل، است كه نتيجه نهايي جنگ -چه مثبت و چه منفي-را تعيين خواهد كرد. در نتيجه ايجاد آمادگي براي عمليات زميني از تاريخ نهم آگوست شروع شد و همه طرف ها اذعان داشتند كه لازم است بر اساس جدولي زماني اقدام كرد كه با تلاش هاي به كارگرفته شده سياسي سازگار باشد. نيروي گيري شماري از يگان هاي احتياط ، از همين زمان آغاز شد و ستاد كل ارتش نيز دو هفته قبل از متوقف شدن حملات موشكي، طرحي را ارائه داده بود كه بر اساس آن بايد تسلط نظامي ميداني بر جنوب ليتاني انجام مي گرفت. در اين راستا، گفته مي شود كه فراخواني برخي از يگان هاي احتياط بر اساس توصيه اي بوده كه كميسيون خارجه و امنيت به وزير دفاع و نخست وزير داده است.
در هشتم آگوست ، پس از تصميم دولت براي انجام عمليات گسترده زميني، هدف نظامي به روشني مشخص شد: متوقف سازي حملات موشكي حزب الله. اما شماري از داده ها و شرايط بر عامل غافلگيري ارتش اسرائيل اثر منفي گذاشت. در نتيجه اين امر، عمليات نظامي مخدوش شده و نتوانست تغييري در روند نبرد ايجاد كند. به همين دليل ارتش اسرائيل نتوانست وارد مرحله اجراي دستورات ميداني شود و توان حزب الله را مورد هدف قرار دهد و حملات موشكي حزب الله به سمت اسرائيل را متوقف سازد. با اين حالف عمليات زميني به طور گسترده اي بر قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل تأثير گذاشت و اين عمليات به بهبود مفاد اين قطعنامه در راستاي خدمت به منافع اسرائيل منتهي گرديد.

[HIGHLIGHT=#e5b9b7]*نيروي هوايي:  

در جنگ دوم لبنان، نيروي هوايي ، كارآمدترين دستگاه اسرائيل بود. چون توانست حملات شديدي را متوجه حزب الله نمايد و اهداف دقيقي را مورد اصابت قرار دهد. نيروي هوايي به اجراي مأموريتي بسيار دقيق در گستره اي نسبتاً تنگ و محدود اقدام نمود. بر خلاف جنگ هاي پيشين، نيروي هوايي برخلاف مأموريت هاي كلاسيكي معمول، توانست مأموريت هاي بسيار ارزشمندي را محقق سازد. يعني حفظ برتري هوايي ارتش، حفاظت از آسمان اسرائيل و حفاظت و پشتيباني از نيروي زميني. علاوه بر آنچه گفته شد، نيروي هوايي مأمور اجراي مأموريت هاي پيچيده تري بر اساس شرايط سخت تر ، نيز شد.شمار اجمالي پروازهايي كه جنگنده هاي اسرائيلي در اين جنگ انجام دادند، از شمار پروازهاي نيروي هوايي در نبرد غفران به سال 1973 فزوني داشت.
در گستره اهداف مياني و دور برد ، مي توان گفت كه نيروي هوايي توانست اكثر سكوهاي پرتاب موشك حزب الله را هدف قرار دهد، به طوري كه روزهاي آغازيتن اين جنگ شاهد از بين رفتن دهها سكوي پرتاب موشك هاي "فجر " بوديم. همچنين نيروي هوايي براي يافتن محل پرتاب موشك هاي حزب الله و از بين بردن آنها -يا دست كم تلاش براي از انهدام آنها-توانست از تكنولوژي كارآمدي استفاده كند. اين نيرو توانست اين سكوها را به نسبت بالايي از بين ببرد و نيز ميزان محدودي از سكوهاي پرتاب موشك هاي كوتاه برد را منهدم نمايد. اعضاي نيروي هوايي در انجام مأموريت هاي محوله(پشتيباني از نيروي زميني، بيرون بردن مصدومان از ميدان نبرد و رساندن پشتيباني لازم به پيكارگران حاضر در خاك دشمن)، شايستگي بالاي خود را نشان دادند.
نيروي هوايي، به ويژه در پايگاه اصلي خود در شمال اسرائيل، موفق به ايجاد ميداني براي انجام مأموريت هاي نظامي خود شد، مأموريت هايي كه نياز به آمادگي فوق العاده، مكان مناسب براي انتشار نيروي بيشتر در خارج از پايگاههاي نظامي داشتند. اين نيرو، به ويژه در به كارگيري يگان‌هاي مختلف هوايي براي انجام عمليات بر فراز آسمان دشمن با سرعت و حجم مناسب موفقيت بي نظيري كسب كرد.
به رغم استقرار گسترده مجموعه هاي رزمي حزب الله در ميدان كه با حملات موشكي و خمپاره اي همراه بود، از جمله موشك هاي " "بعداً آشكار شد كه شمار كمي از تجهيزات رزمي اسرائيل و خلبانان در اين جنگ مصدوم شدند.

[HIGHLIGHT=#e5b9b7]*نيروهاي ويژه:
 
در جنگ دوم لبنان، نيروهاي ويژه ارتش اسرائيل بدون هماهنگي با چينش هاي نظامي و برنامه از پيش تعيين شده به كار گرفته شدند. به طوري كه اساس عمل آنها به جنگ هاي نظامي و عمليات هاي موضعي محدود شده بود.
در سالهاي اخير، اسرائيل توانسته با فعال سازي اين نيروها، دستاوردهاي قابل توجهي كسب نمايد. به ويژه در به كارگيري اين نيروها در رويارويي هاي محدود نظامي با فلسطيني ها در كرانه باختري و غزه ، موفقيت هايي به دست آورده است. به طوري كه عهد نويني را در اين عرصه گشوده است. در جنگ دوم لبنان تعامل با اين نيرو به شكل بي سابقه اي بود ، اين اقدام در كنار اقدام طبيعي در جنگ تمام عياري بود كه در حال جريان بود.

[HIGHLIGHT=#e5b9b7]*توصيه هاي كميسيون:  

دشمنان اسرائيل-چه حكومت ها و چه سازمان ها- بر ساختار تشكيلاتي قوي و نيرومندي متكي هستند، به گونه اي كه جنگ ها را مجموعه اي كوچك از فرماندهي ها با اطلاعات بسيار فراوان اداره مي كنند. اين فرماندهي ها از توان تصميم گيري هاي سرنوشت ساز در لحظه هاي بسيار حساس برخوردارند. در بيشتر موارد، درگيري هاي نظامي را با پشتيباني محافل غيرنظامي اداره مي كنند. اين امر، ضرورت به كارگيري انواع مختلف استراتژي ها و سلاح هاي مناسب از سوي ارتش و نيروهاي امنيتي را براي رويارويي با آنان ايجاب مي كند. به ويژه اينكه جنگ دوم لبنان ثابت كرده كه بي ترديد ، تسليم كردن دشمن تنها از راه جنگ امكان پذير نيست. از سوي ديگر، نيروهاي ويژه نمي توانند به تنهايي در قلب استراتژي نظامي ارتش اسرائيل باشند، به ويژه اينكه نوع مأموريت هاي آنها، مأموريت هاي تكميلي است. چون فرض بر اين است كه تلاش اصلي نظامي، از مأموريت هاي نيروي زميني ارتش مي باشد همچنانكه تحقق اهداف جنگي نيز مرهون عملكرد اين نيروست.

ادامه دارد ...

به مناسبت سومين سالگرد جنگ 33 روزه لبنان
ترجمه: مرتضي حسيني فاضل
تهيه و ويرايش: محمدعلي صمدي
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
New Member
پست: 9
تاریخ عضویت: جمعه ۱۹ تیر ۱۳۸۸, ۶:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 4 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط Harrier »

yasermym عزیز،
دست تون درد نکنه! این موضوع خیلی مفید است! البته حزب الله امروز فقط قویتر شود و ارتباطهای آن با کشورهای امریکای لاتین در حال گسترده میشوند!
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/گزارش «كنيست» از جنگ 33 روزه لبنان(7):
 
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]پارلمان رژيم صهيونيستي:مسئوليت هاي نيروي زميني در جنگ 33 روزه مبهم بود    
خبرگزاري فارس:پارلمان رژيم صهيونيستي در گزارش خود پيرامون جنگ33روزه لبنان نوشته است: در تعيين مسئوليت هاي نيروي زميني و چگونگي روابط اداري بين ستاد كل ارتش با نيروهاي درگير جنگ ، نوعي ابهام وجود داشت. اين امر بر عملكرد ميداني نيروها در عرصه نبرد، اثر منفي گذاشت.  
 تصویر 


[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*ساختار و تشكيلات:  

ارتش اسرائيل در زمان پيدايش خود تا كنون با شكاف ها و عيب هاي بسيار جدي روبرو بوده است، عيب هايي كه در بسياري از ارتش هاي نوين جهان، نامطلوب مي باشند. پس از آن و بعد از گذشت سالها از ايجاد اين نيرو، ساختار تشكيلاتي ارتش اسرائيل تكميل تر شد به طوري كه كارآيي خود را در سال هاي متمادي به اثبات رسانده چون در طي اين سالها برتري خود را در برابر يك رشته تهديدات گوناگون نشان داده و نيز در جنگ هاي گذشته ، پيروزي هاي پياپي به دست آورده است.
در سال هاي اخير، به ويژه از آغاز دهه اخير، ارتش اسرائيل به ايجاد برخي تغييرات ساختاري و تشكيلاتي دست زده كه برخي از اين اقدامات ضروري و از اهميت فراواني برخوردار بوده اند. اين تغيير و تحول ها بر اساس ديدگاهها و نظريه هاي پيشنهادي از سوي فرماندهان ارتش بوده است. آنها از طريق مسيرهاي رسمي هدف بهبود بخشي و ايجاد كارآمدي در ارتش را دنبال كرده اند. اما پيش و پس از اين اقدام، بودجه سالانه و به دنبال آن كاهش هزينه ها ، در ايجاد اين تغييرات نقشي بزرگ ايفا نموده اند. از تغييرات بنياديني كه در سالهاي اخير در ارتش رخ داده و بر كيفيت مديريت جنگ دوم لبنان اثرگذار بوده است، به موارد زير اشاره مي نماييم:

*1. نيروي زميني و فرماندهي ستاد ارتش:
به هنگام ايجاد ارتش اسرائيل، نقش فرماندهي ارشد تمامي جنگ ها به ستاد كل ارتش واگذار شد. همچنانكه به طور مشخص، پايگاه اصلي و مستقيم نبردهاي زميني به اين ستاد داده شد. فرماندهي نيروي هوايي و زميني در چارچوب اختيارات ستاد كل ارتش تعريف شد. اين دو نيرو در ايجاد و فعال كردن يگان هاي ديگر ارتش ، نقشي ويژه ايفاد نمودند. همچنانكه دستگاه اطلاعات، در فرماندهي ارتش نقشي بسزا و برجسته داشت. چون خطرهاي ژئو استراتژيك ، اسرائيل را تهديد مي كرد.
جنگ دوم لبنان ، در گرماگرم فرايند ايجاد نيروي زميني رخ داد، به ويژه اينكه اين نيرو، مأموريت هاي مختلفي را از سوي طرف هاي مختلف به عهده گرفته بود. گروهي بر اين باور بودند كه اين توسعه بخشي به مأموريت ها و اختيارات نيروي زميني مي تواند، اين نيرو را به اوج خواسته و مطلوب فرماندهانش برساند. اقدامات تكميلي كه از سوي ستاد كل ارتش بايد انجام مي شد، ضرورت ايجاد هماهنگي كامل ميان نيروهاي سه گانه (زميني، هوايي ودريايي) بود. چراكه هر كدام از اين نيروها در حوزه كاري خود از استقلال كامل برخوردار بودند.
مي توان گفت، در جنگ دوم لبنان ، در تعيين مسئوليت هاي نيروي زميني و چگونگي روابط اداري بين ستاد كل ارتش با نيروهاي درگير جنگ ، نوعي ابهام وجود داشت. اين امر بر عملكرد ميداني نيروها در عرصه نبرد، اثر منفي گذاشت.

*2. پشتيباني لجستيكي:
مأموريت پشتيباني لجستيكي به سطوح پيكارگر ارتش اسرائيل محول شده بود. اين تصميم بر اين مبنا بود كه اين مأموريت در اساس خود مرهون توان ميداني براي فعال سازي نيروهاي نظامي است.
اين نظريه، عاملي بود كه در كنار ديگر يگان ها و دستگاههاي رزمي كه همگي وابسته به ستاد كل ارتش بودند، به ايجاد دستگاه لجستيكي پيچيده و گسترده، منجر شد.
در جنگ دوم لبنان، براي اولين بار نظريه جديدي شكل گرفت : پشتيباني لجستيكي گسترده. بر اساس اين نظريه ، موضوع پشتيباني ويژه يگانهاي رزمي نبود و منابع لجستيكي پشتيبان كننده، به طور مستقيم از سوي دستگاهي ارائه نمي شد. دستگاهي كه براي اين هدف در نيروهاي پيكارگر حاضر در ميدان ايجاد شده بود.
در خلال روند جنگ اخير ، پرده از دشواري ها و مشكلات جدي فرارو در خصوص مسأله فراهم سازي نيازهاي تسليحاتي و خدمات لجستيكي مطلوب و مورد نياز جدي يگان هاي پيكارگر حاضر در ميدان، برداشته شد. اين در حالي بود كه فرماندهان ارتش اين حقيقت آگاهي داشتند كه نبرد در فاصله كمي و تنها چندكيلومتري مرزها رخ داده و اداره مي شود. به اين ترتيب، شيوه كلاسيك و سنتي براي فراهم سازي نياز هاي لجستيكي و ايجاد حمايت لجستيكي از نيروهاي حاضر در ميدان با دشواري هاي بسياري روبرو شد.

*3. فرماندهي يگان ها:
چند سال پيش، شماري از فرماندهي هاي ميداني ارتش اسرائيل حذف شد. اين اقدام بر اساس تصورهاي جديدي بود كه پيش آمده بود و آن : امكان انجام فرايند ادغام ميان فرماندهي ها با هدف تشكيل فرماندهي هاي گسترده بود.
در گذشته، ارتش توانست نيروهاي نظامي را به مراتب بيش از جنگ دوم لبنان، به كار گيرد، اما اين استثنا، بيانگر اين حقيقت بود كه ارتش اين نيروهاي فراوان را در موارد بسيار اندك به كار مي گيرد.
در گذشته، ارتش توانست نيروهاي نظامي را به مراتب بيش از جنگ دوم لبنان، به كار گيرد، اما اين استثنا، بيانگر اين حقيقت بود كه ارتش اين نيروي بزرگ را در موارد بسيار اندك به كار مي گيرد. فرماندهي نيروي توسعه يافته، حتي در صورتيكه اقدام به انجام مأموريت هاي خود نموده باشد، در زمينه كنترل ديگر نيروها با مشكلات بسيار جدي روبرو بود. بنابر اين، دليل نبود توان مديريت جنگ در مرزهاي شمالي از سوي فرماندهي نظامي آشكار مي شود.

*4. نيروي انساني:
در سال هاي اخير، انديشه و ايده هاي مختلف و نويني در رابطه با مسائل زير، مطرح شده است:

*الف: كاهش حجم نيروي انساني و يگان هاي نظامي.
*ب: كاهش مدت خدمت اجباري در ارتش.
*ج: محدود كردن خدمت سربازان احتياط.

و به دنبال آن كاهش نيروي انساني و مكلف نشدن نيروهاي احتياط براي انجام خدمت هاي دراز مدت.
همچنين كاهش بودجه مالي نهاد امنيتي در سال هاي اخير باعث كاهش خدمت نظامي در نيروهاي احتياط شد. چراكه نياز به ايجاد تغيير در نيروهاي نظامي يك ضرورت بود و تهديدات كلاسيك كاهش يافته بود. اين تحولات موجب حركت به سوي تصميم گيري براي كاهش نيروي انساني در ارتش شد. شايان توجه است كه وجدان عمومي رايج و در حال گسترش در جامعه اسرائيل ، براي خدمت نظامي و اهميت سربازگيري ، ارزش چنداني قائل نبوده و به سوي رفتار همراه با تساهل در برابر روند روبه رشد فرار از ارتش حركت مي كند.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*توصيه هاي كميسيون:  

نيروي هوايي به هر اندازه كه قوي باشد، نمي تواند در مأموريت هاي مشخصي چون به تصرف در آوردند مناطق و كنترل آنها و دستيابي به مرحله تعيين كنندگي در خاك دشمن، جاي نيروي زميني را پر كند، به همين دليل در نوع شرايط ژئو استراتژيكي كه اسرائيل در آن به سر مي برد (و موجب شد نيروي زميني در دوره گذشته اهميت پيدا كند. ، ) تغيير شايان توجهي به وجود نيامد.
همچنانكه مراحلي كه ارتش اسرائيل پشت سرگذاشته ، موجب شد نيروي زميني در تمامي مسائل مربوط به ساختار قدرت نظامي ، عاملي اصلي و ركن اصلي به شمار آيد. در نتيجه ستاد كل ارتش ، كنترل كامل و مستقيم را به دست گرفت. اين اقدام به رغم حقايق ژئو استراتژيك اسرائيل بود كه به ايجاد دستگاه مستقل نيروي زميني و به دور از ديگر دستگاهها، كمك شايان توجهي ننمود.
در زمينه حمايت لجستيكي، اين كميسيون پيشنهاد واگذاري مستقيم حمايت لجستيكي به يگان هاي رزمي ، را مي دهد. كه شامل تهيه ابزارهاي رزمي، رساندن آنها به جبهه و ميدان نبرد و توزيع اين ابزارها در ميان يگان هاي رزمي . اگرچه اين شيوه موجب بروز تبذير نسبي ابزارها مي گردد.
كميسيون، توصيه مي كند كه جاده شماره 6 مواصلاتي ميان منطقه «الجليل عليا» و «نقب» ، به عنوان راه مواصلاتي ميان مناطق مختلف كشور ، هموار و راهسازي شود. تا از اين راه امكان ارسال ابزارهاي رزمي به نيروها در اسرع وقت ممكن فراهم آيد. علاوه بر اين ، توصيه مي شود يگان هاي جديدي وابسته به ستاد كل ارتش براي بهبود بخشي توان اين ستاد در مديريت ميدان نبرد، ايجاد شود.
اين كميسيون نسبت به سير نزولي تربيت سربازان ، نگاهي نگران دارد. -چه سربازان ارتش و چه نيروهاي احتياط- ، اين امر ضرورت فراهم سازي اهداف مشخص و معين براي خدمت نظامي از سوي دولت را ايجاب مي نمايد تا امكان جلوگيري از كاهش ارزش و منزلت خدمت سربازي كه در حال پديده اي رو به رشد مي باشد، فراهم آيد.
دادن اهميت فراوان و فوق العاده به موضوع سربازگيري نظامي يك ضرورت جدي است، از سوي ديگر لازم است، از خدمت ملي بر اساس يك وظيفه ميهني، تعريفي روشن ارائه شود. چراكه داده ها و اطلاعات نگران كننده اي مبني بر عدم تمايل جوانان زير هجده سال جامعه اسرائيل به انجام خدمت نظامي (به دلايل مختلف)به دست مي رسد.
در برابر، نهاد امنيتي و ارتش بايد به دنبال فعال سازي و كارآمد سازي دوره هاي تربيتي و آموزشي لازم براي سربازان دختر و پسر باشد تا آنها را براي الزامات خدمت نظامي آماده سازد.
زمان كاهش مدت خدمت نظامي و حذف اين انديشه از برنامه كاري ارتش فرارسيده است. در خصوص خدمت نيروهاي احتياط نيز اين كميسيون تلاش فراوان به كار مي بندد تا قانون خدمت نيروهاي احتياط را بر اساس پارامترهاي زير ، به تصويب برساند:

*1. وضعيت و وجهه اي كه مناسب سربازان احتياط باشد.
*2. حفظ سطح قابل قبولي از تربيت و كادرسازي عملياتي.
*3. تعيين برنامه زماني براي سربازگيري و به كارگيري اين نيروها.

در خصوص خدمت اجباري نظامي، يوسي بيلين ، -از اعضاي كنست و عضو اين كميسيون- پيشنهاد مي دهد ، ايده كاهش مدت خدمت نظامي در حال حاضر ، حفظ شود.
خلاصه اينكه، اسرائيل براي سازگاري يافتن با خطرات مختلف و پياپي كه از هر سو اين رژيم را احاطه كرده اند، بايد با هماهنگي كامل با شرايط استراتژيك كنوني، مفهومي ويژه را ايجاد كند به طوري كه بتواند ميان عمليات هاي ميدان نيروهاي نظامي و آموزش هاي ويژه نيروهاي نظامي و احتياط همسويي و سازگاري ايجاد كند.
در پرتو اين امر، بايد در خصوص رشد اين مفهوم براي نظامي يا احتياط، اقدام به بازنگري نمايد تا براي بهره گيري و بهره وري بيشتر نيروي انساني به بهترين وضعيت برسيم.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*يورش هاي نظامي:
 

جنگ دوم لبنان-اگرچه به صورت جزئي-حجم تهديدي كه متوجه جبهه سياسي و نظامي اسرائيل مي باشد ، را به خوبي تبيين نمود. اين تهديدات ناشي از شرايط خاص ژئو استراتژيكي است كه براي اسرائيل وجود دارد و نيز ناشي از توان دشمن براي ضربه زدن به اهدافي در داخل اراضي اش مي باشد. به عنوان بخشي از اين تهديد، مؤلفه هاي توان اسرائيل در زير اين تهديد ، از راه آتش متمركز، رشد مي كند.
يادآوري اين نكته لازم است كه ابزارها و شيوه هاي به كارگرفته شده براي اجراي اين تهديد در جبهه اسرائيل در سال هاي گذشته ، تغييرات فراواني داشته است. مي دانيم كه در نوع تهديدي كه اساساً با شرايط ژئو استراتژيكي كه اسرائيل دچار آن مي باشد، سازگاري داشته باشد، تغيير ارزشمندي رخ نداده است.
يادآوري مي شود كه حكومت اسرائيل از همان سال هاي آغازين و در خلال جنگ استقلال توانسته با دشواري هاي فراواني كه در برابر تدوين كنندگان نظريه امنيتي قرار داشته، سازگاري و تعامل داشته باشد. از آن زمان ، اين سوال مهم وجود داشته كه : براي رويارويي با تهديد بر ضد جبهه اسرائيل ، آيا به كارگيري ابزارهاي دفاعي يا تهاجمي سودمند است؟
پاسخي كه در همان روزهاي اوليه به فرماندهي ارتش اسرائيل داده شد ، تمايل آشكاري به استفاده از ابزارهاي تهاجمي داشت. اين تصميم گيري، در ساختار نيروي نظامي و ايجاد آن و نيز در توصيف محتواي نظريه امنيتي ارتش اسرائيل، معاني آشكار و روشني داشت.
در نتيجه اين امر، به دليل تمركز فراوان و محوريت دادن به فرايند سرمايه گذاري در تلاش هاي تهاجمي اسرائيل، نيازهاي دفاعي در سازمان ارتش با سير نزولي مواجه گرديد و همين فرضيه تا زمان نگارش اين سطور، همچنان عامل تحرك حكومت از زمان پيدايش آن تاكنون شده است.

ادامه دارد

به مناسبت سومين سالگرد جنگ 33 روزه لبنان
ترجمه: مرتضي حسيني فاضل
تهيه و ويرايش: محمدعلي صمدي
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/گزارش «كنيست» از جنگ 33 روزه لبنان(8):
 
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]پارلمان رژيم صهيونيستي: تاريخ مصرف منطق نظامي كنوني اسراييل به پايان رسيده‌است    
خبرگزاري فارس: ناچاريم آشكارا بگوييم منطقي كه در زمان تشكيل حكومت اسرائيل، موجب تكيه بر سرمايه گذاري در طرح هاي دفاعي گرديد، زمانش گذشته و تاريخ مصرف اين منطق به پايان رسيده است.  
 تصویر 
امروزه، از سالهاي دهه نود قرن گذشته ميلادي به اين سو، ما در سرمايه گذاري در ابعاد دفاعي با وضعيتي جديد روبرو هستيم. به گونه اي كه فرماندهي ارتش تصميم به ايجاد سه پروژه محوري و مرتبطه به ابعاد دفاعي گرفته است. كه عبارتند از :

*1. طرح تحول در سلاح هاي ويژه ضد موشكي.
*2. توزيع مأموريت ها ميان دستگاههاي اداري بريا پشتيباني از ساكنان اسرائيل.
*3. ايجاد ديوار امنيتي ميان اسرائيل و كرانه باختري و غزه.

همچنين ، مقرر گرديده، دستگاهي دفاعي ويژه پشتيباني از «غلاف غزه»[SUP]*(1)[/SUP] . با درنگ در اين پروژه هاي مختلف به روشني مشاهده مي شود كه تغييري به سمت عدم كاهش سرمايه گذاري در ابعاد دفاعي پديد مي آيد. البته مشخص نيست كه آيا اين تغيير به وجود آمده با تأثير نظريه امنيت اسرائيل مرتبط است يا ا ينكه اين تغيير بر اساس تمايل داخلي به سوي محوري كردن مفهوم "دفاع " در كنار مؤلفه هاي تئوريك امنيتي مي باشد.
تا به امروز، همچنان در ميان مقامات بر سر ميزان كارآمدي و سودمندي اين طرح ها بحث هاي جدي وجود دارد.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]توصيه هاي كميسيون:  

ما به دنبال ورود به بحث هاي موجود بر سر ابعاد حرفه اي و موضوعي اين پروژه ها نيستيم. اما آشكار است كه اين پروژه هاي دفاعي ، يا دست كم بخشي از اين پروژه ها، جلوي قرباني دادن هاي بسيار اسرائيل را گرفته و حتي به كارآمدي توان بازدارندگي اسرائيل نيز كمك كرده است.
همزمان با اين توصيه، بايد گفت كه ناچاريم به آشكارا بگوييم منطقي كه در زمان تشكيل حكومت اسرائيل، موجب تكيه بر سرمايه گذاري در طرح هاي دفاعي گرديد، زمانش گذشته و تاريخ مصرف اين منطق به پايان رسيده است. اسرائيل به واسطه بهره مندي از ابزارهاي دفاعي و اطمينان يافتن از كارآمدي آنها بر اساس شيوه هاي مختلف بايد به دنبال ايجاد توان بازدارندگي خود باشد و اين توان بازدارنده به عامل تعيين كننده در برابر دشمنانش مبدل گردد.
علاوه بر اين، بايد در پروژه هاي كارآمد نظامي باشيم كه جلوي ابزارهاي اصلي تهاجمي دشمن را مي گيرند.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]نظريه امنيتي:  

اجراي نظريه امنيتي اسرائيل ، و دستيابي به ساختار نهايي غير رسمي آن در سالهاي پاياني دهه چهلم و نيز اوايل دهه پنجاه قرن بيستم ميلادي صورت گرفت. در اين زمان خطرات و تهديدات "كلاسيك "، متوجه آن بود.
مباني اصلي ايننظريه ، ايجاد نيروي نظامي در شرايط عادي و حالت هاي فوق العاده بود. خاستگاه اين نظريه ، مصلحت امنيت ملي اسرايئل بود كه محور اصلي آنرا موقعيت ژئوپلتيك و محيط ژئو استراتژيك اسرائيل ، تشكيل مي دادند.
مبناي نظري مفهوم امنيتي، بر پايه شرايط، داده ها، كميت و كيفيت موجود ميان اسرائيل و كشورهاي عربي در زمينه هاي نيروي انساني، اراضي و منابع طبيعي ، پايه گذاري شده بود. و اين داده ها و شرايط نيز تا به امروز تغيير نكرده اند. در نگاهي به گذشته، مي بينيم كه به رغم ناكامي هايي كه در نظريه امنيتي وجود د اشته، اين نظريه توانسته ، در جنگ هاي مختلف ،دستاوردهاي بسياري را براي اسرائيل به ارمغان آورد.
تاريخ اسرائيل شاهد جنگ ها و رويارويي هاي مسلحانه بسياري است. كه دراين خلال توانسته توان برتر خود را در تحقق پيروزي ها و تعيين كنندگي در سرنوشت جنگ ها و يا دست كم توان برتر خود را در جلوگيري از دستيابي دشمنان به اهداف خود ، نشان داده است.
موفقيت اسرائيل مبتني بر مفهوم بازدارندگي بوده است كه نتيجه اي دوگانه به همراه داشته است:

*1. بخشي از دشمنان ما دست از جنگ با ما كشيدند و ما را به رسميت شناخته و پيمان هاي صلح را با ما امضا نمودند.

*2. بخش ديگر دشمنان نيز شيوه هاي نظامي غير كلاسيك را پيش گرفتند ، مانند : تروريسيم، جنگ هاي پارتيزاني و سلاح هاي بالستيك.

جنگ دوم لبنان ، موجب آشكار شدن عيوب و ناكامي هاي فراوان در اجراي مباني اصلي نظريه امنيتي اسرائيل گرديد. چگونگي اين امر را در سطور بعدي مي بينيم:

[HIGHLIGHT=#dbe5f1]*1. انتقال مبارزه به خاك دشمن و تخريب نيروي دشمن:  

اساس نبردي كه اسرائيل آنرا مديريت نمود، بر آتش پدافند -زميني و هوايي-مبتني بود. همچنانكه آتش حملات دقيق نيز ، فاقد پوشش كامل هوايي بود به طوري كه نتوانست نبرد را از طريق انجام عمليات زميني به خاك دشمن منتقل كند.
بيشتر عمليات هاي زميني كه ارتش انجام داد، تنها در عمق چند كيلومتري خاك دشمن و در نزديكي مرزها اتفاق افتاد. به همين دليل در بيشتر مراحل نبرد، بر عمليات هاي هوايي تكيه شد. اين امر موجب شد اهداف عمليات ها-به ويژه در از بين بردن نيروي دشمن- به اندازه كافي محقق نشود.

[HIGHLIGHT=#dbe5f1]*2. برداشتن تهديد از جبهه داخلي و جلوگيري از بروز جنگ فرسايشي:  

در جنگ دوم لبنان، جبهه داخلي اسرائيل موضعي پيدا كرد كه شايسته بررسي است. به ويژه در پرتو هدف قرار گرفتن شمال اسرائيل كه از نظر اخلاقي و اقتصادي بر اين حكومت اثر گذاشت.
به دنبال آن، ادامه يافتن جنگ به مدت 34 روز پياپي، موجب شد اين نبرد به جنگ فرسايشي تبديل شود كه پيامدهاي اجتناب ناپذير غير نظامي، اقتصادي و نظامي را به طور همزمان به همراه داشت. اين امر مي تواند ادامه تهديد جبهه داخلي از يك سو و ادامه جنگي را كه مدت آن كوتاه نبود، تفسير و تبيين نمايد.

[HIGHLIGHT=#dbe5f1]*3. مرحله تعيين كنندگي:  

دستيابي اسرائيل به مرحله تعيين كنندگي آشكار، امري است كه توانست مفهوم بازدارندگي را تحكيم و عمق ببخشد. اما با اين حال در پايان اين جنگف اسرائيل نتوانست دشمن چندهزارنفري را تسليم خود نمايد.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]4. نيروهاي احتياط:  بنيان نيروي ارتش اسرائيل، به ويژه درنيروي زميني ، به نيروهاي احتياط متكي مي باشد. در جنگ اخير شاهد تأخير فراوان و قابل توجه در به كارگيري اين نيروها و آماده كردن آنها بوديم. پس از به كارگيري اين نيروها نيز، استفاده از آنها به شكل محدود و در سطوح نسبتاً محدود انجام شد. اين برخلاف جنگ هاي پيشين بود كه اسرائيل از نظر شمار نيرو، از برتري در ميدان برخوردار بود.

[HIGHLIGHT=#dbe5f1]*5. شيوه يورش:  

به دنبال موفقيت هاي نيروي هوايي در انجام حملات پيش دستانه، كه بر ضد بمباران هاي موشكي متوسط و دور برد حزب الله انجام شد، ارتش اسرائيل حملات هوايي و عمليات زميني خود را در مناطق نزديك به مرز انجام داد. به طوري كه در روزهاي پاياني اين جنگ، عمليات نيروي زميني ارتش، صرفاً يورش هاي مقطعي و موضعي بود كه در مدت كوتاهي انجام مي شد و از شيوه عمليات هاي تهاجمي يكجانبه برخوردار بود و در آن اعمال فشار فراوان و پرحجم بر دشمن به چشم نمي خورد.


[HIGHLIGHT=#dbe5f1]*6. عامل زمان:
 

يكي از دستاوردهاي روشن سياسي در جنگ اخير، سرعت در مشروعيت بخشي داخلي و خارجي به جنگ بود كه اين روند براي مدت زماني طولاني حفظ شد. اما در مقابل، قراردادن مدت زماني طولاني در اختيار ارتش ، عامل اصلي ضربه خوردن ميزان كارآمدي عمليات هاي نظامي اسرائيل بود. تجربه ثابت كرده "تعيين زمان " در برنامه ريزي نظامي يك عنصر اصلي است. اين بار، مديريت جنگ ، متفاوت از گذشته صورت گرفت؛ نقص در توان دستيابي به مرحله تعيين كنندگي با سرعت لازم و نيز قرارگرفتن مدت زماني طولاني در اختيار ارتش، موجب شد، ارتش عنصر كارآمدي و ادامه دادن عمليات نظامي را از دست بدهد.

[HIGHLIGHT=#dbe5f1]*7. عامل بازدارندگي:
 

در سطح استراتژيك و سياسي، واكنش تهاجمي و غافلگيرانه به حزب الله كه موجب تحمل خسارت هاي فراوان از سوي حزب الله گرديد و در كنار آن، پيش بيني دقيق امكان تعرض به جبهه داخلي ، در تحقق عامل بازدارندگي اسرائيل اثر فراواني داشت. همچنين در بعد عملياتي نيز اين اقدامات در كسب موفقيت براي ضربه زدن به توان دشمن، اثر محسوس و قابل توجهي داشت.
در مقابل، ادامه حملات موشكي حزب الله و بروز روند نزولي در توان اسرائيل براي كاستن از ميزان اين حملات موشكي در روزهاي جنگ، موجب شد حزب الله بتواند توان خود را به ميزان قابل توجهي حفظ نمايد و اسرائيل نيز نتواند به ظرفيت هاي نظامي حزب الله ، آسيب جدي وارد نمايد و در اين عرصه به دستاوردي برسد.
در همين حال، آسيب ديدن و عدم كارآمدي توان بازدارندگي اسرائيل به يك امر عادي تبديل شده بود و موجب شد اسرائيل هزينه اي بسيار هنگفت را بپردازد.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*توصيه هاي كميسيون:  

دستيابي به مرحله تعيين كنندگي، يعني تحقق هدف برتر دشمن كه همان ادامه يافتن جنگ مي باشد. اين امر با تمايل ارتش اسرائيل در رويارويي هاي مسلحانه سازگاري ندارد. در نتيجه توان بازدارندگي ارتش در جنگ اخير ، با شكست جدي روبرو گرديد.
در رويارويي هاي نظامي، به ويژه در منطقه اي كه به موازات مرزهاي اسرائيل قرار دارد، بدون انتقال ميدان نبرد به خاك دشمن، نمي توان تغيير استراتژيك ايجاد نمود. بلكه بايد براي جلوگيري از تعرض به جبهه داخلي اقدام سريع و كارآمد صورت گيرد و براي بازگردان عامل "مدت زمان كوتاه " و قرار دادن آن به عنوان جوهره برنامه ريزي سياسي-نظامي تلاش نمود.
در رابطه با تربيت نظامي سربازان احتياط ، اهتمام پيوسته و هميشگي يك ضرورت است. همچنين بايد به كارگيري آنان و كارآمدسازي توان آنها توجه شود تا به منظور شركت در هرگونه رويارويي گسترده نظامي كه هر لحظه امكان بروز آن هست، آمادگي لازم ايجاد شود.
توان بازدارندگي، در گذشته و اكنون سنگ بناي استراتژي اسرائيل، و انگيزه براي تحقق صلح مي باشد. در پرتو توان بازدارندگي اسرائيل ، دشمنان ما براي انجام جنگي ديگر بر ضد ما ترديد خواهند نمود. بي ترديد اين بازدارندگي عامل حفظ اسرائيل از زمان برپايي آن تاكنون مي باشد.
توان بازدارندگي، نتيجه طبيعي تعيين كنندگي نظامي است كه در هر رويارويي جدي و سخت تحميلي بر اسرائيل ، براي ما محقق شده است. اين بازدارندگي ، تنها بر ابعاد نظامي مبتني نيست، بلكه منظور يك اقدام نظامي پيوسته مي باشد كه وظيفه اين اقدام نظامي ، تحقق اهدافي است كه با ابعاد بازدارندگي ارتباط مستقيم دارند.

پي نوشت ها:

*(1): منظور از غلاف غزه، روستاها و مجموعه هاي شهرك نشين مشرف و پيرامون غزه مي باشد كه هدف اصلي موشك هاي فلسطيني ها قرار گرفته است. (به ويژه شهرك هاي سديروت و مجدل) البته پيشنهاد من اين است كه در فارسي عبارت "كمربند غزه " استفاده شود.

ادامه دارد

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/گزارش «كنيست» از جنگ 33 روزه لبنان(9):
 
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]پارلمان رژيم صهيونيستي:برآوردي از آينده حزب الله نداريم   
 
خبرگزاري فارس:علي رغم آسيبي كه به توان تسليحاتي حزب الله در جنگ 33 روزه وارد آمده، نمي توان برآوردي از چگونگي حضور سري نيروهاي آن در جنوب ارائه داد و در عين حال برآورد چگونگي اثرپذيري موقعيت حزب الله در لبنان در دراز مدت كار دشواري است.  


 تصویر 



*دستاوردهاي جنگ:

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*دستاوردهاي سياسي -استراتژيك:  

عمليات نظامي تهاجمي گسترده و غير قابل پيش بيني اسرائيل تلاشي بود بر ضد حزب ا لله براي ايجاد تغيير در موازنه قدرت استراتژيك ميان ما و نيز تغيير نوع تهديدي كه حزب الله به دنبال آن بود.
اين عمليات نظامي -سياسي اسرائيل موجب شكست عامل بازدارندگي ايجاد شده توسط حزب الله و تغيير قواعد بازي -حاكم از زمان عقب نشيني اسرائيل از جنوب لبنان در سال 2000 ميلادي- گرديد. اسرائيل در كسب تأييد گسترده بين المللي براي عمليات هاي سياسي و نظامي خود بر ضد حزب الله موفق شد. به رغم ادامه يافتن عمليات ها، رويارويي با حزب الله روند سياسي گسترده اي پيدا كرد.
اسرائيل به رغم رويارويي هاي نظامي موجود ميان اين رژيم و اعراب توانست در پرتو جنگ جهاني بر ضد تروريسم منطقه اي و جهاني ، تأييد جهاني را كسب نمايد. به ويژه اينكه جهان اسلام به دو بلوك محور شرارت و كشورهاي ميانه رو تقسيم شده است.
رويارويي با حزب الله ، موجب بهره برداري زودهنگام از سلاح هاي ايران و سوريه شد به طوري كه از نظر زماني هرگز براي آنها مناسب نبود. در نتيجه ، اين جنگ موجب شد نگاهها متوجه اقدامات ايران شود و گمانه هاي موجود در خصوص ايران به حقيقت بپيوندد. به ويژه اينكه كشورهاي سني مذهب، -از جمله عربستان، اردن و مصر- كه سياستي پراگماتيسمي نسبت به ما دارند، از تهديد رو به رشد ايدئولوژي شيعي راديكال به رهبري ايران بيمناك مي باشند. چراكه اين تهديد از سوي نمايندگان ايران از جمله حزب الله، متوجه كشورهاي سني مذهب مي باشد. به اين ترتيب مخالفت هاي كشورهاي سني مذهب بر ضد محور ايراني-شيعي با منافع اسرائيل در خاورميانه همزمان انجام شد.
"طرح صلح " ارائه شده از سوي اتحاديه عرب ، پيش از شروع جنگ دوم لبنان به طور رسمي مطرح گرديد. اين طرح به درخواست عربستان تدوين شد. پس از شروع جنگ نيز طرح صلح با انجام برخي تغيير هايي كه در جهان عرب رخ داد ، بار ديگر مطرح شد.
به ياد داريم كه پس از جنگ شش روزه در ژوئن 1967 كه ارتش اسرائيل قاطعيت نظامي خود را بر ارتش هاي عربي به اثبات رساند، كشورهاي عربي در خارطوم به گرد هم آمدند و "نه هاي سه گانه " خود را اعلام كردند:

*1. به رسميت شناختن اسرائيل، نه.
*2. مذاكره با اسرائيل ، نه.
*3. امضاي پيمان صلح با اسرائيل ، نه.

اكنون پس از پايان يافتن جنگ دوم لبنان و در پرتو نتايج نا اميد كننده نظامي اسرائيل، كشورهاي عربي با اجماع ، دست از اصل عدم به رسميت شناختن اسرائيل برداشتند و پيشنهادات و شروط خود را براي به رسميت شناختن اسرائيل مطرح كرده اند.
طبيعي است كه نبايد گفت اين شروط براي اسرائيل پذيرفته شده ، اما تمايل كشورهاي عربي براي به رسميت شناختن اسرائيل، از نگاه ما يك تحول مثبت در جهان عرب به شمار مي رود.
جنگ با قطعنامه1701 شوراي امنيت به پايان رسيد. و مقرر شد يك نيروي بزرگ بين المللي به نام يونيفل ايجاد شود و ارتش لبنان نيز با شمار 25 هزار سرباز، در جنوب لبنان حضور گسترده داشته باشد. هرچند سيد حسن نصر الله به صراحت اعلام كرد كه با حضور ارتش لبنان يا حضور نيروهاي لبناني در جنوب اين كشور موافقت نمي كند، اما حزب الله ناچار شد اين واقعيت موجود را بپذيرد و در برابر حضور گسترده نيرو هاي دو طرف در جنوب، سر فرود آورد.
اين حضور نظامي، موجب مي شود كه ديگر حزب الله، به ويژه در مناطق مرزي همچون گذشته از آزادي عمل برخوردار نباشد.
از سوي ديگر، اجراي ناقص قطعنامه 1701 از سوي حزب الله و علي رغم آسيبي كه به توان تسليحاتي آن وارد آمده، نمي توان برآوردي از چگونگي و جزئيات حضور سري نيروهاي حزب الله در جنوب ليتاني را ارائه داد و در عين حال برآورد چگونگي اثرپذيري موقعيت حزب الله در لبنان در دراز مدت و تحولاتي كه در ارتباط حزب الله با ديگر نيروهاي سياسي لبنان در آينده رخ مي دهد نيز، كار دشواري است.
با اين حال، روشن است كه حزب الله از اتهاماتي رنج مي برد كه اين حزب را مسبب اصلي خسارت هاي فراواني مي داند كه بر غيرنظاميان لبنان وارد شده است. همچنين برخي حزب الله را عامل عمق بخشي به شكاف ها و اختلافات داخلي سياسي در لبنان و نيز بروز بحران اجتماعي-طايفه اي و نيز بحران اقتصادي حكومت لبنان قلمداد مي كنند.
از سوي ديگر، جريان 14 مارس، به رياست سنيوره، نخست وزير وقت لبنان ، در برابر تنش آفريني ها و تلاش هاي مخالفان براي سقوط دولتش، با قاطعيت تمام ايستاده است. خلاصه اينكه براي اولين بار ، پس از نبردهاي سنگين، ارتش لبنان كنترل اردوگاههاي پناهندگان فلسطيني را در شمال كشور به دست گرفت. شايد اين رويداد حكايت از سياست تهاجمي دولت و ارتش لبنان بر ضد گروههاي مسلح دارد.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*دستاوردهاي نظامي:  

از زمان شروع اين جنگ، ارتش اسرائيل توانست ذخاير استراتژيك موشك هاي حزب الله را مورد حمله جدي قرار دهد، همچنين در تعقيب سكوهاي پرتاب موشك سنگين و نيمه سنگين و از بين بردن آنها در زمان مناسب موفق شد. بيشتر سكوهاي پرتاب موشكي ، به ويژه با برد متوسط كه در هنگام جنگ ايجاد شدند، به محض شليك اولين موشك به طور كامل منهدم شدند. اين امر، توان بازدارندگي اسرائيل را بالا برد.
به دنبال انجام عمليات گسترده و پرحجم، بيشتر موقعيت هاي نظامي حزب الله در خط مقدم نبرد، از بين رفت و بخشي اصلي از عمليات هاي زميني در مرزها را به خود اختصاص داد. در نتيجه، و به عنوان اجراي بخشي از قطعنامه 1701، حضور حزب الله در مرزها و موقيت هاي كه پيش از جنگ در آنها سنگر گرفته بود، از بين رفت.
ارتش اسرائيل منطقه حومه جنوبي بيروت[موسوم به «ضاحيه»] را كه موقعيت اصلي فرماندهي حزب الله مي باشد، به صورت جدي و سنگين مورد هدف قرار داد و توانست موقعيت هاي استراتژيك حزب الله در منطقه بعلبك را نيز مورد هجوم جدي و بي رحمانه خود قرار دهد.
در خلال اين جنگ بين 550 تا 650 رزمنده حزب الله كشته و هزاران موقعيت و ساختمان و نيز آپارتمان هاي حزب الله به همراه انبارهاي سلاح آنان از بين رفت. امروزه همچنان دولت لبنان و حزب الله سرگرم ترميم و بازسازي ويراني هاي ناشي از جنگ مي باشند.
دو تن از اعضاي كميسيون : «آفي ايتام» و «يسرائيل حسون» شيوه ارائه دستاوردهاي جنگ را نمي پذيرند. كه در آينده توضيح داده مي شود. اما «يوفال شتاينتس» از ديگر اعضاي كميسيون مي افزايد ، پيامدهاي قطعنامه 1701 همچنان اختلاف برانگيز بوده و مضرات و نكات منفي آن بيشتر از سودي مي باشد كه به ما مي رسد.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*نگاهي به مباني جنگ  

*1. در تاريخ دوازدهم ژوئيه 2006 و به دنبال ربوده شدن دو سرباز، طرح از پيش تعيين شده "هانيبال " براي رويارويي با هرگونه حادثه ربايش سربازان ، به اجرا درآمد. در همين روز 22 موشك به اراضي اسرائيل اصابت نمود. عصر اين روز، دولت اسرائيل جلسه هيئت دولت را برگزار كرد و در چارچوب واكنش جدي و بي رحمانه به اقدامات خصمانه حزب الله، نوع اهداف تعيين شده در لبنان را براي يورش تشريح كرد.

*2. صبح روز بعد، مرحله اول جنگ آغاز و تا تاريخ هفدهم ژوئيه ادامه يافت. در اين مرحله ، ارتش در عمليات هاي نظامي خود، بيشتر بر آتش هدايت شده اتكا نمود. اين طرحي از پيش تعيين شده بود. همچنانكه در اين مرحله ارتش به اعمال ممنوعيت هاي هوايي و دريايي بر ضد اراضي لبنان ، اقدام نمود. فرودگاه بين المللي بيروت را به طور جزئي مورد حمله قرار داد و براي جلوگيري از قاچاق سلاح از سوريه به لبنان ، تلاش فراواني را براي بستن جنوب لبنان به كار بست.
فرماندهي منطقه شمال مأمور به فعال كردن عمليات هاي خود در مناطق مرزي به ويژه در بخش شمالي آن، شد. هدف از اين مأموريت از بين بردن حضور ميداني حزب الله در اين منطقه و انهدام مراكز خدماتي و زيرساخت هاي حزب الله در اين منطقه بود.
در اين مرحله، اسرائيل در وارد آوردن ضربه هاي ويرانگر به سيستم پرتاب موشكي حزب الله كه اسرائيل را هدف قرار داده بود، موفقيت كسب نمود.

*3. در مرحله دوم جنگ، كه از تاريخ هفدهم ژوئيه شروع و به مدت ده روز ادامه يافت، حجم و گستره عمليات نظامي ، افزايش يافت. محور اين عمليات ها در اساس، نيروي هوايي بود. البته فرماندهي منطقه شمال نيز اقدام به اجراي يك سري عمليات هاي زميني با مدت زمان كوتاه و در محدوده جغرافيايي كم، نمود. هدف از اين اقدام تلاش براي ضربه زدن به اهداف حزب الله بود كه در امتداد چندكيلومتري نوار مرزي قرار داشتند.
در كنار اين اقدامات، دستگاههايي ويژه به انجام عمليات هاي ويژه در داخل خاك لبنان مبادرت نمودند.

*4. مرحله سوم جنگ از بيست و هفتم ژوئيه شروع و تا زمان اجراي قطعنامه آتش بس به تاريخ چهاردهم آگوست ادامه يافت. در اين مرحله ، ضرورت نياز به تغيير تصور نظامي ويژه مربوط به روند عمليات هاي ميداني احساس شد و تفكر و ايده پردازي در اين زمينه شروع شد. به ويژه اينكه ارتش تا تاريخ هفتم آگوست ، مديريت جنگ را به همان شيوه پيشين ادامه داده بود.
در تاريخ هفتم آگوست، فرماندهي ارتش تصميم به انجام يك عمليات گسترده زميني در جنوب لبنان گرفت. هدف از اين عمليات گسترده، جلوگيري از پرتاب موشك هاي كوتاه برد حزب الله بود كه به سمت جبهه داخلي اسرائيل شليك مي شدند. اما به دليل ايجاد آمادگي هاي لجستيكي براي نيروها و نيز هماهنگي با مذاكرات سياسي در حال انجام كه وارد مرحله پيشرفته اي شده بود، اقدام به انجام اين عمليات چند روز به تأخير افتاد.
نوع نگاه امنيتي كه باعث انجام عمليات زميني شد، به دنبال ضربه زدن به توان نظامي حزب الله در ميدان بود تا بتواند حزب الله را به طور كامل در برابر خود تسليم نمايد.
به همين هدف، ارتش در ميان نيروهاي احتياط شروع به به كارگيري و سربازي گيري گسترده و فعال نمود. نيروهاي احتياط به نيروهاي حاضر در ميدان پيوستند و به شكل عجيبي در نبرد شركت نمودند تا اينكه قطعنامه آتش بس به اجرا در آمد. با اين حال، با تأسف فراوان بايد گفت كه حملات پياپي موشكي حزب الله تا آخرين روز جنگ حتي براي يك لحظه متوقف نشد.

ادامه دارد

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
ارسال پست

بازگشت به “ادوات زميني”