گزارش خبرگزاري فارس، جنگ 33 روزه لبنان كه براي نخستين بار طعم شكست نظامي را در يك جنگ رودررو به تل آويو چشاند، به قدري براي سران رژيم صهيونيستي تحقير آميز و مايه سرشكستگي بود كه طي مدت دوسال پس از جنگ ، نهاد هاي گوناگون سياسي و نظامي دولت يهودي، از زير بار سنگين اين شكست شانه خالي كرده و آن را بر گردن يكديگر مي انداختند. آن چه خواهيد خواند متن كامل گزارشي است كه توسط «كميته امور خارجه و امنيت كنست(پارلمان رژيم صهيونيستي)» تهيه و منتشر شد و به «گزارش هنگبي» اشتهار دارد . تلاش براي تهيه چنين گزارشي ، زماني جدي شد كه اخباري مبني بر اين منتشر گرديد كه نتايج تحقيق كميسيون وينوگراد ممكن است تقصير شكست در جنگ 33 روزه را متوجه نهاد سياسي دولت يهود نمايد .اين گزارش در حقيقت پيش دستي نهاد سياسي رژيم صهيونيستي بود تا عوامل شكست در جنگ 33روزه را به سوي نهاد نظامي اين رژيم معطوف كند و در دسامبر سال 2007 منتشر گرديد و خشم نظاميان صهيونيست را برانگيخت. در هر حال اين گزارش نيز مانند «گزارش كميسيون وينوگراد» از ابعاد شكست نظامي ارتش صهيونيستي پرده برمي دارد و مهر تاييد ديگري است بر پيروزي هاي قاطع مجاهدان حزب الله لبنان. خبرگزاري فارس با تهيه متن اين گزارش، آن را به صورت كامل ترجمه كرده و به مناسبت سومين سالگرد پيروزي حزب الله در جنگ 33 روزه لبنان به صورت سلسله وار منتشر مي نمايد. بديهي است كه تنظيم اين گزارش توسط سياستمداران صهيونيست انجام گرفته و اصطلاحاتي كه در آن به كار برده شده است به طور كامل مورد تاييد خبرگزاري فارس نمي باشد اما براي حفظ سنديت اين گزارش از تغيير دادن واژه ها اجتناب شده است.
متن كامل «گزارش كميته امور خارجه و امنيت كنست» درباره «جنگ دوم لبنان»- دسامبر 2007(قسمت اول)
*مقدمه
شصت سال از استقلال* مي گذرد كه تمامي اين سالها با منازعه همراه بوده است. به غرم تمام تلاش هايي كه براي ايجاد صلح با همسايه ها به كارگرفته شد، اما همچنان حكومت اسرائيل از زمان تأسيس خود تا به امروز درگير تثبيت نظام و حمايت از وجود خود مي باشد و همچنان هزينه هاي هنگفتي را براي اين هدف مي پردازد...
در جنگ دوم لبنان، ما ناچار بوديم كه بار ديگر اين هزينه را بپردازيم، اما هزينه اي هنگفت تر و سرسام آور. چون در اين مدت بر اثر حملات موشكي حزب الله 119 سرباز اسرائيلي و نيز 40 شهروند اسرائيلي كشته شدند. در اين ميان افراد بسياري از جمله افراد عائله مند مصدوم شدند كه شرايط زندگي آنان متأثر از اين وضعيت، تغيير كرد و آنان به دليل مصدوميت ها و آسيب هاي وارده، با رنج و مشكلات زندگي خواهند كرد. علاوه بر اين ، دشمن، دو سرباز اسرائيلي به نامهاي ايهود گولد فاسير و الداد ريگيف را در ابتداي اين جنگ به اسارت خود درآورد كه تازمان نگارش اين سطور، از سرنوشت آنان خبري در دست نيست.
اين جنگ موجب شد محافل عمومي اسرائيل دچار نااميدي و ناكامي گردند . دهها اظهار نظر و سخنان ايراد شده توسط افسران ، سربازان و نيروهاي احتياط كه در مرحله اول نتيجه گيري و عبرت گيري از اين جنگ به دعوت ما در اين كميته حاضر شدند، بهترين دليل براي بيان احساسات موجود در محافل عمومي اسرائيل مي باشد. سربازان اسرايئلي در پيشگاه اعضاي اين كميته نسبت به عملكرد رزمي خود در ميدان نبرد احساسات بدي اظهار نمودند. علاوه بر اين، مجموعه اظهارات آنها به نحوي بيانگر اين است كه در صورت بروز جنگي دوباره، اين بار ديگر، به فراخوان براي جنگ، مانند جنگ سي و سه روزه شاهد پاسخ مثبت و فراگير نيروها نخواهيم بود.
اين امر موجب شد اعضاي اين كميته احساس كنند كه سران حكومت بايد نسبت به سربازان احتياط كه در اين جنگ به آنان آسيب رواني جدي وارد شده و همچنان آثار و نشانه هاي آن باقي مانده نقش بيشتري ايفا نمايند و به آنان عنايت بيشتري داشته باشند. چراكه احساس شكست سنگين در جنگ اخير ، به آنان آسيب هاي رواني شديدي وارد ساخته است.
كميته سياست خارجي و امنيت كنيسته، كه تهيه كننده اين گزارش مي باشد، با رفتاري آگاهانه از بيان هرگونه توصيه شخصي به فرماندهان نظامي و سران حكومت خودداري نموده است و كميته اي والا مقام به رياست قاضي الياهو وينوگراد را براي انجام اين مأموريت تعيين كرده است كه گزارش كميته وينوگراد منتشر شده و در دسترس مردم اسرائيل قرار گرفته است.
در گزارش وينوگراد ، نقش هايي كه سران دو رده سياسي و نظامي ايفا نموده اند را مورد بررسي قرار مي دهد. لذا كميته ما ، تا اندازه ممكن از ارائه توصيه هاي شخصي خودداري كرده است. چراكه شماري از اعضاي كميته ما، در سمت هاي پارلماني مشغول كار هستند و اين امر ممكن است كميته ما را با مشكلات جدي مواجه سازد. در نتيجه ما خود را قاضيان مستقل و آزاده از هرگونه قيد هاي ايدئولوژيك ، حزبي يا شخصي اعلام نميكنيم.
اما با اين حال، توصيه هاي ارائه شده درگزارش اين كميته بر مشاهدات و نتايج حرفه اي ، ميداني، و نظري متمركز خواهد بود. چراكه از مباني اوليه تشكيل اين كميته، همكاري با تمامي دستگاهها و نهادها براي اصلاح سيستم امنيتي اسرائيل ، پس از پايان جنگ دوم لبنان مي باشد.
به همين رو، اهتمام بيشتر اين گزارش -كه خوانندگان نيز آنرا به چشم خود مي بينند- توضيح بسياري از مباني بنيادين سياسي امنيتي مي باشد . چراكه با توجه به مسئوليت پارلماني اين كميته، اهتمام به اين مسأله پيش از هر امر ديگري ضروري به نظر مي رسيد.
جنگ دوم لبنان به عنوان واكنش قاطع و سريع اسرائيل به ربايش و كشتار از سوي حزب الله در مناقط تحت حاكميت اسرائيل بروز يافت. حزب الله نيز در پاسخ، باران سنگين موشكي و بمب هاي فراوان خود را بر روي مناطق مختلفي از جبهه داخلي اسرائيل فرو ريخت. البته اين اقدام ، غافلگير كننده نبود، چون تقويت حزب الله و برگزاري دوره هاي كارآمد سازي نيروهاي اين حزب ، اموري هستند كه از سالها پيش مشخص و شناخته شده بودند.
زماني كه اسرائيل مقرر كرد حد و مرز خويشتن داري در برابر حزب الله را تعيين كند و مصمم شد كه پاسخ به حزب الله شديد و در عين حال قاطع باشد،دو رده سياسي و نظامي به خوبي مي دانستند كه يكي از نتايج طبيعي و پيامدهاي قابل پيش بيني اين پاسخ ، ورود اسرائيل به جنگي دراز مدت با حزب الله مي باشد و بايد وارد نبردهايي با مدت طولاني و اهداف گسترده شويم. همچنين پيش بيني مي شد كه بخش گسترده اي از شهروندان اسرائيلي -دست كم در مناطق شمال- مصدوم شوند و آسيب ببينند. اما بر خلاف اين ارزيابي ها، وقتي كه درگيري ها شروع شد، عملكرد ارتش اسرائيل به گونه بود كه گويا تنها مأموريت ارتش، از بين بردن توان موشكي حزب الله و متوقف كردن پرتاب موشك به اسرائيل مي باشد.
اين هدف در عمل محقق نشد و جنگ به مدت 34 روز ادامه يافت ، در حاليكه تهديد موشكي به قوت خود باقي مانده و همچون روز اول شروع جنگ، اين تهديد وجود دارد.
علت شكست: تصميم به ورود به جنگ بر ضد حزب الله با طبيعت هدف مورد نظر تناسبي نداشت. اسرائيل، گزينه ورود به جنگي ويرانگر بر ضد حزب الله را از راه بمباران شديد اهداف حزب الله و ديگر مناطق لبنان شروع كرد. تصميم سازان اسرائيلي گمان كردند كه نيروي هوايي اسرائيل مي تواند به تنهايي تهديد حزب الله را از ميان بردارد. مي دانيم كه شيوه سنتي و كلاسيك براي فعال كردن توان نظامي از راه برداشتن گام هاي زير مي باشد:
1. به تصرف در آوردن مقر ها و سكوهاي پرتاب موشك
2. اقدام به پاكسازي اين مقر ها تا آخرين نقطه...
3. ورود به عمق مناطقي كه احتمال دارد به مقر هاي جايگزين تبديل گردند..
شكست سخت در ميدان نبرد توانست تفسيري آشكار از اختلاف صريح ميان شيوه فعال كردن آتش پدافند با اقدام به انجام عمليات گسترده زميني و با آموزش هاي عميق و دقيق ، ارائه نمايد.
جوهره عملكرد نظامي اسرائيل در جنگ لبنان مبتني بر اين فرضيه است كه تخريب اهداف دشمن از راه ريختن آتش سنگين بر دشمن موجب مي شود كه رهبران حزب الله با شرايط دشوار روبرو شوند و مجبور شوند در خصوص كارآمدي حمله موشكي خود، بازنگري نمايند. اما مشخص شد كه توان عملياتي حزب الله در خصوص پرتاب موشك به شكل اساسي ضربه نخورده است. به ديگر سخن، هدف فرماندهي اسرائيل ، تغيير واقعيت موجود از راه قانع سازي دشمن بود. به طوري كه اميد داشت حزب الله در فرصتي كوتاه قانع شوند كه حملات موشكي حزب الله ، كارآمدي لازم را ندارد. در نتيجه كار به دست حزب الله افتاد و همه چيز به حزالله بستگي داشت. از آنجا كه حزب الله به طور ضعيف آشكار نشد و به دنبال بازنگري در ميزان خسارت هاي وارد آمده از راه حملات هوايي اسرائيل نبود، با تأسف بايد گفت ، واقعيتي كه به خاطر تغيير آن هزينه هاي سنگيني را بر خود تحميل كرديم ، همچنان پابرجاست و هيچ چيز تغيير نكرده است.
اما در مقابل، عمليات زميني مي توانست بدون توجه به اراده دشمن ، تغيير مطلوب را در واقعيت موجود ، پديد آورد، بدون اينكه تلاش كند وضعيت رواني فرماندهان و سران دشمن را بررسي نمايد. در نتيجه ممكن بود كه دشمن مجبور شود ، اهداف خود را تغيير دهد و به دنبال متوقف سازي تهديد بر آيد ، به طوري كه اين عمليات نظامي زميني مي توانست با يك عمليات سرنوشت ساز و تعيين كننده، داده هاي جديدي را در عرصه ميداني ايجاد نمايد.
علت اتكاي استراتژيك بر منحصركردن ابزار نبرد در حملات شديد ، عبارتند از :
1. تقويت كردن روند مسلح شدن به موشك هاي دراز مدت
2. ابداع و خلاقيت در ارائه نظريه هاي جديد نظامي و ميداني
3. اعمال مديريت علمي نبردها.
4. وجود شبكه هاي ارتباطاتي پيشرفته و ... .
در نتيجه شاهد پيشرفت فناوري جديد هستيم تا روند تصميم سازي نظامي اسرائيل به دنبال ايجاد انقلابي جدي در مديريت نبرد نظامي باشد. به همين دليل، تصميم سازان و تصميم گيران در اين سازمان نظامي به دنبال ايجاد انقلابي در شيوه هاي مديريت جنگ هاي نظامي افتادند. لذا هدف راهبردي اين جنگ به مثابه پياده سازي نظريه هاي جديد نظامي بود به طوري كه تصور مي شد بمباران شديد مي تواند سرانجام فرماندهي دشمن را ويران سازد و زمينه را براي انجام عمليات كلاسيك و تعيين كننده در راستاي منافع ما فراهم سازد. تا از راه اين عمليات، كنترل و تسلط بر منطقه جغرافيايي صورت گيرد و نيروهاي دشمن كه در منطقه مستقر مي باشند، از بين بروند.
به همين دليل تصميم گيران در سطوح سياسي و نظامي اسرائيل بر اين باور بودند كه بايد استراتژي بمباران شديد را در رويارويي با حزب الله به كار بنديم. اما اين به معناي بي نيازي از انجام عمليات زميني در عمق خاك دشمن نمي باشد و همچنين به معناي دوري گزيني از رويارويي مستقيم و نزديك با نيروهاي حزب الله نمي باشد. هرچند ا ين مسأله براي ما خسارت هاي انساني سنگيني را به همراه داشته باشد. چون رويارويي هاي زميني بسيار كارآمدتر از جنگ فرسايشي است كه بدون يورش ميداني صورت ميگيرد و در آن از عنصر اشغال مناطق دشمن و پاكسازي آن و نيز حضور دراز مدت در اين مناطق استفاده نمي شود.
روند امور در جنگ اخير ثابت كرد كه اين تنها يك تئوري است، چراكه حمله به اهداف معين و از بين بردن آنها، الزاماً به معناي از بين بردن قاطع دشمن نيست. چون دشمني مانند حزب الله ، با ويران شدن زيرساخت ها چندان آسيب نديد و از آن متأثر نشد. همچنانكه نسبت به آسيب ديدن غير نظاميان نيز نگران نشد ، بلكه تلاش كرد ، آسيب ها را منحصر به صفوف نيروهاي ما بكند.
در نتيجه، بسنده كردن به حملات سنگين و پرحجم هوايي و بمباران شديد سودي نداشت، چون حزب الله توانست نيروهاي خود را سريعاً از طريق گروههاي كوچك مسئول پرتاب موشك، مستقر نمايد و اين گروهها توان پنهان شدن و اختفا در برابر هواپيماهاي ما را داشتند و مي توانستند در اماكن مسكوني غير نظامي سنگر بگيرند. در اين محيط بايد به دنبال خدماتي باشيم كه مهمترين آنها گردآوري اطلاعات امنيتي و ضداطلاعاتي است.
همچنين نوع ميدان نبردي كه نيروهاي ما در جنگ دوم لبنان با آن روبرو بودند، محدوديت قابل توجهي داشت و براي همگان آشكار بود. علاوه بر اين ما با دشواري ها و ناكامي هاي بسياري روبرو بوديم. به ويژه در رويارويي نظامي با سازماني كه از جنگ هاي پارتيزاني استفاده مي كند و عملكرد آن با رفتار ارتش هاي كلاسيك كاملاً متفاوت است.
به دلايل پيش گفته و بسياري دلايل ديگر ، كميته امور خارجه و امنيت كنيست، در نشستي به دنبال انجام يك مأموريت بنيادين بود كه : در نوع رويارويي ها و درگيري هاي جنگ دوم لبنان بازنگري شود و با انجام يك عمليات منظم، دقيق و علمي درس ها وعبرت هاي لازم از اين جنگ گرفته شود و نظر خود را براي اصلاحات لازم در ارتش و عملكرد آن ارائه نمايد تا ارتش بتواند خود را براي نبردهاي پيش رو در آينده -چه آنهايي كه خود آغازگر باشيم و چه نبردهايي كه بر ما تحميل شوند- آماده سازد.
در پايان ، از تمامي اعضاي اين كميته به دليل حضور فعال در بحث و بررسي ها و مأموريت هاي اين كميته براي تهيه اين گزارش ، سپاس فراوان دارم و از نقش بسزاي آنها در تهيه نتايج و توصيه ها براي تصميم سازان تشكر مي نمايم. همچنانكه از اعضاي كميته كارشناسان متخصصي كه با گردآوري اطلاعات بسيار، كمك هاي ارزشمندي به ما ارائه نمودند و ما را در تهيه اين گزارش ياري رساندند، تشكر مي كنم.
عضو كنيست«تساحي هنگبي» رئيس كميته امور خارجه و امنيت
اعضاي كميسيون امور خارجه و امنيت كنيست:
1.تساحي هنگبي: رئيس كميسيون
2.يتسحاق بن يسرائيل،
3.يوفال اشتاينتز
4.عميراه دوتان
5.سليوان شالوم
6.عوتنييل شنلر
7.استرينا تروتمان
8.افرايم سنيه
9.يسرائيل حسون
10.كوليت ابيتال
11.آفي ايتام
12.داني ياتوم
13.تسابي هندل
14.شلومو بن عيزري
15.حنان گيلزر
16.ابراهام رابيتز
17.يوسي بيلن
اعضاي كميته كارشناسان :
1.سرلشكر بازنشسته، ابريئيل بار يوسف، مدير كميته
2.ژنرال بازنشسته، شموئيل ليتكين، : مشاور موضوعي.
3.خانم ميري فرانكيل شور(وكيل): مشاور حقوقي
4.افنير سمحوني، مشاور موضوعي خارجه.
5.اساف فريدمن، معاون مدير كميته.
*پي نوشت ها:
*منظور از«استقلال» تشكيل رژيم غيرقانوني صهيونيستي در سال1948 است.
ادامه دارد
به مناسبت سومين سالگرد جنگ 33 روزه لبنان
ترجمه: مرتضي حسيني فاضل
تهيه و ويرايش: محمدعلي صمدي


