سلام دوباره
1.چرا از اینکه دوست داشتی فرانسوی و روسی یاد بگیری متاسفی؟(شاید هم اشتباه نگارشی بود و منظورت این بوده که متاسفی یاد نگرفتی!)
متاسفم که در یادگیریشون کوتاهی کردم. (من که این قدر دقت می کنم غلط انشایی اساسی داشتم)
2.با موساد کار میکنی یا سیا؟چقدر میدن؟
پاسخ میلادی: از هر دو پیشنهادهای خیلی خوبی دارم! با مدیر برنامه هام صحبت کردم! گفته فعلن هر دو رو تو مشتم نگه دارم! قراره یه نیم فصل برای هر کدوم زیرتوپ بزنم! البته توپ خودکششی!
3.چرا بعضی خران به جای عرعر حرف می زنند!یه قول یکی از بچه ها پارک ژوراسیک!
پاسخ میلادی: خرهای نخستین خیلی خر بودند که با گذشت زمان و پیمودن سیر تکامل، از خر بودن آنها کاسته شد و به جای عرعر، صحبت کردند!
4.کراوات زدن یکی از معضلات عظیم جامعه ایرانی است!در مجلس عروسی عده ای دیده می شوند که در به در دنبال یک نفر میگردن که گره زدن کراوات بلد باشه!راهکارهای استراتژیکت برای حل این بحران ملی چیه؟
من یه راه حل خوب دارم: این برنامه رو دانلود کنید و تو موبایل هاتون نصب کنید. (از نوع JAVA هستش و فکر می کنم تو بیشتر موبایل های غیر از کلاس نوکیا 1100 اجرا بشه)
[External Link Removed for Guests] 5.بی مونسی سخته نه؟
باید سخت باشه. گمان می کنم بیشتر کاربران و مدیران سنترال مجرد باشند و بی مونس.
6.سال 71 اسم گشت ارشاد چی بود؟ پاترول های 4 دبلیو دی که گشت بقیة الله الاعظم نام داشت تو محویات کودکی ام مونده!
سال 71 چیزی به نام گشت ارشاد نبود. مینی بوس ها را در جاهای شلوغ و پر رفت و آمد مثل میدان ولی عصر یا ونک یا تجریش پارک می کردند و یکی در میان جوانها را با لگد، توهین و تحقیر سوار مینی بوس می کردند و بعد از پر شدن به بازداشتگاه ها می بردند. پاترول های گشت ثارالله مربوط به قبل از ادغام شهربانی با کمیته انقلاب هست (قبل از 70) و بین جوانها به
Welgarde Dai... 4 معروف بودند!
7..یالا ازدواج کن دیگه!سریع!
چشم. باور کن 50 درصد قضیه حل شده!
8.یک سفر سریع السیر بزن از 18 سالگی تا 38 سالگی!
18 سالگی: کنکور در دانشگاه امام صادق (قبولی در رشته علوم سیاسی: نرفتم) – کنکور سراسری (قبولی در دانشگاه امام حسین رشته صنایع هوایی: نرفتم) و دانشگاه آزاد. تا چند سال پس از 18 سالگی، شبها خواب امتحان نهایی سال چهارم دبیرستان رو می دیدم! اون موقع ها امتحان نهایی برخی درسها مثل مکانیک یا فیزیک خیلی سخت بود.
24: سربازی. آموزشی در پادگان جی (انتهای بلوار استاد معین در تهران) که بسیار بزرگتر و باصفاتر از آن چیزی بود که الان هست.
26: پایان خدمت.
26 تا 38: آرام و بدون حاشیه.
9.برای راه افتادن کارت فیلم هم بازی میکنی؟ خیلی وقته مد شده ها!
شکسپیر جمله معروفی داره: زندگی انسانها مثل یک نمایشنامه است. عده ای بازی می کنند و عده ای تماشا. ولی من فیلم بازی کردن بلد نیستم. بیشتر اوقات خودم هستم.
10.بهت نارو زدن؟
کم نه.
11.جدی تو عمرت حتی یکدونه دوست دختر هم نداشتی؟
اگه منظورت از دوست دختر آنی باشه که دستش رو بگیرم بریم پارک یا پتیزا بخوریم و میهمانی بریم نه نداشتم. با سه چهار نفر آشنا شدم که در حد یکی دو ملاقات دیدمشون. ارتباطمون بیشتر از راه چت یا تلفن بود و بعد از دوره ای همون ارتباط هم قطع شد.
12.یک نصیحت از یه دهه پنجاهی به دهه شصتی ها و جدیدا دهه هفتادی ها!
عمیقتر به دنیا و اعتقادشون نگاه کنند.
---------------------------------
13.
رضا در روز 3 خرداد 1361
در بیمارستان مهر بودیم. پدر بزرگ خوبم سکته مغزی کرده بود. وقتی از ملاقات خواستیم برگردیم منزل، دیدم خیابونها شلوغ و مردم شادن و شیرینی پخش می کنن. فکر می کنم اخبار ساعت 2 رادیو خبر رو اعلام کرده بود.
رضا در روز 27 تیر 67(قطعنامه)
پدرم با یک جعبه شیرینی اومد منزل. بهش گفتیم به خاطر تموم شدن جنگه خریدی؟ گفت نه. اصلن خبر نداشت!
رضا در 31 شهریور 59
منزل دو طبقه داشتیم در چهارراه رضایی (بریانک) که فاصله زیادی با فرودگاه نداشت. فکر می کنم حدودای ساعت 2 بعد از ظهر بود که خونمون حسابی لرزید. بعدها از زبان یکی از کارکنان صها (محل خدمتم) شنیدم که هواپیمای عراقی اون روز آنقدر پایین پرواز می کرده که خلبانش رو خیلی ها با چشم دیده بودن. (هنوز هم نمی دونم این حمله با سوخوی7 انجام شده یا میگ23 یا توپولوف22 ؟!)
رضا و دل خوش!
آدم الکی خوشی اصلن نیستم. دل خوش سیری چند؟!
رضا در شلمچه!
رضا در قتلگاه چند تن از دوستان و همکلاسی هاش. همینجا یاد می کنم از برادران اسدی (داوود و محمدرضا) که محمدرضا (برادر کوچکتر) همکلاسی من بود. هردو در شلمچه کشته شدند و جنازه اشون رو هم هیچوقت پیدا نشد. همینطور دوست و همکلاسی های خوبم امیر رسولی و محمدمهدی کریمیان که سال 67 در جریان تک سنگین عراق راحت شدند و همچنین دبیر مهربان دوره راهنمایی آقای مبصری که ایشون هم جنازه اش بدست نیومد.
رضا و خواب اکشن!
رضا و بی خواب شدن.
رضا در بازداشتگاه!
فورن اعتراف می کنم. حوصله کتک خوردن و سینوزیت گرفتن و مردن ندارم!
رضا و صدای لطیف!

رضا و اهنگ راننده تریلی!
رضا و صدای هایده، مهستی، آغاسی و جواد یساری!
رضا و قهر!

رضا و مشترک مورد نظر!
رضا بیشتر اوقات در دسترس هستش.
رضا و مشترک غیر مورد نظر ولی سریش!
سال 78 بود و خط 0911 ام رو تازه از مخابرات تحویل گرفته بودم. یه گوشی اریکسون T29 (که الان دیگه ندارمش ولی هنوز هم خیلی دوستش دارم) خریدم. چند روز بعد یه آقایی چند دقیقه یک بار تماس می گرفت و می گفت آقا وحید! منم چند بار گفتم اشتباهه. آخرش دیدم ولکن نیست و به قول شما سریشه گفتم: آقا وحید پول لازم بوده خطو واگذار کرده!

رضا در نایت کلاب!
رضا و چند سال جوان و سرحال شدن!

رضا و رضا
درگیر و ناراضی از خود.
رضا و آخرش!
راحت میشم.
رضا در شرایط گوگولی مگولی!

رضا هنگ میکند!
دیدن برخی غلط های املایی و انشایی و محتوایی موقع خوندن برخی مطالب سایت Acig
رضا و بیدار شدن زوری از خواب ناز!(مخصوص صدای زشت ساعت زنگدار که تا الان 10-15 تاشو خرد کردم)
رضا و سخت ترین کار دنیا. (البته من با زنگ موبایل که یک موسیقی آرام با پیانو هست بیدار میشم)
رضا و خستگی از قرار گرفتن در شرایط پاستوریزه!
بی حوصلگی.
رضا و عبور از خطوط قرمز!
مگه تا حالا عبور کرده ام!!؟
رضا و آبلیو شربت یخی- سمبوسه با نون اضاف!

رضا و حمله گله ای سگهای ولگرد!
فرار!
-----------------------------------
14.چون نسل اولی هستی نمیشه هم نسلانت رو جا بندازیم!
Yasser
مدیر سابق و وطن دوست، بسیار با دانش و با معلومات در زمینه جنگ افزارها و ادوات دریایی که امیدوارم هرجا هستند موفق باشند.
Mohsen1001
توانمند در زمینه خودرو. شنیدم قصد داشته یا دارد فرومی در زمینه دین و مذهب تاسیس کنه.
Shahbaz
متاسفانه شناختی از ایشان ندارم.
Persian Cat
مدیر بسیار بامعلومات در زمینه هوافضا.
Kayvan6079
مدیر بسیار توانمند و بادانش و باهوش بخش هوافضا.
black hawk
بامعلومات فراوان نظامی به ویژه در بخش دریایی.
Master
متاسفانه از ایشان هم شناختی ندارم.
Reza313
مدیر بامعلومات اما گرفتار در امتحانات پایان ترم دانشگاه. طرفدار شدید عباس بابایی.
Moh-597
بنیانگذار و گسترش دهنده روایتهای خلبانان نیروی هوایی در جنگ. بسیار تلاشگر.
Sadafg
پست های خواندنی در قسمت فضا دارند که همین جا از ایشون تشکر ویژه می کنم چون به دلیل بهره گیری از اینترنت ذغالی در منزل و قطع مکرر (تقریبن دائمی) اینترنت در محل کارم، امکان سپاس را از تمامی پست ها ندارم.
Colonel Chazan
بسیار مودب و بادانش. به همراه آرمان جاشون خیلی خالیه. امیدوارم روزی دوباره هردوشون رو با سبک همون مطالب 4 سال قبل دوباره ببینم.
-------------------------------------------------------
15.چون محمد 1985 بحران روحی داره و فعلا تو اعتصابه در غیابش یک سوال گربه ای میکنم!حالت های زیر را در نظر بگیر و عکس العملت رو بگو!
الف)از سر کار میرسی در خونه یک گربه از تو آشغالا در میاد و نگات میکنه و انگار نه انگار کسی اومده دوباره میره تو آشغالا!
پیشت می کنم بره چون پلاستیک آشغالا رو پاره می کنن.
ب)یک گربه رو زیر میگیری!
تا مدتها عذاب وجدان پیدا می کنم.
پ)زد و خورد شدید و خونین چندین گربه نر بر سر یک گربه ماده!
از شیلنگ آب استفاده می کنم تا برن یه جای دیگه سر و صدا راه بندازن.
ت)یک گربه از این پشمالو گنده ها میاد روی تختت لم میده و نگات میکنه و چشماشو خمار میکنه و یک میو ملیح میگه!
اتفاقن چند شب پیش همین اتفاق افتاد. اتاق من دو تا در داره که یکیش به تراس باز میشه. گربه ای رو که از بچگی (حدود یکسال پیش) تو خونمون غذا دادم و بزرگش کردم اومد تو اتاق و دیگه بیرون هم نمی رفت. یه گبه تو اتاقم هست. اول رفت روی اون خوابید و کلی با من بازی کرد. بعد هم پرید روی تختم و گرفت خوابید. با هر بدبختی بود بیرونش کردم و مجبور شدم ملحفه رو عوض کنم. البته همیشه غذا براش آماده دارم. از مرغ و گوشت گرفته تا تن ماهی و شیر. این هم عکسش که اولی روز دوم فروردین پس از بیل زدن باغچه منزل و دومی اردیبهشت امسال در حال کباب پزی روی تراس ازش گرفتم:
[External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests] 16.حالا سوالات کفتری!
الف)گندم تو دستته میبری نزدیک نوک کفتره و کله اش را به زور میکنی تو گندمها تا بخوره!(بچه بودم(6-7 سالگی) یک کفتر داشتم کم اشتها بود و زیاد غذا نمی خورد من همش می ترسیدم این بمیره از گشنگی!مدتی از این روش استفاده کردم دیگر جرات گندم نخوردن نداشت!)
ب)یک کفتر ماده براش میخری ولی اجازه نمیدی بهش نزدیک بشه و نمیزاری دو تا جوون جویای نام به هم برسند!
پ)نوازش کله و غبغب نرم یکی از این کفترای چاق و هیکلدار و واکنش خشن و دفاعی کفتر با صدای بقلیق بقلو!
با عرض شرمندگی راستش اصلن هیچ وقت کفتر نداشتم و از کفتر هم خوشم نمیاد.
-------------------------------------
17.بحث آرایش های غلیظ و پنهان شدن چهره اصلی خانم زیر لایه قطوری از کرم و... شد یاد برنامه چند روز پیش بی بی سی افتادم! پونه قدوسی هست همون مجری نوبت شما که کمی تا قسمتی قیافه اش باحاله ! رفته بودن خونه اش تا مصاحبه ای از زندگی اش بگیرند! چون تو خونه بود هیچی به صورتش نمالیده بود! چند نفری که دور و برم بودند تا چند لحظه از 3 شون نیفتاده بود این بابا کیه!کاملا یک شکل دیگه بود! به هر حال خدا رحمت کنه پدر مادر مخترع تجهیزات گریم و آرایش رو!مراسم مردانه در مسجد محل و زنانه نیز در منزل مرحوم برقرار خواهد بود!وسیله ایاب و ذهاب به مزار (گاری و تراکتور)نیز از درب منزل مهیاست!ضمنا غذا هم نمیدیم!تو راه یه ساندویچ بخورین اینجا اومدین نق نزنین گشنمونه!
من از مدیریت و لحن گفتار پونه خوشم میاد. البته قیافه اش هم ظاهرن با آرایش بد نیست!

اما ساندویچ خوری رو هستم! مخصوصن کباب ترکی
18.یک جوک بگو!
ماشین پیکانی با شماره پلاک تهران ص از چراغ قرمز ردمی شه , پلیس آژیر کشان دنبالش می افته و پشت سرهم داد می زد : تهران صلی الله علیه و آله بزن کنار!
این جوک حقیقی زمان جنگی رو در فرومی که من و آقا مهدی باهم عضو بودیم نوشتم اما آقا مهدی که در اونجا مدیر بود به من پیغام داد که به یکی از کرمانشاهی های مقیم مرکز برخورده و مجبور شده پاکش کنه:
امام جمعه کرمانشاه در نماز جمعه گفت: مردم کرمانشاه همواره هنگام بمباران در صحنه حاضر هستند.
(صحنه = نام روستایی در نزدیکی کرمانشاه)
19.آخرین خبر: در پی شیوع گسترده پدیده مرگ و میر در سنترال میلاد یکی از مغتتشین سی سی نیز در سانحه ای تروریستی که دختر خاله عبدالمالک ریگی مسئولیت ان را بر عهده نگرفت و انداخت گردن خواهر زن رییس گروهک تکاوران تندر انجمن پادشاهی زبان و دماغ و گوش چپ و روده بزرگ خود را از دست داد...!کارشناسان معتقدند در صورت ادامه این روند بزودی شاهد انقراض نسل گونه های کمیاب کاربران سنترال خواهیم بود!در پی این جانباختگی های مشکوک سازمان حفاظت از محیط زیست و جان کاربران سنترال این حوادث را محکوم و خواستار برخورد شدید دستگاه قضایی و اطلاعاتی سنترال با این پدیده گردید!گفتنی است جمعی از کاربران سنترال نیز در بیانیه ای 100 هزار امضایی و سرشار از غلط املایی و انشایی تهدید کردند در صورت عدم برخورد دستگاه قضا ضمن اعلام جهاد خودشان وارد سهنه شده و کلیه عوامل این توتعه را به سذای اعمال خود خواهند رصاند!
بنده حم این مسیبط جانگداذ رو طسلیط میگم.