باز باران با ترانه

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 7545
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷, ۴:۲۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 9280 بار
سپاس‌های دریافتی: 22106 بار

باز باران با ترانه

پست توسط sinaset »

 
  باز باران با ترانه   تصویر   باران،   ترانه،   گهر های    خورد بر بام خانه.   به پشت شیشه      گذرها،   راه اوفتاده.   آرد روز باران:   یک روز دیرین؛   و    جنگل های گیلان.   ده ساله    و    و    و    پرنده،   خزنده،   چرنده،   جنگل گرم و زنده.  تصویر   دو پای    دویدم همچو آهو،   پریدم از لب جو،   میگشتم ز خانه.   کشانیدم به پایین،   های بید    من می گشت رنگین،   تمشک سرخ و مشکی.   شندیم از پرنده،   نهانی،   لب باد وزنده،      اندک، رفته رفته، ابر ها گشتند چیره.   گردید تیره،   شد رخساره ی خورشید    باران، ریخت باران.   از باد    ها می زد چو    ها ی [ گرد]    میگشتند هر جا.   چون شمشیر    میکرد ابر ها    دیوانه    میزد ابر ها را.   دلارا بود جنگل،  ، چه زیبا بود جنگل!   فسانه، بس ترانه،   ترانه، بس فسانه.   گوارا بود   ، چه زیبا بود باران!   شنیدم اندر این گوهر    جاودانی، پند های آسمانی؛  “بشنو از من، کودک    چشم مرد فردا،   – خواه تیره، خواه روشن    زیبا، هست زیبا، هست زیبا.”   [External Link Removed for Guests]
منابع عکس loxblog.com،beyondrobson.com
"قرآن"(کلام خدا) ...راه سعادت و خوشبختی.
با عرض پوزش،دیگر در انجمن حضور ندارم،که به پیام ها پاسخ بدم.
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1407
تاریخ عضویت: جمعه ۳ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۳۱ ق.ظ
محل اقامت: مازندران
سپاس‌های ارسالی: 6679 بار
سپاس‌های دریافتی: 5422 بار

Re: باز باران با ترانه

پست توسط airplane »

افرین :smile: خیلی عالی بود
فقط توش دخلو تصرف هم شده :razz:
آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


[External Link Removed for Guests]

[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بت‌پرستان  

خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت



 
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”