
بعد از 10 سکوت مجددا صندلی داغ دیگری با حضور یک مهمان نیم آشنا راه اندازی می کنیم!هروقت بین کاری زیاد فاصله میندازم یکم غلق و پیچ مهره هاش از دستم می پره!عجله نکنید تا مجددا با شرایط مچ بشم یا بشیم

اون موقعها که سنترال بودم زیاد می دیدمش..پستهای مفیدی میزد تو نخ گیاهان و کلا طبیعت و این چیزا بود..اخیرا هم فهمیدم که گرایش تحصیلیش همین بوده! بله سید میثم دانشجوی مقطع دکترای کشاورزی که دقیق ترش را خودش میگه...شخصیت آرومی داره ولی در پی ام به دلمان نشست..این صندلی باعث شد یک دوست جدید هم پیدا کنم...
یک یادآوری هم بکنم واسه اونایی که با سبک نوشتاری و ادبی من آشنا نیستند و جدید اومدن! اصولا خیلی راحت می نویسم..زیاددرگیر نیستم با کلمات..عادت می کنید به این نوشتن من

1.نام واقعی-نام مستعار-تاریخ تولد-تحصیلات--محل تولد و زندگی-شغل-تاهل-توصیف چهره -رنگ مو-رنگ چشم-قد-وزن-گروه خون ؟
2.اخلاقت؟
3.موارد مورد علاقه ات از نظر فیلم-بازیگر-کارگردان-خواننده-آهنگ- و سایتها و کانالهای ماهواره ای وشخصیتها و نامها و غذا ؟
4.جایگاه اجتماعی؟
5.چه تیپی هستی؟
6.چه خصلت های دختران و پسران جذبت میکنه و چیا دفعت میکنه؟
7.الف)از دعواها و بزن بزن هات بگو؟ ب)فنون رزمی بلدی و توش بکار بردی؟
8.از چیا متنفری؟
9.تلخ ترین و شیرین ترین خاطره عمر؟
10ازدواج از نگاه میثم؟
11.از جو و شرایط خانوادگی ات بگو؟
12.اگر دختر بودی چه مزایای و چه مشکلاتی برات به همراه داشت؟
13.اگر در محل کنونی زندگی ات نباشی کجا را انتخاب میکنی؟چرا؟
14.با چند نفر از طریق نت رفیق شدی؟
15.خودتو گرفتی؟گرفتنت؟چرا؟
16.چه بلاهایی سر حیوانات اوردی؟
17.یک سوال سخت از خودت بپرس!
18.چند تا زبان میدونی؟
19.سرگرمی های اصلی ات؟پاتوقت برای تفریح؟
20.چه موقع پسرها برات اعصاب خرد کن میشن؟
21.ناراحتی روحی داری؟
22. افکار شیطانی عمرت؟
23.از اقدامات خارق العاده ات!
24.چقدر مسلمونی؟
25.چند بار عاشق شدی؟
26.از چی پشیمونی؟از چی حسرت میخوری؟از چی دلت میگیره؟
27 حجاب اجباری؟
28.به بد دیدن عادتمان دادند؟
29.نحوه آشناییت با سنترال؟چی شد که ماندگار و فعال شدی؟
30.خرج ماهیانه ات؟
31.میثم؟
32.روزهای سخت زندگی ات؟
33.به چی میخندی و به چی گریه میکنی؟
34.سفرهات؟
35.بهترین بازی کامیپوتری؟
36.یک جمله تکاندهنده بگو؟
37.کار خاصت در کودکی؟
38.اون جریانه چیه؟
39.پایه دعوا هستی؟
40.ضایع بازی رو چطور جمع می کنی؟
41.ازدواج موقت؟
42.عصر روز تعطیل چه شکلی میشی؟
43.کی غیر قابل تحملی؟
44.یک دوبیتی روانی؟
45.محدودیت؟آزادی؟رفاه؟عشق؟
46.آوانور و امضایت؟
47.روز تولدت؟امسال چیکار کردی توش؟
48.بازداشت یا دادگاهی شدی؟
49.چطوری نر بودن یا ماده بودن جانوران رو از راه دور تشخیص میدی؟
50.منبع آگاه یا منبع نزدیک یا به نقل از یک مقام آگاه؟
51.از حیوان آزاری هات بگو!
52.یک سوالی که انتظارش را داشتی بپرسم ولی نپرسیدم!
====================================
میثم و پدر
میثم و مادر
میثم و برادر
میثم و خواهر
میثم و همسر
میثم و فرزند
میثم و موبایلش
میثم و عکس
میثم و رشته اش!
میثم و مهندس بازی !
میثم و سوژه خنده
میثم و شکار لحظه ها
میثم و تهران
میثم و خوزستان
میثم و موتور سواری
میثم و بیکاری
میثم و خلاف سنگین
میثم و لاف سنگین
میثم و شلمچه
میثم و فیل شکن
میثم و مهریه م جهیزیه
میثم و مایه داری
میثم و بی پولی
میثم و ماشینش
میثم و بالارفتن از دیوار!
میثم و آرایش خانم ها!
میثم و آرایش آقایان
میثم و عدم توانایی درک متقابل نسل دهه 70
میثم و مونس!
میثم و فلافل و ساموسه!
میثم و قلیه ماهی و صبور تنوری!
میثم و مواد مخدر!
میثم و مشروبات الکلی!
میثم و جهاد اقتصادی!
میثم در ساعات زیر
8 صبح
6 عصر
11 و 59 دقیقه و 59 ثانیه شب!
میثم در گینه بیسائو!
میثم و زد و خورد تاپیکی!
میثم و موش!
میثم و مارمولک
میثم و سوسک نر
میثم و سوسک ماده!
=========
چند تا جریان میگم نظر شرعی ات چیه
دختر تپلی خرابتُم..بزار تا قربونت برُم..به کسی به جز مو نخ نده...دارُم میرُم دیگه هلُم نده

خواب دیدم بیمارستان بستری شده بودم و داشتم مرخص می شدم..یکهو یکی در سالن انتظار بیمارستان با لباس شخصی به تیپ من گیر داد و ارشاد بازی در آورد که لباست نامناسبه و ومدل موهات از فرهنگ منحط غرب میاد و اینا...در حرکتی آکروباتیک با لگدی کارته ای زدم تو صورتش و دماغ و دهنش را خونین کردم و الفرار

شهر لاهیجان از لحاظ تعداد بچه خوشکل به نسبت جمعیت شهری اش در ایران رتبه های تک رقمی داره
از مربی بدنسازی پرسیدم: با کدوم دستگاه بیشتر کار کنم تا دخترها عاشق هیکلم بشن؟ مربی گفت: از دستگاه خودپرداز بیرون سالن استفاده کن
از دوران مدرسه بیشتر از بازی هاش...کتکهایی که از معلم ها می خوردیم یادم مونده...واقعا کودکی دوران شکل گرفتن شخصیت آدم هاست..اگر شخصیت خرد بشه رییس جمهور هم بشی بازم درد کودکی ات آزارت میده
دفعه اول تو کوچه دیدمش گفت: داداشی میای بازی کنیم؟ بعد اینکه بازیمون تموم شد گفت: تو بهترین داداش دنیایی.. وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشمم همش اونو میدید و میخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم، دوسش دارم؛ اما اون گفت: تو بهترین داداش دنیایی.. وقتی ازدواج کرد من ساقدوشش بودم بازم گفت: تو بهترین داداش دنیایی.. و وقتی مرد من زیر تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه میتونست حرف بزنه میگفت: تو بهترین داداش دنیایی.. چند وقت بعد وقتی دفتر خاطراتشو خوندم دیدم نوشته: عاشقت بودم، دوستت داشتم؛ اما میترسیدم بگم. برا همین میگفتم تو بهترین داداش دنیایی
طرح شناسایی و جمع آوری خانه های مجردی : ----دیلینگ دیلینگ ----کیه؟ ---- منم منم مادرتــون ---–دروغ نگو مادر ما شهرستانه ---- مجردن … بگیرینشون
عصر جمعه بود و ماندن در خانه جایز نبود..رهسپار خرمشهر شدیم و لب کارون جگری به بدن زدیم..در راه بازگشت از بلوار ساحلی اروند می اومدم رسیدم به نقطه ای که 20 و چند سال پیش که بعد از قطعنامه به آبادان بازگشتیم در ذهنم به یادگار مانده بود...خاطره ای تاریک از شهری تاریک بدون برق و آب و گاز و حتی تلفن..شهری زخمی..شهری مملواز خمپاره عمل نکرده و مواد منفجره..شهری که بوی هزاران شهید می داد...شهری که تفریح کودکی چون من آتش زدن باروت های گلوله های کلاشینکف جنگ بود..یاد ایامی که عقرب همبازی ام بود در خانه های مخروبه جنگ..دو دهه گذشت..امشب در همان نقطه ایستادم چقدر فرق کرده بود..بچه بودم اینجا تاریک بود...خلوت بود..هیچ کس نبود...شهر اموات بود..این همه جمعیت و ماشین...کمی دلم آرام گرفت..به امید آبادانی آباد و بهتر از امروز
=====
Mahdi1944
Shahryar
Saman
Mohammad 1985
Captain pilot
oweiys
ASHKAN95
shola
wild-bear
Mil@d
naghme
noora
mahshid-banoo
!raeen
خوب این از راند اول سوالاتم از آق میثم چند روز دیگه برمیگردم و سری دوم سوالات هم می پرسم..در این فاصله اجرای صندلی بر عهده سایر دوستان و تحت مدیریت ضمنی رامین و مهدی...
با اجازه تا دوباره ها


(عاشقتم)





) 

