
مدیر انجمن: شوراي نظارت








من در دوران راهنمایی عینک میزدم و علاقه شدیدی به دویدن داشتم، کل حیاط مدرسه رو میدویم و لذت میبردم مسئولین مدرسه دائم مواظب من بودن که اتفاقی برای من پیش نیاد، بنده خدا ناظم ما همش حرص میخورد و با بلنگو داد میزد میثم .. میثم ... ندو ندو
البته چون درسم خوب بود اذیتم نمیکردن ولی خیلی حرص خوردن، یادمه وقتی از مدرسه رفتم ناظممون به پدرم گفت که از دست بچه شما ناراحتی اعصاب گرفتم،




