saeed_saba نوشته شده:milatave نوشته شده:mason نوشته شده:
بیشتره کسانی که دم از تاریخ هخامنشیان و ساسانیان میزنن تمام شاهان و حکومت های بعد از ورود اسلام به ایران از جمله افشاریه و صفویان و زندیه که دوره شکوفایی علمی و اخلاقی ایران هست رو زیر سوال میبرن ...اما اگه زاویه دید رو عوض کنیم چنصد برابر از انتقادهایی که از این دوره ها میشه در دوران هخامنشی و ساسانی وجود داره.. و فقط به این دلیل که هخامنشیان تاریخی قدیمی تر از این دوران هستند و دوران قبل از ورود اسلام به ایران است هیچ از هخامنشیان و ساسانیان انتقاد نمیشه...... و اگه بدی ای از هخامنشیان میشنوند حتی با سند...باور نمیکنن و سند رو زیر سوال میبرن و اگر خوبی ای از هخامنشیان حتی در وبلاگی بدون منبع میبینند..جوری باور میکنن که انگار در اون دوران بودند و از نزدیک شاهد اتفاق چنین رخدادهایی بودند.........
دوست گرامی اگر هخامنشیان وجود نداشتند یا در موجودیتشون شبه داری از کجا و با چه منطقی عنوان می کنی :
اگه زاویه دید رو عوض کنیم چنصد برابر از انتقادهایی که از این دوره ها میشه در دوران هخامنشی و ساسانی وجود دارهاگر دروغ بودن پس از کجا برا خودت حساب کتاب کردی که هخامنشیان چنصد برابر صفوبه - افشاریه - زندیه مورد انتقاد بودن ؟
اگر هم وجود داشتن پس چرا شبه داری ؟
طبق کدوم سند و مدرک میگی :
بیشتره کسانی که دم از تاریخ هخامنشیان و ساسانیان میزنن تمام شاهان و حکومت های بعد از ورود اسلام به ایران از جمله افشاریه و صفویان و زندیه که دوره شکوفایی علمی و اخلاقی ایران هست رو زیر سوال میبرن من به شخصه تا حالا ندیدم کسی بخاطر دوره هخامنشیان این سه دوره رو نفی کنه . اما زیاد پیش میاد وقتی این دوران رو در مقام مقایسه قرار می دیم انتقاد هایی به عملکرد پادشاهان بعد از اسلام عنوان میشه .
اگر واقعا دنبال حقیقت هستی نیاز نیست حرف های دکتر روازاده ( بخوانید روانی زاده ) رو در مورد تاریخ ایران تکرار کنی . قبل تر از شما ایشون در این مورد تشکیک کرده بودن ( دقیقا با همون منطق شما )
در دنیای امروز مردم هر کشوری به دنبال یه کوزه شکسته می گردن تا با نشون دادن اون به دنیا بگن ما تاریخ داریم . جالب اینجاست که شما این همه نشانه و آثار باقی مونده از هخامنشیان رو ندیده میگیری و در مورد موجودیتشون شبه ایجاد می کنی .
کتیبه های گنجنامه . تخت جمشید . پاسارگاد . و ... همه نشانه هایی از وجود تمدن هخامنشی بوده که وجود داشتن .اما دوست عزیز جمشید که ازش یاد می کنی پادشاه اساطیری محسوب میشه .که ریشه در داستان های ایران داره .
سلام.... یه سری سوالات و شبهات در پست اول مطرح کردم....... و نگفتم تاریخ هخامنشیان دروغه.... سوال پرسیدم همین...... پست های بعدیم در جوتب به پستهای دیگران بود.....
اسناد که زیاد هست...درواقع اسناد هخامنشی کمه و این اسناد در کتب های مختلف تکرار نشده.....تنها منبع هخامنشیان عهد عتیق و تاریخ ویل دورانت و تاریخ مشیرالدوله هستش که نهایتا ختم میشه به همون عهد عتیق.......و من به شخصه خیلی هارو دیدم اون سه دوره (افشاریه زندیه صفویه) رو تخریب میکنن......
من یه روازاده میشناسم.. اونم طب سنتی درس میده...... اگه مقاله تاریخی داره من نخوندم....به خدا نخوندم/// درمورد پوپیرار هم همین حرفا رو به من نسبت میدادن..تو پست های قبلی هست......
راستش علاقه من تاریخ نیست..... مطالعه در مورد ادیان علاقه منه.... این سوالاتی هم که مطرح کردم..... در راستای مطالعه ادیان فهمیدم........ آخه تو هیچ کجای کتابای زرتشتی و پهلوی اثری از هخامنشیان نیست..... فقط تو عهد عتیق هست... با یه تحقیق کوچولو میتونی بفهمی تمام اصالت هخامنشیان برمیگرده به عهد عتیق...... تو کتابای زرتشتی و پهلوی( مثله مینوی خرد و پندوهش و دینکرت) فقط در مورد کیانیان نوشته شده و جمشید رو پادشاه میدونن و تخت جمشید رو ساخته ی جمشید میدونن..... اما تو تاریخ نوین( هخامنشیان) جمشید رو اسم مکان و داریوش رو سازنده ی تخت جمشید میدونن....... تازگیها هم که میگن نگین تخت جمشید.....بگین تخت پارسه.... نمیدونم مشکل اینا با جمشید چیه... بعد از اسلام... جمشید رو همون سلیمان نبی خواندن.. خیلی هم به هم میخورن...چون هردوتا با دیوان ارتباط داشتن(ارتباط جمشید با دیو تو شاهنامه هم به غیر از کتابای پهلوی ذکر شده) و سلیمان هم در همون زمان در ایران بود و قالی پرنده ی سلیمان هم تو ایران مطرح بود.... قبری هم که الان میگن برای کوروشه.... خیلی قبل تر ها..... حتی قبل تر از ورود اسلام... قبر مادر جمشید میدونستن.....بعد از اسلام گفتن مادر سلیمان نبی.....
در مورد منشور و کتیبه داریوش و ترجمه اونا بحث زیاده...... اگه آثار دیگه ای منظورته. آیا اون آثار برای هخامنشیان بود یا کیانیان؟ آثاری که پیدا میشه نسبت داده میشه به هخامنشیان.... چون از تاریخی جدای تاریخ کهن ایران استفاده میشه...... جمشید رو شخصیت خیالی میدونید.... حق دارید... چون کسی بهتون نگفته تو چه کتابایی اسمش اومده.... خیالی دونستن جمشید از اونجایی نشات گرفته میشه خیال میکنید اسمش فقط تو شاهنامه اومده ( البته بخش افسانه ای شاهنامه کمتر از تاریخ نگاری های شاهنامست)... و خیال میکنید چون جمشید(حضرت سلیمان) با دیوها ارتباط داشته پس افسانه ای بوده........
اینم اضافه کنم که من نمیخام هخامنشیان( کیانیان) رو زیر سوال ببرم.... اما یه چیزایی در این تاریخ نوین هست که داره تاریخ باستان رو نابود میکنه..... وگرنه کوروش ممکنه همون کی قباد باشه که شما با اسم یونانی کوروش ازش یاد میکنید.... تمام اسم های هخامنشی به غیر از سکندر با تاریخ باستان کیانیان یکی نیست و تا قبل از ورود تاریخ نوین به ایران...ایرانی ها اسم کوروش و داریوش هم نشنیده بودند.... اما قباد و آرش و خسرو اسم های ایرانی هستند..... باز هم مهم نیست.... تاریخه و گذشته....... اما تاریخ وارداتی در اواخر دوره قاجار نباید جانشین تاریخ کیانیان و جمشید بشه.... این ینی زیر سوال بردن تاریخ ایران..... نه کاری که من دارم میکنم.... دوست من .... تاریخ هخامنشیان که 120 سال هم نمیشه اومده تو ایران..