درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

در اين بخش مي‌توانيد در مورد سلاح و ادوات جنگي زميني به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/گزارش «كنيست» از جنگ 33 روزه لبنان(17)
 
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]پارلمان رژيم صهيونيستي: ارتش اسراييل در تحقق هدف محوري جنگ ناكام ماند   
 
خبرگزاري فارس:در عمل، شيوه كاري ارتش نتوانست اهداف مربوط به متوقف سازي پرتاب موشك كاتيوشا را محقق سازد.چون اين مهم در طول دوره اين جنگ محقق نشد.ارتش در تحقق اين هدف محوري كه جنگ را به خاطر آن شروع كرده بود، ناكام ماند.  


 تصویر 



جنگ اخير در لبنان مباني جنگي و اجراي ميداني ارتش اسرائيل در مبارزه با اقدامات مسلحانه در كرانه باختري و غزه را به خوبي ترسيم نمود. انجام يورش هاي جزئي در زمان و مكان محدود، از جمله اين مباني مي باشد. اين يورش هاي جزئي با نيروي نظامي نه چندان بزرگ و به سمت اهدافي كه در عمق نقاط مسكوني نيستند، صورت مي گيرد. به ويژه پس از اين كه نيروهاي مسلح با پناه گرفتن در پشت خانه هاي مسكوني ، سربازان ما را به اهدافي سهل الوصول مبدل مي كنند. چون در اين صورت امكان انجام يورش هاي گسترده وجود ندارد. همچنين "ناكامي هاي اطلاعاتي " مانع اصلي انجام اين عمليات ها مي شود. اين به خوبي بيانگر بيهوده بودن نيروي ارتش در برابر سازمان هاي مسلح است.
در نتيجه، مسأله التزام بيش از اندازه به اين مباني جنگي كه با جبهه جنوب لبنان و حزب الله تناسب ندارند، بي ترديد ميزان كارآمدي ارتش اسرائيل را به شدت كاهش داده است. ارتش اسرائيل علاوه بر اينكه مباني رزمي براي مبارزه با تروريسم را در اين جنگ به كار بست، از همان شيوه مورد استفاده ارتش اسرائيل در كرانه باختري و غزه پيروي نمود. به طوري كه ارتش بر اين باور بود كه اين عمليات هاي موضعي(از بعد جغرافيايي ) و كوتاه مدت اهداف جنگي و چه بسا اهداف استراتژيك ارتش را محقق مي سازند.
اين درك و باور در سخنان رئيس ستاد كل ارتش كاملاً هويداست. وي در بحث و مناقشه هاي نظامي كه در هفته سوم جنگ دوم لبنان انجام شد، به هنگام پرداختن به موضوع حزب الله در جبهه جنوب لبنان مي گويد: "من به الگوي غزه-فلسطين معتقدم و بر اين باورم كه پس از گام اول، دوم و سوم، آنان ما را به وضعيت ديگري خواهند كشاند. اما اين الزاماً فراگير نخواهد بود. "
آقاي "امان " ، يك افسر بلندپايه دستگاه ضداطلاعات نظامي در همين بحث و تبادل نظر موضع مخالفي اتخاذ مي كند. اما به رغم تشخيص درست وي از نوع رويارويي نظامي با حزب الله و امكان تحول اين رويارويي در آينده ، با سخنان وي مخالفت مي شود. از جمله سخنان وي در اين جلسه بررسي اينكه: "اگر ما وارد منطقه "الخيام " شويم و سي تن از رزمندگان حزب الله را بكشيم و در برابر حتي يك سرباز ما مصدوم نشود، باز نتوانسته ايم تغييري جوهري و بنيادين ايجاد كنيم. من به صراحت اعلام مي كنم كه استراتژي "گام اول، گام دوم و پس از آن گام سوم " نمي تواند بر پيكره حزب الله ضربه اي ويرانگر بزند. "

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*عمليات زميني  

موقعيت هاي نظامي حزب الله كه از كارآمدي بالايي برخوردار بودند، ارتش اسرائيل را به سمت برنامه ريزي دقيق براي يافتن شيوه هاي كارآمد و مؤثرتر براي خنثي كردن اثر اين موقعيت ها سوق داد. ارزيابي اوليه از موقعيت ها و تسليحات حزب الله بيانگر اين است كه سطح شناخت كارآمدي نيرو و تسليحات حزب الله در جنگ و حجم آن پايين بوده يا اينكه مدت زمان لازم براي ضربه زدن به اهداف و تسليحات حزب الله كوتاه بوده است. در نتيجه شيوه هاي به كارگرفته شده براي اين منظور نيز كارآمدي لازم را نداشتند. از جمله اين تسليحات و نيروهاي حزب الله مي توان موارد زير را نام برد: هزاران كاتيوشا با برد كوتاه، دستگاههاي مربوط به عمليات هاي زميني كه در طول مرز به كارگيري شده اند، رزمندگان، يگان هاي رزمي، مخفي گاهها و تونل ها و نيز انبار تسليحات حزب الله كه در مناطق غير نظامي وجود دارند.
همچنين استفاده از بمب هاي كاتيوشا ، از پيش مصوب شده بود و نحوه پرتاب آن در ميدان نبرد به شرايط محيطي حاكم بر رزمندگان موكول شده بود. در نتيجه مأموريت تعقيب و يافتن مكان پرتاب اين موشك ها از سوي نيروي هوايي كار غير ممكني شد. در پرتو شمار بسيار فراوان كاتيوشاهاي حزب الله، در وهله بعد مشخص شد كه كاتيوشا ، پايه اصلي توان تهاجمي حزب الله مي باشد.
بر اساس همين تشخيص، ما به استنتاج زير مي رسيم:

*1. ارتش بايد نيروي نظامي، شيوه هاي طرح و برنامه ريزي و اجرايي خود را بر موضوع از بين بردن اثر حملات كاتيوشاهاي حزب الله متمركز مي نمود.

*2. خنثي كردن اثر كاتيوشا ، تنها از راه به كارگيري نيروي هوايي ممكن نبود و اين راه نمي توانست كارآمد باشد. همانگونه كه مي دانيم ارتش اسرائيل در اين جنگ براي انهدام كاتيوشاهاي حزب الله از نيروي هوايي به طور گسترده و بيشتر از ديگر نيروها استفاده كرد. نتيجه نهايي جنگ بيانگر اين است كه بخش اعظم اين سلاح ويرانگر حزب الله از بين نرفته است، بلكه ساكنان شمالي اسرائيل هستند كه هنوز از آثار اين سلاح حزب الله رنج مي برند.

ريشه تحقق اين نتيجه در پرتاب موفقيت آميز روزانه 100-200 موشك كاتيوشا از سوي حزب الله به سوي اسرائيل مي باشد. چون اين مسأله كه تا آخرين لحظات جنگ نيز ادامه يافت، اسرائيل را در دستيابي به مرحله تعيين كنندگي با حزب الله ناكام گذاشت.
در اينجا يادآوري اين نكته ضروري است كه ناكامي نيروي هوايي براي فائق آمدن بر تسليحات گسترده كاتيوشاي حزب الله بيانگر ناكامي و شكست نيروي هوايي اسرائيل نمي باشد. چون از همان آغاز مشخص بود كه اين نيرو به تنهايي نمي تواند سامانه موشكي كاتيوشاي حزب الله را منهدم نمايد. نيروي هوايي در تعامل با موشك هاي متوسط و دور برد حزب الله توانست موفقيت چشمگيري به دست آورد. اين نيرو با انجام پروازهاي تهاجمي در صدد انهدام توان موشكي دوربرد حزب الله بر آمد و توانست بخش اعظم سامانه موشكي اين نوع موشك ها را از بين ببرد.
در رابطه با موشك هاي كوتاه برد، ارتش اسرائيل در سال هاي گذشته آموزش و تمرين هاي بسياري را اجرا كرد و نيز طرح هاي ميداني گسترده اي را تعيين و طراحي نمود. از جمله طرح هاي : "آب هاي گل آلود " و "حمايت از سرزمين ". همه اين طرح ها با محوريت تعامل با اين نوع موشك ها ارائه شدند. بر اساس اظهارات منابع آگاه نظامي، به دليل وجود فراوان موشك هاي كوتاه برد در جنوب لبنان و استقرار آن در سراسر اين منطقه و به ويژه به دليل ضعف ضداطلاعاتي ارتش براي كشف و انهدام اين تسليحات به وسيله نيروي هوايي ، ارتش به اين نتيجه رسيد كه براي خنثي سازي اثر اين موشك هاي حزب الله چاره اي جز به كارگيري عمليات زميني گسترده نيست. طراحان اين نظريه هاي ميداني از جمله نظريه به كارگيري نيروي زميني براي كه با هدف از بين بردن تهديدات موشكي حزب الله بود، بر اين باور بودند كه انديشه از بين بردن تهديد موشكي به طور مستقيم بر جبهه داخلي اسرائيل اثر گذار است.
در فوريه سال 2004، پس از انجام تحقيق و بررسي هاي لازم در اين موضوع، رئيس كميسيون خارجي و امنيت پارلمان ، يوفاش اشتايتز(عضو كنست) ، معاون رئيس كميسيون مشترك اقدامات احتياطي امنيتي، عومري شارون(عضو كنست) و معاون رئيس كميته مسئول تهيه نظريه امنيتي و ساختار نيرو و نيز افرايم سنيه(عضو كنست) در حضور نخست وزير و وزير دفاع هشدار دادند كه :

"اگر تسليحات موشكي حزب الله از جنوب لبنان بر ضد اسرائيل به كارگرفته شود، آسيب ها و خسارت هاي ناشي از اين اقدام ابتدا متوجه ساكنان منطقه الخضيره در شمال خواهد شد و نزديك به يك چهارم شهروندان اسرائيل را در برخواهد گرفت. همچنين در خلال چند هفته زندگي شهروندان اسرائيل را مختل خواهد نمود و هزاران اسرائيلي را از شمال به مركز اسرائيل روانه خواهد نمود. اين حملات موشكي بخش هاي حياتي اقتصادي و امنيتي اسرائيل را مختل خواهد نمود كه اين امر مي تواند براي اسرائيل يك فاجعه ملي چندجانبه بيافريند. در صورت بروز رويارويي با حزب الله، اين حملات موشكي حزب الله به طور پيوسته متوجه شمال اسراييل خواهد شد و در حاليكه ممكن است اين حملات به مدت چند هفته به طول بيانجامد، انجام عمليات زميني از سوي اسرائيل شروع نخواهد شد. در نتيجه عمليات زميني مي تواند در دو بعد زماني و نتايج سياسي، پيامدها و اثار گسترده اي را به همراه داشته باشد. "

اما به رغم اين هشدارها، در حاليكه اين جنگ بيش از يك ماه طول كشيد و در تمام اين مدت حملات موشكي به سوي جبهه داخلي متوقف نشد، ارتش هيچ گونه عمليات گسترده زميني را شروع نكرد. به استثناي عمليات انجام شده از سوي ارتش براي انهدام زيرساخت هاي وابسته به حزب الله در نقاط چسبيده به مرز، ارتش مجموعه اي از عمليات هاي زميني منطقه اي را انجام داد كه آثار اين عمليات از اين مناطق فراتر نمي رفت. همچنين حجم عمليات هاي زميني ارتش محدود بوده و بر نظريه مشترك و بررسي شده مبتني نبودند. عمليات هاي نيروي زميني به طور پيوسته ، تنها به منظور كاستن از حجم حملات موشكي حزب الله صورت نمي گرفت. حمله صورت گرفته به بنت جبيل يك نمونه از اين عمليات ها بود. بنت جبيل يك هدف نمادين حزب الله بود. چون [سيد حسن] نصر الله در بنت جبيل ، جامعه اسرائيل را "خانه عنكبوت " خوانده بود.
در عمل، شيوه جديد كاري ارتش نتوانست اهداف مربوط به متوقف سازي پرتاب موشك كاتيوشا را محقق سازد. لذا بايد در پي يافتن شيوه هاي ديگري براي تحقق اين هدف باشيم. از جمله :

*1. اعمال فشار سياسي بر دولت لبنان.

*2. ضربه زدن به توان نظامي حزب الله به طور مستقيم.

با اين حال، آشكار شد كه اين شيوه ها و ابزارها، برخلاف انتظار كارآمد نبودند. چون اين مهم در طول دوره اين جنگ محقق نشد. ارتش در تحقق اين هدف محوري كه جنگ را به خاطر آن شروع كرده بود، ناكام ماند.
مي توان گفت ورود به دو منطقه مارون الرأس و بنت جبيل و مناطق ديگر در هفته هاي اوليه جنگ، موجب شد تصميم سازان در اسرائيل از اتخاذ تصميم براي انجام عمليات زميني گسترده تر از عمليات هاي جاري در جنوب لبنان خودداري كنند. در نتيجه برخي از اين نبردهاي كوچك با ناكامي و دهها مصدوم همراه شد و مانع اقدام به انجام عمليات زميني گسترده اي شد كه شايد سرانجام آن شكست سخت و تحمل شمار بيشتري كشته و زخمي باشد.
بي ترديد، عمليات زميني گسترده در خاك لبنان با حملات حزب الله مواجه خواهد شد. حزب الله در برابر اين اقدام با استفاده از كمين هاي خود تحركات ميداني نيروهاي اسراييل را مختل خواهد نمود. در نتيجه شمار تلفات ما بسيار بالاتر خواهد بود.
در اينجا مي توان اين فرضيه را مطرح كرد كه عدم تمايل به دادن تلفات بشري يك مانع جدي در برابر تصميم گيران اسرائيل بوده است. چون به آنان اجازه وارد كردن نيروهاي ارتش به اراضي لبنان از راه زمين را نداد. ممكن است علت ديگر خودداري از تصميم گيري براي عمليات زميني تجربه هجده ساله ارتش از باتلاق لبنان باشد و اين تجربه موجب به تأخير افتادن و يا خودداري از صدور چنين تصميمي از سوي دولت اسرائيل شده است.
همچنين تصميم به انجام عمليات زميني الزاماً نيازمند توقف در خاك لبنان به ويژه مناطق مسكوني مي باشد. اين مسأله گذشته از عدم تمايل به دادن تلفات انساني بيشتر، پيامدهاي مختلفي را به همراه دارد. در وهله اول در نظر گرفتن همه اين مؤلفه ها به هنگام تصميم گيري، موجه و منطقي به نظر مي آيند.
اما به رغم شرايط و ادله پيش گفته، نادرست بودن تصميم گيري براي عدم انجام عمليات گسترده زميني انكار ناپذير است.

ادامه دارد ...

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
New Member
پست: 11
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۱۱:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 18 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط Hamed89 »

سلام. به گزارش "خبر چین" سربازان اسرایل غذا و تدارکات لازم برای غزه راه بندی کردند - و انها در نظر دارند برای تمام ماه رمضان اماده کنند! هیچ علت ندادند. البته دلشان میخواد که بدبختنی برای مردم غزه اجرا کنند!
قلب شان سیاهتر از جهنمی که سرنوشتشان است!
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

یا علی
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15899
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 72687 بار
سپاس‌های دریافتی: 31681 بار
تماس:

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط Mahdi1944 »

  ,
بهتر بود به زبان اصلي خودتون پست ارسال ميکرديد (انگليسي) تا اينکه اينطور گنگ و احتمالا با استفاده از مترجم گوگل ترجمه کنيد
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/گزارش «كنيست» از جنگ 33 روزه لبنان(18)
 
[HIGHLIGHT=#ffff00]پارلمان رژيم صهيونيستي: حزب الله رفته رفته نيرومند تر مي شود   
 
خبرگزاري فارس:پارلمان رژيم صهيونيستي در گزارش خود پيرامون جنگ 33 روزه موسوم به «گزارش هنگبي» نوشت آشكار است كه حزب الله رفته رفته نيرومند تر مي شود و ارتش نيز بر خلاف منافع اسرائيل با تمايل خود ، خاك لبنان را ترك نمود.  


 تصویر 



ترس و غافلگيري رزمندگان حزب الله در نقاط مختلف جنوب لبنان در سطح پاييني قرار داشت. حال آنكه آنان مي دانستند ارتش اسرائيل مسير هاي منتهي به آنان و تمامي دريچه هاي موجود به سوي آنان را مسدود نموده است. در اين وضعيت و با توجه به حضور گسترده نيروها و تجهيزات ارتش اسرائيل در اين مناطق، بي ترديد پرتاب موشك كاتيوشا به طور قابل توجهي كاهش مي يافت. همچنين رزمندگان حزب الله در اين حالت، سرگرم پيكار با سربازان ارتش مي شدند و كمتر به پرتاب موشك به سمت شمال اسرائيل مي پرداختند. تنها در دو مورد وضعيت نيروهاي ارتش و جبهه داخلي بهتر از گذشته بود.
شايان ذكر است كه رئيس ستاد كل ارتش و افسران بلندپايه تأكيد كردند كه در همه نقاطي كه درگيري هاي مستقيم و رودر رو با رزمندگان حزب الله انجام شده ، برتري از آن سربازان اسراييلي بوده است. در اينجا مي توان اين نكته را دريافت كه ارتش اسرائيل در تعقيب و انهدام سامانه موشكي حزب الله و نيز رزمندگان اين حزب به كسب موفقيت نزديك شده بود و اين امر مي توانست موجب انهدام نيروي حزب الله به دست نيروهاي نخبه ما بشود.
همچنين اكنون همه بايد بدانند كه وارد آوردن آسيب هاي جدي به-دست كم- سامانه موشك هاي كوتاه برد حزب الله و كاستن از موفقيت اين سامانه در حمله به اسرائيل ، بي ترديد روند جنگ را به نفع اسرائيل تغيير مي داد و توان بازدارندگي ما نيز تقويت مي شد. همچنين بايد بدانيم داشتن ترس از دادن تلفات نيرويي در جنگ بايد در انتخاب گزينه عمليات زميني تسريع مي بخشيد. اگر اين گزينه از آغاز جنگ انتخاب مي شد، به طور قطع بايد گفت نتايج فاجعه بار به وجود آمده به اين اندازه نبود و قربانيان جبهه اسراييل در طول جنگ كاهش مي يافت. از بعد مردمي و افكار عمومي اسرائيل نيز بايد گفت كه مردم با توجه به سطح دستاوردهاي راهبردي - نظامي اسرائيل در عمليات زميني گسترده، با پرداخت هزينه اين عمليات موافق بودند و حاضر بودن ارتش براي تحقق اين حجم از دستاوردهاي راهبردي، از نظر نيروي انساني هزينه بپردازد.
بر اساس گفته هاي بالا، مي توان گفت نتايج درگيري هاي محدود در مجموعه هاي مسكوني لبنان در مجاورت مرز به اندازه كافي مطلوب نبودند. بلكه لازم بود عمليات گسترده و بزرگي در جنوب ليتاني شروع شود و نتايج ديگري به دست بيايد.
همانگونه كه مي دانيم، رزمندگان حزب الله با يگان هاي نظامي كوچك و محدود مستقر شده بودند و فعاليت مي كردند، بدون اينكه به ساختار تشكيلاتي گسترده و كلاسيك نياز داشته باشند. چنين وضعيتي توانست به حزب الله به هنگام رويارويي با نيروهاي نظامي اسرائيل كمك فراواني بكند. در نتيجه انجام هرگونه عمليات گسترده از سوي نيروهاي ارتش اسراييل با مشكلات و دشوارهاي هاي ميداني روبرو بود. همچنانكه حزب الله در لحظه شروع درگيري و نبرد، از انظار پنهان بود، گويا كه برخلاف ارتش اسرائيل، هماهنگي لازم و توزيع نيرويي در مناطق مختلف به درستي صورت نگرفته است. در نتيجه اساس توان حزب الله با اداره كردن نبردهاي محدود و جزئي تناسب دارد. درحاليكه ارتش اسرائيل به اداره كردن جنگ هاي كلاسيك و ميداني عادت كرده است.
ارتش اسرائيل هميشه به انجام تمرين و فراگرفتن آموزش هاي گسترده و داراي عمق جغرافيايي در خاك دشمن عادت كرده است. مبناي اين روال به كارگيري اصل غافلگيري و اعمال فشار و در نهايت كسب موفقيت مي باشد. ارتش مي توانست اين شيوه ها را در اداره نبردها به كار بندد يا اينكه دست كم از اين شيوه ها در بخشي از نبردهاي خود بهره ببرد كه در نبرد ارتش در جنوب لبنان ، تقريباً چنين شد. همچنين امكان ايجاد اختلال در امنيت و ثبات دشمن وجود داشت. به كارگيري و فعال سازي نيروي كم حجم زميني كه در نقاط مختلفي مستقر بودند، بر همين روال صورت گرفت و در نتيجه روند جنگ به نفع حزب الله رقم خورد.
در جنگ ، هر يك از دو طرف مخاصمه با ايجاد شرايطي كه بيشتر به نفع خود و به ضرر دشمن مي باشد، تلاش مي كند از روند جنگ به نفع خود بهره گيري كند. طبيعي است كه امكان ورود به جنگ هاي كوچك و جزئي مانند جنگ اخير، وجود ندارد.
ارتش اسرائيل در همه رويدادهاي اين جنگ و به طور مشخص در برابر تهديدات كاتيوشاهاي حزب الله نتوانست با چارچوب نظري حزب الله در اين جنگ سازگاري پيدا كند. خودداري ارتش از انجام عمليات گسترده زميني كه فوايد بسياري از جمله كاهش حجم حملات موشكي حزب الله را به همراه داشت، ما را به اين نتيجه قطعي مي رساند كه درك استراتژيك از نوع رويارويي هاي نظامي در جنگ اخير دچار كاستي و نقص بوده است.
تفاوت نگاه اسرائيل و حزب الله به مفهوم پيروزي، اهميت ضرورت كاستن از حملات موشكي و پرتاب كاتيوشا از سوي حزب الله را بيشتر كرد.
بر اساس نگاه حزب الله به مفهوم پيروزي، آسيب هاي وارد آمده به شمال اسرائيل در مقايسه با ادامه شليك موشك اهميت چنداني ندارند. بنابر اين از نگاه حزب الله ، ادامه يافتن حملات موشكي با حجم بالا و گسترده و به هم زدن زندگي عادي اسرائيلي ها و در نتيجه ايجاد ترس و نوميدي در ميان آنان اهميت دارد.
در همين حال ، كاستن از شدت حملات كاتيوشا مفهوم پيروزي و سرنوشت جنگ را به نفع اسرائيل تغيير مي داد. بخش اعظم اين موشك هاي شليك شده كه عامل تعيين كننده به شمار مي آيند، در فاصله كمتر از 15 كيلومتري مرزهاي اسرائيل شليك شدند. ورود نيروهاي ارتش به خاك لبنان براي كاستن از حجم اين حملات بسيار اندك بود.
بنابر اين بايد به اين نكته توجه شود كه تسلط يافتن نسبي بر اراضي ، متوقف كردن شليك كاتيوشا ها را عملي خواهد ساخت. اين امر زمينه فايق آمدن نيروي هوايي بر حملات موشكي كوتاه و دور برد حزب الله را فراهم مي كند و با انجام عملياتي تكاملي راه حل ريشه اي براي اين تهديدات پديد مي آيد.
[HIGHLIGHT=#ddd9c3]نبايد دوباره در "باتلاق لبنان " گرفتار شويم؛ بايد به خوبي به ياد داشته باشيم كه "اغماي لبنان " به هنگام ورود ارتش اسراييل در ژوئن 1982 به يكباره رخ نداد؛ در جنگ اول لبنان، ارتش اسرائيل در مدت شش روز بر جنوب لبنان تسلط كامل يافت و در برابر دشمني كه بسيار بزرگتر و قوي تر از حزب الله بود، دست كم دويست سرباز خود را از دست داد. در آن زمان دشمن اسرائيل از بهترين تسليحات و تجهيزات لجستيكي بهره مند بود و سوريه نيز در كنار اين دشمن قرار داشت. در عمليات ليتاني به تاريخ مارس 1978 شمار بسياري از نيروهاي پياده اسراييل وارد لبنان شدند و در مدت زماني مشابه جنگ اول لبنان، روستاها و شهرهاي جنوب لبنان را به اشغال خود در آوردند. در اين عمليات 20 نيروي ارتش كشته شدند.  
در دو عمليات نظامي گذشته، دشمن صدها نيروي خود را از دست داد و شماري ديگر از ميدان نبرد فرار كردند. ارتش پس از اين دو عمليات با مشكلاتي مواجه شد. نتيجه ورود نيروهاي ارتش به لبنان اين بود كه اين حضور نزديك به هجده سال در خاك لبنان ، پس از پايان جنگ اول لبنان و در پايان عمليات ليتاني، نيروهاي اسرائيل در خلال چند هفته از جنوب لبنان عقب نشيني كردند.
براي هر كسي كه موضوع را دنبال مي كند، آشكار است كه سياست يا راهبرد حضور مستمر در مناطق لبنان بي فايده و بي ثمر است. در همين حال، ورود با هدف انجام عمليات تهاجمي-هرچند با نيروي فراوان و گسترده- الزاماً به معناي توقف طولاني مدت در اين خاك نمي باشد. چه اينكه عقب نشيني از ارتش از اين اراضي به اساس توافق نامه هاي بين المللي و اقدام سازمان ملل باشد ، مانند جنگ اخير، يا اينكه بر اساس يك سياست يك جانبه و بر اثر فشارها و حملات سنگين حزب الله باشد، در هر حال اين امر توان بازدارندگي اسرائيل را كاهش مي دهد.
بدين ترتيب، آشكار است كه حزب الله رفته رفته نيرومند تر مي شود و ارتش نيز بر خلاف منافع اسرائيل با تمايل خود ، خاك لبنان را ترك نمود. اين درحاليست كه حزب الله دچار ضعف توان نظامي بود و دولت لبنان به راحتي مي توانست حاكميت خود را در جنوب لبنان بسط دهد، همان امري كه از برجسته ترين اهداف جنگ اخير بود.
برخي گمان مي كنند عمليات نظامي گسترده اسرائيل در جنوب لبنان "مشروعيت " عمليات هاي حزب الله را افزايش مي دهد و چه بسا كه به تدريج حكومت لبنان را نيز وارد عمليات آشكار بر ضد اسرائيل نمايد. اما اين گمانه زني ها را بايد در آغاز جنگ به طور دقيق بررسي نمود و پس از ترجيح گزينه هاي كنوني بر اساس شرايط و داده هاي زير، اين گمانه زني ها را ابطال نمود:

*1. مشروعيت حزب الله: نبايد از اين حقيقت غافل بود كه به دليل عدم انجام عمليات گسترده زميني از سوي ارتش، حزب الله تمام توان نظامي خود را بر ضد اسرائيل به كار بست و از حمايت مردمي نيز برخوردار بود. اين حمايت مردمي با ورود نيروهاي اسرائيل به عمق خاك لبنان بيشتر شد و در تعديل حجم نيروي ميداني نقش بسيار فراواني داشت.

*2. لبنان: با آغاز نبرد، نهاد سياسي اسراييل تصميم گرفت با اعمال فشار سياسي بر دولت لبنان، جنگ بر ضد حزب الله و موقعيت هاي متعلق به اين حزب را به طور متمركز انجام دهد. در اين راستا، دولت اسرائيل بر خلاف خواسته ها و رويكردهاي ارتش، مقرر كرد به زيرساخت هاي غير نظامي لبنان حمله نشود. حمله به زيرساخت هاي غير نظامي لبنان به منظور تغيير تحولات جنگ و چه بسا با هدف دستيابي به مرحله تعيين كنندگي زودهنگام به نفع اسرائيل انجام شد.

اما اسرائيل تمايل داشت محور جنگ بر ضد حزب الله و موقعيت هاي نظامي اين حزب باشد و از سوي ديگر اسرائيل از موضع دولت لبنان حمايت نمايد و تلاش كند همين موضع مخالفت با حزب از سوي دولت لبنان حفظ شود. چون اسرائيل بر اين باور بود كه پس از پايان اين جنگ، دولت كنوني لبنان ، مديريت كشورش را به دست خواهد داشت و همين دولت در جنوب لبنان تغييرات مطلوب را اعمال خواهد نمود. به همين دليل در طول اين جنگ تنها موقعيت هاي نظامي حزب الله و نيز موقعيت هاي غير نظامي كه حزب الله در اين جنگ از آنها استفاده مي كند، هدف انتخاب شده ارتش اسرائيل براي حمله بود. در اين راستا پروازهاي هوايي را متوقف نموده و سواحل نيز به محاصره در آمدند.
به همين دليل، در محافل مختلف ارتش و دولت اسرائيل اين باور پديد آمد كه انجام عمليات گسترده در جنوب لبنان فقط بر ضد موقعيت هاي نظامي حزب الله مي تواند لبنان و سوريه را نيز وارد نبرد بر ضد اسرائيل نمايد.
[HIGHLIGHT=#f2dcdb]توصيه هاي كميته:  انجام عمليات زميني بيشتر در عمق خاك دشمن مي تواند در ساختار عملياتي و طرح هاي عملياتي دشمن اختلال ايجاد نمايد. اشغال خاك دشمن آشكارترين نشانه موفقيت در دستيابي به مرحله تعيين كنندگي -چه در بعد تئوري و چه در بعد عملي و مادي محسوس- مي باشد.
در نتيجه، تهديد به امكان اشغال بخش بيشتري از اراضي دشمن مي توانست توان بازدارندگي ما را تقويت نمايد و حتي مي توان گفت مانع از بروز جنگ شود. در موارد بسياري ممكن است عمليات زميني بر ضد تهديدات بزرگ نظامي ، از مناسب ترين اقدامات تاكتيكي باشد.
در پرتو اين حقيقت، مي توان چنين برآورد نمود كه مطلوب ترين اقدام، انجام تمرين هاي كافي توسط نيروي زميني و بهره مندي اين نيرو از تسليحات كافي و لازم مي باشد. (به ويژه وقتي كه آتش پدافند تشديد مي شود) همچنين لازم است آموزش هاي زميني بر اساس تمايل به ايجاد تسلط ميداني بر خاك دشمن داده شود. چون اين مسأله در ميان عوامل بروز تعيين كنندگي نظامي در سطوح مختلف، يك مؤلفه اصلي به شمار مي ايد. تا زماني كه آتش نبرد در نزديكي مرزهاي اسرائيل فروزان باشد و دشمن با توان فزاينده به كار خود ادامه دهد، ناگزير به انتقال نبرد به سرزمين دشمن مي باشيم و همچنين موقعيت هاي دشمن در آنجا را بايد هدف قرار دهيم. به ويژه ما بايد در اين راستا آتش را متوجه اهداف دشمن نماييم و همين حال بايد اين حقيقت را نيز بدانيم كه فنون نبرد الزاماً به معناي ضرورت انهدام كامل اهداف دشمن نيست.
در پرتو شرايط ژئو پلتيك كنوني، بايد نيروي نظامي گسترده و به اندازه كافي فراهم شود تا بتوان با جبهه نبرد و رويارويي هاي قابل پيش بيني تعامل خوبي داشته باشيم. در نتيجه بروز هرگونه تغيير در محيط استراتژيك يا شرايط ژئوپلتيك نيازمند به روز كردن و تجديد تفكرات نظامي و تركيب ميداني اين انديشه نظامي است.
به هر حال، بايد از نيروي زميني با شمار نيرو و گردان هاي بيشتري بهره مي گرفتيم، به ويژه از يگان هاي پياده اي استفاده مي كرديم كه آموزش هاي كافي ديده اند و تسليحات آنها نيز براي جبهه نبرد مناسب تر بود.
تفصيل سخن بالا اينكه بايد آموزش هاي فشرده براي سطوح رزمي ويژه انجام عمليات هاي تهاجمي در ميدان نبرد تدارك ديده مي شد و در كنار آن براي ايجاد تعديل در موازنه قدرت به نفع يگان هاي زميني، اين نيروها از بهترين تسليحات و تجهيزات لجستيكي بهره مند مي شدند.
همچنين توصيه ما اين است كه اين نيروها تحت آموزش هاي مستمر و هميشگي باشند و ميان نيروي هوايي و نيروهاي پياده هماهنگي هاي لازم ميداني صورت گيرد. علاوه بر اين بخش اصلي عمليات هاي نيروي هوايي بايد در جهت پشتيباني از نيروي پياده حاضر در ميدان صورت گيرد. لازم است نيروي هوايي براي داشتن هماهنگي لازم با نيروهاي عادي پياده -نه نيروهاي ويژه -آموزش هاي ضروري را ببيند تا در ميدان نبرد به كمك آنها بشتابد و مأموريت هاي نجات نيروها و انهدام اهداف بسيار ارزشمند دشمن را انجام دهد.

ادامه دارد ...

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
New Member
پست: 11
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۱۱:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 18 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط Hamed89 »

سلام دوستان،
به گزازش "فلستین تیلیگراف" چند تا سرباز اسرایلی راجع به جرمها و خشونت ضد مردم فلستین مذاکره کردنند. بدتیرین عملشان هست، استفاده کردن انسان بجز سپر (human shields) . یک بندخدا "مجدی ابو" بود - نیرویاسرایل منه بر او را مجبور کردند به منزل پر از جنگانده های حماس ورود شد و برای اسرایلی ها جاسوس کند.

در این ضمن بر طرف هر حرکت تیرندازی کنند. از دستور این عملیات، ده ها نفرات فلستین به قطل رسیدنند. بهانه ان چه بود؟ گفند: حمایت سربازشان. اینها رو باور میکنید؟ خیر! این یک جنایت ضد اسان بود!
[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]
یا علی
New Member
پست: 11
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۱۱:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 18 بار

سوءد مقاله در موضوع یک پروژه اسرایلی فاش شده که در ان دزدی ق

پست توسط Hamed89 »

سوءد مقاله در موضوع یک پروژه اسرایلی فاش شده که در ان دزدی قطعه هایبندی بچه های فلستینی قرار میگیرد، برعکس خواست اسرایل، این مقاله محکمنشد!
ماموران اسرالی هنوز راجع به این مقاله اسابانی هستند. چرا؟
چون انها از دولت سوءد درخواست محکومیت ضد این مقاله و روزنامه که او رو چاپ کرد.
در این گزازش: در 15 سال اخیر، سربازان اسرایلی جوانان فلستینی رو اختطافمیکردند و پس از ان قطعه بندی شان را (vital organs) میدزدند!
وزیر خارجی اسرایلی گفت که این مقاله "پر از دروغ است." اما، سوءد این محکومین اسرایل را زد کرد.
دولت سوءد پاسخ داد: به نظر ما، ارادی و خقوقی مطبوعاتی محمتر از روابط با یک کشور شیتونی مثل اسرایل باشد.

[External Link Removed for Guests]

یا علی
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/گزارش «كنيست» از جنگ 33 روزه لبنان(19)
 
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]پارلمان رژيم صهيونيستي:جنگ با غير نظاميان فلسطيني كارآمدي ارتش ما را كاهش داده است   
 
خبرگزاري فارس:پارلمان رژيم صهيونيستي:سرگرم شدن نيروهاي نظامي به جنگ و درگيري هاي محدود در كرانه باختري بر سطح كارآمدي و نظريه هاي رزمي آنان و نيز انديشه نظامي حاكم بر ارتش -چه در نيروهاي نظامي و چه احتياط- تأثير بسزايي گذاشت.  
   
 تصویر 
 
[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*تهديد موشكي  

تانك، بهترين سلاح براي اجراي عمليات زميني در عمق اراضي دشمن به شمار مي رود. نيروي زميني براي توليد ديگر تجهيزات رزمي مانند نفربر ها در كنار توليد تانك تلاش مي كند. در جنگ دوم لبنان پيشرفت در سطح تهديدات موشك هاي ضد تانك را ديديم. اين مسأله به ويژه در ميدان نبرد كه موشك هاي ضد تانك پيشرفته و دقيق تري به كارگرفته شدند، مشهود بود.
همانگونه كه در گذشته نيز آمد، حزب الله در سال هاي منتهي به اين جنگ اخير، سلاح هاي ضد تانك خود را از نظر كيفي و كمي متحول كرده است. رزمندگان حزب الله در اين جنگ به طور گسترده از گلوله هاي ضد تانك و ضد زره استفاده كردند. آر پي جي، سلاح هاي ضد نفربر، ضد تانك و ديگر تجهيزات نظامي از جمله تسليحات مورد استفاده حزب الله بودند. گروههاي نظامي حزب الله كه تخصص شليك اين بمب هاي ضد تانك را داشتند از خانه هاي مسكوني و غير نظامي، خانه هاي كشاورزان و نيز از بالاي بام ساختمان ها و نقاط مشرف بر ميدان اقدام به شليك اين نوع گلوله ها نمودند.
بر خلاف نظرهاي رايج در ميان بخش گسترده اي از اقشار مردم اسرائيل، تانك هاي «مركاوا 4» كه در اين جنگ براي اولين بار به كارگرفته شد، ثابت كردند كه در برابر حملات موشك هاي ضد تانك حزب الله استحكام بيشتري دارند. [HIGHLIGHT=#dbe5f1]مي توان گفت ميانگين سربازان كشته شده بر اثر اصابت هر گلوله ضد تانك به تانك هاي كوچك برابر با 50 درصد كشته شدگان جنگ هاي گذشته مي باشد. [SUP]*(1)[/SUP] همچنين نيمي از اين تانك ها كه مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند، از بين رفته اند. برخلاف گذشته، شمار كشته شدگان و مجروحان در داخل اين تانك ها به نسبت پايين مي باشد. گذشته از اقدامات حفاظتي و استحكام بخشي انجام شده از سوي نيروي پياده، بايد به اين نكته توجه داشت كه نحوه استفاده از اين تانكها در جنگ اخير با شيوه كلاسيك نيروي پياده در مديريت و به كارگيري تسليحات و تجهيزات خود متفاوت بوده است. يگان هاي ويژه ميان ديگر يگان هاي كلاسيك مستقر شدند. اما تانك هاي ياد شده در ميان مجموعه هاي كوچكي از تجهيزات نظامي مورد استفاده قرار گرفتند و در نتيجه اين تانك ها تنها و جدا از نيروها قرار گرفته بودند. بسياري از تانك هاي منهدم شده در اين جنگ براي مدت زماني به نسبت طولاني در يك نقطه ثابت بودند يا اينكه مأموريت هاي همراهي، پشتيباني و يا خالي كردن ميدان را انجام مي دادند.
شليك بيشتر اين گلوله ها به سوي تانك هاي اسراييل،(نزديك به 60درصد ) از مناطقي صورت گرفت كه توسط نيروي زميني "پاكسازي " نشده بودند. در نتيجه به كارگيري اين تانك ها بر خلاف آنچه در دانش نظامي "نقاط قوت و ضعف " ناميده مي شود، صورت گرفت. شايان توجه است پيروي از ابزارها و شيوه هاي شناخته شده جهاني در به كارگيري تانك ها مي توانست در كنار فراهم سازي تجهيزات پشتيباني و حمايت و استحكام بخشي بيشتر، نتايج خوبي را به بار بنشاند.
در اينجا گفته هاي فرمانده يكي از يگان هاي پياده كه در جنگ دوم لبنان حضور داشته را نقل مي كنيم: "هشت تانك مورد اصابت قرار گرفت. همه اين تانك ها تحت فرماندهي هاي مختلف نيروي پياده بودند. اين امر زمينه براي نتيجه گيري ها و استنتاج هاي ضد و نقيض ميان فرماندهان نظامي را فراهم ساخت. در نتيجه اين تجهيزات در تير رس حملات دشمن قرار گرفتند. "

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*توصيه كميته:  

با توجه به درس هاي اين جنگ و بر اساس اين فرضيه كه امكان تقويت و بيشتر شدن توان موشك هاي ضد تانك و ديگر تجهيزات نظامي وجود دارد، توصيه هاي خود را به اين شرح بيان مي كنيم:

*1. ضرورت استمرار و افزايش توليد تانك هاي «مركاوا 4 » تا مرحله بي نيازي از تانك هاي قديمي.

*2. ايجاد تجديد و نوآوري در سرباز گيري و فعال كردن نيروي پياده.

*3. فراهم آوردن تسليحات و پشتيباني لجستيكي براي اين نيرو.

*4. توليد نسل هاي جديد زره هاي خنثي كننده گلوله هاي ضد زره.

از سوي ديگر، بايد دست از شيوه هاي جنگي كلاسيك و سنتي دست برداشت و از شيوه هاي توليد شده توسط مدارس جديد جنگي به خوبي بهره برد تا بتوانيم از اين تجهيزات با كارآمدي بيشتري استفاده كنيم. به اعتقاد اين كميته، با توجه به نياز مبرم به تحقق مرحله تعيين كنندگي در ميدان جنگ، تعامل با موشك هاي ضد تانك از طريق تجهيزات جنگي زميني و به واسطه نيروي پياده اهميت فراواني دارد.
بر اساس ارزيابي هاي ما، تعامل پيشرفته و سازگاري يافتن با موشك هاي دشمن از راه توسل به ابزارهاي جديد و متحول كردن صنايع نظامي متناسب با اين تهديد جديد امكان پذير است.

[HIGHLIGHT=#e5b9b7]نيروهاي احتياط، وظايف و تربيت هاي لازم   
 
تربيت نيروي احتياط:
دستگاه نيروي احتياط ستون فقرات نيروي زميني ارتش مي باشد. بخش اعظم يگان هاي احتياط اعزامي از نيروهاي نظامي هستند كه خدمت نظامي آنها تازه تمام شده و در جنگ هاي گذشته مراحل تعيين كنندگي را محقق كرده اند. اين نيرو اساس نيروي ارتش را تشكيل مي دهد. اما با اين همه، جنگ اخير لبنان كاستي هاي فراوان در تربيت اين نيروها و سطح آمادگي آنها براي انجام عمليات هاي نظامي را نشان داد. بيشتر يگان هاي نظامي احتياط شركت كننده در اين جنگ تمرين هاي نظامي را در پنج سال گذشته به نحو شايسته نگذرانده بودند. اين مسأله در سه مورد متبلور شد:

*1. نبود آموزش هاي مناسب براي به كارگيري آتش و در چارچوب سازمان يافته.

*2. نبود آموزش استفاده از دستگاههاي نظامي و ابزارهاي ميداني پشتيباني كننده.

*3. عدم اجراي آموزش هاي فرماندهي در سال هاي 2000-2004.

علاوه بر اين، در بيشتر يگان هاي احتياط شركت كننده در جنگ دوم لبنان با عدم طرح هاي اجرايي مناسب براي رويارويي هاي مورد انتظار با حزب الله مواجه مي شويم. حتي مي توان گفت كه اين يگان ها هرگز آموزش هاي لازم را نديده اند. چنين داده هاي خطرناكي بر نوع و نحوه گزينش يگان هاي رزمي از ميان نيروهاي احتياط تأثير نداشت.
تصميم به كاهش بودجه آموزشي نيروي پياده در كنار ديگر علل، منجر به تدوين برنامه آموزش سالانه نيروها گرديد. اما اين برنامه به اجرا در نيامد. درصورتيكه اگر همين برنامه نيز عملي مي شد، نمي توانست سطح آمادگي نيروها را به اندازه مطلوب برساند.
آموزش هاي غير دوره اي اين نيروها نيز به هنگام شروع نبرد به پايان نرسيده بود. به ويژه اينكه اين طرح سطح كارآمدي و تربيت نيروها را تضمين نكرده بود و با توجه به كاهش آمادگي نيروها عنصر ايجاد هماهنگي لازم را در خود نداشت.
فرماندهي نيروي پياده كه مسئوليت تربيت يگان هاي رزمي را به عهده دارد، بايد در آستانه جنگ عدم آمادگي اين نيروها را به مقامات ذيربط اعلام مي كرد. همچنينبايد تلاش مي كرد در اين مرحله زودهنگام و پيش از موعد از ميان نيروهاي احتياط سرباز گيري و آنها را آموزش مي داد و نيز مسلح مي نمود. اين مسأله وقتي روشن تر مي شود كه بدانيم فرمانده نيروي پياده تا پيش از شروع جنگ دوم لبنان فرمانده منطقه شمال بوده و از طرح هاي نظامي و نيازهاي ناشي از نبرد احتمالي آگاه بوده است.
بايد دادن درس هاي لازم در سطح بالا به سربازان احتياط دنبال مي شد و آنان از ميزان بهبودي ايجاد شده در به كارگيري آنها اطلاع پيدا مي كردند. اين سربازان احتياط در عمل اشتياق فراوان خود را براي شركت در نبرد و درگيري ها نشان دادند.
با اين حال، در فرايند به كارگيري نيروهاي احتياط و سربازگيري از ميان آنان با ناكامي ها و اشتباهات غير منطقي روبرو هستيم. از جمله اينكه :

*1. فراخوان اين نيروها شب شنبه صورت گرفت.[SUP]*(2)[/SUP]

*2. فراخوان آنها در پاسي از شب انجام شد در حاليكه نيازي به اين كار نبود.

بي ترديد سطح تربيت نيروهاي وظيفه براي عمليات و آموزش هاي داده شده به آنان در دوره خدمت سربازي بر ميزان كارآمدي آنان در دوره احتياط تأثيرگذار است. به همين دليل ضربه اي كه به سطح آموزش سربازان وظيفه وارد آمده بر سطح كارآمدي نيروهاي احتياط تأثير منفي گذاشته است.[SUP]*(3)[/SUP] با سپري شدن سال ها و دور شدن سربازان احتياط از عمليات گسترده نظامي شايسته بود سطح تفكرات فرماندهان ارتش مبني بر ضرورت گسترده تر كردن برنامه هاي آموزشي و تربيتي نيروهاي احتياط بالابرود. به ويژه اينكه در سال هاي اخير اين نيروها در بعد آموزش، تمرين و تسليحات با امور منفي مواجه شده بودند. همه اين ها موجب شد سربازان احتياط در جنگ دوم لبنان بدون آمادگي ها و شايستگي هاي لازم حضور پيدا كنند.
نبود تجربه هاي رزمي، به دليل عدم كارآيي هاي نظامي در ميان نيروهاي احتياط موجب شد اكثر سربازان از تجربه نظامي لازم محروم باشند. از سوي ديگر سرگرم شدن نيروهاي نظامي به جنگ و درگيري هاي محدود در كرانه باختري بر سطح كارآمدي و نظريه هاي رزمي آنان و نيز انديشه نظامي حاكم بر ارتش -چه در نيروهاي نظامي و چه احتياط- تأثير بسزايي گذاشت. زماني كه ارتش وارد جبهه هاي ديگر و متفاوت با جبهه كرانه باختري مي شود، اين اثر خود را نشان مي دهد.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*تسليحات و وظايف:  

در رابطه با موضوع تسليحات كافي سربازان در ميدان نبرد-چه تسليحات انفرادي و چه سلاح هاي رزمي و چه پشتيباني هاي لجستيكي كه اساساً مربوط به تجهيزات انساني و پزشكي مي باشد- بايد گفت، جنگ دوم لبنان كاستي ها و شكاف هاي بسيار بزرگ ميان تجهيزات تسليحاتي موجود در انبارهاي مهمات ارتش با نيازهاي سربازان احتياط را آشكار ساخت. بي ترديد اعتراض سربازان احتياط به نبود سلاح لازم كه منجر به استفاده از دارايي هاي خود يا كمك كنندگان براي مسلح شدن خود شد، بيانگر همين معضل مي باشد.
پاسخ به نيازهاي عملياتي نيروهاي رزمنده در ميدان نبرد با پشتيباني هاي لجستيكي مناسب از سوي انبارهاي مهمات ارتش صورت نگرفت. در برخي موارد به هنگام نياز به ميزان مشخصي سلاح به انبارها مراجعه شد اما با شگفتي تمام با انبارهاي خالي از اين تسليحات-از نظر كيفي يا كمي- مواجه شدند. در موارد ديگر نيز عدم تناسب تقاضاي برخي تسليحات با موجودي انبارها همخواني نداشت. هنگامي كه بحث كمبود نيروي نظامي مطرح شد، كاستي هاي ارتش بيشتر آشكار شد. وقتي كه نيروي نظامي با اين كاستي روبرو مي باشد، نوبت بحث درباره كاستي هاي نيروي احتياط نمي شود. اين كاستي ها به كمك هاي امنيتي و ضد اطلاعاتي نيز سرايت نمود به طوري كه در اين حوزه نيز با نمونه هايي همچون استفاده از نقشه هاي قديمي و به روز نشده مواجه هستيم!!!

پي نوشت ها:

*(1):در اين گزارش اشاره اي به تبليغات رسمي ارتش اسراييل مبني بر ضد هسته اي بودن تانك مركاوا نمي كند و اين كه انهدام چنين مقداري از تانك هاي مركاوا بي سابقه بوده است.
*(2): اين كار بر اساس دين يهود يك اقدام نادرست تلقي مي شود.
*(3): نمونه بارز ضربه هاي وارد آمده به سطح آموزش و تربيت اين نيروها ، كاهش بودجه كادرها، يگان ها و گردان هاي نيروي پياده مي باشد. اين كاهش بودجه در وضع آتي اين نيروها اثر منفي گذاشت. نيروي پياده توان نظامي خود را چه در خدمت وظيفه و چه در دوره احتياط بر همين اساس پايه ريزي مي كند.

ادامه دارد ...

فارس  
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس‌هايي از شكست در جنگ دوم لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/گزارش «كنيست» از جنگ 33 روزه لبنان(20)
 
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]150هزار گلوله توپ 155ميليمتري شليك كرديم اما نتيجه اي نگرفتيم   
 
خبرگزاري فارس:پارلمان رژيم صهيونيستي در«گزارش هنگبي» آورده است:تعداد 150 هزار گلوله توپ 155 ميليمتري در مدت 33 روز استفاده شد. اما در برابر استفاده گسترده و پرحجم اين سلاح، نتيجه ارزشمندي به دست نيامد.  


 تصویر 



در نوع تعامل اداري با سربازان احتياط، نحوه مسلح كردن آنان و ارائه پشتيباني هاي لجستيكي لازم به اين سربازان نيز با كاستي ها و ضعف هايي مواجه هستيم. اين ضعف اساساً پس از كاهش نيروي انساني آموزش ديده در سطح مطلوب آشكار شد. با اين حال، حجم كارآيي و شايستگي تسليحات موجود در انبارهاي مهمات نسبتاً مطلوب و خوب بود.
در رابطه با ذخاير حياتي مهمات نيز با عدم طرح هاي نظامي ساليانه و عدم پيشرفته بودن شايسته الگوهاي به كاررفته در ارائه خدمات تسليحاتي به يگان هاي رزمي براي رويارويي با شرايط قابل پيش بيني مواجه هستيم. در روند مسلح سازي يگان ها، از سوي فرماندهي يگان هاي نظامي در سال هاي منتهي به اين جنگ اخير با تغييرات بنيادين روبرو هستيم. اين تغييرات عميق و با تأثير فراوان بوده اند. تغييرهاي رخ داده اثرهاي متعددي داشتند كه اساسي ترين اثر ، بروز تغيير در اولويت بندي هاي مربوط به به كارگيري و فعال سازي نيروهاي نظامي مي باشد.
بخشي از اين الگوي جديد در مسلح كردن نيروها در جنگ اخير نمايان شد. نقص جدي در رساندن مهمات لازم به تانك ها از نمونه هاي بارز اين الگوي جديد مي باشد. همين امر به نوبه خود بر قدرت آتش نيروي پياده نيز اثر گذاشت و كاستي هاي بسيار فراواني در ميزان شايستگي نيروهاي لجستيك مشاهده شد. در زمينه به فراهم كردن بمب هاي 105-120 ميليمتري با مشكل قابل توجهي روبرو نبوديم. چون اين نوع مهمات تنها در زمان هاي محدود و دفعات كمي به كارگرفته شد. يگان توپخانه از گلوله هاي 155 ميليمتري استفاده مي كرد كه در تأمين اين گلوله با مشكل جدي مواجه بوديم.
در پايان شايسته است اين نكته را يادآوري كنيم كه در جنگ دوم لبنان سطح تأمين تسليحات لازم با رشد قابل توجهي روبرو بوديم. به هر حال در اين جنگ هزاران سرباز مسلح و باهوش جنگيدند و از تسليحاتي كه در اختيار داشتند به شكل خردمندانه اي استفاده كردند.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*توصيه هاي كميته:  

عمده اشتباهات رخ داده در جنگ در كنار اشتباهات ديگر، تمرين هاي سربازان احتياط را در سطوح بلندپايه فرماندهي ارتش مورد چالش جدي قرار داد.
بر اين اساس كه نيروهاي احتياط ستون فقرات و مؤلفه اصلي ارتش اسرائيل به شمار مي روند، اصلاح تمامي اشتباهات در حوزه نيروهاي احتياط در كنار تلاش هاي جاري براي بازگرداندن اعتماد به نهاد ارتش، يك ضرورت است.
در اين راستا، به عنوان بخشي از قانون احتياط، بايد يك الگوي پيشرفته سالانه و مناسب با تلاش هاي نيروهاي احتياط در آموزشها و عمليات هاي نظامي پياده شود. اين اقدام به منظور حفظ سطح كارآيي مناسب به هنگام جنگ مي باشد. تخصيص حداقل بودجه و مديريت آن به شكل مناسب ضروري است. مديريت اين بودجه بايد در يك سيستم ويژه براي كارآمد سازي نيروي احتياط صورت گيرد تا نيروي احتياط حفظ شود و به كارگيري آن به هنگام نياز ممكن گردد. در اين راستا بايد نگاه استراتژيك مربوط به نيروي احتياط و نيز تركيب پيچيده اين نيرو مدّ نظر قرار گيرد.
بايد به نيروهاي احتياط فرصت آموزش براي حضور در جنگ هاي واقعي و در موقعيت هاي مختلف داده شود. اين هدف از راه مشاركت دادن نيروهاي نظامي در تمرين هاي نيروي احتياط ممكن مي گردد. از جمله اين تمرين ها مبارزه با تروريسم و مرزباني مي باشد. اين اقدام كارآمدي زيربنايي آنان را حفظ مي كند و نيروي احتياط را براي هر حالت غير عادي آماده مي كند. همچنين لازم است نيروهاي احتياط توان اجراي مأموريت هاي عملياتي را كسب كنند تا بتوانند براي اهداف مختلف طرح و برنامه لازم را بريزند. طرح و برنامه لازم به عنوان بنيه توان نظامي و كارآمدي نظامي مي باشد.
آشكار است كه تمرين هاي فشرده روزانه در آستانه شروع هر جنگي مي تواند در ميزان كارآمدي نظامي يگان هاي رزمي تأثيرات فراواني داشته باشد. نبود اين امر نيز مي تواند فرماندهان و تصميم سازان را دچار اشتباهات ميداني نمايد و در نتيجه آمادگي هاي لازم نيروهاي خود را به هنگام ورود به جنگ به شكل عملي آشكار نسازند.
اگر در جامعه اسرائيل و طور مشخص در محافل سربازان احتياط اين احساس تقويت شود كه در اقدامات امنيتي مربوط به آنان تبعيض صورت مي گيرد، روح نوميدي و ناكامي رفته رفته در ميان آنان افزايش مي يابد. اين مي تواند خطرات جدي را متوجه ما نمايد. بنابر اين ارتش و دولت اسرائيل بايد براي تغيير وضعيت موجود اقدام كنند. از گام هاي مطلوب در اين زمينه، اتخاذ سياستي است كه به سربازان احتياط بيش از وضعيت كنوني بها مي دهد و براي آنان به عنوان يك مجموعه برگزيده و نخبه ارزش بيشتري قائل است.
بايد سربازان نظامي نيز آموزش هاي لازم را ببينند و در راستاي حفظ آمادگي هميشگي آنها، نيازهاي اين نيروها برآورده شود. در اين صورت است كه كارآمدي و شايستگي اين نيروها در طول مدت انجام خدمت نظامي حفظ خواهد شد.
بنابر اين عدم اقدام ارتش براي بهره گيري از ابزارهاي رزمي و شيوه هاي جنگي كه در اختيار دارد، به ويژه در حوزه نيروي زميني و پياده و همچنين عدم اجراي مأموريت هاي عملياتي مشترك و هماهنگ ميان دو يا چند يگان ارتش به كارآمدي و شايستگي افسران و سربازان به يك اندازه ضربه مي زند.
همچنين اهتمام ارتش و مشغول شدن به مبارزه با تروريسم و عمليات هاي روزانه در كرانه باختري رود اردن و غزه از سوي يگان هايي كه آمادگي نظامي اين اقدامات را ندارند، به سطح كارآيي نيروهايي براي جبهه هاي ديگر و متفاوت با اين مناطق آموزش داده شده اند، آسيب مي رساند.
بنابر اين با توجه به اين وضعيت، تمايل به دادن آموزش هاي متفاوت به اين نيروهاي نظامي افزايش مي يابد تا اين نيروها براي هر رويارويي محدود يا گسترده به ويژه در بعد هماهنگي ميان يگان ها و نيروهاي مختلف آمادگي داشته باشند. همچنين بايد براي هر دو نيروي نظامي و احتياط ارتش به آموزش هاي فراوان و نيز طرح هاي عملياتي اهتمام فراوان گمارده شود.
در زمينه مسلح كردن نيروها و تأمين تسليحات، شايسته است تمامي يگان هاي رزمي بر اساس اولويت بندي، از تجهيزات لازم بهره مند شوند. اين اولويت بندي ها بر اساس نيازهاي عملياتي و برآورد نوع و ميزان تهديدات موجود صورت مي گيرد. بايد اداره هاي بازرسي و نظارت بر چگونگي تأمين تسليحات و حمايت لجستيكي فعال شوند. اين نظارت و بازرسي هم در زمينه سلاح ها انفرادي، هم براي مسلح كردن يگان ها و هم در زمينه اقدامات لجستيكي براي نيازهاي پزشكي و انساني فعال شود. در به كارگيري تسليحات نبايد بدون به روز كردن نيازهاي يگان هاي رزمي به ويژه يگان هاي موجود در نيروهاي احتياط اقدام نمود. در همين حال نبايد مسلح كردن و حمايت لجستيكي را به لحظه بروز حالت هاي فوق العاده موكول نمود. بلكه بايد كمينه نيازهاي انساني مطلوب را براي تقويت يگان هاي ارتش و دستگاههاي تابعه فراهم نمود.
براي تأمين تسليحات و مهمات مطلوب ، اين كميته توصيه مي كند كه در آستانه جنگ براي تأمين سلاح هاي لازم يگان هاي رزمي در بالاترين سطح مطلوب سريعاً اقدام شود. در اين راستا ضرورت تحول آفريني در ايجاد كارآمدي هاي لازم و بسنده كردن به تجهيز مطلوب به ويژه در لحظه هاي فوق العاده، اهميت بسيار بالايي دارد. چون حفظ سطح بالاي كمك هاي لجستيكي در بالابردن سطح توان ارتش و در نهايت افزايش كارآمدي ارتش در تحقق مرحله تعيين كنندگي در برابر دشمن نقش دارد.
همچنين طرح و برنامه ريزي براي دستيابي به سطح بي نيازي در زمينه هاي تسليحاتي و لجستيكي نيازمند تحول در دستگاه امنيت و ضد اطلاعات و تلاش براي به روز كردن طرح ها و برنامه هاي نظامي فعال ارتش مي باشد. همچنين بايد در نظريه رزمي ارتش در كنار مفاهيم امنيتي مورد اتكا تحول ايجاد شود. همچنانكه تغيير سياست هاي تسليحاتي و تأمين مهمات لازم در پايان بحث هاي جاري براي بررسي ميزان تهديدات فراروي ارتش و شيوه هاي كاري براي رويارويي با اين تهديدات قرار مي گيرد.
علاوه بر اين، وضعيتي كه بدون در نظر گرفتن واقعيت هاي منطقه اي و اقليمي پيرامون ارتش باعث به وجود آمدن تغييرات مورد انتظار در سياست هاي تسليحاتي و حمايت لجستيكي مي شود ، وضعيتي نادرست است كه خطرات فراواني را به همراه دارد. همچنين تعيين سيستم نظارت بر سياست هاي تسليحاتي موجود، يك ضرورت است. ارتش براي حفظ سطح آمادگي مطلوب خود از اين نظارت بي نياز نيست. بازرسي و نظارت ياد شده بايد از بالاترين نهاد ارتش(ستاد كل مشترك ارتش) شروع شود و اين نهاد را به طور متناوب مورد بازرسي قرار دهد و ميزان كارآمدي ميداني اين نهاد را سنجش نمايد. البته نبايد به ارائه آمار و ارقام بسنده شود.
ارزيابي فعال سازي آتش
اقدام به شروع جنگ اخير بر اساس "آتش زنده "، موجب شد تسليحات از آغاز جنگ به طور فشرده و بي سابقه در سطح بسيار بالا مورد استفاده قرار گيرند. در نتيجه تلاش كميته تعيين شده از سوي ستاد كل براي "محدود كردن " حجم نيازها ناموفق بود. اين كميته به هنگام تصميم براي شروع جنگ و در اثناي جنگ ابزارهاي كارآمد عملياتي را در زمينه تسليحات و مهمات به طور منطقي و به خوبي مورد مطالعه قرار نداد.
[HIGHLIGHT=#dbeef3]نمونه بارز اين معضل استفاده فراوان از گلوله هاي توپ 155 ميليمتري مي باشد. به طوري كه 150 هزار گلوله در مدت 33 روز استفاده شد.  اما در برابر استفاده گسترده و پرحجم اين سلاح، نتيجه ارزشمندي به دست نيامد. به طور كلي، يگان توپخانه و آتش زميني براي اختلال در شليك موشك به سمت اسرائيل و براي كمك به نيروهاي نظامي مهاجم از سوي ديگر فعال شدند. با توجه به بررسي ها و تحليل ميداني از حجم شليك به سوي دشمن و گستردگي شليك ها بايد گفت تأثير اين اقدامات بر سطح كارآمدي موشك هاي حزب الله محدود و اثر كوتاه مدت داشت. حتي مي توان گفت اين اقدامات در طول جنگ بر حزب الله بي اثر بودند. در پرتو كمك هايي كه از سوي آتش توپخانه به نيروهاي مهاجم اسرائيلي داده شد، بايد بدانيم كه بخش بسيار گسترده اي از اين تسليحات به هدر رفت و در برابر تأثير اين تسليحات نيز ناچيز بود. دليل اين معضل به نبود نظارت و بازرسي مطلوب و فعال زا سوي مراجع مربوطه ارتش بر مي گردد.
تنها در تاريخ 28 ژوئيه يعني دو هفته پس از شروع جنگ، گزارشي از وضعيت تسليحاتي تأمين شده براي يگان هاي ارتش به رئيس ستاد كل ارتش داده شد. پس از اين گزارش، رئيس ستاد كل ارتش تصميم به پيروي از سياست تسليحاتي جديدي گرفت. اين سياست كه به فرماندهان و افسران يگان ها ابلاغ شد، در مدت باقي مانده جنگ تغيير نكرد. به غرم تصميم هاي اتخاد شده از سوي فرماندهي ستاد كل ارتش براي "محدود كردن " نيازهاي تسليحاتي، بايد گفت كميته مأمور از سوي ستاد كل ارتش نتوانست مصوبات و تصميمات خود را به دستگاههاي مختلف ارتش و فرماندهي هاي ميدان آن ابلاغ نمايد.
توصيه هاي كميته: در كنار اهتمام به تمرين هاي زميني، نيروي آتش زنده بخش عمده اي از كارآمدي ارتش در جنگ اخير را به خود اختصاص داده است. اين امر نيازمند وجود سطح بالايي از بي نيازي تسليحاتي و در كنار آن فعال كردن دستگاه نظارت فعال بر حجم تسليحات ارسالي براي يگان هاي رزمي ارتش به ويژه به هنگام بروز درگيري ها مي باشد.
اين نظارت بايد بر همه سطوح فرماندهي ارتش از ستاد كل ارتش گرفته تا افسران ميداني و نيروهاي نظامي اعمال شود و نظارتي فراگير باشد. در اين نظارت نبايد به تعيين و ارائه آمار و ارقام تسليحات نيروهاو تسليحات موجود در انبارها بسنده نمود، بلكه بايد ميزان كارآمدي عملياتي اين تسليحات بررسي شود. از راه اين نظارت چند جانبه اي كه طرف هاي مختلفي اعمال مي كنند، مي توان طرح هاي تسليحاتي متناسب با اهداف مختلف را تهيه نمود.

ادامه دارد ...

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
ارسال پست

بازگشت به “ادوات زميني”