صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

صندلي داغ مرکز انجمنهاي تخصصي

مدیران انجمن: AGeNiS1, MASTER, ASHKAN95, شوراي نظارت

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط Mil@d »

و اما حمله سوم!

1.عوامل و نفوذی های ما در حال رهگیری شغلت هستند و مراتب به زودی طی بیانیه ای به اطلاع عموم امت همیشه در صحنه سنترالی خواهد رسید!
2.و اما سوالم پیرامون دیوونه ها...اشنالله که تعصب شدید روی شهرت نداشته باشی...کلا دیوانه های دوره گرد در همدان زیاده یا کمه؟ آخه هر وقت این چیزا اینجا زیاد میشه ملت میگن اینها رو شبانه بار اتوبوس و یا خاور کردن و اینجا خالیشون کردن..وقتی هم کم میشوند ملت میگن قراردادشون تموم شده برگشتن همدان!
3.طرف ازدواج کرده یا هنوز تو استند بای هستین! امکانش هست دوباره برگدی به همون روزا و شروع مجدد داشته باشین!اصلا دوست داری دوباره شروع بشه؟
4.منظور از پای کوه و عظیمیه دوران 18 سالگی بود اخوی نه الان که دیگه همه رفتیم تو لاک روزمرگی و تفریح و گردش یادمون رفته!
5.بحث حرف زدن آدم با خودش تو خیابون جلوی انظار ملت شد یاد دوارنی افتادم که تازه هندسفری موبایل اومده بود!یادمه خیلی ها در جریان قضیه هندسفری نبودن هرکی رو میدیدن داره حرف میزنه فکر میکردند روانیه! مدیر مدرسه ما هم جز این افراد بود و برخی از دوستان پیرامون این موضع عنایات ویژه ای به او داشتند!
6.پیشنهادی که درشهر به تو شده این بوده که گفتن فعلا نامزد نکن بذار دوره بعد نامزد ریاست جمهوری شو!
7.فحاشی دسته جمعی نیز صحنه جالبی است!جالبتر اینکه به طور اتفاقی کسی را در بین تماشاگران می بینی که چند روز قبلش در مراسم خواستگاری از دختر...مشغول اظهار فضل و ادب و کمالات بوده است و گویی استاد ادبیات کهن پارسی است ولی مشغول شیرسماور و اگزوز خاور و علی دمبه و ایجور حرفا با نهایت فشار ممکن به حنجره اش است!
8.شهریار نیز از اعضای فوق العاده دوست داشتنی سنترال برای من است...هیچگاه حالت مخوفی حس نکردم!تازه وقتی فهمیدم 40 سالشه تا 20 دقیقه هنگ کردم..اینقدر با جوانان گرم میگیره که اولاش گمون میکردم نهایتا 25 سالش باشه...حتی فریبرز به عنوان بزرگ سنترال هم برای من یک جوون 20 و چند ساله به نظر میرسه!

9.واما زبون چپی..
.اول اینکه شابعات مبنی بر اشاعه بدآموزی و موارد منکراتی را اکیدا تکذیب میکنم!تصویر
عرض به حضور انور کلیه شیوخ معظم و معظمه مقیم سنترال! برای همه پیش اومده تو یک جمعی هستین و موبایلتون زنگ میخوره...حرفایی که باید بزنید هم دوست ندارید کسی متوجه بشه...عربی حرف بزنید عرب بین جمع زیاده...فارسی که دیگه کارت تمومه!انگلیسی هم که آدم هست بفهمه چی داری میگی.. فقط یه راه برات میمونه! اونم چپی حرف زدنه! زبان ساده ایست و موقعی که تو حچل گیر کنید به خوبی کارتون رو راه میندازه --تاکنون بارها مرا از مهلکه خطر نجات داده است!تصویر

آموزش زیان چپی در 1 دقیقه!
مواد لازم: دو عدد آدم چپی فهم! دو عدد زبون دراز! و مقداری ذکاوت!تصویر
طرز تهیه: ابتدا شرایط را می سنجیم که در چه موقعیتی هستیم!همه نگاههای جمع حاضر به طرف دهن شما دوخته شده که چی میگویید و همه از شدت فضولی دارن میترکن! چیکار باید کرد!همه کلمات رو در هم ریخته و معمولا جای حرف اول و دوم واژه را جابجا کنید!

برای مثال مکالمه چپی میلاد و محمد:

محمد:الو سلام میلاد کجایی زود بیا منتظریم!
میلاد:لسام ممد رشایط رخابه! ناج تو ست سینت(سلام محمد شرایط خرابه!جان تو ردیف(ست) نیست)
محمد:ها لبه! پ ایطور! لیاخی سینته!چبه ها لتس گو شدن(ها بله! پس اینطور! بچه ها لتس گو(رفتنی) شدن)
میلاد:راچکم!ربو من 10 مین دیگه فالور میشم (چاکرم!برو من 10مین(دقیقه)دیگه فالور میشم (follwer= هر کاری شما کردی همونو میکنم)
محمد:سباط لقی سته!(بساط قلیان ردیفه)
میلاد:سینته ناج ممد! تو رتکم(جان محمد نیست!تو ترکم)
محمد:ما لتس گو تو نخلس( ما میریم نخلستون)
میلاد:راکی سینته! ربو(کاری نیست! برو)
-----------------------------------------------------------------------------------------
1.دیشب خوابم نمی برد!(البته چون شب جمعه و تعطیل بود و خیالم از همه چیز راحت) دیدم تو هم آنلاینی! تو که میگی 12 ساعت کار میکنی و همش تو جاده ای پس شب زنده داریت برای چیه؟نکنه نمیخوای زنده بمونی!
2.تو سنترال در حال حاضر از کیا خیلی بیشتر خوشت میاد و باشون راحت تر و صمیمی تری؟ و کیا هستن که بن نظرت ازت دلخورن و دوست داری همین جا از دلشون در بیاری؟
3.ویژگی + اخلاقیت که اطرافیان بیشتر به اون خاطر دوستت دارن و ویژگی منفی که باید رفعش کنی و برای دیگران آزار دهنده است؟
4.صندلی داغ سنترال رو چطور دیدی و به نظرت از فروم های دیگه باحال تر بود یا بی حال تر؟
5.خاطره خنده ای از خدمت داری؟
6.دیدی حال و حوصله یک بابایی رو در یک زمان خاص نداری میاد سر یه جرباناتی بهت گیر میده...اصول پیچوندن همچین موجوداتی رو از نظر روانپزشکی توضیح بده!
7.نحوه برخوردت با افراد زیر
-منجمدها
-از خود راضی ها
-افاده ای ها
-لوس ها
-ادای باکلاس بودن در آورنده ها!
-گیرایی پایین ها که باید یک حرفو 3 بار و نصفی بهشون بگی!

8.تا حالا از مامان و بابات کتک خوردي؟کي؟ و چرا؟
9.اهل چه خلافهايي هستي ؟
10.چرا تمام پسرها قبلا یه دوست دختری داشتن که بهشون خیانت کرده و تمام دخترها در تمام عمرشون هیچ دوست پسری نداشتن ؟
11.کارتو دوست داری ؟
12.دوست داری اسم پسر و یا دخترت چی باشه ؟راستی چه شکلی باشند؟

13.بازی واژگان

محمد تانک می راند!
محمد بر فراز برج میلاد مشغول بالا رفتن از داربست است!
محمد کایت سواری میکند!
محمد را در کوی نیک نامان گذر میدهند!
محمد به شکار میرود و به جای کبک کروکودیل صید میکند!
محمد ز یاران چشم یاری دارد!
محمد بوی نذری حس میکنه و قابلمه به دست میدود!
محمد با مشت محکم دهن استکبار جهانی را صاف میکند!
محمد برنامه اش برای سفر به جیبوتی و اوگاندا و گینه و کومور و زامبیا چیست!
محمد تویاتا لنکروز را در صحرا می راند!
محمد در گرمای 50 درجه وارد خوزستان میشود!
محمد در سرمای منفی 20 درجه به آذربایجان میرود!
محمد در یک سفر فشرده به کربلا و نجف و مکه ومدینه می رود!
محمد بازداشت می شود و هم صحبت قاسم چاقوکش و جاسم یه گوش و رحمان یک پا و اسی چپ ممنوع می شود!
محمد قصد ارشاد یک تجزیه طلب را دارد!
عزیز ترین دوست مذکر محمد ابروهایش را مدل شیطونی برمیداره و میگه میخوام تاتو هم بکنم!
حس محمد به شیرخورشید و فروهر و درفش کاویانی و اهورا مزدا!
محمد با چی معطر می شود؟
محمد در سونا از حال میرود؟
دوری و بعد مسافت چه حالی برای محمد باقی گذاشته است!
محمد گناهکاره و بنده خوبی نبوده یا بیگناهه و از مصلحین!
--------------------------------------
وقایع محتمل از حضور محمد و میلاد و میلادنگار و یاسر میم در یک اتاق 2*2 و دعوا سر 10 سانت فضای بیشتر رو چطور ارزیابی میکنی؟از اصطکاک و شتاب جاذبه و مقاومت هوا صرف نظر شود!( نکته مهم::اون دختره از یاسر قهر کرده و رفته خونه مامانش اینا...!)
(ماجراهای ممیم(میلاد-میلادنگار-یاسر-محمد) جلد 150 صفحه 1850 چاپ 500!)
  بی  
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط Mohammad 1985 »

fereshteh blue نوشته شده:سلام
حيف كه اهل تقلب رسوندن نيستم و گرنه اون جمله به زبان نمي دونم چي را براتون ترجمه مي كردم !!
من هم اهل تقلب کردن نیستم ! تا حالا فکر کنم فقط یه بار یا دوبار تقلب کرده باشم .
البته ترجمش بد آموزي داره !!
تصویر تصویر
چندتا سوالم من بپرسم
1 علت علاقه ي شما به گربه ها چيه ؟!
نمی دونم ! دلیل اصلیش اینه که خیلی با حالن ! البته من از تمام موجوداتی زنده که زیبا هستن خوشم میاد ! گربه ها هم همینطور ! دوست دارم بگیرم فشارشون بدم ! ولی نمیشه ! در ضمن من چون به زیست شناسی هم علاقه دارم کلا راجع به حیوانات خیلی دقت دارم گربه ها جانوران جالبی هستن هوش بالایی دارن ولی بر خلاف سگ دستور پذیر نیستن حافظه خوبی هم دارن و به خوبی کسی که اذیتشون کرده رو از کسی که باهاشون کاری نداشته تشخیص میدن ! بدنی بسیار نرم و با استخوان بندی ویژه دارن که از یه جاهایی رد میشن که آدم شاخ در میاره بسیار فرض هستن ولی کاملا راحت طلب هستن و دنبال غذای مفت ! استراتژی دفاعی جالبی دارن تا جایی که بتونن به هیچ وجه درگیر نمیشن ولی وقتی درگیر میشن با تمام قدرت میجنگن ! دعواشون هم با هم خیلی با حاله مخصوصا با اون صداهای عجیب غریب که از خودشون در میارن ! مثل صدای بچه میمونه .
2 براي عكاسي موضوعات را از قبل انتخاب مي كنيد يا برحسب شرايط و جو انتخاب مي كنيد كه از چي عكس بندازيد ؟
نه بر حسب شرایط و اتفاق معمولا انتخاب میکنم و لی بوده زمانی هم که موضوع رو از قبل انتخاب می کنم .
3 عكاسي از چه چيزي شما را آروم مي كنه ؟
طبیعت بکر و دست نخورده که توی ایران سخت پیدا میشه ! مثلا یه نمای زیبا از یک کوه و دشت پر از دکل برق و صدها چیز مصنوعی هست و بارها شده برای انداختن یه عکس کلی زوم و تغییر در موقعیت دادم .
4 بهترين عكسي كه تا به حال انداختين از چي بوده ؟
خوب خودم که نمی تونم بگم ! ولی خیلی از عکسهام برام دوست داشتنی هست .
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط Mohammad 1985 »

yasermym نوشته شده: 
سلام علیکم و رحمت الله و برکاتو !
شما هم که ظاهرا عشق گربه هستید.تصویر
ظاهرا نه قطعا
تاحالا چند تا گربه داشتید؟
هیچی ! ولی دوست داشتم داشتم !
الان هم گربه دارید؟ یا در حد دوری و دوستی با اونها رابطه دارید؟  ندارم چون نگه داشتن گربه خیلی درد سر داره !و با توجه با اخلاقیات گربه ها و زندگی آپارتمانی نمیشه ! اگه حیات داشتیم شاید توی حیات میشد نگه دارم ! ولی فعلا دوری و دوستی الان هم با همه شون رابطم خوبه ! در حد کمک کردن و غدا دادن بهشون .
  در این زمینه تخصص هم دارید از خصوصیات اونها برامون بگید (من خودم کارشناس ارشد گربه شناسی هم دارم -البته در زمینه نانو گربه هاتصویر)
در جواب خانم فرشته آبی توضیح دادم تا حدی .
نانو گربه ها !!! تصویر
فعلا سوال غیر گربه ای به ذهنم نمی رسه باشه بعد اگر موردی بود مزاحم می شوم. تصویر ممنون و اگه سوال دارید بپرسید خوشحال میشم .
 
تصویربرای شما تصویر

[External Link Removed for Guests]  
ممنون بسیار زیبا بود تصویر
تصویر

به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط Solver »

سرعت یا قدرت ؟

:-(
آخرین ويرايش توسط 2 on Mil@d, ويرايش شده در 0.
دلیل: پست کمتر از 5 سوال=اعدام با اره برقی
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط Mohammad 1985 »

Mil@d نوشته شده:و اما حمله سوم!
و دفاع سوم تا آخرین نفس !
1.عوامل و نفوذی های ما در حال رهگیری شغلت هستند و مراتب به زودی طی بیانیه ای به اطلاع عموم امت همیشه در صحنه سنترالی خواهد رسید!
زهی خیال باطل ! یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلش رو لو نمیده !
2.واما سوالم پیرامون دیوونه ها...اشنالله که تعصب شدید روی شهرت نداشتهباشی...کلا دیوانه های دوره گرد در همدان زیاده یا کمه؟ آخه هر وقت اینچیزا اینجا زیاد میشه ملت میگن اینها رو شبانه بار اتوبوس و یا خاور کردنو اینجا خالیشون کردن..وقتی هم کم میشوند ملت میگن قراردادشون تموم شدهبرگشتن همدان!
تا اونجا که من میدونم همدان هنوزدر تولید دیوانه خودکفا نیست و هنوز هم خود یک وارد کننده هست ! البتهجدیدا چین هم داره مدهای تقلبی دیوانه رو به اسم همدان تولید میکنه .
3.طرفازدواج کرده یا هنوز تو استند بای هستین! امکانش هست دوباره برگدی به همونروزا و شروع مجدد داشته باشین!اصلا دوست داری دوباره شروع بشه؟
نهازدواج نکرده من که خیلی سعی کردم دوباره با هاش باشم ولی نشد . اینم بگمما خیلی خیلی کم همدیگر رو میدیدم و ارتباط اکثرا از طریق اس ام اس و تماستلفنی بود .
4.منظور از پای کوه و عظیمیه دوران 18 سالگی بود اخوی نه الان که دیگه همه رفتیم تو لاک روزمرگی و تفریح و گردش یادمون رفته!
نه کلا گفتم دیگه ! فقط یه بار رفتم !
5.بحثحرف زدن آدم با خودش تو خیابون جلوی انظار ملت شد یاد دوارنی افتادم کهتازه هندسفری موبایل اومده بود!یادمه خیلی ها در جریان قضیه هندسفری نبودنهرکی رو میدیدن داره حرف میزنه فکر میکردند روانیه! مدیر مدرسه ما هم جزاین افراد بود و برخی از دوستان پیرامون این موضع عنایات ویژه ای به اوداشتند!
بله خیلی جالب بود اون اوایل هندسفیری باعث خنده ملت شده بود ! هر کسی داشت راه میرفت با خودش حرف میزد !
6.پیشنهادی که درشهر به تو شده این بوده که گفتن فعلا نامزد نکن بذار دوره بعد نامزد ریاست جمهوری شو!
باشه قبول می کنم.
7.فحاشیدسته جمعی نیز صحنه جالبی است!جالبتر اینکه به طور اتفاقی کسی را در بینتماشاگران می بینی که چند روز قبلش در مراسم خواستگاری از دختر...مشغولاظهار فضل و ادب و کمالات بوده است و گویی استاد ادبیات کهن پارسی است ولیمشغول شیرسماور و اگزوز خاور و علی دمبه و ایجور حرفا با نهایت فشار ممکنبه حنجره اش است!
بله دیگه جو استادیوم هست و دیگه فرهنگی که جاش خالیه ! شما دیدی سلام برسون بگو کجایی بی وفا !
8.شهریارنیز از اعضای فوق العاده دوست داشتنی سنترال برای من است...هیچگاه حالتمخوفی حس نکردم!تازه وقتی فهمیدم 40 سالشه تا 20 دقیقه هنگ کردم..اینقدربا جوانان گرم میگیره که اولاش گمون میکردم نهایتا 25 سالش باشه...حتیفریبرز به عنوان بزرگ سنترال هم برای من یک جوون 20 و چند ساله به نظرمیرسه!
مگه من چی گفتم ؟ هی می خوای الکی نتیجهتمام تلاشهای دیپلماتیک ما رو خراب کنی تا رابطه مون رو خراب کنی ؟!!! اونموضوع حمله شهریار به من با تلاشهای دیپلماتیک حل شد و خوشبختانه کار بهدرگیری نظامی نرسید ! من نگفتم که شهریار مخوف هست گفتم از اعضای سازمانبسیار مخوف و مجهول و خطرناک شورای نظارت هست ! ( این رو برای چاشنیشنوشتم و در واقعه یهکم پیاز داغشو زیاد کردم ! )

9.واما زبون چپی..
.اول اینکه شابعات مبنی بر اشاعه بدآموزی و موارد منکراتی را اکیدا تکذیب میکنم!تصویر
عرضبه حضور انور کلیه شیوخ معظم و معظمه مقیم سنترال! برای همه پیش اومده تویک جمعی هستین و موبایلتون زنگ میخوره...حرفایی که باید بزنید هم دوستندارید کسی متوجه بشه...عربی حرف بزنید عرب بین جمع زیاده...فارسی که دیگهکارت تمومه!انگلیسی هم که آدم هست بفهمه چی داری میگی.. فقط یه راه براتمیمونه! اونم چپی حرف زدنه! زبان ساده ایست و موقعی که تو حچل گیر کنید بهخوبی کارتون رو راه میندازه --تاکنون بارها مرا از مهلکه خطر نجات دادهاست!تصویر
تصویر البته ما معمولا از کلمات رمزی استفاده می کنیم !
آموزش زیان چپی در 1 دقیقه!
مواد لازم: دو عدد آدم چپی فهم! دو عدد زبون دراز! و مقداری ذکاوت!تصویر
طرزتهیه: ابتدا شرایط را می سنجیم که در چه موقعیتی هستیم!همه نگاههای جمعحاضر به طرف دهن شما دوخته شده که چی میگویید و همه از شدت فضولی دارنمیترکن! چیکار باید کرد!همه کلمات رو در هم ریخته و معمولا جای حرف اول ودوم واژه را جابجا کنید!

برای مثال مکالمه چپی میلاد و محمد:

محمد:الو سلام میلاد کجایی زود بیا منتظریم!
میلاد:لسام ممد رشایط رخابه! ناج تو ست سینت(سلام محمد شرایط خرابه!جان تو ردیف(ست) نیست)
محمد:ها لبه! پ ایطور! لیاخی سینته!چبه ها لتس گو شدن(ها بله! پس اینطور! بچه ها لتس گو(رفتنی) شدن)
میلاد:راچکم!ربو من 10 مین دیگه فالور میشم (چاکرم!برو من 10مین(دقیقه)دیگه فالور میشم (follwer= هر کاری شما کردی همونو میکنم)
محمد:سباط لقی سته!(بساط قلیان ردیفه)
میلاد:سینته ناج ممد! تو رتکم(جان محمد نیست!تو ترکم)
محمد:ما لتس گو تو نخلس( ما میریم نخلستون)
میلاد:راکی سینته! ربو(کاری نیست! برو)
سعی می کنم یاد بگیرم ولی قولا نمی دم !
-----------------------------------------------------------------------------------------
1.دیشبخوابم نمی برد!(البته چون شب جمعه و تعطیل بود و خیالم از همه چیز راحت)دیدم تو هم آنلاینی! تو که میگی 12 ساعت کار میکنی و همش تو جاده ای پس شبزنده داریت برای چیه؟نکنه نمیخوای زنده بمونی!
بله دیشب تا حدود ساعت 3 بیدار بودم و داشتم به سوالات جناب عالی پاسخمیدادم و ساعت 6.30 هم بلند شدم ( با چه بدبختی ) رفتم سر کار حدود 7 شبرسیدم خونه ! ( خیلی ستمه صبح جمعه زود بلند شی تصویر ) از خواب زیاد خوشم نمیاد و اگه میشد اصلا نمی خوابیدم .
2.توسنترال در حال حاضر از کیا خیلی بیشتر خوشت میاد و باشون راحت تر و صمیمیتری؟ و کیا هستن که بن نظرت ازت دلخورن و دوست داری همین جا از دلشون دربیاری؟
صمیمی که هر کی پا بده طوری باهاش صمیمیمیشم که انگار 40 ساله رفیقیم ! و از این بابت مشکلی نیست یکیش خودت ولیدر مرود قسمت دوم سوال نمی دونم اونهایی که دلخورن باید خودشون بگن + دلیلدلخوری تا در اولین فرصت تحت بررسی قرار بگیره .
3.ویژگی + اخلاقیت که اطرافیان بیشتر به اون خاطر دوستت دارن و ویژگی منفی که باید رفعش کنی و برای دیگران آزار دهنده است؟
دادن انرژی مثبت به همه کا راه انداز بودن ویژگی منفی ؟ من من تنها کسی هستم که در دنیا هیچ ویژگی منفی ندارم ! تصویر
4.صندلی داغ سنترال رو چطور دیدی و به نظرت از فروم های دیگه باحال تر بود یا بی حال تر؟
خوبهعالیه یه کم وقتش کمه بعد در فرومهای دیگه همه نوع سوال میپرسن ولی اینجانمیشه هر چی پرسید در ضمن این اولین صندلی داغی بود که من درش سوال کنندهنیستم و اولین باره دارم بازجویی میشم !
5.خاطره خنده ای از خدمت داری؟
خاطره زیاده ! از خوابیدن ها سر پست و سوتی دادنها در نظام جمع پیچوندن گروهان در موقعه صبحگاه و شامگاه ولی الان هیچی به ذهنم نمیرسه ! یادم بیاد میگم .
6.دیدیحال و حوصله یک بابایی رو در یک زمان خاص نداری میاد سر یه جرباناتی بهتگیر میده...اصول پیچوندن همچین موجوداتی رو از نظر روانپزشکی توضیح بده!
به هر طریق ممکن میپیچونم و قبلش یهکاری میکنم که اصلا با چنین کسی برخورد نکنم اگه هم اتفاق بیفته سعی میکنمبا روشهای مختلف بپیچونم اگه نشه تحملش می کنم .
7.نحوه برخوردت با افراد زیر
کلا یه طور رفتار میکنم همه جلوی من مجبور به عقب نشینی بشن !
-منجمدها
یه کاری میکنم یخشون آب بشه !
-از خود راضی ها
مثل خودشون
-افاده ای ها
نمی دونم !
-لوس ها
وای!
-ادای باکلاس بودن در آورنده ها!
معمولا میخندم بهشون !
-گیرایی پایین ها که باید یک حرفو 3 بار و نصفی بهشون بگی!
تحمل می کنم اگه خیلی آی کیو پایین باشن میرم از پیششون !
8.تا حالا از مامان و بابات کتک خوردي؟کي؟ و چرا؟
بله ! خوب من بچه بودم خیلی شلوغبودم و خیلی خراب کاری میکردم دیگه تحملشون رو از دست میدادن ! ولی کلا منپوست کلفتر از این حرفا بودم و هستم.
9.اهل چه خلافهايي هستي ؟
دیدن فیلم های سانسور نشده بزرگترین خلافم هست چون کلا فیلمهایی صدا وسیما سانسور میکنه به طور کامل داستان رو هم عوض میکنه .
10.چرا تمام پسرها قبلا یه دوست دختری داشتن که بهشون خیانت کرده و تمام دخترها در تمام عمرشون هیچ دوست پسری نداشتن ؟
نمی دونم تصویر
البته به من خیانت نشده بلکه ترکم کرده ! و دوست داشتن اجباری نیست .
11.کارتو دوست داری ؟
نه زیاد
12.دوست داری اسم پسر و یا دخترت چی باشه ؟راستی چه شکلی باشند؟
الان نمی دونم ! ولی دوست دارم از اسمهای اصیل ایرانی باشه .
13.بازی واژگان

محمد تانک می راند!
خیلی دوست دارم مخصوصا باهاش بری توی اتوبان ! البته بگم که من داخل تانکهای تی 72 چیفتن و ذالفقار 2 هم رفتم .
محمد بر فراز برج میلاد مشغول بالا رفتن از داربست است!
خیلی هیجان انگیزه منتها اول ایمنی بعد کار !
محمد کایت سواری میکند!
با کایت زیاد حال نمی کنم احساس امنیت نمی کنم
محمد را در کوی نیک نامان گذر میدهند!
به به !
محمد به شکار میرود و به جای کبک کروکودیل صید میکند!
خوب این قدرت من رو نشون میده !
محمد ز یاران چشم یاری دارد!
معمولا یاری نمی رسانند !
محمد بوی نذری حس میکنه و قابلمه به دست میدود!
چنین اخلاقی ندارم !
محمد با مشت محکم دهن استکبار جهانی را صاف میکند!
یعنی مشت من اینقدر قوی بود ؟ خودم نمی دونستم !
محمد برنامه اش برای سفر به جیبوتی و اوگاندا و گینه و کومور و زامبیا چیست!
حتما باید با چند نفر محافظ و با کلی سلاح برم !
محمد تویاتا لنکروز را در صحرا می راند!
لذت بخش و جالب
محمد در گرمای 50 درجه وارد خوزستان میشود!
محکوم به تحمل گرما و نوشیدن 30 لیتر آب در ساعت !
محمد در سرمای منفی 20 درجه به آذربایجان میرود!
-28 رو در همدان هم تجربه کردم ! خیالی نیست
محمد در یک سفر فشرده به کربلا و نجف و مکه ومدینه می رود!
حالا نمیشه فشرده نباشه ؟
محمد بازداشت می شود و هم صحبت قاسم چاقوکش و جاسم یه گوش و رحمان یک پا و اسی چپ ممنوع می شود!
باید مذاکرات جالبی باشد .
محمد قصد ارشاد یک تجزیه طلب را دارد!
قبلا داشتم هیچ رقمه قبول نمی کرد .
عزیز ترین دوست مذکر محمد ابروهایش را مدل شیطونی برمیداره و میگه میخوام تاتو هم بکنم!
خاک تو سرش کنم !
حس محمد به شیرخورشید و فروهر و درفش کاویانی و اهورا مزدا!
شیر و خورشید یه نماد نماد ایران و بسیار قابل احترام هستن و همچنین بقیه به عنوان میراث گرانبهای گذشته .
محمد با چی معطر می شود؟
چای عطری !
محمد در سونا از حال میرود؟
تا حالا نشده ولی اون موقعه کمک خارجی احتیاج دارم .
دوری و بعد مسافت چه حالی برای محمد باقی گذاشته است!
خستگی و بریدن !
محمد گناهکاره و بنده خوبی نبوده یا بیگناهه و از مصلحین!
گناهکار
--------------------------------------
وقایعمحتمل از حضور محمد و میلاد و میلادنگار و یاسر میم در یک اتاق 2*2 و دعواسر 10 سانت فضای بیشتر رو چطور ارزیابی میکنی؟از اصطکاک و شتاب جاذبه ومقاومت هوا صرف نظر شود!( نکته مهم::اون دختره از یاسر قهر کرده و رفتهخونه مامانش اینا...!)
(ماجراهای ممیم(میلاد-میلادنگار-یاسر-محمد) جلد 150 صفحه 1850 چاپ 500!)
خوب اول باید نگار رو از سر راه برداریم ! و احتمالا باید با هم متحد بشیم بعدش به کاری میکنیم ! چون این همش با من مخالفت می کنه .
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط Mohammad 1985 »

Negar.int نوشته شده:سرعت یا قدرت ؟
قدرت
:-(


مواضب اعدام با اره برقی باش !
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط Mil@d »

سهمیه امروز!تصویر

1.از گربه چندشت نمیشه!همش تو دله آشغالی و مناطق کثیف اطراق میکنه!در این زمینه تضادی 180 درجه ای داریم...کلا گربه ها تا من را می بینند محترمانه از منطقه خارج می شوند چون واکنش سنگین و طوفانی بنده را کاملا در جریان هستند!ضمنا طبق تحقیقات کارشناسان رشته گربه شناسی از انیستیتو کت ناون گریه ها عامل بیماریهای مهلکی چون ایدز-دیفتری-کزاز-وبا-سل-سکته قلبی و سرطان معده هستند!
2.بی صبرانه منتظر سوالات گربه ای و غیر گریه ای سایر تماشاگران عزیز هستیم!تصویر
3.پست کمتر از 5 سوال حداقل حکمش اعدام با اره برقی است! درصورت تکرار متهم به کوره بلند ذوب آهن اصفهان انداخته و به بخار تبدیل خواهد شد!تصویر
4.شدیدا دوست دارم دوباره به عشقت برسی! درد کشیده درد دوست میداند عزیز!تصویر
5.بسیار مسرورم که کلیه اقدامات دیپلماتیک جنابعالی در گشایش و بهبود روابط با سازمان فوق سری و مخوف شواری نظارت را ناکام گذارده ام!

6.حالا که چپی یاد گرفتی آموزش لهجه آبادانی در 1 دقیقه هم یاد بگیر!البته سه نوع آبادانی داریم! آبادانی لهجه سنگین(خلویی)-آبادانی معمولی-آبادانی ته لهجه سبک(مثل خودم)تصویر

مواد لازم:یک فروند آبادانی و یک فروند غیر آبادانی داوطلب یاد گیری لهجه!
طرز تهیه:ابتدا فرد آبادانی به خوبی مغز فرد غیر آبادانی رو مورد شستشوی کامل قرار میدهد و پیش زمینه و میان زمینه و پس زمینه ذهنی را در تمامی سلول های خاکستری مغز طرف ایجاد میکند...در لهجه آبادانی کلمات مانند گوشت کوبیده اندکی له می شوند! مثلا رفتم=رفتُم...با من هستی=با مُونی...ولم کن=ولوم کن ...جون مامانت=جان مادرت...جون بابات=جان آقات...ترکوندمش=پوکوندُمش...برای تو=برات...برای من=برام...نگاه کن=سی کن...لیوان=گلاس...کوچه=لین...دوست دختر=زید=یلی...و سایر موارد!

و حالا مکالمه میلاد و محمد پس از طی دوره آموزشی!

محمد:ها سِلام میلاد!چطوری کا! جان میلاد دلتنگت بودُم اساسی اسیدی غیر ممکن!
میلاد:تو! با مونی! چخین نکن عامو! خودُم ناموس لافُم!
محمد:جان میلاد صلواتی بفرست!اون قضیه رو جان تو ول کن دیگه!
میلاد:چیو ول کنُم! زدی آبرومو پرپر کردی ولت کنُم!
محمد:میلاد مردانه بی خیال شو!حالا خلاص شد و رفت!
میلاد:فعلا کاریت ندارُم..رفتی تو استند بای اساسی!
محمد:باشه کا! ایطوری شد دیگه! فعلا کاری نداری؟
میلاد:از اولش هم نداشتم!
-----------------------------------
7.میگم حالا که وضع خوابت اینطوریه احیانا احساس همذات پنداری با جغد و خفاش تا حالا نکردی؟
8.وقت صندلی داغ هم مناسبه! من روزی یکبار میرسم آپ کنم!ضمنا زیادی داغ بشه ته میگیره!
9.یک وجه اشتراک دیگه هم پیدا کردیم!دو تاییمون فیلم رو زبان اصلی نگاه میکنیم!
--------------------------------------------------
و اما حمله چهارم!

1.روشهای اعدامی که به ذهنم میرسه اینا هستن... نظر بده!

دار:
تیرباران:
صندلی الکتریکی:
آمپول کشنده:
پرتاب از بلندی:
گردن زنی با شمشیر:
----------
2.با توجه به سابقه چندین و چند ساله ای که در موساد و سیا و اینتلجنت سرویس داشتی دوست داریم نظرات کارشناسی و تخصصی تو پیرامون روشهای شکنجه زیر جویا شویم!

قرار گرفتن در یک اتاق نیم در نیم بطوریکه مجبوی 24 تا48 ساعت فقط بایستی!
شوک برقی!
فرو کردن دریل در بدن!
سوزاندن پوست با آتش سیگار!
آویزان کردن و معلق نگه داشتن!
بستن به صندلی و قرار دادن قطره چکان با سرعت 1 قطره در 5 ثانیه بر روی سر!
قرار دادن گوشی در گوش و شنیده شدن صداهای ناهنجاری چون مالیده شدن دو سطح صیقلی و غییییییییژ
کشیدن ناخن با انبردست!
اصلاح موی سر با ماشین چمن زنی!
بستن افراد به یک دست رباط مانند و فرو کردن در حوض آب سرد و 10 ثانیه بعد از فرو کردن حوض آب داغ و دوباره برعکس!
------------------------------------
3.محمد شده مسافرکشی هم بکنی؟یک خاطره از مسافر مذکر بگو و یک خاطره هم از مسافر مونث؟
4.خاطره از سنگین ترین تصادفت؟
5.اهل راهپیمایی-نماز جمعه- و اینگونه برنامه ها هستی؟
6.الحمدالله رب العالمین یک شانس خوبی دارم و معمولا در هفته چندباری به تورم میخوره سوژه های عجیب و غریبه که واقعا موقعی که خسته و له هستم روحم رو تازه میکنه! مثلا دیروز یک معتادی دیدم که با خودش این شعر و میخوند!
.
.دوتا سیگار خالی کن...با علف قاطی کن..هرکی گفت این چیه..بگو سیگار خالیه
الگانس شوخی نداره..110 دنبال مانه...پاسگاه در انتظاره... لین 10 حشیش نداره...

تحلیلت چیه؟
--------------------------
7.ضرب المثلهای زیر رو مرود نقد کارشناسی قرار بده!

کشتم شپش شپش کش شش پارا
مردی با بیل مادر زنش را کشت!
آبلیمو شربت یخی..سمبوسه با نون اضاف!
عباس یخی یالا..سیگار نخی یالا!
امشو شوشه لیپک لی لی لونه!
---------------------------
8.میگما!این ساسی مانکن هست!آهنگاشو که گوش میدم حتی درجه 16+ هم داره! بعد قمیشی که همش اشعارش پیام و معنا داره رو راه نمیدن ایران! جریان چیه با ساسی کاری ندارن ولی قمیشی که هرچی گشتم مورد ضدانقلابی هم ازش ندیدم را راه نمیدن! این تضادها برات گیج کننده نیست؟
9.اگر به جای آقای ... آقای ... رییس جمهور میشد برای تو تفاوتی داشت؟
10.اگر روزی قدرت تصمیم گیری تعیین کننده ای در ایران داشته باشی چه قانونی را سریعا پیاده میکنی و چه قوانینی را سریعا حذف میکنی؟
11.نیروی هوایی ایران به نظرت در چه وضعی است؟
12.نظرت درباره عریها چیه؟
13.قبلا که اس ام اس بازی مد بود و یک جوک ترکی برات می اومدشده بود با خودت فکر کنی چرا قومیت آذری همیشه دستمایه جوک هاست؟و به نظرت اینکارا خوراک پان ترک ها نیست؟
---------------------------------

15.محمد و یاسر و میلاد و میلادنگار به گردش علمی میروند! جنگل است و طبیعت و سرسبزی! هرکی میره دنبال علاقه خودش!محمد میره دنبال گونه های جدید از گربه سانان که تو شهر پیدا نمیشه! و یک نرو ماده گیر میاره و مورد نوازش و تیمار قرار میده! اسماشونو میزاره مومولی و شومولی! و خلاصه واسطه خیر میشه واین دو گربه رو میفرسته خونه بخت ! یاسر هم که مدرک کارشناسی ارشد شیمی رو اسکن کرده تو گوشیش همه جا میبره! هرجا میرسه قبل از اینکه خودشه معروفی کنه میگه به نام خدا هستم..از یچگی بزرگ شدمتصویر... کارشنانس ارشد شیمی هستم و یاسر نام دارم...یاسر گونه ای عنصر نایاب به نام سونگولاموسیوناس تصویررو در کف چشمه ای پیدا میکنه و میگه میشه در ساخت تسلیحات هسته ای مافوق مدرن ازش استفاده کرد! میلاد نگار هم رشته اش برقه میگه چون به امکانات ادامه حیات نیاز داریم! باید از طبیعت برق تولید کنیم! خلاصه یک نیروگاه دست ساز برق میسازه در عرض 27 دقیقه و 14 ثانیه! میلاد هم میره یک گله گوسفند می بینه و از اینکه بع بع های انان ناهماهنگه خشمگین میشه! مسئولیت گروه موسیقی و هماهنگ سازی آواز گوسفندان رو بر عهده میگیره و قراره بزودی کنسرت آواز بع بع رو در سالن همایشهای برج میلاد با شرکت 50 راس گوسفند اجرا کنه!

(ماجراهای ممیم-جلد 99-چاپ999-صفحه9999

تحلیلت از دستاوردهای این 4 نفر در این گردش علمی چیه؟
  بی  
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط Mohammad 1985 »

Mil@d نوشته شده:سهمیه امروز!تصویر

1.از گربه چندشت نمیشه!همش تو دله آشغالی و مناطق کثیف اطراق میکنه!در این زمینه تضادی 180 درجه ای داریم...کلا گربه ها تا من را می بینند محترمانه از منطقه خارج می شوند چون واکنش سنگین و طوفانی بنده را کاملا در جریان هستند!ضمنا طبق تحقیقات کارشناسان رشته گربه شناسی از انیستیتو کت ناون گریه ها عامل بیماریهای مهلکی چون ایدز-دیفتری-کزاز-وبا-سل-سکته قلبی و سرطان معده هستند!
نه چندشم نمیشه ! از موشها که کثیفتر نیستند ! البته خوب اونها برای به دست آوردن غدا مجبور هستن برن توی آشغالها ! ولی گربه هایی که خانگی هستن و جاهای تمیز بودن خیلی تمیزن ! در ضمن من نمی خوام گربه ها رو بغل کنم که چندشم بشه !
بله گربه های آبادان کاملا شما رو میشناسن ! همونطور که گفتم حافظه خوبی دارن که با کارتهای میکرو اس دی و M2 تا 32 گیگ قابل ارتقا هست ! تصویر
2.بی صبرانه منتظر سوالات گربه ای و غیر گریه ای سایر تماشاگران عزیز هستیم!تصویر
ما هم همینطور !
3.پست کمتر از 5 سوال حداقل حکمش اعدام با اره برقی است! درصورت تکرار متهم به کوره بلند ذوب آهن اصفهان انداخته و به بخار تبدیل خواهد شد!تصویرتایید میشه !
4.شدیدا دوست دارم دوباره به عشقت برسی! درد کشیده درد دوست میداند عزیز!تصویر
نمی دونم میشه یا نه ولی احتمالش کمه تصویر
5.بسیار مسرورم که کلیه اقدامات دیپلماتیک جنابعالی در گشایش و بهبود روابط با سازمان فوق سری و مخوف شواری نظارت را ناکام گذارده ام!
به هر حال ما ( سازمان ضد اطلاعات و شورای نظارت ) چه بخواهیم چه نخواهیم مجبور به همکاری با هم هستیم !
6.حالا که چپی یاد گرفتی آموزش لهجه آبادانی در 1 دقیقه هم یاد بگیر!البته سه نوع آبادانی داریم! آبادانی لهجه سنگین(خلویی)-آبادانی معمولی-آبادانی ته لهجه سبک(مثل خودم)تصویر
هنوز در حال یادگیری هستم استاد !

مواد لازم:یک فروند آبادانی و یک فروند غیر آبادانی داوطلب یاد گیری لهجه!
طرز تهیه:ابتدا فرد آبادانی به خوبی مغز فرد غیر آبادانی رو مورد شستشوی کامل قرار میدهد و پیش زمینه و میان زمینه و پس زمینه ذهنی را در تمامی سلول های خاکستری مغز طرف ایجاد میکند...در لهجه آبادانی کلمات مانند گوشت کوبیده اندکی له می شوند! مثلا رفتم=رفتُم...با من هستی=با مُونی...ولم کن=ولوم کن ...جون مامانت=جان مادرت...جون بابات=جان آقات...ترکوندمش=پوکوندُمش...برای تو=برات...برای من=برام...نگاه کن=سی کن...لیوان=گلاس...کوچه=لین...دوست دختر=زید=یلی...و سایر موارد!
تصویر سخت نیست ! یاد میگیرم
و حالا مکالمه میلاد و محمد پس از طی دوره آموزشی!

محمد:ها سِلام میلاد!چطوری کا! جان میلاد دلتنگت بودُم اساسی اسیدی غیر ممکن!
میلاد:تو! با مونی! چخین نکن عامو! خودُم ناموس لافُم!
محمد:جان میلاد صلواتی بفرست!اون قضیه رو جان تو ول کن دیگه!
میلاد:چیو ول کنُم! زدی آبرومو پرپر کردی ولت کنُم!
محمد:میلاد مردانه بی خیال شو!حالا خلاص شد و رفت!
میلاد:فعلا کاریت ندارُم..رفتی تو استند بای اساسی!
محمد:باشه کا! ایطوری شد دیگه! فعلا کاری نداری؟
میلاد:از اولش هم نداشتم!
تصویر

-----------------------------------
7.میگم حالا که وضع خوابت اینطوریه احیانا احساس همذات پنداری با جغد و خفاش تا حالا نکردی؟
نه ولی خفاش ها هم از نظر زیستی موجودات جالبی هستن ولی من علاقه ندارم بهشون ! جغد هم نکات جالبی داره و من میتونم صداش رو با کمک دست تقلید کنم !
ولی لقب من پرنده شب هست شاید اگر Mohammad 1985 رو انتخاب نکنم پرنده شب دومین آی دیم باشه
8.وقت صندلی داغ هم مناسبه! من روزی یکبار میرسم آپ کنم!ضمنا زیادی داغ بشه ته میگیره!
اینجا من تعیین تکلیف می کنم وقتی میگم کمه بگو چشم قربان !
9.یک وجه اشتراک دیگه هم پیدا کردیم!دو تاییمون فیلم رو زبان اصلی نگاه میکنیم!
بله ! آخه فیلم سانسور شده کاملا خراب میشه
--------------------------------------------------
و اما حمله چهارم!

1.روشهای اعدامی که به ذهنم میرسه اینا هستن... نظر بده!

دار:
چون در این روش اگر طرف گردنش نشکنه یا قطع نخاع نشه بیشتر طول میکشه تا بمیره دوست دارم تجربه کنم ! ببینم چه حسی دارن !
تیرباران:
ممکنه درد ناک باشه با توجه به نقاطی که تیر ها اصابت میکنه ! ولی معمولا اینطوری نسیت و سریع کشته میشن !
صندلی الکتریکی:
باید جالب باشه ولی دردناکه
آمپول کشنده:
اینم جالب نیست و احتمالا تا طرف کشته بشه جدو آبادش میان جلوی چشماش ! اگه گفتین چرا اعدام رو باسرنگ استریل انجام میدن ؟ چونکه عامل مرگ باید ماده سمی باشه نه چیز دیگه که اگه طرف نجات پیدا کرد در اثر عفونت نمیره !
پرتاب از بلندی:
وحشتناکه !
گردن زنی با شمشیر:
یکی از سریعترین و بدون دردترین روشها هست و مغز بعد از حدود 8 ثانیه میره توی استند بای !
----------
2.با توجه به سابقه چندین و چند ساله ای که در موساد و سیا و اینتلجنت سرویس داشتی دوست داریم نظرات کارشناسی و تخصصی تو پیرامون روشهای شکنجه زیر جویا شویم!

قرار گرفتن در یک اتاق نیم در نیم بطوریکه مجبوی 24 تا48 ساعت فقط بایستی!
فوق العاده دردناکه و تحمل شخص در کمتر چند ساعت به پایان میرسه و دیونه کننده هست ولی نسبت به بعضی شکنجه ها خوبه !
شوک برقی!
فوق العاده دردناکه ولی معمولا کم خطره نسبت به بعضی شکنجه ها البته ممکنه برای بعضی افراد کشنده باشه .
فرو کردن دریل در بدن!
دردناکه و وحشتناک معمولا در این صرت سریع اعتراف می کنن ! البته این گونه شکنجه ها برای کسانی هست که دیگه قرار نیست رنگ آزادی رو ببینن یا قرار که زیر همون شکنجه بمیرن کابرد داره!!!
سوزاندن پوست با آتش سیگار!
درناکه ولی در کل بچه بازیه برای خنده شکنجه گران معمولا انجام میشه!
آویزان کردن و معلق نگه داشتن!
بسیار کاربردی که در اکثر نقاط دنیا انجام میشه !
بستن به صندلی و قرار دادن قطره چکان با سرعت 1 قطره در 5 ثانیه بر روی سر!
دیوانه کننده هست اگر زیاد فرد رو در این حالت قرار بدن کلا عقلش رو از دست میده و حتی دیگه با فلش کردن یا ارتقاع بایوس مغز هم درست نمیشه !
قرار دادن گوشی در گوش و شنیده شدن صداهای ناهنجاری چون مالیده شدن دو سطح صیقلی و غییییییییژ
اینا بیشتر شکنجه های روانی هست
کشیدن ناخن با انبردست!
دردناکه و کمتر استفاده میشه مگر اینکه فرد رو بخوان بکشن یا دیگه رنگ آزادی رو نبینه !
اصلاح موی سر با ماشین چمن زنی!
تصویر تصویر
بستن افراد به یک دست رباط مانند و فرو کردن در حوض آب سرد و 10 ثانیه بعد از فرو کردن حوض آب داغ و دوباره برعکس!
جالبه ولی پدر بدن فرد رو در میاره !
البته الان روشهای بسیار مدرن و پیچیده ای اختراع شده !
------------------------------------
3.محمد شده مسافرکشی هم بکنی؟یک خاطره از مسافر مذکر بگو و یک خاطره هم از مسافر مونث؟
فکر کنم یه بار ! موقعه پول گرفتن خجالت می کشیدم ! من این کاره نیستم ولی شغل بدی نیست !مسافر مونث هم به پستم نخورد همون یه بار ! کلا شاید 3 نفر سوار کرده باشم !
ولی زیاد شده پیرزنی که بار داشته یا خودش درخواست کرده رو رسوندم به مقصد یا مثلا خانواده ای که با بچه کوچک در زیر باران یا شب دیر وقت بوده سوار کردم .
4.خاطره از سنگین ترین تصادفت؟
یه ابله از پشت زد بهم ! از بالای 200 متری دیده بود من وایسادم ! بازم تا آخرین لحظه ترمز نگرفت ! یک روز کامل علافی + دنبال بیمه و گرفتن خسارت و تعمییر ماشین هم حسابی علافم کرد ! تصویر
5.اهل راهپیمایی-نماز جمعه- و اینگونه برنامه ها هستی؟
نه
6.الحمدالله رب العالمین یک شانس خوبی دارم و معمولا در هفته چندباری به تورم میخوره سوژه های عجیب و غریبه که واقعا موقعی که خسته و له هستم روحم رو تازه میکنه! مثلا دیروز یک معتادی دیدم که با خودش این شعر و میخوند!
.
به پست منم میخوره !
.دوتا سیگار خالی کن...با علف قاطی کن..هرکی گفت این چیه..بگو سیگار خالیه
الگانس شوخی نداره..110 دنبال مانه...پاسگاه در انتظاره... لین 10 حشیش نداره...

تحلیلت چیه؟
البته باید دید منظور شاعر از علف در اینجا چیه ! و چه نوع علفی رو در نظر داشتن ! احتملا برای فضا نوردی میخواستن !
--------------------------
7.ضرب المثلهای زیر رو مرود نقد کارشناسی قرار بده!

کشتم شپش شپش کش شش پارا
شپشی که با قتلهای سریالی قصد ترساندن شپشهای 5 پا رو داشته توسط عوامل امنیتی کشته میشه این شعر رو یکی از همون عوامل امنیتی در مصاحبه با رسانه ها خونده بود .
مردی با بیل مادر زنش را کشت!
باید دید این مرد کجایی بوده ؟ چون اگه خارجی باشه بیل احتمالا همدست ایشون بوده و دونفری کار قتل رو انجام دادن !
ولی اگه ایرانی بوده بیل ابزاری بوده برای قتل !
آبلیمو شربت یخی..سمبوسه با نون اضاف!
اینجا با سمبوسه نوشابه میخورن ! ولی اونجا برای غلبه بر تشنگی آب رو در معیت آب لیمو و شکر میخورن که بهش میگن شربت آبلیمو
عباس یخی یالا..سیگار نخی یالا!
عباس یخی کیه ؟ سیگار فروش سر محلتون ؟
امشو شوشه لیپک لی لی لونه!
این از اشعار زمان تیرکمان شاه کبیر هست که در مجالس لهو و لهب آن زمان خوانده میشده
---------------------------
8.میگما!این ساسی مانکن هست!آهنگاشو که گوش میدم حتی درجه 16+ هم داره! بعد قمیشی که همش اشعارش پیام و معنا داره رو راه نمیدن ایران! جریان چیه با ساسی کاری ندارن ولی قمیشی که هرچی گشتم مورد ضدانقلابی هم ازش ندیدم را راه نمیدن! این تضادها برات گیج کننده نیست؟
تصویر
خوب دیگه کسی که اسم اونور آبی روش میخوره به این راحتی نمی تونه برگرده ! در ضمن الان خواننده این ور آبی از اونوری ها بدتر شدن ! و هر دری وری که میا میخونن !
چند سال مد شده هر از مامانش قهر میکنه یه گیتار میگیره دستش میشه خواننده !
9.اگر به جای آقای ... آقای ... رییس جمهور میشد برای تو تفاوتی داشت؟
نه زیاد ! چه برای من چه برای بقیه ! نمی دونم چرا بعضی فکر می کردن تغییراتی گسترده صورت خواهد گرفت ! سیاست کلی هر نظامی مشخصه و هر کسی هم ریس یه دولتی در هر جای دنیا بشه طبق اون حرکت میکنه !
10.اگر روزی قدرت تصمیم گیری تعیین کننده ای در ایران داشته باشی چه قانونی را سریعا پیاده میکنی و چه قوانینی را سریعا حذف میکنی؟
خوب این بحث کلیه ! نمیشه الان بگم چی باید باشه چی نباید باشه ! با توجه به شرایط کشور و مصلحت کشور در زمان فوق تصمیم گیری میشه اونم نه اینکه نظر من باشه باید یه کار کارشناسی گروهی صورت بگیره تا یه قانون پیاده بشه و تمام امور در نظر گرفته میشه کلا قوانین و سیاست کلی کشور در مرحله اول تامین کننده امنیت و منافع و اقتدار و پیشرفت کشور از هر لحاظ وضع میشن و در مرحله دوم تامین کننده منافع کشور های دوست و هم پیمان و در مرحله سوم برای مناسبات و ارتباط با سایر دنیا و در کل همیشه اول مردم کشور و تامین زندگی معنوی و مادی و همچنین امنیت کشور دغدغه اصلی حکومت خواهند بود .
11.نیروی هوایی ایران به نظرت در چه وضعی است؟
متاسفانه شرایط برای کشوری به پهناوری ایران زیاد مناسب نیست و نیاز به جنگندهای نسل جدید به شدت احساس میشه ولی هر چند کارهای خیلی خوبی صورت گرفته ولی کافی نیست .
12.نظرت درباره عریها چیه؟
اکثرشون فقط به فکر شکم و زیر شکم هستن ! و ایران رو دشمن خودشون میدونن ! هنوزم از این به شدت هراس دارن و از این جهت به تقویت نظامی خودشون دست میزنن ! ولی عربها همون بهتر که برن با شمشیر بجنگن ! کلا دشمنان ایران از هر قوم و نژادی که باشن باید نابود بشن .
13.قبلا که اس ام اس بازی مد بود و یک جوک ترکی برات می اومدشده بود با خودت فکر کنی چرا قومیت آذری همیشه دستمایه جوک هاست؟و به نظرت اینکارا خوراک پان ترک ها نیست؟
خوب قطعا یه دستهایی پشت پرده بوده برای این کار که من بیشتر شکم به انگلیس هست که قصد ایجاد تفرقه بین اقوام ایرانی برای تجزیه ایران را دارد و این یک برنامه بلند مدت هست . بحث ها در این موارد بسیار گسترده هست و در اینجا جاش نیست .
گفتی ترکها بزار بگم که اینی که همه ملت فکر می کنن همدانی ها ترک هستند من نمی دونم کی این شایعه رو درست کرده ! خود شهر همدان و تویسرکان فارس هستن و فارسی زبان ولی شمال استان ترک جنوب لر و غرب و به سمت کرمانشاه اکثرا کرد هستن . هر کسی گفت من همدانی هستم و ترک یا لر بود قطعا از مهاجرین سایر شهرها و روستاهای استان به شهر همدان هست .
---------------------------------

15.محمد و یاسر و میلاد و میلادنگار به گردش علمی میروند! جنگل است و طبیعت و سرسبزی! هرکی میره دنبال علاقه خودش!محمد میره دنبال گونه های جدید از گربه سانان که تو شهر پیدا نمیشه! و یک نرو ماده گیر میاره و مورد نوازش و تیمار قرار میده! اسماشونو میزاره مومولی و شومولی! و خلاصه واسطه خیر میشه واین دو گربه رو میفرسته خونه بخت ! یاسر هم که مدرک کارشناسی ارشد شیمی رو اسکن کرده تو گوشیش همه جا میبره! هرجا میرسه قبل از اینکه خودشه معروفی کنه میگه به نام خدا هستم..از یچگی بزرگ شدمتصویر... کارشنانس ارشد شیمی هستم و یاسر نام دارم...یاسر گونه ای عنصر نایاب به نام سونگولاموسیوناس تصویررو در کف چشمه ای پیدا میکنه و میگه میشه در ساخت تسلیحات هسته ای مافوق مدرن ازش استفاده کرد! میلاد نگار هم رشته اش برقه میگه چون به امکانات ادامه حیات نیاز داریم! باید از طبیعت برق تولید کنیم! خلاصه یک نیروگاه دست ساز برق میسازه در عرض 27 دقیقه و 14 ثانیه! میلاد هم میره یک گله گوسفند می بینه و از اینکه بع بع های انان ناهماهنگه خشمگین میشه! مسئولیت گروه موسیقی و هماهنگ سازی آواز گوسفندان رو بر عهده میگیره و قراره بزودی کنسرت آواز بع بع رو در سالن همایشهای برج میلاد با شرکت 50 راس گوسفند اجرا کنه!

(ماجراهای ممیم-جلد 99-چاپ999-صفحه9999

تحلیلت از دستاوردهای این 4 نفر در این گردش علمی چیه؟
بهتر بود به صورت تیمی کار میکردیم ! به همین خاطر بود که بیشتر از 2 شب نشد بمونیم ! در ضمن من هم باید فرماندهی گروه ور بر عهد میگرفتم . به جای ایجاد نیروگاه برق که کلی وقتمون رو گرفت میشد از سلول خورشیدی استفاده کنیم که این نگا فق برای مخالفت با من گفت حتمتا باید نیروگاه بزنیم !
یاسر هم که با اون کشفش نزدیک بود سر همون رو به باد بده

بابا یه چندتا سوال بپرسین دیگه ! فقط مجری داره میپرسه توی سایتهای دیگه طرف رو بمباران سوال می کنن !
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط Solver »

ناراحت نشوی، بررسی شخصیتی هست.


1. تا به حال خبر فوت کسی را به نزدیکان وی دادی؟ شرح بده.


2. فوت هیچ کدام از اقوام درجه یک را تجربه کردی؟ امیدوارم از این به بعد تجربه نکنی (البته خودت هم کلی عمر مفید داشته باشی)


3. تا به حال از فوت کسی خوشنود شدی؟

4. مرگ کدام یک از آشنایان، نزدیکان یا دوستان غم انگیز تر بود برات؟

5. تا به حال خودت چقدر به مرگ نزدیک شدی و جان سالم به در بردی؟

:sad:
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط Mohammad 1985 »

Negar.int نوشته شده:ناراحت نشوی، بررسی شخصیتی هست.

نه آقا ناراحت برای چی بشم ؟!
1. تا به حال خبر فوت کسی را به نزدیکان وی دادی؟ شرح بده.
خوشبختانه تا حالا نشده به غیر از یک مورد که فوت مادر بزرگم رو در سانحه رانندگی فوت شده بود رو به اطلاع برادرم رسوندم ! چون عید بود با کاروان راهیان نور رفته بودن جنوب چند بار تماس گرفتیم آنتن نمی داد یه سری زنگ زدم اصلا فکرشو نمی کردم اتن بده جواب داد منم خیلی سریع و بی مقدمه بهش گفتم ! کلا قاطی کرده بود !! گوشیشم جا گذاشته بود که بعدا دوستاش آورده بودن ! چون مادر بزرگمون برامون مثل مادر بود .

2. فوت هیچ کدام از اقوام درجه یک را تجربه کردی؟ امیدوارم از این به بعد تجربه نکنی (البته خودت هم کلی عمر مفید داشته باشی)
همون مورد بالا ولی به هر حال مرگ به سراغ همه میاد .

3. تا به حال از فوت کسی خوشنود شدی؟
نه ! البته از مرگ کسانی مثل صدام حسین و یا افرادی مثل اون همچنین قاتلین بی رحم و آدم کشهای حرفه ای و افراد مشابه ( خوشحال که نه ولی یه جور حس رضایت )

4. مرگ کدام یک از آشنایان، نزدیکان یا دوستان غم انگیز تر بود برات؟
پسرخاله 6 سالش بود چند سال پیش توی استخر غرق شد و بعد از اون مادر بزرگم

5. تا به حال خودت چقدر به مرگ نزدیک شدی و جان سالم به در بردی؟
بیشتر احتمال تصادف بوده
:sad:
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
New Member
پست: 10
تاریخ عضویت: دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸, ۸:۳۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 31 بار
سپاس‌های دریافتی: 24 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط activeonnet »

سلام Mohammad 1985جان

خوبی؟
من فکر میکنم پشت این همه طنازی دل پرغمی هست،حدسم درسته؟
زیاد سختی کشیدی؟
وقتی دلت میگیره چیکار میکنی؟
وقتی رو مودی چیکار میکنی؟بلند میشی میرقصی؟! :grin:
فکر میکنی بزرگترین رهاوردهای زندگیت چی خواهد بود؟

درپناه خدا شاد باشی. :D
Captain II
Captain II
پست: 122
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۷, ۹:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 289 بار
سپاس‌های دریافتی: 1424 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mohammad 1985...!

پست توسط Mohammad Razzazan »

آقا دیدم شما هم گربه دوستی اومدم سلامی عرض کنم! :(

موفق باشید :razz:
[FONT=Verdana]IRANIAN SPOTTERS 
قفل شده

بازگشت به “صندلي داغ”