[HIGHLIGHT=#ffff00]پارلمان رژيم صهيونيستي: حزب الله به يك نيروي نظامي درجه اول مبدل شده است
فارس: پارلمان رژيم صهيونيستي در گزارش خود پيرامون جنگ 33 روزه لبنان نوشت:حزب الله تلاش هاي طاقت فرسايي را براي ساختار نيرويي خود به كار بست. حزب الله توانست با به كاربستن اين تلاش ها و استفاده از ظرفيت ها و امكانات، خود را به يك نيروي نظامي درجه اول مبدل سازد.
[HIGHLIGHT=#ffff00]*حزب الله
نيروي نظامي حزب الله از چندهزار رزمنده اي كه به شيوه هاي ارتش هاي نظامي ، آموزش ديده اند، فراتر نمي رود. در حزب الله در مراحل مجهز شدن و انجام حمايت هاي لجستيكي، بر تجهيز به تسليحات موشكي كوتاه برد، ميان برد و دور برد اهتمام جدي گمارد تا اينكه توانست در مجموع چهارده هزار موشك را در اختيار داشته باشد.
بيشتر اين موشك ها، كوتاه برد و از نوع كاتيوشا 107 و 122 ميليمتري مي باشند. برد اين نوع كاتيوشاها بيشت كيليومتر مي باشد. تهيه اين نوع موشك به زمان پيش از عقب نشيني اسرائيل از جنوب لبنان بر مي گردد. در شش سال پس از عقب نشيني اسرائيل به سال 2000 ميلادي، و منتهي به جنگ اخير، حزب الله توانست خود را به موشك هاي دور برد و سلاح هاي اتوماتيك مجهز نمايد. همچنين در اين مدت توانست ابزارهاي پيشرفته رزمي ، شبكه هاي ارتباطي جديد و ديگر تجهيزات را به دست آورد و نيز به حفر تونل هاي زير زميني اقدام نمود.
علاوه بر اين، حزب الله تلاش هاي طاقت فرسايي را براي ساختار نيرويي خود به كار بست. اين اقدام از راه ايجاد گروههاي رزمي بيشتر، گسترش زمينه فعاليت آنها و عمق بخشي(جغرافيايي) به فعاليت اين نيروها در جنوب لبنان و اطراف بيروت انجام شد. به ويژه در اين مدت حزب الله در جهت ايجاد خدمات زيربنايي مربوط به زيرساخت هاي خود اقدام نمود. به اين ترتيب، حزب الله توانست با به كاربستن اين تلاش ها و استفاده از ظرفيت ها و امكانات، خود را به يك نيروي نظامي درجه اول مبدل سازد.
در كنار تلاش هاي نظامي، حزب الله با بهره مندي از پشتوانه مردمي از سوي شيعيان كه اساساً در جنوب لبنان متمركز مي باشند، در فعاليت هاي سياسي داخلي لبنان نيز حاضر شد. اما با اين حال، حزب الله وضعيت خود به عنوان يك تشكيلات سري و زير زميني را حفظ نمود و فعاليت سياسي آشكاري را انجام نداد. مي توان از طريق مفاد زير به چهره خارجي حزب الله نگاه نمود:
*1. حزب الله از توان نظامي پيشرفته اي بهره مند است. از جمله اينكه از سلاح هاي موشكي و خمپاره هاي با برد متفاوت ، شبكه ارتباطاتي، دستگاه دفاعي و پشتيباني و نيز توزيع مناطق ميان فرماندهي هاي نظامي و ... برخوردار است.
*2. حزب الله ، شيوه جنگي شبيه به جنگ هاي پارتيزاني را انتخاب كرده و به اندازه ممكن از ورود به رويارويي هاي مستقيم و جنگ هاي رودر رو پرهيز مي كند. به طوري كه وارد مرحله تعيين كنندگي و تسليم نمي شود و در بيشتر موارد به پنهان شدن از ديد دشمنانش متوسل مي شود.
*3. حزب الله همچون ديگر سازمان هاي مشابه، در هدف قراردادن غير نظاميان اسرائيلي هيچ مانعي را فراروي خويش نمي بيند. در بسياري موارد، حزب الله براي حفظ انبارهاي تسليحاتي و نيز مقرهاي خود از غيرنظاميان لبناني استفاده مي كند.[SUP]*(1)[/SUP]
حزب الله توانسته هزاران رزمنده را در دو رسته نظامي و احتياط به عضويت خود در آورد. همچنانكه بخش بزرگي از اين نيروها ، در ايران، تمرين هاي گسترده و فراوان براي جنگ هاي پارتيزاني ديده اند. از جمله آموزش يگان هاي ويژه پرتاب موشك . اين يگانها از دستگاههاي پيشرفته پرتاب موشك بهره مند مي باشند. علاوه بر اين، حزب الله در ايجاد شبكه اي گسترده از تونل ها و سنگرهاي بزرگ در زير زمين منطقه جنوب لبنان موفق بوده است. تا از اين شبكه گسترده براي اهداف مختلفي بهره برداري نمايد كه بخشي از اين اهداف در جنگ دوم لبنان آشكار شد.
علاوه بر آنچه گفته شد، حزب ا لله شبكه ارتباطاتي پيشرفته اي در اختيار دارد و از فرماندهي كارآمدي براي كنترل در جاي جاي بيروت بهره مند مي باشد. البته اين فرماندهي و شبكه ارتباطاتي در حومه جنوبي بيروت كه مركز اصلي حزب الله به شمار مي رود، متمركز شده است. علاوه بر اين، حزب الله ، فناوري هاي نظامي موشكي به ويژه موشك هاي دريايي از نوع c-802 (ساخت چين) را در اختيار دارد. [HIGHLIGHT=#dbe5f1]از عواملي كه به حزب الله كمك كرد تا يك جنگ پارتيزاني موفق و سري را انجام دهد مي توان به موارد زير اشاره كرد:
*1. شمار نسبتاً كم نيروي رزمنده
*2. پنهان سازي توان نظامي خود.
*3. سازگار بودن نيروي نظامي حزب الله با وضعيت غيرنظامي و ميداني و به كارگيري اين وضعيت براي مأموريت هاي دفاعي.
*4. اقدام به دادن استقلال عمل به فرماندهان نظامي ميداني. اين مهم از راه پرهيز كامل از شيوه سنتي و كلاسيك ارتش هاي عربي كه در گذشته اتخاذ مي شد، محقق گرديد.
*5. ايجاد ساختار لجستيكي و فرماندهي به طوري كه توان ادامه جنگ در شرايط بسيار سخت و براي مدتي طولاني را ايجاد مي كند.
در دوره جنگ دوم لبنان، و در اوج بهره گيري از نيروي نظامي خود، حزب الله بر اين مفاهيم و مباني پايبند بود و بر آن اصرار داشت. چون تمايل جدي به حفظ هدف خود يعني ضربه زدن به اسرائيل و ارتش اين رژيم ، داشت تا بتواند مسأله موسوم به پيروزي در برابر اسرائيل را محقق سازد.
حزب الله بر اين باور است كه هدف استراتژيك اين حزب براي افزايش توان نظامي به منظور ايجاد مرحله تعيين كنندگي با اسرائيل نمي باشد. چون باور دارد با ابزارهايي كه پيوسته آنرا در تنگنا قرار مي دهد، هرگز نمي تواند تماشاچي باقي بماند. [SUP]*(2)[/SUP]
ويرانگرترين ابزار تهاجمي حزب الله كه از آن به شكل استراتژيك استفاده كرد، همان موشك هاي بياري [بسیاری] بود كه حزب الله در دهه اخير(منتهي به اين جنگ) توانسته با حمايت ايران و وسوريه توليد و تقويت نمايد. در آستانه وقوع جنگ اخير، حزب الله نزديك به چهارده هزار موشك با بردهاي مختلف را در اختيار داشت.
بيشتر اين بمب ها و موشك ها (بيش از هفت هزار موشك) پيش از عقب نشيني ارتش اسرائيل از جنوب لبنان به سال 2000 به اين حزب رسيده بود. نكته شگفت آور اينكه بخشي از اين بمب ها را در انبارهايي كه در "بخش امنيتي "توسط ارتش ايجاد شده بود، ذخيره سازي نموده بودند.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]بيشتر موشك ها از برد كوتاه يعني بيست كيلومتري برخوردار بودند. قسمت انفجاري اين موشك ها وزني معادل 7-18 كيلوگرم دارند. به دنبال عقب نشيني اسرائيل از لبنان اين بمب ها و موشك ها -به ويژه كاتيوشاهاي 107و 122 ميليمتري كه تعداد آن به پنج هزار موشك مي رسيد- در مخفي گاهها و اماكن غير نظامي ذخيره سازي شدند. يا ا ينكه آنها را در موقعيت هايي قرار دادند كه آماده شليك از جنوب لبنان باشند.
با توجه به برد كوتاه ا ين موشك ها، حزب الله اقدام به استقرار اين موشك ها در فاصله كمتر از ده كيلومتري از مرزهاي اسرائيل با لبنان نمود. همچنين در جنگ اخير، بيشتر اين موشك ها توسط دستگاه تايمر شليك شدند به طوري كه با تايمر از قبل آماده شليك مي شوند و نيازي به سكوي پرتاب ندارند.
به طور كلي، حزب الله در اين جنگ توانست نزديك به 3500 عدد موشك از اين نوع را به سوي اسرائيل پرتاب كند.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]علاوه بر آنچه گفته شد، حزب ا لله هزار موشك با برد 40-200 كيلومتري را در اختيار داشت كه در اين جنگ تعداد هفتصد عدد از اين موشك ها را به سوي اسرائيل شليك كرد. به ويژه اينكه بخشي از اين موشك ها وزني بين 18-600 كيلوگرم داشتند و از انواع سنگين،بزرگ و پيچيده و تركيبي بودند. به طوري كه كارآمدي اينها از موشك هاي كاتيوشاي كوتاه برد، [بیشتر] بود. برد اين موشك ها به حزب الله اين امكان را مي داد كه از اين موشك ها در سكوهاي مستقر در مناطق شمالي مانند شهر صور و اماكن ديگر در شمال و جنوب رود ليتاني ، استفاده كند.
[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*آمادگي هاي ارتش در آستانه جنگ در طول مرزهاي شمالي
حزب الله در برابر ايجاد توان نظامي و تحكيم بخشي به حضور سياسي خود در لبنان، گاه اقدام به پاسخ به عمليات هاي نظامي اسرائيل نموده و گاهي ديگر مبادرت يكجانبه به انجام عمليات هاي مختلف بر ضد اسرائيل نمود. بيشتر اين اقدامات نظامي عبارتند از پرتاب موشك به شمال اسرائيل، كاشت شمار فراواني بمب و مين و نيز ايجاد كمين هاي مسلحانه و حتي كسب موفقيت در نفوذ و ورود مسلحانه به داخل اراضي اسرائيل مي باشد.
از سوي ديگر، حزب الله با به كارگيري تجهيزات پيشرفته و فناوري ها و نيز نيروي انساني و اقدام به استفاده از عناصر اسرائيلي ، تلاش فراواني براي تقويت توان اطلاعاتي خود به كار بسته است. همچنين حزب الله توانسته به خوبي نيروها را آموزش دهد و با برنامه ريزي درست در اقدام به ربودن سربازان اسرائيلي در مرزهاي شمالي اسرائيل- به ويژه در فاصله سال هاي 2005-2006 كه توان ميداني و ساختار نظامي خود را در كنار مرزهاي اسرائيل گسترش داد، - موفق شود.
به رغم آگاهي منابع اطلاعاتي و نهاد سياسي اسرائيل از رشد و افزايش توان حزب الله و تمايل فراوان اين حزب به ربودن سربازان اسرائيلي، ارتش اسرائيل براي جلوگيري از وخيم شدن وضعيت حاكم ميان اسرائيل و حزب الله، تلاش فراواني به كار بست. استراتژي كه پس از خروج از لبنان به سال 2000 در جبهه شمالي اسرائيل اتخاذ شد ، به "نظريه " موسوم گرديد. بر اساس اين نظريه ، نوعي رابطه با حزب الله بايد طرح ريزي شود كه يك بازدارندگي ميان اسرائيل و حزب الله براي جلوگيري از وخيم تر شدن وضعيت حاكم ، به وجود آيد. خاستگاه اين نظريه درك اين واقعيت بود كه هرگونه رويداد محدود و منطقه اي مانند ربودن سربازان، مي تواند زمينه گشوده شدن سريع راه بروز يك جنگ با پيامدها و تأثيرات استراتژيك ، را باز نمايد.
[HIGHLIGHT=#fac08f]نتايج حاصل شده از اين سياست ، آسان و بسيط بودند؛ از دستگاه امنيتي خواسته شد ، با وضعيت موجود به گونه اي تعامل داشته باشد كه به شعله ور شدن آتش جنگ نينجامد و در صورتي كه حزب الله دست به اقدامي آشكار -به هر شكلي- بر ضد اسرائيل بزند، بايد اسرائيل به آن پاسخي محدود-اگرچه از راه آتشباري پدافندي- بدهد، آن هم به اين شرط كه اين واكنش به بدتر شدن وضعيت منجر نشود. اين سياست بيش از اينكه به اسرائيل كمك كنند، موجب شد حزب الله اسرائيل را به رويارويي نظامي و وخيم كردن وضعيت بكشاند تا به اين ترتيب اين سياست اتخاذ شده، جلوي تحقق هدف مورد نظر را بگيرد.
به عنوان مثال، پس از اقدام[ناكام] حزب الله به ربودن سربازان از روستاي «غجر» به سال 2005، رئيس ستاد ارتش اعلام كرد كه حزب الله با عمليات خود به دنبال "به هم زدن واقعيت حاكم در طول مرزهاي شمالي " بوده است. اقدامات گسترده ميداني فرماندهي منطقه شمال نيز براي ناكام گذاشتن حزب الله و جلوگيري از ناآرام شدن منطقه صورت گرفته است.
مبناي منطقي اين سياست حركت در ميان دو مسأله بود:اول اين كه: تمايل به جلوگيري از گشايش جبهه گسترده نظامي در زماني كه ارتش تمام اهتمام خود را صرف جنگ در كرانه باختري و غزه نموده بود و آموزش لازم و تجهيز شايسته براي اين نوع رويارويي نظامي فراهم نشده بود. و دوم: تمايل براي جلوگيري از رويارويي گسترده نظامي بر اساس شرايط سياسي و اقتصادي ناخوشايند براي اسرائيل.
اما بنيان اصلي اين سياست از راه موارد زير موجب "مهار كردن تاكتيكي ارتش " گرديد:
*1. توقف فعاليت يگان هاي نظامي در منطقه الجليل.
*2. عقب كشيدن گشتي هاي ارتش .
*3. كاهش حجم عمليات نظامي و كيفيت اين عمليات ها در طول مرزهاي اسرائيل با لبنان.
*4. كامل نشدن استقرار ابزارهاي فناوري در منطقه مرزي.
*5. ضغف شبكه ضد اطلاعاتي در اين منطقه.
به دليل دور نكردن سربازان از مناطق قابل پيش بيني براي ربايش سربازان، تهديد به ربايش به آساني به حقيقت پيوست. علت ديگر اين امر ، نپرداختن به پيامدهاي ميداني اين سياست اتخاذ شده بود.
علاوه بر اينكه حاكميت سياسي اسرائيل در طول مرزها مخدوش گرديد، و حجم سربازان حاضر در مرزها كاهش يافت، ارتش اقدام به انتقال شهروندان و سربازان اسرائيلي به خط مقدم جبهه نمود و با ا ين كار ، آنان را در معرض خطر ربايش قرار داد. در نتيجه، تلاش براي ضربه زدن به توان حزب الله براي جلوگيري از ربايش سربازان ما، و يا ايجاد بازدارندگي در اين زمينه، هرگز مورد مطالعه و بررسي قرار نگرفت.
پي نوشت ها:
*(1):در اين ادعا كه معمولا بسيار از سوي صهيونيست ها به كار مي رود، يك نكته به صورت عامدانه مورد غفلت قرار دارد. ساختار نظامي حزب الله بر اساس استقرار چريك ها در نزديك محل سكونت خود يا حتي در خود محل سكونتش قرار دارد. يعني در حقيقت هر چريك حزب الله از خانه خود دفاع مي كند. در چنين وضعيتي چريك ها مهمات مورد نياز خود را در منزل و در نزديكي آن مخفي مي كنند و طبيعي است كه مثلا مسئول شليك موشك در روستاي قانا، مقدار موشك هاي مورد نياز خود را در خانه اش پنهان خواهد كرد.
*(2): اين منطقه استراتژيك گروههاي مسلح مي باشد. با به كارگيري شيوه ها و ابزارهاي اختفا و آموزش و نيز انجام عمليات هاي گسترده و در كنار آن حفظ توان تهاجمي، اين سازمان ها مي توانند از ورود به مرحله تعيين كنندگي با دشمن پرهيز كنند. لذا شاخصه پيروزي بر دشمن از راه تحقق تعيين كنندگي نزاع و تسليم دشمن محقق نمي شود، بلكه از راه حفظ پيوسته توان خود از تحمل آسيب جدي ، به پيروزي دست مي يابند.
ادامه دارد ...
فارس


به گفته سيد حسن نصرا... ( اين جنگ تاريخي نقطه پايان شكست براي اعراب ومسلمانان ونقطه شروع نابودي بزرگترين جنايتكاران تاريخ است. (انشاا...)) 

